دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت . او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :
میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟ ‘ یک دفعه کلاس از خنده ترکید …
بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند . اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای درمیان همه و از جمله من پیدا کند :
اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی . ‘
او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند .
او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود . به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … . به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود . آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد . مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت
بهترین آشپز دنیا ! و حق هم داشت . آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود .
سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم .
5 سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش میدانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت :
برای دیدن جذابیت یک چیز ، باید قبل از آن جذاب بود ! ‘ در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند . روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
همسرم جواب داد : من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم . ‘
و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید . شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹/۱۰/۲۸ ساعت ۱۰ ق.ظ توسط تنها خدا می داند
|
درباره مختار عقاید مختلفی وجود دارد .برخی به او با نظر منفی می نگرند و برخی او را کاملا تایید می نمایند .اما آنچه از مجموع گفتهها و روایات استفاده میشود این است که وی فردی مؤمن و معتقد به امامت امام سجاد«علیه السلام» بوده و در هنگام قضیه عاشورا در زندان بوده و پس از آزادی از زندان درصدد انتقام برآمد و قاتلین حضرت سیدالشهداء«علیه السلام» و اصحاب آن حضرت را به قتل رساند. مختار سال اول هجری در طائف متولد شد و پدرش « ابو عبیده ثقفی» از صحابه است . مادرش «دومه » بارها درخواب ، بشارت داشتن فرزندی شجاع را دیده بود . او هنگام ورود« مسلم بن عقیل» به کوفه مختار میزبان اوست . مختار برای آماده سازی زمینه و سرباز گیری به اطراف کوفه می رود که مسلم با مشکلات کوفه روبرو می شود . بمحض اطلاع مختار به کوفه باز می گردد . و با گروهی از سربازان « ابن زیاد»که خبر کشته شدن مسلم را میدهند می جنگد و فرمانده آن سربازان را می کشد. مختار هنگام واقعه عاشورا در زندان اسیر است . بالاخره با تحمل و رنجها و شکنجه ها از زندان آزاد می شود . بی پروا سخن گفتن او در برابر حکومت ظلم یک خصیصه اخلاقی اوست . مختار در فکر انجام یک کار بنیادی برای حریم ولایت است و به قیام می اندیشد تا زمینه حکومت برای امام سجاد «علیه السلام » فراهم شود . مختار هنگام حمله سربازان یزید به مدینه و مکه که بعد از واقعه عاشورا اتفاق افتاد درمکه حضور داشت و مبارزه کرد . او برای کسب اجازه از امام سجاد «علیه السلام » نزد «محمد بن حنیفه » ( فرزند امام علی «علیه السلام » می رود تا توسط او کسب اجازه کند ( البته برخی این کار را دلیل بر این می دانند که او محمد حنفیه را امام خود می دانسته که پاسخ گفته شده که کار او از روی تقیه بوده است ) . مختار به سخنرانی و روشنگری مردم می پردازد ، ولی بار دیگر به زندان می رود .وی از طریق سفارش « عبد اله بن عمر» که شوهر خواهر اوست ودر دربار نفوذ دارد آزاد می شود ، البته به شرط سوگند و ضمانت از وی. او هنگامی که آزاد شد، گفت : چقدر نادانند ،گمان می کنند من به این سوگند پایدار خواهم ماند . مختار توانست فرزند مالک اشتر یعنی: ابراهیم بن مالک اشتر را نیز همراه خود سازد . در این زمان در کوفه درگیرهای درون شهری انجام می شد که بالاخره منجر به فتح کوفه گردید . جالب است بدانید که اکثریت آنانی که به مختار پیوسته بودند ایرانی بودند . مختار در کوفه به ساماندهی حکومت پرداخت و آماده نبرد با لشکریان شام به فرماندهی عبید اله بن زیاد و منافقان داخلی شد . در نبردی سپاه هزار نفری عبید اله ، سپاه 3 هزار نفری مختار به فرماندهی یزیدبن انس طی دو مرحله نبرد ، به پیروزی رسیدند . مختار دنبال انتقام از قاتلان امام حسین «علیه السلام » بود . از جمله این افراد شمر ملعون و حرمله بودند . عمر سعد هم که از طریق مردمی ارجمند ، از مختار امان نامه گرفته بود ، بالاخره خودش با رفتارش امان نامه را لغو کرد و سرش از بدن جدا شد . عبید اله بن زیاد هم طی نبردی کشته می شود و سرش را برای مختار می آورند که او نیز آن را برای امام سجاد «علیه السلام » می فرستند . مقر حکومت مختار کوفه است و امویان و زبیریان مردم سست ایمان هر روز بیشتر از قبل بر ضد او موضع می گیرند . مختار لباس رزم می پوشند و به جنگ به زبیریان می رود ، ولی مجبور به عقب نشینی شده و در دار الاماره،درحالی که دشمن مانع رسیدن آب و غذا به آنها بود، قریب چهار به ماه محاصره می شوند. بالاخره در نیمه ماه مبارک رمضان سال 67 هجری ،مختار با 19 نفر از افرادش تصمیم به آخرین یورش می گیرند . او غسل می کند و با همسرش و داع کرده و به خود عطر می زند .در دار الاماره باز می شود و او بادهان روزه شهادت را در آغوش می کشد .
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۷ ساعت ۷ ق.ظ توسط تنها خدا می داند
|
دختر كوچكی هر روز پیاده به مدرسه میرفت و بر میگشت. با اینكه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد. بعد از ظهر كه شد، هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت. مادر كودك كه نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینكه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت كه با اتومبیل بدنبال دخترش برود. با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی كه آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حركت كرد. اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد كه مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حركت بود، ولی با هر برقی كه در آسمان زده میشد ، او میایستاد ، به آسمان نگاه میكرد و لبخند می زد و این كار با هر دفعه رعد و برق تكرار میشد. زمانیكه مادر اتومبیل خود را به كنار دخترك رساند، شیشه پنجره را پایین كشید و از او پرسید: چكار میكنی؟ چرا همینطور بین راه می ایستی؟ دخترك پاسخ داد: من سعی میكنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عكس میگیرد!
باشد كه خداوند همواره حامی شما بوده و هنگام رویارویی با طوفانهای زندگی كنارتان باشد. در طوفانها لبخند را فراموش نكنید!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۶/۳۱ ساعت ۱۰ ق.ظ توسط تنها خدا می داند
|
بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم نگوییم : ببخشید که مزاحمتان شدم بگوییم : در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود نگوییم : گرفتارم بگوییم : راست می گی؟ راستی؟ نگوییم : دروغ نگو بگوییم : خدا سلامتی بده نگوییم : خدا بد نده بگوییم : هدیه برای شما نگوییم : قابل ندارد بگوییم : با تجربه شده نگوییم : شکست خورده بگوییم: قشنگ نیست نگوییم : زشت است بگوییم: خوب هستم نگوییم: بد نیست بگوییم : مناسب من نیست نگوییم : به درد من نمی خورد بگوییم : با این کار چه لذتی می بری؟ نگوییم : چرا اذیت می کنی؟ بگوییم : شاد و پر انرژی باشید نگوییم : خسته نباشید بگوییم: من نگوییم: اینجانب بگوییم: دوست ندارم نگوییم: متنفرم بگوییم: آسان نیست نگوییم: دشوار است بگوییم : بفرمایید نگوییم : در خدمت هستم بگوییم : خیلی راحت نبود نگوییم : جانم به لبم رسید بگوییم : مسئله را خودم حل می کنم نگوییم : مسئله ربطی به تو ندارد
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۰۶ ساعت ۱۰ ق.ظ توسط تنها خدا می داند
|
تصمیم گرفتم این مجموعه را برای شما عزیزان جهت دانلود قرار بدم این کتاب بسیار خوب که توسط موسسه تبلیغ و انفاق امام زمان عجل الله تنظیم شده است شامل
1. شناخت مختصري از حضرت مهدي عليه السلام 2. انس با حضرت عليه السلام 3. سخنان و سفارشات حضرت عليه السلام 4. شرح چهل حديث از سخنان حضرت عليه السلام 5. توقيعات 6. ادعيه مهدوي 7. اشعار مهدوي 8. پيامك هاي مهدوي
این نرم افزار از قابلیت ارسال متن های کتاب توسط پیامک پشتیبانی می کند.
معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ... دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟ معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد: چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم! دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:
خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن... اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...
معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ... و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد . . .
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۲/۱۵ ساعت ۱۱ ق.ظ توسط تنها خدا می داند
|
با توجه به زندگی ماشینی امروزی استفاده از ابزارهای الکترونیکی در زندگی روزمره همچون کامپیوترهای شخصی – تلفنهای همراه – دستگاهای ATM – کارتهای اعتباری خریدهای آنلاین و … تاثیر مستقیمی بر شیوه زندگی و اداره و مدیرت کارها بر آن دارد .
بالطبع بحثی که همراه با استفاده از این ابزارها به وجود خواهد آمد ، امنیت و نکات حفاظتی آنهاست .. چیزی که اکثر ما به اون اهمیت کمتری میدهیم تا جایی که خیلی از ما ساده ترین موارد امنیتی رو در این زمینه رعایت نمی کنیم. عدم رعایت همین نکات امنیتی باعث میشه اطلاعات خصوصی خودمون رو به سادگی در اختیار دیگران قرار بدیم. افشای اطلاعات محرمانه و یا خصوصی، ضررهایی رو به افراد حقیقی و حقوقی وارد میکنه که جبران ناپذیره ، که حتما تا به حال نمونه هایی از این قبیل رو در بین اطرافیان و دوستانتون مشاهده کردیده و یا دست کم در بارش شنیده اید .
با توجه به اهمیت این موضوع، تصمیم گرفتیم تا سری پادکستهایی رو با عنوان امنیت در دنیای مجازی ، تهیه و در شاهوار دات نت منتشر کنیم .
شایان ذکر است مطالب مطرح شده در این سری پادکستها به صورت جامع تر و کامل تر به زودی در کتابی منتشر شده و این پادکست ها هم در قالب یک دیسک نوری به عنوان ضمیمه کتاب در اختیار علاقه مندان قرار خواهد گرفت .
در اولین پادکست از سری پادکست های امنیت در دنیای مجازی ، به بیان خلاصه مباحثی که قرار هست در این سری از پادکستها در مورد اونها صحبت کنیم میپردازیم و در واقع این پادکست تنها چکیده ای از مباحثی هست که قرار هست به طور مفصل طی پادکستهای بعدی در مورد اون صحبت کنیم. درهمین زمینه با کارشناسان امنیتی نیز مصاحبه خواهیم کرد و دیدگاهاشون رو در پادکست انعکاس خواهیم داد.
پادکست رو میتونید از طریق Player زیر به صورت آنلاین گوش داده و یا از طریق لینکهایی که در ادامه قرار داده شده دریافت کنید.
با امکان جدید Google Reader همه سایتها RSS دارند !
به جرات میتوان گفت که با ورود RSS (خوراک) به وب ، شیوهی مرور سایتها به کل تغییر کرد . دیگر نیازی نبود برای اطلاع از مطالب جدید ِ وب سایتهای مورد علاقهی خود مستقیماٌ وارد سایت مورد نظر شوید .
با ورود Google Reader هم خیلی راحت میتوانستید به RSS های خود سر و سامان داده و همه آنها را در یک مکان مطالعه کنید .
این موضوع باعث شد تا بتوان در مدت زمانی کوتاه مطالب سایتهای زیادی را مشاهده کرد .
همین الان تصور کنید قرار بود تا تمامی سایتهایی را که هم اکنون در گوگل ریدر اضفه کردهاید را به روش سنتی قدیم مشاهده کنید !
اما هنوز هم هستند سایتها و وبلاگهایی که خروجی RSS ندارند – باطبع برای شمایی که مدتهاست مطالب مورد دلخواه خود را از طریق خوراک سایتها در گوگل ریدر دنبال میکنید ، دنبال کردن چنین وبلاگهایی (متاسفانه بسیاری از وب سایتهای رسمی دولتی و خبرگزاریهای ایرانی نمونه بارز آنها هستند) که فکری به حال اضافه کردن RSS سایتشان نکردهاند آن هم به صورت سنتی و مراجعه مستقیم به سایت ، چیزی در حد دشنام به شماست !
به شخصه سایتها و وبلاگهای خوبی را میشناختم که به دلیل نداشتن خروجی RSS و یا غیرفعال کردن خوراکشان به طور کامل قید مطالبشان را زدم…
اما از امروز گوگل قابلیت جالبی را به گوگل ریدر افزود .
کافی است همانند قبل با کلیک بر روی دکمه Add subscription آدرس هر سایت یا وبلاگی را وارد کنید . اگر سایت مورد نظر فاقد خوراک (RSS) باشد گوگل ریدر با نمایش پیغامی که به شما نمایش میدهد علاوه بر مطلع کردن شما از عدم وجود RSS در سایت مورد نظر دکمهای را تحت عنوان Create a Feed اضافه کرده است که با کلیک بر روی آن گوگل یک نسخه RSS اختصاصی برای شما را از سایت مورد نظر تهیه میکند .
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۲۹ ساعت ۱ ب.ظ توسط تنها خدا می داند
|
گوگل تقلبی ساخت چین هم وارد دنیای اینترنت شد!
بنا بر برخی گزارشها، نسخه تقلبی موتور جست و جوی گوگل در چین راهاندازی شده است! نکته قابل توجه آن است که چینیها، نامی شبیه گوگل نیز برای وبسایت خود انتخاب کردهاند.
خبرگزاری رویترز به نقل از یک روزنامه چاپ چین میگوید: «این موتور جست و جوی جدید که Goojje.com نام دارد، در روز چهاردهم ژانویه و دو روز پس از آن که گوگل اعلام کرد ممکن است به فعالیتهای خود در چین خاتمه دهد، راهاندازی شد».
احتمال خیانت کارکنان گوگل در جریان حمله سایبری اخیر
این در حالی است که این موتور جست و جوی چینی، قابلیتهای دیگری نظیر خدمات شبکههای اجتماعی را نیز ارائه میدهد. صفحه اول Goojje نیز تا حد بسیار زیادی شبیه به گوگل طراحی شده است.
گفتنی است گوگل اوایل این ماه تهدید کرد به دلیل حملات سایبری هدایت شده از جانب چین علیه خود، به فعالیتهای خود در این کشور خاتمه میدهد؛ تهدیدی که هنوز عملی نشده است و به احتمال زیاد در آینده نیز عملی نخواهد نشد.
هنوز مشخص نیست صاحب و طراح سایت Goojje چه کسی است اما برخی منابع میگویند این وبسایت توسط یک دانشجوی دختر بنیانگذاری شده است.
گوگل تاکنون در این زمینه اظهار نظری نکرده است.
این نخستین باری نیست که چین از فنآوری و یا خدمات سایر کشورها کپیبرداری میکند.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۸/۱۱/۲۷ ساعت ۴ ب.ظ توسط تنها خدا می داند
|
توي كتابفروشيمان كتابي داريم به نام "مثلها و قصههايشان"، مصطفي رحماندوست آمده و قصهي هر مثل را آورده. خواندناش و ديدن اين كه چه تاريخي پشت ضربالمثلهاي ماست خالي از لطف نيست.
فكر ميكنم پنجاه سال ديگر ضربالمثلي جديد به زبان ما اضافه شود و در كتاب قصهها و مثلهاي آن سالها بنويسند:
"اونو ديگه چرا گرفتن؟"
اين ضربالمثل وقتي به كار ميرود كه از عدهاي عملي بيربط سر بزند. عملي كه هيچ فكر و منطقي پشتاش نيست و پيامدهاي عجيب وغريبي دارد.
داستان اين مثل را هم كه خودتان ميدانيد. اين روزها مدام از هم ميپرسيم اونو ديگه چرا گرفتن؟
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/۱۱/۱۶ ساعت ۷ ق.ظ توسط تنها خدا می داند
|
اگر پیگیر اخبار IT طی ماههای گذشته بوده باشید حتماً اطلاع دارید که گوگل چندین ماه قبل سرویسی را با نام نویسهگردان (Transliteration) راه اندازی کرد که از طریق آن میتوانستید بدون نیاز به صفحه کلید استاندارد فارسی و تنها با نوشتن به صورت فینگلیش متون خود را به صورت فارسی تبدیل کنید . (در واقع نمونهی کاملتر سایت ایرانی بهنویس) .
حدود یک هفته است که این قابلیت خیلی بی سر و صدا به جیمیل هم اضافه شده و تنها میبایست آن را در جیمیل خود فعال کنید .
قرآن مجيد خدا را چنين معرفى مى كند: «وَاِنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرى; و اين كه اوست پروردگار ستاره شعرى! در اين صورت اين سؤال پيش مى آيد: در ستاره شعرى چه خصوصيّتى وجود دارد كه خداوند خود مالك و پديد آورنده آن معرفى مى كند و چرا از ستاره هاى ديگر نام نمى برد در صورتى كه خدا خالق همه آنهاست؟
الف: گروهى از عرب مانند قبيله «خراعة» ستاره نامبرده را مى پرستيدند و آن را تقديس مى نمودند و مبدأ آثار در روى زمين مى دانستند. از اين جهت قرآن مجيد براى بيدار كردن افكار اين جمعيّت و اين كه اين ستاره، با همه قدرت و درخشندگى ـ بسان موجودات ديگر ـ مخلوق خداست; مى فرمايد: خداوند است كه آفريدگار ستاره شعرى است، يعنى اين گروه مخلوق را با خالق اشتباه كرده و به جاى پرستش آفريدگار دانا و تواناى جهان، يكى از مخلوقات او را پرستش مى كنند.
ب: ستاره شعرى يكى از ستارگان درخشان آسمان است كه در اصطلاح دانشمندان نجومى به آن «آلفا» و يا پادشاه ستارگان مى گويند; اين ستاره عجيب الخلقه داراى شگفتيهايى است كه به برخى از آنها اشاره مى نماييم:
1ـ مطابق تحقيقاتى كه در رصدخانه پاريس به عمل آمده است، شدّت حرارت در سطح شعرى 120000 درجه سانتى گراد و در سطح ستاره مصاحبش 8000 درجه است، در صورتى كه شدّت حرارت در سطح خورشيد كه سيّارات منظومه شمسى را روشن مى كند و حيات مى بخشد 6500 درجه مى باشد اين خود يكى از مطالبى است كه عظمت «شعرى» را مى رساند.
2ـ جرم مخصوص اين ستاره قريب پنجاه هزار مرتبه سنگين تر از آب است، در صورتى كه ميان سيّارات منظومه شمسى ما «عطارد» كه از همه متكاثف تر است، جرم مخصوص آن شش برابر آب مى باشد. با اين توصيف و خصوصيّت بايد توجّه نمود كه اين ستاره عجيب الخلقه از چه عنصرى تشكيل يافته است. 3ـ ستاره شعرى در زير ذوزنقه زيبايى كه در وسط آن سه ستاره تقريباً در امتداد يك خط مستقيم ديده مى شوند، واقع شده است; ذوزنقه مزبور كه از زيباترين قسمتهاى آسمان و از ثوابت و دو ستاره پر نور در دو گوشه آن فروزان است، موسوم به صورت جبّار يا جوزاست.
4ـ شعرى درخشانترين ثوابت آسمان است، موقع ظهور شعرى در اين قرن فصل زمستان است; ليكن در عصر منجّمين قديم مصر كه قريب هفت هزار سال قبل مى زيستند ظهور اين كوكب در آسمان با آغاز تابستان مقارن بوده است.
5ـ ضمناً طبق مطالب فوق و تحقيقات امروز ستاره «شِعرى» كره بسيار بزرگى است كه حجم آن بيست مرتبه از خورشيد بزرگتر مى باشد (جرم خورشيد 000/310/1 برابر زمين است) ولى فاصله آن از ما، نسبت به فاصله خورشيد از زمين بى نهايت زياد است بطورى كه فاصله مزبور را يك ميليون برابر فاصله خورشيد مى دانند. مى دانيم كه سرعت نور در ظرف يك ثانيه 000/300 كيلومتر فاصله را طى مى كند و نور آفتاب بعد از طى 150 ميليون كيلومتر در ظرف هشت دقيقه و 13 ثانيه به زمين مى رسد، ولى نخستين شعاع «شعرى»پس ازده سال به زمين مى رسد! البتّه بعضي از اين مشخصات در ستارگان ديگر نيز هست ولى مجموعه آنها گويا از مشخصات ستاره شعرى مى باشد.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ساعت ۲ ب.ظ توسط تنها خدا می داند
|
از بدو پيدايش انسان بر روي كره زمين، همواره زنان و مردان، با تشكيل كانوني به نام خانواده، عمري را در كنار يكديگر گذرانيده و فرزنداني در دامان پرمهر خويش پرورانده و از اين جهان رخت بر بسته اند. طبيعي ترين شكل خانواده، همين است كه هيچ عاملي جز مرگ نتواند پيوند زناشويي را بگسلد و ميان زن و شوهر جدايي بيفكند. كوشش مصلحان جامعه - مخصوصاً پيامبران خدا - اين بوده است كه نظام خانواده، يك نظام مستحكم و پايداري باشد و هيچ عاملي نتواند اين كانون سعادت را متلاشي گرداند. دنياي امروز كه دنيايي مضطرب و پريشان است، علي رغم پيشرفت هاي حيرت انگيز علم و صنعت، در مسأله خانواده با مشكلات بزرگي روبه رو است. براي اين كه بتوانيم مشكلات زندگي خانوادگي را از جامعه خود ريشه كن كنيم و گامي در راه تداوم بخشيدن به كوشش مصلحان و رهبران اجتماعي برداريم، ابتدا بايد بدانيم كه خانواده چيست و اين واحد كوچك اجتماع از ديدگاه قرآن مجيد چگونه است. خانواده را از ديدگاه هاي مختلف مي توان تعريف كرد. كه پاره اي از آنها سطحي و پاره اي ديگر عمقي است. پر واضح است كه هر چه ديدگاه ما عميق تر باشد، به شناختي كامل تر و قابل اعتماد تر رسيده ايم و هر چه شناخت ما از خانواده كامل تر و عميق تر باشد، بهتر مي توانيم به اين نهاد مقدس، رونق بخشيم و تزلزل و ناپايداري را از محيط آن دور سازيم. در يك نگاه ظاهري متوجه مي شويم كه عناصر اصلي تشكيل دهنده خانواده، يك زن و يك مرد است كه مطابق آداب و رسوم اجتماعي خويش با يكديگر پيوند زناشويي بسته اند و بعد فرزند يا فرزنداني بر جمع آنها افزوده شده است. خانواده را با همين نگاه ظاهري مي شود تعريف كرد، ولي اين اندازه كافي نيست، عمده اين است كه ببينيم چرا زن و مرد، به دنبال تشكيل زندگي مشترك مي روند و آيا اين يك نياز فطري و طبيعي است يا - به قول ماركسيست ها كه همه چيز را روبناي اقتصاد مي دانند - يك نياز غير طبيعي و طبقاتي است. در اين جا نمي خواهيم درباره نظريه ماركسيسم بحثي داشته باشيم(1) شايد كساني باشند - و هستند - كه زناشويي آنها انگيزه اقتصادي دارد. پدري دختر خود را به خاطر سبك كردن هزينه زندگي به خانه شوهر مي فرستد، يا براي استفاده از مزاياي اقتصادى، دختر خود را به مرد ثروتمندي مي دهد، همچنان كه بعضي از مردان، دختري را به خاطر ثروت او يا ثروت پدرش به همسري انتخاب مي كنند. بعضي از ازدواج ها نيز به خاطر قدرت و موقعيت است، خانواده هاي قدرتمند و داراي موقعيت، در ازدواج هاي خود به اين مسأله زياد توجه مي كنند؛ آنها مي كوشند كه از اين راه، بر موقعيت و قدرت خود بيفزايند و نگذارند كه از طبقه محروم، كسي به اين خوان انحصاري دسترسي پيدا كند. زيبايي هم يكي از انگيزه هاست. بسيارند كساني كه زيبايي اندام را اصل و محور مي شناسند و به هيچ يك از ارزش هاي انساني توجه نمي كنند. در مجموع، براي كساني كه به خاطر مال يا جمال يا قدرت، تشكيل خانواده مي دهند، خانواده، كانون بهره گيري مرد يا زن از ثروت يا قدرت يا زيبايي ديگري است و چون فلسفه تشكيل خانواده را همين امور مي دانند، دوام و استحكام خانواده نيز در نظر آنها به همين امور بستگي دارد و هيچ مانعي نيست كه با از بين رفتن آنها، زندگي خانوادگي نيز همچون سايه اي به دنبال آنها محو و زايل گردد. البته، اسلام مخالف اين نيست كه زن و شوهر از مال و مقام و قدرت و جمال يكديگر بهره مند شوند، اما به طور حتم، مخالف اين است كه: اساس تشكيل خانواده، اين امور مادي و غير قابل دوام باشد. مي توان علت تشكيل خانواده را رفع نياز جنسي دانست. مسلماً نياز جنسي زن و مرد به يكديگر، عاملي است كه آنها را به يكديگر جذب مي كند و به تحمل يك سلسله مسؤوليت ها و محدوديت ها وا مي دارد، اما پر واضح است كه اين نياز نيز نمي تواند علت تامه تشكيل خانواده باشد. نياز جنسي هميشه شديد نيست؛ در آغاز جواني شديد است، امّا به تدريج كه سن بالا مي رود، اين نياز هم رو به ضعف مي گذارد، با اين حال مي بينيم كه در سنين بالا، زندگىِ خانوادگي از استحكام بيشتري برخوردار است و حتي در سنين بسيار بالا كه تقريباً اين نياز از بين رفته است، زن و شوهر آن چنان به وحدت مي رسند كه به طور كلي در يكديگر محو مي شوند و همچنان به هم عشق مي ورزند. اگر علت تامه تشكيل خانواده نياز جنسي باشد، بايد زندگي خانوادگي تابع آن بوده، همچون خود آن نياز در معرض تغيير باشد. وانگهى، اگر عامل گرايش زن و مرد به يكديگر رفع نياز جنسي باشد، هيچ ضرورتي ندارد كه زن و مرد با يكديگر پيمان زناشويي ببندند، آنها مي توانند زندگي انفرادي و آزاد داشته باشند و فقط براي رفع اين نياز طبيعي با يكديگر تماس حاصل كنند. خانواده بر يك اصل و پايه مهم تري استوار است؛ اصلي كه نه تنها رفع نياز جنسي تابع آن است، بلكه كليه عوارضي كه در اين كانون وجود دارد، تابع آن است. اين اصل بايد شناخته شود تا زن و مرد، به هنگام بستن پيمان زناشويي گرفتار انحراف نشوند و تنها تكيه آنها بر همان اصل باشد و ساير چيزها را فرع قرار دهند. ممكن است داشتن فرزند را اصل قرار دهيم، انسان ميل دارد كه ادامه وجود خودش را در فرزند بنگرد، علماي روان شناس، ميل به مادر شدن را طبيعي زنان مي دانند و انگيزه مادري را از انگيزه هاي بسيار قوي مي شناسند؛ البته درباره انگيزه پدري اختلاف كرده اند. به هر حال، وجود فرزندان، از ثمرات شيرين ازدواج است. مردان و زناني كه توانسته اند فرزنداني سالم و صالح تحويل جامعه دهند، احساس سرفرازي مي كنند. بنابراين، شايد به جا باشد اگر گفته شود كه: تشكيل خانواده، به خاطر توالد و تناسل است، ليكن با همه اهميتي كه براي اين جنبه قائليم، نمي توانيم اين را نيز اصل و پايه يگانه و منحصر به فرد قرار دهيم. بسيارند خانواده هايي كه صاحب فرزند نشده اند، يا فرزندي براي آنها نمانده است، مع الوصف، عشق و علاقه زنان و شوهران اين خانواده ها به يكديگر، به همان اندازه قوي است كه ساير زنان و شوهران؛ در عين حال، جاي انكار هم نيست كه بعضي از خانواده ها به خاطر فرزند دار نشدن، متلاشي شده اند. در يكي از روايات آمده است كه پيامبر گرامي اسلامْ به پيروان خود فرمود:. تَزَوَّجُوا... أما علمتُمْ أنّى أباهى بِكُمُ الاُمَمَ حَتّي بِالسِقْطِ؛(2). ازدواج كنيد، زيرا من حتي به جنين هاي سقط شده شما بر امت هاي ديگر در روز قيامت مباهات مي كنم. مسلماً در اين سفارش حكيمانه، به يكي از ثمرات گران بهاي زناشويي اشاره شده است، ولي دليل بر اين نيست كه فقط فلسفه زناشويي همين است و بس! همچنان كه در روايت ديگري آمده است كه:. مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ؛(3). هر كس ازدواج كند، نصف دين خود را حفظ كرده است. اين هم كاملاً حكيمانه است، زيرا ازدواج، جوانان را از لغزش و انحراف و بي عفتي حفظ مي كند و آنها را در مقابل نيمي از چيزهايي كه دين را به خطر مي اندازد، بيمه مي نمايد. ولي ديديم كه اين هم علة العلل ازدواج و پيمان زناشويي نيست؛ در عين حال، عامل رفعِ نيازِ جنسي و فرزنددار شدن، از عامل قدرت، مال، مقام و زيبايى، اهميت بيشتري دارد و حتي ازدواج هايي كه به خاطر اين امور، صورت مي گيرد، بيشتر و بهتر قابل دوام است تا ازدواج هايي كه به خاطر مال و مقام و قدرت و زيبايى. تشكيل خانواده، فايده ديگري نيز دارد كه ممكن است گفته شود: علت اين كه زنان و مردان به تشكيل خانواده مي پردازند، همان است. انسان يك موجود اجتماعي است و نياز به تعاون و معاضدت دارد. در محيط خانواده، برنامه تعاون و معاضدت، به طور بسيار مطلوبي اجرا مي شود. اگر يكي بيمار شود، ديگري از او پرستاري مي كند واگر يكي دچار فتور و ضعف گردد، ديگري زير بازوي او را مي گيرد و اگر يكي از نظر مالي ناتوان شود، ديگري به او كمك مي كند و حتي گاهي عواطف خانوادگي آنچنان قدرت پيدا مي كند كه اعضاي خانواده، در قبال يكديگر احساس مالكيت شخصي نمي كنند. در بسياري از خانواده ها، مخصوصاً در محيط اسلامي خودمان، اين برنامه ها به طور كامل جريان دارد. پدران و مادران و فرزندان، نسبت به يكديگر فداكاري مي كنند و همگي مانند يك روحند در چند بدن! اين خانواده ها مظهر وحدتند نه كثرت. در حقيقت، پدر و مادر همچون هسته مركزي اتم هستند و فرزندان مانند الكترون ها برگرد آنها مي چرخند و يكديگر را حفظ مي كنند. معلوم مي شود كه در مسأله تشكيل خانواده، يك راز ديگري نهفته است كه اگر شناخته شود و مورد توجه قرار گيرد، انسان به واسطه آن به همه چيز مي رسد: هم نياز جنسي اش رفع مي شود، هم به فرزند مي رسد، هم از نعمت بسيار پرارزش تعاون و تعاضد بهره مند مي شود و هم به فوايد ديگر مي رسد. اين كه در اين جا مي پرسيم:خانواده چيست نه براي اين است كه چيستي خانواده را از لحاظ وضع نابساماني كه در دنياي كنوني دارد، به دست آوريم، بلكه براي اين منظور است كه ماهيت آن را آن چنان كه بايد باشد، بشناسيم.
بىشك، يكى از مهمترين خدماتى كه انسانهاى تربيتيافته به جامعه بشر كرده و مىكنند، تربيت و تهذيب آنهاست. و بزرگترين رسالت انبياء الهى نيز همين بوده است. و چه خدمتى از اين بالاتر كه انسانها در سايه هدايت مردان و زنان بزرگ، گوهر وجود خويش را يافته و در رشد و كمال آن بكوشند؟ و بديهى است انگيزه اين كار بزرگ، «محبت» است، كه شخص مربى را به سرنوشت محبوب خود علاقهمند كرده و زحمت تربيت را بر او آسان مىنمايد. در جوامع غربى، تربيت عمدتاً بر اساس انگيزهها و علاقههاى شخصى صورت مىپذيرد - گر چه ممكن است در مواردى نيز محبت و خدمت به نوع دخالت داشته باشد - ولى اساس تربيت در اسلام «محبت الهى» است. توضيح اينكه: محبت صفتى در نفس انسان است و به چيزى تعلق مىگيرد كه به اعتقاد او داراى خير و خوبى باشد. در حالى كه همه خوبيها و جهات نيك در وجود است و عدم چيزى نيست تا خيرى در آن فرض شود و بر اين اساس آنچه محبوب شخص واقع مىشود وجود و مظاهر آن است. بسيارى از مردم از اصل وجود غافلند و تنها به مظاهر آن توجه مىكنند، يعنى تنها به موجودات عالم كثرت مىنگرند ولى از منشأ آنها و هستى صرف، كه مبدأ پديدههاست بىخبرند و چون در آنها صورتهايى از كمال و زيبايى مىبينند، آنها را به طور مستقل و جداى از اصل وجود، محبوب و معشوق خويش قرار مىدهند. ولى مؤمنان و عارفان مقام حق، هستى حقيقى را از خدا دانسته و موجودات ديگر را، وابسته به او و در مقامى بالاتر و ظريفتر، عين وابستگى به ذات حق مىدانند و بر پايه همين اعتقاد نيز همه خيرات و فيضها را از او به حساب مىآورند و جهات نيكى هم كه در پديدههاى هستى مشاهده مىكنند، از عنايت و جلوه او مىشمرند و بدين علت همه عشق و محبت خود را تنها متوجه ذات مقدس او مىكنند و چون ساير موجودات را از آثار و وابسته به او مىشناسند، از اين جهت به آنها نيز محبت مىورزند. و به اين عشق، «عشق حقيقى» مىگويند زيرا به همان موضوعى تعلق گرفته است كه بايد بگيرد؛ در حالى كه به نوع اول آن، «عشق مجازى» گفته مىشود. چون در جايى قرار يافته كه جايگاه اصلى آن نبوده و در حقيقت مناسب آن نيست. مؤمن، افراد بشر را آفريدهها و بندگان خداوند دانسته و گوهر انسانى را جلوهاى از عنايات حق شناخته و خدمتگزارى به آنان و بويژه تعليم و تربيت آنها را، به عنوان يك وظيفه مهم و كارى مقدس مىشمارد. گذشته از اين فرزند را بخصوص، نعمت خداوند بر خود مىداند، و تهذيب و آموزش او را قدردانى و شكر نعمت به حساب مىآورد. و لذا اين نوع تعليم و تربيت داراى ويژگيهاى زير است: 1 - با اين نگرش، مربى كار خود را براى خشنودى خدا مىكند و پاداش خود را از خداوند مىطلبد و هيچ چشمداشتى از ديگران ندارد. و اين از عوامل مهم توفيق در امر تربيت است. اين نكته معلوم است كه يكى از مهمترين موانع تأثيرگذارى دادههاى تربيتى آن است كه شخص و يا افراد مورد تربيت احساس كنند، مربى از كار خود بهره شخصى برده و به واسطه آن در جستجوى كسب شهرت، مقام، موقعيت اجتماعى و يا نفع مادى ديگرى است. و لذا به فرموده قرآن مجيد، شعار تمامى پيامبران الهى، كه وظيفه عمده آنها تربيت نوع بشر است، اين بوده كه ما در قبال اين خدمت خود، هيچ نوع بهره مادى از هيچ كس نمىخواهيم و به جز پاداش الهى، اميد و آرزويى نداريم. 2 - مربى چون اين عمل را كارى الهى مىداند، در مواجهه با مشكلات آن، احساس خستگى نكرده و در مبارزه با موانع آن، از تلاش نمىايستد و با صبر و متانت و حوصله، كه برخوردارى از آن، از شرايط لازم توفيق در اين امر است، بدين كار بزرگ اقدام مىكند. استقامت و تلاش بىوقفه رسولگرامى(ص) و امامان معصوم(ع) در راستاى تربيت امت، نمونههايى واضح در اين خصوص است. 3 - نتيجه تربيت در اين نظام، بازيابى حقيقت انسانى است و در پرتو آن متربّى به جوهره وجودى خود، كه عبوديت و وابستگى به حق است، به خوبى واقف مىشود و در سايه همين احساس است كه انسان، تربيتى جامع مىبيند و تمامى فضايل و مكرمتهاى بشرى، در عاليترين و كاملترين سطح ممكن خود، در وجود او شكل گرفته و كمال مىيابد. و به علت همين خصيصه، تربيت دينى پايدارترين و راسخترين تربيتهاست، و خصلتهاى كسب شده از آن، حتى در دشوارترين اوضاع و سختترين موقعيتها نيز، به كمك شخص آمده و در هر فراز و نشيبى به او مدد مىرساند.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۰۹/۱۹ ساعت ۳ ب.ظ توسط تنها خدا می داند
|
گروهى از كودكان مشغول بازى بودند. ناگهان با ديدن پيامبر(ص) كهبه مسجد مىرفت، دست از بازى كشيدند و به سوى حضرت دويدند و اطرافش را گرفتند. آنها ديده بودند پيامبر اكرم(ص)، حسن(ع) و حسين(ع) را به دوش خود مىگيرد و با آنها بازى مىكند. به اين اميد، هر يك دامن پيامبر را گرفته، مىگفتند: «شتر من باش»! پيامبر مىخواست هر چه زودتر خود را براى نماز جماعت بهمسجد برساند، اما دوست نداشت دل پاك كودكان را برنجاند. بلالدر جستجوى پيامبر از مسجد بيرون آمد، وقتى جريان را فهميد خواست بچهها را تنبيه كند تا پيامبر را رها كنند. آن حضرت وقتى متوجه منظور بلال شد، به او فرمود: «تنگ شدن وقت نماز براى من ازاين كه بخواهم بچهها را برنجانم بهتر است.» پيامبر از بلال خواست برود و از منزل چيزى براى كودكان بياورد. بلال رفت و با هشت دانه گردو برگشت. پيامبر(ص) گردوها را بين بچهها تقسيم كرد و آنها راضى و خوشحال به بازى خودشان مشغولشدند.(1) نفايس الاخبار، ص 286.
بيان: توجه به نياز و خواستههاى كودك از اصول اوليه تربيت است. آسانترين و پسنديدهترين راه، راضى كردن كودكان و همان روش متواضعانه پيامبر است كه علاوه بر تأمين نياز كودك، به آنها نوعى شخصيت نيز مىبخشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۰۹/۱۹ ساعت ۳ ب.ظ توسط تنها خدا می داند
|
به دلیل استقبال بی نظیر کاربران از مجموعه زنگ موبایل گلچین شده توسط سایت دانلود رایگان برآن شدیم تا دومین مجموعه کم نظیر را برای شما تهیه نماییم. جدیدترین زنگ های منتخب توسط کاربران جهان برای انواع سلیقه را می توانید در این مجموعه پیدا کنید. کاربران گوشی همراه می توانند به روز ترین زنگ ها را از این سایت دانلود کنند. زنگ گوشی مجموعه تهیه شده با عنوان های زنگ اس ام اس، بازی، افکت صوتی، کمدی، کودکانه، خبر دهنده، حیوانات، محیط، سرگرمی و بریده ای منتخب از موسیقی ها به عنوان بهترین برای دانلود رایگان قرار گرفته اند. این کلکسیون زنگ همراه از محبوب ترین زنگ های استفاده شده توسط کابران گوشی موبایل در ماه های اخیر می باشد.
به نام يزدان پاک در پايان روزي که غروبــش به طرز وحـشتناکي دلگير و آهنگ طپش قلب محزونم غم انگيز تر از غروب است مي نـويسم آهـنـگ طپش قلبم را...
حرف ها هميشه پيام ندارند ...
چقدر عجيب است ...تا مريـض نشوي کسي برايت گــل نمي آورد ، تـا گريه نکني کـــسي نوازشت نمي کند ، تا فرياد نکشي کسي به تو توجه نمي کند ، تا قصـد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي آيد و تا وقتي نميري کسي تو را نمي بخشد . بياييد سعي کنيم تا هستيم عصاي هم باشيم .
خدايا اي کاش آسمان درد کويـر را مي فهميد و از درد اشک هايش را نثار گـونـه هـاي تـرک خورده او مي کرد . کاش واژه حقيقت با لب ها صمـيـمي بود ، آن قدر که براي بيانش به شهامت نيازي نبـود . کاش دل ها اين قدر خالص بودند که دعاي مـا قبل از پايين آمدن دست هايمان مـــستـجاب مي شد و تنها خدا می داند ... ..................سلام................... ..........علي/ 18 / بهشهر............ .................محصل................... تاريخ شروع به کار وبلاگ : 1/7/1387 دوستــان محــتـرم بـه صـفـحـه ي زنـدگي مان خوش آمديد !!!
ما در نظر داريم تا توسط اين مجموعه وبلاگ با شما عزيزان باشيم . از شما هم تـقاضا داريم تا انتقــــادات ، پـــيشـنهادات خـود را بــرايمان بيـــان کنيد و در هـر زمـيـنه اگر مشــکلي بود بـا مـا در مـــيــان بـگـذاريد . مـا سعـي خــــود را داشته ايم همه مسائل اخــلاقي را رعـايت نموده تا وبلاگي محبوب داشـتــه باشيم . همچنين سعي شده صفحات جــــــداي ايـن وبلاگ را کم حجم نموده تا بهــــــترين بازده را براي شما داشته باشد . در ضمن براي تبادل لينک و لوگو با ما مي تـوانيد لينک ما را در وب خود قرار دهيد بعدبه اطلاع ما برسانيد و تا ما هم ليـنـک شما را در وبـلاگ قـرار دهـيم . در پايان هم از همه شما کمال تشکر را داريم . اگر از وبلاگ ما خوشتون آمد و آمار سایت یا وبلاگتون هم +100 یا پیج رنکتون 1 و بیشتر بود می تونید منو با عنوان : "درایت پنـهان " لینک کنید بعد از طریق نظرات به من خبر بدید تا شما رو لینک کنم.