فينال جام جهاني
من به جز فينال هيچ كدام از بازي هاي جام جهاني را نديدهام! نه امسال و نه هيچ سالِ ديگري! ديشب نه اسپانيا را مي شناختم، نه هلند را، نه گزارش عادل برايم جذاب بود و نه حتي دانستن نتيجه بازي! تنها دليلي كه مرا با چشماني نيمه باز جلوي تلويزيون نشانده بود حس شيريني بود كه مي آمد زير دندان هايم از يادآوريِ فينال چهار سال پيش.
همهي بچه ها دور تلويزيون اتاق ما بودند كه كمي بزرگتر بود. صداي كل كل شان نمي گذاشت صداي گزارشگر بيايد. هرچند اگر مي آمد هم چيزي از آن نمي فهميديم. بازي كه تمام شد، نيمه شب بود. خوابمان پريده بود. تصميم گرفتيم دسته جمعي برويم طواف!
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۸:۹ ق.ظ توسط
|
اینجا مکان دغدغه های یک مادر است که هنوز خودش با کودکی اش اخت است و حتی گاهی کودک تر از کودکش عمل می کند.