تو بگو دوستت دارم ,من بمیرم

من نمیتونم 

وقتی میبینمت
مثه حافظ و مولانا
برات شعرِ عاشقانه بگم !
نمیتونم با کلماتِ قلمبه و سلمبه
قربون صدقت برم ؛
من فقط بلدم
عین دیوونه ها زل بزنم
بهت ،
دستاتو محکم بگیرم ؛
تویِ بغلم مچالت کنم ...
تو بگی دوستت دارم
و من ...
بمیرم ...!

اولین حس

آدم‌هاى ديگر را نمی‌دانم،


در من اما ...


اولين حسى كه


هر روز صبح بيدار می‌شود؛


دوست داشتنِ توست ...!

حضور تو...

قلبم در ميان گرمای حضورت پر از حرارت می شود

و نفسم در  آتشکده ی احساست 

به شماره می افتد

حرف های پر از مهرت

هديه ايست پر از آرامش

تا مرا توانی دهد

در ميان اين همه شور

تا با تو بودن را تاب آورم

شروع شورش شور و شاديم

دوستت دارم

آرامش...

تو نهایت آرامش منی...

دستانت تجسم عشق و نوازش اند…

نگاهم که میکنی

لبخند که میزنی

از سقف سرد شب ،

روشنی می چکد..آری

تو نهایت آرامش منی..

هر روز دوباره عاشقت می شوم

به هرکسی که می رسی ، می گوید :

آدم فقط یکبار عاشق می شود ..

دروغ است …

تو باور نکن …

مثلاً خود من ، هرروز ، دوباره ، عاشقت می شوم

...

کی تورو از تو قلبم میتونه پس بگیره

کی مثله من میتونه برای تو بمیره

می ترسم.. می ترسم.. تورو آفتاب ببینه

می ترسم کسی بازم واسه تو خواب ببینه

من که برات میمیرم میمیرم

دستاتو می خوام بی تو من تنهام

از الان به فکر با تو بودن فردام

با من  بمون و نذار تنها شم

آرزومه که همیشه پیش تو باشم

 

حب من غیرک انت یا حبیبی قرامی

فی من غیر حبک عمری یا کیانی

اَ د مَ نَفتَ صبری عمری یا حیاتی

حاجاة الکثیره یا نورالعیانی

 

 

همه چیز با تو خوبه

بعضی‌ها خودشان

دلیل دوست داشتنشان می‌شوند،

آنهایی که می‌گویند؛

باهم راه برویم

باهم درستش می‌کنیم

باهم کلا کیف دارد...

پ.ن:همه چیز رو با تو میخوام حتی درد ...حتی مرگ

دوســــــتت دارم

از وقتی که فهمیدم یکی رو دارم که میتونم با جون دلم دوستش داشته باشم

از وقتی که شدی خانوم زندگیم

از وقتی که حس دوست داشتن یه یار واقعی اومد به قلبم

همه چیزمو واسه داشتنت فدا کردم

فاطمه ی منـــــ دوســــــــــتت دارمـــــــ بی نهایت