عشق...


میخواهم بدهم د نیارابرایم تنگ کنند
به اندازه آغوش تو
تا وقتی به آغوشت میرسم
بدانم همه ی دنیاازآن من است.






عکس عاشقانه

آغــوشت




وقتی آغوشت را به روی آرزوهایم باز می كنی

آنقدر مجذوب گرمای وجودت می شوم

كه جز آرامش آغوشت

تمام آرزوهای خواستنی دیگر را از یاد می برم...


نــمی دانـــم



هنوز معنای باران نفهمیدم که بر اسمان دلم باریدی

هنوز معنای محبت را نمی دانستم که تو در کنج دلم جای دادی

نمی دانم تو را به چه چیز صفت دهم

دل شکسته...

دلم میخواهد سینه ام رابشکافم

این قلب تکه و پاره رابه همه نشان بدهم

تااین قدرنپرسند...

چراگرفته ای؟؟؟

I Miss You (4



یـــکـــم فــک کــنیــن حــقیقــته مــگــه نــه؟؟

I Miss You (3

כقیـقـاً اونـﮯ ڪـﮧ فـِڪ مـﮯ ڪنـﮯ اَز هـَمـﮧ بــِهتـَره

اَز هـَمـﮧ لاشـﮯ تـَره

تـاڪیـכ مـﮯ کـُنـَҐ اَز هـََمـﮧ



I Miss You (2




خیلی وقت است فراموش کرده ام


کدامیک را سخت تر می کِشم؟!


رنج... انتظار... یا...


نفــس را...؟

I Miss You (1

امروز خسته ترازدیروزم...

کاش میشدگوشه ای نوشت:

خدایاخستم...صبح بیدارم نکن...

تنهایی...

چقدرخوبه...

یکی باشه

یکی باشه که بغلت کنه...

سرت بزاری روی سینش

آرومت کنه...

حُرم نفس هاش تنتُ داغ کنه...

چقدرخوبه...

چقدرخوبه که آروم دم گوشت بگه

غصه نخوری ها...

من کنارتم

I Miss You


یه وقتایی که دلت گرفته ؛
بغض داری ،

آروم نیستی !

دلت براش تنگ شده ....

حوصله ی هیچكسو نداری !

به یاد لحظه ای بیفت که :

اون همه ی بی قـراری های تو رو دید؛

اما ....

چشمـاشو بست و رفت ... !!!


سوال خودمونی

اسم کسی روبگین که حاضرین به خاطرش حتی شده ساعت ها زیربارون منتظربمونین

باتمام وجوددوسش دارین

ودریک کلام عاشقش هستین..

نام عشقتون چیه؟؟!

(لطفا با صداقت جواب بدین)


دختری زیر باران

قـــــــــلــــب

قلب
 مهمانخانه نیست،
که آدمــــها بیایند …
دو سه ساعت ، یا دو سه روزی توی آن بمانند و بعد بروند !
قلب
لانه ی گنجشک نیست که در بهـــار ساخته بشود ،
و در پائـــیز ، باد آن را با خودش ببرد !
قلب ؟!
راستش نمیدانم چیست !
امــــا این را میدانم
که جای آدمـــــهای خیلی خوب است !!

عکس عاشقانه متحرک

بــــازم دلــــم گـــرفـــته



غــــــــــــــمـگــینـــــــــــــــــــــــم ...

مثل پسری که عشقشو تو خیابون با یه نفر دیگه دید SMS داد گفت کجایی جواب اومد " تو قلبــتـــــ" ...

مثل زنی که بعد 9 مـاه انتظار میشنوه بچش مرده به دنیا اومــده ...

مثل مـادری کـه تک پسرش هـیچوقت از جبهه برنگشتــــ ◘

مثـل بچــه ای کـه تو خیابون شلوغ گم میشه

مثل پدری که " پول" نداره واسه تک دخترش عروسک بخـره

مثل پیرزنی که از بچش خانه سالمندانو هدیه گرفت

مثل کسی که بهترین دوستش جلوی چشماش مرد :|

غمگــینـــــــــــــــــــــــم مثل حال الان خــودم :)



ساقی بیخیال کن!!

سهم مرا هم بریز برای زمین...

بگذار جاده ها مست کنند شاید مسافرم را برایم پس آوردند!



تقدیر...

می سپارمت به همانی که تورا

به جان من انداخت...!!


بلاتکلیفی...

گاهی آدم میماند بین بودن یانبودن

به رفتن که فکرمیکنی اتفاقی می افتدکه منصرف می شویم

بخواهی بمانی رفتاری میبینی که انگاربایدبری!!!

این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است.


http://www.ebhamlinks.com/pa91/5c53c1abea8b15dc41abb684cab9ce04.jpg

عکس عاشقانه165.jpg

پاییز...



تابستان خوب میدانم
دلت ازهرچه نامردیست میسوزد
دراین پاییزرنگارنگ
دلت تنهابه یکرنگی
امیدمبهمی بسته
چه پاک و بی ریامیشد
اگردل هایمان
روزی بهم میخورد
تمام آنچه ما
بالامی آوریم
به مانندزمین
گلهای زیبابودبراي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

دوست داشتن...

به کسی که دوسش داری بگوکه چه قدربهش علاقه داری

وچقدرتوزندگی براش ارزش قائل هستی

چون زمانی که ازدستش بدی

مهم نیست که چه قدربلندفریادبزنی

اودیگرصدایت رانخواهدشنید...

عشق و آرامش...

استادی ازشاگردانش پرسید:چراماوقتی عصبانی هستیم داد میزنیم؟چرامردم هنگامی که خشمگین هستندصدایشان رابلندمی کنندوسرهم دادمی کشند؟


شاگردان فکری کردند و یکی ازآن هاگفت:چون درآن لحظه آرامش وخون سردیمان راازدست می دهیم.

استادپرسید:این که آرامشمان راازدست می دهیم درست

اماچراباوجودی که طرف مقابل کنارمان قراردارد داد می زنیم؟آیانمی توان باصدای ملایم صحبت کرد؟چراهنگامی که خشمگین هستیم داد میزنیم؟

شاگردان هرکدام جوابی دادند اماهیچ کدام استادراراضی نکرد


سرانجام اوچنین توضیح داد:هنگامی که دونفرازدست یکدیگرعصبانی هستند قلب هایشان ازیکدیگرفاصله میگیرد.آنهابرای اینکه فاصله راجبران کنندمجبورندکه دادبزنند.هرچه میزان عصبانیت و خشم بیشترباشد این فاصله بیشتراست و آنهابایدصدایشان رابلندترکنند.

سپس استادپرسید:هنگامی که دونفرعاشق یکدیگرباشندچه اتفاقی می افتد؟

انهاسرهم دادنمیزنندبلکه خیلی به آرامی باهم صحبت می کنند

چرا؟چون قلب هایشان خیلی به هم نزدیک است.فاصله قلب هایشان بسیارکم است.


استادپرسید:هنگامی که عشقشان به یکدیگربیشترشدچه اتفاقی می افتد؟

آنهاحتی حرف معمولی هم باهم نمیزنندوفقط درگوش هم نجوامیکنندو عشقشان بازهم به یکدیگریشتر میشود

سرانجام حتی ازنجواکردن هم بی نیاز میشوندو فقط به یکدیگرنگاه میکنند!!!!


این هنگامی است که دیر هیچ فاصله ای بین قلب هایشان باقی نمانده...

عشق...

برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو...

برای عشق مثل شمع بسوزولی نگذارپروانه ببینه...

برای عشق پیمان ببندولی پیمان نشکن...

برای عشق جون خودتوبده ولی جون کسی رونگیر...

برای عشق وصال کن ولی فرارنکن...

برای عشق زندگی کن ولی عاشقانه زندگی کن...

تنها...

uo

سخـــــــــتــی تــنهــایی را وقتـــــی فــــهمیـــدم
کــ ــه دیــدم مترسکـــــ

بـه کــلاغ میــ ــگویــد:

هرچــقدر دوستـــ ــ داری نوکــ بزن

فقـــط تنهــام نــذار!!

دیگه تنهاشدم...

گاهی انقدردلتنگ کسی می شوی...
          که اگربفهمد...

خودش ازنبودنش خجالت می کشد...

نبودنت...

نغه سرا (14)

نبودنت آزار می دهدمرا..

حتی در مجازی ترین دنیای امروزی..

“من”دلبسته ام به اسمی که میدانم می فهمدمرا

من دلخوش کرده ام به دیدن نام تو

با نبودنت” این دلخوشی کودکانه را از من نگیر”

دلم میگیرد گاهی..

عکس عاشقانه82

دلم می گیــرد گاهی

در فضای اتاقِ آبــــی

من ، عکس هایتـــ، و از ته دل آهــی

من و پرســـه زدن های شبانـــه ی مهتابی

من و سقـــوط یکـــ زن از پلــه های اضطراری

من هنوز منم ، تو دیگر شمایــــی

قانون ناعادلانه ای...

naghmehsara3

چــه قانــون ناعــادلانــه ای !

بــرای شــروع یــک رابطــه ,

هــر دو طــرف بایــد بخواهنــد …

امــا …

بــرای تمــام شدنــش ,

همیــن کــه یــک نفــر بخواهــد کافیســت …

تنهایی .....

Naghmehsara.ir (39)

ساعتها زیر دوش می نشینی به کاشی های حمام خیره می شوی
غذایت را سرد می خوری
ناهارها نصفه شب ، صبحانه را شام!
لباسهایت دیگر به تو نمی آیند ، همه را قیچی می زنی!

ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی!
شبها علامت سوالهای فکرت را می شمری تا خوابت ببرد!
تنهـــــــــــــــائی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست.

هنوز برایت مینویسم...

هنوز برایت مینویسم . . .                                                                                        

درست شبیه کودکی نابینا . . .                                            

که هر روز برای ماهی ِ قرمز                                         ِ

مُرده اش غذا میریزد . . .                                          

یه روزایی هست که میگی ای کاش الان غروب جمعه بود ، حداقل حال و روزم بهتر از الان بود ....                                                                              

اگه به تو نمی گفتم حرفامو ، اگه به تو نمی گفتم چقدر دوسِت دارم ...
الــــــان بــــــــــــــــــودی ....

بـه چـشـمـهـایـت بگــو . . .                                                                             
نـگـاهـم نـڪـنـنـد ...                                                                                    
بـگـو وقـتـے خـیـره ات مـے شـوم
سرشـاטּ بـه ڪـار خـودشـاטּ بـاشـد . . . !                                                          
نـه ڪـه فـڪـر ڪـنـے خـجـالـت مـے ڪـشـم هـا . . .
نـه !                                                                                                         
حـواسـم نـیـسـت . . .
عـاشـقـت مـی شـوم .

 

هر وقت افتاد تو سرت که دوباره بری سمتش ، یادت باشه...
.
.
.

.
.
که "دلتنگی" هرگز بهونه ی خوبی برای تکرار یه اشتباه احمقانه نیست

 

یه روزی یه نفر وارد زندگیتون میشه و شما از اونایی که گذاشتن رفتن به خاطر رفتنشون تشکر می کنید...

ﺭﻭﺯﯼ
ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺎﯾﺖ
ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ
ﺣﺴﺎﺩﺕ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ...!

امــــروز را براى بیـــــان احساس به عزیزانت غنیمت شمار

شاید فردا احســـــاسى باشد ولى عزیزى نــــــه

انصاف نيست
رفتن آدمها با خودشون باشه
فراموش کردنشون با ما ...

گیسوانم نوازشِ دستی را می خواهد؛

با طعمِ ناز، نه نیاز ...!

بزرگترین گناهی را که یک انسان می تواند مرتکب شود , مرتکب شده ام!
خوشبخت نبوده ام .

خورخه لوئیس بورخس

عجیب است دریا.!!!
همین كه
غرق می شوی
پس می زند تو را..
درست
مثل آدم ها...!!!

لبخنـــدم را بسته بندی کرده ام ....

برای روزی که اتفاقی تـــو را می بینم …

آنقدر تمـــــــــیز میخندم که به خوشبختــــی ام حســــادت کنـــی

دلتنگی های من...

در زندگی
هرکسی را که دوسـت بـداری از او ضعیف تری
زیرا برای "راضـی نگـه داشتـنش"
حاضری دست به هرکار اشتباهی بزنی...

مـن و تـو از همان روز اول،
محکوم به از دست دادن بودیم!
تـو، همان یک ذره احسـاسـت را…
و مـن…
تمـام زنـدگـی ام را!......


http://up11.persianfun.info/img/91/11/Namayeshe%20Ehsas%207/8.jpg

آدم که تنها باشد
عاشق عکس هم میشود...
انگار که تنهایی
فقط دنبال جمع کردن حسرت است...

رویاهایم را در کنار کسانی گذراندم که بودند ولی نبودند
همراه کسانی بودم که همراهم نبودند
وسیله کسانی بودم که هرگز آنها را وسیله قرار ندادم
دلم را کسانی شکستند که هرگز قصد شکستن دل آنها را نداشتم
و تو چه دانی که عشق چیست
عشق سکوتی است در برابر همه اینها !!!

من دیگر تمام جا پاهای این حوالی را از برم
اما هنوز ندیده ام
کسی رفتن را بلد باشدو...بماند

 

وازه هایی که عاشقانه میشوند...

نغه سرا (1)

واژه هایی که عاشقانه می شوند …

ترانه می شوند و یکی میخواند و چه دردآور است …

عاشقانه هایی که می نویسی جز او …

همه را به یاد عشقشان بیاندازد…

و تو …

همچنان بنویسی بدون این که عشق کسی باشیو یا حتی در یاد کسی …

اخ من خیلی تنهام

 

یه روز بهم گفت :میخوام با هات دوست بشم .

آخه من اینجا خیلی تنهام
.

بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام
..

یه روز دیگه بهم گفت: میخوام تا ابد باهات بمونم آخه میدونی من اینجا خیلی
تنهام..

بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام
..

یه روز دیگه بهم گفت: میخوام برم یه جای دور?جایی که هیچ مزاحمی نباشه.
وقتی همه چیز حل شد تو هم بیا اونجا.آخه میدونی من اونجا خیلی تنهام


بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام
..

یه روز تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم آخه میدونی من
اینجاخیلی تنهام


براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی
تنهام
..

یه روز تو نامه برام نوشت: من قراره با این دوستم تا ابد زندگی کنم آخه
میدونی من اینجا خیلی تنهام


براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی
تنهام
..

حالا اون دیگه تنها نیست و از این بابت خوشحالم.چیزی که بیشتر از این
خوشحالم میکنه اینه که هنوز نمیدونه من
تنهای تنهام
..