پست ثابت

خدایا ............

چه یافت آنکه تو را گم کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و چه گم کرد آنکه تو را یافت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


وبلاگ جدیدم

کلیک کنید

mydrafts


مست و میخانه

سلام به دوستای گلم

غیبت طولانی

اما حضور دائمی انشالا

و اینکه حالا که استارت دوباره اینجا تو این ایام هست،التماس دعا ویژه


ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﺍﺳﯿﺮ ﭘﺪﺭﯼ ﻋﯿﺎﺵ، ﮐﻪ ﺩﺭﺁﻣﺪﺵ ﻓﺮﻭﺵ ﺷﺒﺎﻧﻪ
ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻮﺩ!
ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﻭﺯﯼ ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ ﺍﺯ ﻣﻨﺰﻝ ﭘﺪﺭﯼ ﻧﺰﺩ ﺣﺎﮐﻢ ﭘﻨﺎﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻗﺼﻪ
ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩ . ﺣﺎﮐﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺯﺍﻫﺪ ﺷﻬﺮ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺳﭙﺮﺩ ﮐﻪﺩﺭ
ﺍﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﺟﻨﺎﺏ ﺯﺍﻫﺪ ﻫﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺐ ﺍﻭﻝ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ......... .
ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞ ﮔﺮﯾﺨﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ
ﻣﺴﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﮐﻠﺒﻪ ﺧﻮﺩ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﺿﻊ،
ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﻣﺎ، ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ !!!؟
ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺑﯿﺸﻪ ﻭ ﺟﺎﻧﺶ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺁﺭﯼ ﭘﺪﺭﻡ ﺁﻥ
ﺑﻮﺩ ﻭ ﺯﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﺧﯿﺮ ﺣﺎﮐﻢ ﭼﻨﺎﻥ، ﺑﯿﭙﻨﺎﻩ ﻣﺎﻧﺪﻡ.
ﭘﺴﺮﻫﺎ ﺑﺎ ﮐﻤﯽ ﻓﮑﺮ ﻭ ﻣﮑﺲ ﻭ ﺩﯾﺪﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ
ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﻣﺎ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﻣﯿﺂﯾﯿﻢ.
ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺮﺳﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﻣﺴﺖ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﭼﮕﻮﻧﻪ
ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﮐﻠﺒﻪ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩ . ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﺩﯾﺪ ﺑﺮ ﺯﯾﺮ ﻭ
ﺑﺮﺵ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﻮﺳﺘﯿﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﺳﺮﻣﺎ ﻫﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﺑﯿﺮﻭﻥ
ﮐﻠﺒﻪ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﻣﺮﺩﻧﺪ!
ﺑﺎﺯ ﮔﺸﺖ ﻭ ﺑﺮ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺷﻬﺮ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ ﮐﻪ:


ﺍﺯ ﻗﻀﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ﺣﺎﮐﻢ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺷﺪﻡ،
ﺧﻮﻥ ﺻﺪ ﺷﯿﺦ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺴﺖ ﻓﺪﺍ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ،
 ﻭﺳﻂ ﮐﻌﺒﻪ ﺩﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﻪ ﺑﻨﺎ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ،

 ﺗﺎ ﻧﮕﻮﯾﻨﺪ ﻣﺴﺘﺎﻥ ﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﯿﺨﺒﺮﻧﺪ!

نامه یک زن ایرانی به مرد هموطنش

خواهشأ تا آخرش بخونید


پیاده از کنارت گذشتم، گفتی:” قیمتت چنده خوشگله؟”سواره از کنارت گذشتم، گفتی:” برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!“

در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود

در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود

...

زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی

در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من

در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی

در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلند گفتی:”زهرمار!“


در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود

در پارک، به خاطرحضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم


نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی


من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!


تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده ام


عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی

عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد


من باید لباس هایت را بشویم و اطو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ

من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر


وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است

وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است


اما من دیگر:

احتیاجی ندارم که تو در اتوبوس بایستی تا من بنشینم.


احتیاجی ندارم که تو نان آور باشی.


احتیاجی ندارم که توحامی باشی


خودم آنقدر هستم که حامی خود و نان آورخود باشم.


با تو شادم آری، اما بدون تو هم شادم.


من اندک اندک می آموزم که برای خوشبخت بودن نیازمند مردی که مرا دوست بدارد نیستم


من اندک اندک عزت نفس پایمال شده خود را باز پس می گیرم.


به

من بگو ترشیده، هرچه می خواهی بگو. اما افتخار همبستری و همگامی با مرا

نخواهی یافت تا زمانی که به اندازه کافی فهمیده و باشعور نباشی


گذشت

آن زمان که عمه ها و خاله هایم منتظر مردی بودند که آنها را بپسندد و

درغیر اینصورت ترشیده می شدند و درخانه پدر مایه سرافکندگی بودند.


امروز تو برای هم گامی بامن(و نه تصاحب من - که من تصاحب شدنی نیستم) باید لیاقت و شرافت و فروتنی خود را به اثبات برسانی.


حقوقم

را از تو باز پس خواهم گرفت. فرزندم را به تو نخواهم داد. خودم را نه به

قیمت هزار سکه و یک جلد کلام الله که به هر قیمتی به تو نخواهم فروخت.


روزگاری

می رسد که می فهمی برای همگامی با من باید لایق باشی - و نیز خواهی فهمید

همگام شدن با من به معنای تصاحب من یا تضمین ماندن من نخواهد بود. هرگاه

مثل پدرانت با من رفتار کردی بی درنگ مرا از دست خواهی داد.ممکن است دوست و

همراه تو شوم اما ملک تو نخواهم شد.

-------------------------------------------------------------------------

این مطلب رو قبلا گذاشته بودم!

امروز مطالب قبل رو چک میکردم

تصمیم گرفتم دوباره بزارم!

امیدوارم خوشتون بیاد!

29/10/1390

7:42

تولدت مبارک مجهول

www.parsnaz.ir - عکسهای متحرک و زیبای تولدت مبارک

گنجیشکک اشی مشی


گنجشکک اشی مشی

لب بوم ما مشین

بارون میاد خیس میشی

برف میاد گوله میشی

میوفتی تو حوض نقاشی

خیس میشی

گوله میشی

میوفتی تو حوض نقاشی


کی می گیره؟ فراش باشی

کی می کشه؟ قصاب باشی

کی می پزه؟ آشپز باشی

کی می خوره؟ حکیم باشی


گنجشکک اشی مشی

----------------------------------------------------------------


نویسنده فعلا داغونه

تا آپ بعدی بدرود

راستی عاشقه آهنگ وبمم :دی


زن (دکتر علی شریعتی)


زن عشق می كارد و كینه درو می كند ...

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر.

می تواند تنها یك همسر داشته باشد

و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی!

برای ازدواجش (در هر سنی) اجازه ولی لازم است

و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج كنی ...

در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ...

او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی!

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی ...

او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ...

او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...؟

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ...

و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند

چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،

زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛

گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛

سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند ...

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد ...!

و این رنج است

دوست دختر چیست؟

 عکس   دوست دختر چیست؟ (طنز)

-دوست دختر موجودی زنده وبسیار زیبا که با مشخصه های زیر شناسایی آن به راحتی امکان پذیر است

- مانتو جین کوتاه و تنگ

- شلوار از این کوتاها!!!

- سایه چشم بنفش (که با رنگ جیغشان ست باشد)

- ابروی تراشیده و تاتو شده

- لنز زیبایی آبی یا سبز

- زلف طلایی مش شده !!!

 

هر جا از اینا دیدید بدانید دوست دختر و ناموس کسی است ! پس چشمتان را درویش نموده و رد شوید تا زنگ نزده به دوست پسرش و او نیز بیاید شکمتان را سفره نماید !!!

این موجودات دوست داشتنی غالباً کنار خیابان ها ، در کافی شاپ ها و پارک ها به وفور یافت می شوند .

 

برای به دست آوردندوست دختر به موارد زیر نیاز دارید:

- یک عدد کاغذa4

- یک عدد خودکار

طرز تهیه : ابتدا خودکار را برمیداریم و یک عدد ۵ خیلی بزرگ روی کاغذ می رسمیم (یعنی رسم میکنیم ) سپس کاغذ را ۱۸۰ درجه سانتیگراد میچرخانیم تا نوک ۵ به طرف پایین باشدسپس یک پاره خط اوریب روی این ۵ نگون بخت مادر مرده ی واژگون شده میکشیم و روی نوک بالایی پاره خط یک عدد هشت کوچک میکشیم که مثلاً تیره ! سپس زیر آن مینویسیم :

بخدا تو تنها عشق منی (فقط مواظب باشد خدا نزند توی کمرتان)

 

حالا کار شما کامل شده آن را با یک شاخه گل صورتی تقدیم یکی از آن موجودات کنید . به احتمال زیاد اینی که کشیدید تاثیر به سزایی در تحریک احساسات و عواطف جنس لطیف دارد البته احتمال های دیگری نیز وجود دارد مانند:

 

- در آوردن لنگه کفش توسط جنس لطیف

- جویده شدن خرخره ی شما توسط جنس لطیف

- زنگ زدن به ۱۱۰ توسط او

- جیغ زدن

- نثارکردن به روزترین فحش های خواهر مادری و…

این دیگر با شانس شما رابطه ی مستقیم دارد

این موجود زیبا بسیار احساسی بوده

پس از بدست اوردن او بسار باید مواظبش بود تاخدای نکرده احساساتش جریحه دار نشودسعی کنید باملایمت زیاد با او رفتارکرده تا عشق را تجربه کنید.

در ادامه ب مشاهده عکس نامردی دو پسر در حق یک دختر مینشینیم


ادامه نوشته

راستش را بگو

به نام خدا

راستش را بگو    اول به خودت  بعد به دیگران

یادش بخیر وقتی بچه بودیم میگفتن دوروغگو دشمن خداس

چی شد حالا که بزرگ شدیم میگیم زندگی بدون خالی بندی نمیگذره؟؟؟؟

مگه قوانین دین ما فقط واسه دوران کودکیه؟

واقعا انقد

دنیا

پول

جان

ارزش داره که ما ادما بخاطرشون انقد خودمونو به در و دیوار میکوبیم؟

هوم؟

من فک نمیکنم انقد با ارزش باشه

اما هیچکس حرف منو قبول نداره

میگن تو هنوز تو این جامعه نیومدی

اساس کار دوروغه

اگه نباشه نمیگذره

واقعا درسته؟

اما من تو زندگی به این نتیجه رسیدم :

هر وقت تو زندگی دوروغ گفتین

مطمئن باشید (100%) راهی که در پیش گرفتین حق نیست

اگر نه آدم واسه کاری که حق هست دوروغ نمیگه

درسته؟


(این حرف ها بدان معنا نیست که این جانب به هیچ وجه دوروغ نمیگم

در  زمانی که راه حق رو در پیش نمیگیرم دوروغ میگم راست تر از هر راستی)


بقل ساقی چند اتفاق نوشت:

1. دیروز خانمه زنگیده از مامی من درباره ی بنده خدایی واسه خواستگاری و

تحقیق اینا

بعد خانمه خیلی جسورانه میگه پسرم نماز نمیخونه

حالا قسمت جالب اینجاس که مامی من میگه : ااااااااااا

جدی؟آخه چرا؟

منو بابام مرده بودیم از خنده

خانمه هم باز میگه نمیخونه دیگ

باز جالبتر اینجاس که بابام از اونور صدا میرسونه که بگو دختره خیلی خوبه

بیشتر رجب و شعبان روزه بوده

میگم پدر من چی میگی؟؟؟؟

پسره نماز واجبشو نمیخونه

حالا شما میگی روزه مستحب؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!

2. چند وقتیه ی مزاحمی از ی جای این کشور میزنگه اس میده

خلاصه گند زده به حالمون

ی مدت میگف یا ج میدی یا انقد میزنگم که خط تو واسه همیشه کنار بزاری

حالا گیره که یا یکی رو پیدا میکنی برام یا خودت باهام میمونی

میگم چ ب من آخه؟؟؟!!

امروز اینو بهش گفتم میگه عیب نداره اما راضی نیستم که دلمو شکستی

قدرت خدا رو ببین

بنده انقد پر رو شده

مزاحم میشه

جای این که من بگم حلالت نمیکنم اون میگه

نتیجه اخلاقی:

شما باید دل مزاحم های خود را نیز بدست آورید

پایگاه خبری در هم قاطی D:


تا درودی دوباره بدرود



یوخده بخندیم D:


+دوستان درسا زیاد شده کمتر میتونم
بهتون سر بزنم این ی نکته
+بعد کمتر هم میتونم آپ کنم اینم نکته بعد
+آپم میکنم وقت نیس که خبرتون کنم اما اگه وقت کنم حتما میام
+و دوستانی که واقعا میخوان که بهشون سر بزنم
لطفا آدرس هاتون رو بذارید، اینم نکته آخر
ممنون از همه
تا آپ بعدی بدرود

ادامه هم موجود هستا

ادامه نوشته

عاشقانه

وقتی ی قناری کوچیک تو ی قفس داری

هر روز بادیدن پرهای زرد قشنگش و شنیدن صدای دلنشین دلت پرواز می کنه، آرامش میگیره.یکم بگذره کم کم بهش عادت میکنی.

به اینکه هر روز صداشو بشنوی

هر روز قشنگیشو ببینی

اما یه روز میرسه که میبینی حست بهش عوض شده

یه رنگ و بوی دیگه گرفته

احساس میکنی بدون اون نمی تونی زندگی کنی.....

با خودت فکر میکنی اگر در قفس باز بمونه و اون بره دل تو هم باهاش میره و تو بدون دل میمیری.

میخوای مال خودت باشه

حتی نمی خوای دیگران هم از صداش لذت ببرن،چون میترسی از دستش بدی.........

اون وقته که فکر میکنی عاشقش شدی......

همون کلمه ی ملکوتی و رویایی، همون حس قشنگ که همیشه دوست داشتی بهش برسی.......

و حالا که بدستش آوردی میخوای هر جور شده با چنگ و دندون اونو حفظ کنی

حتی به قیمت زندونی کردنش توی قفس!!!!!!!!!!!!!!!

اما این عشق نیست! زمانی میتونی ادعا کنی عشقت واقعیه که رهاش کنی..........

در قفس رو باز کنی و بزاری پرنده قشنگت پرواز کنه .....آزاد......آزاد

بزاری انقدر بره که تو انتهای آسمون ببینیش....مطمئن باش اگه دلش عاشق باشه و برگشتنی باشه برمی گرده و اون وقته که عشق شکوه و عظمتش رو نشونت میده و تو واقعا خوشبختی.......

اما اگه برنگشت.......بسپارش به خدا........بزار اونقدر پرواز کنه تا به اونجایی که میخواد برسه.

به همون جایی که دل کوچیکش شاد باشه و احساس سعادت کنه.............

و تو.........

درسته که دیگه مال تو نیست و برای تو آواز نمیخونه.......

درسته که تحمل نبودن و نداشتنش سخته........

اما اگر اون راضی و و خوشحاله، تو هم باید از خوشبختی و شادی اون خوشحال باشی.........

و باز هم براش آرزو های زیبا داشته باشی..........

اگه تونستی این کارو بکنی، تونستی به یه احساس خدایی برسی، تونستی حتی وقتی ترکت کرد بازهم این احساس قشنگ رو توی دلت حفظ کنی و عشقتو بهش ابراز کنی....

اون وقته که میتونی ادعا کنی عاشقی و به عشق افتخار کنی.....


ممنون از زهره عزیز بابت این مطلب که با حالم سازگاره یه جورایی


طبیعته شهرمون(گلستان)


بدو ادامه ................

نری از دستت میره D:
ادامه نوشته

عکس های کیتی

ادامه نوشته

لالایی زالی(کودکانه)


لالا لالا گل زالی، بابا اومد با یه گاری
لالا لالا گل شبدر،با کی رفته مامان دَدر ؟
لالا لالا گل شب بو،داداش با دختر عمو
لالا لالا گل پیتزا، بابا اومد با یه ویزا
لالا لالا گل پیاز، بابا رفته، به قفقاز
لالا لالا گل آلو، آجی اومد با یه هالو
لالا لالا گل گیلاس، مامان اومد با یه کَلماس
لالا لالا گل لعیا، بابا اومد با زانتیا

قسمت پایانی:
لالا لالا گل کشمش، داداش رفته کنه ورزش
لالا لالا گل انبه، بالش نرمه مثه پنبه
لالا لالا گل ازگیل، آجی اومد با یه نارگیل
لالا لالا گل خرما، خاله رفته پیشه کرما

لالا لالا گل گشنیز، عمو اومد کنه ویز ویز

لالا لالا گل فندق، مامان رفته سر صندق

لالا لالا گل پسته، بابا اومد ولی خسته ):

لالا لالا گل حساس، پلیس اومد با الگانسD:

لالا لالا گل بی برگ، بابا اومد با یه چند برگ

لالا لالا گل خیار، داداش کشیده چند سیگار
لالا لالا گل گوجه، عمو رفته دَمِه باجه
لالا لالا گل شیشه، داداش رفته پیشه میشه
:D

ادامه نوشته

حالگیری

سلام دوستان گلم

حالگیری واقعی اینه که صب پاشی و ببینی  قالبه وبت پریده):

عزیزان میدونم قالبه قبلی زیبا تر بود

پس دعا کنید دوباره پیداش کنم چون واقعا ناراحتشم

حالگیری بعدی اینه که وقتی داری تو سالن بسکت کار میکنی

1 هو توپ بخوره تو دهنت اونم با دسته خودت

و لبت داغون شه ):

و باز حالگیری بعدی اینه که در همون لحظات ی هو عینکت بیفته و به راحتی شیشه هاش خارج شه

و بعدی اینه که وقتی این اینارو واسه یکی تعریف کنی

و انتظار داشته باشی دل داریت بده  اما بی تفاوت باشه

و بعد اینکه کلی دعا کنی ی اتفاقی بیفته درس زمانی اتفاق بیفته که بد ترین زمانه ):

دوستان اینا همه تو ی روز اتفاق افتاد

شما بودین هنگ نمی کردین؟؟؟؟؟


به یاد کتاب بخوانیم ابتدایی که 1 قسمتی داش به نام با هم بخندیم

ا خودکار آبی تو کیفت باشه با یه دونه خودکار قرمز , وقتی خودکار آبی می خای و دست میکنی تو کیفت، همون خودکار قرمزه میاد بالا

.

.

.

تا حمامت تموم میشه و میای خودت رو خشک کنی جیشت میگیره!

.

.

.

در تاکسی یا بسته نمیشه یا طوری بسته میشه که
راننده توی دلش یه ماه عسل با عمه ت بره و برگرده
!

.

.

.

کبوترها وقتی رو ماشین سفید کار خرابی می کنن رنگ مدفوعشون سیاهه ، وقتی رو ماشین سیاه کار خرابی می کنند رنگ مدفوعشون سفیده !

.

.

.

مامانت هزارتا زیبایی و حسن در چهره و اخلاق داره
بابات فقط یه عیب داره
!!!
تمام عوامله ژنتیکی و جهش های وراثتی به سمته همون یه عیب میرن

.
.
.

.

در طول ترم هیچ مشکلی نداری ، دقیقا زمان امتحانا مریضی و سرما خوردگی شروع میشه !

.
.
.
.

پیشبینی هواشناسی وقتی درست از آب درمیاد که وضع آب و هوا برات فرقی نمیکنه

.
.
.
.

صبح بیدار میشی‌، موبایلی که تا صبح تو شارژ بوده رو بر میداری، و میبینی ‌شارژ نشده.
و دقیقا اون روز باید بری جایی که تا شب هم برنمیگردی
!

.
.
.
.

اگه میخوای همه افراد فامیلتونو از دخترخالت گرفته تا نوه عموتو با هم تو یه روز ببینی، پاشو همین الان دستِ دوس دختر یا دوس پسرتو بگیر، با هم برید بیرون یه دوری بزنید

.
.
.
.

درست ۵ دقیقه قبل از رسیدن به خونه، بچه تو ماشین خوابش می بره!

.
.
.
.

همیشه وقتی تنبلیت میاد پاشی آشغالتو بندازی سطل، از راه دور پرتش میکنی عمرا نمیفته توی سطل که تو مجبور شی برش داری!

.
.
.
.

توی یه رستورانِ لوکس ، اگه ما دعوت باشیم بر حسبِ احترام به میزبان ،
ارزون ترین غذا رو سفارش می‌دیم

- اگه توی همون رستوران میزبان باشیم ، مهمونها گرون ترین غذا رو سفارش میدن !

.
.
.
.

هر وقت دندوناتو مسواک میزنی میری سر یخچال یه چیز خوشمزه بیدا میکنی!

.
.
.
.

هر وقت میای در کنسرو ماهی رو باز کنی حلقه اش کنده میشه !

.
.
.
.

برای بستن در شیشه مربا و خیار شور باید ۱۰ بار بذاری تا یه بار پیچش جا بیفته!

.
.
.
.

هـمیشه موقع درس خوندن و امتحانا وقـت تنگه و ما گشاد!

.
.
.
.

همیشه وقتی حوله رو تو حموم می خوای برداری ، یکی از لباسات میفته رو زمین خیس…!

.
.
.
.

دکمه روشن کنترلو ۲۰ بار میزنی تلویزیون روشن نمیشه !

.
.
.
.

عصبانی میشی , ۲ بار پشت سرهم محکم فشار میدی روشن میشه دوباره خاموش میشه!

.
.
.
.

هر وقت ما خواستیم یه خبر خوب به یکی بدیم ، یا خبرش تکراری بود ! یا مهم نبود براش ! یا بدتر بهمش ریخت ! و

.
.
.
.

تو دانشگاه اگه از دختری خوشت بیاد طرف سه تا استان اون ور تر زندگی میکنه ،
اما اگه یه پسری ازت کمک درسی بخواد ، دقیقا کوچه بالایی تونه (و بر عکس
) !

ادامه نوشته

چیستان جالب آقای بیل گیتس | معمای 3 لامپ و 3 کلید

دو اتاق در مجاورت هم قرار دارند. هر کدام یک در دارند ولی هیچکدام پنجره ندارند. درهایشان که بسته

باشد درون اتاقها کاملا تاریک است. در یک اتاق سه چراغ برق به توانهای ۱۰۰، ۱۱۰ و ۱۲۰ وات و

در اتاق دیگر سه کلید برق مثل هم وجود دارد.ما نمیدانیم کدام کلید کدام چراغ را روشن میکند( مثلا

نمیدانیم آیا کلید وسطی مربوط است به چراغ وسطی یا به چراغهای دیگر اما بطور قطع میدانیم که هر

کدام از کلید ها یکی از چراغها را روشن میکند. همچنین ترتیب چراغها را هم نمیدانیم ). شما معلوم کنید

که هر کلید مربوط به کدام چراغ است.. برای اینکار و در شروع، شما باید در اتاق کلیدها باشید و کار را

از آنجا شروع کنید. شما میتوانید هر چند مرتبه که بخواهید کلیدها را روشن و خاموش کنید. اما شما تنها

هستید و نمیتوانید از کسی کمک بگیرید و هیچگونه وسیله ای هم خواه برقی خواه غیر برقی بهمراه ندارید

و مهمتر از همه اینکه شما حق ندارید بیش از یکبار وارد اتاق چراغها شوید و وقتیکه وارد شدید و بیرون

آمدید، دیگر نمیتوانید مجددا وارد آن اتاق بشوید.

این چیستان را بیل گیتس در سال ۲۰۰۲ طراحی کرد تا از بین ۱۰۰ مهندس یکی را برای شرکتش

انتخاب کند.حال بفرمایید که هر کلید کدام چراغ را روشن می کند؟

پاسخ در ادامه


ادامه نوشته

آذربایجان

"جمعه روز آذربایجان است نه روز قدس"

جمعه هفتمین روز رفتگان اهر و ورزقان و.......

است نه روز فلسطین

"ایرانی روز قدس ندارد تا هموطنش آواره است"


این روزا این جملات زیاد به گوش میرسه

من دو برداشت کردم:

1) تا هموطنم هست چرا باید سنگ دیگران رو به سینه بزنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اما وقتی واقعا به این موضوع فکر کردم به این نتیجه رسیدم :

2) هموطن در اولویته اما آیا بر سر مردم آذربایجان هم افرادی از رژیم صهیونیس هست؟!

  آیا اهر و ورزقان و و و بدست این حیوان صفت ها غصب شده؟!

 واقعا نظر شما چیست؟

در این پست بیش از هر پست دیگه ای به نظرتون نیاز دارم

پس کمکم کنید

ممنونم


حکایت تاجر و چهار همسرش

زندگی انسان ها سراسر ندانم کاری است و اشتباه ،آزمون و خطای ما آدم ها گویی هرگز تمامی نخواهد داشت. اگر به گذشته خود نظری بیندازیم آنقدر حماقت کرده ایم از خرد و کلان و از یاد آوری بعضی هایشان خنده مان می گیرد و بعضی دیگر آهی جگر سوز را از نهاد ما بر می آورد بارها و بارها با خود می گوییم آخر من با چه عقلی این کارها را کردم ؟ ای کاش هرگز چنین و چنان نمی شد!


________________________________________

گاه فرصت هایی را از دست داده ایم که با صرف هزینه های هنگفت هم قابل بازگشت نیستند دنیای ما آدم های ناآگاه و خوش خیال سراسر پارادوکسی طنز گونه است . چیزهای با ارزش را دور می اندازیم و به جایش چیز های بی ارزش را بر میداریم و مدتها به گردن وبال گردنمان می کنیم .
شما تصور کنید کسی می خواهد به سفری دور و دراز برود که خطرات زیادی در راه است به او هشدار داده شده که در برداشتن وسایلت دقت کن وسایل سنگین و کمر شکن را بر ندار چراغ راهت فراموش نشود مسیر پر است از صخره و سربالایی و جاهای سرد و گرم و … . خوب اگر کسی به جانش علاقه داشته باشد بیشترین دقت را به خرج می دهد در انتخاب وسایل و توشه راه حالا اگر این شخص به جای برداشتن چراغی که او را به مقصد برساند و تمام مسیر با او باشد یک وسیله ای را انتخاب کند که ظاهری زیبا و سرگرم کننده دارد به جای پتوی گرم و لباس مناسب به فکر راحتی در مسیر و خوشگذرانی و لذت بردن باشد آیا این خنده دار نیست؟ حتما به طرف می گوییم پس در سرما و شب های تاریک چه خواهی کرد ؟
اینجا برای بهتر ادا شدن حق مطلب از یک داستان تمثیلی استفاده می کنیم :

ادامه نوشته

      خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا سپاس

   خدا جون همش ده روز تا پایانه مهمونیت مونده

       با وجود این که نمک نشناس بودیم و سال های قبل

              نمک خوردیم نمکدون رو شکستیم

                   اما باز دعوتمون کردی.

                     مهمون های خوبی نبودیم اما اومدیم

                         آخه میدونی از مهمون نوازیت خیلی شنیدیم.

                             میدونم عزیزم،خوب میدونم

                               خوب میدونم ک با این شب های عزیز

                                  میخوای به این مهمونات بگی:

                                      عزیزم اگر فرصت رو از دست دادی

                                          غصه نخور!!!!!!!!!!!!!!!!

                                            میخوای بگی عزیزم دیدی چقد دوست دارم؟؟؟؟؟؟؟؟

                                              بگی دیدی از اونایی که یک سال بخاطرشون منو پس زدی با وفا ترم؟

                                               منم میگم :  میدونم     میدونم    میدونم    میدونم     میدونم

                                                    اما افسوس

                                                        افسوس که دیر فهمیدم

                                                            افسوس که باز،باختم

                                                           اما تو  رهام نکردی

                                                           گفتی : دلبرم ازمن

                                                             گریزان نباش

                                                           و  باز  مرا در آغوش گرفتی

                                                           و عاشقانه بر روح آلوده و زخمی ام

                                                          مرهم گذاشتی

                                                         گفتی: عزیزم نترس،من کنارت هستم

                                                         و حالا من میگم:

                                                        خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا سپاس

                                                        خدااااااااااااااااااا از عشق پاکت سپاس

                                                           

                                                                                            

کاریکاتورهای جالب ویژه این روزها


ادامه نوشته

حرفای آقا موشه به خاله سوسکه

عاشقم عاشقه بی دل منم

کدوم دل ؟

همون دل که پر امید

امید کجاست؟

بر آب

همون آب که از چشم اومد

دلت چی شد ؟

فنا شد، فنای اون ((چشا)) شد

کدوم چشم؟

همون چشم که خواب آوردش

کدوم خواب ؟

خوابی که ازم فرار کرد


ادامه مطلب یادتون نره!!!!!!!!!!!!!

ادامه نوشته

گله

دختری پشت یک 1000 تومانی نوشته بود:پدر معتادم برای همین پولی که پیشه توست یک شب مرا بدست صاحب خانه مان سپرد!!!!!!!

خدایا چقدر میگیری که بگذاری شب اول قبر قبل از اینکه تو ازم  سوال کنی من ازت بپرسم؟

چرا.........!؟

خداحافظ

تا چند وقت به خاطر یک مشکلی نمیتونم اپ کنم

هروقت برگشتم، جواب کامنتها رو میدم

خداحافظ تا بعد

بدون شرح................

"زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند. يک روز تصميم گرفت ميزان علاقه ای که دامادهايش به او دارند را ارزيابی کند. يکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم مي زدند از قصد وانمود کرد که پايش ليز خورده و خود را درون استخر انداخت. دامادش فوراً شيرجه رفت توی آب و او را نجات داد. فردا صبح يک ماشين پژو ٢٠٦ نو جلوی پارکينگ خانه داماد بود و روی شيشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت». زن همين کار را با داماد دومش هم کرد و اين بار هم داماد فوراً شيرجه رفت توی آب و جان زن را نجات داد. داماد دوم هم فردای آن روز يک ماشين پژو ٢٠٦ نو هديه گرفت که روی شيشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت». نوبت به داماد آخری رسيد. زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت. اما داماد از جايش تکان نخورد. او پيش خود فکر کرد وقتش رسيده که اين پيرزن از دنيا برود پس چرا من خودم را به خطر بياندازم؟ همين طور ايستاد تا مادر زنش در آب غرق شد و مرد.. فردا صبح يک ماشين بی ام ‌و آخرين مدل جلوی پارکينگ خانه داماد سوم بود که روی شيشه اش نوشته بود:«متشکرم! ازطرف پدر زنت»."

نقاشی با آبرنگ اثر Minh Dam

ادامه نوشته

10 چیزی که پسرها آرزو می کنند دخترها بدانند!

1- پسرها غیب گو نیستند به آنها واضح و روشن بگویید چه می خواهید.


2- پسرها عروسک خیمه شب بازی شما نیستند ؛ حسادت آنها را مقابل دوستان تان تحریک نکنید.


3- بدترین چیز برای پسرها این است که ببینند دخترها معتاد به سیگارند.


4- پسرها عاشق دخترهایی هستند که ورزشکارند و به اندام شان توجه می کنند.


5- دخترانی که نمی توانند به حققیت گوش کنند پس سئوالی نپرسند!


6- از پسرها انتظار نداشته باشید که هر چه در فیلم های رمانتیک و عاشقانه می بینید را برای شما تکرار کنند.


7- پسری که عاشق شماست ، دوست دارد تنها کسی باشد که با او حرف می زنید.


8- پسرها معمولا مهربانند و دوست دارند برای خوشحال کردن شما تلاش کنند. بهتر است این را بدانید.


9- پسرها هرکاری می کنند تا توجه دختری که دوستش دارند را به خود جذب کنند.


10- پسرها از مشاهده آشپزی دخترها به وجد می آیند!!

فقط یه ایرانی میتونه...................


فقط یه ایرانی میتونه صبح جمعه ساعت 6 با هزار مشقت و برنامه ریزی قبلی پاشه بره بیرون حلیم بخوره , پارک بره,ورزش هم کنه,
بعد ساعت 9 برگرده خونه بگیره تا ظهر بخوابه :
***
فقط یه ایرانی میتونه کند بودن رشد موهاشو بندازه گردن دست سنگین ارایشگر!
***
فقط خانومهای ایرانی هستن از یه هفته قبل از عروسی هی میگن
چی بپوشیم؟! .. چی بپوشیم؟!
اونوقت شب عروسی ؛ رسماً هیچی نمی پوشن :)))
***
فقط یه ایرانی میتونه اینو باور داشته باشه که اگه جفت راهنمای ماشین و روشن کنه، مجازه تو اتوبان دنده عقب حرکت کنه!
***
فقط تو ایران مدارسو 5شنبه ها تعطیل میکنن ولی به جاش بقیه هفته رو براش کلاس جبرانی در نظر میگیرن باپولهای آنچنانی !!!
***
تعمیرات مدل ایرانی‌:
۱-درشو باز کردن و فوت کردن. ۲-کامل باز کردن و دوباره بستن
۳-محکم زدن(مثل به پشت کنترل تلویزیون).
***
فقط آسمون ایران میتونه : کمی ! تا قسمتی! نیمه ابری! همراه با بارش پراکنده!در برخی از نقاط باشه. . . ( آخر ادبیاته این جمله)! :
***
فقط در تهران که مردم شمال شهردر سال 2011میلادی و مردم جنوب شهر در سال 70 هجری قمری زندگی میکنن!
***
تنها ایرانیان که وقتی میخوان از خیابون رد شن به جا اینکه به چراغ عابر نگاه کنند
به ماشینا نگاه میکنن که کی خلوت میشه سریع رد شن!
***
اگه ورزشی به نام "سگ دو" وجود داشت ما ایرانیا حتما توش می تونستیم یه خودی نشون بدیم... !!!
***
فقط یه ایرانی میتونه پیتزا رو با دوغ ,نوشابه رو با آبگوشت, سبزی رو با کوکوسبزی,
و کالباس رو با نون سنگک بخوره!
***
فقط یه ایرانی میتونه بره قشم لباس بیاره تو خونه بفروشه و بگه اینارو از دبی و ترکیه اوردم!
***
فقط یه ایرانی میتونه جلوی خودپرداز بانک با دیدن جمله لطفا منتظر بمانید استرس رو
با بیشترین فشار تحمل کنه و با نگاهی ملتمسانه به دستگاه تو دلش بگه
که اگه پول نمیدی جون هرکی دوست داری کارتم رو بده و بعد از دیدن جمله دستگاه
در حال شمارش وجه می باشد به ناگاه آرامش تمام وجودش رو فرا بگیره دقیقا مثل
فرود موفقیت آمیز هواپیما اونم در فرودگاه مشهد !!!
***
فقط یه ایرانی میتونه وقتی میخواد بره عروسی در به در دنبال یکی بگرده که کراواتشو براش گره بزنه :)))
***
فقط یه ایرانی میتونه اول از دستشویی بیاد بیرون بعد زیپ و کمربندشو ببنده :
فقط یه ایرونی میتونه اینجوری آشپزی کنه و به نظرش هم آخر برنامه آشپزیه!
آشپزی سامان گلریز: ماهیتابه چدنی دسینی رو میذارید روی گاز پنج شعله سامسونگ که با ضمانت سام سرویس عرضه میشه,یه کمی روغن لادن دوست تو و من رو بریزید توش و یا از کره اطلس طلایی استفاده کنید, دو تا هم تخم مرغ تلاونگ بندازید داخلش,اگر در حین کار خسته شدید میتونید از ماساژور شاندرمن استفاده کنید,دیدید که چه سریع یه غذای خوب آماده شد!
تا برنامه بعد همتون رو میسپارم به خدای بزرگ و بیمه سینا و ایران و دانا !!
***
فقط یه ایرانی میتونه وقتی مامور آمارگیر میاد در خونه اشون،بگه شرمنده من اینجا مهمونم,صاحبخونه رفته مسافرت!
***
فقط یه ایرانی میتونه 2 سال بره سربازی 30 سال تعریف کنه
***
فقط یه ایرانی میتونه بـــــه نوشابـــــه "نارنـــجــی" بگــــه "زرد"!
***
فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه اِاا رفت رو پیغامگیرشون و سریعاً تلفن رو قطع کنه!
***
فقط یه ایرانی میتونه طوری زل زل نگات کنه تو خیابان که نفهمی خوشگلی یا زیپت بازه !
***
از هر 2 تا تبلیغ تلویزیون یکی تبلیغ بانکه ، ولی مردم هر روز فقیر تر میشند
از هر 2 روز هفته یکیش تعطیله اما باز مردم افسرده تر میشند
از هر 2 نفر توی خیابون یه نفر لیسانس داره اما باز مردم بیکار تر میشند
از هر 2 تا خونه یکیش نوسازه اما مردم باز بی خانمان تر میشند
از هر 2 نفر یکی دماغش رو عمل کرده اما باز قیافه ها زیبا نمیشند
از هر 2 نفر یکی حاجی شده اما باز مردم بی خدا تر میشند!
***
فقط یه ایرانی میتونه از بی قانـــونی مملکت بنـــالـــه,
اما موقــــع دعـــوا و درگیـــــری بگـــــه مملکت قانــــون داره!
***
فقط یه زن ایرانی
درباره زندگی دخترش میگه: شوهرش خیلی خوبه همش میبرتش مسافرت و تو خونه هم خیلی کمکش میکنه حتی پوشک بچه را هم خودش عوض میکنه ، دخترم خوشبخت شد واقعا!
درباره زندگی پسرش میگه:بیچاره هر چی پول در میاره باید خرج سفرهای خانم کنه!
از سر کار هم که خسته میاد خونه خانمش کلی ازش کار میکشه حتی زورش میاد پوشک بچشو خودش عوض کنه، پسرم بد بخت شد واقعا!!!
***
اینجا ایران است :
کارت شارژیو که مغازه دار4700میخره و ما 5500میخریم و 4900 شارژ میکنه بهش میگن 5000 تومنی !!!
***
فقط یه معلم ایرانی میتونه(البته از نوع اول دبستانی) بری ترسوندن دانش آموزاش و زود خوابیدن اونا بهشون بگه:من رفتارای شما رو تو خونه با دوربین میبینم!:)))
***
فقط یه کارخونه ایرانـــی می تونـــــه بهــــت یه بستـــــه هوا بــــده که توش چــند تا دوونـــه چیپس هم اشانتـــــــــیون باشــــــــه!
***
فقط یه کودک ایرانی وقتی میره تو صف نونوایی هرچی صبر می‌کنه می‌بینه همش آخره صفه!
***
اینجا ایران است یعنی:
ببخشید اتوبوس 9:30 ساعت چند حرکت میکنه؟
ببخشید کارت شارژ دو تومنی دارین؟ چنده؟
***
فقط یه ایرانی میتونه وقتی توی مهمونی یا عروسی آب خوردن گیرش نیاد،
قرص قندش رو با یک لیوان نوشابه بخوره!
***
فقط یه ایرانی میتونه وقتی تو ایرانه همش دنبال جانی واکر و شراب فرانسوی و
رستورانای مکزیکی و ایتالیایی باشه،
بعد وقتی رفت خارج در به در بگرده دنبال دوغ آبعلی و شراب شیراز و شربت سکنجبین
و رب یک و یک !
***
فقط یه ایرانی میتونه ماشین خودشو با ریموت قفل کنه, ولی بعدش 4 تا دستگیره رو امتحان کنه که ببیــنـه قفل شده یا نه!

چشمه

در باغی چشمه‌ای‌بود و دیوارهای بلند گرداگرد آن باغ، تشنه‌ای دردمند بالای دیوار با حسرت به آب نگاه می‌کرد. ناگهان خشتی از دیوار کند و در چشمه افکند. صدای آب مثل صدای یار شیرین و زیبا به گوشش آمد. آب در نظرش شراب بود. مرد آنقدر از صدای آب لذت می‌برد که تند تند خشت‌ها را می‌کند و در آب می‌افکند.
آب فریاد زد: های، چرا خشت می‌زنی؟ از این خشت زدن بر من چه فایده‌ای می‌بری؟...

تشنه گفت: ای آب شیرین! در این کار دو فایده است. اول اینکه شنیدن صدای آب برای تشنه مثل شنیدن صدای موسیقی رُباب است. نوای آن حیات بخش است، مرده را زنده می‌کند. مثل صدای رعد و برق بهاری برای باغ سبزه و سنبل می‌آورد. صدای آب مثل هدیه برای فقیر است. پیام آزادی برای زندانی است، بوی یوسف لطیف و زیباست که از پیراهنِ یوسف به پدرش یعقوب می‌رسید .

فایدة دوم اینکه: من هر خشتی که برکنم به آب شیرین نزدیکتر می‌شوم، دیوار کوتاهتر می‌شود. 

خم شدن و سجده در برابر خدا، مثل کندن خشت است. هر بار که خشتی از غرور خود بکنی، دیوار غرور تو کوتاهتر می‌شود و به آب حیات و حقیقت نزدیکتر می‌شوی. هر که تشنه‌تر باشد تندتر خشت‌ها را می‌کند. هر که آواز آب را عاشق‌تر باشد. خشت‌های بزرگتری برمی‌دارد.

چند می فروشی؟

مرد کشاورزی یک زن نق نقو داشت که از صبح تا نصف شب در مورد چیزی شکایت میکرد. تنها زمان آسایش مرد زمانی بود که با قاطر پیرش در مزرعه شخم میزد. 
یک روز، وقتی که همسرش برایش ناهار آورد، کشاورز قاطر پیر را  به زیر سایه ای راند و شروع به خوردن ناهار خود کرد. بلافاصله همسر نق نقو مثل همیشه شکایت را آغاز کرد. ناگهان قاطر پیر با هر دو پای عقبی لگدی به پشت سر زن و در دم کشته شد.

در مراسم تشییع جنازه چند روز بعد، کشیش متوجه چیز عجیبی شد. هر وقت...

یک زن عزادار برای تسلیت گویی به مرد کشاورز نزدیک میشد، مرد گوش میداد و بنشانه تصدیق سر خود را بالا و پایین میکرد،  اما هنگامی که یک مرد عزادار به او نزدیک میشد، او بعد از یک دقیقه گوش کردن سر خود را بنشانه مخالفت تکان میداد.


پس از مراسم تدفین، کشیش از کشاورز قضیه را پرسید.

کشاورز گفت: 

خوب، این زنان می آمدند چیز خوبی  در مورد همسر من میگفتند، که چقدر خوب بود، یا چه قدر خوشگل یا خوش لباس بود، بنابراین من هم تصدیق میکردم.


کشیش پرسید، پس مردها چه میگفتند؟

کشاورز گفت: 

آنها می خواستند بدانند که آیا قاطر را حاضرم بفروشم یا نه


احترام به بزرگترها را فراموش نکنیم

"ايـن متــن را جـــدي بگيـريم"
http://upload.iranvij.ir/image_tir91/13424194541.jpg


فرزند دلبندم
:


آن زمان که مرا پير و از کار افتاده يافتي،

اگر هنگام غذا خوردن لباسهايم را کثيف کردم ويا نتوانستم لباسهايم را بپوشم

اگر صحبت هايم تکراري و خسته کننده است

صبور باش و درکم کن يادت بياور وقتي کوچک بودي مجبور ميشدم روزي چند بار لباسهايت را عوض کنم

براي سرگرمي يا خواباندنت مجبور ميشدم بارها و بارها داستاني را برايت تعريف کنم...

وقتي نميخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن

وقتي بي خبر از پيشرفتها و دنياي امروز سوالاتي ميکنم،با تمسخر به من ننگر

وقتي براي اداي کلمات يا مطلبي حافظه ام ياري نميکند،فرصت بده و عصباني نشو

وقتي پاهايم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده...همانگونه که تو اولين قدمهايت را کنار من برميداشتي....

زماني که ميگويم ديگر نميخواهم زنده بمانم و ميخواهم بميرم،عصباني نشو..روزي خود

ميفهمي
از اينکه در کنارت و مزاحم تو هستم،خسته و عصباني نشو

ياريم کن همانگونه که من ياريت کردم

کمک کن تا با نيرو و شکيبايي تو اين راه را به پايان برسانم

فرزند دلبندم،دوستت دارم