افسانه عشق

من پذیرفتم شکست عشق را...
من پذیرفتم که عشق افسانه است...
این دل درد آشنا دیوانه است...
میرم از رفتن من شاد باش...
از عذاب دیدنم آزاد باش...
گر چه تو تنهاتر از من میشوی...
آرزو دارم ولی عاشق شوی...
آرزو دارم بفهمی درد را ...
تلخی برخوردهای سرد را...












خداحافظ ای عشق خداحافظ ای گل



