
زیبای من میدانم دوری...
خیلی دور
دستم بهت نمی رسد...اگر ممکن هست
گهگاهی در مسیر باد باش..اینجا همیشه مشامی هست
که در انتظارش
عمیق تر میکشد تک تک نفس هایش را...!
خدایا شکرت..
دلم میخواد پرواز کنم......
یعنی میشه...!!خدا
.
.
خدایا هزار هزار بار شکرت
روی کاغذ مـــیــــــنــــویــــســـــم
دســـــتــــــهـــــــای تـــــــــــــــــو ...
و روی آن دســـت مــــیـــکـــشـــم . . . ! !
چقدر سخته دلتنگ صدایی بشی
که بهش قول دادی
هیچ وقت مزاحمش نشی!!!!
دوباره شب
دوباره یاد تو این دل بی قرار را بیدار نگه داشته!!
دوباره شب
دوباره هق هق های بی صدا
دوباره تنهایی
دوباره سکوت
دوباره مهربونی های تو
دوباره من
و یه دنیا خاطره......
شمایی که کسی دوستون داره
بله!!!
با شما هستم
هیچی...
فقط خوش به حالتون

چقدر دلم میخواد همش بخوابم..
از دنیای بیداری بدم میاد
متنفرم..
خدایا میشه منو بیدار نکنی...لطفا!!!
فقط وقتی خوابم آرامش دارم

میشه منو ببینی!!!!!!؟
خدایا خسته م..
از همه ی این دنیا خسته م ...از همه چیزش بدم میاد
میشه منو همین جا پیاده کنی!!
خدایا بخدا دیگه نمیتونم.
از بودن خودم هم بدم میاد
از بودن هایی که هست...و نباید باشد
از نبودن هایی که دلم براشون تنگ میشه و باید باشن ...و نیستن
از همه چیز بدم میاد
خدایا چیکار کنم؟؟؟!!!
خدایا فقط تو میدونی چی میکشم...
از گریه های بی صدا خسته م.....دلم میخواد داد بزنم و گریه کنم .
خدایا زندگی خیلی سخته ...خیلی
خدایا دنیام روح نداره...خیلی وقته مردم
ولی تموم نمیشه!!!!!!نمیدونم من اینجا چیکار میکنم؟
خدایا میشه منو برگردونی ؟؟؟برگردونی پیش خودت
هیچ چیزی برا موندن ندارم..
خسته م ...خیلی خسته م
خدا........

لبهایم خاموشند
و گریه هام بی صدا...
اما کاش غوغای درونم را می شنیدی !!!
و باورم می کردی که چه " دلتنگتم "
غریقی خاموش
در کولاک زمستان.
فانوس های دور سوسو می زنند
بی آن که مرا ببینند
آوازهای دور به گوش می رسند
بی آن که مرا بشنوند.
من نه غزالی زخم خورده ام
نه ماهی تنگی گم کرده راه
نهنگی توفان زادم
که ساحل بر من تنگ است. –
آن جا که تو خفته یی
شنزاری داغ
که قلب من است.

اگر بدانی وقتی نیستی
چقدر بیهوده ام
تلخم..
خراب و هیچم....
اگر بدانی فقط !!!
هیچوقت نمی روی
حتی به خواب...
بـعضی وقتا شُماره ی یکـی تو گوشیت هست کــه نمیتونی
بهش زنگـ بزنـی
دلتـَمـ نمیـآد پاکـش کنــی
هروقتمـ چشمت بـه اِسمـش میفتــه دلـت یـه جوری
میشـه
خیلــی دردناکـِ اون لحظـه
میفهمی !!
دردناکــِ ...
می شود صدایت را
همیشه در خواب من
جا بگذاری....؟؟!!
پشت همین پنجره ی تنهایی
من تمام بودن ها را به آسمان سپردم
در اوج نبودن اینجا نشسته ام
چند لغت نامه دارم کنار دستم
نمیدانم خودم را با کدام زبان ترجمه کنم.
تا مرا بفهمی و بدانی...
آری دنیایت با من فرق دارد
تو فرشته ای...
دنیای فرشته ها نه آدمها رو میپذیرد..
نه حواها را..

آدم خوب قصه های من!!
دلتنگت شده ام....
حجمش را میخواهی؟؟؟ خدا را تصور کن…

نـہ نمـی دآنـی !
هيچکس نمـی دآند. . .
پشت اين چهره ي آرامـ دردلم چـہ مـی گذرد...
نمـی دآنـی !
کسي نمـی دآند. . .
اين آرامش ِ ظاهــر و اين دل ِ نـا آرامـ ،
چقدر خستـہ امـ مـی کند . .

میدونم نمیدونی اما میدونم که میخونی که دلتنگتم

این روز ها فقط
میخوابم که بیدار نباشم!!!
تا نبینم...
نشنوم...
حس نکنم این بی مهری ها را
سردی ها...
و بی عاطفه گی ها را
و...

دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم
می آید...
می ماند...
و به تنهاییم پایان می دهد...
آمد...
رفت...
و به زندگی ام پایان داد....

کاش میدانستی ...
که , حتی .. " خیال تو "
می ارزد به داشتن " خیلی ها "

بامن حرف بزن من دلم حرف میخواهد
دلنشین...بامن حرف بزن
من تنهایم...
بامن حرف بزن شاید دلم کمی ارامتر شود
بامن حرف بزن ...ازبامن نبودن بگو...شاید جدایی باورم شود
بامن حرف بزن و به درد دل چشم هایم بیا
که من بسیار غمگینم...که من بسیار دلگیرم...که من بسیارمیمیرم

دلتنگ که میشوی دیگر انتظار معنا ندارد
یک نگاه کمی نا مهربان
یک واژه ی دور از انتظار
و یک لحظه فاصله
میشکند بغضت را!!!

دلـــَـم تــَــنگ شده
بــرای یک"دلخوشی کوچک"...
دل خوشــی به یک"هستــم"..
به یک"کجایی؟"...
به یک"خوبی؟"...
به یک"حضـور"...
به یک"ســـــــلام"......

نگــاه کـن مــرا ...
نگــاه کـن تاریکـــی ِ ایـن عکــــس را
که تلخـی هـای ِ زندگـی ِ بـی تــو سیـــاهَ ش کــرده اسـت
نگــاه کـن ایـن " مـــــــــــــــــن " را
که از بــس دلتنگــــــــ ِ " تــــــــو " بـــود
تمــــام ِ " مـــن " اش را از یاد بُـــرد
از یــــاد بُــرد
دل خوشـی های ِ کوچـک ِ زندگـی را
نگاه کن مرا.......
