وبــــم .. : )

میـنیمـال نویســی هـم حس و حـال میخوادآ .. !وگـر نـه یـهو تصـمیم میگیـری وبـتـو بحـذفـی .. ! 

" آخ کـه کـاش میشـد خیـلی چیـزا رو حـذف کـرد بـا یـه کلیکــ .. ! "

خو رفـتیم و اومـدیم ..  / نـه کـه ایـنقد خـواننـده داشت وبــم .. ! 

حـالا هرچـی میـایم دیگـه .. هرچـیم بشـه سـعی میکـنم بنویسـیم .. تنهـا چیزی ِ کـه بهم آرامش میـده ..

+پست ِ ثـابت ِ ..

+نـظر بـذارید .. نـذاریـد فرقی نـداره .. آخـه اونی کـه بـاید بخونه میخونه و بـا خبر میشه از حالم .. 

+کپی پیست هم نـداریم ..

Copy paste <No

+انتقـاد و پیشـنهـاد نداریم ..فقط بخون همــین .. 

+بـاتشکر از صـبر خواننـدگـان ..

+زیـاد به خودت نگیر .. / من همیـنم .. ! / .

last Post

خداحافظ مجازی . . . 

دست گرمی ِ تمرین ِ زندگیت شدم خیالی نیست .. ولی آه ِ منم یه جایی میگیره ..

خودتو به خواب زدی .. کسی هم که خواب ِ رو نمیشه از خواب بیدار کرد .. میدونی چی میگم ...

حرف زدن برات آسون ِ .. از تو هیچی دیگه تو خاطرم نمیمونه خیالت تخت : ) 

+Closed .. 

+For ever ..

+ ۴-۵ ماه دیگه ازدواجت مبارک : )

 

 






84.

این پستم از دردآم ِ . . . 

+خسته م .. خسته ..
+بی کَـس و خسته ..







ادامه نوشته

83.

عمو تَتــل .. 

هنـدزفری نو توی ِ گوش ُ رو تخت ُ لباس ِ استـریل !!


+یادت باشه رفتی و بستی روم چشـاتو .. 

+هووووف .. کی تموم میشـه این لعنـتی .. ؟!



82.

دل گاهی تنگ می‌شه. یه‌وقتایی می‌گیره. گاهی برا خودش الکی خوش می‌شه. بیشتر وقتا صاف می‌خوره تویِ حالش. می‌رنجه. زمانی، زمانی، زمانی ناپرهیزکارانه امیدوار می‌شه و اغلب فراموش می‌کنه که هر بازی‌ای بالاخره تموم می‌شه و خستگی و دل‌تنگی و دلگیری و ناامیدی و تنهایی، وفادارانه با او می‌مونه …و امان ازون روزی که اونی که روش حساب کردیم خیلی چیزارو می کوبه توی سرت...حالا هرچیم قسم عزیزترین کساتو بخوری دیگه فایده نداره و همیشه مجرمی...دقیقاً اینجاس که حالت بدترین حال میشه...

+هرجا که تو باشی

آنجا قبله ی من است .. عشـق ، کـافری می آورد !


81.

 عشق قيمت كه پيدا كند به بازار ميرسد و دلالان همه عاشق پيشه مي شوند .عشق گران شود روسپيدان پرو بال مي گيرند ، ارزان شود به ابتذال ميرسد و عشق ورزيدن گناه مي شود .جايي كه عشق ورزيدن گناه مي شود عاشق نماندن گناه بزرگتري ست ..
با اينهمه جايي خوانده بودم : آن جا كه نمي توان عشق ورزيد بايد گذاشت و گذشت . . . 

+قفسه ی کتابای خط خـطی . . . بعد ِ مدتـهـا ورق خورد کتابـآم : ) 
+/ اقلیمـا / نوشـته ی / حسیـن کوشـامنش / ..
+4 صُب ِ . . . بی خوابی :|

80.

طرح ِ خصوصی . . . / لدفن هیچکس وارد نشه/ !


+دلــه لامصـب ِ منم دلـــه .. !!

+وقتی میدونی همه دارن دروغ میـگن . . . 

+206 . . . تیپ ِ 6 . . . مشکـی . . . !


ادامه نوشته

79.

این یه دونه امتحانم تموم بشه من برم پی ِ بدبختیــآم . . . 

خسته ی خسته .. / اینقـد که از این روزآ متنفـرم از هیچ چی متنفـر نیـستم ، از هـرچی موجـودِ دوپـایی که نفـس میکـشه و فکـرش خـرابـه !! مُـتنفــرم . . . از آدمـا !

آدما حسرت ِ خیلی چیزا رو با خودشون به گور میبرن .. میدونی اصولا واسه چیزی ارزش قائل نمیشن .. اینقد که سریع قضاوت میکـنن همو! 


+ضربه هایی که من خوردمو هیچ بنی بشـری نخورده توی ِ زندگیش .. از دوست آشـنا .. عشق .. همه ُ همه ..

+یه اتفاق خوب گواهینـامه س .. / یه جوری آرامش داره فرمون !!



78.

پسره شعورش در حـد ِ کـَـلم ِ. . . کَچـل خان ..  نصف ِ منم قـدش نیسـت ..!!! اُفـتاده دُنبال ِ من هی شمـارهبدم شمارتو بده !! به نفـعت ِ !!! نیم سـاعت هی تاکسی عوض میکـردم که دنبـالم نیـاد شـر بشـه !! نکـبت !!  آخـرشم به دست ِ آقـای ِ #حـاجی (سـوپر ِ محـله ) فُـش باران و به خانه روانـه شد !! / آخه آشغـال همیـن شُمـاهـایین که امنیـت نمیـذارین واسه ی دُخـدرا !!/ بمـاند که چـادر هیـچ امنیـتی دیگه نمیـآره واسـه آدم .. !!

+روز ِ خوبمو همه دست به دست ِ هم دادن گند زدن بهش ..

+اون از خبری که ازش بهم رسید 

+اون از این وضـع !!

+اون از هندزفـریم !!!  


77.

یه روز ِ توپ بـود . . . 

الـبته هنوز یه چن سـاعتی مومنده ازش

داشتم به کلاس ِ عربی ِ امروز فک میکـردم چقـد خوبــــــــــــــ بود .. اصـن آدم مُعـلمم بشـه .. اینجـوری بشـه 

+ ع.ب  

+دقت کنین .. هرکیو ما دوس داریم اینه ع.ب! 

76.

اُصـولـاً هر امتحـانی خــر اسـت . . .  / اونم از نوع ِ نهـایی .. اونم با مراقـبای ِ حوزه ..! 

اونـم چـی ؟؟؟! زبـان فـارسی .. 

+صدرحمت به طبقه ی آخر ِ جهنم .. رفـتن میگن وضعیتش خعلی خوبه نسبت ِ به امتحان و امتحان نهـایی 

+هوووووف ..! 




75.

الـآن داشتم سر ِ صُبی به این فک میکـردم که آهنگ ِ وبـلاگمو سرخود نمیخونه .. باید هولـش بدی ..!! کصــآفطــُ .. 


+باعـرض ِ پوزش ِ فراوان ..

+واکردی این صفحه رو دست ِ راستت یه سری جینگـول پینگـول هست .. گزینه ی آخر Other کـرکه شو بکش پایین آهنگـو Play کُـن .. !!  

+نابرده رنج ِ پخـش .. میسـر نمیشـود داریـوش! 

+مـتن ِ شعـر و لینک ِ دانلـودش توی ِ continue ..

ادامه نوشته

74.

دیگـه عـاشق شُـدن و عـاشقـی کردن از مـن گُـذشـته . . . !

عشق با تو تموم شد .. 


+شُـعار نیسـت .. شـعور ِ .. 

+دست ِ رد به سینه ی خیـلیـآ دارم میـزنم .. : ) 

73.

عـاشق ِ ترکیب رنگ ِ اینجـام .. 

کُـلاً علاقه مندیـآم تغیــیر کرده ..

خودمم تغیـیر کـردم .. اینقـد که جلوی ِ آیینه هم خودمو نمیـشناسم ..


+عاقل نیستم .. ولی بی عقلم نیستم .. قد ِ خودم میفهمم

+از وقتی شدم خودمو خودم .. زندگیم شده بازی .. یه هفت سنگ : ) 

72.

تو فکر ِ یه سقفم واسه اینجا .. البته دیوار برازنده ترش ِ .. 

یه چیز ِ ساده اما قشنگ .. 

+پیداش میکنم .. 

+ : ) 

71.

[ سه هفته ای میشه همش .. ]

درس درس .. امتحان .. رُزا .. رُزا ../ سیگار سیگار پشت ِ سیگار / نت نت نت نت نت ..! بابا بسه دیگه خودتو جم کُن اَه ..


+ :| 

+داغونم .. داغـــــ ن ــو .. !!

70.

چند خط بیشتر نمانده تا برسم به حسی که باید آن را ابراز کنم به تو...

از اول خط تا اینجا خیسی چشمهایی بود که مرا تا آنجا همراهی کردند

آن جایی که تو هستی و من در برابر توام

و چند نقطه تا لحظه ای دوباره و یک احساس عاشقانه 

چقدر سختی کشیدم ، از اول این خط تا آخرش  شیرینی 

و تلخی های زندگی را چشیدم

و شیرین ترین لحظه ی آن بدجور به دلم نشست ،

تو آمدی و همه تلخی ها از یادم رفت

همه احساساتم بوی عطر تو را میدهد ، 

وقتی صدای قلبت را میشنوم ، قلبت به من نفس میدهد

در اوج تو را خواستن ، بی نیاز از همه کس و نیاز دارم 

به کسی که همه کس من است

در شور و شوق عشقم و در خیال کسی که بی خیالش نمیشوم

و این عاشقانه ترین لحظه ی زندگی من است ، 

که در آغوش توام و تسلیم هیچ حس دیگری نمیشوم

چند خط بیشتر نمانده تا برسم به حسی که مرا مجنون میکند 

از اول خط تا اینجا رنگ چشمهایت مرا دیوانه میکند

و چند نقطه تا این حس تازه 

و  اینگونه میشود که زندگی برای من و تو بی انتهاست ، 

تو را داشتن یک هدیه زیباست

در حال و هوای زندگی ام و در دنیایی که تو همه زندگی منی....

و آخرین خط و هزاران نقطه چین برای رسیدن به آغازها...

دوستت دارم ای عاشقانه ترین لحظه بی پایان زندگی ام... : ( ..

+حیف ..
+از این به بعد رنگ ِ فونـتهـا > مشکـی : )

:|

من ترسو و بزدلم .. آره ... راست میگی .. / ولی آخرش به توچه .. ؟!

عکس گیگ | آپلود عکس رایگان

زیباست آزادی

با خزانت نیز خواهم ساخت ..

من که هرچه داشتم اول ِ رَه گذاشتم ..حال برای ِ چون توئی اگر لایقم بگو ..

گرچه خشتی از تورا حتی به رویا ندارم .. زیر سقف ِ آشنایی ها میخواهم بمانم ..

بی گمان زیباست آزادی ولی من چون قناری دوست دارم در قفس باشم .. که زیبا تر بخوانم در همین ویرانه خواهم ماند و از خاک ِسیاهش به آبی های ِدنیا میرسانم 

گر تو مجذوب ِ کجا آبادِ دنیایی .. !! من اما جذبه ای دارم که دنیا را به اینجا میکشانم ..!!

نیستی شاعر .. نیستی شاعر که تا معنای ِ حافظ را بدانی ..

ورنه بیهوده نمیخواندی به سوی ِ عاقلان 

عقـل یا احساس ..؟؟! حق با چیست ..؟

پیش از رفـتن ای خوب کاش میشد این حقیقت را بدانی .. یا بدانم .. !

رفتم

یه وقتایی ، آدم با یه عالمه آدم دوسته

ینی یه جورایی فکر میکنه یه عالمه دوست داره

ولی در واقع ، هیشکی نیس !!!

نمیفهمی ... در شرایط ِ عادی نمیفهمی اینو

ولی وقتی یه اتفاقی میفته ، یه ماجرایی پیش میاد ، یه جوری خلاصه میبینی همه باهمن ولی تو توی جمعشون نیستی !

ینی اصن جایی نداری که بخوای باشی ...

یه مدت ِ خیلی طولانی ایه که نیستم ...

راستش نمیتونم بگم این مدت فقط بهم بد گذشته ، نه !

ولی یه میانگینی که ازش بگیری ، میبینی خیلی چیزا واسم رو شده ...

خیلی از آدما رو شناختم

خیلی اتفاقا افتاده

امروز با 4 تا از دوستام بودم ... بودم ، ولی تو جمعشون نبودم ...

ینی جایی واسه خودم نمیدیدم ...

خودمو بی تفاوت نشون میدادم ها ، ولی خب به آدم سخت میگذره دیگه ...

داره بهم سخت میگذره ...

خیلی خودمو بی تفاوت نشون میدم ، میگم ، میخندم ، ولی دارم داغون میشم ...

خسته ام ...

کاش زندگیم یه دکمه داشت که میزدمش و یهو از اینجایی که هستم میپردیم به یه جایی از زندگیم که توش اینقد نا امید نباشم ...


69.

ديگر به يك دنيا نخواهم داد جايت را
         من دوست دارم زندگي با دست‌هايت را

از بي‌قراري‌هاي قلب من خبر دارد
                 بادي كه مي‌دزدد براي من صدايت را

روي زمين بودي و من در ماه دنبالت
                         بايد ببخشي شاعر سر به هوايت را

تسخير تو سخت است آنقدري كه انگاري
                               در انگشت خود جا داده باشم بي‌نهايت را

زود است حالا روي پاهاي خودم باشم
                                           از دست‌هاي من نگيري دست‌هايت را

هركس تورا گم كرد دنبال تو در من گشت
                                              انگار مي‌بينند در من رد پايت را

بگذار تا دنيا بفهمد مال من هستي

                                    گنجشکها خانه به خانه ماجرايت را 

وقتي پُر است از خاطراتت شعرهاي من
                                          بايد بنوشي با خيال تخت چايت را !..


+ ..

+بینهـایت ِ توی ِ دستم .. ینی من "خیلی میخواهمـت .. " همین ..!

ادامه نوشته

مهدوی کیـا ..

بعضی چیزا هیچوقت یادم نمیره .. مثه دوروز ِ گذشته که جز بدترین روزآ و خاطراتم بوده .. / 

از همه ی اینا که گذشته من علایقم رو به هرچیزی ترجیح میدم .. و برای ِ اثباتشون تا ته ش هستم .. / وقتی به یه آدم اینقد اعتقاد دارم که میشه قهرمان ِ من .. میشه اُسطوره توی ِ ذهنم ینی خیلی براش احترام قائلم ../ از هرچیزی که ببینم داره به ضررش تموم میشه متنفر میشم .. مثه امروز که غریب بودن توی چشماش موج میزد ولی قول داده بود که کسی اشکـاشو نبینه .. /ازتموم ِ اتفاقات ِ برنامه ریزی شده و روتین که باید میوفتاد میگذرم چون هرچی بگم تمومی نداره .. / فقط یه چیز ایرانیـآ یه خـصلت ِ خیلی بد دارن اونم اینه که تا وقتی طرف ِ مقابل توی ِ قدرت و شکوه به سر میبره جلوش خم میشن .. ولی تا ضعیف و تنها میشه تا جایی که میتونن لگدش میکنن .. !!

دست برداریم .. چقد مگه مهدوی کیا تکرار میشه ......


+خداحافظ مرد ِ روزآی ِ غبارگـرفته .. : ((((

+مهــــــــــــــدی مهـدوی کیـــــــــــآ .. 

68.

من همونقدر که زود خوشحال میشم به همون سرعتم ناراحت میشم ..

ولی جالبه که میدونن و بازم زخم روی ِ زخم میزنن .. آستانه ی تحمل ِ یه آدم ماکسیموم چقدره .. چقد میتونه بشنوه ولی جواب نده .. نه که جوابی نداشته باشه .. نه نه ! /میگم چرا من باعث ناراحتی بشم .. چرا من بشم مثه تو .. مثه بقیه .. / اینجوری که دُنیا یه رنگ میشه .. من میشم رنگ ِ تو و توهم مسلماً تحت ِ تأثیر ِ بقیه وشایدم آدمای ِ خاص!! رنگت عوض میشه ..!/ خوب فرض ِ یه جعبه ی مدادرنگی با کلی رنگـآی ِ متفاوت لذت بخش تر از یه سری مدادای شکل ِ هم و هم رنگ ِ .. : )

+میدونم خواننده نداره .. 

+مینویسم شاید یه روزی یه جایی بدرد خورد ...

67.

یه بـرکه ..

کـمی موج .. 

یـه آواز ِ رو نـت ..

تو سرگـرمی ......................

مـنم که دونه میـدم به قوی هـای مرداب ..

چقـد شب قشنگه ..

تظـاهر نکـن تو به این بیخیـالی ..

انگـار نه انگـار که کنار ِ تو نشـستم ..

مـن به قهـرآی ِ تو عادت دارم ..!! 

تو قـهرات بـهونـه س ..!

توبکوب بشکـن .. ویرون کـن ..

تو به هر سمتـی بری بـارون ِ

عاشـقم هسـتی عذابم میـدی ..

بی مـن دُنیـای ِ دلـت آروم ِ .. !!!


+عُمـق ِ سکـوت .. !!

+برکه / فولـدر یهووویی / ! : ) 




66.

وفادار ..!!

یه چیزآی باید باشه که حس کنی به یه نفر وفاداری .. خب مسلمـاً وقتی میذاری زیرپات چیزایی رو که براش مهمه رو دیگه توقع این واژه ی به اصطلاح پاک ِ " عشق " رو نداشته باش ..

اون لحظه س که میشی خسته کننده .. / چرا باید چیزی رو تحمل کنی که حاضر نیس یکم از خودش بگذره .. دست از کارای ِ روشنفکری و به قول ِ خودش عدالت محورش و حـتی با پررووویی ِ تمام از سر ِ منطقش بگـذره ..

یکی نیس خودشو جات بذاره رو بفهمه چی میگی .. / حرف ِ حساب ِ آدما این روزآ فقط توی ِچـآرتـآ حرفه .. [ ادعـا ]

+هوووووف .........

+یه روزی هممون عـاقل میشـیم .. !! 


65.

درسته جلوی یه چیزایی باید زانو زد / باید اعتراف کرد .. خب اما همه اینقد جنبه ی بالا رو ندارن .. پس جوابت میشه چی ..؟ / آها یه واژه ی کثیف و عامیانه مثه "سگ محل " کردن !! / خب آدمش نیستی که باهات هر حرفی رو زد پس یکی شدن و این مزخرفات تو ذهنتم بنداز توی نزدیک ترین سطل ِ آشغال بهت !! 

یه هفته ی خسته کننده و پر از کشمش تموم شد و یه هفته ی بدتر از اون شروع شد .. / البته یه اتفاق فوق العاده داشت برایم پیش میومد که این سیر ِ نزولی رو درست کنم ولی اونم به همت ِ خودم و کج فهمی توی جملات از بین رفت .. شکر خدا .. من که قاصر ِ زبونم از شکـرت .. ولی اینو یه تیک بزن یادت باشه [امروزُ] همیشــه .. چون من یادم نمیره!


+یه عطر ِ آشنا .. 

+یاد ِ عکس ِ بهارنارجـآی ِ شمآل افتادم .. / خوش گذشته بود : )

+بهارنارنج .. / چرا بهار نارنج که میبینم یاد ِ دستای ِ تو میوفتم .. جلل الخالق : )

64.

همـه دلخوشیـم همین یـه آهنگ ]شـُـده .. 


+اگه بدونی .. اگـه ... دیگه بهم نمیخـندی 

+روزآی ِ اول ِ همه چیز بهترین روزآی اون ِ .. ! / از من به شما نصیحت استفاده کنین

+ر.ک > آهنگ ِ وبـلاگم ..


63.

یه وقتایی باید بشینی و نیگا کنی چطور آدما میوفتن به جون ِ هم ..بدتر از صدتا حیوون ِ وحشی !! / بعدش اگه بشی چوب ِ دوسر طلا مسئله ای نیست ولی پیش خودت فک میکنی چرا اینهمه دورویی باید ببینی از بشر دوپا که یه جو عقل درست درمون توی سرش نیست .. / بحث و جدل الکی سر ِ هزارتا مزخرف که مجبوری هر روز بهشون تن بدی .. بعد یه جوری وانمود کنی انگار هیچی نشده .. / خب من بشخصه آدم بده میشم ولی از این خوب بودنهـای ِ پوشالی کنار میکشم ..زخم میخوری ازشون و دم نمیزنی .. یادم میادیه چیزی بود به اسم ِ عدالت الهی در حیات دنیوی .. فلسفه و ریشه شو کاری ندارم ..! ولی خیلی خیلی برا من دیر اتفاق میوفته یا تایمش همینه خدا ..؟!


+حالم از این موجودی که اسمشو گذاشتی آدم بهم میخوره ..

+کُـفر ِ آره ...

62.

گفتن نداره..وقتی جنبه شندین نباشه...اصرار بیخودی نکن .. الان تو یه متهمی..اینجا تنها من میپرسم.. و اگه بخوام گوش میدم...اگه بخوام قبول میکنم  شایدم نه...مهم اینه که دنیای من که توش هم رأی صادر میکنم و هم اجرا.. اینجاست...کنار تو بودن  خوبه..اما وقتی که تو خودت هستی..ولی وقتی که کنارت نیستم.. خودت نباشی هم مهم نیست.. من برات حریم خصوصی قائلم...برای تو و خونه ای توش زندگی میکنی..برای آدم هایی که بیشتر از من محق بودن هستند!!

+خب چهار خط خوب باهت حرف زدم...

+به من یاد نداده رئیسم که زبون خوش داشته باشم ....!!


خیلـی خـاص .. / بی شُمـاره

یه روزایی هم هست که دلگیری از زمین و زمون دلت گرفته! همین طوری بی دلیل .. یعنی بی دلیل نه ها! ولی نمیتونی دقیقا بگی روشن نشدن ماشین رو اعصابت بوده یا ترافیک روی پل ... زیاد شدن کارت خسته ت کرده یا غرغرای مامانت .... نبودنش اذیتت می کنه یا بودنش توی گذشته ت ..! خاطراتش فکرتو پر کرده یاحسرت بودنش..! کلافه ای وساکت، بد اخلاق نیستی ولی بی حوصله ای . هی راه میری، با خودت حرف می زنی ، بغض می کنی، اشک می ریزی، نزدیک ترین دوستات برات غریبه می شن، تحمل هیچ کس رو نداری ... از خونه بیرون نمیری با کسی درد دل نمی کنی ... غر نمی زنی ولی خودت خوب می دونی یه مرگیت هست. یه چیزی هست که سر جاش نیست .
نمی دونم اینجور وقتا چه کاری درسته! اینکه با این حست بجنگی، از خونه بیرون بری وخودتو مجبور کنی بگی وبخندی ... یا اینکه بپذیری که چند روزی دلت گرفته، بشینی یه گوشه چایی به دست به بارون نگاه کنی واشک بریزی تا بگذره.
باید قبول کنی اصلا دلی که نگیره که دل نیست ... دلی که تنگ نشه، تو خودش براش خط و نشون نکشه، توخودش بهش التماس نکنه که "برگرد" که دل نیست!

آره یه چیزی سر جاش نیست .... خیلی وقته که دیگه سر جات نیستی! گم کرده نداری ، خودت گم شدی! غرق شدی توی خاطراتی که هر روز منکر دوره شون می شی! تا وقتی اینجوری درگیری نفس نمی تونی بکشی

به خودت فرصت بده ... زندگی باتلاقای دیگه ای هم داره که بتونی خودتو توش خفه کنی ...


+یه دهنم باز شد هرچی بود ُ گفتم .. : | / لعنتـی 

+ /سوال ممنوع .. / ! 

+چشـمم .. + ایـن همه تایپ .. : /