...

دلـــم ...

نه عشق آتشين ميخواهد ، نه دروغ هاي قشنگ .... !

نه سکوت تلخ شاعرانه ...

نه ادعاهاي بزرگ ...

نه بزرگي هاي پُر ادعا .... !

دلم يک فنجان قهوه ي داغ ميخواهد ...

و يک دوست که بشود با او حرف زد ...

...

در “نقاشی هایم” تنهاییم را پنهان می کنم…
در “دلم” دلتنگی ام را…
در “سکوتم” حرف های نگفته ام را…
در “لبخندم” غصه هایم را…
دل من…
چه خردسال است !!!
ساده می نگرد !
ساده می خندد !
ساده می پوشد !
دل من…
از تبار دیوارهای کاهگلی است!!!
ساده می افتد !
ساده می شکند !
ساده می میرد !

...

در زندگی برای هر آدمی !

از یک روز ، 

از یک جا ،

از یک نفر ،

به بعد . .

دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست

نه روزها ، نه رنگ ها و نه خیابان ها ،

همه چیز می شود ، 

دلتنگی !

...

شمــــآ یــــــــــآدتون نمیـــــاد

یه زمآنیـ دلـــــــــش برآم تنگــــــــــ میشد !!!

...

قول داده اَم...

گاهـــی

هَر اَز گاهـــی

فانـــوس یادَت را

میان ایـن کوچه ها بـی چراغ و بـی چلچلـه، روشَـن کنَم

خیالـت راحـَــت! مَـن هَمان منـــَــم؛

هَنوز هَم دَر این شَبهای بـی خواب و بـی خاطـــِره

میان این کوچـه های تاریک پَرسـه میزَنـَم

اَما بـه هیچ سِتاره‌ی دیگـَری سَلام نَخواهــَـم کَرد...

خیالت راحت...

...

خــــدایا

دلم هوس یک نماز دو نفره کرده است ...

فقط من باشم و تو

...

من و تو خیلی کارها به دنیا بدهکاریم…

مثل… یک عکس دو نفره

چرخ زدن بی دلیل در خیابان

نوشیدن یک فنجان قهوه تلخ اما گرم در یک روز سرد زمستانی

ببین من و تو هنوز خیلی کار داریم…

من و تو حتی خاطره آشناییمان را هم به دنیا بدهکاریم.

ما بدهکاریم …

به یکدیگر و به تمام حرف های های نگفته ای که پشت دیوار غرورمان ماند

و آنها را بلعیدیم تا نشان دهیم که منطقی هستیم...!

...

گاهی وقتها "یک شب" "چند روز" طول میکشد

...

بِلاخَره یه روز خوبـ میـاد

که بالای عَکسَمـ مینویسَنـ

اِنالِلّه وَ اِنا اِلیه راجِعون...

یه خط مِشکی کِنارِشـ

ـمَنَم دارم لبخَــند میزَنم تو ـعَکس

...

سلام

حال همه ما خوب است

ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور

که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند...

با این همه عمری اگر باقی بود

طوری از کنار زندگی می گذرم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد

و نه این دل ناماندگار بی درمان....