حرفی از دل
نگاه من به دل پاک وجان طاهر توست
نه من فقط به هوای تو اشک میریزم
که هرچه رود دراین مسیر مسافر توست
![]()
نگاه من به دل پاک وجان طاهر توست
نه من فقط به هوای تو اشک میریزم
که هرچه رود دراین مسیر مسافر توست
![]()
از بچگیم دلم میخواست نقاش بشم خیلی عاشق نقاشیو نقش ورنگ واینا بودم اما نشد رفتم دانشگاه والان حسابدارم نمیگم کارمو دوست ندارم اما آدما هیشه چشمشون دنبال آرزوهای اولیشونه مثل من که تمام این سالها درس حسابداری میخوندم اما .........
بماند حالا که اینجا م خیلی چیزا رو فهمیدم خیلی آدمای جورواجور دیده بودم اما خدائیش تاحالا آدم حسود ندیده بودم اینم به این شدت
اینا رو اینجا مینویسم چون نمیتونم به کسه دیگه ای بگم من معتقدم توی دنیا هیچکس نمیتونه جای کسه دیگه ایرو بگیره معتقدم دنیا برای همه آدما جا داره اما متاسفانه طرف من هم خودشو زیادی بالا میبینه هم خدارو زیادی دسته کم گرفته خوشحالم چون با تمام وجودم معتقدم خداست که تعیین میکنه کی به چی برسه وکی نرسه خوشحالم چون خدا کمکم کرده که هرچی هستم حسود نباشم ومتاسفم براش
چیزی شبیه گریه زلالم نمیکند
آه ای خدا مرا به کبوتر شدن چه کار وقتی؟
وقتی که سنگ هم رحم به بالم نمیکند.........![]()
من آنقدر گاهی دلم برایت تنگ میشود که با سر -ضربه های مضراب
به سر-پنجه بیتوانم
با چارسیم سه تارم به
میهمانی ستاره ها میروم
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در اب در دلم هستی وبین منو تو فاصله هاست