دور تسلسل

دیروز یا بهتر بگویم دیشب خبری بر روی سایت رسمی باشگاه قرار گرفت که چندان دور از انتظار نبود.مدیرعامل موفق باشگاه به علت وضعیت بغرنج مالی استعفای خود را اعلام کرد! و نشان داد با این شرایط نمی توان به آینده باشگاه امیدوار بود.

 حکایت باشگاه استقلال و وزارت ورزش حکایت آن شتر مرغی است که به او گفتند پرواز کن گفت نمی توانم من شترم! گفتند پس شیر بده گفت نمی توانم چون مرغم!وزارت ورزش در زمان موفقیت ها و بهره برداری های سیاسی خود را صاحب و مالک باشگاه می داند اما دز زمان هزینه کردن خواستار خودکفایی و استقلال باشگاه استقلال می شود و می گوید باشگاه باید خود هزینه های خود را تامین کند! از چه راهی الله اعلم!

باشگاه که اجازه ندارد شماره حساب برای دریافت کمک از هواداران در اختیار آنها بگذارد،مدیرعامل باشگاه برای جذب اسپانسر خارجی اجازه ندارد چون برخلاف مصالح است،قانون کپی رایت هم در کشور برای فروش پیراهن تیم وجود ندارد،حق پخش تلویزیونی هم که همگان از آن آگاهیم!! بلیت فروشی هم در ورزشگاه در اختیار باشگاه نیست حال چگونه می توان کسب درآمد کرد؟؟

این حکایت حکایت دیروز و امروز نیست و مطمئنا در آینده هم به تیم استقلال لطمه های زیادی از این طریق خواهد خورد،استقلال هرگاه اندکی رشد کرده است به مانند جوانه درختی که آب و نور خورشید را از او دریغ کنند، وزارتی ها مشکلی در کار باشگاه ایجاد کرده اند! و استقلال را به ویرانکده تبدیل نموده اند، کافی است به تاریخ باشگاه در این 8 ساله اخیر نگاه کوتاهی بیندازیم بخصوص در سال های بعد از قهرمانی! استقلالی که در گذشته با تیمسار خسروانی به عنوان مدیرعامل و علی دانایی فرد به عنوان سرمربی دارای رکورد ثبات در سطح آسیا و حتی جهان بود امروز بازیچه سیاسی برخی گروه ها شده است!

شاید هرازگاهی افرادی چون انصاری پیدا شوند و برای استقلال به مثابه مسکنی شوند که در کوتاه مدت مشکل تیم را حل کنند اما این روش هیچ گاه نمی تواند در طولانی مدت به عنوان راه حل برطرف کردن مشکلات مالی باشگاه ارائه شود

باید روش را اصلاح کرد و اصلاحاتی در شیوه اداره تیم به وجود آورد،تا تیم خصوصی نشود کماکان این مشکلات باقی است و متاسفانه دولت هیچ گاه اجازه خصوصی کردن تیم را نخواهد داد چون از این تیم منفعت سیاسی و اجتماعی می برد و متاسفانه این وسط تیم استقلال و هواداران هستند که قربانی این دور تسلسل خواهند بود

این مطلب رو دیروز می خواستم به نگارش دربیاورم اما متاسفانه فرصت نشد و به امروز افتاد که برحسب اتفاق مصادف شد با سالروز خداحافظی شاهین بیانی از فوتبال.متاسفانه من به شخصه نتوانسته ام فوتبال شاهین بیانی را ببینم اما از تعصبش به پیراهن استقلال وصف ها شنیده ام، کسی که 17 سال متمادی پیراهن استقلال را از تن خارج نکرد، بازوبند کاپیتانی این تیم را به بازو بست، قهرمان لیگ شد،کاپ قهرمانی آسیا را با این تیم کسب کرد، سالیان سال برای استقلال بازی کرد و به رسم عادت روزگار، دوران قهرمانی او تمام شد،بدون آنکه مانند خیلی ها به تبم محبوبش خیانت کند، دوران او با استقلال و زندگی قهرمانی تمام شد، برای او بازی خداحافظی گرفتند و شاهین از فوتبال خداحافظی کرد......از فردای آن روز نه در مطبوعات و نه در خانه شاهین(استقلال) نامی از شاهین برده نشد!!!انگار نه انگار که چنین کاپیتانی هم وجود داشته است!شاید خیلی از بازیکن ها در حق استقلال خیانت کرده باشند از برادر همین شاهین بیانی گرفته تا نیکبخت و......اما اگر چند نفر از استقلال(مسئولین استقلال)طلبکار باشند بدون شک یکی از آن ها شاهین بیانی است،کسی که در ازای همه زحماتش مزدش فقط فراموشی بود!قهرمانی که تا قبل از خد احافظی اش از فوتبال شمع همه محافل بود به یکباره از همه سو مورد بی توجهی قرار گرفت،از هواداران گرفته تا برادر خونی اش!(رجوع شود به مصاحبه شاهرخ بیانی که گفت سال هاست از شاهین بی خبرم!)همه و همه به یکباره دچار نسیان شدند! و همین شد که شاهین به کنج عزلت رانده شد و شد انچه نباید می شد.

به گزارش خبرگزاری فارس‌، احمد رسولی‌نژاد رئیس هیئت مدیره باشگاه استقلال در حاشیه مراسم تجلیل از ورزشکاران جوانمرد و حامیان مردم مظلوم فلسطین در خصوص شایعاتی که پیرامون تغییرات در هیئت مدیره باشگاه استقلال مطرح شده،‌ اظهار داشت: فعلا بنایی بر تغییرات نیست اما تشخیص آن بر عهده وزیر محترم ورزش است و هر زمان که ایشان بخواهند تغییرات انجام خواهد شد.

وی افزود: همان‌طور که می‌دانید اعضای هیئت مدیره استقلال در ابتدا 7 نفر بودند که به 5 نفر کاهش پیدا کرد. شاید به این خاطر این مباحث مطرح می‌شود که ما در ماه مبارک رمضان جلسه نداشتیم و درگیر مسائل المپیک بودیم؛ اگرنه فعلا برنامه‌ای در این زمینه وجود ندارد.

رئیس هیئت مدیره باشگاه استقلال در پاسخ به این سؤال که پس چرا می‌گویند قرار است در باشگاه تغییرات انجام شود، گفت: هر روز می‌نویسند که رسولی نژاد می‌رود و رسولی‌نژاد می‌ماند. تشخیص این مسئله بر عهده وزیر ورزش است و من تصور می‌کنم در حال حاضر چنین بحثی وجود نداشته باشد.

وی در خصوص مشکلات مالی و گلایه‌های بازیکنان استقلال گفت: وقتی صلاحی به عنوان قائم مقام اقتصادی باشگاه انتخاب شد، قرار شد 6 میلیارد تومان برای بازی‌های لیگ قهرمانان آسیا و سه میلیارد تومان نیز برای مسابقات لیگ برتر و جام حذفی اسپانسر بیاورند. حتی قراردادها هم امضا شد و چک‌ها را هم دریافت کردیم اما متاسفانه این چک‌ها برگشت خورد.

رسولی نژاد افزود:‌ حالا هم بخشی از مشکلات را با گرفتن اسپانسر حل کردیم و اگر خدا بخواهد ظرف چند روز آینده مشکلات حل خواهد شد و از بازیکنان هم تشکر می‌کنیم که به عشق پیراهن استقلال بدون دریافت یک ریال قرارداد بستند و مطمئن باشید مشکلات ما ظرف دو هفته آینده کاملا حل خواهد شد.

رئیس هیئت مدیره استقلال در خصوص اینکه چرا صلاحی نیامده برکنار شد، گفت: چند روز قبل با فتح‌الله زاده صحبت کردیم. معاون اقتصادی را باید مدیرعامل تعیین کند. ایشان تشخیص داد صلاحی باید برکنار شود و هیئت مدیره نیز از تصمیم ایشان حمایت کرد.

وی در خصوص اینکه گفته می‌شود قرارداد نکونام بالای 5 میلیارد تومان بوده گفت:‌ این مسئله بارها مطرح شد و همانطور که می‌دانید باید پولی به باشگاه داده می‌شد و مقداری به خود این بازیکن پرداخت می‌شد. ممکن است باشگاه اوساسونا کل مبلغی که از استقلال می‌گیرد را به جواد نکونام پرداخت کند و ما ورودی به این مسائل نداریم. ولی رقم پرداختی ما همان سقف تعیین شده بود.

یکی از خبرنگاران پرسید صلاحی مدعی شده که یک نفر به او گفته پست معاونت اقتصادی باشگاه استقلال سه میلیارد تومان می‌ارزد؛ نظر شما در این خصوص چیست؟ رسولی‌نژاد گفت: ما از سال گذشته تصمیم گرفتیم کمیته اقتصادی تشکیل دهیم. در اردیبهشت ماه تصمیم گرفتیم با توجه به اینکه صلاحی مسئولیت را قبول کرده است، کارها را به ایشان بسپاریم اما او نتوانست به تعهداتش عمل کند. به شحصه با 50 گروه اقتصادی جلسه گذاشتم و حتی جمعه‌ها تا ساعت 12 شب در این خصوص جلسه برگزار می‌کردم. ایشان در بدو ورود خود به ما گفت 15 میلیارد تومان برای استقلال اسپانسر می‌گیرد و بعد از گذشت 3 ماه که ما به ایشان اطمینان کردیم، دیدیم که ایشان کارها را انجام نداده اند. وقتی دیدیم تعهدات صورت نگرفت بلافاصله وارد شدیم. اسپانسر گرفتیم ولی نیاز به ارقام بالاتری برای تامین هزینه‌ها و بخشی از بدهی‌ها داریم و تلاش‌مان این است که با گرفتن اسپانسرهای دیگر مشکلات را حل کنیم.

وی تاکید کرد: بحث ما این است که وقتی کسی ورود می‌کند و اعلام می‌کند می‌خواهد پول بیاورد باید این کار را انجام دهد. شما مصاحبه‌های ایشان (صلاحی) را دیده‌اید که حتی اعلام کردند 9 میلیارد تومان در حساب باشگاه است در حالی که تنها چک داده بودند و چک‌ها مربوط به کسی است که نمی‌توانیم از او  حتی شکایت کنیم.

معاون امور حقوقی و استان‌های وزارت ورزش در خصوص اینکه آیا از تغییرات در هیئت مدیره پرسپولیس رقیب استقلال خبر دارد یا خیر، گفت: قرار است اگر تغییری در هیئت مدیره استقلال انجام شود همزمان اعضای هیئت مدیره جدید پرسپولیس نیز معرفی شوند. البته مستحضر هستید که پرسپولیس مشکلات زیادی دارد و بدهی‌های آن از ما بیشتر است. فقط باید مطلبی را در خصوص مطالبی که بعد از المپیک عنوان شده توضیح دهم؛ فشار سنگینی روی این دو باشگاه وارد شده و باید عرض کنم این دو تیم برخلاف سایر تیم‌ها به صورت مستقیم زیر نظر وزارت ورزش هستند و ردیف بودجه‌ دارند.

رسولی‌نژاد افزود: وقتی این دو تیم به صورت کامل و صد در صد به مردم واگذار شدند. آنوقت هیچ کس نباید توقع داشته باشد که وزارت ورزش به این دو تیم کمک کند. در این شرایط که منبع درآمدی نداریم، اگر قرار باشد اینگونه فضاسازی شود این دو تیم به مشکل خواهند خورد. تاکنون وزارت حتی یک ریال هم به استقلال پرداخت نکرده ولی باید قبول کنیم تعداد طرفداران این دو تیم در اقصی نقاط ایران بسیار زیاد است. من به عنوان معاون امور استان‌ها عرض می‌کنم 27 سفر استانی داشتم و به چشم دیدم اکثر مردم طرفدار تیم‌های استقلال و پرسپولیس هستند. بنابراین حیف است رسانه‌ها آنها را مورد هجمه قرار دهند.

وی در خصوص اینکه در صورتی که استقلال در دربی 75 برنده شود، پاداشی برای آنها در نظر می‌گیرید یا خیر‌،‌ گفت: قطعا پاداش خواهند داشت و شرایط روحی تیم ما هم بسیار خوب است. ما تیمی بودیم که زودتر از بقیه تمرینات‌مان را شروع کردیم و خوشبختانه بازیکنان در آمادگی کامل هستند. ما نه تنها به قهرمانی در لیگ برتر و جام حذفی چشم دوخته‌ایم بلکه می‌خواهیم با قهرمانی در آسیا دل مردم ایران را شاد کنیم.

اگرچه جزاير سه‌‌گانه تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسي از ديرباز به ايران تعلق داشته، ولي بيش از دو سده است كه در ابتدا مورد ادعاي ارضي دولت بريتانيا و سپس دولت تازه‌تاسيس امارات عربي متحده قرار دارد. اين يادداشت مرور كوتاهي است بر روند تحولات منتهي به اعاده مالكيت حاكميت تاريخي ايران بر اين جزاير در سال 1971 م (1350 ش). مطالب مورد استفاده در اين يادداشت، خلاصه‌اي از چهار تا پنج هزار برگ از اسناد تازه آزادشده در آرشيو ملي بريتانيا هستند كه بيشتر آنها با چالش اداري- حقوقي نگارنده با وزارت خارجه و آرشيو ملي بريتانيا و بر اساس قانون دسترسي آزادانه به اسناد از طبقه‌بندي خارج شده‌اند.
پيش از قرن هجدهم، جزاير سه‌گانه معمولا در مالكيت حكومت‌هاي ايران قرار داشت. با ‌گذار از مرحله حضور تجاري بريتانيا به حضور سياسي و استعماري نيروهاي آن كشور در منطقه خليج‌فارس در اوايل قرن هجدهم، نخستين زمزمه‌هاي تشكيك بر سر ايراني بودن جزاير سه‌گانه نيز آغاز و در نتيجه طي چند مرحله در ادوار مختلف حاكميت اين مناطق توسط نيروهاي ايراني و بريتانيايي دست به دست شد.
براساس يك گفت‌وگو در مجلس عوام بريتانيا، در مارس 1971، «ديويد ميچل» از مسوولان بخش عربي اداره كل امور شرقي وزارت خارجه بريتانيا، تصريح كرد كه تا اوايل قرن نوزدهم و تا قبل از معاهده 1820 ميان بريتانيا و شيوخ محلي موسوم به «قواسم» (جواسم) در خليج‌فارس و در زماني كه اين شيوخ روساي «دزدان دريايي» بوده و به دولت ايران خراج مي‌داده‌اند، ايران حاكم بر سه جزيره بوده است.
به تصريح گزارش محرمانه 29 آوريل «فيليپ آلوت» مشاور حقوقي وزارت خارجه بريتانيا، اجداد شيوخ قواسم كه مدعي مالكيت جزاير سه‌گانه بودند تا سال 1887 تابع ايران بوده و در بندر لنگه سكونت داشته‌اند. يكي از مهم‌ترين مستندات تاريخي و حقوقي مالكيت ايران بر اين جزاير، نقشه مهم و مشهور اهدايي از سوي ملكه ويكتوريا به ناصرالدين‌شاه است كه در سال 1886 تهيه و در سال 1888 اهدا شده است.
آن نقشه تاريخي كه توسط لرد سالزبوري وزير خارجه وقت بريتانيا به ايران اهدا شد، چند سال قبل و پس از سال‌ها ناپديد بودن و جا به جا شدن، به همت دكتر «نقي طبرسا»، پژوهشگر معاصر مسايل خليج‌فارس، در آرشيو وزارت خارجه ايران پيدا شد. در اين نقشه تاريخي، مساحان رسمي‌ ‌وزارت درياداري بريتانيا، صريحا و به شيوه‌اي غيرقابل ترديد و تفسير، جزاير مورد اختلاف سه‌گانه خليج‌فارس را به رنگ قلمروي متعلق به كشور ايران رنگ‌آميزي كرده‌اند. براساس گزارش حقوقي وزارت خارجه بريتانيا، دست‌كم سه نقشه رسمي ديگر در آن كشور به تاريخ‌هاي 1832، 1892 و 1897 بر مالكيت ايران بر جزاير سه‌‌گانه تصريح شده است.
در همين گزارش و چند گزارش ديگر تصريح شده كه تنب بزرگ و كوچك در اوايل قرن نوزدهم (1835) به كشور ايران تعلق داشته و حكام قواسم ابوموسي نيز تبعه و ماليات‌دهنده ايران و بخشي از حكومت بندرلنگه بوده‌اند. حتي خود مقامات ديپلماتيك بريتانيا از جمله ويليام لوس در اوج بحران جزاير با ايران در نشست 14 سپتامبر 1971 خود با شيوخ شارجه و راس‌الخيمه تصريح كرد: «رجوع به تاريخ كمكي به ادعاي شيوخ درباره مالكيت جزاير نمي‌كند.»
دولت محافظه‌كار بريتانيا، براي به كرسي نشاندن ادعاهاي مشترك خود و شيوخ منطقه خليج‌فارس و به دليل اهميت موضوع حل‌وفصل اختلافات با ايران، سر ويليام لوس ديپلمات باسابقه 64ساله و نماينده مقيم سابق لندن در منطقه خليج‌فارس را از خانه‌نشيني و بازنشستگي فراخوانده بود تا با مدد تجربه وي در منطقه، به عنوان نماينده تام‌الاختيار لندن و شخص سر «آلك داگلاس هيوم» وزير خارجه بريتانيا نقش ميانجي يا داور مرضي‌الطرفين را بين ايران و اعراب بازي كند.
از اوايل سال 1968 كه برنامه خروج نيروهاي نظامي ‌بريتانيايي از خليج‌فارس و طرح تاسيس دولت امارات عربي متحده شامل هفت اميرنشين تحت‌الحمايه بريتانيا در آن منطقه اعلام شد و به مرور قطعيت يافت، مساله حل و فصل جزاير سه‌گانه اشغالي از سوي بريتانيا و پافشاري ايران بر بازگرداندن مالكيت و اداره آنها به ايران نيز به طور جدي‌تري مطرح شد.
نكته جالب و قابل تامل ديگر اين نشست آن بود كه نورتكات ايلي مشاور ارشد حقوقي شيخ شارجه از مقامات بريتانيايي رسما درخواست اسنادي دال بر تاييد ادعاي مالكيت ولي‌نعمت خود بر ابوموسي را كرد، چرا كه برخلاف دولت تهران، كه به گفته زندفرد ديپلمات ارشد ايراني، پرونده بزرگ و كاملي براي اثبات سابقه مالكيت ايران بر جزاير سه‌گانه دارد، شارجه هيچ پرونده‌اي براي اثبات ادعاي خود تهيه نكرده بود.
جالب اينجا بود كه در طول مناقشه جزاير سه‌‌گانه در سال‌هاي 1970 تا 1971 شاه و ديگر مقامات ارشد ايراني به دليل عدم به رسميت شناختن ادعاهاي شيوخ عرب منطقه، حاضر به مذاكره مستقيم با حاكمان عرب منطقه و فرستادگان ويژه آنها (ولو نورتكات ايلي مشاور شخصي آمريكايي شيخ شارجه) نشد و تنها از طريق مذاكره با بريتانيايي‌ها ماجرا را پيش مي‌برد. در واقع ايلي يك‌بار در نيمه آوريل 1971 براي ملاقات با شاه و «اردشير زاهدي» وزير خارجه به تهران نيز عزيمت كرد، ولي باوجود پادرمياني دنيس رايت، حمل نامه خصوصي از سوي شيخ شارجه و نگارش شخصي نامه به شاه، موفق به اين ديدار نشد و تنها با اميرخسرو افشار و فريدون زندفرد از وزارت خارجه و «پرويز مينا» از مقامات ارشد شركت ملي نفت ايران ديدار كرد.
به گفته زندفرد، دولت بريتانيا در اوايل دهه 1960 ميلادي، مالكيت و حاكميت جزاير سه‌‌گانه را در برابر بحرين به ايران پيشنهاد كرده بود كه در آن زمان، اين پيشنهاد از سوي ايران رد شده بود. زندفرد در ادامه همچنين به ايلي تاكيد كرده بود كه در صورت رسيدن به يك توافق دايمي‌ با شارجه، ايران در زمينه تقسيم درآمدهاي نفتي ابوموسي و همچنين كمك‌هاي نظامي ‌به شارجه، سخاوتمندانه عمل خواهد كرد.
بريتانيا ايران را متهم مي‌كرد كه با وجود ادعاهاي حقوقي و تاريخي درباره مالكيت جزاير، آن كشور آماده رسيدگي به موضوع در يك دادگاه حل اختلاف بين‌المللي نيست. در مقابل ايران اعلام كرده بود كه براي اعاده حق مسلم خود بر مناطق اشغال‌شده‌اش توسط استعمارگران نيازي به استمداد از نهادهاي بين‌المللي نمي‌بيند. در واقع ايران احتمالا با درس گرفتن از تجربه بحرين نگران مداخله بين‌المللي در موضوع جزاير بود و به قول گزارش سري 20 مارس دفتر «ادوارد هيث» نخست‌وزير محافظه‌كار بريتانيا، «ايران نگران توقف روند ماجرا بر اثر مداخله سازمان ملل متحد به ضرر ايران بود.»
«اميرخسرو افشارقاسملو» سفير ايران در لندن، روز 18 ژانويه در ديداري ديگر با ويليام لوس به وي گفته بود كه آمريكايي‌ها مواضع ايران درباره جزاير سه‌گانه را درك كرده و تلويحا «آماده دادن چراغ سبز به ايران» درباره اقدامات آينده آن كشور در اعاده حاكميت جزاير هستند. در مقابل، لوس به افشار تاكيد كرد كه درك وي از موضع آمريكايي‌ها اين است كه آنان خواهان حل صلح‌آميز مناقشه هستند. افشار نيز به نماينده بريتانيا پاسخ داد كه ايران هم خواهان حل صلح‌آميز مساله است و اگر چنين نبود تاكنون خويشتن‌داري نكرده و مدت‌ها قبل جزاير را به تصرف خود درآورده و حاكميت خود را در آن مناطق اعاده كرده بود و شيوخ عرب از لذت حكومت و بهره‌وري از عوايد نفت آن جزاير محروم مي‌شدند.
در اين ميان يك اختلاف نظر جدي بين حكام شارجه و راس‌الخيمه با ديگر رهبران عرب بر سر اولويت دادن به مساله جزاير سه‌گانه وجود داشت. در حالي كه حاكمان اين دو اميرنشين تا حد زيادي علاقه‌مند به حل مساله جزاير با ايران، قبل از اعلام استقلال و رسميت امارات عربي متحده بودند، رهبران عربستان، مصر و شماري از شيوخ عرب خليج‌فارس اصرار داشتند تا اولويت به اعلام استقلال امارات داده شود و ضمن پافشاري بر ادعاي شيوخ درباره مالكيت جزاير، حل موضوع به بعد از رسميت داده شدن به امارات موكول شود. شاه در ديداري در 13 فوريه 1971 در تهران به ويليام لوس تاكيد كرد كه ضمن پذيرش اين نكته كه تاسيس فدراسيون امارات متحده عربي به ثبات منطقه كمك خواهد كرد، ولي هرگونه كمك به شيوخ منطقه و تعامل با آنان را منوط به پذيرش حاكميت ايران بر جزاير سه‌گانه كرده بود.
روز نهم می، پرواز تحريك‌آميز در سطح پايين يك فروند جنگنده بريتانيايي بر فراز ناو ايراني مستقر در خليج‌فارس و در نزديكي جزاير سه‌گانه و شليك ناو ايراني مي‌توانست به يك درگيري نظامي ‌جدي بين دو كشور منجر شود، ولي با خويشتن‌داري طرفين از اين اقدام جلوگيري به عمل آمد. دنيس رايت، روز 14 فوريه (25 بهمن)، به همراه ويليام لوس، در ديداري طولاني و دو ساعت و نيمه با شاه به بررسي دقيق و بي‌پرده مساله مالكيت جزاير سه‌گانه پرداخت. در اين ديدار رايت به شاه گفت كه امراي شارجه و راس‌الخيمه قلبا مايل به امضاي قرارداد و واگذاري كامل جزاير هستند، ولي براي اتخاذ چنين تصميمي ‌از ديگر كشورهاي عربي منطقه واهمه دارند.
در اين ديدار شاه ضمن تاكيد بر مواضع ايران و مالكيت جزاير سه‌گانه اعلام كرد كه حاضر است در جهت نشان دادن حسن‌نيت خود و كشورش براي حل‌وفصل مسالمت‌آميز ماجرا، «فريدون زندفرد» ديپلمات ارشد و كارشناس برجسته امور خليج‌فارس خود را براي مذاكره بيشتر با شيوخ عرب به منطقه اعزام كند. واقعيت اين بود كه برخي از دولت‌هاي تندرو عرب از موضوع جزاير سه‌گانه به عنوان ابزاري مناسب براي حمله به سياست‌هاي حكومتي و منافع ملي ايران استفاده مي‌كردند.
براي نمونه در گزارش محرمانه 16 ژانويه «دونالد ‌هاولي» سفير وقت بريتانيا در بغداد تاكيد شده بود كه دولت عراق پيشاپيش خود را آماده اعلام مخالفت با هرگونه راهكار احتمالي در مساله جزاير سه‌گانه خليج‌فارس كرده است. «نورتكات ايلي» مقام سابق وزارت كشور آمريكا كه در سال 1971 مشاور ارشد شيخ شارجه بود در ديداري با آرتور نماينده سياسي بريتانيا در بحرين نيز تاكيد كرده بود كه شيخ شارجه از نظر منطقي به توافق با ايران مجاب شده، ولي او از ترس تندروان عرب كه وي را تهديد به مرگ كرده بودند، هنوز جرات چنين كاري را در خود نيافته است.
در اين ميان، شيخ شارجه بيش از ديگر حكام عرب موضعي واقع‌بينانه در برابر مشكل اتخاذ كرد. يك گزارش محرمانه بريتانيايي از نشست روز 11 ژانويه وي با اعضاي ارشد خاندان خود چنين مي‌گويد: ايران اخيرا به شدت بر فشارهاي خود براي در اختيار گرفتن جزاير افزوده است. ايران قدرت آينده منطقه خليج‌فارس است و كشورهاي عربي نمي‌توانند در مقابله با ايران در جهت منافع شارجه هيچ اقدامي ‌بكنند. از اين جهت دستيابي به يك توافق واقع‌بينانه و عملي بين ايران و شارجه بر سر جزيره ابوموسي ضروري به نظر مي‌رسد.
اين در حالي بود كه براساس گزارش محرمانه 14 آوريل «فيليپ آلوت» مشاور حقوقي وزارت خارجه بريتانيا، ايران به درستي اعلام كرده بود كه اگر موضوع جزاير سه‌گانه خليج‌فارس داراي قابليت طرح در مجامع حقوقي بين‌المللي است، مساله مشابه حاكميت ايرلند شمالي مورد اختلاف بين جمهوري ايرلند و بريتانيا نيز كه در سال 1969 از دستور كار سازمان ملل خارج شد نيز بايد مجددا به مجامع بين‌المللي بازگردد.
بر اساس نامه محرمانه آرتور به ويليام لوس روز سي‌ام مارس شيخ راس‌الخيمه در خفا عنوان كرده بود كه اگر قرار باشد از ادعاي مالكيت جزاير تنب چشم‌پوشي كرده و آنها را به ايران واگذارد، ترجيح مي‌دهد اين كار را در قبال دريافت مبلغ زيادي پول از ايران به عنوان «فروش اجباري» انجام دهد.
بر اساس يك گزارش بسيار مهم و محرمانه ديگر، شيخ صقر يك روز پس از مذاكره با نماينده ايران به آرتور نماينده ويژه وزارت خارجه بريتانيا در بحرين اظهاراتي كرده بود كه از سوي لندن «بس شگفت‌انگيز» تلقي شد.
آرتور نيز در گزارش خود به سر ويليام لوس توصيه كرده بود كه بهتر است از انديشيدن شيخ صقر به مصالحه با ايران بر سر تنب بزرگ و كوچك در قبال دريافت پول جلوگيري شود. در واقع در طول مذاكرات شيوخ شارجه و راس‌الخيمه با ايران با ميانجيگري لندن، علاوه بر مساله ادعاي حاكميت تاريخي بر جزاير سه‌گانه چانه‌زني اقتصادي و بحث مالي نحوه واگذاري آنها بر ايران نيز مطرح بود و البته بريتانيا تا مراحل پاياني بيمناك بود كه شيوخ منطقه جداگانه با ايران به تفاهم نرسند.
براي نمونه در اوج خشم اعراب از فشار ايران براي رسيدن به يك توافق با شيوخ قبل از پايان يافتن سال 1971، شيخ صقر روز 15 سپتامبر در ديدار با مقامات بريتانيايي در منطقه اظهار نگراني مي‌كند كه پولي كه حكومت ايران قرار است سالانه بابت واگذاشتن حق مالكيت تنب بزرگ و كوچك به راس‌الخيمه بدهد داراي تضمين تداوم نيست و هر زمان كه ايران صلاح بداند قابل قطع شدن است و شيخ راس‌الخيمه خواهان رسيدن به راهكاري براي تضمين تداوم دريافت اين مبلغ بود.
در گزارش محرمانه 26 آوريل «ريچارد بيمونت» سفير بريتانيا در قاهره، خطاب به آلك داگلاس هيوم، تاكيد شده بود: «اميدوارم مرا ببخشيد كه توصيه سال گذشته خود در مورد لزوم باقي ماندن جزاير به عنوان ملك شخصي حاكمان شارجه و راس‌الخيمه را تغيير داده و بگويم اين جزاير بايد به ايران تعلق يابند.»
روز 29 آوريل، داگلاس هيوم وزير خارجه بريتانيا در گزارشي سري به «انتوني باربر» وزير دارايي (خزانه‌داري) كشورش به جزييات مشكلات موجود بر سر حل مساله مالكيت جزاير سه‌گانه خليج‌فارس پرداخت. داگلاس هيوم در اين سند سري تصريح كرد كه شيوخ راس‌الخيمه و شارجه براي پذيرش حاكميت ايران بر جزاير سه‌گانه «نيازمند مشوق‌هاي مالي چشمگيري از طرف ايران هستند»، ولي «تقديرگرايي مثال‌زدني آنان موجب خواهد شد تا بگويند بهتر است به جاي فروش خاك عرب، ايران آن مناطق را به زور اشغال كند.» در اين گزارش خلاف اغلب يادداشت‌هاي ديپلماتيك بريتانيا كه از اعلام جزييات رقم مورد قبول براي پرداخت از سوي ايران به شيوخ راس‌الخيمه و شارجه براي حل و فصل ماجرا خودداري شده، رقم حداكثر 10 ميليون پاوند براي هر يك از شيوخ پيشنهاد شده كه ظاهرا بخش اعظمي ‌از اين مبلغ بايد به عنوان بازپرداخت بدهي‌هاي موجود شيوخ به بانك‌هاي بريتانيايي پرداخت مي‌شد. يك گزارش محرمانه تهيه‌شده وزارت خارجه بريتانيا حاكي از بدهي حدودا پنج ميليون پاوندي شيخ شارجه (شامل بدهي‌هاي معوقه و بدهي‌هايي كه هنوز سررسيد پرداخت‌شان نرسيده) و بدهي 675 هزار پاوندي شيخ راس‌الخيمه به دولت و موسسات خصوصي و بانكي در بريتانيا بود. پس از يك وقفه دوماهه در حضور سفير كه سفارت بريتانيا در تهران توسط كاردار اداره مي‌شد، پيتر رمزباتم در اواخر ژوئن وارد تهران شد و روز سي‌ام همان ماه با شاه ديدار كرد. در اين ديدار شاه ضمن تكرار مواضع ايران درباره جزاير به بريتانيا تاكيد كرد كه مساله جزاير براي ايران صرفا موضوعي مربوط به پرستيژ يا دعاوي تاريخي نيست، بلكه موضوع مربوط به اهميت مرگ و زندگي است. وي ادامه داد: در مساله جزاير سه‌گانه دو راه پيش روي لندن است: يا همراهي با مواضع ايران و تاييد دوستي با تهران يا تاييد مواضع اعراب و نشان دادن دشمني به ايران. او همچنين به كنايه به رمزباتم گفت كه بريتانيا در مناقشه‌هاي بين ايران و اعراب هرگز از ايران جانبداري نكرده است.
شاه بعدا با پافشاري لوس و رمزباتم پذيرفت كه نوعي قرارداد مكتوب نيز براي حل موضوع سه جزيره در ميان باشد؛ امري كه بعدها فقط در مورد جزيره ابوموسي عملي شد. گذشت زمان نشان داد كه عدم امضاي يك قرارداد صريح و شفاف همراه با جزييات كامل بين ايران و شيوخ شارجه و راس‌الخيمه بر سر مالكيت جزاير به خصوص در مورد تنب بزرگ و كوچك چندان خدمتي به منافع ملي ايران نكرد و در درازمدت موجب طرح دوباره دعاوي كهنه اعراب عليه ايران شد.
در اين ديدار شاه همچنين يك‌بار ديگر بر سخاوتمند بودن كشورش نسبت به شيوخ راس‌الخيمه و شارجه تاكيد كرد و علاوه بر آن گفت در صورت قبول حاكميت ايران، حاضر است پس از يك دوره كمك مالي دو ساله به آن دو شيخ‌نشين، حدود 49درصد از عوايد نفتي سه جزيره را (بسته به سوددهي پروژه‌ها و نياز شيوخ يا معادل يك‌‌ونيم ميليون پوند در سال) نيز به آنان بپردازد. با اين همه ايران با هشدار به ضرورت خودداري از فعاليت‌هاي نفتي شيوخ عرب و شركت‌هاي نفتي خارجي در مناطق مورد اختلاف و بدون تاييد رسمي‌ ايران، تاكيد و اعلام كرد كه به نيروهاي ارتش خود دستور داده تا به هر وسيله ممكن مانع هرگونه فعاليت شركت‌هاي نفتي خارجي در محدوده 12 مايلي جزاير سه‌گانه شوند.
در ادامه اين ديدار همچنين مقامات ايراني آمادگي‌شان را براي ارايه همه كمك‌هاي فوري براي رفع محروميت و نيازهاي توسعه اجتماعي و اقتصادي ساكنان جزاير سه‌گانه خليج‌فارس اعلام كردند. شاه همچنين از مواضع برخي از كشورهاي عربي گله كرد و به خصوص از دولت كويت با تعابيري همچون «نوچه بريتانيا» و يا «بدترين دشمن ايران» ياد كرد.
يكي از نكات قابل بحث در اين مناقشه كه در ديدار با ويليام لوس نيز مطرح شد، عكس‌العمل مقامات ايراني به موضع‌گيري‌هاي رسانه‌هاي خبري بريتانيا و به خصوص شبكه خبري بي‌بي‌سي در مساله مالكيت جزاير سه‌گانه بود كه به اعتقاد مسوولان ايراني مواضع بي‌بي‌سي عليه منافع ملي ايران بود. اين موضوع در گزارش لوس به اجمال مطرح شد، ولي در گزارش ديگري كه دونالد موري از اين نشست ارايه كرد ذكر شد كه ايران به شدت از دورويي لندن از برخورد خصمانه رسانه‌هاي كشورشان با منافع خود گله‌مند بود. شاه تاكيد داشت بريتانيا نمي‌تواند مرتبا به ايران «دستور داده و توقع رفتار دوستانه داشته باشد» ولي رسانه‌هاي آن كشور مرتبا با ايران دشمني ورزند. به گفته وي، شايد درباره نشرياتي چون اكونوميست و گاردين بتوان پذيرفت كه دولت در مطالب آنها دخالتي ندارد، ولي درباره بي‌بي‌سي چنين عذري پذيرفته نيست.
به تصريح دو گزارش موجود، مقامات بريتانيايي حاضر در اين نشست ضمن تلاش براي سلب مسووليت از خود در مطالب رسانه‌ها آشكارا تلاش كردند تا با ذكر اينكه دولت بر نشريات نظارت نداشته و نظارتشان بر بخش جهاني بي‌بي‌سي نيز محدود است، موضوع را تغيير داده تا از مساله برخورد خصمانه رسانه‌هاي بريتانيا با ايران بگريزند. اعتراض ايران به موضع‌گيري‌هاي رسانه‌هاي بريتانيايي به خصوص بخش‌هاي فارسي و عربي سرويس جهاني شبكه بي‌بي‌سي كه به اعتقاد آنان عليه منافع ملي ايران بود امري سابقه‌دار بود و مقامات لندن نيز به خوبي در جريان آن بودند.
بر اساس گزارش محرمانه 22 ژوييه رمزباتم از نشست ناهار خود با وزير خارجه ايران، زاهدي چنين عنوان كرد: «شاه شخصا به سياست تامين حاكميت ايران بر جزاير متعهد است و به هيچ‌وجه قادر به سرپيچي از اين سياست نيست. حتي اگر شاه ناپديد شود و رژيم ديگري (در ايران) بر سر كار بيايد، وضعيت يكسان خواهد بود. مردم ايران اكنون راه‌حل ديگري را نمي‌پذيرند. زاهدي به من اطمينان داد- و من (رمزباتم) فكر مي‌كنم منظورش ارجاع به موقعيت و منافع بريتانيا در ايران بود- كه اگر موضوع بالا گيرد، وضع دوران مصدق در مقايسه با آن ملايم جلوه خواهد كرد. شاه براي تضمين تامين منافعش آماده ورود به جنگ است.»
در ميانه اين رايزني‌ها، شيخ زايد بن سلطان حاكم ابوظبي و قدرتمندترين شيخ عرب منطقه، روز 18 آگوست به جفري آرتور نماينده مقيم لندن در بحرين می‌گويد كه تصميم دارد در صورت ارايه يك پيشنهاد جدي مثبت از سوي تهران از انتقال جزاير به ايران حمايت كند و در غير اين صورت در برابر آن سكوت كرده و اعلام كند موضوع به وي ربطي ندارد. در هر صورت زايد تاكيد كرد كه به هيچ‌وجه قصد مخالفت با روند انتقال جزاير سه‌گانه به ايران را ندارد. روز 23 آگوست پيش‌نويس طرحي از سوي وزارت خارجه و وزارت دفاع بريتانيا تهيه شد كه جزييات و چگونگي ورود و استقرار نيروهاي ايراني به جزاير سه‌گانه و دستورالعمل نحوه تعامل آنها با اتباع شارجه و راس‌الخيمه مشخص شده بود.
پيشنهاد لوس شامل سهم شيوخ راس‌الخيمه و شارجه از درآمد نفتي جزاير سه‌گانه و شعاع 12 مايلي آن به علاوه مستمري سالي يك‌ونيم ميليون پوند از ايران به شرط عدم هر گونه ادعاي علني درباره مالكيت جزاير بود. به تاكيد لوس، شيوخ شارجه و راس‌الخيمه تاييد كرده بودند كه اين طرح بيشترين چيزي بود كه در آن زمان آنها با كمك لندن مي‌توانستند از ايران بگيرند.
ديدارهاي لوس با شيوخ شارجه و راس‌الخيمه در شرايطي‌ روز هفتم سپتامبر انجام شد كه درست در همان روز شاه، رمزباتم را در اقدامي ‌فوري احضار و به او گفت كه شرط وي درباره نهايي‌شدن مساله جزاير براي موافقت وي با تشكيل دولت امارات عملي نشده و او اكنون آماده مقابله جدي با شكل‌گيري اين فدراسيون است. پس از اين ديدار رمزباتم طي يك گزارش مفصل تحليلي به بررسي مساله جزاير و وخامت شرايط موجود پرداخت. به عقيده رمزباتم، اگر جزاير به ايران واگذار نمي‌شد ايران شايد قادر به ممانعت از ايجاد امارات متحده عربي نبود، ولي با اقدامات ايذايي و كارزار سياسي و نظامي‌خود مي‌توانست موجب از بين رفتن زودهنگام آن شود و اين مساله براي بريتانيا كه زمان و انرژي بسياري در اين راه هزينه كرده فاجعه‌بار بود.
براساس گزارش محرمانه 14 سپتامبر وزارت خارجه بريتانيا، نمايندگي د‌ايم آن كشور در بخش عربي خليج‌فارس، معتقد بود كه برخلاف ادعاهاي شيخ زايد، حاكم ابوظبي و ريش‌سفيد حاكمان منطقه، در عدم دخالت منفي در حل مساله جزاير سه‌گانه، مواضع پنهاني وي در حل و فصل مساله چندان مفيد نبوده و احتمالا وي مشورت درستي به شيوخ شارجه و راس‌الخيمه در برخورد با توافقنامه لوس- افشار نداده است. شيخ زايد در نشست 15 سپتامبر خود با نماينده ويژه وزارت خارجه بريتانيا در امور جزاير حتي پا را از اين هم فراتر گذاشت و شيخ شارجه را تهديد كرد كه در صورت توافق با ايران از فدراسيون امارات كنار گذارده خواهد شد. با اين حال چنان‌كه از گزارش 29 اكتبر وزير خارجه بريتانيا برمي‌آمد جلب حمايت شيخ زايد براي رسيدن به يك توافق پايدار درباره جزاير سه‌گانه اجتناب‌ناپذير بود.
بر اساس يك گزارش تحليلي بدون تاريخ، شاه علاوه بر ارايه پيشنهادهاي سخاوتمندانه به اعراب در صورت قبول توافق با ايران، در صورت رد اعاده جزاير سه‌گانه به ايران تهديد به از بين بردن فدراسيون امارات كرده بود كه از پيمان نظامي ‌سنتو نيز خارج شده، همه ارتباطات و همكاري‌هاي نظامي‌خود با لندن را قطع و اجازه پرواز هواپيماهاي نظامي ‌و غيرنظامي ‌عربي و بريتانيايي بر فراز خاك ايران را نخواهد داد.
هر چند بنا به گفته شيخ زايد به دليل ترس از واكنش كشورهاي تندرو عرب، هنوز امكان ارايه پيشنهاد مكتوبي از سوي شيوخ منطقه وجود نداشت. جشن‌هاي 2500 ساله در ايران مجالي براي سفر شيخ شارجه به ايران و ديدار با شاه فراهم آورد. به گفته شاهدان عيني، از سفر شيخ شارجه به ايران، پس از همين ديدار نيز شاه به شيخ خالد چندين ميليون دلار به عنوان كمك مالي پرداخت كرد. شيخ شارجه در ديداري با مسوولان محلي لندن در خليج‌فارس در روز 28 اكتبر از تغيير برخي مفاد پيشنهاد ايران اظهار خرسندي و عنوان كرد كه مصمم است تا پيشنهاد خود را، البته با اصلاحات و كوتاه آمدن‌هاي فراوان به ايران ارايه كند. با اين همه شيخ خالد همچنان به دنبال توافق با ايران، كسب درآمد از قبل توافق با آن كشور و اخذ تضمين‌هاي لازم براي اجراي كامل توافق با تهران بود.
شيوخ شارجه و راس‌الخيمه در چندين نشست فشرده، طولاني و پياپي در روزهاي 27 اكتبر تا سوم نوامبر با سر ويليام لوس و ديگر ديپلمات‌هاي ارشد بريتانيايي شركت كرده و از جزييات آخرين طرح و نسخه نهايي براي توافق بر سر آينده جزاير سه‌گانه و واگذاري آنها به ايران آگاهي يافتند. در واقع در اين مرحله، اجماع سران جهان عرب و متحدان بريتانيايي آنها، به خصوص پس از ورود ملك حسين پادشاه اردن به ماجرا، به عنوان ميانجي جديد، چنين رقم خورد كه ايران بدون توجه به خواسته‌ها و ادعاهاي اعراب و بريتانيا، تنب‌بزرگ و كوچك را بدون رد و بدل شدن هيچ توافقنامه‌اي در اختيار خود بگيرد و شيخ شارجه نيز بر سر واگذاري ابوموسي به ايران و استفاده مشاع از برخي حقوق غيرنظامي‌ آن با ايران يك توافق مكتوب امضا كند. افشار سفير ايران در لندن، روز نهم نوامبر پيام شاه به وزير خارجه بريتانيا درباره توافق بر سر نحوه بازپس‌گيري جزاير سه‌گانه را ابلاغ كرد. يك روز بعد نيز داگلاس هيوم به اين پيام پاسخ داد و از ايران تشكر كرد.
روز دهم نوامبر، رمزباتم ملاقاتي سه‌ساعت‌ونيمه در كاخ بابلسر با شاه انجام داد و به يك توافق نهايي و اجرايي بر سر آينده سه جزيره دست يافت. در اين ديدار، بر سر نحوه تقسيم‌بندي مشاع جزيره ابوموسي بحث و توافق شد. در زمينه چگونگي تقسيم بالسويه درآمدهاي نفتي شاه موضوع را به بررسي و تصويب مجلس شوراي ملي احاله كرد. در اين‌باره وي از ريز موضوع اختلافات شارجه با ام‌القوين و عجمان آگاهي يافت و قول داد ايران بر اساس يك قرار خصوصي با آن دو شيخ نشين نيز سخاوتمندانه رفتار كند.
شاه در ابتدا درباره مبادله يك توافقنامه رسمي و مكتوب با شيخ شارجه ترديد داشت، ولي با اصرار رمزباتم با اين كار موافقت كرد. اين ملاقات مقدمه‌اي بود براي ملاقات روز بعد ويليام لوس با شاه در حضور رمزباتم، خلعتبري و افشار، براي ارايه نسخه نهايي توافقنامه درباره آينده جزاير سه‌گانه. در اين ملاقات شاه تاكيد كرد كه ايران برنامه‌اي براي خروج اجباري ساكنان جزيره ابوموسي ندارد.
شاه همچنين عنوان كرد كه به طور اصولي شيخ زايد به عنوان خسارت بايد به شيوخ مدعي شارجه پول بدهد. ولي ايران حاضر است سالانه مبلغ يك ميليون پوند براي ام‌القوين و 500هزار پوند براي عجمان اختصاص داده تا اختلافات آنان با شارجه فروكش كند. وزارت خارجه بريتانيا در گزارش محرمانه‌اي به تاريخ 18 نوامبر صريحا از توافق كامل آن كشور بر سر تصرف جزاير تنب‌بزرگ و كوچك توسط نيروهاي ايران، چه با توافق يا بدون توافق راس‌الخيمه، حكايت كرد. همين گزارش از نهايي‌شدن توافق اصلاح‌شده جديد بين ايران و شارجه با نظارت و تاييد دولت بريتانيا درباره نحوه بازگرداندن حاكميت تاريخي ابوموسي به ايران به همراه اعلان محدود رسانه‌اي مساله خبر داد.
نهايتا صبح روز 30 نوامبر 1971، يك روز پس از خروج كامل نيروهاي نظامي بريتانيا از خليج‌فارس و يك روز قبل از اعلان رسمي ‌تاسيس دولت امارات متحده عربي، نيروهاي ايراني به طور كامل در جزاير تنب‌بزرگ، تنب‌كوچك و ابوموسي مستقر شدند. هنگام ورود نيروهاي ايراني به ابوموسي، شيخ صقر برادر شيخ خالد امير شارجه رسما از سوي حكومتش به نيروهاي ايراني تبريك و خوشامد گفت. مساله اعاده مالكيت جزاير سه‌گانه توسط اميرعباس هويدا نخست‌وزير ايران به اطلاع نمايندگان مجلس ايران نيز رسيد.
برخلاف گزارش‌هاي نادرست رسانه‌هاي عربي درباره اخراج اعراب از اين جزاير، يك گزارش محرمانه وزارت دفاع بريتانيا و همچنين روايت رسمي ‌شيوخ عرب حاكي از آن است كه برعكس دلواپسي اعراب، نيروهاي ايراني ساكنان جزاير را ترغيب به ماندن در آن مناطق و تحت حاكميت ايران مي‌كردند. پس از تاسيس دولت امارات، چند كشور تندرو عربي در روز نهم دسامبر شكايت رسمي ‌عليه ايران درباره آنچه كه اشغال جزاير تنب و ابوموسي مي‌ناميدند در شوراي امنيت سازمان ملل متحد مطرح كردند. اميرخسرو افشار نماينده ايران در اين نشست اعلام كرد كه جزاير، ايراني هستند و شوراي امنيت صلاحيت رسيدگي به موضوع آنها را ندارد. در نهايت نيز پرونده بدون هيچ‌گونه اقدامي‌ از سوي شوراي امنيت مختومه اعلام شد. به عقيده ديپلمات‌هاي بريتانيايي و گزارش اسناد موجود، اين اقدام عمدتا براي حفظ آبرو و پاسخگويي به افكار عمومي ‌عربي صورت گرفت.
چند هفته بعد، در 24 ژانويه 1972، شيخ خالد بن محمد، حاكم شارجه، در يك حادثه سوءقصد به قتل رسيد. در آن زمان افراد بسياري طرح و اجراي نقشه قتل او را به سازش وي با ايران بر سر مالكيت جزيره ابوموسي و تحقق تهديدهاي گروه‌هاي افراطي ناسيوناليست عرب نسبت دادند. يك روز بعد شيخ صقر به طور موقت حاكم شارجه شد و پس از مدتي كوتاه شيخ سلطان بن محمد القاسمي ‌برادر جوان‌تر شيخ خالد به جانشيني او منصوب شد.
يك مرور كلي بر اين اسناد نشان مي‌دهد كه اولا دولت وقت ايران از هيچ كوششي براي بازپس‌گيري جزاير سه‌‌گانه كوتاهي نكرد و ثانيا هيچ دولتي در ايران در گذشته، حال و آينده در شرايطي نبوده و نخواهد بود كه بتواند يا بخواهد بر سر مالكيت و حاكميت اين جزاير با بيگانگان گفت‌وگو و معامله كند.
اسناد تاريخي نشان مي‌دهد كه از ابتداي تاريخ در سده‌هاي اخير تا سال 1971 و تاسيس دولت امارات، شيوخ عرب منطقه خليج‌فارس (شامل شارجه و راس‌الخيمه) در مناطق مورد ادعاي مالكيت آنان به‌طور متناوب يكي از اين سه وضعيت را داشته و از اين موارد خارج نبودند: يا تحت‌الحمايه و ماليات‌دهنده حكومت‌هاي محلي يا مركزي ايران بودند، يا تحت‌الحمايه حكومت بريتانيا يا دزداني دريايي بودند كه به شكل ياغي و شورشي در منطقه عمل مي‌كرده‌اند.

در عین سادگی

یکی از دوستان مطلبی رو نگاشته بود و  از پرویز مظلومی انتقاد کرده بود در اون مطلب از یه سری چیزها با  استدلال های جالب!!!به عنوان معایب پرویز مظلومی نام برده بود که من تقریبا هیچ کدوم رو منطقی و درست ندیدم و دوست دارم در اینجا جواب این دوست عزیز داده بشه پس معایبی!!رو که ایشون فرمودن یه بار بررسی می کنم و (حداقل از دیدگاه خودم)سعی می کنم جواب منطقی و درستی بدم.معایبی رو که ایشون فرمودن یک به یک با ذکر دلیل مطرح می کنم:

1..ایشون کنار گذاشتن دکتر نوروزی رو از معایب مظلومی برشمرده!! حال اینکه نوروزی با مدیریت باشگاه مشکل داشت و در ضمن برای کارهای آکادمیک خودش به وقت بیشتری احتیاج داشت،حال رفتن ایشون به پرویز مظلومی چه ربطی دارد، الله اعلم.

2...فرموده اند اضافه کردن بدنساز اخراجی باشگاه پرسپولیس!! اولا که مولایی قراردادش با باشگاه پرسپولیس به اتمام رسیده بود و بعد از کنار گذاشتن علی دایی از پرسپولیس ترجیح داد در این باشگاه نماند، دوما مولایی حتی در زمان علی دایی در تیم ملی نیز کار کرده است و از بهترین مربیان بدنسازی فوتبال ایران است، حتی با وجودی که تیم هر 4 روز یکبار بازی می کرد در کمتر بازی ای افت بدنی بازیکنان مشاهده شد. اتفاقا اضافه کردن ایشان نقطه سفیدی است در کارنامه پرویز مظلومی

3..فرموده اند: کنار گذاشتن دو دروازبان آماده فصل قبل و اضافه کردن رحمتی پرمدعا!!!!!! این انتقاد واقعا از آن انتقادهایی است که فکر نکنم نزد هیچ بقالی هم بتوان آن را پیدا کرد! جواب این انتقاد مانند گرد بودن کره زمین آنقدر بدیهی است که احتیاج به جواب ندارد!

4..گنجاندن 8 چپ پا در لیست مظلومی:اولا که ساموئل چپ پا نیست و بازیکنی دوپاست، زندی برای سمت چپ آورده نشد و پلی میکر تیم بود،حسینی مدافع وسط هم می تواند بازی کند(کما اینکه بیشتر  نیم فصل اول بازی کرد) امیرآبادی نیز می توانست در سمت راست بازی کند و چپ پا هم نیست. کرار نیز هافبک متمایل به چپ بود نه هافبک چپ.پس حداقل 5 نفر از آمار 8 نفره!!این دوست عزیز اشتباه بود، به علاوه ساموئل بعد از رفتن ولیدعلی و کرار به خدمت گرفته شد و همه هیچ گاه همزمان با هم در تیم استقلال عضویت نداشته اند

5..خرید اعجوبه ای به نام الونگ و تنها 30 دقیقه بازی کردن وی:این آمار نیز اشتباه است حداقل بنده به خاطر دارم که الونگ جلوی سپاهان و نفت بازیکن فیکس بود و جلوی سپاهان تا اواخر بازی هم بازی کرد حال این 30 دقیقه از کجا امده؟؟باز هم الله اعلم!!!

6..کنار گذاشتن دو بازیکن طراح تیم(مبعلی و آشوبی) و پر نکردن جای آنها:این هم باز از همان انتقادهای با قصد و غرض مطرح شده است.اولا که آشوبی چندان بازیکن طراحی نبود دوما جای آنها پر نشد؟؟؟؟زندی جای مبعلی را پر نکرد؟؟ آندو صد برابر بهتر از آشوبی نبود؟؟ بهرحال قضاوت با وجدان های آگاه.

7...ایشان 8 انتقاد داشتند که در واقعا دو مورد آن تقریبا یکی بود: کنار گذاشتن شکوری و کوشکی و صادقی و پر نکردن جای آنها و دیگری هم نداشتن هافبک وسط و دروازبان ذخیره: کوشکی و شکوری به این دلیل کنار گذاشته شدند تا سیدجلال حسینی به تیم بیاید ولی در آخرین لحظات نیامد، رفتن صادقی هم دست مظلومی نبود و با توصیه های!! افراد سیاسی  به فتح الله زاده از تیم رفت، البته تیم هم بدون مدافع وسط نبود و در مواقع مصدومیت منتظری(اول فصل) و محرومیت ها حسینی بسیار عالی در نقش مدافع وسط ظاهر شد.بحث دروازبان ذخیره هم که بحث خنده داری است، کدام تیم در دنیا دو دروازبان همسطح را در یک زمان دارد؟؟دروازبان دوم رئال کیست؟؟همسطح کاسیاس است؟؟دروازبان دوم یووه همسطح بوفون است؟؟کسی اسم او را می داند؟؟ در همه دنیا یک دروازبان تاپ و عالی می گیرند و دروازبان دوم تیم فردی گمنام خواهد بود.

در پایان ذکر این نکته خالی از لطف نیست که اولین و ساده ترین اصل انتقاد رعایت انصاف در انتقاد است و اساسی ترین ویژگی یک منتقد انصاف اوست و گرنه انتقاد مغرضانه  به قول سعدی :داستانیست که در هر سر بازاری هست

هوار به استقلال نمی آید

به گزارش خبرنگارباشگاه خبرنگاران به نقل از یک مقام مسئول حاضر درباشگاه استقلال اعلام کردند:حضور قادر حسن و هوار محمد در استقلال منتفی است و اگر این بازیکن عراقی پس از اعلام رای آسیا مبنی به پرداخت غرامت سنگین به استقلال قصد حضور در استقلال را داشته باشد. مربیان و مسئولان حاضر به همکاری با وی نیستند به همین علت در صدد جذب یک هافبک آزاد خارجی برای بازی های آسیایی هستند که مذاکره با چندین بازیکن آغاز شده اما توافقات نهایی حاصل نشده است.
گفتنی است:باشگاه استقلال همچنان روی جذب یک بازیکنی خارجی اصرار می ورزد درحالیکه آنها از بازیکنان خارجی خود رضایت کافی ندارند

مصاحبه حاجی

علی فتح الله زاده در گفت و گویی درباره تشکیل وزارت ورزش و جوانان، وضعیت کلی استقلال برای اردوی ترکیه و استعفای مسعود عنایت از ریاست کمیته داوران صحبت هائی را مطرح کرد.
جلسه دیروز کمیته فنی باشگاه چطور بود؟
جلسه خوبی بود. برای اردوی ترکیه برنامه ها را بررسی کردیم.
- قرار بود از روز گذشته در کمپ باشگاه مستقر شوید. چه شد؟
کمپ آماده است و می توانم کارم را شروع کنم اما دیروز چون جلسه کمیته فنی در باشگاه بود فرصت جابجایی نداشتم.
-قضیه مناظره با واعظ آشتیانی چیست؟
مناظره را یک برنامه رادیویی پیشنهاد داده است. من گفتم حاضرم با ارائه اسناد نشان دهم که چه کسی راست می گوید و چه کسی دروغ.
- فکر می کنید چنین مناظره ای می تواند به استقلال کمک کند؟
چرا کمک نکند؟ اگر در قبال صحبت هایی که تهمت است سکوت کنیم حاشیه های تیم زیاد می شود. این درست نیست که بعضی ها با زدن حرف هایی استقلال را به حاشیه بکشند. من دوست داشتم این مناظره در تلویزیون رخ می داد تا به مردم اسناد را نشان دهم.
- اردوی استقلال در ترکیه را در پیش دارید. از هتلی که پرسپولیس در ترکیه رفته خبرهای حاشیه ای شنیده می شود. استقلال چه شرایطی در ترکیه خواهد داشت؟
پرسپولیس بیشتر دوست داشت در تعطیلات بازی کند ولی ما دنبال بازی نیستیم. برای استقلال هم این امکان وجود داشت که با تیم های اروپایی بازی کند اما بیشتر دنبال هماهنگ کردن تیم هستیم. محل برگزاری اردوی استقلال کاملا ورزشی است. این کمپ ۲۰ کیلومتر از شهر دور است. بازیکنان تیم هم می دانند که برای تفریح به ترکیه نمی رویم و یک برنامه تمرینی فشرده را داریم.
- گده پیشنهاد شما بود یا مظلومی این مربی را پیشنهاد داد؟
مظلومی از ما خواسته بود که یک مربی تمرین دهنده خارجی به تیم اضافه شود. انتخاب مربی هم به عهده خود او بود. گده در اردوی ترکیه به جمع تیم اضافه می شود.
- شما هم فکر می کنید استقلال نیاز به چنین مربی دارد؟
من هم این نیاز را احساس می کردم.
-حضور گده باعث نمی شود جایگاه مظلومی به خطر بیفتد؟
ما باید این جو بی اعتمادی و ناامیدی را از فوتبالمان دور کنیم. وقتی یک مربی محکم مشغول کارش است نباید زیر پای او را خالی کنیم. من نمی خواهم مدام بگویم که از مظلومی تا پایان فصل حمایت می کنم. به نظرم این مدل گفتن بیشتر به شعار شبیه است. من یک بار حرفم را زدم و گفتم از مظلومی حمایت می کنم. گده فقط برای کمک به استقلال می آید. مظلومی خودش این نیاز را در تیم دید. گده هم سابقه خوبی دارد و در سالی که تیم ملی در بازی های آسیایی قهرمان شد به پورحیدری کمک زیادی کرده بود. ما باید به فکر قوی کردن استقلال باشیم. وظیفه من این است که در خدمت باشگاه باشم. اکنون شرایطی در باشگاه حاکم است که یک فرد تصمیم گیرنده نیست و تفکر جمعی پشت هر تصمیمی نهفته است.
- این روزها در تیم استقلال حاشیه ای نمی بینید؟
من که نمی بینم. دلمان برای حاشیه تنگ شده است.
- اما دیروز شایعاتی در مورد اختلاف طالب لو و مظلومی مطرح شد؟
این ها نقل و نبات کار ماست. اگر این حرف ها نباشد که تیم شکل نمی گیرد. مربی باید چنین کلنجارهایی با شاگردانش داشته باشد تا تیم به پختگی برسد. برای داشتن تیم خوب باید مکافات ها کشید. من کاملا به اتفاقاتی که در تیم رخ می دهد تسلط دارم و گزارش ها به دستم می رسد. چیزی از من مخفی نمی ماند.
- بازیکن خارجی برای لیگ قهرمانان آسیا نمی گیرید؟
من به انتخاب بازیکن از روی CD اعتقادی ندارم. تصمیم داریم که یک بازیکن جذب کنیم اما این بازیکن یا باید تست بدهد یا یکی را بفرستیم و بازی هایش را ببیند.
- حتما از استعفای عنایت با خبر هستید. به عنوان عضو هیات رئیسه فدراسیون فوتبال نظر شما در مورد این اتفاق چیست و پیشنهادتان برای ریاست این کمیته چیست؟
تا زمانی که این بحث در هیات رئیسه مطرح نشود نمی توانم نظری بدهم اما رئیس فدراسیون این اختیار را دارد که تا تعیین رئیس جدید برای کمیته سرپرست انتخاب کند. آنچه مسلم است رئیس یک کمیته باید از اعضای هایت رئیسه فدراسیون باشد. باید دید کدام یک از دوستان در هیات رئیسه فرصت بیشتری دارد تا به عنوان رئیس انتخاب شود. به نظر من عنایت زحمت خود را کشید اما اگر این اواخر نظارت بیشتری روی امور داشت اوضاع داوری خوب می شد. این را هم بگویم پست کمیته داوران همیشه انتقاداتی را در پی دارد چون مشکلات داوری همیشه هست. هر کسی دیگری هم رئیس شود باز انتقادات وجود خواهد داشت.
- این روزها بحث تشکیل وزارت ورزش مطرح شده نظر شما در این باره چیست؟
نمایندگان مجلس یکبار به ورزشی ها اعتماد کردند و حماسه بازی های آسیایی گوانگجو به وجود آمد. من می دانم که نمایندگان مجلس برای ارتقای ورزش چنین تصمیمی گرفته اند اما به نظر می آید دوستان ما در مجلس برای تصمیم گرفتن عجله به خرج داده اند. ورزش در تمام دنیا به سمت خصوصی سازی قدم بر می دارد و ارگان دولتی نمی تواند در امور فدراسیون ها دخالتی داشته باشد. تشکیل وزارت ورزش به هیچ وجه به نفع ورزش نیست.اگر نمایندگان مجلس برای پاسخگویی از ورزش چنین تصمیمی گرفته اند آنها هم اکنون همین قدرت را دارند که درصدد توضیح برآیند. مجلس کمیته تحقیق و تفحص دارد. چنین تصمیمی نیاز به کار کارشناسی بهتر داشت و همه ورزشی ها در خدمت مجلس هستند تا از راهنمایی آنها استفاده کنند. نمایندگان مجلس باید ادله خود را بازگو کنند. کشورهایی که در ورزش حرفی برای گفتن دارند هیچ کدام وزارت ورزش ندارند و اتفاقا کشورهایی که چنین وزارتی دارند با مشکلات زیادی روبرو هستند. ما صاحب ۵۱ فدراسیون هستیم که همگی با تشکیل چنین وزارتی مخالف هستند.
-گفته می شود که سازمان تربیت بدنی فدراسیون ها را مجبور کرده که این نامه اعتراض را امضا کنند؟
این حرف توهین به همه کارشناسان ورزشی است. ما همگی سال ها در ورزش تجربه کسب کرده ایم و به همین دلیل هم مخالف تشکیل این وزارت هستیم. اکنون زمان برنامه ریزی برای بازی های المپیک لندن است. از نمایندگان مجلس توقع داریم با بینش بیشتری این موضوع را پیگیری کنند. ما از خود سیاسیون یاد گرفته ایم که باید دولت کوچک تر شود تا نقش نظارتی بهتری داشته باشد اما تشکیل وزارت ورزش دولت را بزرگ تر می کند. درست است که حضرت امام فرموده اند مجلس در راس امور است اما نمایندگان نباید به خاطر قدرتی که دارند به فکر قدرتنمایی باشند. ما یک سازمان تربیت بدنی داریم و یک سازمان ملی جوانان. وقتی در طی این سال ها از سازمان ملی جوانان ثمره ای ندیده ایم چطور می شود دو ارگان را به یک نفر بسپاریم؟ این که کار را خراب تر می کند. اگر بحث نظارتی مطرح است ما دارای سازمان بازرس کل کشور و دیوان محاسبات هستیم. این طرح نباید به خط آخر و اجرایی برسد. ما باید اکنون به فکر المپیک باشیم تا افتخار دیگری را برای کشور خلق کنیم. نباید برای قدرتنمایی کام را به هم تلخ کنیم.

              گزارش تمرین استقلال پس از برد شهرداری تبریز

بازيكنان استقلال به هنگام ورود به زمين شماره 3 آزادي با شماري از هواداران پرسپوليس روبرو شدند كه هواداران سرخپوش با ديدن بازيكنان استقلال واكنش هاي منفي نشان دادند.


* تمرين تيم استقلال از ساعت 15:30 در زمين شماره 3 آزادي آغاز شد.

* قبل از شروع تمرين پرويز مظلومي به مدت 10 دقيقه براي بازيكنان به صحبت پرداخت.

* بازيكنان اصلي كه روز گذشته مقابل شهرداري تبريز به ميدان رفته بودند پس از ريكاوري به استخر و سونا رفتند.

* وحيد طالب لو تنها بازيكن اصلي بود كه پس از ريكاوري به صورت اختصاصي با حسين تراب پور به تمرين پرداخت.

* محمد محمدي كه قبل از بازي با شهرداري تبريز مصدوم شد و همراه تيم به تبريز نرفت امروز با لباس شخصي در محل تمرين حاضر شد و براي دقايقي هم با مظلومي به صحبت پرداخت.

* اين جلسه تمريني بدون حضور تماشاگر برگزار شد.

* مجتبي جباري و فرهاد مجيدي كه مصدوميت هايي دارند امروز با سايرين تمرين كردند.

* آرش برهاني كه در جريان بازي با شهرداري تبريز با مصدوميت روبرو شد امروز به دويدن پرداخت.

* شاهرخ بياني آناليزور استقلال نيز در محل تمرين حاضر بود.

*تيم استقلال فردا در دو جلسه تمرين خواهد داشت. اين تيم صبح در مجموعه انقلاب و عصر در زمين شماره 3 آزادي تمرين مي كند.

* برخي از مسئولان پروژه مترو در مسير ورزشگاه آزادي در محل تمرين استقلال حضور داشتند و از راه اندازي بخشي از اين پروژه به صورت آزمايشي در روزهاي آينده خبر دادند.

             گزارش تمرین استقلال پس از بردن شهرداری تبریز

بازيكنان استقلال به هنگام ورود به زمين شماره 3 آزادي با شماري از هواداران پرسپوليس روبرو شدند كه هواداران سرخپوش با ديدن بازيكنان استقلال واكنش هاي منفي نشان دادند.


* تمرين تيم استقلال از ساعت 15:30 در زمين شماره 3 آزادي آغاز شد.

* قبل از شروع تمرين پرويز مظلومي به مدت 10 دقيقه براي بازيكنان به صحبت پرداخت.

* بازيكنان اصلي كه روز گذشته مقابل شهرداري تبريز به ميدان رفته بودند پس از ريكاوري به استخر و سونا رفتند.

* وحيد طالب لو تنها بازيكن اصلي بود كه پس از ريكاوري به صورت اختصاصي با حسين تراب پور به تمرين پرداخت.

* محمد محمدي كه قبل از بازي با شهرداري تبريز مصدوم شد و همراه تيم به تبريز نرفت امروز با لباس شخصي در محل تمرين حاضر شد و براي دقايقي هم با مظلومي به صحبت پرداخت.

* اين جلسه تمريني بدون حضور تماشاگر برگزار شد.

* مجتبي جباري و فرهاد مجيدي كه مصدوميت هايي دارند امروز با سايرين تمرين كردند.

* آرش برهاني كه در جريان بازي با شهرداري تبريز با مصدوميت روبرو شد امروز به دويدن پرداخت.

* شاهرخ بياني آناليزور استقلال نيز در محل تمرين حاضر بود.

*تيم استقلال فردا در دو جلسه تمرين خواهد داشت. اين تيم صبح در مجموعه انقلاب و عصر در زمين شماره 3 آزادي تمرين مي كند.

* برخي از مسئولان پروژه مترو در مسير ورزشگاه آزادي در محل تمرين استقلال حضور داشتند و از راه اندازي بخشي از اين پروژه به صورت آزمايشي در روزهاي آينده خبر دادند.

****استقلال با شرکت ماءالشعیر ایستک برای اسپانسرینگ به توافق رسید****

           استقلال3-شهرداری تبریز2گامی محکم برای فتح قله لیگ

ديدار تيم‌هاي شهرداري تبريز و استقلال از ساعت 17:30 به عنوان اولين بازي ليگ دهم در ورزشگاه يادگار امام تبريز در حضور 30 هزار تماشاگر آغاز شد.

در دقيقه 3 سعيد دقيقي با شوتي زيبا دروازه استقلال را باز كرد تا اولين گل ليگ دهم به ثمر برسد و بازي از همان ابتدا جذاب دنبال شود.

شاگردان پرويز مظلومي براي جبران نتيجه به تلاش خود افزودند و در دقيقه 28 آرش برهاني با زيركي و ضربه اي دقيق گل تساوي استقلال را به ثمر رساند.

دو تيم در ادامه مسابقه صاحب موقعيت هايي شدند اما نتوانستند از اين فرصت ها استفاده كنند تا نيمه اول يك بر يك خاتمه يابد.

در نيمه دوم بازيكنان استقلال بازي روان تري را از خود نشان دادند و توانستند در دقيقه 55 و 59 در دو حمله سريع توسط ميلاد ميداودي به گل هاي دوم و سوم برسند.

بازيكنان استقلال در دقايق پاياني نيز توسط ايمان مبعلي صاحب موقعيت شد كه شوت اين هافبك به تيرك دروازه برخورد كرد.

درحالي كه بازي در دقيقه 87 در جريان بود بازيكنان شهرداري تبريز توسط علي كريمي به گل دوم رسيدند تا بازي در لحظات پاياني بازي جذاب تر دنبال شود. شهرداري در دقايق آخر يك فرصت مناسب را از دست داد تا در خانه 3 بر 2 بازنده شود.

شهرداري در 26 بازي آخر خود نباخته بود و فصل گذشته، ليگ يك را بدون شكست به پايان رسانده بود اما استقلال توانست طلسم شكست ناپذيري اين تيم را بشكند.

قضاوت اين مسابقه بر عهده هدايت ممبيني بود. وي به سعيد دقيقي، محمدرضا طهماسبي و وريا غفوري از شهرداري تبريز، وحيد طالب لو و كيانوش رحمتي از استقلال كارت زرد نشان داد.

بازيكنان شهرداري تبريز:
مسعود همامي، حميد گلداني، ابراهيم ابرقويي، محسن نيساني، محمد سهيمي(55- محمد ايران پوريان)، محمدرضا طهماسبي(62- رسول پيرزاد)، رسول عليزاده، وريا غفوري، ميثم بائو، سعيد دقيقي، شهرام گودرزي(63- علي كريمي)
سرمربي: اكبر ميثاقيان

بازيكنان استقلال:
وحيد طالب لو، پژمان منتظري، حنيف عمران زاده، بيژن كوشكي، جواد شيرزاد، فرزاد آشوبي، دسوزا(70- كيانوش رحمتي)، ايمان مبعلي، ميلاد ميداودي، آرش برهاني(75- دوس سانتوس)، محسن يوسفي(86- مجتبي محبوب مجاز)
سرمربي: پرويز مظلومي