الفاط و لغات مازندرانی سری چهارم
الفاط و لغات مازندرانی سری چهارم
دی: دود
معجومه: سینی بزرگ و گرد
کلوم: طویله
کلین: خاکستر
تندیر: تنور
چینکا: جوجه
پیلکا: ظرفی که توش ماست میریزند
ونگ: صدا_فریاد
گننا: (گت ننا): مادر بزرگ
گدبا:(گت بابا): بابا بزرگ
1کیله( یا همون یک کیل) : واحد اندازه گیری گندم
شوجن : جن شب!!!!!!
شیش: یک تکه چوب نازک و بلند از درخت انار که قدیم برای فلک کردن ازش استفاده میکردن!
کوپتلی : نوعی حصیر
کنگ لس : پاچه خار
اسپه : سفید(سپید)
شیر آش : شیر برنج
مال دار(گو دار): گاو دار
جمه (جامه): لباس
وگ: قورباغه
کوزلاک: لاک پشت
تیل : گل (گل را با کسره بخونید)
چوک کلی : تکه چوب کوچک
ساززه : جارو
پتپتی کردن: به زور چپوندن
وراز:گراز
لچک: روسری
کترا: ملاغه بزرگ چوبی
رسن: طناب
روخنه : رود خانه
درزن: سوزن
پتکا پتی: خوب پخته شده
رزین: تیرکمان
دوندی: بقچه( پارچه چهار گوشی که لباس ها را درون اون قرار میدن )
اسیو: آسیاب
توسکا: نوعی درخت
تتیکاک: گل های ریز
بچا: سرد –خنک
لیسک:حلزون
کندس:ازگیل جنگلی
شفت: دیوانه
ماه دیم: مه رو
چو و چل: چوب خشک
سوس: سبوس
سیس: سوسک
سامون : مرز
بیشته واش : نوعی غذا
انجیر دشو: شیره انجیر
لینگ : پا
سری سوم الفاظ مازندرانی
لغت های ارسالی از دوستامون جیگرکی
نشسته موس : بي انضباط و كثيف وگاهي هم بي كياست و ضعيف در مديريت امور
لر چپون : بي سواد و ناشيجول: عقاب ، همان سلطان آسمان
لوو : لگد
گي موس: خطاكاري كه عذر موجهي براي كارش نداشته باشد وگاهي بي لياقت
جل هزن : بستن زيپ دهان كنايه از اينكه پر حرفي ممنوع
هاي شواش: درخواست جيغي مخصوص از خانوم ها جهت ابراز خوشحالي و عرض تبريك
لش(به ضم لام) : دروازه چوبي خانه هاي قشنگ دهات
تلی : خار جنگلی
آتشکش : خاک انداز
بد : (بضم با ) : چکمه
کلوش : کفش محلی خانم ها
انگلی : انگشت کردن
هوششمک : آویشن
کیجا : دختر مقابل ریکا : پسر
گل دوا : مرگ موش
دوبندی: کفش
چینگوم: تکه چوبی که روی زمین میکارند تا طناب اسب و خر رو بهش ببندند
تلی: تیغ
تلم: وسیله ای که از تنه درخت درست میشه و برای گرفتن کره از شیر و دوغ ازش استفاده میکنند
کمل کوپا: کاه و کمل
تش : آتش
بینج: شالی
هیمه:هیزم
خی: خر
تشی : جوجه تیغی
شادی: میمون
بامشی(بامشو): گربه
گو: گاو
شال: شغال
میشکا: گنجشک
پرلا: نوعی پرنده
قشنیگ: کلاغ
زرزم: زنبور
پاپلی: پروانه
گو باری راه شونه: مثل گاو راه میر
کل کور وسه شپلگ دنه: کچل برای کور سوت میزنه
بزن چکه ره: بزن اون دست قشنگه رو!
تمدن 7000 هزار ساله شهرستان بهشهر

اثر گوهر تپه مربوط به تمدن مردم 7000 سال پیش منطقه نکا - بهشهر به حساب میاد که متاسفانه به گونه ای که باید از این اثر باستانی اطلاع رسانی بشه نمیشه و میشه گفت با این که این منطقه در کنار جاده اصلی واقع شده هنوز هم خیلی از کسانی که از این مسیر عبور میکنن چنین مکانی رو نمیتونن ببینن .
از چیزهای عجیبی که تو این منطقه هس اینه که این اثر تنها به یک منطقه کوچیک که فعلا قبرستان این شهر حفاری شده نیست بلکه یک شهر به صورت عجیبی تا امروز در زیر این خاکها پنهان مونده و به ترتیب دارن منطقه های دیگه این شهر ور هم حفاری میکنن .
زمانی که برای اولین بار این اثر رو کشف کردن رو خوب به یاد دارم، تو خونه یکی از بچه ها تو شهر رستمکلا نشسته بودیم که تو کوچه ها شلوغ شد و صدای ضمضمه های بلند شده بود ، من هم طبق اخلاقی که داشتم سریع رفتم تا ببینم چه خبره که فهمیدم در حین این که یه شخصی داشت زمین هاشو شخم میزد میبینه که یه چیزی از دل خاک میاد بیرون و این موضوع رو اطلاع میده و از باستان شناسی هم سریع میان به اون منطقه ، اولش فکر نمیکردم زیاد اهمیت داشته باشه ولی بعد از چند ساعت که فهمیدم این یک تمدن 7000 هزار ساله هس ، بدون اینکه سوار ماشین بشم ، تا خود تپه رو دویدم ، ولی حیف من که رسیدم اونجا از اداره باستان شناسی اومده بودن و نمیزاشتن کسی نزدیک اونجا بشه ، تنها چیزی که میدونم اینه که تو اون منطقه چیزهایی غیر از اون چیزهایی که کشف کردن هم وجود داشته ، حالا خدا میدونه دیگه .
در ادامه مطلب توضیح کاملی در مورد این اثر باستانی جمع آوری کردم که میتونید بخونید و لذت ببرید .
سری دوم از الفاظ مازندرانی
برای خوانایی بیشتر جاهایی که نیاز هست رو اعراب گذاشتم .
عمومی
بپته : پخته
وِشنا هَسته مِه ره : گشنمه
تِه رِه خاش اِنه : خوشت میاد
بِرو مِه کَشه : بیا بغل من
بِلارِم تنِه : بنازم تو رو (بعضی اوقات برای کنایه نیز به کار میرود)
نقد علی کور تِه هَم بِرو بُور: همه که میخوان برن خوب تو هم برو
کَیی تیم آفتاب نده: اینقدر نخند
منظور از کیی تیم دندون!
الفاط دعوایی
تِه تن کُش کاندِه : تنت میخاره
میست خوانی : مشت میخوایی
خفه بَوش : خفه شو
عَمه جِه بَرِسه : به عمت برسه
تِه فِنی رِه دِرِستی مافور کامبه : دماقتو میزنم له میکنم
کاشِمبه ته ره : میکشمت
دَوِند گاله ره : دک و پوزتو ببند
پاس زَمبه تِه ره : بگیرمت پدرتو در میارم
خوراکیها
دونه : برنج
تندیر نون : نون تنوری محلی که خانم ها خودشان درست میکنن
سه : سیب
دو : دوغ
کِرگ : مرغ
وسیله ها :
مِغراز : قیچی
سرپایی : دمپایی
کَلوش : دمپایی جلو بسته
لوه : دیگ
چند بیت زیبا از اشعار مازندرانی
« هر 1تا گب نصیحته بخشنیا جسارته »
« امسال اگر سیرنی پار وشنا ره یاد نکن »
« وقتی ته لینگ چکمه دره پای تلی ره یاد نکن »
« اگر راحت تر مجنی پار سختی ره یاد نکن »
« وقتی ماشین ره گاز دنی پیاده روی ره یاد نکن »
« آسفالت ره دنده 4 شونی جاده خاکی ره یاد نکن »
« ده هکتاری سند زندی کچیکه زمین ره یاد نکن »
« وقتی شونی ویلای دله باغبونی ره یاد نکن »
« ماشین سر بار بند زندی مال کشی ره یاد نکن »
« چراغ فندک ته دست دره چراغ موشی ره یاد نکن »
« پیمان کار شهری بیی تندیر دی ره یاد نکن »
« اگر پست و مقام دارنی گت کچیکی ره یاد نکن »
« باد که به قب قب دم دنی شه پنچری ره یاد نکن »
« ته دست اگر کار بر انه شه کار سازی ره یاد نکن »
« 2نفر ره جمعه شو نون دنی یواشکی ره یاد نکن »
« 4نفره رییس بیی مهربونی ره یاد نکن »
مجموعه دیدنی عباس آباد بهشهر


در 9 کیلومتری بهشهر در میان جنگلهای دهکده التپه، آثار و عمارات و راههایی به چشم می خورد که مربوط به بقایای باغ تاریخی عباس آباد بهشهر در دوره شاه عباس کبیر است.
دسترسی به این بنا با جاده باریک آسفالته ای صورت میگیرد که در 4 کیلومتری خارج بهشهر به جاده اصلی ساری-گرگان متصل میشود و پس از عبور از دل جنگل و دهکده التپه سرانجام وارد این مجموعه میگردد.
آثار به جا مانده از این مجموعه متشکل از محوطه سازی ها، صفه سازی ها، باغ ها، حمام، برج و باروها و جاده های سنگفرشی است که اعضای این مجموعه را به هم متصل مینماید.
این کاخ در زمان آبادی از مشهور ترین باغهای صفوی بوده است که ابنیه مختلف آن با توجه به موقعیت استثنائی آن که از یک طرف به دریا و از طرف دیگر به جنگل دید دارد آنرا به یک مجموعه بی نظیر بدل ساخته است.
متاسفانه وضعیت خاص محیطی این مجموعه به علاوه بی توجهی که پس از دوران صفوی نسبت به آن صورت گرفته است، باعث تخریب بسیار این مجموعه شده است و رویش درختان در دل بناهای آن و ریزش برگها آن را در زیر خروارها خاک مدفون ساخته است.
در سالهای اخیر هم حفاریهای غیر مجاز باعث تخریب مضاعف آن گردیده است.
بناهای موجود در مجموعه عباس آباد بهشهر
با کاوش های صورت گرفته مشخص شد که بناهای موجود در این مجموعه از این قرار است:
1- سد و برج کنترل جریان آب
2- بنای داخل دریاچه مصنوعی که احتمالا پایه ای برای کاخ روی آن بوده است.
3- برج های دیده بانی دو گانه به فاصله 175 متر در شرق دریاچه
4- محوطه سازی شمالی
5- صفه و محوطه سازی جنوبی
6- حمام مجموعه در جهت غرب صفه سازی شمالی
دریاچه و سد
شاه عباس دریاچه ای در وسط دره ای عمیق با بستن سدی محکم ایجاد نمود که آبهای زمستانی را از اطراف و با کمک کانال هایی جمع آوری و در تابستان مقدار زیادی اراضی برنجکاری را مشروب می سازد.
در برج کنترل آب دریچه هایی در ارتفاع های گوناگون تعبیه شده که با کشیدن آنها آب برای دهکده های اطراف فرستاده میشود.
میتوان گفت که در حال حاضر با توجهی که در کیفیت ساخت آن شده و نیز با مرمت های صورت گرفته و شاید توجه اهالی سالمترین بنای کل مجموعه همین سد و برج باشد.
بنای میان آب
این بنا که با مصالح آجر و ساروج در میانه آب واقع شده در اصل پایه ای برای کاخی بوده که اکنون اثری از آن موجود نیست.
شاهد این مدعا صفحه 157 کتاب عباسنامه است که در مورد این مجموعه است :
'' شاه عباس دوم پس از گردش و شکار به اشرف رفت و در عباس آباد هم توقف کرد.
گمشتگن در دور و اطراف دریاچه دایره وار با بهترین وجهی چوب بندی و نرده کردند و آن حدود را نیز به بهترین وجهی زینت دادند و بر کنار دریاچه ای که از آب زلال سرشار بود، چراغهایی چیده و از فروغ و روشنایی آن بر صفای آب افزودند. شاه به جزیره (ساختمان وسط استخر ) رفت و در تالار نیای خود به بزم و شادمانی نشست ... ''
این کاخ با پل چوبی معلقی به صفه سازی شمالی متصل می شده است.
صفه سازی شمالی
این صفه سازی ها بر روی تپه ای با ارتفاع 30 متر از کف استخر و به شکل پلکانی ایجاد گردیده است که در بالاترین نقطه سکوی مرکزی را تشکیل میدهد.
این سکو ها به احتمال قوی و با توجه به جای ستونهای سنگی موجود، زیر سازی کاخی با سازه چوبی بوده که اکنون از میان رفته است.
نحوه شکل گیری این صفه ها و جوی های آب در داخل آنها باغسازی ایرانی را جلوه گر میسازد.
این جویها با حرکتی که بر روی صفه ها دارند و تشکیل آبشار ها و حوضهای گوناگون مناظری بدیع و چشم نواز را تشکیل میدهند.
آبرسانی به صفه مرکزی که آب بقیه صفه ها را تامین میکند از طریق لوله های سفالین که اصطلاحا تنبوشه نامیده میشوند، از چشمه های اطراف که آب آنها بر این سکو سوار بوده است صورت می گرفته، و پس از آن آب از حوض مرکزی در سراسر باغ به حرکت در می آمده است.
صفه سازی جنوبی
هنوز بخشهای زیادی از صفه سازی جنوبی در زیر خاک مدفون است اما با پیدا شدن حوض های آب و کفسازی آن میتوان حدس زد که این بخش شبیه صف سازی شمالی بوده است. اما آنچه مشخص است آن که این بخش هرگز اهمیت بخش شمالی را نداشته و موقعیت آن نیز آن را به فضایی دست دوم تبدیل کرده بوده است.
حمام
آب سکوی مرکزی در پائین ترین ارتفاع به حمام مجموعه در غرب کاخ شمالی می رسیده است.
حمام این مجموعه کوچک اما دارای خصوصیات سنتی حمام های گذشته است.
انتقال آب در آن از طریق تنبوشه ها و از داخل دیوارهای ضخیم خشتی آن صورت میگرفته است. همچنین مسیر خروج دود از تون آن کاملا در زیر کف حمام پیچیده بود تا گرمای دود کاملا جذب فضا شود و بیهوده هدر نرود.
از داخل این حمام کاشی هایی با نقشهای متداول آن دوران و با رنگهای لاجوردی، فیروزه ای و زرد یافت شده است.
دستور نامه جیگرکی
گفت سید وبلگ طنزی نویس دوستان و دشمنان بنمای خیس
پاچه شلوار یاران از شعف چشم بدخواهان مغرور و خسیس
لاجرم باید بدانی اندکی کار با رایانه و ورد و آفیس
انگولک نامیده ام وبلاگ را تا نباشد سرد و گاهی کاسه لیس
مستعار است نام من ای دوستان ترسم از مفتی شهر است، وای، هیس
انگولک شد سقط و نام دیگری روی آن بنهاده ام که همین
تکه کلامهایی از آبادی ما
برخی واژه ها :
تلی : خار جنگلی آتشکش : خاک انداز بد : (بضم با ) چکمه کلوش : کفش محلی خانم ها انگلی : انگشت کردن هوششمک : آویشن کیجا : دختر مقابل ریکا : پسر گل دوا : مرگ موش
فلفلی
تره تخته پشت بشورم : بدنت را پشت تخته بشویم (آرزوی مرگ برا طرف نگون بخت)
ته سزار ره خدا هادهه : سزای کاری که انجام دادی با خود خداوند.
گاب : نفهم و گیج ( همان گاو شهری )
دنگلا : بی فرهنگ
اس کاس نارنجو : کسی که خیلی شر و مردم آزار و نافرم باشد.
گی خار سگ : کسی که پر مدعا و بی خاصیت است.
زیب زنگ : گنده بی خاصیت و تجملاتی
گی خار کلاغ : فضول و خبرچین
ضرب المثل
شال عروسیه : زمانی که نصف آسمان آفتابی و نیمه دیگرش ابری و بگاه باریدن باشد(عروسی شغال)
ون کک کالی پشت خله دره : وضعش خوبه و دارای سرمایه زیادی است.
لوه لاقلی ره گنه ته کین سیاهه : دیگ به ماهی تابه می گوید زیرت سیاه است.
---ادامه دانه- اسا بدی ام مازندرون چنده قشنگه (ادامه دارد ؛ حالا دیدی مازندران ما چقدر زیباست .)
معرفی سه تن از بزرگان استان مازندران

گزری کوتاه بر زندگینامه سه تن از بزرگان استان مازندران
نام : حضرت آيت الله العظمي علامه حاج شيخ ابوالحسن ايازي (ره)
نام پدر : حجةالاسلام حاج شيخ حميد ايازي
سال تولد : 1310 قمری
سال وفات : 1380 مطابق با دوم محرم
محل تولد : مازندران (روستاي بهشهر)
محل دفن : درون حیاط حوزه علمیه جعفریه رستمکلاء و مسجد جامع
برخي از اساتيد ايشان :
حضرت امام خميني (ره) ، حضرت آيت الله ا لعظمي حاج شيخ محمودكوهستان (ره) ، آيت الله العظمي بروجردي ، حضرت آيت الله علامه طبا طبايي ( صاحب ا لميزان ) ، آيت الله سيد محمود شاهرودي ، آيت الله سيد محسن حكيم ، آيت الله ميرزا با قر زنجاني ، آيت الله سيد ابوا لقاسم خوئي ، آيت الله ميرزا هاشم آملي
» شهید سید عبد الکریم هاشمی نژاد
نام : شهيد سيد عبدالكريم هاشمي نژاد
نام پدر : سيد حسن
سال تولد : 5/5/1311 شمسي
سال شهادت : هفتم مهر ماه 1360
محل تولد : بهشهر
محل دفن : مرقد مطهر امام رضا (ع)
آثار منتشر شده شهيد :
مناظره دكتر و پير – درسي كه حسين (ع) به انسانها آموخت – پاسخ ما به مشكلات جوانان – اصول پنجگانه اعتقادي – راه سوم بين كمونيزم و سرمايه داري – قرآن و كتابهاي ديگر آسماني – رهبران راستين – مسايل عصر ما – ولايت فقيه – رسالت انقلابي امام حسين (ع) – ضرورت تشكيلات – هستي بخش – مبارزه با جهل و ماديت – مقام شهيد – مشكلات بزرگ نسل ما – مشكلات مذهبي روز . شهيد آثار ديگر و آثار چاپ نشده اي نيز داشتند .