حرفی از دل

تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست

نگاه من به دل پاک وجان طاهر توست

نه من فقط به هوای تو اشک میریزم

که هرچه رود دراین مسیر مسافر توست

این روزها خیلی دارم با خودم با خدا حرف میزنم خیلیهاشونو نوشتم نمیدونم کی وقت بکنم بیارمشون اینجا کمک میخوامم از یه حسابدار حرفه ای اگه سراغ داشتید خبرم کنید ممنون میشم

 

سلا خیلی وقته که نمیتونم آپ کنم اما هنوز یاد اینجا هستم ممنون از همه اونایی که برام نظر میدن اما متاسفم که اصلا وقته جواب دادن ندارم متاسفم که ..........ممنون بعد از چندینسال به یکی از ارزوهام رسیدم دارم میرم مشهد اینبار دیگه واقعا طلبیده شدم چون خیلی غیر منتظره بود  برای همه دعا میکنم دعای که خیلی به دردهمه بخوره

از بچگیم دلم میخواست نقاش بشم خیلی عاشق نقاشیو نقش ورنگ واینا بودم اما نشد رفتم دانشگاه والان حسابدارم نمیگم کارمو دوست ندارم اما آدما هیشه چشمشون دنبال آرزوهای اولیشونه مثل من که تمام این سالها درس حسابداری میخوندم اما .........

بماند حالا که اینجا م خیلی چیزا رو فهمیدم خیلی آدمای جورواجور دیده بودم اما خدائیش تاحالا آدم حسود ندیده بودم اینم به این شدت

اینا رو اینجا مینویسم چون نمیتونم به کسه دیگه ای بگم  من معتقدم توی دنیا هیچکس نمیتونه جای کسه دیگه ایرو بگیره معتقدم دنیا برای همه آدما جا داره اما متاسفانه طرف من هم خودشو زیادی بالا میبینه هم خدارو زیادی دسته کم گرفته  خوشحالم چون با تمام وجودم معتقدم خداست که تعیین میکنه کی به چی برسه وکی نرسه  خوشحالم چون خدا کمکم کرده که هرچی هستم حسود نباشم ومتاسفم براش 

 

دیگر بهار سرحالم نمیکند

چیزی شبیه گریه زلالم نمیکند

آه ای خدا مرا به کبوتر شدن چه کار وقتی؟

وقتی که سنگ هم رحم به بالم نمیکند.........

سلا نمیدونم چند ماه یا شایدم ساله که سر به وبلاگمم نزدم با اینکه خیلی حرف برا گفتن دارم خیلی شعر برا نوشتن که بخونید ولذت ببرید اما متاسفانه وقتم خیلی محدود شده یه ساله لیسانسمو گرفتم تازه دوماه به زحمت یه کاره دست وژا شکسته ژیداکردم مجبورم بیشتر کار کنم امیدوارم بازم بتونم بیام تا شعرهارو بنویسم

 

من آنقدر گاهی دلم برایت تنگ میشود  که با سر -ضربه های مضراب

به سر-پنجه بیتوانم

با چارسیم سه تارم به

میهمانی ستاره ها میروم

 

سلام دیگه اینجا شده مثل یه وبلاگ متروکه اما اشکالی نداره مهم نیست من همه اینا رو از روی دلتنگی مینوشتم اگه احیانا اومدی اینجا برای منم دعا کن

بی قرار توام در دل تنگم گله هاست                   اه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست           

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در اب                   در دلم هستی وبین منو تو فاصله هاست 

ادما همه چیزو فراموش میکنن ..یادشون میره که یه روزی چه جوری یکی رو دوست داشتن ..فراموش میکنن که برای رسیدن بهش چه کارا که نکردن ..یادشون میره عشقشون چی بوده وعادت میکنن به نبودنش ..ندیدنش ونداشتنش...منم مثل بقیه .فراموشکارتر از بقیه .اصلا چه نیازی هست که ادما عاشق هم بشن همین که همو دوست دارن کافیه........

سلام ......بعد اینهمه مدت که بازم اومدم هیچ حرفی برای گفتن ندارم یعنی همش فراموشم شده یه مدتی قرار گذاشتم با خوم که اصلا به هیچی فکر نکنم اما ........امتحانامو خیلی خیلی بد دادم برای همین هم فکر میکنم بازم نتونم بیام ....ممنون از همه اونایی که تو این مدت بهم سر زدند ممنون از همه

میخواهم بروم

سلام  .خیلی وقته   نبودم  تصمیم  دارم  دیگه هم نیام......   خسته شدم دیگه کسی  نیست که  براش بنویسم حالا میفهمم حالا بهتر میفهمم عشق وجود نداره همه نوشته هامو سوزوندم  دیگه باور کردم که دوست داشتن کافی نیست اضلا برای زندگی عشق هم لازم نیست فقط قسمته ....هرچی که خدا بخواد   خداحافظ ........