با همسری تماس گرفتم فکر کنم امشب برسه.
می گه شازده دوماد اومده بوده واسه دفاع .
می گم با چه رویی اومده آخه.
یکی نیست بهش بگه تو که اونقدر مرد نیستی که بخوای پای کارت وایسی
فردا می خوای هی طرف رو بزنی بعد گه خوری کنی؟
دختره اگه قبول کنه ادامه بده حقشه که هر روز یه فصل کتک بخوره.
دوران نامزدی واسه همین شناختن هاست.
کسی که نمی تونه عصبانیت خودش رو کنترل کنه بدرد نمی خوره باهاش بری زیر یه سقف.
همسری هم بی خیال شده و می گه هر تصمیمی گرفت به من ربطی نداره.
بهش می گم تورو خدا ببین دو جووونک چطور زندگی چند خانواده رو بهم ریختند.
دیگه حق نداری ناراحت باشی و بری تو فکر واسه دوتا آدم نادون.
.
این چند روز ویارم شروع شده.
حالت تهوع. معده درد و در عین حال گشنگی.
فقط و فقط دوس دارم لیمو ترش بخورم و کشک.
به خداااااا اگه میدونستم بارداری اینه اصلا گول نمی خوردم خواهر.
همسری هم نیست سرش غر بزنم دلم آروم شه.
همش دستور میده غذا بخور و مراقب باش و موقع رانندگی سرعت نرو و الی آخر
منم می گم من سعی ام رو می کنم ولی تا خدا چی بخواد.
می خوام کانِش رو بکنم دوکان
جِرش می دهیم بذار بیاد.