******تولدم مبارک******

1391/4/28


امروز 28 تیر 1391

امروز تولدمه ولی تنهام اون کنارم نیست

امروز یه تصمیمی گرفتم دیگه آپ نخواهم کرد

دیگه اینجاهم از من اثری نخواهد موند.

امروز آپ میکنم و میرم.

فقط دوس دارم بدونی که :

                   چقدر بی اندازه دوست دارم

گلم امروز تولدمه ولی نبودنت برام این

روزو تبدیل کرده به روز مرگ

این شعر رو مینویسم و میرم و دیگه

              آپ نمیکنم

************************************

امشب تولده منه اما تو نیستی ، اما تو نیستی

شمع و ستاره روشنه اما تو نیستی ، اما تو نیستی

دوستام همه کنارمن اما تو نیستی ، اما تو نیستی

وای بحال اونکه دل بتو سپرده

بتو دل داده و از تو دل نبرده

توشبه تولدش واسه تو مرده

شبه تولدش واسه تو مرده

بیا بهم تبریک بگو فقط سکوت کن

اما خودت بجای من شمع هارو فوت کن

امشب تولده منه اما تو نیستی ، اما تو نیستی

شمع و ستاره روشنه اما تو نیستی ، اما تو نیستی

اما تو نیستی اما تو نیستی اما تو نیستی..........

****************************************

           عزیزترینم تنها تو عشقمی

        دوست دارم تا ابد ک نفس دارم

                    همگی بدرود

تنهاییم بعد تو..............


میتونی همیشه مثل یه قطره اشک بعضی ها رو از چشمت بندازی

ولی هیچ وقت نمیتونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن عشقت از چشمت جاری میشه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در تنهايي خود لحظه ها را برايت گريه کردم

در بي کسيم براي تو که همه زندگی ام بودي گريه کردم

در حال خنديدن بودم که به ياد خنده هاي سرد و تلخت گريه کردم

در حين دويدن در کوچه هاي زندگي بودم که ناگاه به ياد لحظه هايي که بودي و اکنون نيستي

ايستادم و آرام گريه کردم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چقدر غریب شدم میان این همه آشنا ...با تمام وجودم دلتنگی رو احساس میکنم.دلتنگی حس و حال و رمق رو ازت میگیره.دلتنگی رنگ نداره و مثل مه میمونه!حال یه آدمی رو دارم که وسط یک جاده مه گرفته گیر افتاده.نه میتونه بره جلو و نه میتونه برگرده عقب.همونجا میشینه به امید اینکه هوا آفتابی بشه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

غرور هديه شيطان و عشق هديه خداوند

ما هديه شيطان را به هم ميدهيم ولي

هديه خدا را از يكديگر پنهان ميكنيم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یادمون باشه که هیچ کس رو امیدوار نکنیم بعد یک دفعه رهاش

کنیم چون خرد میشه ، میشکنه . آهسته میمیره. یادمون باشه

که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما

تکیه کرده سرش درد نگیره. یادمون باشه قولی رو که به کسی

میدیم عمل کنیم. یادمون باشه هیچ وقت کسی رو بیشتر از

چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره .

یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو

نمیخوام ببینمت چون زندگیشو ازش میگیریم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گل خوشگلم همیشه دوست دارم

همیشه تنها عشقمی بعد تو کسی تو قلبم

جا نداره حرفامو باور کن

عکس خدا در اشک عاشق است

قطره، دلش دریا می خواست.

خیلی وقت بود که به خدا گفته بود.

 هر بار خدا می گفت:

(( از قطره تا دریا راهی ست طولانی.

راهی از رنج و عشق و صبوری. هر قطره را لیاقت دریا نیست.))
قطره عبور کرد و گذشت. قطره پشت سر گذاشت. قطره ایستاد و منجمد شد.

 قطره روان شد و راه افتاد. قطره از دست داد و به آسمان رفت.

و هر بار چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت تا روزی که خدا گفت:

(( امروز روز توست. روز دریا شدن.))

خدا قطره را به دریا رساند قطره طعم دریا را چشید. طعم دریا شدن را. اما.....
روزی قطره به خدا گفت:

(( از دریا بزرگتر، آری از دریا بزرگتر هم هست؟))
خدا گفت: (( هست.))
قطره گفت: (( پس من آنرا میخواهم. بزرگترین را. بی نهایت را.))
خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت: (( اینجا بی نهایت است.))
آدم عاشق بود. دنبال کلمه ای می گشت تا عشق را توی آن بریزد.

 اما هیچ کلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت.

 آدم همه ء عشقش را توی یک قطره ریخت.

 قطره از قلب عاشق عبور کرد و وقتی که قطره از چشم عاشق چکید،

 خدا گفت:

(( حالا تو بی نهایتی، زیرا که عکس من در اشک عاشق است.))


سالگرد عشقم

سلام

امروز برامن ۱ روز مهمه شاید برای تو فرقی نکنه

ولی من ۱ سال تقویمو ورق زدم بعشق امروز

به عشق اینکه امروز روزی کنار تو باشم دستاتو

بگیرم و ببوسم

به عشق اینکه سرمو بذارم روشونت گریه کنم

به عشق اینکه تو چشمای ناز ومعصومت نگاه

کنم و فقط خودمو توش ببینم

به عشق اینکه بهت بگم تو این دنیای هزار رنگ

من همیشه باهات یک رنگم

به عشق دیدن لبخند روی لبانت که وقتی لبخند

میاد روی صورت میشی یه فرشته

گلم:

میدونی که عشقم بتو هیچ وقت دروغ نبوده

میدونی که توتنها کسی بودی که بهش گفتم

عاشقانه دوستت دارم

میدونی که تو این دنیا هیچ کس به اندازه من

دوست نداره

میدونی که دوری هیچ کس منو عذاب نداد

جز دوری تو

نمیدونی که دوریت با من کاری کرد که نابود

بشم

نمیدونی دوریت دردی انداخت بجونم ک دکترا

هم جوابم کردن

نمیدونی ک هیچ وقت بهت نگفتم ک ناراحتت

کنم

نمیدونی ک درد دوریت از یه طرف و درد مریضی

از یه طرف عذابم میده

نمیدونی ک بخاطر دوری تو جوونیم ازبین رفت

نمیدونی ک این درد همه آرزوهامو نابود کرد

یه روز خواهی دونست که من کی بودم

یه روز خواهی دونست که عشق من نمونه بوده

یه روز خواهی دونست که اشتباه میکردی و

دوسم داشتی

یه روز خواهی دونست چقدر عشقمو کم داری

یه روز یه روز..................

این حرفا چه فایده ای داره اون روزنه دیگه تو هستی

و نه من نمیدونم تا اون روز ززنده بمونم یا نه ولی

مطمئنم ۱ روز میفهمی دوسم داری ولی شاید

دییگه اون روز صادقی وجود نداشته باشه

گلم سالگرد عشقم مبارکم باشه

اینم نمیدونی که امروز کیک خریدم رفتم همون

جای همیشگی کلی منتظر نشستم شاید

۱نفر بیا ازت خبر بیاره ولی خودم تنها با اشک

نشستم کیک اولین سالگرد عشقمو خوردم

اما تو نبودی میدونم یه جا داشتی میخندیدی

همین برامن از دنیا کافیه که تو خوشبخت باشی

و بخندی منم با اشک و درد کنار میام

کلام آخرم:

(((آرزوم اینه که قبل مردن فقط۱بار

دیگه ببینمت و تو چشمات خیره شم

با تموم وجود بی جونم فریاد میزنم

دوستت دارم تا ابد تا بینهایت تا.....)))

   

             سالگرد عشقم مبارک

      میهمانها:تمام تنهایی و غم دنیا

   واسه فرموش کردنت باید به چه چیزی عادت کنم

   چند سال از امشب بگذره تا به تنهایی عادت کنم

             چیزی نمیتونم بگم.......

نامه عاشقانه به عشق جاودانه....


اينم نامه من براي تو عزيز دلم


عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشاندم و

پارو زنان سوي تو فرستادم

وقتي به ساحل نگاه تو رسيد

تو چشمانت را بستي

و قايقم ، غرق شد
   ئتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
 
مي خواهم باشم! براي چشمانت! كه ستاره شبهاي تاريك من است!

براي شنيدن خنده هايت ، براي تصور آينده هاي هنوز نيامده!

آينده هايي كه هرگز نخواهند آمد و فقط در تصور ما شيرين است!

چه فرق مي كند؟ چه واقعي چه تصور!

خنده هاي توست كه دلهره هاي هميشه ام را مي ربايد!

مي ربايد و از همه حس ها آنچه به من برمي گرداني شادي و آرامش استبخند!

به خاطر كودكاني كه امشب در هر جايي از دنيا متولد شده اند.

تو كه مي خندي ، زمين آبستن كودكاني از جنس لبخند مي شود!

كودك كه باشي به خاطر كودكان كه بخندي

به كودك بودنهاشان كه مي خندي زيبا مي شوي .

بعد بشين در گوشه اي خلوت از تنهايي هايت شعرهايم را بخوان و باورم كن.

مرا و عشقم را! آنوقت ايمان دارم كه از اين بيشتر شاعر مي شوي!

كودكي اگر كه كرده باشي

اگر كه چهار دست و پا در آفتاب روي خاكهاي حياط رفته باشي!!!!! و

به ريش دنيا خنديده باشي! و رفته باشي ،

به اينهمه قصاوت كه خنديده باشي

آنوقت حتما شاعر مي شوي!كودكي اگر كه كرده باشي
مي خواهم بمانم ! ماندنم گران اگر كه تمام شود حتي!
دارم كودكي هايم را به ياد مي آورم!

تو كه مي خندي جهان به زيبايي لبخند حقيقي كودكيهايم مي شود
 
كودكي نكرده ام، سالهاست. حالا كه مي تواني ،
حالا كه فقط تو مي تواني بخندانيم ، بخند كه دارم باز ميگردم به كودكي
 
به روزهاي خنده هاي واقعي ، به روزهاي مهربانيهاي بي مهابا،
به آن روزهايي كه هنوز جدايي را نمي دانستم كه چيست
چه اهميت دارد كه كودكي كرده باشم يا نه، چه اهميت دارد؟
تو كه باشي تو كه مي خندي دوباره كودك مي شوم .
بخند…با من …براي من…همين!
هنوز دوستت دارم و هنوز همين براي ادامه حياتم كفايت مي كند

دريا اولين عشق مرا از من ربودي

باز هم آمدی بر سر راهم ای عشق

اي عشق مي کني دوباره گمراهم


در راه،من جواني را به سر کردم


تنها از ديار خود سفر کردم


ديريست قلب من از عاشقي سير است


خسته از صداي زنجير است

دريا سرنوشتم را به ياد آور

دنيا سرگذشتم را مکن باور

دنيا، سرنوشتم را به ياد آور

دريا، سرگذشتم را مکن باور


من غريقي غرق در رازم

چون غريبي غرق در رازم

گم شدم در غربت دريا

بي نشان و بي هم آوازم


مي روم شبها به ساحلها


تا بيابم خلوت دل را


روي موج خسته دريا


مي نويسم اوج غمها را

====================

برای تو................


برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست...

برای تویی که قلبم منزلگه عـــشـــق توست
...


برای تویی که احسا
سم از آن وجود نازنین توست...

برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...

برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است...

برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی...

برای تویی که وجودم را محو وجود نازنین خود کردی...

برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است...

... تویی که سـکوتـت سخت ترین شکنجه من است برای

برای تویی که قلبت پـا ک است ...

برای تویی که در عشق ، قـلبت چه بی باک است...

برای تویی که عـشقت معنای بودنم است...

برای تویی که عـشقت معنای بودنم است...

برای تویی که غمهایت معنای سوختنم است...

برای تویی که آرزوهایت آرزویم است...

برای تویی که هیچ گاه عشقم را باور نکردی.......
 
برای تویی که هیچ گاه عاشق نشدی......
 
برای تویی که باران چشمانم را ندیدی.......
 
برای که تنهایی ام را ندیدی......
 
تنها برای تو عشقم برای تو.....

به عشق بی بی دو عالم

گرچه مظلومی مولا سندی معتبر است

این سند ثابت و امضا شده با میخ در است

...............................................................

دلم یک لحظه بی یاد علی نیست

که ذکری برتر از یاد علی نیست

همین فخر دل دریایی ام را

که جز در بند اولاد علی نیست

دو راهی.........

 

مانده ام بر سر دو راهی

دو راهی ای که تو آن را ساختی

مانده ام اینجا...

کدام راه را بروم....؟

یک راه بی تو رفتن ...

بی تو بودن...

بی تو مردن...

یک راه دیگر بی تو نرفتن...

با تو بودن...

با تو ماندن...

دلم...

بازهم دلم....

راه دوم را نشانم می دهد

اما با تو چه کنم؟؟؟

تویی که مدتهاست از راه اول گذشتی و رفتی...

عشق چیست؟؟؟

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .

از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .

از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهی است .

از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .

از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .

از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم ربائی هست که قلب را به سوی خود می کشد .

از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .

از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .

از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .

از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .

از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .

از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.
ا
ز خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم …………………….
دوستت دارم تا اخرین نفس عزیزم.