تولد یک سالگی وبلاگم هم بود اوایل اسفند...وقتی این وب رو زدم چقدر با اینی که الان هستم فرق داشتم...
چقدر همه چی فرق داشت...
من بدهکارم...به همه.
من به یاسمن بدهکارم برای این که توو این سال انقدر اذیتش کردم...رعایتشو نکردم..هر چی بود تهش فقط سر تو خالی شد...
می دونم خیلی از حرفام دلت و شکسته...
من به شیوا بدهکارم...به خاطر تمام وقتایی که بوده!تمام خندوندنام...بدهکارم...به یه معذرت خواهی...یه تشکر...
ترجیح میدم دیگه واژه ی بدهکار رو به کار نبرم..
سحر...که این همه مخش رو خوردم...این همه دیوونش کردم..با تمام دمدمی مزاجیم...با این که حال خودش تعریفی نداشت..آبجی..خیلی خیلی دوست دارم..
باید از ارشیا عذر خواهی کنم..تو آدم منظمی هستی و من دائما باز هم سرت غر میزدم,اعصابت رو رنده می کردم!!می دونم چقدر رعایتمو کردی که کلمو نکنی...یادم نمیره...که چقدر کمک کردی...
هنی...هنی خوبِ من! من یه مدت خیلی بی معرفت شده بودم نه؟ نمی دونم چم شده بود!هنی...خیلی دوست دارم دختر....کاش همه چی خوب شه نه؟؟؟؟
آنا ..آنا ی همیشه به گوش:دی تلفن هنوز بوق نزده جواب میده...می دونی چقدر برام مهمی.... کل شبای تابستونمون..نقاشیمون!...حرفامون...:-) همیشه همین باش...باشه؟
لینا..لین..میدونم که چقدر زود بهم اعتماد کردی و همه چیو بم گفتی...لینای خوش قلم!
امیدوارم..یعنی واقعا هستم ,که همه چیز برات درست شه..اون چیزی که لیاقتش رو داری...خیلی محکمی...بهت تو این استحکام حسودیم میشه یکم:دی:*
محمدرضای نا متعادل...کلی برای این صفت فکر کردم...امیدوارم همه چیز تو این سال برات بهتر از همیشه باشه...می دونی...تو بهتر از اونی هستی که فکر میکنی...و الان میگی این برای اینه که من تو رو نمی شناسم... ولی..
سعید...عذر خواهی,باشه؟:دی انقدر امسال به بهانه های مختلف باهات دعوا کردم که...می دونی دلم نمی خواد تو این سال با هیچ کس دعوا و قهر داشته باشم...
رسا ببخشید...بابت اذیتام..امسال خیلی اذیت شدی...همه چیز تو سال جدید به کامت باشه قدیمی ترین دوست من
آریا..تو نمیخوای آدم شی؟:دی می دونی...برو بمیر:دی حرفی نیست:دی
مسیح..با این که تازه باهات صمیمی شدم..طبیب عشق:دی امیدوارم هیچ وقت مردابی نباشه حالت...همیشه..همیشه ی همیشه..رنگی باشی..
رومی؟وییی آر..:))) دیووونه....خوشحالم که حالت خوب تره...بهترینا رو برات می خوام...
آرین..نسبت به تو هم بی معرفتی کردم نه؟؟؟گفته بودم حس مادری بهت دارم:دی امیدوارم...حالت..همیشه خوب باشه..نمی دونم چی واست بخوام...پسر جدی:دی
هی وایی من..علی داشت یادم میرفت:دی
علی..دیوانه ی دمدمی مزاج ملی مذهبی:دی پایه ی بحثای فلسفی دینی:دی که هیچ وقتم به نتیجه ای نمی رسیم:))) امیدوارم المپیاد واست عالی باشه...و همه چی امسال برات امید به ارمغان بیاره...(نسبت به اینم حس مادری دارم:دی)
یکتای من...یکتای خلم:دی تنیس؟:دی تربیت بدنی؟:دی و..:)) دیوونه....دیوونه ی جلف...بهترین های برای تو!
بدون گوشه کنایه های ادبی,چون نمی فهمی:))
تینا دلم واست تنگه دختر...دنیاتو دوست دارم...خاصه...:)
بیتا دختر...چی بگم؟؟می دونی..دلم میخواد فقط بدونی اینجا هم یادتم...آرزوی کلیشه ای واست ندارم...فقط..
خوب باش...
می دونید احساس میکنم توضیحات بالا برای خیلی هاتون خوب نیست...
ببخشید..واقعا اذیت کردم همتونو...من بهتون بدهکارم...براتون بهترینا رو میخوام..خیلی ها رو اینجا ننوشتم.اما یادتونم..
اول آخر نوشتنم هیچ معنی نداره...
من سال 91 رو خراب کردم...اما اجازه نمیدم 92 این شکلی شه...اتفاقای بدی که افتاد رو,اگه می تونید فراموش کنید...من میخوام همه چی خوب بشه...
مرسی...
بهترینا رو آرزوی میکنم واستون..اونچیزی که لایق شین...



در دنیایی که همه سیاه و سفید شدند..