بنام خدایی که...
نگاه مهربانش را از همان روز اول بدرقه راهم کرد
و لبخندش کافیست برای تاب آوردن تمام پاییز ها
همیشه نفس هایم دلتنگ اند دلتنگ خدایی که...
همین نزدیکی هاست و همیشه هست
از خودم چیزی نمیدانم شاید همین سه نقطه ها...
نظر فراموش نشه...
بنام خدایی که...
نگاه مهربانش را از همان روز اول بدرقه راهم کرد
و لبخندش کافیست برای تاب آوردن تمام پاییز ها
همیشه نفس هایم دلتنگ اند دلتنگ خدایی که...
همین نزدیکی هاست و همیشه هست
از خودم چیزی نمیدانم شاید همین سه نقطه ها...
نظر فراموش نشه...


تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــولد وبم مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک...
ساخت وب 22مرداد92
هیچ لحظه ای آنقدر سخت نمیشود که نشود تحملش کرد!
شدنی ها را انجام ده.و تمام نشدنی هایت را به خداوند بسپار.
روزهایتان خدایی...
اشکهايم را نديدی چون محو تماشای باران بودی ولی اميدوارم
انقدر در آيينه مجذوب نشده باشی که حداقل زشتی
ديو خود خواهيت را ببينی
باشد که باديگران چنان نکنی که با من کردی.......
مرا در خويش که مرگ من تماشاييست
آشفتگی من از اين نيست که تو به من دروغ گفته ای، از اين آشفته ام
که ديگر نميتوانم تو را باور کنم...
تا سر بر آن گذاری و غم دلت را زار زار اشک بريزی و وقتی شانه ای برای
گريستن داری ديگر اشکی برای ريختن نداری، و نه حتی نيازی به ريختن
اشک..