جند تا عکس زیبا(طنز)

بقیه در ادامه مطالب....حتما ببینید


ادامه نوشته

چند تا سایت عجیب و غریب!!!!

تو این سایت شما می تونین یه شخصیت در نظر بگیرین ، بعد از شما سوال می پرسه که شما با بله یا نه به اون پاسخ می دین بعد شخصیت مورد نظر شما رو پیدا می کنه          http://www.akinator.mobi/us

در ماه چقدر درآمد دارید؟ در سال چقدر؟ چند نفر از شما پولدارتر هستند؟         

 چند نفر پولدارتر از شما هستند؟ و...                                                         

اگر میخواهید بدانید که از نظر میزان درآمد در دنیا چندمین نفر هستید،حقوق سالیانه خود را در سایت زیر وارد کنید.

مبلغ را باید بر حسب یکی از واحدهای دلار ، یورو ، ین ، پوند و ... وارد نموده و در نهایت بر روی Show me the money کلیک کنید.


یه سایت جالب دیگه اینه که فکر شما رو از پشت کامپیوتر میخونه میگی نه امتحان کن www.fal.maghsad.com  

جشن واقعا زیبا

مردم در نقاط مختلف دنیا سنتها و جشنهای جالب و گاهی عجیب دارند که برخی از آنها با شوخی چند نفر با هم آغاز شده و کم کم به کل شهر و یک کشور تسری یافته است ، مانند آنچه در یکی از شهرهای کشور اوکراین برگزار شده و به "جشن آب" شهرت یافته است.
در این جشن که روز دوشنبه ی پس از عید پاک برگزار می‌شود، پسران جوان و نوجوان در نقاطی از شهر "لفیف" کمین می‌کنند و با عبور رهگذران و بالاخص دختران جوان و نوجوان ، با آب به آنها حمله می‌کنند!

ادامه مطالبو حتما ببینید(عکس)

ادامه نوشته

ایا میدانید

فقط 7 ثانیه طول می کشد تا غذا از دهان به معده برسد.

جورجیاس اپیروسی، فیلسوف قرن سوم پیش از میلاد، در تابوت مادر مرده اش به دنیا آمد. کسانی که در مراسم تشییع جنازه تابوت مادرش را حمل می کردند با شگفتی فراوان صدای گریه ی او را از داخل تابوت شنیدند.

در سال 1955 دوقلوهای اهل اوهایو با نام های "دوگی" و "دبی" با اختلاف 48 روز از یکدیگر متولد شدند.

رالف و کارولین کامینز اهل ویرجینیا 5 کودک را در تاریخ های زیر به دنیا آوردند:
کاترین: 20 فوریه 1952
کارول: 20 فوریه 1953
چارلز: 20 فوریه 1956
کلودیا: 20 فوریه 1961
سسیلیا: 20 فوریه 1966

زنان در قرن هجدهم در پاریس به هنگام بیرون رفتن در هوای بد، صاعقه و بارش باران کلاه هایی بر سر می گذاشتند که بالای آن برق گیر نصب شده بود.

آخرین باری که از سواره نظام (منظور جنگجویان سوار بر اسب) استفاده شد در جنگ جهانی دوم بود که یک تیپ سواره نظام مغول به یک تیپ پیاده نظام آلمان نازی حمله کردند و نتیجتاً 2000 سرباز سواره ی مغولی کشته شدند بی آنکه حتی یک سرباز نازی آسیب ببیند

اتحاد جماهیر شوروی، نخستین کشوری بود که فضاپیما به ماه فرستاد و نه ایالات متحده. در سال 1959 "لونا 2" در هنگام فرود در ماه با ان برخورد کرد. در فوریه ی 1966 "لونا 9" اولین فضاپیمایی بود که با آرامی بر سطح ماه فرود آمد و تصاویری از ماه به زمین ارسال نمود. چهار ماه بعد ایالات متحده با سفینه ی "سرویر 1" بر روی ماه فرود آمد.

گازی که شامپاین دارد به خاطر گازکربنیک نیست و به خاطر گرد و خاک موجود در شیشه ی آن است و اگر آن را درون شیشه ی استریلیزه و بدون مولکول گرد و خاک بریزید کاملاً آرام و راکد می ماند.

دلفین ها آب نمی خورند. اگر دلفین آب دریا رابنوشد بیمار می شود و سپس جان می بازد. این آبزیان باهوش و زیبا، آب مورد نیاز بدن خود را از طریق غذایی که می خورند تامین می کنند.

مرد , مظلوم یا آب زیر کاه ؟!

مرد , مظلوم یا آب زیر کاه ؟!

۱- به نظر شما ، چرا ۹۹در صد آقایان از همسرشان می ترسند ؟!

الف ) چون خانوم ها ناخن بلند دارند ولی آقایان ندارند !

ب ) چون خانوم ها کفش پاشنه ۱۵ سانتی دارند ولی آقایان ندارند !

ج ) چون خانوم ها جیغ دلخراش دارند ولی آقایان ندارند !

د ) چون خانوم ها اگر با استفاده از مهمات فوق هم زورشان به شوهرشان نرسد ، فقط کافیست سرشان را از پنجره بیرون کنند و از مردم کمک بخواهند تا ظرف ایکی ثانیه ، 15 مرد قلچماق به طرف شوهرشان حمله ور شوند ، ولی آقایان اگر بمیرند هم کسی به دادشان نمی رسد !

۲- چرا آقایان زمانیکه با همسر خود قصد ورود و یا خروج از دری را دارند ، می گویند خانوم ها مقدمند و اجازه می دهند که اول همسرشان از در عبور کند ؟!

الف ) چون حدس می زنند که پشت در ، یک دره ای ، خندقی ، گودالی ، چیزی باشد !

ب ) چون احتمال می دهند که از لب پنجره بالای در ، یک گلدان سنگی در حال سقوط باشد !

ج ) چون گمان می کنند که پشت در ، یک حیوان درنده و گرسنه باشد !

د ) چون می ترسند که اگر آنها زودتر بروند خانومشان در را پشت سر آنها ببندد و دیگر هم باز نکند !

۳ - شما فکر می کنید که اگر روزی همسر مردی از طبقه شصتم ساختمانی سقوط کند و در طبقه پنجاه و هشتم با دست ، میله ای که از دیوار ساختمان بیرون آمده را بگیرد و در هوا معلق بماند ، این مرد برای نجات همسرش چه اقدامی انجام خواهد داد ؟!

الف ) سریعا با استفاده از اره برقی در صدد جدا نمودن میله از ساختمان بر می آید !

ب ) یک عدد سوسک و یا موش را بر روی دست همسرش می گذارد !

ج ) یک طناب پوسیده را برای بالا کشیدن همسرش به طرف او می اندازد !

د ) با به خطر انداختن جان خودش ، هر طور که شده همسرش را نجات می دهد و سپس اینبار طوری او را هل می دهد که دیگر به هیچ عنوان نتواند دستش را به جایی بند کند !

۴ – چرا معمولا در تصادفات رانندگی ، میزان صدمه ای که به خانوم ها وارد می شود بیشتر از آقایانی است که مشغول رانندگی می باشند ؟!

الف ) چون ۵ دقیقه قبل از وقوع سانحه ، آقا خودش را از خودرو به بیرون پرت کرده است !

ب ) چون قبل از وقوع سانحه ، کمربند ایمنی خانوم دستکاری شده بوده تا عمل نکند !

ج ) چون در اینگونه تصادفات ، راننده حتی الامکان سعی کرده که خودرو اش از سمت راست با خودروی روبرویی برخورد کند !

د ) چون بعد از سانحه مشخص شده که علت تشدید جراحات وارده به خانوم ، مواد محترقه ای بوده که به دلایل نامعلوم توسط فردی ناشناس در زیر صندلی او تعبیه شده بوده تا با کوچکترین ضربه ای منفجر شود!

چند تا عکس متحرک زیبا


چند تا عکس متحرک که به دیدنش می ارزه


برو ادامه مطالب

ادامه نوشته

انواع غذای چینی

اگه حالت بهم نمیخوره برو تو ادامه مطالب
ادامه نوشته

یک شوخی باحال!

لطفا تابارگذاری صفحه کمی صبر نمایید

صفر، صفر است. اما این کجا و آن کجا !

تفاوت نخستین روز مدرسه در ایران و ژاپن

عکس دلخراش

اگه دل داری برو تو ادامه مطالب نگاه کن

ادامه نوشته

خاطرات جالب بعضی از دوستان

این خاطراتو بخونید از دست ندید واقعا قشنگه
1-دم و پیاده وقتی ۶ سالم بود مامان و بابام واسه اینکه سر به سرم بذارن بهم میگفتن یه روز یه سطل ماست آوردن دم خونمون دیدیم تو توش بودی واسه همین پوستت اینقدر سفیده منم بچه باور کرده بودم به هرکی میرسیدم میگفتم منو ازتو یه سطل ماست پیدا کردن بعدشم منفجر میشدن از خنده چقدر من مخ بودم!!!!!!!!!!!!!!!

2-یه روز رفتم سوپر مارکت آب میوه بخرم سوپر مارکتی گفت چی میخوای گفتم چی دارین گفت پرتقال و هلو و … منم خیلی باکلاس گفتم بی زحمت یه هلولو بده چند نفری که تو مغازه بودن داشتن موزایکا رو گاز میگرفتن

3-سلام دوستان
سرکار بودم ببخشید رفتم دستشویی داشتم توی آینه باتیپ وقیافم حال میکردم یهو دیدم همکارم باعجله اومد وشروع کرد به درآوردن پیرهنش بعدازاینکه درآورد گفتم ببخشید بدین براتون نگهش دارم بنده خدا از خجالت مثل لبو شد گفت حواسو میبینی فکرکردم اومدم حموم ….

4-دوران مدرسه زدم با توپ شیشه کلاس رو شکوندم ناظم همه رو جمع کرد توی کلاس که ببینه کی شیشه رو شکسته . من هم به همکلاسیها گفته بودم که به هیچ کس نگن .

ناظم تو کلاس گفت کی شیشه رو شکسته هیچ کس چیزی نگفت .من بلند شدم و گفتم آقا اجازه اگه اونی که شیشه رو شکسته شهامت گفتن این کاری رو که کرده رو نداره من از طرفش میگم که من شکستم و کلیه هزینه رو تقبل میکنم. ناظم هم که از این شهامت من خوشش اومده بود گفت آفرین به این مردانگی که داری و رو کرد به بچه ها و گفت از این رضا یاد بگیرید اونقدر شهامت داره و کاری رو که نکرده به خاطر دوستانش به گردن می گیره .

بعد بهم گفت از هر کدوم از بچه ها ۵ تومان بگیر و برو شیشه رو بخر . موقع جمع کردن پولها دوستان ۵ تومان میدادند به همراه یک فوش درست و حسابی .

از همه که پولها رو گرفتم ناظم گفت چقدر جمع شد گفتم ۱۰۰ تومان ناظم گفت پول شیشه حدودا ۱۲۰ تومان می شود من هم هواسم نبود و گفتم اشکالی نداره آقا تا اینجا هم بچه ها خیلی کمک کردن موقعی مه شیشه رو شکوندم قید تمام پول رو زده بودم و تازه ناظم متوجه شد که شیشه رو خودم شکوندم

5-سلام ابتدایی بودم فکر کنم دوم دبستان آخر کلاس بود چند دقیقه مونده بود زنگ بخوره یه مگس رفت تو دماغم منم نیمکت اول بودم جلو معلم نتونستم دست تو دماغم کنم درش بیارم هی قلقلکم میداد زنگ خورد معلم دستمو گرفت هی ازم می پرسید چرا چشات پر از اشک شده منم روم نشد بگم مگس تو دماغه.همه بچه ها بهم خنده میکردن میگفتن گشنشه نهار نخورده گریه میکنه--------------------------

6-دوم دبیرستان بودم.زنگ تفریح تموم شده بود که دیدم تو راهرو مدرسه چند نفر در حال دعوان…خلاصه ما هم می خواستیم خودمونو قشنگ کنار محل دعوا بذاریم و کلی حال کنیم.واسه همین بچه هایی رو که جلوم بودو هل می دادم اونور که یه نفر و دیدم که مانتو سروهای داشت ولی مقنعه اش فرق می کرد.
ما هم که مانتوهامون سرمه ای بود دیگه.منم به هوای همین که یکی از بچه هاست محکم زدم پشتشو و یه تنه ی محکم بهش زدم که یهویی یکی از دوستام گفت:دیونه این مدیره!!! دیگه من هیچی نفهمیدم و به سرعت از محل متواری شدم.بیچاره مدیرم نفهمید کدوم آدمی اینجوری زدتش!!!
-------------------------------

7-سلام ما همین چند وقت پیش با دوستا رفتیم بیرون یکی از بچه ها تخم مرغ آبپز خوردو دیگه مزاجش بهم ریخت نزدیک یه پلیس راه رفت تو یه دستشویی خرابه با یه یارو که سرباز بود .رفت تو دید اب نداره برگشت سربازه بهش گفت برو کارتو بکن واست آب میارم اقا این شروع کردو سرباز رفت پشت سرشم نگاه نکرد.
بنده خدا بعد معطلی با شرت و پیراهن زیرش خواست خودشو پاک کنه اما دقیقا تا گردن قهوه ای شد دم اتوبوس از بس بو ..میداد راننده بهش گیر داد خلاصه ما تا مشهد از بوی گند خفه شدیم ولی چند روزه مسافرتو واسش مثل زهر مار کردیم -------------------------------

این سوتی مال مادرمه:

منظورش این بود:اون ظرف رو که توش میوه میذاریم توی بوفه است بده من توش میوه بچینم!!!؟؟ جالب اینجاست بدون اینکه حتی ۱ اشاره کوچیک به موضوع مورد بحث بکنه،بعد برگشته به من میگه چقدر خنگی،موضوع به این سادگی رو نمی فهمی(!!) چطوری کنکور قبول شدی؟من بودام سیکلم بهت نمی دادم!!!آخه چرا؟

میوه هارو تو ظرف میوه بچینه،ظرف نداشت،برگشت به من گفت اون چیزه رو که توش چیز میذاریم تو چیزه بده به من توش چیز بذارم!!!!!

8-پیش دانشگاهی بودم سرکلاس زیست یهو دبیرمون ازم درس خواست جواب بدم،من زیستم خیلی خوب بود اما اون روز هول شدم ووووسط درس جواب دادن یه کلمه رو یادم رفت یعنی یه اسمی بود دیدم یادم نمیاداصلأ به روی خودم نیوردم درسو توضیح دادم به اون قسمت که رسیدم گفتم یه چیزی میره تو یه قسمتی بعد اون وقت مثلا…. بعد دوستام خندیدن معلمم فهمید توضیح داد من دوباره حواسم نبود گفت حالا همونکه شما میگید میره فلان قسمتووو….. دوباره سوتی پشت سوتی.

9-چند وقت پیش برای دخترم خواستگار اومد خیلی هم شیک وپیک وبا کلاس .چند روز بعد تلفن زدند که ما از دختر خانموتون خیلی خوشمون اومده ولی بهتره که بیشتر خانواده ها باهم اشنا بشن. منهم که دستپاچه شده بودم و میخواستم مثلا ادبی حرف بزنم گفتم حتما حالا ما یه روز برای بازدید تشریف میاریم منزل شما….یه لحظه سکوت شد بعد مادر با خنده گفت منتظریم.ولی راستش من این موضوع رو به دخترم نگفتم چون ممکن بود طفلی بابت این حرف من اعتماد به نفسش رو از دست بده


10-یه بار با دوستام داشتیم در مورد ترمز ماشین ها صحبت میکردیم یکی از دوستام گفت جدیدا روی ماشین ۴۰۵ هم ترمز جی پی اس گذاشتن -------------------------------

تو میدون ونک بودیم که مصی بهم گفت این پرایده با لابراتوار کار میکنه. منظورش کاربراتور بود!!!! از خنده با خاک انداز جممون کردن!


11-داداشم عصری که داشته برمیگشته خونه یه تصادف بد جلوش اتفاق می افته که میگفت یه پیرمرد با ماشین زده بوده به یه دختر..
دختره برخورد میکنه به شیشه و خلاصه پرتاب میشه …
داداشم حسابی ترسیده بود از اون ماجرا..
ساعت دو شب با صدای جیغ و داد و شکستن شیشه (تو کوچه دعوا شده بود) از خواب بیدار شدیم. داداشم که غرق خواب بود یهو از خواب پرید و داد زد…
دختره خودکشی کرده و بدو به سمت کوچه دوید…
کلی فرداش خندیدیم
-------------------------------

12-یه روز تو دانشگاه شهید چمران منتظر اتوبوس بودیم یه همکلاس داشتیم تا اتوبوسو از دور دید خیلی هول شد و پیش دخترا و پسرا با هیجان گفت:بچه ها بچه ها اتولوس اومد و همه با تعجب و خنده منتظر رسیدن این وسیله نوظهور بودن

13خانوادگی مسافرت رفته بودیم و شب داخل چادرمسافرتی خوابیدیم که خودمون نمیدونستیم نزدیک یه فرودگاه هستیم نزدیک صبح بود که یه هواپیما از بالای چادر عبور کرد.
زن داداشم که خیلی ترسیده از خواب پرید و فکر کرد زلزله شده و خودش به چادر میزد و دنبال درو بود که داداشم بلد شد و محکم گرفتش و سعی می کرد ارومش کنه ولی زن داداشم داد میزد فرار کنیم.
من و ابجیم خنده مون گرفته بود ولی از ترس داداشم نمیتونستیم بخندیم اخه خانم بلوز و شلوار می خواست بدو بیرون

14-با دو تااز دوستام بازار بودیم هوا تاریک شده بود برای برگشت بخونه زنگ زدیم اژانس…
ماشین اژانس پیکان سفید بودکه اون طرف خیابان پارک کرد به دوستام گفتم من میرم داخل اژانس زود بیاین…
در ماشین باز کردم و صندلی عقب نشستم که راننده و یه خانم که کنارش نشسته بود برگشتن به من نگاه میکنن..
با خودم گفتم عجب آژانس بی ادبی تو راه مسافر زده که دیدم دوستام داد زدن چرا اشتباهی سوار شدی..
ماشین آژانس جلوتر پارک کرده بود و چون هرودشون پیکان بود متوجه نشده بودم …
خیلی خونسرد در ماشین باز کرشدم…

عکس های دیدنی و خنده دار از بدشانس ترین آدم ها

عکس های دیدنی و خنده دار از بدشانس ترین آدم ها

برای دیدن عکسها به ادامه مطالب بروید


ادامه نوشته

عکس+18

تا حالا یه استخر که توش پسر و دختر باشن دیدیدحتما ندیدید اگه مایلید برید توی ادامه مطالب 

ادامه نوشته

با هم بخندیم

تنها روزی که یک زن خوشحال بیدار میشه ، روزِ عروسیشه ؛ چون تنها روزیه که از اول که بیدار میشه میدونه چی باید بپوشه !!!


دختر:موجودی است که وقتی تعجب میکند میگوید واااااااااا!! و وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییییییی!! وقتی غمگین است آه میکشد و وقتی میترسد جیییییییغ بنفش میکشد . وقتی بدش می آید میگوید ویشششش . وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی. همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند . تاریخ تولد و شماره کفش با جناق پسر عمه ی دختر خاله ی داماد همسایه ی پوریا پور سرخ را میداند .از سوسک اصولا نمیترسد بلکه چندشش میشود

عمریست نشسته ام
پای لرز خربزه هایی
که هیچوقت یادم نمی آید
کی؟!
خوردمشان

تست روانشناسی{این تست به هیچ عنوان از دست ندید}

تست روانشناسی خیلی واقعی و باحال


روی میز صبحانه شما این میوه‌ها گذاشته شده‌اند ...


یکی را باید انتخاب کنید:


۱. سیب


۲. موز


۳. توت فرنگی


۴. هلو


۵. پرتقال



اولین انتخاب شما کدام خواهد بود؟


لطفاً خوب فکر کنید و به میز غذا حمله ‌ور نشوید!


این یک امتحان بزرگ است و نتیجۀ آن شما را متحیر خواهد کرد !!


انتخاب شما چیزهای عجیبی در مورد شما خواهد گفت !


باز هم فکر کنید و قبل از انتخاب‌کردن به انتهای مطلب نروید ...


پس از انتخاب برای شناخت خودتان نتیجه را در انتهای مطلب ببینید...


...................

................

..............

............

..........

........

.......

......

.....

....

...

..

.

کجا میاین ؟!


میگم برید بالا با فکر میوه خود رو انتخاب کنید


که بعد از خوندن نتیجش پشیمون نشید ...


...................

................

..............

............

..........

........

.......

......

.....

....

...

..

.

با توجه به انتخاب شما...


سیب:

این یعنی شما شخصی هستید که دوست دارد اول سیب بخورد.


موز:

این یعنی شما شخصی هستید که دوست دارد اول موز بخورد.


توت‌فرنگی:

این یعنی شما شخصی هستید که دوست دارد اول توت‌فرنگی بخورد.


هلو:

این یعنی شما شخصی هستید که دوست دارد اول هلو بخورد.


پرتقال:

این یعنی شما شخصی هستید که دوست دارد اول پرتقال بخورد.



امیدوارم که باانجام این تست شناخت

بهتری از خودت به دست آورده باشی.

توجه به نتیجۀ این تست می‌تونه تو را به سمت آسودگی

و درک و فهم و آرامش و سلامتی و ابدیت و حقوق بشر

و پول و انرژی حق مسلم ما و... راهنمایی کنه،

پس نسبت بهش بی‌تفاوت نباش!



میدونم الان دلتون میخواد که به من دسترسی داشته باشین و....


ولی خوب خدا روشکر که دستتون به من نمیرسه

خطای دید

همانطور که مشاهده می کنید رنگ مربع های داخلی در 4 مربع بزرگتر به ترتیب از راست به چپ کمرنگ تر می شود.

در حالی که اشتباه می کنید.

هر 4 قسمت همرنگ هستند!!!

قدر وارزش تو

میگن یه روز پسر جوونی میره پیشه استادی به استادش میگه ...من هیچ کاری بلد نیستم، همه میگن به درد کاری نمیخورم، خنگ و دست پاچلفتی ام، هیچ کاری رو درست انجام نمیدم. چی کارکنم بهتر بشم؟ چی کار کنم که دیگران ارزش بیشتری برام قائل بشن؟

ادامه نوشته

شما اردک هستید یا عقاب؟

وقتی شما به شهر نیویورک سفر کنید، جالب ترین بخش سفر شما هنگامی است که پس از خروج از هواپیما و فرودگاه، قصد گرفتن یک تاکسی را داشته باشید. اگر یک تاکسی برای ورود به شهر و رسیدن به مقصد بیابید شانس به شما روی آورده است؛

اگر راننده ی تاکسی شهر را بشناسد و از نشانی شما سر در آورد با اقبال دیگری روبرو شده اید؛ اگر زبان راننده را بدانید و بتوانید با او سخن بگویید بخت یارتان است؛ و اگر راننده عصبانی نباشد، با حسن اتفاق دیگری مواجه هستید. خلاصه برای رسیدن به مقصد باید از موانع متعددی بگذرید...

ادامه نوشته

ایمان به خدا

خدا به یعقوب وحی فرستاد:ای یعقوب !
دانی چرا یوسف را چندین سال از تو جدا کردم ؟
یعقوب گفت :ندانم.
خدا فرمود:بدین سبب که گفتی ترسم گرگ یوسف رابخورد .
ــ ای یعقوب !چرا از گرگ ترسیدی و به ما امید نداشتی ؟
ــ چرا از غفلت برادرانش اندیشه کردی و به قدرت نگهبانی من امید نداشتی ؟!



چرا وقتی یه کاری رو میسپاریم به یه بنده خدا، خیالمون راحته؟؟؟
اما وقتی میسپاریم به خود خدا....هنوز مضطربیم..هنوز نگرانیم..؟
به مخلوقاتش بیشتر از خودش اعتماد داریم؟؟
واقعا چرا




عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم؛
بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری !
بعد از چند روز به دوستی
بعد از چند ماه به همکاری
بعد از چند سال به همسایه ای ...
اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !
دیگر وقت آن رسیده که اعتمادی فراتر آنچه می بایست را به او ببخشیم.
او که یگانه است و شایسته ...




به خدا تا اندازه ی اعتمادداشته باش که از رحمتش هیچ گاه ناامید نشوی
و از اون تا اندازه ی بترس که جرات گناه کردن پیدا نکنی




روزی روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران
دعاکنند, در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی
جمع شدند و تنها یه پسر بچه با خودش چتر آورده بود
و این یعنی ایمان