در انتظار تحویل برگ سبز چای به کارخانه




برگرفته از سایت شمالیها
http://www.shomaliha.com/
شادی نشا و آغاز چندباره رنجها، ذوق نشاندن نهال جوان بر دل زمین و سوزش زخم زالوها ، انتظار بوی خوش برنج و تلخی وفور برنج مسموم وارداتی بازار

نه ناصر جان تو پير نشدی بلکه مزرعه زاغ ها را با پروازی دور دست ترک کردی
پروازت را برم!





من چون زن هستم هر نوع قبول ستم را از سوی زن گناه نابخشودنی او می دانم و هرگونه دلسوزی و ترحم را بر او توهینی مستقیم به شمار می آرم. مردی که بر زن ستم روا دارد بیمار است و زنی که این ستم را تاب آورد، بیمارتر
سیمین بهبهانی
آنگاه زمین تنها ماند
و انسان که زمین را با تنهایی اش رها کرده بود
برای فریب خویش چنین گفت:
«لابد تقدیر چنین بوده است»
زمین تحمل نکرد و خطاب به انسان فریاد برآورد:
«نقاب از چهره بردار!
آه که چه دردآور است تسلیم آنانی که دوست شان داشتم
و چه غم انگیز که تسلیم و سرشکستگی خود را پشت تقدیر پنهان نمودن»
انسان با سری افکنده ، تهی از جسارت پذیرش خطای خویش، قدم به کوره راهی که انتهایش را نمی دانست گذاشت
و زمین ماند و با اندوه تنهایی و ازدست دادن آنکه بیش از هر چیز دوستش میداشت
نوروزی شاد و سالی پربار برای همه آرزو میکنم
8 مارس روز جهانی زن را به همه تبریگ میگویم و برای همه زنان میهنم زندگی بهتری را آرزو می کنم



