آدرس فنون زلالسرایی



انقلاب در موسیقی شعر
با ظهور سبک زلال
کلیک به آدرس قالب های سبک زلال:
http://galebezolal500.blogfa.com/
کلیک به آدرس فنون زلالسرایی:



انقلاب در موسیقی شعر
با ظهور سبک زلال
کلیک به آدرس قالب های سبک زلال:
http://galebezolal500.blogfa.com/
کلیک به آدرس فنون زلالسرایی:
زلال انقلابی در وجه درونی وبیرونی شکل شعر
مقاله ای در خصوص سبک زلال ( نویسنده : بهزاد چهارتنگی )
به نام خدا
خداوند شاه و گدا
عزیزی که جان مرا خلق کرد
توکّل در این ابتدا
بدان مقتدا
زلال انقلابی در وجه درونی وبیرونی شکل شعر :
مقدمه :
چند سالی است که در بوستان شعر و ادب، گلی زیبا سر برآورده که شمیم بهشتی اش جان های عاشق را سرمست کرده، هرچند که در این مدت کوتاه، بادهای ناموافق از هر دری وزیده تا این نهال نو رسیده را در نطفه بخشکانند، امّا همچنان به رشد و نمو خود ادامه داده و به لطف یزدان پاک به درختی تنومند مبدل خواهد شد.
قبل از آنکه بخواهم در مورد تحول بوجود آمده در شعر و ادبیات امروز سخنی به میان بیاورم ، باید گفت که جناب ابوالفضل عظیمی بیلوردی متخلص به ( دادا ) تئوریسین و پدر شعر زلال، خود درمقالات و نوشته های متعدد در مورد قواعد و نظامات موجود در این سبک نوین کلامشان نافذ و روشن است . حقیر هرگز قصد آن ندارم که بخواهم نظر مخالفی را عوض کنم ؛ زیرا اینگونه که معلوم است " آب در هاون کوبیدن است "
پیدایش شعر نو و جنجال های بوجود آمده در آن زمان:
دوستان را ارجاع می دهم به همان دهه ی نخستین پیدایش شعر نو و جنجال هایی که در آن زمان بوجود آمد . در آن زمان نیز مانند امروز عده ای به مخالفت با سبک جدید ( شعر نو ) به پا خاستند و همواره اشعار نیما را به سخره می گرفتند . پس از انتشار شعر ( افسانه ) در مجله ی قرن بیستم ، نیما در نامه ای به مسئول آن ( میرزاده ی عشقی ) چنین می نویسد که : (( شعر افسانه را می خوانند، بالبدیهه به همان وزن ، یک شعر بدون معنا از خودشان می سازند ، به آن می افزایند ؛ دو بار ، سه بار ، از سر گرفته ، می خوانند و می خندند ... من اقلا ً توانسته ام وسیله ی تفریح و خنده ی آنها را فراهم کنم . این هم یک نوع هنر است . بالعکس ، همین وسیله چند سال بعد آنها را هدایت خواهد کردد...من هیچ متألم نمی شوم. به جای فکر طولانی در ایرادات آنها با کمال اطمینان به عقیده ی خود ، شعر می گویم ... ملّت دریاست ، اگر یک روز ساکت ماند، بالاخره یک روز منقلب خواهد شد . ))
دوباره تاریخ در حال تکرار است سبکی جدید پا به عرصه گذاشته و دوباره عده ای خود را علامه ی دهر می دانند و تجدد و نو گرایی را به سخره گرفته هریک به نوعی ساز مخالفت کوک می کند . همچنانکه در زمان پیدایش شعر نو نیز شاعران بزرگی چون ایرج میرزا ، نیما و شعر نو پای او را به سخره گرفته و در ذمّ آن اینگونه سرودکه :
" انقلاب ادبی محکم شد
فارسی با عربی توام شد
در تجدید و تجدّد وا شد
ادبیات شلم شوربا شد
تا شد از شعر برون وزن و روی
یافت کاخ ادبیات نوی
می کنم قافیه ها را پس و پیش
تا شوم نابغه ی دوره ی خویش
همه گویند که من استادم
در سخن داد تجدّد دادم
...
این جوانان که تجدّد طلبند
راستی ، دشمن علم و ادبند .
آری این نظر ایرج میرزا شاعر سنتگرای آن روزگار در مورد نیما و انقلاب ادبی بوجود آمده بوده که گذشت زمان حقانیت نیما و شعر نو را به اثبات رساند . ودر مورد شعر زلال نیز بی شک اینگونه خواهد شد.
هدف از ارائه ی این مقاله :
هدف حقیر از نگاشتن چنین مقاله ای نه در جهت تملق و نه بخاطر تعارفات روزمره ی معمول است .زیرا که جناب بیلوردی را از روی سروده ها و نوشته هایش می شناسم او تُرکی است که در تبریز با قلم ، نقش خیال می زند بر گُرده ی این کوه ، و حقیر بختیاری زاده ای هستم از دیار فراموش شده ی زاگرس فرزند کوه های سر به فلک کشیده ی زردکوه ، مُنگَشت و تنوش که در روستای چهارتنگ از توابع شهرستان ایذه متولد شده و صداقت و راستی را از قومی به ارث برده ام که دلشان زلال و زبانشان گویای حقیقت است . اینها را گفتم تا شبهه ای ایجاد نگردد از جهت اینکه عده ای بگویند فلانی مقاله ای نوشت به حمایت کسی که هم تبارش بوده و... شاید برخی دوستان و شاعران عزیز و کسانی که ساز مخالف زده اند هنوز به حقّانیّت زلال نرسیده باشند من نیز بر کسی خرده نمی گیرم. امّا نمی توانم روشنایی خورشید را ببینم و انکار کنم.
و امّا قبل از هرگونه پیش داوری در مورد (( شعر زلال )) و اینکه آیا در این برهه از زمان این زمزمه های نوین می تواند نوید بخش یک انقلاب ادبی باشد یا نه به بررسی ساختار کلی شعر و مزایای این قالب نوین و جذّاب خواهم پرداخت و قضاوت را بر عهده ی مخاطبان و خوانندگان آگاه و ادب دوست وا می گذارم .
شعر چیست؟ و چه مؤلفه هایی باید داشته باشد:
ابتدا می خواهیم ببینیم شعر چیست ؟ و آیا می شود به این دلنوشته ها ( زلال ) شعر گفت ، یا خیر، در ابتدا نگاهی می اندازیم به تعریف شعر از دیدگاه محمدرضا شفیعی کدکنی در کتاب"ا َدْوارِ شعر فارسی"«شعر گره خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبانی آهنگین شکل گرفته است.» در این تعریف پنج عنصر اصلی دیده می شود که هر شعر ، به گونه ای از هر کدام از آن پنج عنصر برخوردار است .
الف.عاطفه : یا احساس ، زمینه ی درونی و معنوی شعر است ، به اعتبار کیفیت برخورد شاعر با جهان خارج و حوادث پیرامونش. نوع عواطف هر کسی ، سایه ای است از من او. (شفیعی کدکنی،1390 : 100-86)
بی گمان مهمترین عنصر شعر که باید دیگر عناصر در خدمت آن باشند ، عنصر عاطفه است که زندگی و حیات انسانی را در صور مختلف خود ترسیم می کند. باید این عنصر بر دیگر عناصر فرمانروا باشد، یعنی آنها در خدمت این عنصر باشند نه این که عاطفه در خدمت آنها. چرا که شعر چیزی نیست مگر تصویری از حیات. آنجا که عاطفه نباشد، پویایی حیات و سریان زندگی وجود ندارد و در حقیقت شعر ِ بی عاطفه، شعری است مرده و هر قدر عناصر دیگر در آن چشم گیر باشند نمی توانند جای ضعف و کمبود حیات را در آن جبران کنند.
ب.تخیّل: عبارت است از کوششی که ذهن هنرمند در کشف روابط پنهانی اشیاء دارد. به تعبیر دیگر، تخیل نیرویی است که به شاعر امکان آن را می دهد که میان مفاهیم و اشیاء ارتباط برقرار کند، پل بزند و چیزی را که قبل از او ، دیگری در نیافته ، دریابد. (همان:89)
ج.زبان:عاطفه و تخیل در شعر نیازمند زبان هستند که ظرف ارائه ی آنها باشد. زبان یکی از عناصر بسیار مهم در شعر است. همه می دانند که زبان امر ثابت و منجمدی نیست و هر لحظه در حال پویایی و تغییرات تدریجی است. بنابراین با تغییرات زندگی و آمدن نیازمندی های جدید و از بین رفتن بعضی مفاهیم ، هر زبان مقداری لغت را ، از راه ساختن و یا از راه قرض گرفتن از زبانی بیگانه ، در خود به وجود می آورد.محور همه ی تحولات شعر «زبان و روابط اجزای زبان است » .
در بررسی زبان شاعر، یا یک دوره شعری، می توان این نکات را مورد بررسی قرار داد:
1-واژگان : بی گمان یک شاعر بزرگ ، به مناسبت نیازمندی هایی که در ارائه ی عواطف و تخیل خویش دارد و براثر داشتن پشتوانه ی فرهنگی پهناور، از واژگان وسیع و گسترده ای بر خوردار است. (همان:92)
2-ترکیبات: اگر چه ترکیبات را باید در شمار واژگان به حساب آورد ، ولی از این باب که دارای اهمیت است جداگانه مورد بحث قرار می گیرد. می دانیم که هر شاعر بزرگ ، در طول روزگار شاعری، مقداری ترکیب تازه در زبان شعری خود می آفریند که می تواند مورد استفاده گویندگان پس از او قرار گیرد. زبان فارسی ، به لحاظ قدرت امکانات ترکیبی ، یکی از نیرومندترین زبان هاست.
3-نحو: یعنی میزان توانایی شاعر در طرز قرار دادن اجزای جمله به تناسبی که نیاز دارد. یکی از مهمترین نکته ها در شعر و به طور کلی در هنرهایی که با کلمه سرو کار دارند، بلاغت جمله است، یعنی آگاهی از طرز کاربرد اجزای جمله. تفاوت سعدی با سیف الدین فرغانی که معاصر هم هستند و هردو غزل گفته اند، در این است که سعدی از رموز بلاغت جمله آگاه تر است ولی سیف فرغانی این تسلط را ندارد. (همان:93)
د.آهنگ : هر گونه تناسبی، خواه صوتی ، خواه معنوی، می تواند در حوزه ی تعریفی آهنگ قرار گیرد. بنابراین ، منظور از آهنگ فقط وزن شعر نیست، بلکه مجموعه ی تناسبهایی است که در یک شعر می تواند مورد بررسی قرار گیرد و عبارت است از:
1-موسیقی بیرونی شعر: همان چیزی که وزن عروضی خوانده می شود و چشم گیرترین عامل، عامل وزن است که آشکارترین موسیقی را همراه دارد.
2-موسیقی کناری: منظور تناسبی است که از رهگذر هماهنگی دو کلمه یا دو حرف در آخر مصراع ها دیده می شود. مثل «خواب »و «آب» که در حقیقت صامت و مصوت های مشترک سبب می شوند گوش لذتی ببرد.موسیقی کناری همان موسیقی قافیه و ردیف است که بتواند در پایان مصراع ها موسیقی ای از این دست به وجود آورد.
3-موسیقی درونی:منظور از موسیقی داخلی یا درونی مجموعه تناسب هایی است که میان صامت ها و مصوت های کلمات یک شعر ممکن است وجود داشته باشد.
4-موسیقی معنوی: هر نوع تناسب را می توانیم در قلمرو آهنگ قرار دهیم، تناسبهای معنوی در این حوزه قرار می گیرند.آنچه قدما، طباق و تضاد و مراعات النظیر و...خوانده اند، همه تناسب های معنوی مفاهیم و کلمات است. این تناسب ها اجزای شعر را از درون به هم پیوند می بخشند و در استحکام فرم تأثیر بسیار دارند.
هـ . شکل:هر شعر دو شکل یا قالب یا صورت دارد، یکی شکل ظاهری که عبارت است از طرز ترکیب مصراع ها و ابیات با یکدیگر به اعتبار قافیه و ردیف و گاه وزن. این همان چیزی است که در اصطلاح قدیم ، قصیده ، غزل ، قطعه و..... را از یکدیگر جدا می کرد.اما شکل شعر یا صورت شعر ، یک مفهوم عمیق تر هم می تواند داشته باشد و آن مسئله ی شکلِ درونی یا فرم ذهنی آن است که به طور خلاصه عبارت است از مسئله ی پیوستگی عناصر مختلف یک شعر در ترکیب عمومی آن. (شفیعی کدکنی،1390 :97-98 )
با توجه به توضیحات فوق و نگاهی به یک شعر زلال (عروضی قافیه دار ) می توان هر پنج عنصر فوق را در این نوع شعر به خوبی ملاحظه نمود :
کوفه در غوغا
شرمگین آب از لب مولا
می گدازد مثل آتش در نیستان ، درد
سینه ام می سوزد از داغی که دارد لاله از صحرا
ننگ باد این رنگ ، این تذویرخون آشام
آل بوسفیان شود رسوا
ظهرِ عاشورا
.
بی گمان فردا
شام تلخی می شود بر پا
شیون اندرشیون از هفت آسمان خیزد
شور شامی ، سور و ساتی شوم ، فردا می کند بلوا
روی نیزه برگ هایی سرخ ، در تاریخ
ابن سعد و شمر و شامی ها
لعن در دنیا
از مجموعه ی : خیالی زلال
( بهزاد چهارتنگی ( خاموش
حال خدمت دوستان عزیز عرض می کنم، آیا نمی شود به نوشته ی بالا شعر گفت ؟ آیا دارای ریتم و موسیقی نیست ؟ آیا از یک نظام و منطق از پیش تعیین شده عبورنکرده است ؟ آیا آرایه های ادبی در آن به خوبی بکار نرفته است ؟ آیا دارای یک قالب جذاب و زبانی ساده و زلال نیست ؟ آیا تمام مؤلفه های قالب و سبک جدید بودن در شکل گفتار و نوشتارشعر را ندارد؟ و آیا می توان این را با دیگر قالب ها مقایسه نمود؟
شعر زلال، هم در وجه درونی شکل شعر و هم در وجه بیرونی شعر دارای خصوصیات منحصربه فردی است که در دیگر قوالب شعری کمتر به چشم می خورد .
الف: وجه درونی شکل : وجه درونی شکل یا ساخت شعر همان کیفیت ترکیب عناصر تشکیل دهنده ی کل یک شعر است که در آغاز، پایان ، گذرگاه ها ، پیوندگاه ها، کیفیت ارتباط تصاویر و مفاهیم ، هماهنگی کلمات و اشیاء با تصاویر و مفهوم کلی نمودار می گردد. و این خود یکی از خصیصه های بارز شعر زلال است . زلال، همانگونه که از اسمش معلوم است زلال است و بی ریا حرفش را رُک و بی پرده می گوید . در ساختار درونی خود تمام واژه ها به هم چفت می شوند برای خلق یک ایماژ و تصویری واحد ، نوعی انسجام درونی دارد . در حالی که مثلا در قالب غزل مخصوصا غزل سبک هندی پراکندگی و استقلال بیت ها نوعی عدم انسجام درونی در شعر را به همراه داشته است . در همه ی قالب های کهن بجز رباعی همه به نوعی با این نقیصه سر و کار دارند . هرچند که شاید همین نقیصه نوعی زیبا شناسانه در این قالب ها باشد . در شعرنو نیز آنگونه که باید شاعر فارغ از این نوع دیدگاه نبوده و نتوانسته انسجام واژه ها را در کلّیت شعری حفظ کند مخصوصا در شعر سپید که در اکثر سروده ها ، شاعر در لفاف و پرده سخن می گوید و همچنین سطرها و واژه ها آنگونه که باید در انسجام معنایی و در یک خط سیر خلق معنایی واحد بکار نمی روند . و هر واژه و یا سطر می تواند معنایی جدا از کلّیت شعر را در خود داشته باشد . البته بحث حقیر این نیست که خدایی نکرده بخواهم قالب های کهن و یا شعر نو و ... را محکوم نمایم زیرا خودم علاقه ی شدیدی به شعر نو دارم و همه ی دوستانی که حقیر را می شناسند می دانند که خود طرفدار شعر نو آن هم از نوع سپید هستم . اما شما خودتان قضاوت کنید نزدیک به یک قرن از تولد شعر نو گذشته است . هر کدام از شما دوستان چند شعر خوب از این سبک را در حافظه ی خود دارید ، بجز مواردی محدود مثل آثار شاملو ، اخوان ، سهراب آن هم بعضی از آثارشان ؟! . تازه اگر شعر سپید باشد که دیگر تکلیفش مشخص است . امروزه ده ها هزار شاعر سپید نویس در ایران و دیگر کشورهای فارسی زبان وجود دارد اما خدا وکیلی اگر از آنها بخواهیم که مؤلفه های شعر سپید را بگویند و بخواهند ویژگی های ساختاری آن را بیان کنند چه جوابی خواهیم شنید؟
ب: وجه بیرونی شکل : وجه بیرونی شکل شعر ، همان نمای بیرونی قالب شعر است که این وجه بارزترین مشخصه ی زلال است . در شعر زلال ، نحوه ی حرکت اوزان با صعود و نزولشان ، تصویر فتح قلّه ای را در وزن مصور مثلثی به تجسم ذهنی رسانده و فضای هندسی جالبی را نمایان می سازد . و در مجموع از نظر وجه درونی شکل (( زلال )) شعری است با طول و وزن پله ای که بطور مساوی از کم شروع شده و در کم نیز به اتمام می رسد. این نوع شعر دارای 5 الی 11 سطر می باشد که شکل هندسی شبیه یک شش ضلعی منظم را ترسیم می نماید .
از نظر محتوا و بکار بردن واژه ها در قالب زلال ذکر این نکته ضروریست که (( هنر در بجا گذاشتن خشت است ، نه فقط در به کار بردن آن )) پس در شعر زلال هدف ، چینش واژه ها و ساختن شکل ظاهری نیست بلکه تمام واژه ها و ترکیبات و سطرهای (( قرینه )) باید در راستای خلق یک تصویر واحد باشند .اما متاسفانه گاهی در بین دوستان زلال سرا هم این نقیصه دیده شده مخصوصا در زلال عروضی قافیه دار برای اینکه بخواهند وزن را پر کنند گاهی مرتکب حشو می شوند . که باید در پی رفع این نقص باشند.
در شعر زلال ساخت هر جزء به کیفیت آن در کل سطرها بستگی دارد ، مانند نت های موسیقی که در خلق یک هارمونی واحد و منسجم عمل می کنند . یکی از خصوصیات بارز زلال موسیقی منظم آن است، که به حالت منظم صعود و نزول می کند . مخصوصا در زلال عروضی که این خصیصه در دیگر قالب های شعری وجود ندارد .
حالا شما دوستان عزیز بیائید و یک شعر زلال از نوع آزاد را با یک شعر سپید مقایسه نموده و خودتان قضاوت کنید که کدامشان دارای نظام و قاعده هست و در کدامشان می شود صور خیال را همراه ضربآهنگ ترسیم نمود.
سرک می کشد سحر
ومن به سایه سارهای ساده راضی ام .
حوالی همین حدود بی عبور بود و شاعری غریب
شعرهای ناتمام خویش را شرحه شرحه روی صفحه ی سیاه شب گریست .
من چه ساده ام که درهجوم باد، دردهای خویش را گریستم .
دیر آمدی چرا ای بهار سبز من ؟
قاب شد به در نگاه من
از مجموعه ی : خیالی زلال
( بهزاد چهارتنگی ( خاموش
در قالب زلال آزاد دیگر با عروض و قافیه سر و کار نداریم در اینجا فقط از قانون هجا و ضرب آهنگ های دارای ریتم منظم در ساختار استفاده می کنیم حال آنکه در شعر سپید چنین قواعدی وجود ندارد . آنچه که زیبایی شعر زلال آزاد را می تواند چندین برابر نماید استفاده از آرایه ها مخصوصا واج آرایی در شعر است که می تواند نوعی موسیقی درونی در شعر را بوجود بیاورد . که در سروده ی فوق از این صنعت زیبا به خوبی استفاده شده است . و امّا آخرین کلام من این است که بیائید و در مورد شعر زلال انصاف را در نظر بگیریم و با منطق و ترازوی ادبیات آن را بسنجیم؛ شعر زلال آمده تا به ادبیات ما طراوت و شادابی ببخشد نه اینکه در مقابل قالب ها و سبک های دیگر قرار بگیرد. تمام دوستانی که در دیگر قالب ها شعر می سرایند برای من و همه ی زلال سرایان محترم و عزیز هستند ما هرگز نگفته ایم که فلان قالب شعر خوب نیست و زلال از دیگر سبک ها بهتر و قوی تر است ، من فقط عرض می کنم که زلال هم می تواند یک قالب و سبک در ادبیات معاصرباشد و اگر گاهی از قالبی در مقابل زلال حرفی به میان آمده هدف مقایسه مزیّت های زلال در مقابل قالب های شعری دیگر بوده ، پس زلال هرگز در پی انکار هیچ سبک و یا قالب دیگری نبوده است . تنها به دنبال به اثبات رساندن خویش است . و هر شاعری خود می تواند انتخاب نماید که در چه سبک و قالبی شعرش را بسراید . البته زلال با توجه به تعاریف و قواعد نظام مندی که دارد انشاا... در آینده ای بسیار نزدیک بیشتر از آن خواهیم شنید .
منابع و ماخذ :
1.مقالات جناب ابوالفضل عظیمی بیلوردی در مورد قواعد و قوانین شعر زلال
2. کتاب ادوار شعر فارسی – دکتر شفیعی کدکنی-1390-نشرسخن
3. تاریخ تحلیلی شعر نو – دکتر شمس لنگرودی-چاپ پنجم – دوره ی چهارجلدی 1387-نشرمرکز
4.دفتر مجموعه شعر خیالی زلال – از بهزاد چهارتنگی ( خاموش )
5.کتاب ازصبا تا نیما – یحیی آرین پور-1382-چاپ هشتم – دوره ی دوجلدی-نشرزوار-تهران
بهزاد چهارتنگی ( خاموش) مدرس زبان و ادبیات فارسی
هشتم تیرماه 1392
من در برِ چشمانت
نوشیده ام از ساغرِ چشمانت
سرمست ترین عاشقِ درگاهِ لبت هستم
غوّاصِ توأم ، نوکرِ چشمانت
در بندرِ چشمانت
*
ساحل به غمم پی برد
اینبار کـه امواجِ تـو بـر من خـورد.
آغوشِ زلالت دگــر آرام نخـواهم گشت
چشمِ تو که عشق را به من آورد
در چشم تو خواهم مُرد
*
دریا! تـو مرا دریاب
بس شعله ورم در تبم و بی تاب
دورم بکن از منّتِ هر بـرکه و استخری
دریـا! تـو رهان جانِ من از تـالاب
سیراب نما سیراب
انقلاب در موسیقی شعر
با ظهور سبک زلال


انقلاب در موسیقی شعر با ظهور سبک زلال

قرار نیست هرکس نتوانست شعر زلال بسراید ، مخالف این سبک باشد


تفأل به پند های زلال دادا

نیّت کنید و روی یکی از لینک های زیر
کلیک نمایید:
http://falezolal.blogfa.com/post/2
http://falezolal.blogfa.com/post/3
http://falezolal.blogfa.com/post/4
http://falezolal.blogfa.com/post/5
http://falezolal.blogfa.com/post/6
http://falezolal.blogfa.com/post/7
http://falezolal.blogfa.com/post/8
http://falezolal.blogfa.com/post/9
http://falezolal.blogfa.com/post/10
http://falezolal.blogfa.com/post/11
http://falezolal.blogfa.com/post/12
http://falezolal.blogfa.com/post/13
http://falezolal.blogfa.com/post/14
http://falezolal.blogfa.com/post/15
http://falezolal.blogfa.com/post/16
http://falezolal.blogfa.com/post/17
http://falezolal.blogfa.com/post/18
http://falezolal.blogfa.com/post/19
http://falezolal.blogfa.com/post/20
http://falezolal.blogfa.com/post/21
http://falezolal.blogfa.com/post/22
http://falezolal.blogfa.com/post/23
http://falezolal.blogfa.com/post/24
http://falezolal.blogfa.com/post/25
http://falezolal.blogfa.com/post/26
http://falezolal.blogfa.com/post/27
http://falezolal.blogfa.com/post/28
http://falezolal.blogfa.com/post/29
http://falezolal.blogfa.com/post/30
http://falezolal.blogfa.com/post/31
http://falezolal.blogfa.com/post/32
http://falezolal.blogfa.com/post/33
http://falezolal.blogfa.com/post/34
http://falezolal.blogfa.com/post/35
http://falezolal.blogfa.com/post/36
http://falezolal.blogfa.com/post/37
http://falezolal.blogfa.com/post/38
http://falezolal.blogfa.com/post/39
http://falezolal.blogfa.com/post/40
http://falezolal.blogfa.com/post/41
http://falezolal.blogfa.com/post/42
http://falezolal.blogfa.com/post/43
http://falezolal.blogfa.com/post/44
http://falezolal.blogfa.com/post/45
http://falezolal.blogfa.com/post/46
http://falezolal.blogfa.com/post/47
http://falezolal.blogfa.com/post/48
http://falezolal.blogfa.com/post/49
http://falezolal.blogfa.com/post/50
http://falezolal.blogfa.com/post/51
http://falezolal.blogfa.com/post/52
http://falezolal.blogfa.com/post/53
http://falezolal.blogfa.com/post/54
http://falezolal.blogfa.com/post/55
http://falezolal.blogfa.com/post/56
http://falezolal.blogfa.com/post/57
http://falezolal.blogfa.com/post/58
http://falezolal.blogfa.com/post/59
http://falezolal.blogfa.com/post/60
http://falezolal.blogfa.com/post/61
http://falezolal.blogfa.com/post/62
http://falezolal.blogfa.com/post/63
http://falezolal.blogfa.com/post/64
http://falezolal.blogfa.com/post/65
http://falezolal.blogfa.com/post/66
http://falezolal.blogfa.com/post/67
http://falezolal.blogfa.com/post/68
http://falezolal.blogfa.com/post/69
http://falezolal.blogfa.com/post/70
http://falezolal.blogfa.com/post/71
http://falezolal.blogfa.com/post/72
http://falezolal.blogfa.com/post/73
http://falezolal.blogfa.com/post/74
http://falezolal.blogfa.com/post/75
http://falezolal.blogfa.com/post/76
http://falezolal.blogfa.com/post/77
http://falezolal.blogfa.com/post/78
http://falezolal.blogfa.com/post/79
http://falezolal.blogfa.com/post/80
http://falezolal.blogfa.com/post/81
http://falezolal.blogfa.com/post/82
http://falezolal.blogfa.com/post/83
http://falezolal.blogfa.com/post/84
http://falezolal.blogfa.com/post/85
http://falezolal.blogfa.com/post/86
http://falezolal.blogfa.com/post/87
http://falezolal.blogfa.com/post/88
http://falezolal.blogfa.com/post/89
http://falezolal.blogfa.com/post/90
http://falezolal.blogfa.com/post/91
http://falezolal.blogfa.com/post/92
http://falezolal.blogfa.com/post/93
http://falezolal.blogfa.com/post/94
http://falezolal.blogfa.com/post/95
http://falezolal.blogfa.com/post/96
http://falezolal.blogfa.com/post/97
http://falezolal.blogfa.com/post/98
http://falezolal.blogfa.com/post/99
http://falezolal.blogfa.com/post/100
http://falezolal.blogfa.com/post/101
http://falezolal.blogfa.com/post/102
http://falezolal.blogfa.com/post/103
http://falezolal.blogfa.com/post/104
http://falezolal.blogfa.com/post/105
http://falezolal.blogfa.com/post/106
http://falezolal.blogfa.com/post/107
http://falezolal.blogfa.com/post/108
http://falezolal.blogfa.com/post/109
http://falezolal.blogfa.com/post/110
http://falezolal.blogfa.com/post/111
http://falezolal.blogfa.com/post/112
http://falezolal.blogfa.com/post/113
http://falezolal.blogfa.com/post/114
http://falezolal.blogfa.com/post/115
http://falezolal.blogfa.com/post/116
http://falezolal.blogfa.com/post/117
http://falezolal.blogfa.com/post/118
http://falezolal.blogfa.com/post/119
http://falezolal.blogfa.com/post/120
http://falezolal.blogfa.com/post/121
http://falezolal.blogfa.com/post/122
http://falezolal.blogfa.com/post/123
http://falezolal.blogfa.com/post/124
http://falezolal.blogfa.com/post/125
http://falezolal.blogfa.com/post/126
http://falezolal.blogfa.com/post/127
http://falezolal.blogfa.com/post/128
http://falezolal.blogfa.com/post/129
http://falezolal.blogfa.com/post/130
http://falezolal.blogfa.com/post/131
http://falezolal.blogfa.com/post/132
http://falezolal.blogfa.com/post/133
http://falezolal.blogfa.com/post/134
http://falezolal.blogfa.com/post/135
http://falezolal.blogfa.com/post/136
http://falezolal.blogfa.com/post/137
http://falezolal.blogfa.com/post/138
http://falezolal.blogfa.com/post/139
http://falezolal.blogfa.com/post/140
http://falezolal.blogfa.com/post/141
http://falezolal.blogfa.com/post/142
http://falezolal.blogfa.com/post/143
http://falezolal.blogfa.com/post/144
http://falezolal.blogfa.com/post/145
http://falezolal.blogfa.com/post/146
http://falezolal.blogfa.com/post/147
http://falezolal.blogfa.com/post/148
http://falezolal.blogfa.com/post/149
http://falezolal.blogfa.com/post/150
http://falezolal.blogfa.com/post/151
http://falezolal.blogfa.com/post/152
http://falezolal.blogfa.com/post/153
http://falezolal.blogfa.com/post/154
http://falezolal.blogfa.com/post/155
http://falezolal.blogfa.com/post/156
http://falezolal.blogfa.com/post/157
http://falezolal.blogfa.com/post/158
http://falezolal.blogfa.com/post/159
http://falezolal.blogfa.com/post/160
http://falezolal.blogfa.com/post/161
http://falezolal.blogfa.com/post/162
http://falezolal.blogfa.com/post/163
http://falezolal.blogfa.com/post/164
http://falezolal.blogfa.com/post/165
http://falezolal.blogfa.com/post/166
http://falezolal.blogfa.com/post/167
http://falezolal.blogfa.com/post/168
http://falezolal.blogfa.com/post/169
http://falezolal.blogfa.com/post/170
http://falezolal.blogfa.com/post/171


شعر می دانید چیست؟
( زلال عروضی قافیه دار پیوسته )
***
شعر می دانید چیست؟
شعر هم نوعی بهار زنـدگیست
عالمی از واژه ها در باغ دل پروردن است.
شعر تقسیم سطور نثر نیست
باید اندر شعر زیست
*
موسیقی در نظم هست
نظم در آهنگ، شور بـزم هست
گاه در یک قافیه صد معنی و احساس بین.
چارچوب نظم ها را عظم هست
انسجـام و حــزم هست
*
ای بسا مُنشی که مُرد
ای بسا نثری که مُهر « مُرد» خورد
ای بسا کاهــی کــه بـا تبلیـغ، نام شعر یافت،
بعدهـا در پنـجــه ی آتـش فـسـرد
سهمی از جنگل نبـرد
*
نی که بی نایی شود
دست باد افتاده هر جایی شود
شعر در هر قالبی چه نظم و چه نثر و زلال
بایدش چون شهر رویایی شود
غـرق زیـبـایــی شود

زلال به هفت سالگی قدم می گذارد
«زلال» شش سالش تمام شد و در زیر سایه ی الطاف الهی به هفت سالگی قدم می گذارد
بسیار جای خوشحالی است که در ادبستان برای خویش دوستانی پیدا می کند.
به همین مناسبت می خواهم به نفوذ زلال در ادبیات کودک و جریانش در میدان دبستانی ها اشاره ای داشته باشم:
چند سال پیش مجموعه ای زلال با نام « نغمه های سبز » با گرایش فضای سبز ( برای ادبیات کودک ) آماده کرده بودم که با همّت سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری تبریز جهت هدیه در نمایشگاه گل و گیاه چاپ و منتشر شد. دوستان عزیز می توانند این کتاب را از آدرس زیر دانلود فرمایند:
http://parks.tabriz.ir/?MID=21&Type=News&TypeID=1&id=589

دو نمونه از این کتاب:
بهار
*
باز می خندد بـهار
بـاز می گرینـد یـخ هـا زار زار
می کشد دستِ لطیفِ خـود بـه لالـه شبنـمی
می رود از چنگِ سرما ، اختیار
برگ می زاید چنار
*
بچّه ها شادی کنید
از تمـام ِ دوستان یـادی کنیـد
خـوب باشیـد و یـخ ِ قهـر و بـَدی را بشکنید
بـال بگشاییـد و آزادی کنیـد
فکرِ آبـادی کنید
*
بچّه ها آی بچّه ها
پاک بـاشید و تمیـز و بـا صفـا
مثلِ رعنـا و شقایق ، عـاشقِ بـاران شویـد
چون شما را دوست میدارد خدا
داده نعمتـهاش را
*
گل شوید و نیـک بخت
غنچه ها را بـر نـچینیـد از درخت
شاخـه هایی را اگــر زخمی کنید و بشکنید
برگها پـژمـرده می نالند سخت
اشک می ریزد درخت
***
ایران سبز
*
سلام ای کشور ایران
سلام ای تـا قیامت شاد و جاویدان
درود ای سـر زمین سبز گل های سفید و سرخ
بُـوَد ربّ ِ توانـا بر تـو پشتیبان
به زیر سایه ی قرآن
*
وطن، آباد باشی تو
همیشه خـرّم و دلشاد بـاشی تـو
سـر افـراز و صفا بخش و بسی سر سبزتر گردی
به دور از آفت و بیداد باشی تـو
وطن، آزاد باشی تو
***
ایضاً گاه گاهی دیده ام که بزرگواران و دوستانی نیز زلال را تشویق کرده اند . برای نمونه:
استاد یحیی علوی فرد ( عمو علوی ) – شاعر پیشکسوت و تلاشگر در عرصه ی ادبیات کودک و نو جوان:
کودکانه
*
توی خانه
بـاز بـاران بـا تـرانـه
با سرود و شعرهای مادرانه
می زند دلها جوانه
کودکانه
***
چون کودکان
*
پـرخنـده تـر
از هر کسی بخشنده تر
از آب های بیـکران سر زنـده تـر
هرگـز نـدیــدم در جهـان
چون کودکان
***
و همچنین یادگاری از جناب اکبر شیرازی:
مهربان
*
بجه های مهربان!
می روم همراه بابا و مامان
شهر بازی، کوه و صحرا یا که پارک جنگلی
در میان باغ ها و بوستان
هست خالی جایتان!
دوستان عزیز! کتابی نیز به زبان ترکی در این زمینه به نام فصل لر ( فصل ها ) آماده ی چاپ دارم که می خواهم شما را از محتوای داخلش آگاه سازم. متقابلاً موفقیّت زلال در عرصه ی ادبیات را به شما و سایر دوستان زلال تبریک عرض می کنم. خاطر شریفتان باشد که «زلال» هنوز کودک است و تازه به دبستان وارد شده است . نیاز به تشویق و دستگیری دارد. او بیشتر تنها به دبستان می رود. اگر دیدید که در کوچه هایی تنگ برایش زور می گویند و یا کتکش می زنند نگذارید . برای « زلال » به خاطر زرنگ و نابغه بودنش حسادت می ورزند. چندین بار دیده ام که او با شوق تمام بر محفل بازی وارد شده و با تحقیر خارجش کرده اند. « زلال » دلش نازک است.مواظب باشید او را کتک نزنند. او کمک ندارد و می دانم که کتکش می زنند. من هم که آن چنان وقت ندارم در همه حال همراهش باشم:
***
فَصل لَر
( یاز، یای ، پاییز ، قیش )
***
شعر زلال ( تُرکی )
اوشاقلار اوچون
شاعر: دادا بیلوردی
***
اؤن سؤز
عزیـــز یولداشلار!
نئجه کی بیلیر سیز بیـر ایل ، دؤرد فصل دن عبارت دیر:
یاز، یای ، پاییز ، قیش
هر فصلین اؤزونه گؤره گؤزللیکلری واردیــر. بؤیوک تـانری بیــــزی بو دؤرد فصل ده ده اؤز نعمتلریندن فایدالاندیریبدیر. اَلیـزده کی کیتابی یایماقدان قصدیم بو دور کی فصل لـردن سؤز آچیب اونلارا گؤره اؤز دویغومدان بیـر دامجی اولموش اولسادا پاک اورگنیزه دادیزا بیلم.
عـزیــز یولداشلار! ایلین دؤرد فصلین خاطیــرلادیقدا اونلارا یـاراشان سؤزلری شعـر قالبینده یــازمیشام . بـو کیتابداکی شعر قالبلری نین آدی « زلال » دیــــــر.
ایسته دیم شعر دونیاسیندا تـانری نعمتلریندن لذّت آپاردیـقدا ، « زلال » شعری ایله ده تانیـش اولاسیـز.
آنـجـاق زلال شعـری حـاقّیندا آرتیـق بیـلمه ک ایـستـه ســه ز ، اینترنت ده « سبک زلال » عنوانین آختـاریب تـاپین اوخویـون.
عـزیــز یولداشلار! گَلین بیر لیکده فصل لــرین گؤزه للیک لریندن دادا راق ، دونیانین تک بیــر یارادانی ، ایستکلی و گوجلو تانری دان اؤز وئردیگی نعمتلرینه گؤره تشککور ائـده ک.
من چوخ چوخ ماراقلانیـرام کی ائلییه بیلمیشم سیـزین پاک و زُلال دونیـالاریزی آلقیشلاییب اؤز محبّتیمدن پای باغیشلایـام.
ساغ قالین ، ساغ یاشایین
تبریز - دادا
زمستان 1394
1
یـاز



***
یاغدی یاغیش
آیـریـلیبان آغـلادی قیـش
شاختا کؤچوب گئتدی داها یئتیشدی یاز
آی گول آچیل بیرده دانیش
منله باریش
*
گولدی داغی
عطیرله نیرسه تورپاغی،
من سئویـرم آتـام آنـام ایـله گـزه م
یاشیل یاشیل باغچا باغی
سَحر چاغی
*
آچدی چیچَک
اوستـونه قـوندی کَپـَه نک
حیاتیمیزدا « یـا کریم » ائـو چَکه رَک
قوشلار اونـا گلدی کؤمک
قالمادی تک
*
گؤز دولانیر
گؤزده گؤزه للیک قالانیر
بیـر آغاجین گوللری هئی آلچـالانیـر
باخجاغین آغزیم سولانیر
تـورشالانیـر
***
2
یـای

***
دریا اؤلر آی اولماسا
گون بوغولار دولانماغی دای اولماسا
یای بَرکتلی فصل دیـر ، چوخ حَرکتلی فصل دیـر
میوه یئتیشمَز ایستی یئـل، یای اولماسا
نور آغاجا پای اولماسا
*
یایدا آغاجلار سئوینیر
میوه لـری اَلدن اَلــه گؤیده یئنیر
چوخلاری دا کؤلگه سالیـر قوشلارا پروانه لـره
هردن آغاج اوسته چاپیر یئل دئیینیر
شَن لیگه بُستان گئیینیر
*
یاز قیشا وار دؤزمَه گیمیز
تا یئتیشه یایدا بیـزیم گـَزمه گیمیز
قورتولوب امتحانلاریم ، مدرسه تعطیلدی داهــا
باشلادی غم غصّه لری اَزمه گیمیز
شادلیق ایچره اوزمه گیمیز
*
میوه لری گولور باغدا
کهلیک اوتی گول لـَه نیبن اَسیر داغدا
بیز گئدیریک آغاجلیقدا چادر قوروب ناهار ییه ک
یـومـورتـالار اوینایـاجـاق ایستی یاغدا
بیری سولدا بیری ساغدا
***
3
پاییز

***
پائیـز گئنه گلدی
هر یئر دولو یارپاقدی خزل دی
سانکی یئـره نقّاشی چکیبلر سالینیب فرش
بو منظره نی آخ نه گؤزل دی!
پائیـز گئنه گلدی
*
بـاخدیـقجا اَنـاره
یئتدیم دئییرم پس کی بهاره
دئم قارپیزی ، نارنگی، لیمو، پرتقال، انجیر
به به، نئجه گؤر گلدی بازاره
پُز وئـردی خیـاره
*
گون نورونو ساچدی
داوودی گولی قول قاناد آچدی
من مدرسه نین باشلانیشی شَنلیگه دولدوم
روحوم گئنه شادلیقلاری ایچدی
پروانه تک اوچدی
*
احساسیله یاتدیم
رؤیاده نه گؤر حیرته باتدیم!
پالتارلارینی بیـر بیـر آغاجلار سویونورلار
من پالتاریمی آمما چوخاتدیم
راحتلیگه چاتدیم
***
4
قیش

***
قیش گلیب، تاخ تاخ تاتاخ
شاختـادان دوندی بـوتـون تاختـا تابـاخ
قارکولک دی، چن دی ، بوز، هر یئر قیرو، هر یئر سازاخ
چیلله چیلله بیـز گره ک قیش دان داداخ
ائتمه سین چوخ قاش قاباخ
*
داغلار آغ کؤینک گئییر
باغ و بستــانــه کولک لای لای دئییر
شاختادان گؤیده بولودلار تیتره ییر هئی قار یاغییر
یئـــر آغیـز آچمیش او قارلاردان یئییر
آسمـانـه بـاش اَیـیــــر
*
اولدو قار هر کوچه دام
من باباملا جورلـه دیم قاردان آدام
قیش دادا وار چوخ گؤزللیکلرله لذّتدن خبـر
قیش سیز ائتمز یاز بو یئر اوسته قیام
قیش، سنه اولسون سلام !
*
یئر اوشور قار یاغماسا،
داغ تپه ، چایلار ، باتار هر گون یاسا
آمما من قیشدا گرکدیر ایستی پالتارلار گییه م
قویمایام تـا شاختا دان جانیم سوسا
یا مریضلیکدن میسا
*
سون
********************************
برای همه ی دوستانی که در عرصه ی ادبیات زحمت می کشند آرزوی موفقیّت و سعادت دارم
و امیدوارم زلال به سلامتی و هرچه زودتر وارد دبیرستان و دانشگاه بشود.
خادم اهل قلم
دادا بیلوردی
دوم بهمن 1394 – تبریز