تبریک سال 1394
شاد باشید و سربلند.
شاد باشید و سربلند.
سینای عزیز،
درگذشت پدر بزرگوارتان را خدمت شما و خانواده محترم تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای آن مرحوم طلب مغفرت و برای خانواده گرامی صبر جزیل مسئلت می نماییم.
از طرف دوستان 77
گسترش فساد مالی یعنی:
- از بین رفتن انگیزه های کار و فعالیت در عوامل اقتصادی؛
- عوض شدن جای رانت خوار و غیر کارآفرین با فرد زحمت کش، نخبه و کارآفرین؛
- گسترش فقر و شکاف طبقاتی؛
- رواج رشوه خواری و مالیات اختیاری عوامل؛
- ناکارآیی سیاستهای اقتصادی دولت؛
- رشد رانتخواران و گرفتن جلوه ای موجه در جامعه؛
این روزها بحث آلودگی هوا در تهران و در سایر شهرها که پایتخت هم نیستند موضوع انتقال پایتخت را احیا کرده است. اما سوال این است که دولت با این همه پروژه ناتمام که در همه جای ایران شروع کرده و ماههاست که پیشرفتی نداشته اند و سالیان درازی زمان لازم است که این طرحها به اتمام برسند و مهمتر از همه تامین مالی این طرحهاست. آیا واقعا انجام چنین کاری با اون همه بار مالی از دولت با وضعیت فعلی و با بودجه ای که برای سال 93 داده بر می آید؟ آیا واقعا هزینه فایده این طرح انجام شده ؟ آیا در معرض قضاوت اهل فن قرار گرفته؟ یا خدای نکرده صرفا یک ایده خام بوده که برای کشور در نظر گرفته شده؟ شنیده شده که مرکز پژوهشهای مجلس هم آن را تایید کرده آیا این مرکز نتایج محاسبات خود را مورد نقد کارشناسان اقتصادی قرار داده؟
شنیده شده که ریاست محترم مجلس نقد بار مالی برای دولت را وارد دانسته ولی بازهم چنین طرحی رای آورده آیا اولین اولویت کشور انتقال پایتخت است؟ به کجا؟ اگر مثال آنکارا و استانبول است آنها سالیان سال آنگونه شکل گرفته اند
Nelson Rolihlahla Mandela was born in 1918 and died last night in 2013.
As a great man he talked about his Ideas.
He spent nearly third of his life in prison because of his outstanding Ideas.
He was a man relatively free from stain.
African Nation (say world) lost a sincere and valiant man.
این روزها اخبار نگران کننده ای از عملکرد برخی مدیران قبلی نظام تامین اجتماعی در خصوص پاداشهای نامتعارف از گروه تحقیق و تفحص مجلس منتشر شده و می توان به این شبهه، موارد دیگر از جمله روابط بین تامین اجتماعی و سیستم سلامت و پزشکی کشور و عدم وجود قراردادهای روشن بین بیمارستانها و نظام تامین اجتماعی و قرض گیری های کلان دولتهای قبلی از این سیستم را اضافه کرد که همه اینها نشان از یک بی برنامگی و منحرف شدن این سیستم از اهداف اولیه آن که همانا تحقق سیستم اقتصاد رفاه بود، دارد.
یک نظام اقتصادی که در جستجوی رفاه اقتصادی عوامل خود می باشد جایگاه مشخصی را در اقتصاد کلان یک کشور برای سیستم تامین اجتماعی قائل است. به عبارت دیگر، این سیستم، مالیاتهای امروز را به پرداختهای آتی بگونه ای تبدیل می کند که موجودی سرمایه آن اقتصاد از این محل افزایش یابد. در غیر اینصورت، عوامل اقتصادی آن کشور در زمانهای آتی، با فرض عدم وجود درآمدهای نفتی برای بازپرداخت به موقع بدهی های دولت، مجبور به مصرف موجودی سرمایه خواهد شد. چنین مساله ای به عدم تعادل بیشتر این اقتصاد ها در آینده کمک خواهد کرد.
این وضعیت زمانی حادتر خواهد شد که نیروی کار فعال آن کاهش و بار تکفل با پیرشدن جمعیت، رو به ازدیاد باشد. همه اینها نشان از ضرورت یک تحول و برنامه ریزی برای این سیستم حتی فراتر از یک تحقیق و تفحص دارد. یا همان برنامه داشتن برای بلندمدت.
اخیرا معاون آموزشی دانشگاه علامه اعلام کرده که پذیرش دانشجویان تحصیلات تکمیلی بویژه دکتری را نظام مندتر کرده و اختیارات گروههای آموزشی را افزایش خواهیم داد. به نظر می رسد نه دانشگاه علامه بایستی تمام دانشگاهها تا دیر نشده از این قاعده پیروی کنند. چون هر چقدر کیفیت دانشجویان ورودی دکتری پایین تر باشه به همان اندازه بویژه در رشته های علوم انسانی آفت های آن از منافعش ( که تقریبا چندان منفعتی هم ندارد) زیاد ترخواهد شد. حتی گروههای آموزشی می توانند مانند سابق هر دو سال یکبار دانشجوی دکتری بپذیرند که متقاضیان با آمادگی و عمق علمی بیشتری وارد این دوره ها شوند.
http://alef.ir/vdccosqie2bqxm8.ala2.html?201796
هفته اول مهرماه ۹۲ یعنی دقیقا تا ۸ مهرماه ۱۳۹۲ من به خدمت پنج ساله خود در دانشگاه ارومیه پایان دادم. شایسته است از تمامی دانشجویان عزیز دانشکده اقتصاد و مدیریت و همینطور همکاران خوبم خداحافظی کرده و روزهای خوب و خوشی را درآینده برای آنها آرزو کنم.
دانشگاه ارومیه تجربه خوبی برام بود و من موفق شدم دوستان بسیار خوب زیادی را پیدا کنم. دانشکده اقتصاد آن و ساختمان قدیمی اش جلوه ای خاص از کهولت را به نمایش گذاشته ولی دلهای جوان بسیاری در آن به تدریس و تحصیل مشغولند. هر چند در سالهای اخیر شهر ارومیه با خشک شدن دریاچه اش طبیعت غم انگیزی پیدا کرده است ولی امیدوارم دولت و مردم بتوانند دست در دست هم از بروز فاجعه بزرگ آتی جلوگیری کنند.
واقعیت این است که برای بررسی مسائل اقتصاد کلان ایران اقتصادسنجی کلاسیک و روشهای مرسوم و خطی سری زمانی کاربرد چندانی نمی توانند داشته باشند. اگر هم بکار گرفته شوند نتایج آنها را با احتیاط باید مورد توجه قرار داد. از طرف دیگر بحران تولید آمار و داده ها در اقتصاد را نیز باید به ضعف مدلهای بکارگرفته شده در پایان نامه ها اضافه کرد.
اگر روند فعلی ادامه داشته باشد جز اینکه وقت دانشجو و هیئت علمی گرفته می شود چیز دیگری به سطح علمی بومی اقتصاد در ایران اضافه نخواهد شد. چون گروههای دانشکده ها اساسا نمی توانند شروع و پایان کارهای علمی رو مدیریت کنند و یا براحتی می توان گفت بسیاری از پایان نامه ها یک شکل متحد بخود گرفته اند و حجم بسیار زیادی از وقت دانشگاهها گرفته شده است.
حجم بسیار زیاد ورودی های دوره های کارشناسی ارشد و در ماههای اخیر دکتری نیز این معضل را شدت بخشیده و به این وضعیت نامناسب کمک کرده است.
به نظر می رسد کاهش تعداد واحدهای پایان نامه ها و افزایش واحدهای درسی دانشجویان حداقل می تواند معلومات آنها را نسبت به حالت فعلی بیشتر کند. چون مدیریت واحد درسی مستقیما مربوط به یک استاد خاص می شود ولی پایان نامه ها رو یک استاد به سختی می تواند مدیریت کند.
- افزایش نرخ ارز از ۲۵۰۰ تومان به عددی بالاتر از آن. ظاهرا نویسنده محترم این یادداشت توجه نکرده اند که هرگونه اقدام رسمی دولت در این زمینه می تواند بهانه و سیگنالی باشد برای بازار غیررسمی در جهت افزایش بیش از حد نرخ ارز و روشن شدن مجدد انگیزه سوداگری در این زمینه، که تا حدودی بعد از انتخابات ریاست جمهوری خردادماه فروکش کرده است. دولت می تواند از این مسیر حرکت کند ولی چراغ خاموش و بدون سیگنال رسمی.
- افزایش قیمت حامل های انرژی. این داستان هم همان عواقب سیاستهای قبلی را خواهد داشت. چرا که کمکی بر بیداری انتظارات تورمی خواهد بود.
- فروش دارایی ها. مرغوب ترین دارایی ها شانس فروش رو دارند که قبلا خیلی از اونها فروش رفته اند.
راهکار های موثر به نظر می رسد که از مسیرهای زیر عبور کند:
۱- اهتمام هر چه بیشتر جهت طراحی ابزارهای پولی و مالی جدید و اسلامی جهت جمع آوری پس اندازهای پولی سیال و هوشمند، نه موجود در بانکها و ویران کردن بانکها.
۲- روی آوری به بازارهای بین المللی و استفاده از روابط بین الملل جهت طراحی و فروش اوراق مالی نفت و گاز و قراردادهای مشتقه و فائق آمدن تدریجی بر تحریمها.
۳- اقتصاد ایران در وضع کنونی ظرفیت هیچگونه فشار جدید از ناحیه دولت را ندارد و فعلا بایستی از تغییر دادن نرخهای مالیاتی موجود به شدت اجتناب کند حتی مالیات بر مصرف. اما تامل در مورد مالیاتهای جدید می تواند موثر باشد ولی راهکاری بلند مدت است.
یاد همه آن روزها بخیر.
در ماههای اخیر اقتصادهای غربی از جمله اقتصاد ایالات متحده و اتحادیه اروپا دچار چالش های جدی و افزایش کسری بودجه و بیکاری شده اند. بعنوان مثال یونان هرچند وقت یکبار به دلیل عدم پایداری سیاستهای مالی آن در سالهای گذشته دچار بحران بدهی شده و تنش های مختلفی در سطوح متفاوتی رخ می دهد. حال سؤال اساسی این است که آیا اقتصاد جهانی رو به رکود حرکت خواهد کرد؟ اما نکته ای که جای تأمل دارد اقتصادهای شرق آسیا و بطور مشخص چین و هند هستند که می توانند روندی دیگر در اقتصاد جهانی ایجاد کنند. البته نکات دیگری هم هست ....
در روزهای اخیر اقتصاد برخی کشورهای حوزه یورو مانند یونان و ایتالیا دچار تلاطم شده است و این دقیقا مصداق همان بحث پایداری وضعیت مالی در اقتصاد است. ایدة پایداری سیاست مالی به این نکتة اصلی بر می گردد که بخش خصوصی که فرض می شود اصلی ترین نگه دارندة ابزارهای بدهی دولتی هستند بایستی این اطمینان را داشته باشند که این بدهی ها در آینده بازخرید می شوند. به عبارت دقیق تر، وضعیت مالی و بطور کلی مالیة عمومی بایستی پایدار باشد. اگر انتظار برود که نسبت بدهی دولت به GDP ، بصورت نامحدود افزایش یابد ، آنگاه این نگرانی که دولت قادر نخواهد بود که تعهدات بدهی خود را بدون پناه بردن به چاپ پول تامین کند، افزایش می یابد که این هم با تورم بالا ، یا حتی تورم های لجام گسیخته، همراه خواهد بود. این پدیده هم باعث خواهد شد که بخش خصوصی از نگه داری بدهی دولت ناخرسند باشد. همچنین ناخرسندی بخش خصوصی از نگه داری ابزارهای بدهی دولت زمانی بیشتر خواهد شد که دولت بدون احتیاط، مخارج خود را با یک حاشیة بالایی نسبت به درآمدش افزایش دهد. یا حتی اگر تعمدی هم از طرف دولت در کار نباشد این ناخرسندی می تواند از ضعف پایه های مالیاتی و پایین بودن درآمدهای مالیاتی سرچشمه گرفته باشد.
در حالت عادی اگر بخش خصوصی از نگهداری ابزار بدهی دولت امتناع ورزد آنگاه دولت مجبور به چاپ پول خواهد شد. و ادامة چنین وضعیتی حتی در میان مدت منجر به ابرتورمها خواهد شد. این همان اتفاقی است که در جمهوریهای استقلال یافتة شوروی سابق در سالهای گذشته رخ داد.