شهرداری، نمونه­ ی باشگاهی موفق در تیمداری کشور

شهرداری، نمونه­ ی باشگاهی موفق در تیمداری کشور

در هفته­های گذشته حرکات پنهان و آشکار متعددی توسط برخی مسئولان به شکل مصاحبه، و بعضی اشخاص به صورت نوشته علیه مدیریت ورزشی باشگاه شهرداری بوقوع پیوسته است. در اکثر این نوشته ­ها به شکلی تصریحی یا تلویحی عملکرد تیمهای مختلف ورزشی باشگاه شهرداری زیرسئوال رفته و همگی، مشکل را در مدیریت این باشگاه دانسته­ اند.

اما با اندکی نگاه منصفانه و بی­طرفانه شاهد واقعیت دیگری هستیم. در بیشتر نقدهای صورت گرفته، مشکل تیمهای باشگاه شهرداری، نحوه­ ی مدیریت ذکر شده است، این در حالی است که حداقل طی دو دهه­ ی اخیر هیچ باشگاهی نه تنها در سطح استان بلکه در شمالغرب کشور مانند باشگاه شهرداری تبریز به تیمداری در رشته­ های متعدد ورزشی دست نزده و به این میزان در پیشرفت و صعود تیمهای ورزشی به سطح عالی ورزش کشور دست نیافته است.

ادامه نوشته

دیده بان تاریخ تبریز

گفتگو با یار دیرین عینالی

دیده بان تاریخ تبریز

ساسان نیک‌رفتار خیابانی و سیده پری‌ناز سهرابی

خاکش جان آدمی است و رنگش، خون آدمی. با ارتفاع نه چندان بلندش سده‌هاست به موازات شهر استوار ایستاده و چه کسی است که به اندازه‌ی وی شاهد تاریخ مردم تبریز باشد.

در کنار باغهای سابق این شهر! مهمترین عنصری بود که محققان غربی‌ای را که در جستجوی باغ عدن بودند به این شهر کشاند. شاید او بود که انسان را از مبدا آفرینش و حضورش در کره‌ی خاکی همراهی کرده... امروز او را عینالی می‌نامیم و گاه عون‌بن‌علی ولی براستی او« نگهبان تبریز» است، اصیل‌تر و استوارتر و پابرجاتر.

***

اولین قدمها را تازه برمی‌داشتم که صبح هر جمعه برای رسیدن به «مسجد» در بالای عینالی تکاپو می‌کردم. راه تنگ و سربالایی حاج اسماعیل بقال را با خودرو پشت سر می‌گذاشتم تا قدم بر اصیل‌ترین خاک وجودم «رس» بگذارم. با اینکه آن سالها خشک و بی‌آب و علف بود اما برای ما مفرح‌ترین تفریحها به شمار می‌آمد.

عینالی با تمام وقارش همیشه یار تبریز بوده تا استعدادهای خفته‌ی کوهنوردان این دیار را شکوفا سازد و همین کوه که با آرامی در جوار تبریز آرمیده برخی را سالی یکبار، بعضی را ماهی یکبار، عده‌ای را هفته‌ای یکبار و افرادی را حتی روزانه به سوی خود کشانده و همین افراد بوده‌اند که در سایه‌ی این نعمت بعدها به کوهنوردان برجسته‌ای تبدیل شده‌اند و امثال "عظیم قیچی‌ساز"ها را تحویل جامعه داده‌اند و به بسیاری درس انسانیت آموخته‌اند. این کوه بدون صرف هزینه‌ای جوانان بیشماری را از بسیاری خطرات روزمره و مسایل غیراخلاقی و فساد دور کرده است و به آنها درس آزادگی، ایستادگی و فداکاری داده است.

ادامه نوشته

بوی کافور، عطر یاس

بوی کافور، عطر یاس

ساسان نیک‌رفتار خیابانی

نمایندگان مجلس شورای اسلامی با دو فوریت طرح انتقال آب به دریاچه‌ی ارومیه موافقت نکردند و بنابراین این طرح به صورت عادی در دستور کار مجلس قرار می‌گیرد.

·         مخالفان طرح

انتقال آب به دریاچه‌ی ارومیه عادلانه نیست

نورالله حیدری دستنایی در مخالفت با دو فوریت تصویب طرح انتقال آب به دریاچه‌ی ارومیه گفت: اجرایی شدن این طرح آثار و پیامدهای سنگینی دارد که نخستین اثر آن مغایرت این طرح با عدالت است.

وی با بیان این که نباید با طرح‌های غیرکارشناسی و برای آبادی یک منطقه، نقطه‌ای دیگر در کشور را ویران کنیم تصریح کرد: براساس این طرح باید از منطقه‌ی ارس به دریاچه‌ی ارومیه آب منتقل شود حال این سئوال به وجود می‌آید که آیا کسی در منطقه‌ی ارس زندگی نمی‌کند.

دریچه‌ی سدها در مسیر رودهای منتهی به دریاچه‌ی ارومیه را باز کنید

"موسی‌الرضا" ثروتی در مخالفت با فوریت انتقال آب به دریاچه‌ی ارومیه گفت: دریاچه‌ی ارومیه به علت ساخت سدهای غیرکارشناسی‌ای که سر راه رودخانه‌هایی که به آن می‌ریزد، در حال خشک شدن است و تزریق این پول مشکلی را حل نخواهد کرد.

نماینده‌ی مردم بجنورد، جاجرم، مانه، سملقان و گرمه در مجلس شورای اسلامی افزود: می‌خواهید یک میلیارد مترمکعب آب را جابه‌جا کنید، در حالی که سه میلیارد مترمکعب آب در این دریاچه در حال تبخیر است؛ این کار چه توجیه منطقی دارد؟

وی ادامه داد: این یک میلیارد را به زارعانی که در اطراف دریاچه کشت می‌کنند بدهید تا دست از زراعت بردارند.

ثروتی تاکید کرد: اگر سدهایی که سر راه این رودخانه زدید کمی از دریچه‌های خود را باز کنند مشکل دریاچه‌ی ارومیه حل می‌شود.

این عضو کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس یادآور شد: دریاچه را شما با سدهایی که زده‌اید، خشک کردید و حالا می‌خواهید یک میلیارد دلار برای پوشاندن خطاهای خود اختصاص دهید.

ادامه نوشته

جنبش مشروطه، جنبشی بورژوا- دموکراتیک است

گفتگو با عبدالحسین ناهیدی‌آذر

جنبش مشروطه، جنبشی بورژوا- دموکراتیک است

جنبش شیخ محمد خیابانی، بواقع انقلاب دوم جنبش مشروطه است

 

ساسان نیک رفتار‌خیابانی

بدون تردید جنبش مشروطه یکی از بزرگترین حوادث تاریخ ایران در سده‌های اخیر بوده که بر عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ما تاثیر شگرفی بر جای گذاشته است. متاسفانه روز مشروطه طی چند سال گذشته کمتر بزرگ داشته می‌شود و امسال در تبریز و آذربایجان به عنوان محور و مرکز پیروزی بر استبداد صغیر- تنها به ارسال یک خبر از سوی مسئولان میراث فرهنگی اکتفا شد.

پرداخت به جنبش مشروطه علی‌رغم اینکه بیش از صد سال از آن روزگار می‌گذرد- امری است واجب. خوشبختانه در سالهای گذشته محققان پس از سالها تکرار گفته‌های احمد کسروی و ناظم‌الاسلام کرمانی و امثال آن به تحلیل حوادث مشروطه از دیدگاههای جدید برآمده‌اند. در این میان چاپ مجموعه مقالات عبدالحسین ناهیدی‌آذر، محقق برجسته‌ی شهر و دیارمان با نام «تجار و دهقانان ایران در عصر مشروطه‌خواهی» بهانه‌ای شد تا با وی به گفتگو بپردازیم. این مجموعه مقالات حاوی نکات تازه و بدیعی است که این اثر را از دیگر آثار متمایز می‌کند. نخست اینکه برخلاف دیگر آثار تاریخی، این اثر واجد مقدمه‌ای است تحلیلی به قلم یک استاد برجسته‌ی علوم اجتماعی، دکتر محمد حریری‌اکبری. دیگری به خاطر نظرافکنی این اثر به نقش دهقانان و فعالیت های آنها در جنبش مشروطه است. نکته‌ی دیگر بهره‌گیری از نامه‌های تاریخی است که توانسته بخش بزرگی از حوادث تاریخی را که در آثار تاریخی رسمی نیامده‌اند برملا سازد. نکته‌ی چهارم وجود مقالاتی با دید انتقادی و برخلاف تصور عامه است، از جمله انتقاد به شخصیت «صراف تبریزی» و دیگری «ابوالحسن خان اقبال آذر». داشتن دید انتقادی بواقع یکی از حلقه‌های گمشده‌ی تاریخ هر کشور جهان سومی است که ترس عدول از پیروی از تاریخ رسمی و به رسمیت شناخته شده توسط مورخین را دارد.

ادامه نوشته

غلامحسین فرنود: شهر، رسانه ندارد

غلامحسین فرنود:

شهر، رسانه ندارد

)این مطلب در شماره اول هفته نامه گلشن راز به چاپ رسید)

ساسان نیک رفتار خیابانی: در ادامه جلسات تخصصی ماهانه انجمن متخصصان علوم ارتباطات اجتماعی استان، این بار استاد غلامحسین فرنود به ایراد سخنرانی پرداخت و جلسه را با این سئوال آغاز کرد: مدتی است حس می کنم در شهر زندگی نمی کنم و از حاضران خواست تا نظرهای خود را در این باره بیان کنند.

در این بین موارد متعددی از جمله فرهنگ شهری، نبود روح جمعی، نشاط اجتماعی، پویایی جامعه، کیفیت ارتباطات، کاهش نسبی رفاه جامعه، نامتناسب بودن پیشرفت تکنولوژی با فرهنگ جامعه، سطحی گرایی و... مطرح شد.

فرنود با مورد توجه قرار دادن تمامی این عوامل در مورد سطحی گرایی گفت: خاصیت سرمایه داری، رشد نیست بلکه توسعه است. سرمایه داری متولد می کند ولی هیچ چیزی را بزرگ نکرده و پرورش نمی دهد. سطحی گرایی در ذات سرمایه داری است. در سرمایه داری اصل، داشتن مدرک است حال اگر واقعا توانایی و استعداد هم نداشتی مهم نیست.

استاد غلامحسین فرنود، با جمع بندی موارد اشاره شده تصریح کرد: در تمامی موارد بالا به این نتیجه می رسیم ارتباط مخدوش است. ارتباط یا وجود ندارد یا اگر هم هست ارتباط سالم نیست. در قرن 19، یک تعریف از شهرنشینی خواندن روزنامه بود. شاید این تعریف، قدیمی شده باشد لیکن نقش روزنامه و اهمیت آن در آن دوره، ایجاد ارتباط بود لذا باید ببینیم در عصر حاضر ما واجد رسانه هایی – همپا با تکنولوژی روز- هستیم که به وظیفه ی اصلی خود عمل کنند یا خیر.

ادامه نوشته

ناصر مطلب زاده:  رمان، حاصل بورژوازی است

ناصر مطلب زاده:

رمان، حاصل بورژوازی است

 

دکتر ناصر مطلب زاده، استاد ادبیات و زبان انگلیسی دانشگاه آزاد در ادامه سلسله جلسات نقد ادبیات پست مدرنی در مکان حوزه هنری تبریز درباره ی رمان و ادبیات رئالیستی گفت: رمان زاییده و حاصل بورژوازی است. فضای رمان بر خلاف رمانس و دیگر ژانرهای ادبی پیشین مانند حماسه و تراژدی، فضای رئال است یعنی پدیده ها، طبیعی هستند و به مسائل ماوراء طبیعه نمی پردازند، چراکه رمان، محصول طبقه بورژوا و متوسط اروپا بود و در تفکر این طبقه ماوراء الطبیعه جایی نداشت.

در قرن هفدهم میلادی، فیلسوفانی چون لاک، هابز و بیکن اعلام کردند هدف علم تسلط بر طبیعت است، لذا علوم دقیقه و طبیعه بوجود آمد و کارش بیرون کردن جن و پری از دایره فکری مردم بود، در نتیجه علم این جهانی شد و هدفش تسخیر طبیعت شد.

در پرتو علم جدید بود که رمان متولد شد در حالیکه رمانس تحت تعلیم آیین مسیحیت بود.

فضای جدید، رمان رئال را بوجود آورد و ویژگی ادبیات داستانی رئالیسم این بود که نویسنده رئال به پدیده های عینی علاقه دارد و اعتقادات ذهنی خود را – بر خلاف رمانس- توصیف نمی کند. گوستاو فلوبر به عنوان یکی از برجسته ترین نمایندگان ادبیات رئالیسم در این باره می گوید من متنفرم از نویسنده ای که باورهای خود را وارد داستان می کند در حالیکه داستان نویس باید همچون دوربینی عمل کند که واقعیت تاریخی را منعکس و ضبط نماید.

 

نویسندگان رئالسم، گرچه داستان را بر اساس تخیل و خیال می دانند اما معتقدند تخیل نویسنده دارای قیدی است و آن قید باورپذیر کردن آن چیزی است که می نویسد. پس داستان رئالیتسی یکطرفش خیال است اما این خیال دارای قیدی است و بایستی اتفاقات داستان در بیرون امکان وقوع داشته باشند.

سوین ویژگی رئالیست ها این است که آنها معتقدند اصلی ترین چیزی که داستان را رئالیستی می کند پرداختن به جزئیات است برخلاف حماسه و تراژدی. سنت رئالیستی داستان می کوشد انسان را به« ماهو انسانی» برساند در نتیجه به جزئیات زندگی می پردازند لذا باید به مکان و زمان و پیش زمینه و به طبقه ی اجتماعی قهرمان و شخصیتها بپردازد مانند داستانهای بالزاک و استاندال.

در کل، شخصیت داستان رئال برای خوانندگان باورپذیر است و جزئیات ذکر شده در داستان باید دقیق باشند. همینطور داستان رئال، قهرمانانش را از خیابان و بیشتر از میان طبقه متوسط پیدا می کند.

از دیگر ویژگی های داستان رئال، اینست که شخصیتها در داستان دقیقا با زبان خاص طبقه ی خود صحبت می کنند. ویژگی ای که متاسفانه در آثار رئالیستی نویسندگان ما کمتر رعایتمی شود حتی در آثار نویسنده ی بزرگی چون محمود دولت آبادی.

مطلب زاده یکی از علتهای چنین اتفاقی در ادبیات داستانی ایران را اینچنین بیان کرد. ادبیات کشور ها تاثیر پذیرفته از محافل روشنفکری بود و نویسندگان ما شخصیتها را مصادره به مطلوب می کردند تا نظرات و اعتقادات خود را در زبان قهرمانهای داستان بگنجانند.

ویژگی دیگر داستان رئالیستی بحث زمان است. در حالیکه در حماسه و رمانس و حتی در تراژدی عنصر زمان تعیین کننده نیست، رمان اولین نوع ادبی است که در آن زمان بسیار مهم است و شخصیتها در زمان پرورده می شود. مانند آثار فلوبر و دیکنز.

زمانی که در داستان رئالیستی مطرح است زمان خطی است. زمان از این مهم است که شخصیتها در زمان متحول می شوند. ولی این شخصیتها نباید به طور آنی متحول شوند بلکه زمینه ی تحول باید در زمان و مکان ایجاد شود و در غیر این صورت داسان از نظر باورپذیری دچار مشکل میشود.

دیگر ویژگی ادبیات رئالیستی این است که برای نخستین بار قهرمان داستان یک فرد مطلق مثبت نیست. در حالیکه در رمانس، قهرمان بشدت اخلاقی بود.

در قرن هجدهم همزمان با تولد رمان، داستان طوری تمام می شود که اکثرا پیروزی اخلاق بر بی اخلاقی است ولی در قرن نوزده در داستان مادام بواری قهرمان دیگر اخلاقی نیست. بتدریج در داستانهای دیگر، قهرمانهای غیر اخلاقی برای خوانندگان عادی می گردد، لذا در نیمه دوم قرن هجدهم رمان مخاطب بیشتری پیدا می کند پرا که خوانندگان دنبال این بودند تا ببینند این قهرمانهای غیر اخلاقی سرانجام به چه سرنوشتی در رمان دچار می شوند. لذا رمان به ماجرای انسانهای واقعی موجود می پردازد.

بي‍ژن لر، يوخسا بيتن لر

فيس بوك عالمينده، رسمديركي، اونون عضولرينين بعضي سي، هردن بير مناسبته گوره، پروفايل عكسلرينه، او كونويا گوره چئويررلر. اورنك اوچون "ياشيل حركت"ينين حساس گونلرينده، فيس بوكون چوخلي عضولري پروفايل عكسلريني بو رنگه چئويريرديلر؛كي بير طرفدن اوبورسي اعضانين توجوهون جلب ائله سينلر، همده موضوعنون اوزلرينده اولان اهميتين اوبورسولره گورستسينلر.

بونا اوخشين اتفاقلار ، فيس بوك عالمينده چوخ گوروشور. بويوك بير عاليم يوخسا يازيچي اولن ده، اولارين عكسلري، اولار سئون آداملارين پروفايليندا گوروشر. آنجاق، او شي كي گئچن گونلرده آدامين توجوهوني اوزونه جلب ائديرده، بو پديده ي دي كي چوخلي آداملار "بيژن" آدلي ايرانلي ميليونرين عكسين پروفايللاريندا قويوب يادا اونا گوره نئچه سطير يازيبلار؛ و اونون اولماقينه تسليت دئيب، بو آرادا آيري نئچه نفرلرده او متنه، كامنت قويوبلار.

بو ساده بير مسئله دئير؛ نيه كي بويوك بير زنگين لي نين اونمي ني، عوام و نخبه جمعلرين ايچينده گورسدير. بو پديده او نظردن باخيشلاري اوزونه جلب ائديركي مدرن توپلومي، اوزون بير عقيلي توپلوم تانيتديرير. سئچگين چيليخ باخيميندان دا گله بيز او كسلري كي انسانلارا خدمت ائلييبلر دير وئراك و بير توپلومدا كي گونده علمدن و اونون اونمين دن دانيشيلير شاهديك كي توپلوم، مديا تبليغاتلارينين اثرينده، آيري بير ديرلر وئرير و مديالاردا هر ذاتدان چوخ، بويوك زنگين لرين اليندديلر.

ادامه نوشته

حرف زدن از عشقی که صاحبان اصلیش نیستند...

هفته نامه حیدربابا قصد داشت هر ماه به بهانۀ چاپ کتابی در حوزه فرهنگ و ادب و تاریخ آذربایجان، نشست هایی با حضور تنی چند از اساتید و هنرمندان ترتیب دهد. این سلسلۀ نشست ها محملی است برای معرفی کتاب های حوزه فرهنگ و ادب و هم حضور بزرگانی که بر گردن این دیار حقی دارند.

اولین جلسه نشست ها را به بهانه چاپ اول کتاب «نامه های غلامحسین ساعدی به طاهره کوزه گرانی» ترتیب دادیم، چرا که ساعدی حقی بس عظیم بر گردن ما دارد؛ در این نشست، استاد رحیم رئیس نیا محقق و نویسنده برجسته تاریخ آذربایجان به علت آشنایی با غلامحسین ساعدی و همچنین به عنوان اولین  کسی که در سال 67 نامه های ساعدی به طاهره کوزه گرانی مورد مشاهده و تأیید قرار داده؛ دکتر محمد حریری اکبری استاد برجسته علوم اجتماعی دانشگاه تبریز به دلیل دوستی دیرینه با غلامحسین ساعدی و همینطور نگاه خاص منتقدانه و همراه با دید جامعه شناسی ادبیات؛ مهرداد کامروز خواهرزاده طاهره کوزه گرانی به عنوان کسی که نامه ها و هدایای مرحوم ساعدی را حفظ کرده و از بسیاری از ماجراهای میان ساعدی و طاهره کوزه گرانی مطلع بوده و در نهایت حامد احمدی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته روانشناسی که خود نویسنده ای جوان و علاقه مند به نوشته های ساعدی است و مقدمه کتاب را تحریر کرده حضور داشتند.
ادامه نوشته

در حاشيه برگزاري اجلاس مجمع خيرين سلامت

در حاشيه برگزاري اجلاس مجمع خيرين سلامت

اشکي را پاک کنيم


کودکي ديدم که مويش ريخته
اخترش بر سر مصيبت بيخته
اشک و خون جوشيد ناگه از دلم
گفت مدت هاست بر اين منزلم
گفتمش با بغض يزدان پيش توست
گفت داند حال من را او درست
درد روح از درد جسمم بدتر است
ديدگان مادرم دائم تر است
قلب بابايم ترک برداشته
غم به قلبش بذر خونين کاشته
گرچه در ظاهر به سن ده ساله ام
پير گشتم پا به پاي ناله ام
مي شنيدم حرف او پردرد بود
بدتر از آن روي کودک زرد بود
اشک از روحم به چشمم مي شتافت
بغض آن دم سينه ام را مي شکافت
من پر از غم بودم و آن نيک چهر
خنده اي آمد به رويش پر زمهر
گفت نوميدي که در دست است
پر اميدم من کنون بر لطف دوست
گفتمش احسنت اي شيرين بيان
پرتواني در لطافت در زبان
گفت با لبخند اين هم لطف دوست
خنده لب هم کنون از مهر اوست
روي او بوسيدم و برخاستم
يافتم من هر چه را مي خواستم.
  هورمزد يعقوبي نژاد 
انسان عصر مدرن مي پنداشت با پيشرفت هاي علمي و صنعتي و... صورت گرفته بزودي به آسايش و رفاه مطلق خواهد رسيد، ولي واقعيت هاي پس از جنگ جهاني دوم، او را بار ديگر دچار ياس و افسردگي ساخت. تکنولوژي در کنار رفاه و آسايش، عملکردي ديالکتيکي داشت و آرامش آدمي را نيز از بين مي برد.
گرچه يکي از بزرگترين نمودهاي پيشرفت تکنولوژي در عرصه بهداشت رخ داد و از ميزان مرگ و ميرها کاسته شد؛ ليکن بيماري ها نيز پيچيده تر شده و پيامدهاي منفي تکنولوژي جديد از جمله تصادفات، آلودگي هاي صوتي، آلودگي هاي زيست محيطي، افزايش مواد شيميايي و افزودني ها در مواد غذايي و... موجب تولد بيماري هاي جديد و نوپا شد.
آدمي هيچگاه نتوانست از عفريته بيماري و مرگ رهايي يابد و به جاودانگي برسد!
در عصر حاضر و با پيچيدگي دنياي مدرن، مردم چنان گرفتار مسايل روزمره شده اند که عليرغم وجود تکنولوژي هاي پيشرفته حتي فرصت ديدار اقوام نزديک را ندارند و دنياي سرمايه داري چنان آنها را درگير کرده که از صبح تا شب بايستي خود را به اين در و آن در بزنند و در آخر هشتشان گرو نهشان است.
وضع بد اقتصادي، شيوع بيماري هاي ناشناخته اي چون ايدز و ام اس، افزايش سرسام آور انواع سرطان ها، پايين آمدن سن سکته و وجود بيماري هاي روحي و آمار بالاي ياس و افسردگي همه و همه شرايطي را فراهم آورده که براي نجات اين دنياي جديد نياز به تعامل و همکاري و همياري يکديگر داريم.
در جامعه امروز که اخلاق روز به روز به واژه اي غريب تبديل مي شود، اين مردم هستند که بايد باري از دوش يکديگر بردارند.
اگر آدمي نتوانسته به آرزو و حسرت ديرينه خود که همان جاودانگي است برسد و اگر علم ـ تا به حال ـ نتوانسته پاسخي براي بيمه شدن در مقابل بيماري ها بيابد، حداقل مي توان با اندکي ايثار و فداکاري، فضايي را فراهم آوريم تا قسمتي از درد و آلام همنوعان خود بکاهيم. اگر قادر نيستيم که جلوي اشک را بگيريم، حداقل مي توانيم اشکي را پاک کنيم و بيماري را شاد. براستي که بهترين راه کمک به مردم، ياري در راه سلامت آنهاست. موردي که هيچ فردي در هر جايگاهي نمي تواند ادعا کند به آن دچار نخواهد شد. اگر خدا نعمت توانمندي را به ما داده بايستي شکر آن را با احسان و نيکي و دستگيري فردي نيازمند به جاي آوريم؛ و چه بسا که لحظه اي ديگر نقش بيمار به خود ما تفويض شود.خيرين عرصه سلامت، والاترين افراد هستند. براستي که چنين خيراني کليد بهشت را در دست دارند و چه در اين دنيا و چه در آن دنيا، نامي نيکو از خود به جاي مي گذارند. اگر نبودند چنين افرادي در هر جامعه، زندگي و سکونت در اين کره خاکي براي خيلي ها سخت و سرد مي شد.لزوم بازسازي و مقاوم سازي بيمارستان ها، ايجاد بيمارستان در شهرها و خانه هاي بهداشت در تک تک روستاها، ساخت مکان هاي رفاهي براي خانواده هاي بيماران غيربومي و تجهيز امکانات مراکز خدمات بهداشتي امري است ضروري که موجب شادي و کاستن دردها و رنج هاي بيماران و خانواده هايشان مي شود.براستي ارزش عمل فردي که با خريد و هديه يک دستگاه پيشرفته پزشکي، جان هزاران آدمي را نجات مي دهد چگونه قابل سنجش است. انسان نيکوکاري که با ساخت خانه بهداشتي در روستايي دور افتاده، رفاه و سلامتي را براي اهالي روستا به ارمغان مي آورد چقدر والاست. و يا از عمل خَيري که با پرداخت هزينه يک بيمار، دل خانواده اش را شاد مي کند چگونه مي توان تقدير کرد!
اي توانگران! اي انسان هاي وارسته! اي کساني که از نعمات مادي برخوردار هستيد؛ براستي که مصداق بارز عمل صالح با هر سنجه اي که بسنجيد و اهل هر اخلاق و مرامي که باشيد کمک به عرصه سلامت جامعه است و کعبه واقعي همين جاست!

عظيم چون نام، متواضع چون کوه

انسان عجيبي است عظيم قيچي ساز؛ بدون تعارف به قامت نامش «عظيم» است؛ به دور از هرگونه ادعا و تکبر در دنيايي که انسان ها به دنبال نمايش و شهرت هستند، انتخاب ورزش کوهنوردي در ايران نشانگر تفاوت «عظيم»است با ديگران. آن هم در شرايطي که اگر به رشته دوچرخه سواري به صورت      حرفه اي ادامه مي داد امروز يکي از قهرمانان کشور و نام آوران قاره آسيا بود.
اما او به جاي رقابت، رفاقت را برگزيد. کوهنوردي، ورزش عجيبي است. البته خود «عظيم» اعتقادي به ورزش ناميدن کوهنوردي ندارد. وي معتقد است کوهنوردي 50 درصد ورزش است و 50 درصد به روحيات آدم باز مي گردد.
اگر به اعتقاد بسياري، در سفر بايد انسان ها را شناخت، به نظرم مي توان گفت در کوهنوردي است که بايد انسان ها را شناخت. فعاليتي که حس انسان دوستي، صبوري، تحمل و از جان گذشتگي را به انسان مي آموزد و وي را در آزموني سخت در سرما و گرما و تشنگي و گرسنگي و خستگي و فداکاري مي آزمايد.

ادامه نوشته