غزل خدافظی
به نام خدایی که در این نزدیکیست
که آفتاب را برای روشنایی زمین و مهتاب را برای زیبایی آسمان شب آفرید
او که زمان را برای صبر و مکان را برای خاطرات آفرید
او که بذر عشق را در میان خوشه های گندم و قصه زندگی را میان گلبرگهای اذان آفرید
سلام
دوستای خوبم هر اومدنی یه رفتنی داره
وقت رفتن منم دیگه فرا رسیده.
اینجا خیلی چیزا از خیلی ها یاد گرفتم
خاطرات خوبی تو ذهنم مونده با تک تک کسانی که بهشون سر میزدم
کسانی که لطف میکردن و میومدن تو وبلاگم
نمیدونم چی باید بگم فقط میخوام خوبی ، بدی ازم دیدین حلالم کنید
مراقب خودتون باشید.
خدانگهدار...
+ نوشته شده در سی و یکم فروردین ۱۳۹۱ ساعت توسط مسعود