پرواز در کرانه های بی کران...

به نام خدا 

با سلام و احترام 

 

با یک اثر در خدمت شما سروران گرامی هستم ...

 

 

وقتی غلظت خون به خونابه می رسد

باید تو را شهید کنند

تروریست بخشی از نژاد کفتارهای به گفتار آمده است

وقتی شکمشان بمب سزارین می کنند.

وقتی از تکثر عصیان تو را از زمین می گیرند

باید اقرار کنم و دستم را بالا بگیرم

وقتی تابوتت هنوز خالیست ،

ولی همه کهکشان را شیر می دهی ؛

و سیر می شوی از این همه بخت بلند

که فاتحان این کره خاکی اسمت را ویار می کنند

هر لحظه که به یادت می افتند .

 

 

نظر و پیشنهاد یادتون نره 

 

 

 

یاحق 

یا علی مدد .

کارماصادرات است

 

 

 

                 به نام خدا همین .

                      سلام .

 

 

 

کار ما صادرات است

شما آهن صادر می کنید 

ما فقر آهن

ما سنگ دل شما را به سینه می زنیم 

شما سنگ پای قزوین .

ما هوای نفسمان را نگه داشته ایم

شما زیادی نفس می کشید

ما هوای شما را داریم 

شما هوایی می زنید 

مثل همین آمپول هوا

 

من مانده ام !

ما نبودیم 

شما بودید ؟!

 

 

 

یا حق.

پریسکه

به نام خداوند بخشنده مهربان  

 

سلام خدمت اساتید محترم  

دوستای مهربان  

و کلیه عزیزان دوست داشتنی که تنهایم نمی گذارند  

و تمام کسانیکه حق بر گردنم دارند . 

 

 

و اما کارای جدیدم ...

 

 

1-     وقتی دنیای مجازی به ما می دهند

نفس های مصنوعی به ما می دهند

سرقبرمان گل مصنوعی ست

انتظار ندارم بهشت را واقعی به ما بدهند.

2-     وقتی که تو شانه هایم را می بوسی

مار نمی جوشد/گل و درخت می روید

به جوان ها بگویید برگردند

3-     آنقدر از تو بت ساختم که ؛

نیاز به پرستش نیست

4-     این پلنگ مغرور دست ماه راخوانده

هرشب انتظار میکشد نیمه شعبان را

5-     ابراهیم آتش برای تو کم بود

تورا باید جهنم می انداختیم تا

بهشت تحویل دهی.

 

نظر یادتون نره

نظر لطفتونه

 

 

یاعلی

یاحق.

 

وقتی چشم وا میکنی...

به نام خداوند بخشنده مهربان  

 

سلام خدمت اساتید محترم  

دوستای مهربان  

و کلیه عزیزان دوست داشتنی که تنهایم نمی گذارند  

و تمام کسانیکه حق بر گردنم دارند . 

 

 

و اما کار جدیدم ...

 

بعد از مدتها ...  ...

 

 

 

شرح کدام فلسفه توصیفی درک موجز ما را

برای هجی کردن نگاه پر مغزات کفایت می کند

که بی کفر به اینجا رسیده ای

در حالیکه حمد می خوانی

و تسبیح می اندازی در دروغ ترین دنیای ممکن

شاید سجده های فراموش شده ات را می شماری

و کنار می آیی که ؛

خلق عظمت عصیان ذکر را با اشباع تن به نیسان هیچ آمده اند

گناه عاشقانه ات تزویر سکوتی ست که زیر پوست ما پنهان شده

زیر چرم حیوانات وحشی که دارند اهلی می شوند

زیر ابرهای آماده به باران

تا تمام تلخ های تو را ببارند

و جهان گسترده را کم آرد و جای نگیرد جز محال های انکار شده

که غربت این تن پوش فقط عریانی سقط شده حزب شیاطین گمراه است

به کدام شرط معقول در ذهن می گنجی

که هیچ عقلی ادراک جهانبینی ات را مشمول نیست

در واسطه ی ذکر کفر و ایمان مومن به آنم که کن فیکون برزخ بخشی از توست

وقتی چشم وا می کنی .

 

 

نقد و نظر شما باعث پیشرفت من محسوب می شود 

نظر یادتون نره ...

 

یا علی 

یاحق.

 

 

کتاب قمر در عقرب وارد بازار شد

به نام خداوند بخشنده مهربان  

 

سلام خدمت اساتید محترم  

دوستای مهربان  

و کلیه عزیزان دوست داشتنی که تنهایم نمی گذارند  

 

 

 

بالاخره کتاب شعرقمر در عقرب اینجانب باحمایت

انتشارات انجمن قلم ایران وارد بازار کتاب شد.

 

 

خبرهای خوش دیگر در راه است ... 

 

یا علی

یاحق.