بار دیگر تولد آغاز میشود
و من دوباره زندگیم را آغاز میکنم،
پر باز میکنم،

پرواز میکنم

I born again

And start my new life
I flutter

And

fly

هستم ولی خیلی خستم سال نو هم مبارک

حکايت وبلاگ من ... ء

حکايت وبلاگ من ... ء


آيا تا به حال گذارتان به يک گورستان بزرگ افتاده ؟

قبرها همينطوري کنار هم رديف !
و مردم در گذر
براي رسيدن به مدفن دوستي ، فاميلي يا آشنائي !
بي توجه به زير پايشان !
که پا روي سر مرده اي ميگذارند و يا دستي را لگد کوب !
به ناگاه مي ايستند .
آخ حيوونکي چه جوون بوده !!!
اون يکي رو نيگا ، چه خوشگل بوده !!!
بي آنکه فاتحه اي بي الحمد نثارشان کنند !
و بعد به سرعت دور ميشوند .
.
.
.
حکايت وبلاگ من هم بي شباهت به يکي از اون قبر ها نيست !
خيلي ها ، خيلي ها اصلاً اونو نمي بينند !
و اما اونهائي که به طريقي گذارشان مي اُفتد ،
گذري و نيم نگاهي .
بي آنکه حتي تُفي بياندازند !
ويا لعنتي نثارمان کنند !
اينرا گفتم که بداني منتظر تشويق و تقدير نيستم !
اصلا استحقاقش را ندارم .
ولي در عجبم !!!
چرا که بعضي از اين وبلاگها که حتي خرماي گنديده هم پخش نميکنند !
اينقدر بازديد کننده دارند و کلّي کامنت و نظر !
که صد البته بيشتر همين نظرات دست کمي از متن پست ندارند
سخيف ، بي معني و بي ارتباط .

در يکي از وبلاگها ايگونه ديدم :
آه واژه هايم يخ بسته اند
ديگر شعر گفتنم نمي آيد
.
بازديد  386  بار
کامنت  245  مورد

و ديگري که چند سطر از کارهاي عادي روزانه اش را نگاشته بود ...
بازديد   427  بار
کامنت   361  مورد

اتفاقا از مدير وبلاگ اخير در باب راز موفقيتش پرسيدم
تا بلکه منهم همان راه را تجربه کنم
عين پاسخ اين خانم را در زيز ملاحظه ميفرماييد :

  [IP:  85.185.243.157 ]  [نظر خصوصي] 
 چهارشنبه، ?6 دي ????  -  ?2:24 ‎ب.ظ

راستش نميدونم چي بگم...
خوب شايد به نظر اونا جالبهه ميان ميخونن؟؟
شايد هم واسه سرگرمي ميان...نمي دونم .والله
  نويسنده:  .·?•? مثل ليمو ، تلخ و شيرين ?•?·

به راستي ما را چه ميشود ؟ !!! ء

****

شقایق گفت با خنده ؛ نه تب دارم ، نه بیمارم
اگر سرخم چنان آتش ، حدیث دیگری دارم
گلی بودم به صحرایی ، نه با این رنگ و زیبایی
نبودم آن زمان هرگز ، نشان عشق و شیدایی

یکی از روزهایی ، که زمین تب دار و سوزان بود
و صحرا در عطش می سوخت ، تمام غنچه ها تشنه
و من بی تاب و خشکیده ، تنم در آتشی می سوخت
ز ره آمد یکی خسته ، به پایش خار بنشسته


و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود
ز آنچه زیر لب می گفت : شنیدم ، سخت شیدا بود
نمی دانم چه بیماری به جان دلبرش
افتاده بود ، اما طبیبان گفته بودندش

اگر یک شاخه گل آرد ، ازآن نوعی که من بودم
بگیرند ریشه اش را ، بسوزانند
شود مرهم برای دلبرش ، آندم شفا یابد
چنانچه با خودش می گفت ، بسی کوه و بیابان را

بسی صحرای سوزان را ، به دنبال گلش بوده
و یک دم هم نیاسوده ، که افتاد چشم او ناگه به روی من
بدون لحظه ای تردید ، شتابان شد به سوی من

به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد و
به ره افتاد و او می رفت ، و من در دست او بودم
و او هرلحظه سر را رو به بالاها
شکر می کرد ، پس از چندی

هوا چون کوره آتش ، زمین می سوخت
و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت
به لب هایی که تاول داشت گفت : چه باید کرد؟

در این صحرا که آبی نیست
به جانم ، هیچ تابی نیست
اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من
برای دلبرم ، هرگز دوایی نیست

واز این گل که جایی نیست ، خودش هم تشنه بود اما
نمی فهمید حالش را ، چنان می رفت و
من در دست او بودم ، و حالا من تمام هست او بودم

دلم می سوخت ، اما راه پایان کو ؟
نه حتی آب ، نسیمی در بیابان کو ؟

و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت
که ناگه روی زانوهای خود خم شد ، دگر از صبر او کم شد
دلش لبریز ماتم شد ، کمی اندیشه کرد ، آنگه

مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت
نشست و سینه را با سنگ خارایی
زهم بشکافت ، زهم بشکافت

اما ! آه صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد
زمین و آسمان را پشت و رو می کرد
و هر چیزی که هرجا بود ، با غم رو به رو می کرد

نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب ، خونش را
به من می داد و بر لب های او فریاد
بمان ای گل ، که تو تاج سرم هستی
دوای دلبرم هستی ، بمان ای گل

و من ماندم نشان عشق و شیدایی
و با این رنگ و زیبایی
و نام من شقایق شد
گل همیشه عاشق شد

همدم

کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت میدونی عادت نیست،فقط دوست داشتن محضه

کنارم هستی و بازم بهانه هامو میگیرم
میگم وای،چقدر سرده میام دستاتو میگیرم

یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم
از اینجا تا دم در هم بری دلشوره میگرم

فقط تو فکر این عشقم،تو فکر بودن با هم
محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم

میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوستت دارم

تو هم مثل منی انگار،از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو میخوای
یه جورایی خود آزاری
یه جورایی خود آزاری...

کنارم و هستی انگار همین نزدیکیاست دریا
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا

قشنگه ردپای عشق بیا بیا این چتر زیر برف
اگه حال منو داری میفهمی یعنی چی این حرف

ترانه سرا: افشين مقدم

[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]

برای دانلود اینجا کلیک کنید

احساس میکنم از وقتی ازدواج کردم بزرگتر شدم

[تصویر: 1352412929.gif]

گربه‌ي زيباي من سرش شكسته
مثل دل من كه با داغش از درد شكست
"سرش سلامت!"

 

[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]

فوق لیسانس بود ولی همان دکه را دوست داشت

معدل فوق لیسانس اش ۱۸ بود ولی همان دکه آبمیوه فروشی را دوست داشت

مطمئن بود که باهوش و با استعداد است ولی همان دکه آبمیوه فروشی کنار ایستگاه را دوست داشت

افکار و عقایدش خوب و نرمال بود ولی همان دکه آبمیوه فروشی کنار ایستگاه تاکسی را دوست داشت

چون بزرگترین علاقه اش این بود که وقتی راننده های خط فریاد میزدند :

آزادی.....آزادی

او هم فریاد بزند :

زرشک....زرشک...آب زرشک

[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]

هه هه




www.jazzaab.ir  سوژه های طنز و خنده دار وطنی

[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]

ادامه نوشته

شنیدی میگن نو که اومد به بازار کهنه میشه دل آزار راسته والا از وقتی که رفتیم توییتر وفیس بوک و... دیگه اصلا


خیلی بی وفا شدم خودم اینومیدونم رفتم که بیام باشه سعی میکنم بیشتر بیام باشه تا بعد

[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]

آهنگ گل آفتابگردون گروه آریان

دانلود گل آفتابگردون
[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]

آهنگ مادر از گروه آریان

آهنگ مادر از گروه آریان

برای دانلود اینجا کلیک کنید

[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]

آکورد گلهای آفتابگردون از گروه آریان

گل آفتابگردون 4/4 


E........F..........G....................F.....Am..........E......F.........G................F....Am

گل افتابگردون هروز به انتظار دیدن یاره           اما خورشید و پوشونده ابری که تاریک و تاره

...E..............C............G......Dm.......................F.....C............G.......Dm

چشمای آفتابگردون باز نگران از ابرا                داد میزنن این تنها طاقت دوری نداره

.....E........C............G....Dm...................F.....C.................G.......Dm

تا بشه وقتی خورشید از دل ابرا پیدا              باز کار آفتابگردون انتظاره انتظاره

چهار بار تکرا میشه    E.....Dm***

...........E.....Dm................E....Dm.............E.............Dm...........E.....Dm

آخرش ابرا رو از رو رخه خورشید بر میدارم      توی آغوش نفسهام عطر لبخندو میارم

E.....Dm.....F........E......Dm............F............E..........F.............E........F...........E..........F

واسه دیدارت همیشه میزنم تا آسمون پل      بمون همیشه کنارم تویی خورشید منم اون گل - تویی خورشید منم اون گل

............Em.....................G...........F...............Am

دونه دونه دونه دونه دونه پاک کنیم آشکای روی گونه ها رو

................Em...................G...........F...............Am

دونه دونه دونه دونه دونه پر کنیم از شادی همه خونه ها رو

    دوبار تکرار میشود   Em....G.....F....Am***

 ...................F.......................G..............................F.........................G

میخوام اون ابرای تیره که گرفتن روی خورشید    همه بارون بشه اما ببارن رو گل امید

 ...................F.......................G............................F...........................G

تا که چشمونم همیشه باشه به آسمون تو      تا بمونم من همیشه گل افتابگردون تو

[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]

در حاشیه ی فصل امتحانات

دددد

...

سوژه های آخر خنده از ما ایرانی ها / تصاویر جدید  سوژه های آخر خنده از ما ایرانی ها / تصاویر جدید  سوژه های آخر خنده از ما ایرانی ها / تصاویر جدید  سوژه های آخر خنده از ما ایرانی ها / تصاویر جدید  سوژه های آخر خنده از ما ایرانی ها / تصاویر جدید  سوژه های آخر خنده از ما ایرانی ها / تصاویر جدید  سوژه های آخر خنده از ما ایرانی ها / تصاویر جدید  سوژه های آخر خنده از ما ایرانی ها / تصاویر جدید  سوژه های آخر خنده از ما ایرانی ها / تصاویر جدید  سوژه های آخر خنده از ما ایرانی ها / تصاویر جدید  images

Fereydoon Moshiri

Smell the smell of rain, the smell of grass land

 

شاخههای شسته، باران خورده، پاک Wash branches, rain, eaten, clean

 

آسمان آبی و ابر سپید Blue sky and white clouds

 

برگهای سبز بید Willow green leaves

 

عطر نرگس رقص باد Narcissus perfume Wind Dance

 

نغمه شوق پرستوهای شاد Prstvhay happy joy song

 

خلوت گرم کبوترهای مست Quiet hot drunk Doves

 

نرم نرمک میرسد اینک بهار Now comes the spring soft Nrmk

 

خوش به حال روزگار Welcome to the present time

 

خوش به حال چشمهها و دشت‌ها Welcome to the springs now and plains

 

خوش به حال دانهها و سبزه‌ها Welcome to grain and grass now

 

خوش به حال غنچههای نیمه باز Welcome to the buds are half open

 

خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز Welcome to the sweet girl has a cute laughs

 

خوش به حال جام لبریز از شراب Welcome to the cup being filled with wine

خوش به حال آفتاب Welcome to the sun now

 

ای دل من گرچه در این روزگار I though my heart this time

 

جامه رنگین نمیپوشی به کام Colored garments Nmypvshy Kam

 

باده رنگین نمینوشی ز جام Wine G colorful Nmynvshy Cup

 

نقل و سبزه در میان سفره نیست Transportation and grass is spread among

 

جامت از آن می که میباید تهی است Jamt from which it must keep is empty

 

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم A pity if you like flowers with Nasim Nrqsy

 

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب An unwavering, if I let the sun Mstm

 

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار If a spare us Kami Ngyrym Spring

 

گر نکویی شیشه غم را به سنگ Gr Nkvyy sorrow glass to stone

 

هفت رنگش میشود هفتاد رنگ Seventy-seven is color color

 

------------------------------------- فریدون مشیری ------------------------------------- Fereydoon Moshiri

خدایا شکرت

بلاخره به سلامتی و میمنت و شادی بیمارستان کلات بعد از بیش از بیست

سال تحویل شبکه بهداشت و درمان شد

این افتخار نصیب بنده شدکه این بیمارستان که به نام امام حسن مجتبی(ع) مزین شده توسط من تکمیل

بشه وانشالله به زودی طی چند روز آتی عملیاتی میشه

بابا خدا قوت سربازی اونم 14 سال

داستان باحال و جالب خلبانان نابینا
دو خلبان نابینا که هر دو عینک های تیره به چشم داشتند ، در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپیما آمدند ، در حالی که یکی از آنها عصایی سفید در دست داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت می کرد. زمانی که دو خلبان وارد هواپیما شدند ، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد. اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پس از معرفی خود و خدمه پرواز ، اعلام مسیر و ساعت فرود هواپیما ، از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند !!!
در همین حال ، زمزمه های توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند ، یک نفر از راه برسد و اعلام کند این ماجرا فقط یک شوخی یا چیزی شبیه دوربین مخفی بوده است. اما در کمال تعجب و ترس آنها ، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت. هر لحظه بر ترس مسافران افزوده میشد چرا که می دیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد ، می رود. هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه میداد و چرخ های آن به لبه دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند. اما در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد.
در همین هنگام در کابین خلبان ، یکی از خلبانان به دیگری می گوید : باب ، یکی از همین روزا بالاخره مسافرها چند ثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن می کنن و اون وقت کار همه مون تمومه !!!

تلفنی که پیغام گیر داشته باشه چقدر بده !
از روزی که خریدیم وقتی  نیسیم دوستان زنگ میزنن ، یکیشون شعر میخونه ، یکی صدای حیوون از خودش در میاره ، یکیشون مسخره بازی در میاره ...
آرزوی شنیدن یک پیام درست و داشتن رفیق مناسب تو دلمون موند !

.
چند سال پیش چادر مامانمو سرم کردم و واسه خنده ... یهو مامانم تا منو دید جفت دستاشو رو به آسمون برد و از ته دل خدا رو شکر کرد و گفت خدا رو صد هزاررررر مرتبه شکر که دختر نشدی و گرنه هیچ امام و امام زاده ای هم نمیتونست تو رو شوهر بده با این قیافت !
من :

شب عید

مامان نمیخواین سبزی پلو با ماهی بپزین

نه   رفتم 2 تیکه ماهی بخرم سی و پنج هزار تومن شد نخریدم من ماهی نمیشنام

چی قزل آلا میخریدین هر روز ازاین ماهی های مونده ی بو گندو میخرید نمیشه خورد

برو بخر یک کادو هم بخر برا آشتی

 الان ؟ چی بخرم کادو رو میگم  نمدونم کتاب شال هرچی تونستی

رفتم بیرون وسیله ای که از یکی از دوستام دستم مونده بود دو دادم بهش البته قبلش خواهرم و بردم تا سبزه

ای که برا دوستش آماده کرده بود بهش بده خدا خدا میکرد سبز بشه یک سفال زیبا گندم کاشته بود دو سانتی

شده بود خدا بده از این دوستا ازش پرسیدم چی بخر گفت کتاب  گفتم از کی

عرفان نظر آهاری لیلی نام تمام دختران روی زمین است نمدونم شاید تمام دختران ایران است

با خودم گفتم عجب شبی بشه امشب ترافیک خیلی سنگین بود یک آهنگی هم سی دی یه میخوند الان

هرچی 

فکر میکنم یادم نمیاد دوستم رو دیدم تشکر کرد ازش جدا شدم رفتم  خیابون راهنمایی ساعت ده و نیم شده

بود اولین چیزی که بچشمم خورد ماهی فروشی بود قزل آلای خال دار قبلا خورده بودم خوشمزه است

اینا زنده بودن تو آکواریوم یک پمپی هم تو آکواریوم کار میکرد بالاشم کف جمع شده بود کف مغازه خیس بود و

یکی داشت مغازه رو میشست یکی هم لامپای کم مصرف دم در رو باز میکرد یک خانم کم حجابی هم ذاشت

پول میشمرد و صندوق رو جمع میکرد یک آقایی سمت من اومد

آقا این قزل ها کیلویی چنده

7500

چقدر کوچیکن

خوب اینا رو ما برا رستورانها آوردیم 250 گرمی و300 گرمی             خوب آقا 4 تا بدین

تور و انداخت تو آکواریم چند تایی ماهی تو تور بود ریختشون تو یک سبد قرمز که کنار آکواریوم بود ماهی ها

تکون میخوردن بالا و پایین میپریدن 6تا بودن 2تا شون کوچیک تر بودن تکون تکون میخوردن 

آقا اینا خوبن

آره وسکوتی که انگار همه منتظر بودن که ماهی ها بمیرن صدای بوق ماشین ها و صدای منشی تو صدای جون

دادن ماهی ها گم شد هر چند لحظه تکون میخوردن ویک ضربه ی یکی از ماهی ها باعث میشد همه ی ماهی

بالا پاین میپریدن

فروشنده اومد یک نایلون برداره نایلون سفید که برداشت کوچیک بود جلوتر اومد و ماهی ها یک تکون دیگه

خوردن خم شد یک نایلون بزرگ رنگی از اون پایین برداشت ماهی به فروشنده التماس میکردن یکی از ماهی

ها رو برداشت سر خورد افتاد دوباره اونو برداشت خوب نگاه کردم دستش رو فرو کرده بود تو آبشش  ماهیا

هر شیش تا رو تو نایلون گذاشت وزنش رو ویک فیش بهم داد  پولش رو با خانمه حساب کردم 8000 تومن شد

باخودم گفتم بیانصاف 250 گرم هم باشه 4 تا میشه نه شیش تا

 نایلون رو برداشتم و سوار ماشین شدم ماهیا تکون میخوردن هنوز زنده بودن گریه ام گرفته بود آهنگه یک

سوزی داشت افتادم دنبال کتاب لیلی حرکت کردم ماهیا یک تکونی خوردن یک هو یک ضربه ی کوچیک و

احساس کردم ماشین یکم بالا اومد پیاده شدم هنوز ده متری از ماهی فروشی دور نشده بودم   

یک 206 سفید زده بود به ماشینم یک اقای قد کوتاه مسن با موهای جو گندمی چشماش اشک داشت انگار

اونم داشت برای مرگ ماهی های من گریه میکرد یک نگاه به ماشین خودم کردم یک نگاه به ماشین اون گلگیر

ماشینش به ماشین من خورده بود اومد طرفم و گفت ماشین من به سپر شما خورده  ماشین شما طوریش

نشده یک نگاه به ماشین اون کردم گلگیرش قر شده بود گفت بریم آقا گفتم بریم؟ گفت آره شب عیده منم یک

نگا به ماشینم کردم یک انحراف داشتم ولی انگار طرف خودش مقصر بود الان عذاب وجدان دارم شاید من مقصر

بودم ماهیا یک تکونی خوردن چند دور تو خیابونا زدم هیچ کتاب فروشی باز نبود راهنمایی احمد آباد و...

ماهیا داشتن جون میدادن سریع به سمت خونه رفتم آهنگه زیاد بود ولی انگار شنیده نمیشد رسیدم خونه

خیلی حول بودم توی یک ظرف یکم اب ریختم از 6تا ماهی 4 تاش زنده بودن و داشتن نفس میکشیدن  یکی از

ماهیا رو تو آب انداختم یک ساعتی طنده بود با خودم گفتم بلاخره که باید بمیره اینجوری عذاب میکشه به

مامان گفتم از اب بیارتش بیرون خودم دلم نیومد ...

الان که دارم اینارو مینویسم ماهیا رو خوردیم کلی با خودم کلانجار رفتم تا تونستم ماهیارو بخورم یاد تکوناش

میوفتادم مرگشون خیلی تلخ بود

برآمد باد صبح و بوی نوروز                به کام دوستان و بخت پیروز 

مبارک بادت این سال و همه سال          همایون بادت این روز و همه روز

 

سوختن آرزوهاتون توی آتیش آرزومه.......چارشنبه سوریتون مبارک .



ترانه ی زیبا و بسیار دل نشین ببار ای بارون ببار


ببار اي بارون ببار
با دلُم گريه كن، خون ببار
در شباي تيره چون زلف يار
بهر ليلي چو مجنون ببار اي بارون

ببار اي ابر بهار
با دلُم به هواي زلف يار
داد و بيداد از اين روزگار
ماهُ دادن به شبهاي تار اي بارون

ببار اي بارون ببار
با دلُم گريه كن، خون ببار
در شباي تيره چون زلف يار
بهر ليلي چو مجنون ببار اي بارون


دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
به سرخي لباي سرخ يار
به ياد عاشقاي اين ديار
به داغ عاشقاي بي مزار اي بارون

ببار اي بارون ببار
با دلُم گريه كن، خون ببار
در شباي تيره چون زلف يار
بهر ليلي چو مجنون ببار اي بارون

با دلُم گريه كن، خون ببار
در شباي تيره چون زلف يار
بهر ليلي چو مجنون ببار اي بارون


http://mrsaid.persiangig.com/audio/Folder1/baroon.mp3


کدام گوری بودي؟

مردی داشت در خيابان حركت مي كرد كه ناگهان صدايي از پشت گفت: اگر يك قدم ديگه جلو بروي كشته مي شوي مرد ايستاد و در همان لحظه آجري از بالا افتاد جلوي پایش.
مرد نفس راحتي كشيد و با تعجب دور و برش را نگاه كرد اما كسي را نديد. به هر حال نجات پيدا كرده بود.

به راهش ادامه داد.
به محض اينكه مي خواست از خيابان رد بشود باز همان صدا گفت : بايست مرد ايستاد و در همان لحظه ماشيني با سرعتی عجيب از کنارش رد شد.
بازهم نجات پيدا كرده بود.

مرد پرسيد تو كي هستي و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم . مرد فكري كرد و گفت :
- اون موقعي كه من داشتم ازدواج مي كردم کدام گوری بودي؟

یکم امیدوار شدم

عجب معمار بی حوصله ای


بله اینجا بود که امام گفت آب و برق را مجانی میکنیم نه اونجا البته برای مستمندان

بیانات امام خمینى در روز ورود به قم / تاریخ : 10 اسفند 1357 / 2 ربیع الثانى 1399

 

اعوذ بالله من الشطیان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

مـن از عـواطف شما ملت ایران تشكر مى كنم، من شما ملت رنجدیده را فراموش نمى كنم. من از عهده تشكر شما بر نمى آیم. من از خداى تبارك و تعالى سلامت و سعادت ملت ایران را خواستارم.

...

ادامه نوشته