...
نه عشق آتشين ميخواهد ، نه دروغ هاي قشنگ .... !
نه سکوت تلخ شاعرانه ...
نه ادعاهاي بزرگ ...
نه بزرگي هاي پُر ادعا .... !
دلم يک فنجان قهوه ي داغ ميخواهد ...
و يک دوست که بشود با او حرف زد ...
نه عشق آتشين ميخواهد ، نه دروغ هاي قشنگ .... !
نه سکوت تلخ شاعرانه ...
نه ادعاهاي بزرگ ...
نه بزرگي هاي پُر ادعا .... !
دلم يک فنجان قهوه ي داغ ميخواهد ...
و يک دوست که بشود با او حرف زد ...
از یک روز ،
از یک جا ،
از یک نفر ،
به بعد . .
دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست
نه روزها ، نه رنگ ها و نه خیابان ها ،
همه چیز می شود ،
دلتنگی !
شمــــآ یــــــــــآدتون نمیـــــاد
یه زمآنیـ دلـــــــــش برآم تنگــــــــــ میشد !!!
خــــدایا
دلم هوس یک نماز دو نفره کرده است ...
فقط من باشم و تو
ما بدهکاریم …
به یکدیگر و به تمام حرف های های نگفته ای که پشت دیوار غرورمان ماند
و آنها را بلعیدیم تا نشان دهیم که منطقی هستیم...!
که بالای عَکسَمـ مینویسَنـ
اِنالِلّه وَ اِنا اِلیه راجِعون...
یه خط مِشکی کِنارِشـ
ـمَنَم دارم لبخَــند میزَنم تو ـعَکس