خوش اومدین به خلوتگاه کوچک دل من.
آدمهای ساده را دوست دارم :
همان ها که بدیهای هیچ کس را باور
ندارند برای همه لبخند بر لب دارند همیشه
هستند وبرای همه …
دوستتون دارم.
پست ثابت...
خوش اومدین به خلوتگاه کوچک دل من.
آدمهای ساده را دوست دارم :
همان ها که بدیهای هیچ کس را باور
ندارند برای همه لبخند بر لب دارند همیشه
هستند وبرای همه …
دوستتون دارم.
پست ثابت...
این روزهــــایم به تظاهر می گذرد...
تظاهر به بی تفاوتی،
تظاهر به بی خیـــــالی،
به شادی،
به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست...
اما . . .
چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"
بنابه مشکلاتی دیگه نمیتونم بیاااام وبم.
واسم دعاکنید.خیلی به دعاتون نیازدارممم![]()
امیدوارم با خبرخوب برگردممم.
بای..........![]()
تنهام نذار...........................................................................![]()
خدایا !
مرا تنها مگذار ، که مبادا نگاهم به نگاه بنده ای از
آن گاه که غرور کسی را له میکنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری،
می خواهم بدانم
دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی
تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟

ای کـــ ــاشـــ تــــ ــنــها یـــک نـــفر
هـم در ایـن دنــیا مــرا یـــاری کــند …
ای کــاش مــیتوانـــستم بـــا کـــسی درد و دل کـــنم …
تـــا بـــگویـــم کـــه
خـــسته تـــر از آنـم کـــه زنــدگی کـــنم !!!

این روزها هوس را رنگ می کنند و جای عشق می فروشند …
آن روزها مال باخته می شدی و این روز ها دلباخته !.
.
.
طرفت کور نیست ، فقط چشماشو رو خیلی از بدیهات بسته ،
همین !
پس آدم باش …
من نه عاشق هستم ونه محتاج
نگاهی که بلغزدبرمن من خودم هستم
ویک حس غریب که به صد عشق وهوس می ارزد
من نه عاشق هستم.......... ونه دلداه گیسوی بلندونه الوده به
افکار پلید من به دنبال نگاهی هستم.....
که مرا ازپس دیوانگییم میفهمد.!

خــــیلی سخته عــــــاشق یــــه
نفـــــر بـــــاشی و اون خودشو بــــزنه
به بــــی خیالی کـــــه انگار نمی دونه چــــــه
حسی بهش داری


متنفرم از انسان هایی که دیوار بلندت را می بینند
ولی به دنبال همان یک آجر لق میان دیوارت هستند که،
تو را فرو بریزند…!
تا تو را انکار کنند…!
تا از رویـــت رد شـــوند
.
.
.
چه دنیای عجیبی است
همه میگویند،حرف دلت را بزن
اما هر وقت حرف دلم را زدم ، دل همه را زدم !!
.
.

.
بـزرگ تـر کـه شـدم ..
داسـتـانـی خـواهـم نـوشـت کـه کـلـاغ هـایـش قـصـه بـبافـنـد و
آدم هـا را بـه هـم بـرسـانـنـد!
.

.
“گوسفندانی” بودیم..
آمدند “خرمان” کنند…
“گرگ” شدیم….!!!
.
.

.
نوشت “قم حا ” …
همه به او خندیــــــــــــــــدند!!
گریــــــــــــــــــــــست …
گفت به “غم ها ” یم نخندید…
که هر جور نوشته شود درد دارد!!
از ته به سر بخوان
تا مــــــــنِ آن روزها را بشناسی…!!
.
.
.
هر روز تکراریست
صبح هم ماجرای ساده ایست
گنجشکها بی خودی شلوغش می کنند
.
.
.
از من تا خدا راهی نیست
فاصله ایست به درازای من تا من …
و در این هیاهوِی غریب …
من ، این من را نمیابم!
.
.
.
تو خودت را رنگ زدی، تا شیبه خاطرات این آدم ها باشی؟
شاید فراموش کردی، که این آدم ها رنگین کمان را با دروغ های خود رنگ میکنند!
تو برای آنها، حتی معنی بی رنگی را هم نداری !
کاش سیاه و سفید بودی!
تا باورشان میشد، تو شیبه دروغ های رنگیِ آنها نیستی!
شبیه حقیقتِ خودت هستی!
.
.
.
هـمـیـشـه ، پُــخــتـه تـــر نــمیـشی !
گـــاهــی ، میسـوزی و .. تــَه میگیـــری !
.
.
.
این روزها پر است از انسانهایی با ظاهر زیبا
که هر روز لباسی نو بر تن میکنند
ولی نزدیکشان که میشوی
بوی کهنگی اندیشه هایشان
خیلی آزارت میدهد
.
.
.
آدم ها لالت می کنند…
بعد هی می پرسند…
چرا حرف نمی زنی؟؟!
این خنده دارترین نمایشنامه ی دنیاست…
.

.
روزگاریســت که آدمـ ها فقط سقف مشــترک دارند ، نه زندگی مشــترک
.
.
.
از آن جمــــــــــــــــله هایی ام
که انتهایش سه نقطه می خواهد …
حال هر طور می خواهی
تفسیـــــرم کــــــــــــــن !
.
.
.
خدایا . . .
سیب که شیرین است
سهل!
تو بگو، زهر!
هرچه که باشد . . .
بیار،با تمامـ وجود ﻣﮯ بلعمـ . . .
تو فقط مرا از این دنیا بنداز بیرون . . .!
.
.

.
یک عالمه اتفاق دوره ام کرده اند
نه می افتند…
نه می روند…
فقط می رقصند!
.
.
.
زنـــدگـــی چه با خلاف، چه بی خلاف، چه برخلاف،
گذشت …
من فقط گذشتنش رو نفهمیدم …
ولـــــی بقیه رو خوب فهمیدم …
.
.
.
در این هیاهوی خلق
که پُتک بر آرامش ات میزند
دلم پیاده رویی میخواهد , بارانی!
دست خودم را بگیرم
برویم صحبت کنان
تا انتهای گریستنِ آخرین ابرِ زندگی!
نفرین به اجتماع
که نمی گذارد صدا به صدا برسد!
.
.
.
آدم های تنها عاشق می شوند
آدم های عاشق ، تنها
مرگ اگر نبود ،
تا ابد دور خودمان می چرخیدیم …
.
.
.
تنهــایـم …
اما دلتنگ آغــوشی نیستــم…
خستــه ام …
ولـی به تکیـه گـاه نمـی اندیشــم…
چشــم هـایـم تـر هستنــد و قــرمــز…
ولــی رازی نـدارم…
چــون مدتهــاست دیگــر کسی را “خیلــی” دوست ندارم…
فقط خیلـی هـا را دوست دارم …
.
.
.
این روزها
با میکاپ
کوسه ها، پری دریایی می شوند . . .
آهای تو که پشت پنجره قلبم آواز می خوانی،
دندان هایت را نشان بده . . .
.
.

.
میخواهم مدتی بخوابم!
نمی دانم چند روز؟
شاید روزی بیدار شوم
و دنیا به شکل دیگری باشد
و قلب آدم ها…
.
.
.
گاهے سکــــــــوت ، همان دروغ است !
کمـــے شیک تر، روشنفکــرانـه تر
و با مسئولیت کمتر !
.
.
.
خودت باش،
کسی هم خوشش نیومد…
نیومد…
که نیومد!
اینجا مجسمه سازی نیست!
.
.
.
تیز می کنم
زندگی را
زرق و برقش برای تو
برندگی اش برای من !
.
.
به جرم وسوسه…
چه طعنه ها که نشنیدی حوا…!
پس از تو…
همه تا توانستند آدم شدند…!
چه صادقانه حوا بودی…
و چه ریاکارانه آدمیم!
.
.

.
چه فرقی می کند…
در سیرک یا در خانه ؟!
خنده ات که تلخ باشد،
دلت کــه خون باشد،
تو هم دلقکی..!
.
.

.
امروز فهمیدم که زندگی خراب است
آرزو سراب است
امروز فهمیدم که گل ها هم می توانند سنگدل باشند
و شمع ها هم می توانند بال و پر پروانه ها را در خود بسوزانند
.
.
.
تــــوی ایــــــن دنیــــا همیـــــــشه
بعضــی ها “بــرای بــه جــایـــی رسیــدن”
و بعضـی ها “بـعـد از به جـایــی رسیــدن”
هــمــه چیــز را “زیـــر پــا” می گــذارنـــد…
.
.
.
وقتى کسى براى نداشته هایت بهانه میگیرد،
بهتراست اوراهم نداشته باشى . . .
گاهى نداشتن از داشتن بهتر است!
.

زخــــم هـــــای دستــم را میبندند و میگویند
چــــــرا بـــا خـــود چنین کــــردی ؟
ولــــی افسوس کسی زخم بزرگ
دلـــم را نــدیـــد تـــا بگوید چرا با تو چنین کردند
زخمی می کند
وای به روزی که
دل تـنگ بـاشد…
دلم تنگ است…
پرواز میخواهم؛
تا کجایش را نمیدانم؟
از زمین بیزارم…
همان ها که بدیهای هیچ کس را باور ندارند برای همه لبخند بر لب دارند همیشه
هستند وبرای همه …
اما افسوس که دیگران زمینشان میزنند یا درس ساده نبودن را به آنها می دهند !
آدمهای ساده را دوست دارم.بوی ناب ” آدم ” می دهند .
.
.
.
رفتار عاشقانه ی زن را بایــد از دلتنگـیش فهمید
از شـــوق و بی تابیـش برای دیدار
از حس کودکانه اش برای آغــــــــوش
از خجالتش برای بوسـه گرفتن
زن بـی دلیل بهانه نمیگیرد
شاید بهانه ی دستانِ گرمـت را دارد
که دستانش را بگیری...
.
.
.
هر وقت دلم میگرفت بادوست خوبم
“سایه” صحبت میکردم… آه امروز هوا ابریست…
با هم قهر کردیم
فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد
رفتم گوشه ای نشستم
چند قطره اشک ریختم
و خوابم برد…
صبح که بیدار شدم
مادرم گفت:
نمیدانی از دیشب تا صبح
چه بارانی می آمد...


هــرگــاه صـدای جـدیـدیـی سـلام مـی کنـد
تپــش قــلب مــی گیــرم!
مــن دیگــر کشـش خــدا حــافظــی نــدارم
مـــرا ببخـش
کــه جــوابــ ســلامــتــ را نــمی دهـــم...
..
.
.
.
مُراقــب بــآش
به چه کسـی اِعتــمـــآد میکنی،
“شیـــــــطان” هَـــــم یه زَمــــــآنـی “فرشتـــــــــــه” بــود…
.
..
.
هیچکس بعد هیچکس نمرده
ولی …
خیلیا بعد از خیلیا ، دیگه زندگی نکردن . . .
خدا در دير و بتكده و مسجد و کعبه نيست
لابلاي کتاب هاي کهنه نيست
لابلاي سنگ و ضريح و ديوار و خانه گلي نيست
خدا را در کوچه پس کوچه هاي درويشي و دوري از انسانها نگرد ...
آنــــجا نيــستـــــــــــــــ!!
خدا در دستي است که به ياري مي گيري...
در قلبي است که شاد مي کني
در لبخندي است که به لب مي نشاني ...
در فاصله نفس هاي من و توست که به هم آميخته ...
در قلبيست که براي تو مي تپد ..
در ميان گرماي دستان ماست که به هم پيچيده
در انديشه رهايي انسان از جهل و خرافات است
در انديشه رهايي انسان از استبداد و تاريکي است
در پندار پاک توست
در نگاه پر عشق توست
خدا اينجاست همين جـــــا......................
هر گناهکار , آينده اي دارد ....
.
و هر پرهيزگار , گذشته اي...
...
پس قضاوت نکن...
می نویسم...
می نویسم از تو برای تو و دور از تو ....
بدون هراس از خوانده شدن...
بگذار همه بدانند...
می نویسم برای تو...
برای تویی که بودنت را...
نه چشمانم میبیند...
و نه گوش هایم می شنود...
و نه دستانم لمس می کند...
تنها با شعفی صادقانه ...
با دلم احساست می کنم
♥...♥♥♥♥♥...♥♥♥♥♥...♥

يادت باشد هيچ کجا آنقدر شلوغ نيست
که نتواني لحظه اي با خدا خلوت کني
اگه مَردی ... ؟!!
مَرد بمون ... اگه نیستی ... نامَردی نکن ... !!
اگه تنهایی ... ؟!!
تنها بمون ... اگه نیستی ... تنهاش نذار ... !!
اگه نجیبی ... ؟!!
نجابت کُن ... اگه نیستی ... هرزگی نکن ... !!
اگه عاشقی ... ؟!!
... عاشق بمون ... اگه نیستی ... حُرمتِ عشقو نَشکَن
.
.
.
.
.
هـمـیـشه سـلـیـقـه مـن و خــُـدآ یــکـی بــود . . .

هـر کـه رآ مـن دوسـت دآشـتـم . . .بــآ خـودش بــُـرد ! . . .....
مرده ام
خیلی وقت است مرده ام...
دلــــــم می خواهد ببارم،کسی نپرسد
چرا؟. . . توچه میفهمی. . .
این روزها ادای زنده ها را در میاورم. . .

تظاهر به شادی می کنم ، حرف میزنم مثل همه . . .
امـــــــــــــــــــــــــــا. . .
بساط کرده ام و تمام نداشته هایم را به حراج گذاشته ام
بی انصـــــــــــــــــاف...
چانه نزن ... حسرت هایم به قیمت عمرم تمام شده . . .