بسم الله الرّحمن الرّحيم

اصبغ ابن نباته از امير المؤمنين عليه السّلام نقل ميكند كه آن حضرت در مورد امام مهدي عليه السّلام فرمودند:
صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ الشَّرِيدُ الطَّرِيدُ الْفَرِيدُ الْوَحِيدُ .[1]
صاحب اين امر شريد (آواره) و طريد (كنار گذاشته شده) و فريد (تك) و وحيد (تنها) است . (كمال الدين شيخ صدوق، ج1، ص303، باب 26) .
امام باقر عليه السّلام كه فرمودند:
صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ هُوَ الطَّرِيدُ الشَّرِيدُ الْمَوْتُورُ بِأَبِيهِ الْمُكَنَّى بِعَمِّهِ الْمُفْرَدُ مِنْ أَهْلِهِ اسْمُهُ اسْمُ نَبِيٍّ . [2]
صاحب اين امر همان كسي است كه طرد شده و آواره است و خون جدش بازخواست نشده و كنيه عمويش را دارد و از خانواده اش تك افتاده و هم نام پيغمبر صلی الله علیه و آله است . (كتاب غيبت نعماني ، ص179، ح 24) .
يكي از ياران امام صادق عليه السّلام به ايشان عرض كرد : من به فدايت! به خدا قسم كه من تو را دوست ميدارم و دوستان تو را نيز دوست ميدارم . اي آقاي من چقدر شيعه شما فراوان شده است . حضرت او را فرمود بگو چه اندازهاند ؟ گفت : بسيار . فرمود : شماره ايشان را ميداني ؟ عرض كرد : بيش از شماره است. حضرت در پاسخ فرمود :
اگر آن شمارهاي كه توصيف شده است : سيصد و ده و اندي تكميل ميشد آن چيزي كه شما آرزو داريد تحقق مييافت . ولي بدان كه شيعه ما كسي است كه صدايش از بنا گوشش تجاوز نكند ، و گرفتاريها و ناراحتيهاي درونياش از پيكرش بيرون نيفتد (بردبار است) ، و انسان تندرو نسبت به ما را مدح نكند ، و با دوستان ما ستيزهجو نباشد ، و با كسي كه از ما عيبجویي ميكند همنشين نگردد ، و با كسي كه بدگوئي از ما ميكند هم صحبت نشود و دشمن ما را دوست ندارد و دوست ما را دشمن ندارد . عرض كردم : پس من با اين گروه مختلف شيعهاي كه ادعاي شيعهگري دارند چه كنم ؟ فرمود : در طول تاريخ از هم تميز داده ميشوند و از همديگر جدا ميشوند و تبديل مييابند . سالياني بر آنان گذرد كه فانيشان كند و شمشيري از نيام برآيد كه آنان را بكشد و اختلافي در ميانشان افتد كه پراكنده و نابودشان كند . شيعه ما كسي است كه همچون سگان پارس نكند ، و همچون كلاغان طمع نورزد، و اگر از گرسنگي بميرد دست گدائي به سوي مردم دراز نكند . (بحارالأنوار، ج65، ص164، باب 19، ح 16) .
ابراهيم ابن هلال نقل ميكند كه :
به امام رضا عليه السّلام عرض كردم : فدايت شوم پدرم به انتظار اين امر از دنيا رفت ، و من نيز به سنّي رسيدهام كه ميبيني ! بميرم و از پيروزي اين امر خبرم ندهي ؟ فرمود : اي ابا اسحاق ، تو نيز شتاب ميكني ؟ عرض كردم : آري بخدا قسم شتابزده هستم و چرا نباشم و ميبيني كه سنّم به كجا رسيده است . فرمود : بخدا قسم اي ابو اسحاق اين امر تحقق نمييابد تا آنكه تميز داده شويد و پاك گرديد و تا آنكه نماند از شما مگر اندكي (كه حقيقتاً منتظرند) . سپس كف دست خود را (به علامت بي اعتنائي) برگرداند . (كتاب غيبت نعماني، ص 208، ح 14) .
--=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=--
من به آمار زمين مشكوكم! تو چطـــور؟
اگر اين سطح پر از آدمهاســــــــــت
پس چرا اين همه دلها تنهاســـــــــت؟
بيخودي ميگويند هيچ كس تنها نيست
چه كسي گفته كه اين سطح پر از آدمهاست؟
من كه ميگويم نيست
گر كه هست دلش از كثرت غم فرسـوده ست
يا كه رنجور و غريـــــــــــب
خسته و مانده و در مانده به راه
پاي در بند و اســـــــــــــير
سرنگون مانده به چــــــــــاه
خسته و چشــــــــــــم به راه
تا كه يك آدم از آنجا برسد
همه "آن جا" هستند و هيچكس آن جا نيست
واي از تنـــــــــــــــها يي
هيچكس با او نيســـــــــت
من به آمار زمين مشكوكم
چه عجب چيزي گفت
چه شكر حرفي زد
گفت: من تنهايم
هيچكس با من نيست
گفت: اگر اشك به دادم نرسد ميشكنم
اگر از ياد تو يادي نكنم ميشكنم
بر لب كلبهي محصور وجود
من در اين خلوت خاموش سكوت
اگر از هجر تو آهي نكشم
اندر اين تنهايي به خدا ميشكنم
من به آمار زمين شك دارم
اگر اين شهر پر از آدمهاست
پس چرا يوسف زهرا تنهاست؟؟؟
اللهم اجعلنا من انصاره و اعوانه
--=-=-=-=-=-=--
بايد وسط ِ هفته بيايي آقا
ديريست كه جمعههاي ما تعطيل است ...
خوابيم و يا مصلحتي خواب آلود
كو؟ سيصد و سيزده نفر در ايل است؟