يه چيزي نوشت

يه مدت ديگه تقريبا ۲ هفته کمتر ديگه کلاسام شروع ميشه

چقدر بزرگ يکم استرس دارم اين محيطه بزرگونه واسم يه جوري غريبه

خدا کنه با دوستاي خوبو اهله دلي  اشنا شم

اين مدت اينقدر همش ميخوابيدمو خوش گزروندم فک کنم از کلي کلاساکلاساي صبحم جا بمونم.

هفته قبلي رفتم کنسرت رضا يزداني عااااااااااالي تر از اين نميشد

smile

سلاااااااااااااااااام

  این گلا واسه شما درسته واسه تو از شیراز نفرستادم

اخه چقدر من خوبم


هوا این روزا خیلی خوبه امیدوارم هممون این روزا حال دلمونم مثه این هوا خووووووب باشه



همه ی بیخوابیام به فدای بودنت

من تو گریه هام نشستم منتظر اومدنت

اگه از راه برسه لحظه ی دیدار نگات

اره من مجنون ترینم واسه لیلیه چشات

اللهم عجل لولیک الفرج


دخترونه










حماسه ی حسینی

وقتی که روح بزرگ شد، جسم و تن چاره ای ندارد جز آن که به دنبال روح بیاید، به

زحمت بیفتد و ناراحت شود. از آن سو، روح کوچک به بردگی خواسته های تن در می

آید و هر چه را که تن فرمان دهد اطاعت می کند. در پی لقمه برای سیر کردن شکم

می رود اگرچه از راه دریوزگی و تملق و چاپلوسی باشد. دنبال پست و مقام می رود

ولو با گرو گذاشتن ناموس باشد. روح کوچک تن به هر ذلت و خواری می دهد تا خانه اش مجلل تر باشد، زرق و برق زندگیش بیشتر باشد، وسایل آسایشش فراهم باشد.

اما روح بزرگ به تن نان جو می خوراند، بعد هم می گوید بلند شو شب زنده داری کن!

روح بزرگ وقتی کوچکترین کوتاهی در وظیفه خود می بیند، به تن می گوید این سر را

توی تنور ببر تا حرارت آن را احساس کنی و دیگر در کار یتیمان و بیوه زنان کوتاهی

نکنی. روح بزرگ آرزو می کند که در راه هدفهای الهی و بزرگ خودش کشته شود؛

فرقش که شکافته می شود، خدا را شکر می کند. روح وقتی که بزرگ شد، باید در

روز عاشورا سیصد زخم بر بدنش وارد شود. آن تنی که زیر سم اسب ها لگدمال

می شود، جریمه یک روح بزرگ را می دهد.

التماس دعا


هوووووورا دوستام میان

سلام....سلام به روی ماهم

خدایا پایه ما کی به این دانشگاه باز میشه درس بخونیم

اخه تا بهمن کلی  مونده منم حوصلم سر رفته اما....اما چی؟

دوستام اومدن و من کلی خوشحالم چو از فردا همش میریم بیرونو خوش میگذرونیم

 خدایا همه همیشه کلی دوستای خل و چل و خوب داشته باشن وراجم باشن که اصن نفهمی

وقتی با همین کی با کی حرف میزنه مثه من با دوستای خنگولم

شما هم ازین دوستا دارین ایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تقدیم به.....

تو تیمارستان عشقت واژه هامو بستری کن

شبامو لبریز خورشید , روزامو خاکستری کن

منو از خودت نرنجون نگو دیوونگی ننگه

وقتی باتو باشم وقتی باتو باشم 

حتی دیوونگی هم قشنگه

مگه عیبی داره از تو حرف زدن با گل و گلدون

بگو کی میخواد بخنده به یه شبگرد غزلخون

دوست دارم که عابرا رو با تو اشتباه بگیرم

حتی وقتی تو اتوبوس نیستی واست جا بگیرم


دیوونه ام اینو شنیدی

عاشقی اینو شنیدم

یه تیمارستان بهم ریخت

دوباره خوابتو دیدم


میبینی وضعم خرابه میبینی روبراه نیستم

ولی با این همه بازم ولی با این همه بازم

پای عشقمون وایمیستم

تو منو دیوونه کردی نگو نه که خیلی دیره

قول بده هیچوقت نذاری قول بده هیچوقت نذاری

والیوم جاتو بگیره

قول بده که تا همیشه میشه رو قولت حساب کرد

خیلی وقتا بچه هارو میشه با یه قصه خواب کرد

دوست دارم از تو بخونم وقتی آسمون سیاهه

بقیه خوابن که خوابن مگه بیداری گناهه؟


سهراب


من به آغاز ِ زمین نزدیکم ،

نبض ِ گل ها را میگیرم .

آشنا هستم با ، سرنوشت ِ تر ِ آب ، عادت ِ سبز درخت .

روح ِ من در جهت تازه ی اشیا جاریست .

روح ِ من کم سال است .

روح من گاهی از شوق سرفه اش میگیرد ..

روح من بیکار است :

قطره های باران را ، درز آجرها را ، میشمارد .

روح من گاهی ، مثل ِ یک سنگ ِ سر ِ راه ، حقیقت دارد ..


دقیقا

اگر دختر ها نبودند تمام عروسک های دنیا بی مادر میشدند


منم عاشق باااااااارون

غـــــــ ـم آن غروب بارانـــــــ ـی

همه از دلتنگـــ ـی هاے من بود . . . !



شما وقتی بارون میباره چیکار میکنین؟

من سریع میرم زیرشو دعا میکنمو معمولا شالو کلاه میکنم میرم حافظیه

خودم 9

وقتی گریه میکنی شبیه کدوم میشی؟؟؟؟؟