عارف بالله حاج اسماعیل دولابی.

در ايام جوانی به همراه پدرم به نجف اشرف مشرف شده بودم. به شدت تشنه علوم و معارف دینی بودم. با تمام وجود خواستار اين بودم که در نجف بمانم و در حوزه تحصيل کنم ولی پدرم که مسن بود و جز من پسر ديگری که بتواند در کارها به او کمک کند نداشت و با ماندنم در نجف موافق نبود. در حرم اميرالمومنِن (ع) به حضرت التماس کردم که ترتيبی دهند که در نجف بمانم و درس بخوانم و آنقدر سينه ام را به ضريح فشار مي دادم و ميماليدم که تمام سينه ام زخم شده بود. حالم بگونه ای بود که احتمال نميدادم به ايران برگردم. به خود می گفتم که يا در نجف می مانم و مشغول تحصيل می شوم و يا اگر مجبور به بازگشت شوم همينجا جان می دهم و می ميرم. با علماء نجف هم که مشکلم را درميان گذاشتم تا مجوزی برای ماندن در نجف از آنها بگيرم به من گفتند که وظيفه تو اين است که رضای پدرت را تأمين کنی و برای کمک به او به ايران بازگردی. در نتيجه متوسل شدنم به علماء کاری از پيش نبرد. تا اينکه با همان حال همراه پدرم به کربلا مشرف شديم. در حرم حضرت اباعبدالله(ع) در بالا سره ضريح همه چيز حل شد و آن التهاب فرو نشست و به طور کامل آرام شدم طوری که هنگام رفتن به ايران حتی جلو تر از پدرم و بدون هرگونه ناراحتی به راه افتادم و به ایران باز گشتم.
در ايران اولين کسانی که برای ديدن من به عنوان زائر عتبات به منزل ما آمدند دو نفر آقا سيد بودند. آنها را به اتاق راهنمايی کردم و خودم برای آوردن وسايل پذيرايی رفتم. وقتی داشتم به اتاق برميگشتم جلوی در اتاق پرده ها کنار رفت و حالت مکاشفه ای به من دست داد و درحاليکه سفره در دستم بود حدود بيست دقيقه ای در جای خود ثابت ماندم. ديدم بالای سر ضريح امام حسين(ع) هستم و به من حالی کردند که آنچه را که می خواستی از حالا به بعد بگير. آن دو آقای سيد هم با يکدیگر صحبت می کردند و می گفتند او در حال خلسه است. از همان جا شروع شد. آن اتاق تا سی سال عزاخانه اباعبدالله(ع) بود و اشخاصی که به آنجا می آمدند بی آنکه لازم باشد کسی ذکر مصيبت بکند همه می گریستن.در اثر عنايات حضرت اباعبدالله(ع) کار به گونه ای بود که خيلی از بزرگان مثل مرحوم حاج ملا آقا جان، مرحوم ايت الله شيخ محمد بافقی، مرحوم ايت الله شاه آبادی بدون اينکه من به آنجا بروم و التماس و درخواست کنم، با علاقه خودشان به آنجا می آمدند.

تربت کربلا از زبان حاج اسماعیل دولابی

كربلا تربت می‌سازد و همه ابدان شيعيان را تربت می‌كند. از عطش، آب بدن خشك می‌شود و تشنه دنيا و آخرت می‌شود.
خبر آنلاین: حاج اسماعیل دولابی در بیان ویژگی‌های سرزمین کربلا می گوید:

«كربلا تربت می‌سازد و همه ابدان شيعيان را تربت می‌كند. از عطش، آب بدن خشك می‌شود و تشنه دنيا و آخرت می‌شود. هم تشنه آب ظاهری می‌شود و هم تشنه معنوی. تشنگی، آب بدن را می‌كشد و كم می‌كند و آن را خشك و خاك و تربت می‌كند. كسی كه تشنه كربلا شد، بدنش سرانجام تربت می‌شود؛ همين بدن ظاهری، حتی اگر نمرده باشد.»

«تربت را اگر به دريا بزنی، خجالت می‌كشد كه طغيان كند و ساكت می‌شود. اگر آن را به تب شديد چهل درجه عرضه كنی، تب فوراً ساكت می‌شود و از آن بدن می‌رود، خجالت می‌كشد. تربت به او می‌گويد تو حرف نزن، من مال كربلايم. به تب می‌گويد من از صبح تا ظهر عاشورا طوفان‌ها ديده‌ام.»

«تو فقط يك طوفان ديده‌ای. تب خجالت می‌كشد و تا تربت امام حسين(ع) به آن می‌رسد سرش را پايين می‌اندازد و می‌رود. اگر به دريايی كه طغيان كرده تربت نشان دهی، خجالت می‌كشد، سرش را پايين می‌اندازد و آرام می‌گيرد. همه شما، هم با عقل‌تان، هم با محبت‌تان و هم با ولايت‌تان می‌بينيد كه اين درست است.»

«اساساً وقتی كسی كه ابتلا زياد ديده است می‌آيد، كسی كه كم مصيبت ديده است، خاموش می‌شود. كسی برادر و يا عيالش مرحوم شده، ديگری بچه‌اش مرحوم شده و گريه می‌كند. وقتی آن كه ابتلای بزرگ‌تر ديده وارد می‌شود، آن يكی خاموش می‌شود و ديگر خجالت می‌كشد گريه كند. اين خيلی ساده است. تمام ابتلائاتی كه ما در دنيا می‌كشيم، با ياد كربلا ساكت می‌شود.»

عارفی از دیار نور

پرش به: ناوبری, جستجو
محمداسماعیل خان احمد دولابی

محمداسماعیل خان احمد دولابی
زادروز ۱۲۸۲ خورشیدی
تهران
درگذشت ۹ بهمن ۱۳۸۱ خورشیدی
تهران
آرامگاه صحن عتیق حرم حضرت معصومه
قم
محل زندگی تهران،
ملیت پرچم ایران ایران
مذهب شیعه دوازده‌امامی
وبگاه
دولابی

محمداسماعیل خان احمد دولابی معروف به حاج اسماعیل دولابی (زادهٔ ۱۲۸۲ - درگذشتهٔ ۹ بهمن ۱۳۸۱) عارف عرفی‌گرای شیعی بود. و در جلساتی که سال‌ها در تهران برگزار می‌کرد به بیان مفاهیم عرفانی به روش تخاطب دو سویه (با مخاطب) بازگو می‌کرد. وی در آرامگاه فاطمه معصومه در قم به خاک سپرده شد.

محتویات

زندگی‌نامه

محمداسماعیل خان احمد دولابی در روستای دولاب از توابع تهران زاده شد. در جوانی به شغل کشاورزی اشتغال داشت و در عین حال به صورت آزاد به دانش‌آموزی در جلسات علمای دینی معاصر مانند آیت‌الله سید محمد شریف شیرازی، آیت‌الله شاه‌آبادی، آیت‌الله تقی بافقی، شیخ غلامعلی قمی و شیخ محمدجواد انصاری پرداخت.
محمداسماعیل دولابی در محافل پیرامون خود نماینده درک متفاوت و فراگیری از دین با تکیه بر مفاهیم محبت و زیبایی بود و این بیان جدید باعث جذب جوانان و قشر تحصیل‌کرده در جلسات هفتگی وعظ او بود.

دیدگاه‌ها

از آنجا که وی سلوک معنوی را از خود آغاز کرده بود مطالب وی بیشتر بیان زندگی‌نامه عرفانی و شرح حال خویش است. و روش و ابزار و اسلوب سلوک وی بیشتر بر پایه «محبت» استوار است.:

دنیا غیر از دیوانه همه عاشق‌اند، ولو اغلب عشق مجازند، اما همان عشق هم پیش خدا شریف است، مجاز هم پلی به‌سوی‌ حقیقت است و از حقیقت سر در می‌آورد.

وی «مرگ‌اندیش نیست و مرگ را ویران می‌کند» دیدگاه او پیرامون مرگ دو وجه دارد یکی آنکه این رویداد را ملاقات با خداوند ارزیابی می‌کند و از سوی دیگر آنرا هماره همراه انسان می‌داند:

موت همیشه همراه ماست. وقتی می‌خوابیم گویا می‌میریم و آنرا تمرین می‌کنیم. وقتی که نفس را بیرون می‌دهیم، در حقیقت می‌میریم و با نفس دیگر ادامه حیات می‌دهیم.... وقتی جان دادن خیلی خوب وقتی است، هنگام تجلی خداست... با نزدیک شدن به آن مست می‌شوند به همبن خاطر بدان سکرات گفته می‌شود.

وی مرگ خواه نیست اما آمادگی برای آنرا سبب استفاده بهتر از عمر می‌داند: «آمادگی موت خوب است نه زود مردن، بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پر ارزش خواهد بود. حضرت امیر فرمود یک ساعت دنیا را به همه آخرت نمی‌دهم.»

او دنیا و آخرت را به شب و روز تشبیه می‌کند: «دنیا شب صرف است و قیامت روز صرف و برزخ بین الطلوعین است. شیعیان دراین دنیا بین الطلوعین را طی می‌کنند.» او چندان از ارزش دنیا می‌کاهد و آنرا سایه‌ای از آخرت می‌پندارد که حتی آنرا شایسته نکوهش هم نمی‌داند:«دنیا آن قدر خیالی است که اگر با خیالت همراه من بیایی، یک باره می‌بینی که جان داده‌ای و آمده‌ای آن طرف.»

شیوه‌ها

دیدگاه‌ها و سلوک عرفانی وی گذشته از همه مفاهیم عرفان اسلامی دیدگاه‌هایی نو دارد. روش‌ها و آداب توصیه شده توسط وی ساده‌است:«او هیچ مشقی را برای رسیدن به هیچ چیز تجویز نمی‌کند. رهیافت او تماشا در فضای آرامش است.»[۱]

طوبی درختی است در خانه زهرا (س) که هر شاخه‌اش در بهشت در خانه یک مومن است و او هر چه اشتها دارد از آن شاخه بهره می‌برد. آیا آن محبتی که به خوبان داری طوبی نیست؟ اگر خدا را دوست دارید مال این شجره است. هر چه میل دارید از آن می‌گیرید. هروقت یادش می‌کنی از هر غمی راحت می‌شوی.

آثار

از گفتارهای وی کتابی موضوعی با نام «مصباح‌الهدی» توسط یکی از شاگردان و دوستداران وی (مهدی طیب) گردآوری شده‌است که در زمان حیات دولابی توسط خود وی ایراداتی از این مجموعه گرفته شد. سخنان دولابی در کتاب مصباح الهدی توسط طیب دستخوش تغییرات اندکی شد که این موضوع باعث شد طیب اجازه چاپ این کتاب را با نام آقای دولابی از دست بدهد.

سری کتاب های طوبای محبت تا سال ۱۳۹۱، شش جلد می‌باشند که توسط فرزند او، محمد دولابی توسط انتشارات محبت چاپ و توزیع شدند. جلد یک این کتاب در زمان حیات دولابی به چاپ رسید. انتشارات محبت، چاپ آثار محمداسماعیل دولابی را بر عهده دارد. طوبای محبت تنها کتابی است که سخنان دولابی بدون هیچ تغییر و دخل و تصرفی در آن موجود می‌باشد. کتاب دیگری با عنوان (طوبای کربلا) توسط دوستداران وی با اقتباس از کتاب‌های طوبای محبت موجود می‌باشد. این کتاب، سخنان دولابی در مورد امام حسین (علیه السلام) و کربلا می‌باشد که از سری کتاب‌های طوبای محبت جمع آوری شده است.

سوال در مورد جانشین وی

دولابی چون علم و عرفان خود را توسط خودسازی فردی به دست آورده بود و این علم را از کسی یاد نگرفته بود به همین دلیل هیچ وقت کسی را بعنوان جانشین خود تعیین نکرد و همه را از این کار منع می‌داشت .

منابع

  1. ↑ احمد شهدادی. «سپهر تماشا/ درنگی در بصیرتهای مشرقی عارف معاصر محمد اسماعیل دولابی» ‎(فارسی)‎. خردنامه همشهری شماره ۵، ۷ آبان ۱۳۸۲.
  • طوبای محبت: مجموعه سخنرانی‌های حاج اسماعیل دولابی، انتشارات محبت، تهران، ۱۳۸۳.

حقیقت بسم الله از زبان حاج اسماعیل دولابی

از حضرت امیر علیه السلام نقل شده است که هر جا بسم الله بگویند و صلوات بفرستند- یعنی بگویند بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آل محمد-خداوند ملکی می فرستد که درآن مجلس غیبت نمی شود.


من به این حدیث احتیاج داشتم که خدا آن را رساند،‌ زیرا در اکثر مجالس،‌ روضه ها و مساجد وقتی نگاه می کنید می بینید غیبت وجود دارد . غیبت چند جور است. یک وقت غیبت از برادر ایمانی است. یک وقت هم هست که گوینده از امامش غائب است و حرف میزند. این هم غیبت است. تو که امامت را ندیده ای چرا حرف میزنی؟ غیبت خواص این است. غیبت عوام این است که پشت سر مردم حرفی بزنند که خوششان نیاید. وقتی امام آدم غائب است چه؟ آیا این غیبت نیست که حرف بزند؟ این هم یک نوع غیبت است که دهان و زبان خواص را می بندد.وقتی این معنا پیاده شود دیگر کسی حرف نمی زند. برای خاصها غیبت این جوراست. علما و روحانیون که روز و شبشان را در دین خدا زحمت میکشند خواص ملتند. راهنمایند به سوی خدا و حجت و عزیز خدا و به سوی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف. اینها هم نباید غیبت کنند. غیبت اینها مال خودشان است.  حسابشان هم باخودشان است. با من وشما نیست. خواستم بگویم غیبت چند قسم است.


کسی هست که اورا ملاقات کرده است. برای اودیگر غیبت نیست،‌ هرچه بگوید،‌ هرجا برود ،‌هرچه بکند و هرحرفی بزند. مگر امامان ما علیهم السلام هم غیبت میکنند؟ آنها هرکاری بکنند زیبا از آب در می آید. جوانی مادرش کولش بود و میرفت. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود چرا نمی گذاری خودش راه برود؟ گفت نمی تواند. به هیچ کار نمی رسم. خسته شده ام،‌به نمازم نمی رسم. حضرت فرمود شوهرش بده.


گفت: چی ! اورا شوهر بدهم؟ زن خوشش آمد. گفت تو بهتر میدانی یا پیامبر صلی الله علیه و آله. منظور این است که بزرگان وقتی حرفی میزنند آن درست است و قشنگ از آب در می آید.


خداوند انشاءالله مارا از غیبت نجات دهد،‌ چه در دنیا و چه درآخرت. چه در امور اخروی و چه در امور دنیا و طبیعت. طبیعت مال مردم معمولی است. امور اخروی مربوط پیامبر صلی الله علیه وآله وامام علیه السلام است. کلمات مال آنهاست. ما اهل آن نیستیم.مگر آنکه یا غافل باشیم و حالیمان نشود و لبمان در اختیار آنها باشد که حرف بزنند، یا اینکه به سلامتی،‌ خودشان تشریف بیاورند.


در واقع هم تا آنها هستند ما نباید حرف بزنیم. برای همین اس که بسم الله میگویند.


یعنی آقا شما بفرمائید. بسم الله در هر امری یعنی آقا شما جلو باشید. آیا ندیده ای هر وقت بسم الله میگویی آن کار خوش عاقبت میشود؟ با بسم الله به صاحب عمل میگویی بفرمائید،‌ لذا آن کار خوب از آب در می آید.


آیا حقیقت بسم الله را گرفتی؟ هیچ کاری بدون بسم الله انجام نمی گیرد.اگر هم انجام بگیرد دم بریده است، ناقص است، نصفش نیست، خراب است ،‌ فاسد است. البته اگر انجام بگیرد، بلکه انجام نمی گیرد. بسم الله است که درست میکند.


بسم الله معنای حقیقی اش این است که آقا شما بفرمائید. آیا بعضی اوقات چنین نمی گوییم؟ حالا این را به خدا میگویی یا به پیامبر صلی الله علیه و آله میگویی ، نمی دانم!‌ آنها خودشان می دانند، بینشان دعوا نیست. هر کدام نیتت بود،‌ قلبت و روحت متوجه بود یا اینکه اصلاً توجه نداشت- آنها خودشان می دانند چه کسی باید جلو برود.


پس بسم الله در هرکاری یک خاصیتش این است که شما دیگر نیستی. کمک از خداست،‌و کار تا آخر خوب از آب در می آید.

دلم تنگه.دلم تنگه. دلم تنگ.........

دلم برای یه فریاد از ته دل تنگه.


دلم برای خدا تنگه.


دلم برای شهدا تنگه.


دلم از این دنیا تنگه.


دلم.........

ای داد ای کشته های جنگ نرم.ای هویت از دست داده ها.............

چه بگویم سلام یا نه


ای وای بر کشته های جنگ نرم


ای وای بر هویت از دست داده ها


ای داد بر ایرانیانی که هویت غربی پیدا کرده اند


و نامش را مد و روشنفکری میگذارند


چه بگویم بر جوانانی که همسن خودم هستند


اما در نوشته ها و وبلاگهای خود همش از دوستانی


از جنس مخالف نام میبرند و ناکام ماندند


در حالی که نمیدانند که این دوستان شیطانی


در کالبد انسانند که برای فریب آنها دم از عشق میزند


وقتی که بیمار شدند رهایشان میکند 


با انواع بیماری روانی و جسمی که ایدز است


نمیدانند شرافت انسان مهمتر از بلوغ جنسی آنهاست


هنوز در دوران هویت یابی جنینی مانده اند


دلم میسوزد که دین و ایمان و شرافت


برایشان بی معنی است


فقط بیراهه را میشناسند وبس.


غفلت ممکن است برای هر انسانی رخ دهد


اما نه آنقدر از یاد خدا غافل شویم که قربانی جنگ نرم شویم.


یا صاحب الزمان عج همه ما جوانها را از مکر و حیله شیطانهای


انسان نما حفظ بگردان انشالله.



شهید گمنام........


 

پیکر شهیدی رو پیدا کردیم

با خوشحالی آوردیمش تهران و به خانواده اش تحویل دادیم

الحمدلله با یه تشییع با شکوه دفنش کردند

 

... صبح روز بعد باید برای تفحص بر می گشتیم جنوب

با بچه ها آماده حرکت بودیم که یه پیرمرد اومد

شناختمش

پدر همون شهید بود

پیرمرد ابتدا بابت تفحص شهیدش تشکر کرد

اما یه دفعه بغضش ترکید

چشماش خیس شد

با صدای لرزان و خسته گفت:

دیشب پسرم رو خواب دیدم

ناراحت بود که پیکرش پیدا شده

می گفت: مدتی که گمنام توی مناطق جا مونده بودم

هر شب حضرت زهرا  بهم سر میزد

اما از روزی که تفحص پیدام کرده ، از حضرت زهرا سلام الله علیها خبری نیست...

 

                                     راوی: مصطفی صفار هرندی

                                     منبع: کتاب شهید گمنام ، صفحه ۲۱ و ۲۲

روزت مبارک پدر عزیزم....

Click for larger version

تسلیت آقای من.مولا. سرورم.تسلیت مرا پذیرا باش به خاطر شهادت غریبانه مادرت فاطمه زهرا س

به پرواز خیلی علاقه دارم دوست داشتم خلبان بشم.

خانواده ها اعتیاد خاموش را جدی بگیرند


زهری شیرین به نام ترامادول!

اگر اين روزها به بيلبوردهاي هشداري که در محدوده مراکز ترک اعتياد نصب شده‌اند دقت کرده باشيد، عبارت «ترامادول، اعتياد خاموش» را بارها و بارها ديده‌ايد. به راستی ترامادول چیست؛ برای چه استفاه می شود و  چه عوارضی دارد؟

 

به نظر می رسد در دسترس بودن ترامادول، قيمت پايين آن، گاهي ارائه بدون نسخه در داروخانه‌ها و اطلاعات ناکافي درباره عوارض سوء مصرف آن از مهمترین عوامل افزایش مصرف آن به ویژه به صورت خودسرانه شده است.

 

به گفته بسیاری از متخصصان، ترامادول يک داروي ضد درد است که براي کاهش دردهاي متوسط تا شديد به وسيله پزشک تجويز مي‌شود. اين دارو به طور معمول براي تخفيف درد پس از عمل به ويژه پس از جراحي‌هاي ارتوپدي، دردهاي مزمن مفصلي، درد ناشي از سرطان، سنگ کليه و ... به کار مي‌رود و به صورت قرص، کپسول و تزريقي توليد مي‌شود و البته مدتي است که بدون نسخه هم به فروش نمي‌رسد.

 

با توجه به اينکه مکانيسم کنترل درد در ترامادول مشابه مورفين است، به همين دليل مصرف مداوم آن به وابستگي فيزيکي و رواني مشابه اعتياد به مواد مخدر، منجر مي‌شود اما به اين دليل از ترامادول با نام اعتياد خاموش ياد مي‌شود که شايد در روزهاي اول به ظاهر علايم اعتياد را نشان ندهد اما با گذشت زمان و مصرف طولاني‌مدت، اعتياد ايجاد مي‌کند و درماني کاملا مشابه با درمان سوءمصرف‌مواد مخدري مانند ترياک، کراک و هروئين دارد. در عين حال، علايم ترک آن نيز به صورت عصبانيت، تعريق، بي‌خوابي، تهوع، اسهال، لرزش اندام‌ها و توهم بروز مي‌کند.

 

شاید یکی از مهمترین علل افزایش مصرف آن این باشد که عده‌اي به غلط آن را براي ترک اعتياد مورد استفاده قرار مي‌دهند اما از آنجا که قريب به اتفاق بيماران وابسته به مواد مخدر در کنار مصرف مواد از داروهاي اعصاب، آرامش‌بخش و خواب‌آور نيز استفاده مي‌کنند، با مصرف همزمان ترامادول و اين داروها به علت تداخلات دارويي، فرد در معرض خطر تشنج و ايست تنفسي قرار مي‌گيرد.

 

 البته نبايد اين نکته را فراموش کرد که تعداد کساني که به واسطه مصرف ترامادول وارد دنياي مخرب اعتياد شده‌اند، کمتر از افرادي است که اين داروها را براي جايگزيني مواد مخدر، مورد استفاده قرار مي‌دهند. اينها به طور معمول کساني هستند که براي درد، ترامادول را به صورت طولاني‌مدت مصرف کرده‌اند و از عواقب اعتياد به آن غافل مانده‌اند.

 

شايع‌ترين عوارض گزارش شده ناشي از مصرف ترامادول، تهوع، استفراغ شديد و کاهش فشارخون است. ساير عوارض نيز شامل عوارض سيستم عصبي مانند سردرد، سرگيجه، افسردگي، تشنج به‌خصوص در انواع تزريق وريدي و اختلال تنفسي در فرد معتاد به ترامادول بروز مي‌کند.

 

البه باید در نظرداشت تصور اينکه اين دارو شادي‌آور است، کاملا عاميانه و غلط است و تمام موارد استفاده از اين دارو سوءمصرف تلقي مي‌شود و فقط و فقط ترامادول به عنوان مسکن قوي و زيرنظر پزشک بايد مصرف شود زيرا مصرف اين دارو بيشتر از دو هفته مجاز نيست و وابستگي دارويي و اعتياد را به دنبال دارد.

 

 بسياري از افراد که به بهانه شادي‌آور بودن ترامادول به سمت آن گرايش پيدا مي‌کنند، افراد بي‌اطلاع و در بيشتر موارد معتاداني هستند که به علت مصرف يکنواخت مواد مخدر و گاهي به اشتباه به دليل کاهش عوارض قطع مواد به ترامادول روي مي‌آورند و گاهي جان خود را به علت مصرف بيش از حد و يا تداخلات دارويي از دست مي‌دهند.

چرا مصرف ترامادول شيوع پيدا کرده است؟

گاهي افراد براي رفع مشکلات جنسي، دردهاي شديد و ... به توصيه افراد ناآگاه ترامادول مصرف مي‌کنند اما علت شيوع اصلي آن در دسترس بودن ترامادول، قيمت پايين آن، گاهي ارايه بدون نسخه در داروخانه‌ها و اطلاعات ناکافي درباره عوارض سوء مصرف آن است. حتي افرادي که به توصيه پزشک معالج خود و براي مدت طولاني از ترامادول استفاده مي‌کنند بايد تا زمان قطع کامل زير نظر باشند زيرا ترک مصرف اين دارو به صورت کاهش تدريجي استفاده از آن ميسر است در غير اين صورت فرد قادر نيست مصرف ترامادول را به يک‌باره کنار بگذارد چرا که با علايم ترک مخدر، حتي علايمي مانند ترک مورفين روبه‌رو خواهد شد.


البته باید در نظر داشت که مصرف ترامادول در بيماران مبتلا به صرع و تشنج افراد مبتلا به اختلالات كبدي و كليه مجاز نیست و مصرف اين دارو در افراد با ريسك ضعف تنفسي و حاملگي ، شيردهي ، بايد تحت نظر پزشک انجام شود.

به طور کلی باید گفت که مصرف این دارو عوازض متعددی در پی دارد و فرد باید تحت نظر پزشک آن را مصرف کند.

خاطیان چهارشنبه ، خودخواهان نا آگاه


افراد خاطی در روزهایی مانند چهارشنبه سوری، «خودخواهان اجتماعیِ » هستند که با شعار «یک شب خوشی برای خودم ودرمقابل مزاحمت برای دیگران» اقدام به رفتارهای ناهنجار می‌کنند.

 

هر ساله با فرارسیدن چهارشنبه سوری بسیاری از ارگانهای حوزه انتظامی وسلامت در حالت آماده باش فوق العاده قرار می گیرند تا شهروندان روز آرامی را دراین روز سپری کنند  وتا حد ممکن نسبت به سال گذشته تلفاتش پایین باشد.

دراین میان علی رغم اینکه هر سال آمار مجروحین وآسیب دیدگان پایین تر می آید اما باز هم شاهد این هستیم که حداقل چندین نفر کشته و زخمی و قطع عضو می شوند و این موضوع همیشه باعث ایجاد فضای ترس و وحشت در بین خانواده‌ها می‌شود.

با نگاهی اجمالی به تمام این مسائل سوالی که دراین میان به ذهن متبادر می شود این است که چرا هر ساله این اتفاقات حتی در تعداد محدود باز هم رخ می دهد؟

از طرف دیگر آیا در مقابل این معضل اجتماعی تنها نهادها مسئول هستند و یا خانواده ها هم وظایف سنگینی برعهده دارند؟

علاوه بر دو سوال بالا، این پرسش هم مطرح است که آگاهی بخشی به اقشار مختلف به ویژه جوانان در کاهش آسیبها چقدر موثر خواهد بود؟

برای پاسخ به سوال اول این موضوع را باید مد نظرقرار داد که شب چهارشنبه سوری یا همان چهارشنبه آخر سال در بین برخی شهروندان به عنوان شب شادی مطرح می باشد و به نوعی پیشواز از عید نوروز محسوب می شود. با توجه به این موضوع در چندین سال اخیر این شب نه تنها شب شادی نیست بلکه به یک معظل فکری برای شهروندانی تبدیل شده که از سر وصدا ورفتارهای اجتماعی پرخطر بیزار هستند.

دکتر احمد مهرابی  -جامعه شناس واستاد دانشگاه- دراین زمینه بر این مسئله تاکید می کند که واکنشهای مردم نسبت به ایجاد مزاحمتهای اجتماعی در ایامی مانند چهارشنبه سوری همیشه تند و بدون هیچ ملاحظه ای بوده است و این موضوع نشان می دهد که جامعه ایرانی از این گونه مسائل گریزان می باشد.

این استاد دانشگاه صریحا بر این مسئله تاکید می کند که افراد خاطی در روزهایی مانند چهارشنبه سوری، «خودخواهان اجتماعیِ » هستند که با شعار «یک شب خوشی برای خودم ودرمقابل مزاحمت برای دیگران» اقدام به رفتارهای ناهنجار می کنند. چرا که ساخت ترقه های دست ساز و استفاده از آنان در این شب دقیقا مصداق رفتار ناهنجار اجتماعی برضد حقوق شهروندی محسوب می شود.

این نقض حقوق شهروندی و از بین بردن آرامش دیگران در حالی از سوی برخی افراد رخ می دهد که از لحاظ عمومی هم این مراسم شرایط زشتی را در جامعه حاکم می کند. چرا که در چندین سال گذشته این مساله مشهود بوده که انفجارهای پشت سر هم آن هم با بالاترین آلودگی های صوتی و دود فراوان در فضای شهر به شدت شخصیت جامعه ایرانی را زیر سوال برده است.

از سوی دیگر در کنار این گونه آلودگی های صوتی و مزاحمتهای فراوان بحث درگیری در اثر همین مزاحمتها بین شهروندان هم ،از دیگر نکات بارز برگزاری چهارشنبه آخر سال بوده است؛ چرا که به هر صورت بسیاری از شهروندان نمی‌توانند چنین فضایی را تحمل کنند آن چنان که مردم در بسیاری از گفت‌وگوهای خود با خبرنگاران، به قابل تحمل نبودن برگزاری این گونه چهارشنبه سوری‌ها اشاره داشته اند و همگی بر لزوم تغییرات بنیادین دراین موضوع اتفاق نظر داشته اند.

علاوه بر این مسائل  جالب اینجاست که در بسیاری از مواقع این موضوع به عینه دیده شده که این افراد که به تعبیر احمد مهرابی(کارشناس اجتماعی) خودخواهان اجتماعی هستند به خود هم آسیب می زنند که این مسئله نشان از سطح پایین آگاهی در این افراد دارد.

با توجه به شواهد موجود داستان چهارشنبه سوری‌های هر سال به مثابه بازی چند سر باخت برای جامعه و مردم است؛ چرا که اولا جامعه با تعدادی تلفات جسمی رو به رو است ثانیا روان جامعه خدشه دار می شود و ثالثا فضای قانون در جامعه زیر پاگذاشته می شود که این مساله اساسا بر ضرر نظم  جامعه خواهد بود.

تمامی این نکات مهم در حالی است که هر ساله در چهارشنبه آخر سال، عده ای بدون توجه به آینده دست به اعمال پرخطری می زنند که حاصل آن از بین رفتن بیهوده سلامتی و برخی چیزهای مهم دیگر است. این مسئله در حالی رخ می دهد که همین افراد پس از آسیب دیدن به شدت احساس پشیمانی می کنند.

داستان دوستانی که در 12 اسفند به هوای خاتمی رای ندادند...............

 

داستان دوستانی که در 12 اسفند به هوای خاتمی رای ندادند

به قول گفت‌وشنود کیهان از يك آدم قالتاق پرسيدند، تو كه اين همه آب و برق مصرف مي‌كني هزينه آن را چطوري مي پردازي؟ يارو لبخندي زد و گفت؛ چند تا همسايه خل و چل دارم. قبض هاي آب و برق را زير برف پاك كن ماشين آنها مي‌گذارم و آن خل و چل ها به هواي قبض جريمه رانندگي، مبلغ آن را به بانك پرداخت مي كنند.

 

محمد خاتمی این بار نیز نخواست یا نتوانست قهرمان باشد. این سخنی است که پس از مشارکت وی در انتخابات مجلس توسط منتقدان خاتمی در رسانه‌ها منتشر شد. منتقدانی که تا دیروز در حمایت از محمد خاتمی شروط انتخاباتی‌اش را برجسته می‌کردند و وی را طلایه‌دار تحریم انتخابات می‌دانستند امروز از شدت عصابنیت وی را فردی معرفی می‌کنند که تکلیفش با خودش مشخص نیست.

در چرایی حضور محمد خاتمی در انتخابات مجلس توجیهات ضد و نقیضی از سوی حامیان جریان اصلاحات مطرح شد که طرح آن صحبت‌ها در اینجا موضوعیت ندارد. سخنی که موضوعیت دارد این است که  شرکت یا عدم شرکت خاتمی و دیگر افراد اصلاح طلب در تعداد رأی در انتخابات مجلس چندان مؤثر نبود.

توهم اینکه اگر جریان اصلاحات در انتخابات شرکت نکنند مشارکت مردم حداقلی می‌شود چنان اشتیاقی در دل این جریان به راه انداخته بود که خدا خدا می‌کردند که هر چه زودتر 12 اسفند از راه برسد تا بتواند با این حربه از فردای انتخابات از نظام امتیاز بگیرند.

قبل از اینکه به فردای انتخابات بپردازیم در همان روز انتخابات، مشارکت گسترده مردم در شرایطی که نظام سلطه هر چه تیر در اختیار داشت علیه مردم ایران به کار گرفته بود و از طرف دیگر جریان اصلاحات با عدم حضور خود قصد داشت انتخابات را از رونق بیاندازد نشان داد که ملت ایران عهد اخوت با هیج جریانی نبسته است و برای عزت و سربلندی ایران اسلامی خط اصلی را تنها از ولی خویش دریافت می‌کند.

 در حقیقت در روز 12 اسفند ملت ایران پیام بزرگی را به جریان‌های سیاسی حاکم در کشور منتقل کردند و آن هم این بود که آمدن یا نیامدن جریان‌ها در رقابت انتخاباتی هیچ‌گاه منجر به کاهش یا افزایش مشارکت مردم نمی‌شود.

شاید از همین رو بود که محمد خاتمی در دو راهی حضور و یا عدم حضور در انتخابات تصمیم گرفت برای نفس کشیدن در فضای سیاسی تمام حرف‌های گذشته خود در رابطه با انتخابات را فراموش کند و با حضور خود در پای صندوق‌های رای دوستان خود خشمگین سازد.

به قول گفت‌وشنود کیهان از يك آدم قالتاق پرسيدند، تو كه اين همه آب و برق مصرف مي‌كني هزينه آن را چطوري مي پردازي؟ يارو لبخندي زد و گفت؛ چند تا همسايه خل و چل دارم. قبض هاي آب و برق را زير برف پاك كن ماشين آنها مي‌گذارم و آن خل و چل ها به هواي قبض جريمه رانندگي، مبلغ آن را به بانك پرداخت مي كنند.

در واقع داستان دوستانی که در روز 12 اسفند به هوای محمد خاتمی در انتخابات شرکت نکردند داستان پاراگراف بالا است.

اما بگذریم و بپردازیم به بخش دوم ماجرا که مربوط به روز پس از انتخابات است. با مشخص شدن نتایج انتخابات و رای نیاوردن جریان اصلاحات و آنهایی که در سال 88 مدافع سرسخت فتنه‌گران بودند این پیام نه تنها به سیاسیون بلکه به دنیا مخابره شد که هر فردی در نظام جمهوری اسلامی خلاف مسیر انقلاب حرکت کند جایگاهی در بدنه اجتماعی مردم ایران نخواهد داشت.

به جرات می‌توان گفت که انتخابات مجلس نهم اوج بصیرت مردم را به نمایش گذاشت اما در این میان کلاه به سر آنهایی رفت که با حرف شنوی از دشمنان انقلاب اسلامی از حق مسلم خود برای رای دادن گذشتند.

 

بایدهایی که از 7 خرداد 1391 آغاز می‌شود...................

بایدهایی که از 7 خرداد 1391 آغاز می‌شود

با توجه به شرایط موجود، لازمه تحقق یافتن اولین ملاکهای مثبت در مجلس مطلوب، فضای این مجلس است. در این باره به جرات باید اشاره داشت که فضای بدون تنش اولین گام در این راستا محسوب می شود.

 

مجلس نهم که تا به این لحظه بر اساس گزارشهای رسمی ۱۹۰ کرسی آن مشخص شده و در کنار این با مشارکت گسترده مردم همراه بوده است از ۱۵ خرداد سال ۱۳۹۱ کار خود را آغاز می‌کند. مجلسی که به دلیل مشارکت گسترده و   ۶۵ درصدی مردم بار سنگینی را به دوش خود حس خواهد کرد.

در این بین نکته‌ای که در کنار این مشارکت گسترده مطرح خواهد بود انتظار مردم از مجلس نهم است، چرا که مردم با حضور گسترده خود اثبات کرده اند که به سرنوشت خود علاقه مند هستند و برای همین نمایندگان هم باید با برنامه ریزی در مجلس آینده این علاقه مندی  آنها را پاسخ دهند.

با توجه به این موضوع ،سوالی که ممکن است در ذهنها مطرح شود این خواهد بود که در مرحله عمل نمایندگان مجلس نهم که بر اساس آخرین آمارها، از پشتیبانی قابل توجه مردم برخوردار بوده‌اند از چه ملاکهایی باید برخوردار باشند؟ و یا در نوع خود باید چه رویکردهای را برای پیشبرد جامعه اتخاذ کنند؟ وحتی به تعبیری کلی‌تر باید فضای مجلس نهم چگونه باشد؟

۱-مجلسی بی تنش،لازمه شرایط فعلی کشور

در این میان بدون تردید با توجه به شرایط موجود، لازمه تحقق یافتن اولین ملاکهای مثبت در مجلس مطلوب، فضای این مجلس است. در این باره به جرات باید اشاره داشت که فضای بدون تنش اولین گام در این راستا محسوب می شود. چرا که با توجه به اینکه تنش خواست دولتهای غربی است و این دولتها در رسانه‌های خود از شکافها استقاده می‌کنند مجلس آینده باید تمام تلاش خود را به کار گیرد تا نمایندگان از هر گونه درگیری جناحی حتی در کوچکترین مسائل هم خوددداری کنند. این موضوع باید در حالی لحاظ شود که رسانه های بیگانه در کمین چنین مسائلی هستند. هر چند که لزوم فضای بی تنش نباید نشانی از سردی و مردگی در فضای مجلس به همراه داشته باشد. بلکه فضای نقد و بررسی و یا حتی تضارب آرا منجر به مجلسی پویا و فعال می‌شود که جامعه را به سمت تعالی و رشد سوق می دهد.

باید توجه داشت که علاوه بر رسانه های بیگانه و سوءاستفاده آنها، تنش در مجلس می تواند باعث ایجاد فضای سردی در جامعه شود. در این راستا بارها تجربه شده که درگیری های جناحی در مجلس همانقدر بر مردم و جامعه تاثیر منفی دارد که فضای آرامش و تعامل میان جریانات فکری مجلس می تواند تاثیر مثبت بگذارد.

۲-در نظرگرفتن اولویتها و دغدغه های مردم

شاید این جمله برای همه تکراری شده که نمایندگان مجلس باید از جنس مردم باشند.اما با وجود تکراری شدن، این جمله هنوز هم بسیار پرکاربرد و مصداق عینی از مهمترین ویژگی های نمایندگی است. چرا که واقعا این موضوع بارها وبارها اثبات شده که نماینده نا متجانس با مردم شرایط و اولیتهای زندگی جامعه را درک نمی کند وهم وقت خود را تلف خواهد کرد وهم وقت جامعه وشهروندان را!

دراین میان نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که در کنار هم جنس بودن، نمایندگان باید به روز از مشکلات مردم آگاهی داشته باشند وآنان را به سریع ترین شکل ممکن مطرح گردانند.

مشکلاتی همچون ازدواج،بیکاری ،تورم،از مسائل روزی است که به نظر می رسد مجلس نهم باید برای همراهی مردم هم به خوبی این مشکلات را مطرح کند وهم در سریعترین زمان ممکن تلاش در حل آنها با وضع قوانین ریزبینانه‌تر داشته باشد و در مقابل با کسانی که حاضر به اجرای قوانین نشوند به شدت برخورد کند. چرا که عدم اجرای قوانین یعنی لنگ ماندن مهمترین امورجامعه و این موضوع دلسری جامعه را در پی خواهد داشت که این مسئله اصلا برای مجلسی که در راس امور است مطلوب نخواهد بود.

۳-تلاش برای ایجاد فضای خود نظارتی

اصل نظارت و ایجاد فضای گزارش لحظه به لحظه در جهان امروز یکی از مهمترین مصداقهای حقوق بشر و دفاع از حقوق موکلان است. دراین باره باید اشاره داشت که مجلس باید در دوره نهم اصل خودنظارتی که مقام رهبری بارها برآن تاکید داشته اند را در اولویت کارهای خود قرار دهد.چرا که مجلس مانند هر قوه دیگری در برخی مواقع احتمال بروز بعضی مسائل و مشکلات در خود را دارد و به همین دلیل بدون تردید طرح خود نظارتی فوق العاده می تواند در تحقق این بحث و مصون نگه داشتن مردم از این گونه آسیبها تاثیر بسزایی داشته باشد. از طرف دیگر این مسئله سبب آرامش بیشتر شهروندان جامعه هم خواهد شد.  چرا که به این طریق شهروندان این حس را همیشه دارند که حتی بر فعالیت منتخبین آنها در طول دوره کاری نظارت وجود دارد و به این ترتیب احتمال انحراف بسیار کم خواهد بود.

۴-مجلس پرتعامل

با توجه به بحث لزوم خودنظارتی و انسجام و اولویت قرار دادن دغدغه های مردم در مجلس نهم باید به این مسئله هم اشاره داشت که مجلس آینده باید بیش از مجلس هشتم به هر میزانی که توان دارد تعامل خود را با سایر نهادها بیشتر کند،این موضوع از چند جهت برای کشور و جامعه سودمند محسوب می شود:

*هماهنگی با دیگر دستگاه‌ها و انجام شدن سریعتر قوانین و ابلاغ آنها

*نظارت بهتر و راحت‌تر بر نهادهای مختلف، چه نهادهای زیر مجموعه و چه نهادهای هم سطح!

*سرعت بالای مجلس در پاسخ گویی و برخورد و هرگونه کنشها در امور مختلف کشور

*کاهش هزینه های اجرایی وابلاغی در کشور،چرا که این موضوع برکسی پوشیده نیست که اگر مجلس تعامل خاصی با دیگر قوا نداشته باشد نمی تواند آن  گونه که باید به سرعت در مقابل برخی رفتارها پاسخ دهد وخیلی سریع امر نظارت خود را به تحقق رساند واین موضوع هزینه برخی مسائل را بالا خواهد برد.

به نظر می رسد که مسائل مطرح شده تنها برخی از مسائلی است که باید در فضای مجلس نهم لحاظ شود وهنوز ملاکهای دیگری برای مجلسی که قرار است پل پیشرفت ایران برای سالهای آینده باشد وجود دارد.

سیلی سخت مردم .........

سیلی سخت مردم به ساکتین و حامیان فتنه در انتخابات مجلس نهم

یکی از شاهکارهای انتخابات مجلس نهم کنار زده شدن حامیان و ساکتین فتنه توسط مردم بود که در این بین حتی پدر پارلمان ایران هم از زیر تیغ بصیرت مردم جان سالم به در بیردند.

 

 

نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی درس های زیادی در پی داشت که یکی از آنها سیلی سخت ملت ایران بر صورت دشمنان جمهوری اسلامی ایران بود. اما در این بین پیامد‌ها و نتایج دیگری هم در پی داشت که یکی از مهمترین آنها عدم انتخاب ساکتین و حامیان فتنه 88 بود.

با روشن شدن نتایج انتخابات در بسیاری از حوزه‌های انتخابیه، مشخص شد که بسیاری از چهره های شاخص اصلاح طلب که در سال 88 از فتنه حمایت کرده و یا سکوت اختیار کرده بودند، مورد وثوق مردم قرار نگرفتند.

در این بین نام چند تن از این اصلاح طلبان بیشتر به چشم می‌خورد؛ افرادی چون علیخانی، کواکبیان، ناطق نوری، فلاحت پیشه و گران مایه که یا عملکرد سران فتنه را مورد حمایت قرار دادند یا در برابر اعمال آنها ساکت بودند.

 

جالب است فردی مانند قدرت الله علیخانی، نماینده اصلاح طلب مردم قزوین و آبیک در دوره های ششم تا هشتم و کاندید مجلس نهم که دقیقا فردای اردوکشی خیابانی سران فتنه از میدان انقلاب تا میدان آزادی در نطق پیش از دستور خود در مجلس شورای اسلامی پشت تریبون رفته و اعلام کرد که "ما طرفدار پر و پا قرص موسوی هستیم" و این سخنان مورد انتقاد نمایندگان مجلس قرار گرفت، در چهارم بهمن ماه سال جاری با حضور در مسجد المهدی (عج) شهرک مینو در قزوین درحال سخنرانی در مراسم عزاداری هیئت حسین جان این مسجد بود، که با اعتراض مردم حاضر در مسجد و نمازگراران روبه‌رو شد.

بایدهایی که از 7 خرداد 1391 آغاز می‌شود...................

بایدهایی که از 7 خرداد 1391 آغاز می‌شود

با توجه به شرایط موجود، لازمه تحقق یافتن اولین ملاکهای مثبت در مجلس مطلوب، فضای این مجلس است. در این باره به جرات باید اشاره داشت که فضای بدون تنش اولین گام در این راستا محسوب می شود.

 

مجلس نهم که تا به این لحظه بر اساس گزارشهای رسمی ۱۹۰ کرسی آن مشخص شده و در کنار این با مشارکت گسترده مردم همراه بوده است از ۱۵ خرداد سال ۱۳۹۱ کار خود را آغاز می‌کند. مجلسی که به دلیل مشارکت گسترده و   ۶۵ درصدی مردم بار سنگینی را به دوش خود حس خواهد کرد.

در این بین نکته‌ای که در کنار این مشارکت گسترده مطرح خواهد بود انتظار مردم از مجلس نهم است، چرا که مردم با حضور گسترده خود اثبات کرده اند که به سرنوشت خود علاقه مند هستند و برای همین نمایندگان هم باید با برنامه ریزی در مجلس آینده این علاقه مندی  آنها را پاسخ دهند.

با توجه به این موضوع ،سوالی که ممکن است در ذهنها مطرح شود این خواهد بود که در مرحله عمل نمایندگان مجلس نهم که بر اساس آخرین آمارها، از پشتیبانی قابل توجه مردم برخوردار بوده‌اند از چه ملاکهایی باید برخوردار باشند؟ و یا در نوع خود باید چه رویکردهای را برای پیشبرد جامعه اتخاذ کنند؟ وحتی به تعبیری کلی‌تر باید فضای مجلس نهم چگونه باشد؟

۱-مجلسی بی تنش،لازمه شرایط فعلی کشور

در این میان بدون تردید با توجه به شرایط موجود، لازمه تحقق یافتن اولین ملاکهای مثبت در مجلس مطلوب، فضای این مجلس است. در این باره به جرات باید اشاره داشت که فضای بدون تنش اولین گام در این راستا محسوب می شود. چرا که با توجه به اینکه تنش خواست دولتهای غربی است و این دولتها در رسانه‌های خود از شکافها استقاده می‌کنند مجلس آینده باید تمام تلاش خود را به کار گیرد تا نمایندگان از هر گونه درگیری جناحی حتی در کوچکترین مسائل هم خوددداری کنند. این موضوع باید در حالی لحاظ شود که رسانه های بیگانه در کمین چنین مسائلی هستند. هر چند که لزوم فضای بی تنش نباید نشانی از سردی و مردگی در فضای مجلس به همراه داشته باشد. بلکه فضای نقد و بررسی و یا حتی تضارب آرا منجر به مجلسی پویا و فعال می‌شود که جامعه را به سمت تعالی و رشد سوق می دهد.

باید توجه داشت که علاوه بر رسانه های بیگانه و سوءاستفاده آنها، تنش در مجلس می تواند باعث ایجاد فضای سردی در جامعه شود. در این راستا بارها تجربه شده که درگیری های جناحی در مجلس همانقدر بر مردم و جامعه تاثیر منفی دارد که فضای آرامش و تعامل میان جریانات فکری مجلس می تواند تاثیر مثبت بگذارد.

۲-در نظرگرفتن اولویتها و دغدغه های مردم

شاید این جمله برای همه تکراری شده که نمایندگان مجلس باید از جنس مردم باشند.اما با وجود تکراری شدن، این جمله هنوز هم بسیار پرکاربرد و مصداق عینی از مهمترین ویژگی های نمایندگی است. چرا که واقعا این موضوع بارها وبارها اثبات شده که نماینده نا متجانس با مردم شرایط و اولیتهای زندگی جامعه را درک نمی کند وهم وقت خود را تلف خواهد کرد وهم وقت جامعه وشهروندان را!

دراین میان نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که در کنار هم جنس بودن، نمایندگان باید به روز از مشکلات مردم آگاهی داشته باشند وآنان را به سریع ترین شکل ممکن مطرح گردانند.

مشکلاتی همچون ازدواج،بیکاری ،تورم،از مسائل روزی است که به نظر می رسد مجلس نهم باید برای همراهی مردم هم به خوبی این مشکلات را مطرح کند وهم در سریعترین زمان ممکن تلاش در حل آنها با وضع قوانین ریزبینانه‌تر داشته باشد و در مقابل با کسانی که حاضر به اجرای قوانین نشوند به شدت برخورد کند. چرا که عدم اجرای قوانین یعنی لنگ ماندن مهمترین امورجامعه و این موضوع دلسری جامعه را در پی خواهد داشت که این مسئله اصلا برای مجلسی که در راس امور است مطلوب نخواهد بود.

۳-تلاش برای ایجاد فضای خود نظارتی

اصل نظارت و ایجاد فضای گزارش لحظه به لحظه در جهان امروز یکی از مهمترین مصداقهای حقوق بشر و دفاع از حقوق موکلان است. دراین باره باید اشاره داشت که مجلس باید در دوره نهم اصل خودنظارتی که مقام رهبری بارها برآن تاکید داشته اند را در اولویت کارهای خود قرار دهد.چرا که مجلس مانند هر قوه دیگری در برخی مواقع احتمال بروز بعضی مسائل و مشکلات در خود را دارد و به همین دلیل بدون تردید طرح خود نظارتی فوق العاده می تواند در تحقق این بحث و مصون نگه داشتن مردم از این گونه آسیبها تاثیر بسزایی داشته باشد. از طرف دیگر این مسئله سبب آرامش بیشتر شهروندان جامعه هم خواهد شد.  چرا که به این طریق شهروندان این حس را همیشه دارند که حتی بر فعالیت منتخبین آنها در طول دوره کاری نظارت وجود دارد و به این ترتیب احتمال انحراف بسیار کم خواهد بود.

۴-مجلس پرتعامل

با توجه به بحث لزوم خودنظارتی و انسجام و اولویت قرار دادن دغدغه های مردم در مجلس نهم باید به این مسئله هم اشاره داشت که مجلس آینده باید بیش از مجلس هشتم به هر میزانی که توان دارد تعامل خود را با سایر نهادها بیشتر کند،این موضوع از چند جهت برای کشور و جامعه سودمند محسوب می شود:

*هماهنگی با دیگر دستگاه‌ها و انجام شدن سریعتر قوانین و ابلاغ آنها

*نظارت بهتر و راحت‌تر بر نهادهای مختلف، چه نهادهای زیر مجموعه و چه نهادهای هم سطح!

*سرعت بالای مجلس در پاسخ گویی و برخورد و هرگونه کنشها در امور مختلف کشور

*کاهش هزینه های اجرایی وابلاغی در کشور،چرا که این موضوع برکسی پوشیده نیست که اگر مجلس تعامل خاصی با دیگر قوا نداشته باشد نمی تواند آن  گونه که باید به سرعت در مقابل برخی رفتارها پاسخ دهد وخیلی سریع امر نظارت خود را به تحقق رساند واین موضوع هزینه برخی مسائل را بالا خواهد برد.

به نظر می رسد که مسائل مطرح شده تنها برخی از مسائلی است که باید در فضای مجلس نهم لحاظ شود وهنوز ملاکهای دیگری برای مجلسی که قرار است پل پیشرفت ایران برای سالهای آینده باشد وجود دارد.

داستان دوستانی که در 12 اسفند................

 

داستان دوستانی که در 12 اسفند به هوای خاتمی رای ندادند

به قول گفت‌وشنود کیهان از يك آدم قالتاق پرسيدند، تو كه اين همه آب و برق مصرف مي‌كني هزينه آن را چطوري مي پردازي؟ يارو لبخندي زد و گفت؛ چند تا همسايه خل و چل دارم. قبض هاي آب و برق را زير برف پاك كن ماشين آنها مي‌گذارم و آن خل و چل ها به هواي قبض جريمه رانندگي، مبلغ آن را به بانك پرداخت مي كنند.

 

محمد خاتمی این بار نیز نخواست یا نتوانست قهرمان باشد. این سخنی است که پس از مشارکت وی در انتخابات مجلس توسط منتقدان خاتمی در رسانه‌ها منتشر شد. منتقدانی که تا دیروز در حمایت از محمد خاتمی شروط انتخاباتی‌اش را برجسته می‌کردند و وی را طلایه‌دار تحریم انتخابات می‌دانستند امروز از شدت عصابنیت وی را فردی معرفی می‌کنند که تکلیفش با خودش مشخص نیست.

در چرایی حضور محمد خاتمی در انتخابات مجلس توجیهات ضد و نقیضی از سوی حامیان جریان اصلاحات مطرح شد که طرح آن صحبت‌ها در اینجا موضوعیت ندارد. سخنی که موضوعیت دارد این است که  شرکت یا عدم شرکت خاتمی و دیگر افراد اصلاح طلب در تعداد رأی در انتخابات مجلس چندان مؤثر نبود.

توهم اینکه اگر جریان اصلاحات در انتخابات شرکت نکنند مشارکت مردم حداقلی می‌شود چنان اشتیاقی در دل این جریان به راه انداخته بود که خدا خدا می‌کردند که هر چه زودتر 12 اسفند از راه برسد تا بتواند با این حربه از فردای انتخابات از نظام امتیاز بگیرند.

قبل از اینکه به فردای انتخابات بپردازیم در همان روز انتخابات، مشارکت گسترده مردم در شرایطی که نظام سلطه هر چه تیر در اختیار داشت علیه مردم ایران به کار گرفته بود و از طرف دیگر جریان اصلاحات با عدم حضور خود قصد داشت انتخابات را از رونق بیاندازد نشان داد که ملت ایران عهد اخوت با هیج جریانی نبسته است و برای عزت و سربلندی ایران اسلامی خط اصلی را تنها از ولی خویش دریافت می‌کند.

 در حقیقت در روز 12 اسفند ملت ایران پیام بزرگی را به جریان‌های سیاسی حاکم در کشور منتقل کردند و آن هم این بود که آمدن یا نیامدن جریان‌ها در رقابت انتخاباتی هیچ‌گاه منجر به کاهش یا افزایش مشارکت مردم نمی‌شود.

شاید از همین رو بود که محمد خاتمی در دو راهی حضور و یا عدم حضور در انتخابات تصمیم گرفت برای نفس کشیدن در فضای سیاسی تمام حرف‌های گذشته خود در رابطه با انتخابات را فراموش کند و با حضور خود در پای صندوق‌های رای دوستان خود خشمگین سازد.

به قول گفت‌وشنود کیهان از يك آدم قالتاق پرسيدند، تو كه اين همه آب و برق مصرف مي‌كني هزينه آن را چطوري مي پردازي؟ يارو لبخندي زد و گفت؛ چند تا همسايه خل و چل دارم. قبض هاي آب و برق را زير برف پاك كن ماشين آنها مي‌گذارم و آن خل و چل ها به هواي قبض جريمه رانندگي، مبلغ آن را به بانك پرداخت مي كنند.

در واقع داستان دوستانی که در روز 12 اسفند به هوای محمد خاتمی در انتخابات شرکت نکردند داستان پاراگراف بالا است.

اما بگذریم و بپردازیم به بخش دوم ماجرا که مربوط به روز پس از انتخابات است. با مشخص شدن نتایج انتخابات و رای نیاوردن جریان اصلاحات و آنهایی که در سال 88 مدافع سرسخت فتنه‌گران بودند این پیام نه تنها به سیاسیون بلکه به دنیا مخابره شد که هر فردی در نظام جمهوری اسلامی خلاف مسیر انقلاب حرکت کند جایگاهی در بدنه اجتماعی مردم ایران نخواهد داشت.

به جرات می‌توان گفت که انتخابات مجلس نهم اوج بصیرت مردم را به نمایش گذاشت اما در این میان کلاه به سر آنهایی رفت که با حرف شنوی از دشمنان انقلاب اسلامی از حق مسلم خود برای رای دادن گذشتند.

 

 

سیلی سخت مردم .........

سیلی سخت مردم به ساکتین و حامیان فتنه در انتخابات مجلس نهم

یکی از شاهکارهای انتخابات مجلس نهم کنار زده شدن حامیان و ساکتین فتنه توسط مردم بود که در این بین حتی پدر پارلمان ایران هم از زیر تیغ بصیرت مردم جان سالم به در بیردند.

 

 

نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی درس های زیادی در پی داشت که یکی از آنها سیلی سخت ملت ایران بر صورت دشمنان جمهوری اسلامی ایران بود. اما در این بین پیامد‌ها و نتایج دیگری هم در پی داشت که یکی از مهمترین آنها عدم انتخاب ساکتین و حامیان فتنه 88 بود.

با روشن شدن نتایج انتخابات در بسیاری از حوزه‌های انتخابیه، مشخص شد که بسیاری از چهره های شاخص اصلاح طلب که در سال 88 از فتنه حمایت کرده و یا سکوت اختیار کرده بودند، مورد وثوق مردم قرار نگرفتند.

در این بین نام چند تن از این اصلاح طلبان بیشتر به چشم می‌خورد؛ افرادی چون علیخانی، کواکبیان، ناطق نوری، فلاحت پیشه و گران مایه که یا عملکرد سران فتنه را مورد حمایت قرار دادند یا در برابر اعمال آنها ساکت بودند.

 

جالب است فردی مانند قدرت الله علیخانی، نماینده اصلاح طلب مردم قزوین و آبیک در دوره های ششم تا هشتم و کاندید مجلس نهم که دقیقا فردای اردوکشی خیابانی سران فتنه از میدان انقلاب تا میدان آزادی در نطق پیش از دستور خود در مجلس شورای اسلامی پشت تریبون رفته و اعلام کرد که "ما طرفدار پر و پا قرص موسوی هستیم" و این سخنان مورد انتقاد نمایندگان مجلس قرار گرفت، در چهارم بهمن ماه سال جاری با حضور در مسجد المهدی (عج) شهرک مینو در قزوین درحال سخنرانی در مراسم عزاداری هیئت حسین جان این مسجد بود، که با اعتراض مردم حاضر در مسجد و نمازگراران روبه‌رو شد.

 

 

اهمیت حجاب به زبان تصویر

چكيده‌اي از گزيده بيانات مقام معظم رهبري حضرت آيت‌الله العظمي خامنه ای.

مشاركت عمومي در اين انتخابات مهمتر از هر چيز ديگر است چرا كه نشان‌دهندة همبستگي ملي است و همبستگي ملي نيز كشور را در مقابل هرتوطئه‌اي مصون مي‌سازد, اما انتخاب نامزد اصلح نيز در ميان نامزدهاي صالحي كه صلاحيت آنها تاييد مي‌شود, داراي اهميت فراواني است.
          هنر مردم اين است كه در انتخابات كسي را برگزينند كه به فكر دين و دنيا و فرهنگ ملت باشد و بتواند بار عظيم پيگيري اهداف مادي و معنوي نظام را بر دوش گيرد كه اين امر خطير, از عهده كسي برمي‌آيد كه با نشاط, پرحوصله, با همت, مقتدر و هوشمند باشد.
         
         
 
         

       من بار ديگر شما مردم عزيز و همة مردم كشورمان را دعوت مي‌كنم كه در تجربة انتخاباتي كه در پيش است, فعالانه شركت و حضور پيدا كنيد. شخصيت‌هاي صالحي كه به شما معرفي مي‌شوند, آنها را به تناسب اهداف والاي اين ملت و اين انقلاب و اين نظام انتخاب كنيد. با پشتوانة آراء مردمي بايد دولتي سركار بيايد كه با قدرت گره‌ها را باز كند و كارهاي بزرگ را انجام دهد؛ كارهايي كه در نيمة راه است و بايد تلاش مضاعف و با جد و جهد به نتيجه برسد, آنها را به نتيجه برساند. كشور ما مي‌تواند ملتي بزرگتر از آمار كنوني ملت ما را هم اداره كند؛ مي‌تواند خود را در سطح بالايي از پيشرفت و توسعه در ميان ملت‌هاي عالم قرار دهد؛ و همچنان كه در سند چشم‌انداز بيست ساله اعلام شده است, مي‌تواند از جهات مختلف رتبة اول را در منطقه حائز شود. اينها توانايي‌هاي ملت ماست؛ اينها را ملت ما به بركت وحدت كلمه, به بركت پرچم برافراشتة اسلام, و به بركت ايمان عميقي كه در دل‌هاي شماست, تاكنون به دست آورده است و باز هم مي‌تواند پيش برود و به چشم‌انداز زيبا و شايستة ملت ايران دست پيدا كند.
          ملتي به موفقيت دست پيدا مي‌كند كه از اراده و عزم راسخ خود كم نگذارد و بتواند با قدرت تمام و با وحدت كلمه اين راه را طي كند. چنين ملتي پيروز است. شما هم بحمدالله تا امروز پيروز شده‌ايد؛ بعد از اين هم ان‌شاءالله پيروز خواهيد شد.
           
         (انتخابات رياست جمهوري از جدي ترين , پرشورترين و پر جاذبه ترين صحنه‌هاي مشاركت ملي است و مي تواند در سرنوشت كشور تاثير فراواني داشته باشد) .انتخابات پرشور , نظام جمهوري اسلامي را جوانتر از آنچه هست خواهد كرد و روز نويي را براي مردم به ارمغان مي آورد بهمين علت از اساسي ترين مسايل كشور است . (انتخابات جلوه بسيار زيبا و جذاب مشاركت عمومي و مهمترين گام براي پيگيري اهداف و خواسته‌هاي فردي و اجتماعي است) و(آحاد مردم با شناخت دقيق نامزدها , فرد مورد نظر خود را انتخاب خواهند كرد.)رييس جمهور بعنوان موثرترين فرد مي‌تواند در آباداني و پيشرفت كشور و حل مشكلات مردم نقش بسيار اساسي ايفا كند . رييس جمهور منتخب ملت وظايف تاريخي و سنگيني بر عهده دارد و مي تواند با استفاده از ظرفيتها و امكانات فراوان قانوني , گرههاي زندگي مردم را بگشايد . مردم در انتخاب رييس جمهور دقت كنند كه هر دوره يك خصوصيت دارد خصوصيت امروز, شخصي را مي طلبد كه با همه وجود خود را خدمتگذار مردم بداند و براي پيشرفت همراه با عدالت تلاش كند
         
        
         
          بايد در زير سايه پرمهر نظام اسلامي , فقر و هر گونه تلخكامي از جامعه رخت بربندد. در جمهوري اسلامي ارزشهاي معنوي هر فرد , تعيين كننده رتبه اوست و نه ثروت و قدرت او .( مشاركت عمومي در انتخابات مهمتر از هر چيز ديگر است چرا كه نشاندهنده همبستگي ملي است و همبستگي ملي نيز كشور را در مقابل هر توطئه‌اي مصون مي‌سازد ), اما انتخاب نامزد اصلح نيز در ميان نامزدهاي صالحي كه صلاحيت آنها تأييد مي‌شود , داراي اهميت فراواني است. هنر مردم اين است كه در انتخابات كسي را كه برگزينند كه به فكر دين و دنيا و فرهنگ ملت باشد و بتواند بار عظيم پيگيري اهداف مادي و معنوي نظام را بر دوش گيرد.
                  
   
         
          هدف نهايي اسلام آن است كه مردم از معيشتي شايسته , آسودگي و امنيت خاطر و آزادي فكر و انديشه برخوردار باشند. اسلام در هيچ اوضاع و شرايطي از تحقق عدالت نمي‌گذرد . همه مسوولان كشور بايد در عمل , عدالت را براي مردم ايران و ملتهاي مشتاق نظام اسلامي , معنا كنند . برگزيده شدن صالح‌ترين و شايسته ترين فرد در اين انتخابات , زمينه تشكيل دولتي قوي و متكي به آراي ملت را فراهم مي‌آورد تا گرههاي موجود باز شود و با تلاش مضاعف مسوولان روند «توسعه و پيشرفت توام با عدالت » شتاب گيرد . (قدرتمندان ظالم جهان با «زوروزرو تزوير» در صددند بر دين و دنيا و فرهنگ ملت ايران تسلط يابند اما ملت بيدار ايران با وحدت كلمه و همبستگي ملي , روز به روز نيرومندتر مي‌شود و زير بار چنين زورگويي‌ها و قلدرمابي‌ها نمي‌رود .)
                            
        
         
          بايد حلقه سازندگي‌ها توفيقها و پيشرفتها را به زندگي مردم متصل كرد و با برنامه ريزي عدالتخواهانه و تلاش بي وقفه فقر را از كشور برچيد , فساد را ريشه كن كرد شكاف فقير و غني را از بين برد و با تحقق عدالت اجتماعي و عمق بخشيدن به باورهاي ديني و ملي , ايران را به الگويي توانا , مقتدر , پيشرفته و شايسته اين ملت تبديل ساخت . (درسال همبستگي ملي ومشاركت عمومي, انتخابات بسيار مهم رياست جمهوري را نيز در پيش داريم كه مشاركت ملي در اين عرصه و انتخاب رييس جمهوري شايسته , از لحاظ مسايل داخلي و خارجي , بسيار مهم است).
         
                 
          شهيدان و ايثارگران تجلي قدرت پروردگار و دست حمايت خداوند از اين ملتند. تنها در سايه مجاهدت است كه هويت آبرو , استقلال و آزادي هر ملت حفظ مي‌شود . مطهري هيچگاه در استفاده از ذخيره گرانبهاي علمي خود سستي نكرد بگونه‌اي كه امروز هم فضاي فكري جامعه مرهون افكار و نيازمند آثار و انديشه‌هاي اوست . دشمن همه روحانيت را هدف قرار داده چرا كه روشنگري ديني مهمترين سلاح جامعه اسلامي در مقابل حملات دشمن است و روحانيت در استفاده از اين سلاح نقش اساسي بر عهده دارد .
منبع سایت http://www.fajr.ir/gozide-bayanat/selection.htm

به امید حضور سرشار ملت ایران در 22 بهمن

حضرت امام خامنه ای : روز 9 دی برخاسته از بصیرت است. از دشمن شناسی است، از وقت شناسی است، از حضور در عرصه مجاهدانه است.


* حماسه 9 دی88 گرامی باد. *

آپلود سنتر عکس رایگان

وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد, ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد

با تو ام خودشیفته !

با تو ام خودشیفته !

برادر شهیدم سینه اش را سپر کرد تا تو در امان باشی

و تو سینه ات را مقابل دشمن برهنه کردی تا خون پاکش را لگد مال کنی .

گلشیفته فراهانی ، برهنگی ، حجاب ، شهید

روحش شاد و یادش گرامی باد.صلوات.


*** امیر سپهبد علی صیاد شیرازی ***
. (۲۳ خرداد۱۳۲۳-۲۱ فروردین۱۳۷۸)

دفاع زیبای دختر فرانسوی از حجاب .گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی


پدرو مادر این دختر جلوی مراگرفتند و به زبان فرانسوی گفتند:چرا دختر مارا مسلمان کردید؟به اوبگوئیدحجابش را بردارد..دیدم سروصدا شدو احتمال خطرجانی برای این دختروجود دارد با دفتر آیت الله مظاهری تماس گرفتم و پرسیدم: آیا در چنین شرایطی اگر اصل دین شخص در خطر باشد به نظر شما اجازه می دهید روسری را بردارد؟ در این مورد خاص ایشان فرمودند: اشکال ندارد.
حجه الاسلام مجتبی آقا تهرانی نماینده مردم تهران درمجلس شورای اسلامی با بیان خاطره ای جالب از مسلمان شدن یک دختر فرانسوی درخصوص دفاع وی از حجابش به نقل از این دختر محجبه مینویسد : «اگر روسری خود را برندارم و بخاطر حفظ حجابم کشته شوم آیا من شهید محسوب میشوم؟» گفتم: «بله!» گفت: «والله روسری خود را برنمی دارم هرچند در راه حفظ حجابم جانم را از دست بدهم.» البته بعد از این ماجرا خانواده او نیز با مشاهده رفتار بسیار مودبانه دخترشان از این خواسته صرفنظر کردند.
 
به گزارش البرز این نماینده مجلس در وبلاگش دربیان این مطلب آورده است : در سفر حجّ با فردي كه از نيويورك آمده بود، آشنا شدم. يك سال پيش از تشرّف به حجّ مسلمان شده بود. پيرمرد شصت‌ساله‌اي كه اسمش را مجاهد گذاشته بودند. وقتي به مدينه رسيديم، از زيارت قبر رسول خدا (صلوات الله علیه و آله)، بسيار تحت تأثير قرار گرفته بود. براي دستورهاي اسلام اهمّيت زيادي قائل بود و دوست داشت همه احكام را به طور دقيق بداند. وقتي اعمال را يكي دو بار براي اهل كاروان شرح مي‌داديم او هم گوش مي‌داد و ياد مي‌گرفت؛ امّا وقتي كه زمان انجام مناسك مي‌شد، همين كه به عنوان مثال طواف تمام مي‌شد مي‌آمد و مجدداً تك‌تك اعمال خود را به من مي‌گفت و از صحّت و سقم آ‌ن‌ها مي‌پرسيد.

يك ‌بار به او گفتم: «مجاهد! توهم مثل بقيه باش. چرا اين قدر سؤال مي‌پرسي؟» گفت: «من شصت سال از عمرم گذشته، دير رسيده‌ام؛ دوست دارم يك بار ديگر هم اعمالم را بررسي كنم تا مبادا ناقص باشد».

اين افرادي كه از كشورهايي مانند آمريكا، مي‌آيند و مسلمان مي‌شوند، آن‌قدر شيفته اسلام شده و با يك شور و شوقي به دستورهاي آن عمل مي‌كنند كه بسيار ديدني است. برخلاف اين افراد، برخي از زناني كه از ايران به آمريكا مي ‌آمدند، هنوز به نيويورك نرسيده، روسري و چادر خود را بر مي‌داشتند. براي جوانان غربي تازه مسلمان شده، غربي‌ هاي غيرمسلمان، شكل ظاهري ايشان، طرز لباس پوشيدنشان و وضع آرايش زنان و دختران آن‌ها مضحك و خنده‌دار است؛ ولي در مقابل، برخي در كشور ما، تحت تأثير غربي‌ها و مدهاي آن‌ها هستند. خودكم‌بيني، بيماري بدي است. همان‌طور كه خود بزرگ‌بيني، غلط است.

آدم از بي‌بصري بندگي آدم كرد                    گوهري داشت ولي نذر قباد و جم كرد

يعني از خوي غلامي ز سگان پست‌تر است             من نديدم كه سگي پيش سگي سر خم كرد

تقليد كوركورانه در اسلام، ممنوع است. بايد در پاسخ آن فرد بي‌سواد مدّعي كه برخي از شيوه‌ها و آموزه‌هاي ديني را غلط دانسته و تقليد از مراجع را تخطئه مي‌كند، گفت كه آن تقليدي كه در اسلام ممنوع است، تقليد كوركورانه است، نه تقليد جاهل از عالم و نه تقليد غيرمتخصّص از متخصّص؛ وقتي اتومبيل ما خراب مي‌شود، آن را براي تعمير به كجا مي‌بريم؟ ناراحتي قلبي همسرمان را چگونه درمان مي‌كنيم؟

آيا غير از اين است كه به متخصصّ قلب رجوع مي‌كنيم، دستش را هم مي‌بوسيم، پول بسياري هم به او مي‌دهيم. امّا چگونه است كه براي تشخيص دين‌مان مي‌گوييم قرائت‌ها مختلف است، هركس هرگونه كه فهميد، همان را عمل كند؟ اگر اين‌گونه باشد، ديگر هيچ حكمي از طرف خدا وجود نخواهد داشت و حقيقت ثابتي باقي نمي‌ماند. اين در حالي است كه به عنوان مثال اگر من بگويم، هم‌اكنون شب است، شما مي‌رويد و به آسمان نگاه مي‌كنيد تا ببينيد روز است يا شب. اگر شب بود، من راست گفته‌ام و اگر شب نبود، دروغ گفتار من مشخّص مي‌شود. پس حقيقتي پشت اين سخن وجود دارد كه با آن مي‌توان صدق و كذب كلام مدّعي را سنجيد.

اسلام دين خرافات نيست، دين حقيقت است. مراجع بزرگ ما نيز به دنبال «به دست آوردن حكم خدا» هستند؛ نه «ساختن حكم خدا». پيامبر اسلام، جانشينان او و به تبع آنان، علماي امّت اسلام، سختي‌هاي بسياري را تحمّل كرده‌اند تا اين دين، امروز به دست ما رسيده است.

 داستانی در رابطه با این بحث:

یک روز جلوی در موسسه اسلامی نیویورک دختر خانم جوانی جلوی من را گرفت و اظهار داشت: می خواهد مسلمان شود.

سوال کردم چه اطلاعاتی پیرامون اسلام دارید؟ گفت: به نتیجه رسیده ام مسلمان شوم. بنده پیشنهاد مطالعه چند کتاب را دادم، کتاب ها در اختیارش گذاشته شد؛ بعد از مدتی با اشتیاق به نزدم آمد و گفت: کتاب ها را خوانده و می خواهم مسلمان شوم.

باز چند کتاب دیگر هم به او دادم و گفتم: اینها را هم مطالعه کنید. این کار چند بار همین طور ادامه پیدا کرد. مطمئن بودم جامعیّتی از اسلام و مکتب تشیّع از مطالعه کتاب ها برایش حاصل شده است. یک روز همین دختر با عصبانیت وارد موسسه شد و گفت: اگر همین الان شهادتین را برایم نخوانید، داخل شهر می روم، داد می زنم و اعلام می کنم، من مسلمان هستم تا همه متوجه بشوند و به این طریق اسلام می آورم. شور و اشتیاق این دختر موجب این شد تا به او قول دهم ایشان در مراسم جشن بزرگ میلاد امام حسین (علیه السلام) در موسسه بیایند و مراسم تشرف به اسلام را برگزار کنیم.

روز میلاد امام حسین(علیه السلام) مراسم جشن برپا شد و شیعیان زیادی هم در جلسه شرکت کردند، به عنوان یک میان برنامه اعلام کردیم یک دختر فرانسوی مقیم نیویورک با اطلاع و آگاهی دین اسلام و مکتب تشیع را برگزیده و مراسم تشیع الان برگزار می گردد.

در این میان شخصی از داخل جمعیت بلند شد و گفت: اصلا این دختر از اسلام چه می فهمد که می خواهد مشرف بشود؟ بنده نیز سوالی را مطرح کردم و گفتم هرکس جواب را می داند پیرامون آن توضیح دهد؟ سوال درباره مسئله «بداء» بود که از اعتقادات مسلّم ما شیعیان است.هیچ کس جوابی نداد! سوال را از این دختر پرسیدم؟ توضیحاتی پیرامون آن به جمعیت ارائه داد.

سپس در جلوی جایگاه قرار گرفت؛ پس از اقرار به شهادتین و ارایه عقاید به او، اذان درگوش راست و اقامه در گوش چپ او خوانده شد. رسما به اسلام و مکتب تشیع گروید و نام او را «رقیه» نهادیم.

چند روزی از این قضیه گذشت تا اینکه همین دختر را با حجاب کامل اسلامی، هم راه با مرد و زنی دیدم، به نظر می آمد پدر و مادرش باشند. در خیابان جلوی مدرسه با ما برخورد نمودند.

آن مرد و زن (پدر و مادرش) با زبان فرانسوی شروع به سر و صدا کردند؛ چرا دختر ما را مسلمان نموده اید؟ به او بگویید حجابش را بردارد… سر و صدا باعث شد عده ای دور ما جمع شوند. در همان حین، احساس کردم این دختر تازه مسلمان الان در شرایط سختی است و خیال کردم دارد خجالت می کشد. به موسسه رفتم و زنگ زدم ایران دفتر آیت الله مظاهری و پرسیدم: آیا در چنین شرایطی اگر اصل دین شخص در خطر باشد به نظر شما اجازه می دهید روسری را بردارد؟ در این مورد خاص ایشان فرمودند: اشکال ندارد.

به سرعت برگشتم و به این دختر گفتم: با یکی از مراجع تقلید صحبت کردم و در مورد شما فرمودند: اگر دین شما در معرض خطر است اشکال ندارد و شما می توانید روسری را بردارید، آن چه در جواب شنیدم این بود: دختر تازه مسلمان به من گفت: این حکم از احکام ثابت و اولیه است یا از احکام ثانویه و بنا بر ضرورت است؟ گفتم از احکام ثانویه می باشد.

تا این را شنید، گفت: «اگر روسری خود را برندارم و بخاطر حفظ حجابم کشته شوم آیا من شهید محسوب میشوم؟» گفتم: «بله!» گفت: «والله روسری خود را برنمی دارم هرچند در راه حفظ حجابم جانم را از دست بدهم.» البته بعد از این ماجرا خانواده او نیز با مشاهده رفتار بسیار مودبانه دخترشان از این خواسته صرفنظر کردند.

آنها عازم فرانسه بودند و با همان حال به طرف فرانسه روانه شدند، آدرس یک مرکز دینی که دوستان ما در آنجا بودند به او دادم و بعدا هم متوجه شدم که الحمدلله با یک جوان مسلمان فرانسوی ازدواج نموده است.

آیات حجاب درقرآن کریم



                                    منبع: سایت راسخون          نویسنده : محمدعلی روزبهانی


 
آیات حجاب ، در طول ده سال حکومت اسلامی در مدینه، برپیامبر نازل شد.این آیات، نخست ، خطاب به زنان پیامبر بود و سپس مؤمنان را در بر گرفت و حکم جاری برای مسلمانان شد. مهم ترین این آیات عبارتند از:
-در این آیه بر آرایش نکردن و پوشاندن زینت از نامحرم و رعایت غفت در رفتار تأکید شده است:
«ای زنان پیامبر! شما اگر تقوا داشته باشید، همانند دیگران نیستید. بنابراین، هرگز نرم و نازک با مردان سخن نگویید تا آن که دلش بیمار است، به طمع افتد، بلکه متین و نیکو سخن بگویید وخانه را منزلگاه خویش قرار دهید و هرگز مانند دوره جاهلیت نخستین، آرایش و خود آرایی نکنید و نماز را بر پادارید و زکات را بپردازید و از خدا و رسولش اطاعت کنید»(احزاب:31و32).
در این آیه بر حفظ حریم همسران پیامبر تأکید شده است.
«ای کسانی که ایمان آورده اید! داخل خانه پیامبر نشوید؛ مگر آن که به شما اجازه بر صرف غذا داده شود...وهنگامی که چیزی از وسایل زندگی از همسران پیامبر می خواهید، از پشت پرده بخواهید. این کار دل های شما و آنها را پاک می دارد....»
(احزاب:53).
در این آیه بر حجاب و در برداشتن جلباب (در پوشش سراسری ) و حفظ اندام از نامحرم تأکید شده است:
«ای پیامبر! به همسران ، دختران و بانوان مؤمن بگو روپوش های خود را برگیرند تا به عفاف و حریت شناخته شوند و مورد آزار و تعرض هوس رانان قرار نگیرند و خداوند، آمرزنده ومهربان است»(احزاب :59).
در این آیه بر لزوم پوشیدن نگاه از نامحرم، هم برای مرد و هم برای زن با عبارت هایی جداگانه تأکید شده است وآشکار نکردن زینت و انداختن روسری بر روی سینه و گریبان را از زنان خواسته است:
«ای پیامبر! به مردان مؤمن بگو که چشم هایشان را فرو پوشند و فروج و اندامشان را محفوظ بدارند و این امر برای پاکیزگی شما بهتر است. به درستی که خداوند به هر چه انجام می دهید، آگاه است. و به زنان مؤمن بگو که چشم هایشان را فرو پوشند وفروج واندامشان را محفوظ بدارند و زینت وآرایش خود را، جز آنچه ظاهر است، آشکار نسازند؛ جز برای شوهران خود و پدارن خود و...(در اینجا محارم زن نام برده می شوند) و آن گونه پا به زمین نزنند که زیور پنهان پاهایشان معلوم شود و ای اهل ایمان! همه به درگاه خداوند توبه کنید! امید است رستگار شوید»(نور:30و31)
با توجه به آیات بیان شده، حدود حجاب عبارتند از :
1. اندام زنان در پوشش سراسری(جلباب)قرار گیرد.
2. زنان مسلمان، برهنگی و آرایش زنان جاهلیت را در پیش نگیرند.
3. زینت خود را جز آنچه آشکار است ، بپوشانند.
4. وقتی چیزی رد و بدل می شود، از پشت پرده و حجاب باشد.
5. خمار (روسری یا مقنعه) رابر سینه ها بیندازند.
منبع:اشارات شماره128/س

حجاب در کلام شهیدان

«خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان: بى‏اعتنایى شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهدشد.»

(شهید على اصغر پور فرح آبادى)

«یك دختر نجیب باید باحجاب باشد.»

(شهید صادق مهدى پور)

«از تمامى خواهرانم مى‏خواهم كه حجاب این لباس رزم را حافظ باشند.»

(شهید سید محمد تقى میرغفوریان )

 

به گزارش سرویس زنان جهان؛ حجاب موضوع مهمی برای یک زن تازه مسلمان است به ویژه اگر در کشوری زندگی کند که همواره درباره اسلام و مسلمین و حجاب زنان بدگویی می شود لذا خواندن مصائب این بانوان تازه مسلمان در دفاع و پاسداری از وظایف دینی شان شنیدنی است.

روایتی از "زهرا گونزالس"، مسلمان آمریکایی،وی  اهل "ایالت کالیفرنیای آمریکا" است. بیست و شش سال پیش مسلمان شده و چهار فرزند دارد.

اولین تجربه حجاب
برای اولین بار که روسری پوشیدم و به مدرسه رفتم. خوشحال بودم. روز اول شروع کلاس‌ها هم بود. فکر می‌کردم دوستانم با دیدن من خیلی خوشحال خواهند شد. وقتی سوار سرویس مدرسه شدم، همه با دیدن من ساکت شدند و به من خیره خیره نگاه کردند. سکوت عجیبی حاکم شده بود. خیلی ترسیدم. از برخورد آن‌ها مات بودم. راننده به من گفت: بیا بشین یا برو! در اتوبوس هنوز باز بود! یک لحظه به ذهنم رسید که فرار بکنم و بروم، ولی بعد با خود گفتم فردا و پس فردا و روز‌های آتی را چه کنم؟ بالأخره که باید با این پوشش به مدر سه بروم. از خدا کمک خواستم که به صندلی آخری که خالی بود، بتوانم برسم و بنشینم ولی حس کردم پا‌هایم خیلی سنگین شده است. ناگهان پسری گفت: به او نگاه کنید به سرش پارچه بسته و به مدرسه آمده و همه شروع کردند به خندیدن! بعد هم به سمتم آشغال پرت کردند و رویم آب دهان ریختند!

خدا خودش کمک می‌کند
هر روز رفتن من به مدرسه‌‌ همان طور بود! با مادرم صحبت کردم و از او راهنمایی خواستم. او گفت: «خدا خودش ما را هدایت کرده، پس ما را وسط راه،‌‌ رها نمی‌کند.» یک روز از سنی‌ها خواستم تا مرا راهنمایی کنند. آن‌ها به من گفتند: که خیلی به خودت سخت نگیر! می‌توانی در مدرسه روسری‌ات را در بیاوری و بعد دوباره سر کنی! فهمیدم این حرف آن‌ها از دین و شریعت نیست و از نفس خودشان است؛ یعنی برای راحتی خود فرد، این حرف را می‌زنند، ولی من در قرآن خوانده بودم که باید روسری یا‌‌ همان چیزی که برای پوشش استفاده می‌کنید، بلند باشد و گردن و سینه را بپوشند.آنها می گفتند خدا گناه تو را می بخشد، و من فهمیدم پس گناه است و چرا باید با علم به آن، گناه انجام بدهم. یك روز نشستم و با خدا درد دل كردم و گفتم: خدایا كمكم كن. من می‌دانم كه حجاب درست است ولی پس چرا مسلمان‌ها این طور هستند ؟ فلسفة حجاب چیست؟ من چه سطحی از حجاب را باید داشته باشم؟ واقعاً كسی نبود كه جواب من را بدهد و كتابی هم در این زمینه نبود. یك روز كه به خانه آمدم، مادرم به من گفت: یك بستة پستی از ایران برای ما آمده است. وقتی باز كردیم، دیدیم چند تا كتاب بود كه از سازمان تبلیغات برای ما فرستاده بودند. كتاب «فلسفة حجاب» شهید مطهّری و چند تا كتاب از شهید بهشتی به زبان انگلیسی جزو آنها بود.

زندگی بدون ‌خطر و مشکلات نمی‌شود
وی می گوید: اولین کلمه قرآن این است: إقرا؛ یعنی بخوان! من مطمئنم اگر هر کس چه مسلمان و چه غیرمسلمان اهل مطالعه باشد و به دنبال دین واقعی، قطعاً به اسلام می‌رسد. به‌‌ همان جملة حضرت زینب(س) می‌رسد که گفتند به جز زیبایی چیز دیگری ندیدم! نمی‌گویم خدا ما را آزمایش نمی‌کند، چطور می‌شود ما را آزمایش نکند و به بلایا دچار نسازد؛ در حالی که حضرت زهرا(س) را که بهترین زنان عالم است، آزمایش کرده و چقدر مشکلات داشتند و چقدر سختی و درد کشیدند، پس زندگی بدون ‌خطر و مشکلات نمی‌شود، ولی آن کسی راه نجات را می‌یابد و در این آشفتگی‌ها آرامش خواهد یافت و همه چیز را زیبا می‌بیند که به سمت اسلام واقعی برود، نه اسلام نفسانیت، نه اسلام آمریکایی!

تقوا وشرف.....

بشنو ازچادرکه درتوصیف زن........تاروپودش باتومیگویدسخن

تاروپودم راشرافت بافته...............تاشرافت رابه عصمت بافته
***
درکلاس حفظ تقوا وشرف...........دختران درند و چادر چون صدف
***
بهترین سرمایه زن چادراست.....شیوه زهرا و زینب چادر است
***
حفظ چادرحافظ ناموسهاست.....پاسدارحیله جاسوس هاست
***
حفظ چادر سد فحشامیشود.....رو سفیدی نزدزهرا(س)میشود

خواهرم.....

خواهرم در کوچه آرایش مکن      از جوانان سلب آسایش مکن

گیسوان از روسری بیرون مریز          بر مسیر دیدگان افسون مریز

خواهرم دیگر تو کودک نیستی         فاش می گویم عروسک نیستی

خواهرم ، این لباس تنگ چیست؟    پوشش چسبان رنگارنگ چیست؟

خواهرم اینقدر طنازی نکن!             با امور شرع لجبازی نکن

این‌بار محرومیت یک داور بخاطر حجاب

يك دختر داور مسلمان در كانادا به استناد قوانين فيفا، به علت داشتن حجاب از داوري در مسابقه فوتبال محروم شد.

به گزارش ایرنا، اتحاديه فوتبال منطقه اي سنت لوييس در كبك چند روز پيش «سارا بنكران» داور فوتبال را به علت داشتن حجاب از انجام داوري مسابقه فوتبال محروم كرد.

اين داور ۱۵ ساله در دو سال گذشته در بخشهايي از مونترال داوري مي كرده، اما چند روز پيش مسئولان اتحاديه با استناد به قوانين فيفا كه لباس مذهبي را در ميدان فوتبال ممنوع كرده، به او اطلاع دادند نمي تواند در مسابقه داوري كند.

فوتبال با حجاب اسلامی + داور با حجاب + حجاب زن + چادر


سارا كه از ۱۲ سالگي حجاب را رعايت مي كرده، به شبكه تلويزيوني سي بي سي كانادا گفت: من هميشه احساس مي كردم از حقوق برابر در كانادا برخوردارم؛ نمي دانم چرا اين حق را از من مي گيرند.

وي افزود: حجاب نشانه عفت و انتخاب من از نحوه ظاهر شدن در انظار است. گمان مي كردم آزادي مذهب در اين كشور وجود دارد، مشروط برآنكه به كسي آسيب نرسانيم و من به هيچ كسي آسيب نرسانده ام.

مسابقه انتخابي تيم فوتبال زنان ايران نيز چندي پيش به علت داشتن حجاب بجاي كلاه،در برابر اردن لغو شد و اين تيم شانس حضور در المپيك ۲۰۱۲ لندن را از دست داد.

همچنين سه بازيكن زن اردني نيز بخاطر حجاب محروم شدند.
اين داور فوتبال شكايتي در اين زمينه در اتحاديه كبك طرح كرده است. او تاكيد دارد قوانين بايد با تغييرات جامعه انطباق يابد. فدراسيون كبك به وي توصيه كرده مستقيما به فيفا شكايت كند.

اتحاديه فوتبال منطقه اي سنت لوييس تاكيد كرد، براساس قوانين فدارسيون فوتبال كبك عمل مي كند. فدارسيون فوتبال كبك در بيانيه اي قانون فيفا را در مورد لباس بازيكنان تاييد كرد.

اين بيانيه مي افزايد، داشتن حجاب در زمين فوتبال نظير گردنبند، گوشواره و حلقه ممنوع است و ما از قوانين فيفا تبعيت مي كنيم مگر آنكه اين قوانين عوض شد.

حجاب از مدتها قبل در كانادا يك مسئله جنجالي بوده بطوري كه برخي بخشهاي فوتبال كانادا از حجاب زنان حمايت مي كند.
در فوريه ۲۰۰۷ پنج تيم كانادايي در اعتراض به اخراج يك دختر مسلمان با حجاب، در يك تورنمنت فوتبال در كبك شركت نكردند.
زنان مسلمان در ساير بخشهاي كانادا شامل اونتاريو و بريتيش كلمبيا مجاز به داشتن حجاب هستند