شبکه های ماهواره ای فارسی زبان از ابتدا تا کنون

 

مهمترین پیامی که انقلاب 57 برای اربابان سلطه مخابره کرد، فرهنگی بودن قیام مردم علیه یک نظام در حال ظهور بود.گرچه غرب هیچگاه به این حقیقت اشاره نکرد، اما امام امت در همان روزهای نخست مهمترین جنگ را جنگ فرهنگی دانست و از تهاجم همه جانبه غرب که در واقع مخالف شکل گیری مقاومت به محوریت اسلام بود هشدار داد.

پس از 32 سال دیگر هیچ شبه ای برای افکار عمومی جهان باقی نمانده که از اوایل سالهای انقلاب گروهکها با تمام عملیات های چریکی و بازیهای سیاسی و حتی صدام با میگهای فرانسوی و اسلحه های انگلیسی و اتحادیه جماهیر شوروی و پیاده نظام اردنی و عربستانی و دلارهای نفتی همپیمانان و حمایت حقوقی سازمان های آمریکایی نتوانست اراده ملتی که برای اسلام بپا خواسته بودند را سست کند بنابراین رو به شیوه ای آورد که چند قرن پیش در اروپا آن را امتحان کرده بود پس ابزار جنگ فرهنگی را به سرعت فراهم کرد و پیاده نظام زخم خورده را علیه یک محور اساسی که همانا اصل 110 قانون اساسی بود تجمیع نمود.

مثل همیشه بهائیان به پیش قراولی مبارزه با اسلام ناب محمدی انتخاب شدند، ضیاء آتابای اولین توپخانه فرهنگی را موسوم به ( ان آی تی وی  TV  NI ) تاسیس کرد.

جمعیت قلیل پر ادعا که نتوانستند خواست مردم را تحمل کنند. معاندانه به مبارزه با آن پرداختند و مزورانه مدعی دلسوزی برای مردم ایران شدند.

صدا، دوربین، نور، شد اسلحه و مسلح شد به گلوله های دروغ، شبهه، تهمت و قلب همان مردمی را نشانه گرفت که تا دیروز سپر سرب داغ شده بود و شعارشان، رهسپاریم با ولایت تا شهادت.

اما دشمن که خیز خود را در سالهای نخست بعد از جنگ با تهاجم فرهنگی گسترده آغاز کرده بود از انفعال حاکم بر مسئولان فرهنگی بهترین استفاده را نمود.

این روند تهاجمی به مرزهای عقیده و فرهنگ ایرانی اسلامی و اثرات آن در قشری که دچار تزلزل هویتی شده بود، مجموعه دشمن را امیدوار کرد و شروع به تقویت ابزارهای خود نمود که حاصل این تقویت رسانه ای، تاسیس بیش از 50 شبکه ماهواره ای است که در تمام ایران از طریق گیرنده های مخصوص این فرکانس ها قابل دریافت است.

این شبکه ها با رویکرد به اصطلاح فرهنگی، سیاسی با شگردهای گوناگون و با هدف تاثیرگذاری در لایه های مختلف جامعه به تبلیغ اسلام آمریکایی که در واقع اسلام منهای روحانیت و دین جدای از سیاست است می پردازند.

هنر این شبکه های لس آنجلسی که توانستند ارباب خود را سالها سر کیسه کنند، پوشش خبری قائله 18 تیر بود که با میدان داری نوکیسه های اصلاح طلب برپا شده بود و فرصتی شد که ضد انقلاب هماهنگ با آنها در هیئت مجری و کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی به صفحه تلویزیون ظاهر شوند و با آسمان ریسمان بافتن، زخم خورده های سالهای اول انقلاب را تجمیع کنند که تمام این تلاشهای از سر استیصال، با تدبیر آیت الله ( امام خامنه ای ) نقش بر آب شد و پرده از نقاب پنهان برداشت.

با بلوع سیاسی مردم ایران دیگر حنای پیاده نظام جبهه معارض فرهنگی برای مردم رنگی نداشت، مردمی که با شگردهای متقلبانه دلالان غیرت و عزت و صاحبان حنجره های اشاره ای و اجاره ای، آشنا شده بودند.

سربازان ساده ای که افسران خود خوانده بودند و جنس مدال سینه هایشان از جنس گلوله های سالهای نه چندان دور بود که جوانان زیادی را به شهادت رسانده بود.

نظام سرمایه داری غرب به ویژه آمریکا که حتی یک سنت را بدون برنامه ریزی و هدف خرج نمی کند دیگر از صرف هزینه های سر سام آور بی حاصل برای مزدوران بی کفایت، خسته شده بود و دوباره در پشت پرده قدرت، بازی جدیدی شکل گرفت و دولت فخیمه انگلستان ماموریت جریان سازی سیاسی برای یک حرکت بزرگ را جهت براندازی جمهوری اسلامی ایران بعهده گرفت.

بی بی سی فارسی تاسیس شد!

بنگاه سخن پراکنی بریتانیا رادیوهای موج کوتاه و اینترنتی زیادی که شرق اروپا را پوشش می داد تعطیل کرد تا این شبکه بدون دغدغه به فعالیت تفرقه افکنانه اش ادامه دهد.

بی بی سی این رسانه فریب هم به توفیقی دست نیافت.

این شبکه کاملا وابسته به دولت فخیمه انگلستان که به دروغ ادعای استقلال دارد و رسما به ابزار اصلاح طلبان تبدیل شده است با شگردهای خاص رسانه ای در خدمت سیاست تفرقه بنداز و حکومت کن انگلیس می باشد هم نتوانست جمعیتی را که با رمز تقلب به خیابانها ریخته بودند و با شعار رای من کو؟ که زمینه شور قبل از براندازی مورد نیاز نسخه جین شارپ بود را مدیریت کند و اعتبار و حیثیت سیاسی دولت انگلستان که پشت شبکه بی بی سی فارسی هزینه شده بود با اتحاد ملت بزرگ و فهیم ایران درحماسه به یاد ماندنی 9 دی و 22 بهمن از بین رفت و بی بی سی پر طمطراق هم به جمع پروژه های به بن بست رسیده غرب در مواجه با جمهوری اسلامی ایران پیوست.

دراین هیاهو و کش مکش سیاسی، سلطان رسانه ای جهان ( رابرت مردوخ یا همان رابرت مرداک) با سناریوی مرموزتری پا به میدان مواجه و معارضه با فرهنگ جمهوری اسلامی گذاشت.

شبکه فارسی وان تاسیس شد.

مرداک دقیقا اساسی ترین نهاد اجتماع یعنی خانواده  را که در اسلام و مشرق زمین به شدت به آن توجه شده نشانه رفت؛ مرداک با خلاء موجود در دستگاه های رسانه ای و عدم پوشش این خلاء از سوی دیگر شبکه ها و عدم توان آنها در این کار، با پخش فیلم هایی با محوریت شکستن حریم خانواده و اصالت عشق رایج در جامعه و ترویج شهوت در بین جوانان توانست در فاز اول حمله، توفیقاتی داشته باشد.

اما رفته رفته با روشنگری کارشناسان متعهد و بیان آمار طلاق هایی که علت عمده آن همان فرهنگ های غلط ترویج شده از سوی شبکه مرداک بود، مزید بر علتی شد که همه از آن  می نالیدند.

 اشکالی که از لحاظ فنی به مذاق ایرانی های هنر شناس اصلا خوش نیامد، در واقع دوبله بسیار ناشیانه فیلم های این شبکه بود که کمک کرد تا مخاطب با توجه به ضرری که متوجه او و خانواده و جامعه اش می شود و وقتی که صرف می کند و بهره کمی که از شبکه می برد، دوباره سیر ریزش مخاطبان یکی از پرطرفدارترین شبکه های ماهواره ای آغاز گردید.

اینگونه بود که اسرائیل هم با بزرگترین مرد رسانه ایش نتوانست در این مواجه توفیق چشم گیری داشته باشد.

شبکه بی بی سی که ورژن تکامل یافته شبکه های سیاسی بود با دیگر همتای خود که آن هم نمونه پیشرفته شبکه های فرهنگی بود نتوانستند شکاف عمیقی را بین مردم و دولتمردان و نیز مردم و اعتقاداتشان ایجاد کنند. شکافی که بتواند بستری باشد برای فتح قلعه و دژ مستحکم اسلام از داخل.

پروژه ای که صهیونیست قرن هاست که آن را دنبال می کند.

پروژه ای که با شگردهای مختلفی چون فرقه سازی دینی، معرفی اسلامی استحاله شده، تغییر مفاهیم بنیادین شیعی و غیره دنبال می شود.

این پروژه اکنون در حال پیگیری است اما نه با پیش قراولی بی بی سی و فارسی وان بلکه با نمونه تکامل این دو، یعنی شبکه من و تو.

راهکار سیاسی تحلیلگران غربی برای تداوم استحاله از درون درحالی که بتواند بر مردم و منابع ایران حاکم شود استقرار دموکراسی یا به تعبیری  دیگر تغییر نظام برخاسته از متن دین بود.

فتنه انگیزی 20 ساله غرب برای براندازی جمهوری اسلامی که در حوادث بعد از انتخابات به اوج خود رسید از جمله تشکیل  NGO  های اجتماعی، تشکیل احزاب سیاسی، انتشار مجله و روزنامه، فعالیت گسترده دراینترنت، چهره سازی درعرصه های مختلف فرهنگی، هنری، اجتماعی، رسانه ای، سیاسی و حتی مجتهد تراشی هم نتوانست خللی در  طی مسیر انقلاب ایجاد کند و نتیجتا کارشناسان سیاسی اجتماعی غرب را بر آن داشت که به فکر فرو روند و در جستجوی زبان دیگری غیر از زبان  رایج باشند، زبان و ادبیاتی همه فهم و با ظرفیت.

" طنز"، تاکتیک راهبردی آتشبارهای رسانه ای شد. برنامه پارازیت شبکه VOA  ، محصول این تاکتیک جدید بود که با اقبال قابل توجهی در جامعه مواجه شد.

از زمانی که سید اشرف الدین گیلانی معروف به نسیم شمال با شناخت عمیق از جامعه ایران طنز تلخ را شگردی قرار داد برای مبارزه با خفقان دوران قاجاریه و پیوندی که مردم ایران با این زبان جدید ایجاد کردند ادبیات منحصر به فردی دارد. ادبیات سیاسی شد که تا به امروز هم این پیوند وجود دارد.

ادبیاتی که در بطن خود تخریب و طعنه و سیاه نمایی و وارونه گرایی را دارد و اتفاقا هم خوانی خوبی با شگردهای معمولی است که در این دو دهه فعالیت رسانه ای ضد انقلاب استفاده می شده است.

شبکه من و تو با شناخت عمیقی که از جامعه ایران دارد و با رصد مخاطبان و برنامه های طنز در ایران که برای آنها تولید می شود، این استراتژی را به عنوان محوری ترین استراتژی شبکه برگزید و همواره در تمام برنامه هایش از آن بهره می برد.

باید از این نکته نیز غافل نشد که شبکه بی بی سی در فاز سیاسی و فرهنگی ظرفیت پرداختن به مسائلی با بار تخریبی این چنینی را ندارد و به عنوان یک شبکه رسمی قادر به پرداختن به مسائلی نیست که در شبکه من و تو به آن پرداخته می شود

از طرفی بی بی سی شبکه دوران بحران است و همیشه از موج هایی که در داخل و خارج ایجاد شده کمال استفاده را برده و  به موج سواری پرداخته است. بقای بی بی سی به  وجود موج ها، جریان ها و آشوب هایی است که  ایجاد می شود  لذا در زمان های عادی مخاطبان این شبکه به شدت ریزش دارد.

اینها از بزرگترین ضعف شبکه بی بی سی در اتخاذ این سیاست جدید بود که فرماندهی رسانه ای علیه ایران را بر آن داشت که با تمام توان به ایجاد شبکه ای کاملا جدید همت گمارد.

شبکه ای با شگردها، تجهیزات و نیروی انسانی بسیار خبره، جوان و جدید؛ با تاسیس این شبکه پروژه طنز و دموکراسی وارد مرحله جدیدی شد.

سرور اختصاصی، استودیوهای مجهز، پشتیبانی اطلاعاتی فوق و العاده و آرشیو پربار از جمله حمایت های سخت افزاری و حجم تولید برنامه های سلسله ای و متنوع با مدت زمان کوتاه،  ترویج شیطان پرستی، اباحه گری، شرب خمر، سیاه نمایی، ترویج و تبلیغ فیلم های هالیوودی، تمسخر شخصیت های برجسته نظام و سیاست های اجرایی دولت و نظام از دیگر حمایت های نرم افزاری به شبکه بود.

اهداف میان مدت شبکه را می توان از نوع فعالیتش به خوبی درک کرد. جذب و حفظ مخاطب ( در زمان های عادی ) و معرفی الگو از جمله این اهداف است که با چاشنی تخریب بنیان های دینی و ترویج آن و برانگیختن جامعه به سمت و سوی افسار گسیختگی مقدمات جامعه به سمت هدف بزرگ و اصلی یعنی استحاله از درون را پیگیری می کند.

شبکه من و تو با پشتیبانی روانشناسان وجامعه شناسان رسانه ای خبره و شناخت برنامه ها و مخاطبین این رسانه ها دست به پخش برنامه هایی زد که برای اولین بار یک رسانه فارسی زبان به آن می پرداخت.

برنامه هایی عمدتا با رویکرد فرهنگی که دقیقا اشاره با معضلات غرب در مواجه با جمهوری اسلامی ایران را دارد.

 

شبکه من و تو تلفیقی از شبکه های بی بی سی فارسی و فارسی وان است.

این شبکه در ابتدا با استفاده از همه تجربیاتی که در شبکه های بی بی سی فارسی و فارسی وان به دست آمده،  به پخش انواع و اقسام برنامه هایی می کند تا بتواند حداکثر مخاطبین را برای خود جذب و نگه دارد.

از جمله امکانات این شبکه سرور اختصاصی، استودیوهای مجهز و تیم قوی، تجهیزات پست صحنه بسیار حرفه ای و مدرن که باعث بالا رفتن کیفیت برنامه های آن شده است.

جهت گیری این شبکه تلویزیونی که گردانندگان آن در لندن مستقر هستند از سوی سرویس اطلاعات خارجی انگلیس ( ام آی 6 ) تدوین شده است.

من و تو فرهنگی های صادراتی غربی را معرفی می کند، فرهنگی که این روزها به فرهنگ لوس آنجلسی معروف شده است. این شبکه ساده پسندی فارسی وان را در خود دارد اما مفاهیم سطحی را به گونه ای عرضه می کند که برای قشر روشنفکر هم ترغیب کننده باشد. به عنوان مثال این شبکه در برخی برنامه ها ی ساده مثل آشپزی هم مثل یک فیلم سینمایی قهرمان سازی می کند.

از جمله خصوصیات شبکه حجم زیاد و تنوع برنامه های آن است و چون معمولا تایم اکثر آنها از 30 دقیقه تجاوز نمی کند بیننده خسته و کسل نمی شود.

سوابق برخی از مجریان و تهیه کنندگان این تلویزیون به خوبی حاکی از حمایت فرقه ضاله  بهائیت مستقر در لندن با کمک سرویس های اطلاعاتی انگلستان و در راستای ضربه فرهنگی به انقلاب اسلامی است.

سالومه سید نیا پیش از این در دوره اصلاحات با روزنامه های زن و ایران همکاری داشته و به عنوان یکی از برگزار کنندگان رای مردمی جشنواره فیلم فجر به مدت 5 سال در روابط عمومی خانه سینما حضور داشته است.

همچنین ندا جانب در دوران دانشجویی با برخی گروه های غیر قانونی و مدتی هم با شبکه بی بی سی فارسی همکاری داشته است.

رها اعتمادی نیز مجری و تهیه کننده دیگر من تو است که در آشوب های سال 88 حضور جدی داشت و تصویری از خود را در بهبوهه آتش افروزی خیابانی در فیس بوک خود به نمایش گذاشته است.

از جمله خصوصیات من و تو که نمونه فرا تکاملی شبکه هایی همچون بی بی سی فارسی و فارسی وان است رویکرد این شبکه است.

این شبکه به ظاهر فرهنگی در واقع هم فرهنگی است و هم سیاسی است

یعنی در مواقع بحران به شدت سیاسی و در مقاطعی که وضعیت عادی است با پر کردن وقت مخاطب به وسیله برنامه های فرهنگی سرگرم کننده بر آن است تا به اهداف شوم خود برسد.

شبکه تلویزیونی من و تو در هجمه فرهنگی خود در برنامه هایی با عناوین و موضوعات مختلف به صورت مستقیم و غیر مستقیم به شیطان پرستی، شراب خواری، ابتذال، دین التقاطی پرداخته و در هجمه سیاسی خود با سیاه نمایی در مورد مسائل مختلف داخلی کشور و یا مسئولین و چهره ها و نهاد ها و با شیوه ای بسیار خودمانی سعی در اغفال مخاطب دارد.

از جمله شگرد های شبکه من و تو می شود به طعنه تخریب، طنز و کنایه اشاره کرد.

اولین های شبکه:

1-     اختصاص دادن یک برنامه خاص به موسیقی متال و شیطان پرستی

2-     اختصاص دادن یک برنامه خاص به پخش آثار کارگردان های ایرانی و پشت صحنه آن

3-     اختصاص دادن یک برنامه خاص برای ترویج شراب

4-     اختصاص دادن یک برنامه خاص برای ترویج نظریه داروین

5-     اختصاص دادن یک برنامه خاص به مسائل خرافی و جادوگری

6-      اختصاص دادن یک برنامه خاص برای نشان دادن ابتذال سواحل کشورهای مختلف ( تغییر ذائقه مردم در تفریحات )

7-     اختصاص دادن یک برنامه خاص برای جذب خوانندگان و آموزش موسیقی ( آکادمی گوگوش )

8-     اختصاص دادن یک برنامه خاص برای ترویج موسیقی زیر زمینی

9-     اختصاص دادن یک برنامه خاص برای ایرانیان مقیم خارج

10- اختصاص دادن یک برنامه خاص برای پاسخگویی شبکه به مخاطبین

11- اختصاص برنامه برای تبلیغ و ترویج فیلم های هالیوودی و پشت صحنه آنها

12- اختصاص دادن یک برنامه خاص برای ترویج مادی گری در برنامه ثروتمندان

13- اختصاص دادن یک برنامه خاص برای فوتبال ایران و اروپا

14- اختصاص دادن یک برنامه خاص برای آموزش رقص

15- اختصاص دادن یک برنامه خاص برای نقاری خوانی (رستم و سهراب)

16-  اختصاص دادن یک برنامه خاص برای تبلیغ و ترویج مشاهیر غربی و اسطوره نشان دادن آنها

17- اختصاص دادن یک برنامه خاص برای طنز سیاسی، دکتر کپی و سالی تالک

 

عدم پخش آگهی در این شبکه ( دو آگهی برای رد گم کنی )

استفاده از ترکیب بندی رنگ های بی بی سی فارسی و فارسی وان

اغلب مدیران و دست اندرکاران این شبکه تجربه همکاری در بی بی سی فارسی را داشته و دارند.

دسترسی به آرشیو قوی و متنوع

استفاده از اوج  پروپاگاندای رسانه ای

فارین پالیسی: منافقین طراح شعارهای جنبش سبز بودند

گروه بین الملل «نسیم آنلاین» - نشریه آمریکایی "فارین پالیسی" در گزارشی با طرح ادعاهای تخلف ایران در اجرای برجام، استفاده از نیروهای منافقین را راه مناسبی برای اعمال فشار به تهران عنوان کرده و می‌نویسد:

 

بیشتر افراد بر این باورند که توافق هسته‌ای ایران شکست می‌خورد مگر اینکه استراتژی بزرگتری در کنار آن باشد که طی آن، ایران همچنان تحت فشار قرار بگیرد و به شدت تحت نظارت باشد. فشار علیه ایران بیشترین تاثیر را دارد، فشاری که حیات حکومت ایران را به خطر بیندازد.

شورای ملی مقاومت ایران، شاخه ای از مجاهدین خلق در پاریس، گروهی هستند که می‌توانند به خوبی تخلف ایران از توافق هسته‌ای را شناسایی کنند. این گروه‌ها می‌گویند که قادر به نظارت بر ایران هستند اما به حمایت غرب نیاز دارند و اگر غرب از آن‌ها حمایت کند می‌توانند بر حکومت ایران فشار وارد کنند.

اندیشکده واشنگتن در مطلبی نوشت که تحریم، گزینه نظامی و "سایر ابزار‌ها" نیاز است تا دیپلماسی هسته‌ای با ایران تقویت شود، اما اوباما به نتانیاهو گفته بود که گزینه نظامی را از روی میز برداشته است.

 

اگر گزینه نظامی دیگر روزی میز نیست، چه ابزار دیگری برای فشار به تهران داریم؟ از آنجایی که جمهوری اسلامی با انقلاب به پیروزی رسیده و با ناآرامی‌های داخلی دست و پنجه نرم کرده است، حیات این حکومت یکی از دغدغه هاست بنابراین تغییر رژیم از داخل یکی از مواردی است که می‌توان تهران را با آن ترساند.

چه گروه‌هایی قابلیت این را دارند که تغییر رژیم از داخل را رقم بزنند؟ شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) در جایگاه خوبی است که به رهبری ائتلافی کمک کند که نقش رهبران مذهبی در ساختار سیاسی را زیر سوال ببرد.

بسیاری از گروه‌ها در تاریخ بوده‌اند که با حاکمیت تا دوره‌ای همراه شده‌اند و سپس سرکوب شده‌اند مانند فدائیان در دهه هشتاد میلادی. جنبش سبز هم یکی از این جنبش‌ها بود.

"ایران پرایمر" یکی از نهادهای وابسته به موسسه صلح آمریکا در گزارشی از جنبش سبز نوشت که در پاییز سال ۲۰۰۹، "دیگران"فریادهایی علیه رهبر ایران ایت الله خامنه‌ای سر می‌دادند، استفاده از واژه "دیگران" اشاره غیرمستقیم به شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) است که اغلب به صورت واضح از سوی حامیان جنبش سبز مطرح نمی‌شود.

هر ساله صدهزار نفر از شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) در پاریس جمع می‌شوند، هر کدام از این افراد خانواده‌ای در ایران دارند.

کمیته سیاسی ایران (IPC) نهادی است که درباره گروه‌های اپوزیسیون که مخالف سیستم سیاسی مذهبی ایران هستند را بررسی می‌کند. اعضای این کمیته طی سفری به عراق اعضای مجاهدین خلق را بررسی کردند و نتایج پژوهششان نشان داد که ایران درگیر مقابله با نفوذ اعضای مجاهدین خلق است.

کنگره هم موضوع کمپ لیبرتی و تقلب ایران در برجام را بررسی کرده است، طی یکی از جلسات گزارش دهی که با موضوع امنیت مخالفان ایران در کمپ بود، اد رویس و اعضای عالی رتبه جمهوری خواه و دموکرات تلاش کردند تا امنیت را برای ساکنان کمپ لیبرتی فراهم کنند. زیرا می‌دانند به نفع منافع ملی آمریکا است که سازمان مجاهدین برای مقابله با ایران و نظارت بر اجرای برنامه هسته‌ای استفاده شود.

 

حضور اعضای منافقین در جلسه استماع کنگره در کنار جان کری

این نشریه با طرح این ادعا که ایران دو سیستم دارد، یک سیستم مدنی که شامل سازمان انرژی اتمی و دانشگاه هاست و دیگری سیستم نظامی پنهان نوشت: شواهد و اطلاعاتی که منابع مجاهدین از برنامه‌های پنهان و تخلفات ایران جمع آوری و ارائه می‌کنند، حداقل ارزش دارد که با نسخه دولت ایران مقایسه شود و جای تامل داشته باشد.

ممانعت از دست یابی ایران به سلاح هسته‌ای به عاملی بیشتر از تحریم‌ها نیاز دارد، تقلب کردن محتمل، شناسایی آن مشکل ساز و حل کردن ان محال است. بنابراین نیاز است تا غرب از نیروهای مجاهدین حمایت کند تا "کارآگاهان شناسایی" تقلب ایران از برجام باشند تا بتوان به ایران فشار وارد کرد.

فرا‌تر از اظهارات مقامات دولتی آمریکا و اروپا، تغییر رژیم از درون و گزینه نظامی باید هم چنان زیر و یا روی میز باشند چرا که صرف اشکار کردن تخلفات ایران از تعهداتش، نمی‌توان تهران را وادار کرد به توافقی که امضا کرده پای بند باشد

کریستین ساینس مانیتور: تمثال ژنرال سلیمانی در محافل ورزشی

روزنامه آمریکایی در گزارشی نوشت: قاسم سلیمانی قهرمان ملی با نشاط ایران شخصی است که اعتبارش به خاطر تلاش برای سقوط قدرت آمریکا در منطقه به هدف افزایش نفوذ معنوی ایران در جبهه مقاومت علیه آمریکا، اسرائیل و متحدان دیگر آن‌ها است.

«اسکات پیترسون» روزنامه نگار نشریه آمریکایی«کریستین ساینس مانیتور» در گزارشی از تهران نوشت: سال‌ها بود که ژنرال «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروهای سپاه قدس ایران در سایه فعالیت می‌کرد و در نبردهایی از افغانستان گرفته تا لبنان مشغول انجام وظیفه بود. اما قاسم سلیمانی امروزه  ژنرال برجسته ایران است، مردی که از سوی رسانه‌های اجتماعی به قهرمان ملی ارتقا یافت و دست کم ۱۰ حساب اینستاگرامی  به انتشار تصاویر‌ وی در خطوط مقدم در عراق و سوریه مبادرت می‌ورزند.

 روزنامه یاد شده نوشت: پیشتر در جمهوری اسلامی قهرمان پرستی به شخصیت‌های مذهبی و شهدای جنگ آن هم در عرصه هنر اختصاص داده بود اما این امر در مورد سردار سرلشگر قاسم سلیمانی متفاوت است. فرمانده مو جوگندمی سپاه پاسداران ایران بسیار سرزنده است و صعود او برای مبدل شدن به یک ستاره مصادف با رشد رویکرد ملی گرایانه در ایران شد.

 یک چهره اصولگرای ایران ساکن شهر قم در این زمینه گفت: «تبلیغات در ایران در حال تغییر است. هر کشوری نیاز به قهرمان در قید حیات دارد. قهرمانان فوت شده اینک مفید واقع نمی‌شوند. مردم ایران نیز فرماندهان بزرگ، قهرمانان نظامی در عرصه‌های تاریخ را دوست دارند. من فکر می‌کنم که قاسم سلیمانی شخص مناسبی برای خط مشی تبلیغاتی ما  است. او شخصی مناسب در برهه مناسب است.»

 بر این اساس، ایرانیان نیز دلایل متعددی برای حمایت از او دارند و حفظ بغداد از سقوط به دست داعش  فعالیت مجدد مبارزین عراق برای حفظ «بشار اسد» رییس جمهور سوریه  در نزدیک به ۶ سال نبرد در این کشور از آن جمله است.

 شهرت سلیمانی همچنین به خاطر تلاش در سقوط قدرت آمریکا در منطقه به هدف نفوذ معنوی ایران در افزایش جبهه مقاومت علیه آمریکا، اسرائیل و متحدان دیگر آن‌ها است.

 یکی از تحلیلگران کهنه کار ساکن تهران که مایل به افشای نامش نبود در این زمینه گفت: «این امری بسیاری خارق‌العاده است. چه کس دیگری می‌تواند تا این حد باشد؟ شما افراد مختلفی از طبقات مختلف جامعه می‌بینید که به او احترام می‌گذارند. این امر نشان می‌دهد که ما اینک می‌توانیم یک قهرمان بسیار محبوب غیر از یک  فرد روحانی داشته باشیم. وی هیچ نقطه تیره‌ای در کارنامه‌اش ندارد.»

این روزنامه آمریکایی نوشت: در واقع سلیمانی منبع افتخار و نشانه‌ای قدرت همه اقشار ایرانیان در زمینه قدرتمندی کشورشان در خارج از مرزها است. در گرد هم‌آیی هواداران حکومتی نیز حتی زنان ایرانی با آرایش غربی خود را سرباز سلیمانی می‌دانند و در مسابقات قهرمانی بدن‌سازی نیز مردان عضلات خود را در کنار  تمثال بزرگ او به نمایش می‌گذارند.

در انتهای این گزارش، با اشاره به اثرگذاری ژنرال سلیمانی بین هنرمندان نیز آمده است: "ابراهیم حاتمی کیا" کارگردان شهیر فیلم‌های جنگی ایران نیز در این باره گفت؛ فیلم "بادی گارد" (محافظ) که در جشنواره فیلم فجر تهران به اکران گذاشته شد، به عشق حاج قاسم سلیمانی است و او فردی است که کره زمین زیر پاهایش  قرار دارد.

چیزی که فکر می کنیم در آمریکا هست ولی نیست!

باین جمله دقت کنید: "مسئولان کالج ویتون بعداً اعلام کردند که این تعلیق به خاطر حجاب نبوده بلکه به خاطر سخنان هوکینز در مورد ارتباط مسیحیت با اسلام بوده است"! دقیقا دو چیز مورد ادعای آمریکا طلبان در این جمله نقض شده است: 1. آزادی بیانی که نیست. 2. آمریکا کاملا مملکتی دینی است و اتفاقا بر ارزش های دینی غیرت و تعصب دارد.

این جمله استاد دانشگاه علوم سیاسی در آمریکاست، استاد هوکینز

اسلام ستيزی در آمريكا؛
عاقبت خانم دكتر مسيحی كه از مسلمانان آمريكا حمايت كرد +عكس
دکتر لاریسیا هوکینز، استادیار علوم سیاسی کالج ویتون اعلام کرد از اقدام خود عقب‌نشینی نخواهد کرد. 
 

به گزارش سرويس ديني جام نيوز، روزنامه ایندیپندنت نوشت: لاریسیا هوکینز به نشانه ابراز همبستگی با مسلمانان آمریکایی حجاب بر سر کرد. این اقدام هوکینز بلافاصله با واکنش مسئولان این کالج مواجه و او برای مدتی از کار معلق شد.


البته این تعلیق سبب رسانه‌ای شدن این حرکت و انتشار پیام همبستگی او با مسلمانان شد.


دکتر لاریسیا هوکینز، استادیار علوم سیاسی کالج ویتون اعلام کرد که به خاطر معلق شدن از کار، از اقدام خود عقب‌نشینی نخواهد کرد.


این استاد غیرمسلمان آمریکایی تاکید کرد: انگیزه من نشان دادن عشق مسیح در زمانی است که برادران و خواهران مسلمان ما به شدت به حاشیه رانده شده‌اند. من به خاطر عشقم به مسیح و پیام او برای عشق ورزیدن به همسایگانمان، این اقدام را انجام می‌دهم.


هوکینز از روز 20 آذر شروع به استفاده از حجاب کرده بود. این اقدام در پی سخنان جنجال برانگیز دونالد ترامپ، نامزد حزب جمهوریخواه آمریکا در انتخابات آتی این کشور مبنی بر منع ورود مسلمانان به آمریکا و نیز در آستانه میلاد مسیح و سال نو مسیحیان انجام شد.

دکتر لاریسیا هوکینز، استادیار علوم سیاسی کالج ویتون 


وی اعلام کرد: من در کنار همسایگان مسلمانم ایستاده‌ام به خاطر عشق به مسیح و عشقی که معتقدم او برای همه جهان دارد. و من در این کار تنها نیستم. اینجا در ایلینوی و در سراسر آمریکا پیروان مسیح نشان داده‌اند که صدای اسلام‌ستیزی که ما در رسانه‌ها می‌شنویم از زبان مسیحیان آمریکایی نیست.


هوکینز روز سه‌شنبه از سوی رؤسای کالج تا زمان بررسی شرایط، از کار معلق شد.


مسئولان کالج ویتون بعداً اعلام کردند که این تعلیق به خاطر حجاب نبوده بلکه به خاطر سخنان هوکینز در مورد ارتباط مسیحیت با اسلام بوده است.


اما هوکینز پای گفته‌ها و حجاب خود ایستاده و در صفحه شخصی خود در اینترنت اعلام کرد که پس از مشورت با شورای روابط اسلامی ـ آمریکایی، بزرگترین سازمان حامی حقوق مسلمانان آمریکا، برای نشان دادن اعتراض خود به وضعیت مسلمانان این حرکت را آغاز کرده است. 

 

کاش این سخن نادر طالب زاده را درک می کردند رسانه های انقلابی

طالب زاده: رسانه انقلابی باید نواسانات انقلاب را رصد و منعکس کند

کثیرالشک ها بخوانند!/ کثیرالشکی درباره اعتبار مدرک دانشگاه آزاد بد نیست

امیر صالح زاده: آنهایی که فکر می کنند هوا بسیار آلوده است کثیرالشک اند و نباید اعتنا کنند، چون خانم ابتکار یقین دارد هوا خوب است و بهتر می شود.

آنهایی که فکر می کنند قیمت نفت ایران خیلی پایین است کثیرالشک اند و نباید اعتنا کنند چون آقای زنگنه یقین دارد که اوضاع خوب است و بهتر می شود.

آنهایی که فکر می کنند جدیدا مسافران به ایران با تحریم ویزا در آمریکا مواجه می شوند کثیرالشک اند و نباید اعتنا کنند، چون آقای ظریف یقین دارد این مساله نقض برجام نیست.

آنهایی که فکر می کنند در شرایط کاهش تولید و افزایش بیکاری مواجهیم کثیرالشک اند و نباید اعتنا کنند، چون آقای روحانی یقین دارد از روی رکود عبور کرده ایم.

آن دو نوجوان ایرانی اگر فکر می کنند در جده مورد هتک حرمت واقع شده اند، کثیرالشک اند و نباید اعتنا کنند، چون حتی آقای ابوطالبی هم یقین دارد پاسپورت ایرانی عزیزتر شده است.

آنهایی که فکر می کنند ما می توانیم موشک عماد بسازیم، کثیرالشک اند و نباید اعتنا کنند، چون آقای ترکان یقین دارد فقط در ساخت آبگوشت بزباش توان رقابتی داریم.

آنهایی که فکر می کنند با مدیریت جهادی ممکن است ماهواره شریف ست ساخت، کثیرالشک اند و نباید اعتنا کنند، چون آقای نعمت زاده یقین دارد مدیر صنعتی را باید از خارج وارد کرد.

ولی آنهایی که یقین دارند مدرکی که از دانشگاه آزاد دریافت کردند معتبر است کمی کثیرالشک باشند بد نیست، چون وزارت علوم پس از بررسی های فشرده، اعلام کرده است بیش از ۶۷۰۰ رشته محل دانشگاه آزاد در حال حاضر غیرمجاز بوده که فقط ۳۳ درصد آنها قابل تایید است و این روند ۲۷ سال ادامه داشته است.   

نمونه ای از روش های عملیات روانی در رسانه های جهان

نفرت‌پراکنی علیه مسلمانان ادامه دارد؛

ادبیات زشت رسانه‌ای در پوشش یک خبر
تمرکز بر مسلمان بودن تروریست‌ها در حالی صورت می‌گیرد که در جنایات دیگری که در جهان انجام می‌پذیرد بر دین و مذهب عاملان آن توجه نمی شود و رسانه‌ها مدام بر واژه هایی چون مسیحی یا یهودی، تأکید و تمرکز نمی‌کنند. 
 

به گزارش جام نیوز، گروگانگیری روز گذشته در هتلی بین المللی در مالی پس از گذشت بیش از هفت ساعت پایان یافت.

مهاجمان با خودرویی وارد ساختمان هتل رادیسون بلو شده و با تیراندازی راه خود را به داخل ساختمان بازکردند. گفته شده که خودروی آنها پلاک دیپلماتیک داشت.

چند تروریست مسلح وارد هتل شده و بی‌ هدف پیرامون خود تیراندازی کردند. آنها سپس۱۴۰ مسافر و ۳۰ کارمند هتل را به گروگان گرفتند. مقام‌های رسمی کشته شدن دست‌کم ۲۰ تن را در این حادثه تأییدکرده اند.

خبرگزاری آسوشیتدپرس شامگاه جمعه، ۲۹ آبان به نقل از منابع رسمی در مالی گزارش داد که تمام مهمانان و خدمه هتل مجلل "رادیسون بلو" در شهر باماکو که به گروگان گرفته شده بودند، آزاد شده‌اند.

رسانه‌های فارسی زبان وابسته به غرب همچون دیگر رسانه‌های غربی این خبر را با ادبیات خاصی پوشش دادند که بوی نفرت‌پراکنی از آن بر مشام می‌رسید.

آنچه در انتشار اخبار این گروگان‌گیری آشکار بود، ایجاد موج جدید اسلام هراسی در این رسانه‌ها بود.

رسانه‌های مهم جهان در این ماجرا بر دو خط خبری تمرکز و تأکید داشتند:

1. گروگان گیرها مسلمان هستند و فریاد الله اکبر سر می‌دهند. 2. ناجیان گروگان‌ها، غربی‌ها و به طور خاص دو کشور آمریکا و فرانسه هستند.

این نوع خبررسانی سال‌هاست از سوی رسانه های غربی دنبال می‌شود اما در روزهای گذشته و پس از حوادث تروریستی در پاریس بر حجم آن افزوده شده است.

تمرکز بر مسلمان بودن تروریست‌ها در حالی صورت می‌گیرد که در جنایات دیگری که در جهان صورت می‌پذیرد بر مسیحی یا یهودی بودن عاملان آن توجه و تأکیدی نمی‌شود. پس چرا آنقدر برای این رسانه‌های مهم است که تروریست‌ها را "مسلمان" و "اسلام گرا" بخوانند؟ آیا نام این کار چیزی جز اسلام هراسی و مسلمان ستیزی است؟

رسانه‌های غربی، داعش را "دولت اسلامی" لقب داده‌اند و به جای لقب تروریست به آن‌ها القابی چون "پیکارجو"، "مبارز"، "اسلام‌گرا" و... می‌دهند.

این رسانه‌ها القاعده و طالبان و احرار الشام و جبهه النصره را نیز اسلام‌گرا می‌خوانند و بدون اشاره به حمایت دولت‌های غربی از این گروه‌های تروریستی، با این ادبیات به ظاهر بی‌مشکل و نرم به اسلام و مسلمانان حمله می‌کنند و فضای تنفر از مسلمانان را در جهان شکل می‌دهند.

اما کیست که نداند القاعده و طالبان در افغانستان، داعش در عراق و شام، جبهه النصره و احرار الشام در سوریه و بسیاری دیگر از گروه‌ها و گروهک‌های تروریستی بدون حمایت سیاسی، مالی و نظامی آمریکا، انگلیس، فرانسه، عربستان، قطر، امارات و... نمی‌توانند نفس بکشند.

دولت آمریکا امروز هم با کمک عربستان و قطر و اردن و ترکیه در حال آموزش دادن به مخالفان بشار اسد برای ادامه جنگ در سوریه است. اما به اعتراف خود آمریکایی ها بیشتر این دست‌پروردگان، پس از فراغت از آموزش، با سلاح‌های آمریکایی جذب گروه‌های تروریستی می‌شوند.

و باید منتظر ماند تا در سال‌های آینده، دولت‌های غربی و پادشاهان عربی برای مبارزه با شورشیان امروز و تروریست‌های فردا، همچنان بحران منطقه را ادامه دهند.

نگاهی به پوشش خبر گروگان‌گیری مالی در چند رسانه فارسی زبان وابسته به دولت‌های غربی:

بی بی سی فارسی، وابسته به دولت انگلستان:

براساس گزارش‌های دریافتی افراد مسلح اوایل صبح امروز (جمعه ۲۰ نوامبر- ۲۹ آبان) در حالی که شعارهای اسلامی می‌دادند به هتل رادیسون در باماکو، پایتخت مالی حمله کرده و ۱۷۰ نفر را به گروگان گرفتند.

یک منبع امنیتی به خبرگزاری فرانسه گفته است که " این حمله در طبقه هفتم این هتل صورت گرفته است و پیکارجویان در راهروهای هتل در حال تیراندازی هستند."

گروه اسلامگرای موسوم به المرابطون، که مسئولیت این حمله را برعهده گرفته، متشکل از دو گروهی است که از شاخه القاعده در شمال آفریقا جدا شده‌اند.

در ماه اوت سال جاری نیز در جریان حمله گروهی پیکارجو به هتلی در شهر سواره در مرکز مالی ۱۳ نفر از جمله ۵ نفر از کارکنان سازمان ملل کشته شدند.

در ژانویه سال ۲۰۱۳، فرانسه برای مقابله با پیکارجویان اسلامگرای تندرو در مالی، نیرو به این کشور اعزام کرد.

در ژوئیه سال 2013 پس از آن که شهرهای اصلی مالی در شمال کشور به تصرف مجدد پیکارجویان اسلامگرا در آمد، نیروهای سازمان ملل مسئولیت امنیت کشور را از نیروهای فرانسوی و آمریکایی تحویل گرفتند.

گروگانگیرهای مالی عضو گروه موسوم به انصار الدین هستند که هدف آن استقرار حکومت اسلامی و اجرای قانون شریعت در مالی است.

گروههای اسلامگرا در شمال مالی دو سال پیش تلاش کردند تا کنترل کشور بدست بگیرند.

(بی بی سی به نقل از یک کاربر:) تندروهای مذهبی لحظه‌ای آرام نمی‌گیرند و هر لحظه در جهان قتل و جنایت و کشتار می کنند. هر کجا قتل و جنایت و کشتار هست نام تندروهای مذهبی می‌درخشد.

رادیوفردا، وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا (CIA):

گزارش‌ها حاکی است که یک گروه «جهادی» به هتل لوکس «رادیسون بلو» حمله کرده و حدود ۱۷۰ نفر را در روز جمعه، ۲۹ آبان، به گروگان گرفتند.

هتل رادیسون بلو از اقامتگاه‌های مجلل شهر باماکو محسوب می‌شود که در طول سال میزبان صدها مهمان خارجی‌ست.

۱۰ فرد مسلح در حالی که فریاد «الله‌اکبر» سر داده بودند، به این هتل حمله کردند.

گزارش‌های اولیه حکایت از آن داشت که حدود ۱۷۰ نفر از مهمانان و خدمه هتل که بیشتر آنها خارجی بودند، به گروگان گرفته شدند. در گزارش‌های اولیه هویت جفری دیودونه، از کارکنان پارلمان بلژیک، به عنوان یکی از قربانیان مشخص شده بود.

گزارش خبرگزاری‌ها حاکی است که گروه تندروی جهادی المرابطون به رهبری مختار بلمختار، از فرماندهان پیشین القاعده، مسئولیت این گروگان‌گیری را بر عهده گرفته است.

وزیر دفاع فرانسه به تلویزیون «شبکه یک» فرانسه گفته است که مختار بلمختار «می‌تواند» در پس این حمله باشد.

در میان گروگان‌های آزاده شده حادثه مالی، شش شهروند آمریکایی بودند که باراک اوباما، رئیس‌جمهور، در جریان آزادی آنها قرار گرفته است.

همچنین یک شهروند زن کانادایی که از سال ۲۰۱۱ در نقش مشاور با پارلمان منطقه فرانسوی‌زبان کبک همکاری می‌کرده در میان آزادشدگان است.

وزیر خارجه آلمان تأیید کرده که دو شهروند آلمان که در اسارت مهاجمان بودند، پس از آزادی در سلامت به سر می‌برند.

بخش فارسی دویچه وله، وابسته به وزارت خارجه آلمان:

بعد از حمله اسلام‌گرایان به هتلی مجلل در باماکو واحدی از اتحادیه اروپا به نام "مأموریت آموزشی اتحادیه اروپا در مالی" (EUTM) به مقام‌‌های این کشور پیشنهاد کمک داده است.

یک گروه جهادگرای آفریقایی که شاخه القاعده محسوب می‌شود مسئولیت حمله را به عهده گرفت. گروه‌های تروریستی المرابطون و القاعده در مغرب اسلامی مسئولیت حملات بر عهده گرفته‌اند.

"مهاجمان، تروریست‌های اسلام‌گرا" هستند. به گفته منابع امنیتی، تروریست‌ها در زمان ورود به هتل شعار "الله اکبر" سر داده‌اند.

سایت صدای آمریکا، متعلق به وزارت خارجه آمریکا:

به گفته مقام‌های فرانسوی یک پیکارجوی الجزایری به نام مختار بلمختار پشت این گروگانگیری بوده است. وی رهبر گروه مرابطون، یک سازمان اسلام‌گرای جهادی مرتبط با شبکه القاعده در شمال آفریقا، است، که به فعالیت‌های تروریستی، آدم‌ربایی، قاچاق و خریدوفروش اسلحه متهم است.

اسم این گروه، اشاره به حکومت اسلامی "مرابطان" دارد که در سال‌های ۱۰۵۶ تا ۱۰۶۰ میلادی در شمال آفریقا و بخشی از آندلس، در جنوب اسپانیا حکمرانی می‌کرد.

نیروهای ویژه آمریکا برای کمک به نیروهای امنیتی مالی وارد عمل شده‌اند.

و این داستان همچنان ادامه دارد...

به امام بگو فدای سرتان، من ناراحت نیستم!

مادر اسیری به من گفت که بچه ام اسیر بود، امروز خبر آمد که شهید شده است. شما برو به امام بگو فدای سرتان، من ناراحت نیستم!

وقتی که خدمت امام آمدم، یادم رفت اول بگویم؛ بعد که بیرون آمدم، یادم آمد؛ به یکی از آقایانی که در آن جا بود، گفتم: «به امام عرض کنید یک جمله ماند.» ایشان پشت در حیاط اندرونی آمدند، من هم به آن جا رفتم.

وقتی حرف آن زن را گفتم، امام آن چنان چهره ای نشان دادند و آن چنان رقتی پیدا کردند و گریه شان گرفت که من از گفتنش پشیمان شدم!

این واقعا خیلی عجیب است. ما این همه شهید دادیم؛ مگر شوخی است؟ هفتاد و دو تن از یلان انقلاب قربانی شدند؛ ولی او مثل کوه ایستاد و اصلا انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است. حالا در مقابل این که اسیر را کشته اند؛ چهره اش گریان می شود. این ها چیست؟ من نمی فهمم. آدم اصلا نمی تواند این شخصیت و این هویت را توصیف کند.

برگرفته از بیانات امام خامنه ای(حفظه الله) در دیدار اعضای ستاد برگزاری مراسم سالگرد ارتحال امام(1369/3/1)

گلوبال ریسرچ گزارش داد: کشتار 20 میلیون غیر نظامی بدست آمریکا

روحانی و تیمش به چه کسانی لبخند می زنند؛ آیا اشداء علی الکفار از جانب دولت رعایت می شود؟!   

گلوبال ریسرچ در گزارشی نوشت: بعد از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، بیش از بیست میلیون نفر در جنگ هایی که آمریکا طی این سال ها به راه انداخته است، به دست نیروهای آمریکایی کشته شدند که 90 درصد آنها غیر نظامی هستند.


گلوبال ریسرچ خواهان توقف حمایت از آمریکا در جنگ هایش در مناطق مختلف جهان به بهانه مبارزه با جنایت های ضد بشری شد و عنوان کرد؛ آمریکا همچنان به اعزام نیروهایش به کشورهای ضعیف به بهانه مبارزه با تروریسم ادامه می دهد.


تعداد قربانیان درحملات و جنگ های آمریکا پس از جنگ جهانی دوم، بسیار بیشتر از تعدادی است که طی 240 سال گذشته توسط کشورهای دیگر کشته شده اند.


آمریکا، آغاز 201 جنگ از مجموع 240 جنگ رخ داده در جهان از زمان پایان جنگ جهانی دوم تا سال 2001 ، مبادرت کرده است و در فاصله این دو موعد زمانی و قبل از جنگ های افغانستان و عراق، 27 میلیون نفر کشته شده اند. 

آنتونی جیمز هال؛ پاسخ استاد کانادایی به نامه رهبر معظم انقلاب +متن

به گزارش سرویس فرهنگی جام نیـوز به نقل از تسنیم، آنتونی جیمز هال استاد مطالعات جهانی‌سازی دانشگاه لِث‌بریج در پیامی به نامه دوم رهبر معظم انقلاب اسلامی به جوانان غربی پاسخ داده است.


متن نامه آنتونی جیمز هال استاد مطالعات جهانی‌سازی دانشگاه لث‌بریج به نامه رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌شرح زیر است:



آیت‌الله سید علی خامنه‌ای

رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران

رهبر معظم عزیز؛

از نامه دوم شما خطاب به جوانان کشورهای غربی تشکر می‌کنم. عنوان نامه " تروریسم امروز نگرانی مشترک ماست"، نشان می‌دهد که تفسیر عاقلانه و هوشمندانه شما محدود به هیچ سن خاصی نیست؛ چرا که ماهیت جهانی از حقایقی که شما انتقال می‌دهید، از نظر سنی نامحدود است.


مفاهیمی که شما ابلاغ کردید فراتر از مرزهای نسلی است و حتی این مفاهیم از مرزهای مذهبی، ملی، قومی و ایدئولوژیک نیز فراتر است. برای من روشن است که شما در حال پرداختن به همه بشریت هستید در اوضاعی که جهان در آستانه جنگ جهانی قرار دارد.



در این لحظه به‌یادماندنی بحران، زمانی که نیروهای جنون، اختلاف و رسانه‌های مهندسی شده نفرت‌انگیز ساخته شده‌اند تا برجسته‌تر به نظر برسند، شما پناهگاهی پربرکت و پر از آرامش را برای ما ایجاد کرده‌اید. شما برای زنان، مردان و کودکان، یک فضای آکنده از حس نیت را به‌دور از طوفان‌های روانی، نظامی‌گری و اقتصادی به وجود آورده‌اید. به‌خاطر تأمین امنیت و یک پناهگاه برای اعتدال، منطق، مدارا میان هرج و مرج روحی و جسمی که برخی از قدرتمندان غربی به‌عمد آن را تلقین می‌کنند، از شما تشکر می‌کنم.



برای من، واژه‌های امپریالیسم و استعمار، با نگاه شما از این طریق مورد توجه قرار گرفته است: "جهان غرب با بهره‌گیری از ابزارهای پیشرفته، بر شبیه‌سازی و همانندسازی فرهنگی جهان پافشاری می‌کند که این روند شامل تحقیر فرهنگ‌های مستقل است".



تروریسم و استعمار در غرب

تلاش‌های جهان غرب برای گسترش و تقویت مرز امپریالیستی پس از 1492 میلادی آغاز شد. آن سالی بود که کریستوف کلمب روندی را آغاز کرد که ماهیت واقعی آن این بود که آمریکای شمالی چگونه باید به مهاجرت‌های بزرگ جمعیت مسلمان از خاورمیانه به بهترین نحو واکنش نشان دهد.



پس از 1492، کل نیمکره غربی به‌عنوان یک منطقه مرزی برای اسکان دوباره مهاجران اروپایی تبدیل شد و همین طور مکانی برای مهاجرت اجباری و غیرارادی آفریقایی‌های سیاه به‌عنوان برده. در این روند فرهنگ‌های مستقل مردم بومی نیمکره غربی ــ کسانی که به‌نادرست از سوی کلمب "هندی‌ها" توصیف می‌شوند ــ به‌طور بدی تحقیر شد.



استعمار کشورهای جهان اول نیمکره غربی طی قرن‌ها تا امروز گسترش یافته است. در بسیاری از موارد، سرقت و ظلم و ستم‌ها و حتی نسل‌کشی‌ها به دست فراموشی سپرده شده است. در این چرخه وحشتناک بی‌عدالتی، این به‌اصطلاح هندی‌های آمریکا شاهدان واقعی افراط‌های خشونت آمیز بوده‌اند که امپریالیست‌های غربی قادر به آن هستند. آن‌طور که اکنون از ریشه‌کن کردن خشونت آمیز میلیون‌ها نفر در شام مشهود است، این تخریب فرهنگ‌های باستانی و فرهنگ‌های مستقل به‌خصوص زمانی تشدید شده است که شهوت مالکیت و کنترل اراضی و منابع جدید به‌زبان دین بیان شده است.



تأسیس ایالات متحده به‌عنوان یک جامعه مهاجر سفید

ظهور ایالات متحده به‌عنوان یک جامعه مهاجر در مرزهای گسترده امپریالیستی غربی عواقب زیادی برای کل جهان داشته است. این روزها، ظهور ابرقدرتی که به‌شدت با تسلیحات نظامی مجهز شده و قوی‌ترین ابرقدرتی است که در جهان شناخته شده، عواقب زیادی به‌خصوص برای مردم فلسطین، سوریه، عراق، یمن و لبنان داشته است. همان‌طور که شما در نامه‌تان توضیح دادید، افزایش اخیر خشونت در پاریس را باید در رنج و درد عظیم و جنون و آدمکشی دید که تعداد زیادی از مسلمانان بی‌گناه را به‌خصوص در خاورمیانه قربانی کرده است.



در عین حال، بنیانگذاران آمریکا در بیانیه معروف 1776 اعلامیه استقلال آمریکا به زبان حقوق بشر شامل مقررات نژادی استناد می‌کنند. برده‌های سیاهی که در روند ساخت و ساز مزارع پنبه و تنباکو در مستعمرات آمریکایی انگلیسی در جنوب به‌سختی کار کردند شامل حقوق شهروندی در جمهوری جدید نمی‌شوند. بردگان سیاه آمریکا، به مالکیت خصوصی برده داران در مدت زمان زیادی از قرن بعد درآمدند.


علاوه بر این، اعلامیه استقلال آمریکا دارای مفادی است که تأثیرات آن موجب افزایش تبعیض نژادی علیه مردم بومی شده است، مردم بومی که از آن پس در سرزمین‌هایی که ایالات متحده ضمیمه مرزهای خود کرده و کنترل آن را در اختیار گرفته است. این ویژگی اعلامیه استقلال کمک می‌کند تا روانشناسی به‌اصطلاح جنگ جهانی علیه تروریسم را توضیح دهیم، یک کمپین گسترده نظامی و جنگ روانی که می‌توان گفت از 4 جولای 1776 میلادی آغاز شده، به همان اندازه که از 11 سپتامبر 2001 میلادی بوده است.



در پاسخ به تلاش کینگ جورج سوم پادشاه انگلیس، برای ضمیمه کردن سرزمین‌های سرخپوستان به آمریکای شمالی، از طریق مذاکره به‌جای فتح، توماس جفرسون و سایر تدوین کنندگان اعلامیه 1776 پادشاهی انگلیس را به موارد زیر متهم کردند: وی شورش‌های داخلی را بین ما تحریک و تلاش کرده است تا ساکنان مرزهای ما را که وحشی‌های بی‌رحم سرخپوست بوده‌اند، در تمامی سنین جنسیت و تحت هر شرایطی نابود کند.



ایجاد دشمن برای جنگ اقتصادی دائمی

به نظر می‌رسد آمریکا از آغاز به کار خود دشمنان واقعی و فرضی را به‌روش‌هایی تعریف کرده است تا گسترش امپریالیستی خود را توجیه، تعریف و تقویت کند. سرخپوستانی که در اعلامیه استقلال به‌عنوان "سرخپوستان وحشی بی‌رحم" از آنها یاد شده است، دشمن اصلی ماشین جنگی آمریکا بوده‌اند. سرخپوستان پس از آن توسط کمونیست‌های سرخ جایگزین شدند که تهدید واقعی، فرضی یا ساختگی آنها برای آمریکا توجیه لازم برای ایجاد اقتصاد جنگی دائمی آمریکا را به وجود آوردند.



نفع‌برندگان اصلی این سیستم تجاوز و سلطه مالکانه و کنترل سهم بیشتر در شبکه‌های بانکی، مؤسسات رسانه‌ای و نظامی در حال حاضر برای تسلط کامل اقتصاد سیاسی در جهان رقابتی امروز است. از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در اواخر دهه 1980 میلادی، آمریکا به یک دشمن جدید نیاز داشت تا ادامه تجاوز خود به قلمرو سلامت انسانی، آزادی، کرامت و استقلال فرهنگی را توجیه کند.



جنگ صلیبی برای گسترش مرزهای قدرت امپریالیستی غرب، منجر به آلودگی محیط روانی، روحی و جسمی ما و همین طور آلودگی چرخه‌های تجدیدپذیر زیست‌محیطی شده است. با حوادث 11 سپتامبر 2001 میلادی، دشمن جدید تروریسم اسلامی در نقش یک کمونیست سرخ یا قبل‌تر از آن سرخپوستان وحشی بی‌رحم ظاهر شد. پس از جنگ سرد نیاز به یک دشمن جدید بود و یک دشمن جدید مسلح شده و تأمین مالی شده خلق شد. جنگ جهانی علیه تروریسم همان رژیم بالا به پایین ظلم نخبگان را به‌همراه داشت، همان ساختاری که علیه مردم بومی نیمکره غربی از آن استفاده شد و اقتصاد جنگی دائمی در دوران جنگ سرد شکل گرفت.



پرچم دروغین تروریسم و ارتش‌های مزدور تکفیری

کسانی که بیشتر با طرح‌های توسعه طلبانه دولت یهودی اسرائیل شناخته می‌شوند، معماران اصلی چیزی موسوم به جنگ جهانی علیه تروریسم هستند. جعل حوادث 11 سپتامبر 2001 و پرچم دروغین مقابله با تروریسم، به ابزاری تبدیل شد تا مردم بومی عرب و عمدتاً مسلمان را به جزیی از سرزمین "اسرائیل بزرگ" تبدیل و آنها را دشمنان جهانی غرب توصیف کنند.



بخش زیادی از مفهوم غرب در یک دوره از عملیات روانی گسترده برای بی‌اهمیت جلوه دادن نقش اسلام، بازطراحی شده است. این اصلاً درست نیست که غرب به‌طور انحصاری از ریشه یهودی مسیحی به وجود آمده و اسلام به‌تازگی از طریق مهاجران تازه‌وارد ظهور یافته است، برای مثال، ما نباید فراموش کنیم که پیدایش رنسانس در اروپا به‌شدت تحت تأثیر اسلام بوده و موجب تعامل زیادی بین یهودیان، مسیحیان و مسلمانان در خلافت آندلس در سرزمین امروزی اسپانیا شده است.



همان طور که توسط ادوارد سعید و سایر محققان درباره همپوشانی اسلام و مسیحیت به‌صورت مستند بیان شده، پلورالیسم در درون اسلام به‌مرور زمان با هدف سوء استفاده و پیشبرد منافع امپریالیسم غربی، دستکاری شده است. پس از جنگ جهانی دوم، ایالات متحده این میراث را از آلمان هیتلری به ارث برد تا از اسلام به‌عنوان یک مانع در برابر سلطه الحادی اتحاد جماهیر شوروی روی بخش‌هایی از اوراسیای جنوبی بهره برداری کند.


نقش سازمان سیا در دهه 1980 میلادی در ایجاد، آموزش، تأمین مالی و تسلیح ارتش نیابتی سلفی برای سرنگونی اتحاد جماهیر شوروی به‌خوبی شناخته شده است. یکی از زائده‌های این پروژه سازمان سیا در افغانستان، القاعده بوده است. القاعده که توسط سیا تشکیل شد، به یک نمونه جعلی از تروریسم اسلامی تبدیل شد. القاعده عوامل و نیروهایی را تأمین کرد تا از آنها برای پرچم دروغین تروریسم که حملات 11 سپتامبر 2001 میلادی را به وجود آوردند، سوءاستفاده کند.



القاعده و جانشینان آن از جمله النصره و داعش به بهترین وجه به‌عنوان ارتش‌های مزدور تکفیری شناسایی شده‌اند تا در روند مسموم کردن اذهان غربی‌ها علیه اسلام از آنها استفاده شود. این مزدوران قدرت کافی را در اختیار دارند. کسانی که در این عملیات‌ها شرکت می‌کنند از سوی رسانه‌های غربی مانند نهادهای مستقلی نشان داده می‌شوند که منحصراً تعصبات دینی و مذهبی داشته‌اند. این افراد و نهادها غالباً به‌طور مستقیم توسط نهادهای اطلاعاتی غربی تأمین مالی می‌شوند.



هدف واقعی اشغالگران در جنگ‌های 11 سپتامبر مقابله با تروریسم اسلامی نبوده است. هدف اصلی از این جنگها، سرنگونی دولتها و جوامع مختلف برای نابودی رقبا و دستیابی به سلطه انحصاری بوده است. کسانی که برداشت‌های جدیدی از جنگ جهانی علیه تروریسم ارائه می‌دهند، غالباً به این مسئله اشاره می‌کنند که با کیفیت بالا در حال مبارزه با تروریسم هستند.



کلان‌شهر جدید از امپراطوری قدیمی

نتیجه فاجعه‌بار از این سبک مداخله بدخواهانه به‌طور کامل در لیبی نمایان شده است. چه‌کسی می‌تواند شک داشته باشد که سوریه به مرزی برای انطباق فرمول به‌روز شده امپریالیسم برای تسلط از طریق تقسیم و تسخیر، تبدیل شده است؟ چه‌کسی می‌تواند شک داشته باشد که پشت چهره فریبکارانه مقابله جهانی با تروریسم، سیاست نفت، خط لوله‌ها و طرح اسرائیل برای گسترش جهانی و منطقه‌ای پنهان شده است؟



جنگ جهانی علیه تروریسم را می‌توان این‌گونه بهتر توصیف کرد که این جنگ در واقع ادامه امپریالیسم غربی با اسرائیل به‌عنوان یک کلان‌شهر جدید از یک امپراطوری قدیمی است با ریشه‌هایی که به فتح آمریکا در سال 1492 بازمی‌گردد. ادامه این برنامه جنگی نیاز به ایجاد یک جریان ثابت از تروریست‌های جدید دارد که هم اکنون توسط داعش، ارتش نیابتی که حامیان مالی آن عربستان سعودی، قطر، ترکیه و آمریکا هستند، تأمین می‌شود. شما رهبر معظم، یک روشنگری بسیار قاطع را در محیط روانی فعلی ایجاد کرده است، فضایی که به ابزاری برای پیشبرد راهبردهای داعش تبدیل شده است.


برای جمع‌بندی اجازه دهید تا به بخشی از نامه شما اشاره کنم: «حامیان آشکار و شناخته‌شده تروریسم تکفیری علی‌رغم داشتن عقب‌مانده‌ترین نظام‌های سیاسی، همواره در ردیف متّحدان غرب جای گرفته‌اند، و این در حالی است که پیشروترین و روشن‌ترین اندیشه‌های برخاسته از مردم‌سالاری‌های پویا در منطقه، بی‌رحمانه مورد سرکوب قرار گرفته است».



از زمان سفرم به تهران در سال گذشته، من لذت بردم و افتخار نشست با برخی از این دموکراتهای پیشگام، پویا و روشنفکر را داشته‌ام. برخی از آنها به شما مشاوره و پیشنهاداتی به‌مرور زمان ارائه داده‌اند. من خوشحال هستم به‌خاطر ثروت الهام‌بخشی که آنها باید از طریق فضل خدا در اختیار شما بگذارند.



نظرات شما درباره گرایش قدرت‌های غربی برای متحد کردن نظام‌های سیاسی عقب‌مانده، پیامدهای بسیار مهمی در دوران معاصر داشته و همراه با بسیاری از سوابق تاریخی بوده است. متأسفانه یک ویژگی امپریالیسم، گرایش آن به تسلط بر مردم از طریق به قدرت رساندن رژیم‌های دست نشانده است تا از طریق کنترل از راه دور، تسلط خود را بر منطقه ادامه دهند.



این نسل جوان است که می‌تواند این الگوهای دستکاری شده را تغییر دهد و با دریافت آموزش‌های مناسب از منابع مختلف استوار از جمله کسانی که در خط مقدم انقلاب اسلامی ایران هستند، این مسیر را ادامه دهند.

ارادتمند شما

آنتونی جیمز هال

استاد مطالعات جهانی‌سازی

دانشگاه لث‌بریج

10 دسامبر 2015 میلادی

اگر گزینه نظامی موثر بود نام امام مظلوم ما به کنیا نمی رسید تا مادر باراک اوباما نام فرزندش را حسین بگذارد!!!

 در پاسخ به یاوه گویی های تندیس تکبر شیطانی باید گفت:

مسئولین بدانند مدیون چه کسانی هستند!!

بودند جزو قافله بی سوادها

بودند جزو قافله بی سوادها/ یک عده بی سواد، رضائی نژادها/ ای وای از آن نهاد ریاست که هیاتش/ یک سینه آه کرده بلند از نهاد ها ...

به گزارش خبرگزاری دانشجو، محمد رسولی متناسب با سخنان اخیر حسن روحانی که منتقدان خود را بی سواد خوانده بود و همچنین توزیع سبد کالا شعری سروده و در اختیار خبرگزاری ها قرار داده است.
 
متن این شعر به شرح ذیل است:
 
بودند جزو قافله بی سوادها
یک عده بی سواد، رضائی نژادها
 
عقد اخوتی که نبستیم هم شکست
پای قرارداد، سر انعقادها
 
ای وای از آن نهاد ریاست که هیاتش
یک سینه آه کرده بلند از نهاد ها
 
یک بی سواد، در صف کالا، دو روز پیش
جان داده است در وسط ازدیادها
 
مائیم و خشم از طمع کدخدای ده
تو باش و خنده های محمدجوادها

امروز تیتر شرق و تابناک و امثال این رسانه ها که... تیتر زدن بحران سفید!!!

آقای رحمانی، مدیر مسئول شرق و آقای مدیر مسئول تابناک، و بقیه آقایان سرمست از قدرت زودگذر، واقعا

خجالت آور است این تعلل شرمانه دولت فخیمه بنفش! که به دست شماها بزرگ شد را با این عنوان به وادی

دیگر بکشانید و به قول خودتون فرار به جلو داشته باشید و یا انحراف اذهان و  ازین دست تاکتیک ها که به درد

دشمن می خورد نه مردم کشورتان! و باز لبخند! وقیحانه ای پشت این لبخند زشت کار زشتتر دولت مطبوعتان را

لاپوشانی کنید.

این برف سفید به خودی خود بحران نبود بلکه با چاشنی بی تدبیری مدعیان تدبیر تبدیل به بحران شد.

حال در اتاق های گرمتان بنشینید و برای این لاپوشانی خود که در دنیای پوشالیتان آنرا عملی حرفه ای می نامید

کف و سوت بزنید، اما نیم نگاهی به لعنت های مادران و پدران پیری داشته باشید که نثار تدبیر دولت می کنند!

و از خدا بخواهید که نفرین آنها دامن شما را نگیرد.

آخرت خود را به دنیای دیگری نفروشید....


مقاطع ‫تحصیلی‬ در ایران :

قبول نداشتن توافق ژنو = بی سواد

نقد به توافق ژنو = کم سواد
توافق ژنو خوب است = دیپلم
توافق ژنو عالی است =  فوق دیپلم
توافق ژنو خیلی عالی است =  لیسانس
توافق ژنو محشر است = فوق لیسانس
توافق ژنو آخرشه به خدا = دکتری
توافق ژنو تسلیم قدرت های غرب و شرق بود در برابر ایران = فوق دکتری

اندر حکایت قهوه ای کاری بنفش کاران

هنوز دولت تدبیر! روی کار نیامده بود و احمدی نژاد سکان دولت را در دست داشت.

اما بی بی سی سیاه نمایی را در دستور کار خود قرار داده بود و از طرفی هم به آمدن و نیامد های خاتمی و هم پیاله هایش می پرداخت تا اینکه خبر آمدن آیت الله به صحنه انتخابات قوت گرفت.

صادق صبا انگار دستور جدیدی صادر کرده بود و همه کارکنان شبکه تحت مدیریتش را به خط کرده بود که شکار آماده است قلابها را بیندازید! خبر پشت خبر، گزارش پشت گزارش، تحلیل رگباری! اما آیت الله نیامد!

چندی به رد صلاحیت ستون انقلاب توسط شورای نگهبان پرداختند و سپس رپرداژ اصلی از سوی شاگردان صبا آغاز شد.

روحانی شد منجی مردم زیر ستم دولت گدا پرور، پوپولیست، بیسواد و ... و بی بی سی شد بلندگوی این منجی!

حقوقدان با رای ناپلئونی سر کار آمد و صدای نفس بی بی سی پس از یک کار سنگین به گوش رسید.

بچه ها در دو خط مامور شدند که همه جانبه حقوقدان را زیر نظر بگیرند و در هر کجا حرفی زد و چیزی گفت زود و تند و سریع بازتاب دهند. فرقی هم نمی کرد در فضای اینترنت باشد یا شبکه. به دست فرن و سیاوش باشد یا در شبکه فرناز و اون دختره ک مث پسرا موهاشو می زنه... ایش ش ش ش!

بهر حال دولت بنفشه! که خیلی هم حالا هنرمند شده بود و با ظرافت خط بین هنر ارزشی و غیر ارزشی را پاک کرده بود سعی کرد در یک اقدام هنرمندانه جدید خط بین فقرا و متمولین رو هم پاک کنه که یک دفه متوجه شد این یکی دیگه خط نیست انگار یک دیوار سنگی و شایدم بتنی باشه که نمیشه یواشکی پاکش کرد!!!

کار بیخ پیدا کرد چاره ای نبود که سبدی رو که قول داده بود بده، بده. ولی چون تو ایران سبد 10 کیلیویی نبود مجبور شد بدون سبد بده. وقتی داد متوجه شد بد داده. عکسا، رو شد حتی فیلمها!!! چ فیلمایی اونم...

واقعا فیلماش اینقد بد بود که بی بی سی فهمید چ رکبی خورده از تدبیریا. فوری ورق برگشت....

صادق دستور جدید صادر کرد و بچه ها رو تو ی مسیره دیگه ب خط کرد و همه با هم رنگ قهوه ای پاشیدن رو

رنگی بنفشی که ریخته بودن رو دولت...

حالا باز صدای ی نفس راحت میاد و زمزمه ای آشنا که میگه: آخیش ما که خطمونو از این دولت بنفشه جدا کردیم

داشت آبرومون رو می برد!

می دونید، قدیمیا می گن سیاست پدر و مادر نداره. والله راست می گن. صادق جون فریدون چند روز پیش در پاسخ به اعتراض بینندگانش مبنی بر طرفداری شبکه اش از اصلاح طلبا گفت: ما از اعتدال حمایت می کنیم!

خب حمایت کن دیگه! الان اعتدال شده ی دولت جناب

حالا ی سبد نداده جاش برنج هندی داده مرغ منجمد داده و روغن؟! ما ک نگرفتیم نمی دونیم دیگه پنیر و روغنش وارداتی بود یا وطنی..

بهر حال این صادق خان خبرپراکن اینبار خبرایی که پراکنده کرد ی ذره رنگش قهوه ای بود...

جناب فریدون از قدیم گفتن سلام گرگ بی طمع نیست اونم از نوع پیرش

حالا خود دانی


«بلدم بلدم»، «لغز خواندن» و «قمپز درکردن» دولت مردم را به «آمپــاس» برد؟!

دولت از همان ابتدا با «قمپز درکردن» و «بلدم بلدم کردن» تصمیم گرفت پیرمردی کهنسال را وزیر صنعت، تجارت و معدن کند؛ کسی که حالا به پرحاشیه‌ترین وزیر دولت تبدیل شده.


«بلدم بلدم»، «لغز خواندن» و «قمپز درکردن» دولت مردم را به «آمپــاس» برد؟!
«بلدم بلدم»، «لغز خواندن» و «قمپز درکردن» را همه ما از سریال دیدنی «دودکش» که در ماه رمضان از شبکه یک سیما پخش شد، به خاطر داریم. این واژه‌ها آن روزها اگرچه می‌توانست وارد ادبیات طنز سیاسی شود اما به دلایلی نشد.

حالا اما به نظر می‌رسد سبد کالای دولت «تدبیر و امید» شرایط را برای ورود این اصطلاحات به یادماندنی به ادبیات سیاسی فراهم کرده است.

ماجرا چندان پیچیده نیست؛ دولت روحانی از همان ایام آغاز تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری البته به همراه برخی کاندیداهای دیگر، انتقاد صددرصدی در صددرصد حوزه‌ها به دولت نهم و دهم را در دستور کار قرار داد. «لغز خوانی» آن روزهای روحانی را همه به یاد داریم. او این رویه را پس از پیروزی در انتخابات نیز ادامه داد. نقطه عطف این داستان البته در شبی بود که روحانی در مقابل سه مجری هم‌سو، هم خط و البته کمی خودشیرین! قرار گرفت تا از صد روز اولش به مردم گزارش دهد. حمله به دولت گذشته محور اول و آخر برنامه آن شب بود تا کیهان تیتر بزند: «دولت در زنگ حساب، انشاء خواند»!

همه چیز اما به این لغزخوانی‌ها تمام نمی‌شد. دولت از همان ابتدا با «قمپز درکردن» و «بلدم بلدم کردن» تصمیم گرفت پیرمردی کهنسال را وزیر صنعت، تجارت و معدن کند؛ کسی که حالا به پرحاشیه‌ترین وزیر دولت تبدیل شده. نعمت‌زاده که از همان ابتدا و با چراغ سبز نشان دادن به خودروسازها برای افزایش قیمت خودرو نشان داد چندان در تصمیم‌گیری‌ها به فکر طبقات ضعیف و میانی جامعه نیست، به عنوان پیرمردی کارکشته و مجرب معرفی شد که آمده تا مشکلات را حل کند و کلید روحانی را در حوزه تجارت، صنعت و معدن بچرخاند. اما حالا نام نعمت‌زاده بیش از هر چیزی به سبد کالا گره خورده است . بی‌تدبیری محض دولت در اعلام مشمولین دریافت سبد کالا در کنار شیوه غلط توزیع آن را وقتی کنار شعار «تدبیر» دولت قرار دهیم، هیچ نشانی از «امید» نخواهیم یافت. از آن سو تکرار مکرر «کرامت انسانی» از سوی روحانی و وزرایش و انتشار تبلیغاتی منشور حقوق شهروندی در حالی که حالا دولت، کرامت مردم را به بهانه 10 کیلو برنج هندی و 4 کیلو مرغ و 2 قالب پنیر و 24 تخم‌مرغ و 2 بطری روغن در صف‌های طولانی زیر سوال می‌برد، تناقضات دولت در عمل و گفتار را ثابت کرد.

حالا دولتی که در این چند ماه جز ناخن کشیدن بر صورت دولت قبل و مذاکرات خارجی برای گشایش مشکلات داخلی! امر قابل توجه دیگری را در حوزه اقتصاد انجام نداده، باید فارغ از شعارها و «قمپزها» و «لغزها» و «بلدم بلدم‌ها» برنامه اقتصادی‌اش را به صورت عملیاتی و نه با شعار و کلیات به مردم ارائه کند تا مردم بدانند بناست سه و سال نیم دیگر را چگونه سپری خواهند کرد و اساسا آیا «تدبیر» دولت به «امید» آن‌ها منجر می‌شود یا نه. حوزه اجرا و به خصوص اقتصاد بیشتر از آن‌که شعار بخواهد، برنامه و اقدام عملی می‌خواهد. حالا و با این تجربه تلخ سبد کالا٬ دولت باید ثابت کند که مرد میدان اقدام است.

منبع: دانا

موضوع سبد کالا به اصل 90 کشیده شد

رییس کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی گفت که این کمیسیون وارد بررسی پرونده سبد کالا خواهد شد.
محمدعلی پورمختار در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: نامه‌ای از طرف نمایندگان استان‌های شمالی کشور در انتقاد به اقلام موجود در سبد کالا صبح امروز به کمیسیون اصل 90 رسیده که ما آن را مورد پیگیری قرار می‌دهیم.
 
وی افزود: اگر کمیسیون اصل 90 جلسه‌ای در این باره تشکیل دهد از نمایندگان دولت برای حضور در این جلسه دعوت می‌کنیم و در غیر این صورت به صورت مکتوب از دولت در این باره توضیح می‌خواهیم.
 
مهرداد لاهوتی در همین رابطه گفت: حدود 30 نفر از نمایندگان استان‌های شمالی در نامه‌ای به کمیسیون اصل 90 اعتراض خود را نسبت به استفاده از برنج هندی به جای برنج ایرانی در سبد کالا اعلام کردند.
 
نماینده مردم لنگرود در مجلس اضافه کرد:‌در دولت آقای روحانی که حمایت از تولیدات کشاورزی در رأس شعارهای دولت قرار دارد بی‌توجهی به محصولات کشاورزی داخلی بسیار جای تعجب دارد.
 
وی اضافه کرد: دولت در حالی اقدام به قرار دادن برنج هندی در سبد کالا کرده که سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت این سه نوع از این برنج را آلوده اعلام کرده است.
 
نحوه توزیع سبد کالا بین اقشار مختلف و همچنین اقلام موجود در این سبد از روزهای گذشته مورد انتقاد بسیاری از نمایندگان قرار گرفته است.

وقتی همه «استریم» در یک سبد کالا جا می‌شود/ سبد کالا آوردیم، هسته‌ای تون رو بردیم!


با اجرای طرح سبد کالا یکی از محوری‌ترین موضوع بحث‌های ایرانی‌ها در تاکسی، اتوبوس، مترو، شب نشینی‌های زمستانی و... مشخص شد. اما این موضوع فقط در این محافل داغ نشده است بلکه فضای مجازی هم از این اتفاق متاثر است. برای نمونه از دیروز عصر کم‌کم بحث درباره سبد کالا در شبکه‌های اجتماعی بالا گرفت و «استریم» پر شد از عکسها و جمله‌هایی که مستقیم و غیر مستقیم، طنز و جدی، و جانبدارانه و منتقدانه به این قضیه نگاه می‌کردند، هرچند که انصافاً برای پیدا کردن کاربرانی که از این طرح حمایت کنند باید با ذره بین در اینترنت حرکت کرد!

به گزارش رجانیوز، یکی از محورهای مهم و پر تکرار این بحث‌ها بازنشر دادن تصاویری از ایجاد صف‌های طولانی و مشقات ایجاد شده برای مردم در راه تحویل گرفتن سبد کالاست. تصاویر پرشماری که در خبرگزاری‌های مختلف منتشر شد توسط کاربران به اشتراک گذاشته شده و البته بودند کسانی هم که از کاربران میخواستن با احتیاط بیشتری نسبت به بازنشر تصاویری که چره مردم در آنها مشخص است اقدام کنند و همچنین در انتخاب کلماتی که زیر این تصاویر مینویسند دقت بیشتری کنند.

 

 

 

انتقاد از تبعیض صورت گرفته در تخصیص سبد کالا به قشرهای گوناگون هم یکی دیگر از محورهای بحثهای امروز شبکه‌های اجتماعی بود. از انتقادهای کلی تا آوردن نمونه‌هایی عینی که برخی کاربران در زندگی خود یا اطرافیانشان دیده بودند و نشان میداد خیلی از کسانی که به هر حال وضعیت اقتصادی خیلی بدی ندارند مشمول سبد کالا شده‌اند اما برخی افراد و خانوارهای به مراتب نیازمندتر مشمول نیستند.

 

 

علاوه بر مباحث اصلی که در بالا گفته شد برخی کاربران هم نگاه‌هایی متفاوت داشتند و از مباحثی قابل تامل‌تر نوشتند که البته احتمالاً با فروکش کردن نسبی جو توزیع سبد کالا بیشتر مورد توجه افراد و رسانه‌ها قرار خواهد گرفت. برخی دیگر هم سعی کرده‌اند در چند جمله کوتاه تناقض گویی‌های عجیب و غریب مسئولان اجرای این طرح و استدلالات کم‌مایه آنها را مطرح کنند. چند نمونه زیر از این قرار است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اما مثل همیشه خیلی از کاربران ترجیح دادند با نگاهی طنزآلود و کنایه‌آمیز به ماجرا بنگرند و از دل این اتفاق هم چیزی برای تکه انداختن پیدا کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در نهایت هم می‌توان گفت که معدود نوشته‌هایی هم که به دفاع از طرح سبد کالا می‌پرداختند چیزی جز فرافکنی در چنته نداشتند. مانند آنچه در زیر میبینید و خیلی قاطع می‌توان گفت که تقریباً محکم‌ترین منطق بین مدافعان بود!

شاهکار جدید دولت بنفشه!!!

توزیع سبد کرامت انسانی دولت بنفشه...

#دولت_بنفشه

با سلام خدمت رئیس جمهور کشور عزیزم


جناب دکتر روحانی! نمی دانم این روزها تصاویر عزت و غرور ملت ایران را در خبرگزاری ها دیده اید یا نه؟!
و نمی دانم خاطرتان هست که در 18 خرداد 92 در ورزشگاه شهید شیرودی خطاب به این ملت اینگونه گفتید:

«من عزت و غرور ایرانیان را باز خواهم گرداند ... اگر می خواهید عزت و شکوه و عظمت به همه ایرانیان برگردد، پای صندوق آراء بشتابید.»

بارها و بارها واریز یارانه به حساب مردم را برابر با گداپروری دانسته و باعث خورد شدن عزت و آبروی مردم دانستید! 
خاطرتان هست که گفتید: "صدقه گرفتن افتخار نیست بلکه صدقه دادن افتخار است؛ باید کار را به جایی برسانیم که به جای اینکه مردم دست‌شان را به سوی دولت دراز کنند، دولت دستش را به سوی مردم دراز کند." ؟

حال انصاف بدهید، این است آن عزتمندی ای که شایسته ی این ملت بزرگ بود؟!
امروز دو تن از هموطنانمان در این همهمه و صف های طویل #سبد_کالا  جان خود را از دست دادند! بماند که چه تعداد پیرزن و پیرمرد زیر دست و پا آسیب دیده اند و غرور ِ چه تعداد پدر خانواده در حالی که دستانش را به سوی بالادستیان دراز کرده است شکسته و خورد شده و زیر دست و پا لگدمال شده است...
آیا تمام این ها ارزش آن را داشت که عده ای سود فروش برنج هندی به جیب بزنند؟!
به راستی پاسخ خانواده های داغدار آن پدر 60 ساله و آن پسر 25 ساله را چه کسی خواهد داد؟!
آری، جناب #روحانی_مچکریم  از این همه عزت و غروری که به ما ارزانی داشتید!
...
اگر راستش را بخواهید اصلا تقصیر شما نیست! تقصیر ماست! وقتی بی مهابا به دغدغه ی نان بپردازی و به جای اعتماد به روزی رسان، به شعارهای دهان پرکن خلق اون چنگ زنی، باید هم اینگونه در داخل و خارج ذلیل خاص و عام شوی...

آری، از ماست که بر ماست!

درد!!!!

به قول دوستان روشنفكر، درد را از هر طرف بنويسي همان درد است.

درگيري چند زن در صف سبد كالا- شيراز

فیلم پرتاب سه امتیازی سبد کالای دولت تدبیر و امید


چه میکنه این دولت!عجب ضربه ای!عجب حقوق شهروندی!به به

لینک فیلم : 
http://enfetar.ir/?p=20360

http://www.aparat.com/v/WvOBL

از شعار تدبیر تا بی تدبیری و گافی شبیه به اقدام علیه امنیت ملی


۱۰ کیلوگرم برنج، ۴ کیلوگرم مرغ، ۲ بطری روغن، ۸۰۰ گرم پنیر و ۲۴ عدد تخم مرغ؛ این ها همه ی آن چیزی است که این روزها عزت و شرافت ایرانیان در ازای آن مبادله می شود، آن هم توسط دولتی که اصرار عجیبی به تکرار شعار «تدبیر و امید» دارد، اما به نظر می رسد این بار آن چه که در حال روی دادن است را نباید چون گذشته در حد یک بی تدبیری ارزیابی کرد، با اندکی ژرف نگری می توان ردپاهایی از خیانت، آسیب زدن به اعتبار و آبروی نظام اسلامی و رانت پروری و ویژه خواری را در لابلای عملکرد کسانی که در این مدت علاقه ی زیادی به بازگرداندن مردم به «صف» های دهه ی شصت از خود نشان داده اند، مشاهده کرد.

یکی از دو وعده ی بزرگ اقتصادی رئیس جمهور در گزارش صد روزه ی عملکرد دولت یازدهم در کنار توزیع شیر در مدارس، توزیع چند سبد کالایی رایگان به مردم بود، سبدی که چندی بعد خبرگزاری ایرنا با ضمن برشمردن محتویات آن، سرپرستان خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره)، سرپرستان خانوارهای تحت پوشش سازمان بهزیستی کشور، سرپرستان خانوارهای مستمری بگیران تأمین اجتماعی (با حقوق مستمری زیر پنج میلیون ریال)، سرپرستان خانوارهای کارگران مشمول قانون کار و تأمین اجتماعی (با حقوق زیر پنج میلیون ریال)، سرپرستان خانوارهای کارکنان شاغل و بازنشسته نیروهای دولتی؛ سرپرستان خانوارهای طلاب، خبرنگاران و دانشجویان متأهل را به عنوان مشمولان دریافت آن اعلام کرد، در این ارتباط ذکر چند نکته ضروری است:

۱- انتخاب روزهای آغازین دهه ی فجر برای شروع این طرح از آن رو عجیب و سوال برانگیز است که این روزها یادآور عزت و سربلندی ملت ایران است و تحقیر مردم در صف های طولانی برای دریافت چند قلم کالای ناچیز پیامی جز نا امیدی و درماندگی مردم ایران پس از گذشت ۳۵ سال از انقلاب اسلامی به جهان مخابره نخواهد کرد و به نظر می رسد نیروهای تندروی اصلاح طلب با تفاوت قائل شدن بین اقشار مختلف مردمی و ایجاد نارضایتی تعمدی در بین آن ها به گمان باطل خود برنامه ای برای کمرنگ کردن حضور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن و انتقام از نظام اسلامی ترتیب داده اند.

۲- حتی برای نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز مشخص نیست که اعتبار ۱۵۰۰ میلیارد تومانی اجرای این طرح از کجا و با چه مجوز قانونی توسط دولتی که با ادعای «خالی بودن خزانه» کار خود را آغاز کرد، فراهم شده است، تا جایی که در روزهای گذشته اعتراض های زیادی از سوی نمایندگان نسبت به عدم اطلاع مجلس از جزئیات این طرح منتشر شد و طرح تحقیق و تفحص از نحوه ی توزیع سبد کالا توسط ۴۰ نفر از نمایندگان تقدیم هیئت رئیسه مجلس گردید.

۳- چرایی استفاده از اقلام وارداتی خارجی برای تامین این سبد کالایی و رانت میلیاردی و ایجاد زمینه ویژه خواری برای واردکنندگان این کالاها در حالی که همه ی این اقلام از تولیدات داخلی قابل تامین بود، سوال بزرگی است که همچنان با سکوت مسئولان مجری این طرح روبرو است.

۴- پس از آغاز این طرح تصاویر دلخراش و تمسخرآمیزی از صف های طولانی مردم در فضای مجازی لایک می خورد و به نظر می رسد اجرای این برنامه و انتشار تصاویر آن در فضای مجازی، قرار است خوراک تبلیغاتی مناسب برای رسانه های بیگانه در جهت تحت الشعاع قرار دادن حضور مردم در راهپیمایی امسال فراهم کند، تا جایی که هم اکنون نیز گزارش های تصویری شرم آوری در رسانه های خارجی منتشر شده است و شبکه ی بی بی سی فارسی در چند روز گذشته با آب و تاب مشغول مانور دادن روی مسئله ی توزیع سبد کالایی در ایران است.

۵- شاید چنانچه شخص دیگری ریاست دولت را عهده دار بود راه توجیهی بعنوان غفلت و ناهوشیاری برای این اقدام باز میماند اما به نظر می رسد اصلاح طلبان تندرو و فتنه گران که یکی از نیروهای امنیتی و استراتژیست خود را در راس وزارت خانه ی مجری این طرح یعنی وزارت کار، رفاه و تامین اجتماعی مستقر کرده اند، این بار پشت چهره ی شخصی چون «حسن روحانی» که قطعا به واسطه ی سابقه ی خود شناخت جامعی از مقولات مرتبط با امنیت ملی دارد، آشکارا به میدان آمده اند تا اعلام کنند که با اجرای این طرح مخالف با امنیت ملی، شمشیر را از رو برای نظام اسلامی بسته اند.

۶- هم اکنون و با اجرای طرح توزیع سبد کالا به این شکل به جرات می توان ادعا کرد ارسال سیگنال های ذلیلانه به دشمنان بخشی از راهبرد اصلاح طلبان در این دولت است، هنوز اعلان خالی بودن خزانه در شب مذاکرات سرنوشت ساز ژنو توسط رئیس جمهور و زیر سوال بردن توان دفاعی کشور توسط وزیر خارجه از اذهان پاک نشده است که با اجرای این طرح زمینه برای تائید سخنان مقامات غربی مبنی بر اثرگذاری فشار تحریم بر تصمیم گیری مقامات ایرانی فراهم می آید.

۷- و نکته ی آخر این که سکوت کسانی که اعطای یارانه نقدی به مردم را گداپروری قلمداد می کردند، در مقابل طرحی که عزت و کرامت ایرانیان را مخدوش کرده است، بیش از پیش آشکار کننده ی برخورد دوگانه و نفاق آن ها است. ای کاش دولت یازدهم از تجربه ی دولت قبلی در پیاده سازی طرح های بزرگ بهره می گرفت تا امروز شاهد این آبروریزی ملی نبودیم.

اینجا ایران است

اینجا ایران است ما در دولت حقوق دانهای انگلیسی بلد روزگار به سر میبریم همانها که :
_  با شعار علم محوری آمدند، و دستاورد های هسته ای را فروختند 4 میلیارد دلار دم قسط
_  با شعار امید آمدند، دریافتی هایمان را  کاهش دادند و هزینه هایمان را افزایش 
_  با شعار تدبیر آمدند،  یارانه ی همه را بردند دادند برنج هندی بدهند آنها که از سرما و صف جان سالم به در ببرند
_  با شعار اعتدال آمدند، مقاومت را  ظریف آنه پیشکش کردند به لبخند های  آنگلوساکسون ها

_ شما یادتان نمی آید، اما این داس به دستها یک روزی با کلید رای آوردند ...

حرف های تکان دهنده نماینده مجلس تهران


دیروز حجت‌الاسلام سید محمود نبویان، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی به بیان ناگفته هایی مهم از توافق ژنو پرداخت که به بیان خلاصه آن می‌پردازیم؛

- بنده سه جلسه با آقای ظریف، پنج جلسه با آقای عراقچی و یک جلسه با خانم افخم داشتم، مطالبی را که بیان می‌کنم مستند است.

- دولت ابتدا طرح آقای قاسمی وزیر نفت سابق در پایان دولت آقای احمدی نژاد را که برای فروش نفت پیاده کرده بود لو داد.

آقای ظریف گفت حتی اگر استیضاح شوم متن توافقنامه را نمی‌گویم، چرا؟ تیمی که به امام راحل قطعنامه ۵۹۸ را تحمیل کرد، جام زهر را نوشاند چه کسانی بودند؟

باید براساس قانون توافقنامه به فارسی ترجمه شود، ترجمه‌ها کنونی زیاد قابل قبول نیستند، حتی وزارت خارجه در ترجمه سانسور کرده است، بنده ۴۰ ساعت بر روی این ترجمه کار کردم، این توافقنامه دارای پنج بخش مقدمه، گام نخست، میانی، نهایی و نتیجه نهایی است.

- رهبری دستور دادند حداقل تیم مذاکره کنندگان را تقویت کنید، آقایان نیز برای تقویت کار موسویان و سیروس ناصری را آورند، دو تا جاسوس که یک از آن‌ها دستگیر شده بود،‌ اکنون نیز این دو نفر با آقای ظریف اختلاف پیدا کرده اند.

- تحریم‌های بزرگ بانکی و نفتی برداشته نشدند، در گام نهایی نیز قرار است که بیست سال بعد تحریم‌ها برداشته شوند، جالب این است که بیست سال را هم در توافقنامه ننوشتند و معلوم نیست که آمریکایی‌ها در آینده زیر حرفشان بزنند یا خیر، تازه پس از بیست سال تنها ۴/۱ تحریم‌ها برداشته می‌شود، آقای عراقچی می‌گفت غربی‌ها می‌گفتند «باید سال برداشتن تحریم‌ها دو رقمی باشد».

- ما در توافقنامه ژنو متعهد شدیم که بازرسان باید به معادن و کارخانه‌های اورانیوم ما به صورت آزاد دسترسی داشته باشند، در حالی که اکثر بازرسان جاسوس هستند، یکی از دانشمندان هسته‌ای کشورمان می‌گفت «وقتی بازرسان تنها برای یک بار پشت کامپیوترهای ما نشستند، ویروس را وارد سیستم کرده و حدود ۳ هزار سانتری‌فیوژ ما از کار افتاد».

- بنده حاضرم با این افرادی که می‌گویند شما مخالف توافقنامه هستید مناظره داشته باشم، خاضعانه تقاضا کردم که متن توافقنامه را برای مردم در تلویزیون درست بخوانید، تعطیلی یو سی اف اصفهان در متن نیست ولی آن را نیز تعلیق کردند.
خط قرمز آقا را هم نتوانستیم حفظ کنیم و آن‌ها را ازدست دادیم،
برای تولید یک گرم اورانیوم غنی شده باید از آمریکا اجازه بگیریم.

- چند بار باید رهبری بگویند و ما فقط بشنویم؟ برنامه ریزی کردند برای مجلس آینده، علنا به تک تک ما زنگ می‌زنند و می‌گویند شما دیگر رأی نمی‌آورید، آن مهم نیست، برنامه‌ریزی شده است برای مجلس خبرگان آینده، سی و چهار سال دشمن هر چقدر شکست خورده است از ولایت فقیه و شخص ولی فقیه بوده است، دشمن فهمیده این‌جا را نگیرد کارش درست نمی‌شود.

رهبری نمی‌توانند علنا و واضح سخنان خود را بگویند، در این صورت افراد می‌گویند مردم ما داشتیم با مذاکره مشکلات شما را حل می‌کردیم رهبری نگذاشتند، همه چیز را هم مخفی می‌‌دارند، باید بیدار باشیم، مغز متفکر اصلاحات گفته است «مجلس خبرگان تنها راه حل و تنها مشکل در رهبر ۱۰ سال آینده است، آن‌جا را دریابید» حواستان جمع باشد.

- اگر ما قبل از این موضوعات آقای ظریف را استیضاح می‌کردیم دولت می‌گفت که مجلس چوب لای چرخ دولت می‌گذارد، باید مردم را بیدار کنیم، اگر مجلس وارد کار شد نگویند مجلس افراطی است و چوب لای چرخ دولت می‌کند، بیدار کردن مجلس نیز کار ما است،‌ مجلس هم مشکلاتی دارد ولی محذوراتی دارد.

- فردی در هیأت اداری خوزستان سخنرانی کرده و گفته است «افرادی که نسبت به توافقنامه مخالفت می‌کنند دو دسته هستند، یکی رهبر است که متخصص هستند، غیر از رهبر بقیه بچه‌هایی هستند که ادای بزرگ‌ترها را در می‌آورند»، آقای عراقچی و آقای ظریف به ما می‌گفتند «حرف‌های صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها را نزنید».

صدا و سیما نیز بسیار تحت فشار است، امروز سخنان جان کری را پخش کرده است ولی حملات گسترده‌ای به صدا وسیما شده که صدا و سیما مخالف توافقنامه است، آقای عراقچی می‌گفت «تنها کیهان و صدا و سیما انتقاد می‌کنند»، بنده پنج شنبه سخنرانی داشتم لغو کردند، سخنرانی دیگرم را نیز لغو کردند، افراد خیلی تلاش می‌کنند که سخنان به مردم نرسد.

- خودشان می‌گویند باید انتقاد باشد و کشور را امنیتی نکنید، روزنامه قانون صفحه اول صریحا آیه قرآن را انکار کرد، بنده ده‌ها بار تذکر دادم، ما تصمیم گرفتیم که موضوع به صورت مخفیانه حل شود ولی معاون پارلمانی بعد از ماه‌ها تنها گفت تذکر دادیم.

در حالی که نشریه ۹ دی و وطن امروز را به سبب انتقاد از دولت به دادگاه معرفی کردند، روزنامه یالثارات را نیز بستند، تمام این‌ روزنامه‌ها که علیه دولت انتقاد کردند بسته شدند، ولی طرف آیه قرآن را انکار کرده است،‌ کسی چیزی نگفت.

پاسخ به طعنه ژنرال وزارت خارجه!!!

ظریف: بانکی مون را بیش از حد وابسته به آمریکا و غرب می‌دانم

آقای ظریف شما از وابستگی خودتون به آمریکا کمی توضیح بدید. بان کی مون کی بنده خدا حقوق بگیر همون دستگاست. شما که از بیت المال مسلمین ارتزاق می کنید احیانا چرا از لحاظ استراتژیک وابسته به این دستگاه هستید؟؟

شما توضیح بده چرا هر زمان که غرب نیاز به یک تنفس داشته تو طول تاریخ انقلاب سر و کله شما یهو پیدا شده!؟
فرافکنی هم حدی داره
بان کی مون خطاب به دولتمردان ایران: من از این حد اختلاف بین دولت مردان ایران تعجب می کنم!!!
می دونی این حرف رو کی زدن ایشون؟ زمانی که شما تلفنی حرفاتو زده بودی و دولتمردان ایران سفت و سخت گفتند که ما پیش شرط رو برای شرکت در کنفرانس ژنو 2 نمی پذیریم
به نظر من آمریکاییها به مراتب صادق تر از تو و روحانی و محمد چاخان و هاشمی هستند و طبق قاعده دنیا کافر بهتر است از منافق

شرافت که نباشد خیانت بی‌معنا می‌شود

اظهارات یک عضو گروهک فدائیان خلق درباره داشتن کد سازمانی و ارائه آن به سفارت شوروی برای انتقال به مسکو، با ابراز تعجب همکار سابق نشریات اصلاح‌طلب مواجه شد.
اظهارات یک عضو گروهک فدائیان خلق درباره  داشتن کد سازمانی و ارائه آن به سفارت شوروی برای انتقال به مسکو،  با ابراز تعجب همکار سابق نشریات اصلاح‌طلب مواجه شد.
داریوش سجادی با اشاره به اظهارات قادر عبدالله - عضو چریک‌‌های فدایی خلق - می‌نویسد: وی که از سال 68 از ایران گریخته و در کسوت نویسنده در هلند مستقر شده، در خلال مصاحبه با بی‌بی‌سی بدون کمترین شرم یا خجالتی ابراز داشت. «سال 68 که از ایران به ترکیه گریخته توسط سازمان متبوعه‌اش امریه گرفته تا برای اخذ ویزا از شوروی به سفارت این کشور در ترکیه رجوع کرده و «کد سازمانی» خود را به مسئولین سفارت بدهد تا روس‌ها ترتیب انتقالش به مسکو را بدهند»(!!!)
وی با اسباب تحلیل و عبرت خواندن این اظهارات می‌نویسد: معلوم نیست مرزهای خیانت تا کجا ادامه دارد؟ اعضاء سازمانی چریکی که علی‌الظاهر سالها با ادعای وطن‌دوستی و خائن‌ستیزی خود  را در خط‌مقدم مبارزه با امپریالیسم تعریف کرده بودند اکنون به «شهادت با شعف خودشان» کاشف به عمل آمد برخوردار از «کد سازمانی» در سفارت  اتحاد جماهیر شوروی بوده‌اند!
سجادی خاطرنشان می‌کند: آقایان گلی به جمال‌تان!!! جای «بیژن جزنی» خالیست تا کلاهش را بالاتر بگذارد! آن از جبهه ملی‌مان که «شاپور بختیارش» به اعتراف سرگرد «نصیرخانی» طی جلسه با «برزان تکریتی» برادر صدام درصدد کسب حمایت صدام جهت کودتا در ایران بود! آن از وحوش «مسعود رجوی» که زیر آیه مبارکه «فضل‌الله المجاهدین علی القاعدین» بازو در بازوی صدام در جنگ علیه هم‌وطنانش شرکت کردند! آن از وطن دوستان مدعی ناسیونالیسم و مصدق و کوروش و داریوش و هوخشتره‌مان که با روئی‌گشاده و لبی‌خندان بدون ارزنی شرم مواجب بگیر تلویزیون دولتی انگلستان و آمریکا علیه ایران شدند! و آن هم از «بسیجی خیبرمان»]مهدی خزعلی[ (!) که 24 ساعته سفره و سویدای دلش نزد اجنبی در VOA باز است و کاسه شهرت‌طلبی‌اش را با شوربای خیانت اشباع می‌کند!
عجیب‌تر از این موارد که از قلم آقای سجادی افتاده، فرار  کسانی چون بولتن‌نویس ریاست‌جمهوری و برخی اعضای حزب مشارکت و سازمان مجاهدین و قرار گرفتن در خدمت سرویس‌های جاسوسی انگلیس و آمریکا و فرانسه است و این مسئله تا آنجا پیش‌رفت که مجید محمدی عضو فراری حلقه کیان (حلقه مدعی به ریاست‌جمهوری رساندن خاتمی ) صراحتا تأکید کرد ارائه اطلاعات به دولت‌های غربی و دریافت پول از آنان هیچ ایرادی ندارد.

مهدی هاشمی یکی از مصادیق هشدار روحانی است

همکار سابق نشریات اصلاح‌طلب با تطبیق اظهارات رئیس‌جمهور و مهدی هاشمی نتیجه گرفت مهدی هاشمی یکی از همان کسانی است که دکتر روحانی می‌گوید مخالف برداشتن تحریم‌ها هستند.

همکار سابق نشریات اصلاح‌طلب با تطبیق اظهارات رئیس‌جمهور و مهدی هاشمی نتیجه گرفت مهدی هاشمی یکی از همان کسانی است که دکتر روحانی می‌گوید مخالف برداشتن تحریم‌ها هستند.
داریوش سجادی مشاور مهدی کروبی از قول رئیس‌جمهور نوشت «عده‌ای به خاطر منافع شخصی مخالف برداشتن تحریم‌ها هستند خیلی حرف دارم اما موقع گفتن آن، اینجا نیست؛ به موقع به مردم خواهم گفت که یک عده نمی‌خواهند تحریم برداشته شود و یک عده از عادی شدن شرایط کشور با دنیا به خاطر منافع شخصی و گروهی مخالف هستند.
وی آنگاه به فایل صوتی مکالمه مهدی هاشمی با کاریکاتوریست فراری نیک‌آهنگ کوثر می‌پردازد و از قول کوثر می‌نویسد:  مهدی هاشمی در 13 اکتبر 2010 از تلفن دوبی خود به من زنگ زد و خواست با مقام‌های وزارت خزانه‌داری ارتباط برقرار کنم تا تحریم‌ها علیه ایران افزایش یابد. وی که بارها تاکید کرده بود همه کارهای خانواده‌اش هماهنگ انجام می‌شود، معتقد بود تحریم‌ها برای ضربه به حاکمیت و دولت [احمدی‌نژاد] بسیار موثر هستند. وقتی از او پرسیدم که چگونه ممکن است فرزند یکی از مقامات نظام، خواستار افزایش تحریم‌ها علیه نظامی بشود که خود به نحوی جزیی از آن است؟ جواب ساده بود؛ «خب دیگه»!
وی نتیجه گرفت: مردم به مثابه قربانی هستند که با «تیغ تحریم» هم در عزا و هم در عروسی در «بهار روحانی» و «خزان هاشمی» ذبح می‌شوند!!

به کجا می‌رویم ؟!

1 - رئیس جمهور کشورمان در جمع مردم خوزستان می‌گوید «می‌دانید توافقنامه ژنو یعنی چه؟ یعنی تسلیم قدرت‌های بزرگ جهان در مقابل ملت ایران» و چند ساعت بعد، ، «جی کارنی» در پاسخ به خبرنگاران که نظر دولت آمریکا را درباره دیدگاه آقای روحانی پرسیده بودند می‌گوید «سخنان رئيس‌جمهور ایران مصرف داخلی دارد» و تاکید می‌کند «این مسئله نه برای ما تعجب‌برانگیز است و نه باید باعث تعجب شما بشود. آنچه مقامات ایرانی می‌گویند اهمیتی ندارد، بلکه آنچه انجام می‌دهند مهم است»!
بعد از امضای توافقنامه ژنو- سوم ‌آذرماه جاری/ 24 نوامبر 2013- مقامات آمریکایی، از جمله باراک اوباما، جان کری و «وندی شرمن» در مصاحبه‌های پی‌درپی تصریح می‌کنند که در توافقنامه حق غنی‌سازی برای ایران به رسمیت شناخته نشده است- منظورشان غنی‌سازی صنعتی است که مطالبه اصلی کشورمان است و نه تحقیقاتی- و در مقابل آقای دکتر ظریف وزیر محترم امور خارجه کشورمان اعلام می‌کند که اظهارنظر مقامات آمریکایی عاری از واقعیت است و مصرف داخلی دارد و تاکید می‌کند که دولتمردان آمریکایی برای قانع کردن کنگره، لابی‌صهیونیستی و تندروهای آمریکا، به اینگونه اظهارات خلاف واقع درباره توافقنامه ژنو متوسل می‌شوند و با لفاظی تلاش می‌کنند نگرانی‌های داخلی خود را حل کنند.»
پس از توافق اخیر ایران و گروه کشورهای 5+1 درباره تفسیر ابعاد و جزئیات اجرایی توافقنامه ژنو- برنامه اقدام مشترک JPA‌- آقای دکتر عراقچی مذاکره‌کننده محترم و ارشد تیم هسته‌ای کشورمان، این توافقنامه را غیرقابل انتشار دانست و گفت «پس از توافق ژنو، مذاکراتی درباره چگونگی اجرای آن انجام دادیم که نتیجه آن برداشت‌های مشترک به صورت شفاهی بود و در قالب ‌NON  PAPER و به عنوان سند غیررسمی مکتوب شد». آقای عراقچی در ادامه می‌گوید «انتشار این سند، به معنای رسمیت دادن به آن است» و توضیح نمی‌دهد که اگر این سند «غیررسمی»! است چرا قرار است اجرای توافقنامه ژنو دقیقاً براساس آن صورت پذیرد؟!
و اما، بر خلاف نظر آقای عراقچی که متن توافق جدید را «غیر‌قابل‌انتشار» و حتی به زیان هر دو طرف مذاکرات دانسته بودند، کاخ سفید علاوه بر آن که متن کامل توافق یادشده را به کنگره تسلیم کرد، خلاصه‌ای 4 صفحه‌ای که اصلی‌ترین محورهای مورد توافق ایران و 1 + 5 در آن آمده‌بود را نیز منتشر کرده و در اختیار خبرگزاری‌ها قرار داد.
در پی این اقدام دولت آمریکا، سرکار خانم افخم سخنگوی وزارت امورخارجه کشورمان این بیانیه را «یکسویه» نامیده و گفت: «بیانیه کاخ‌سفید، برداشت یکسویه و یک جانبه‌ای از توافقات غیررسمی اخیر بین کارشناسان ایران و 5+1 می‌باشد و به هیچوجه ملاک ارزیابی یا قضاوت در مورد نحوه اجرای توافق ژنو نیست» و...
2- با توجه به نمونه‌های یادشده، آیا این پرسش بدیهی و منطقی در ذهن مردم کشورمان پدید نمی‌آید که واقعیت ماجرا چیست؟ و چرا بسیاری از آنچه که برای مردم ایران- و در مواردی حتی برای نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی- ناگفتنی است، از نگاه حریف محرمانه نیست؟! مسئولان محترم هسته‌ای کشورمان تقریبا در تمامی موارد یاد شده، قبل از انتشار متن توافقات از سوی حریف، انتشار آن را «محرمانه»! تلقی کرده و یا به مصلحت ندانسته بودند! و بعد از آن که طرف مقابل تفسیر خود از اسناد مورد اشاره -FACT  SHEET- را با صدور بیانیه و به گونه‌ای آشکار اعلام کرده است، مذاکره‌کنندگان کشورمان، این بیانیه‌ها را «یکسویه»، «غیرقابل اعتماد» و «دارای مصرف داخلی» معرفی کرده‌اند که باید گفت؛
الف: اگر متن‌های یاد شده غیر قابل انتشار بوده است چرا طرف مقابل بلافاصله دست به انتشار آن زده و می‌زند؟!
ب: چنانچه حریف در جریان مذاکرات متعهد می‌شود که متن مذاکرات و یا محتوا و جزئیات توافق‌ها محرمانه بماند ولی به تعهد خود عمل نکرده و دست به افشا و انتشار آن می‌زند، چرا با مشاهده اولین تخلف و عهدشکنی حریف، باز هم و برای چندمین بار، تعهدات طرف مقابل را می‌پذیریم و نهایتاً خود را در موضع انفعال قرار می‌دهیم؟!
ج: در عصر ارتباطات و در فرهنگ و قواعد شناخته شده آن، کسی که در اعلام نظر خود  پیشدستی می‌کند، برگ برنده بیشتر و مؤثرتری در اختیار خواهد داشت و با این پیشدستی، طرف مقابل را به موضع انفعال می‌اندازد. چرا که از این طریق، افکار عمومی را به نفع خود شکل می‌دهد و طرف دیگر را به جای پرسشگری که موضع برتر در اینگونه چالش‌هاست، به نقطه پاسخگویی، یعنی چند پله پایین‌تر می‌کشاند. متأسفانه و علی‌رغم احترامی که برای تیم محترم مذاکره کننده کشورمان قایل هستیم، باید گفت، در موارد یاد شده، از حریف رو دست خورده و عرصه افکار عمومی را برای شانتاژ و یکه‌تازی دشمن باز گذاشته‌اند!
د: طی چند ماه گذشته و تقریباً در تمامی موارد، بعد از آن که حریف دست به انتشار متن‌های - به اصطلاح- محرمانه زده است، تیم محترم هسته‌ای کشورمان، متن‌های منتشر شده را «یکسویه»، «غیر قابل اعتماد» و «دارای مصرف داخلی» دانسته‌اند ولی این انتظار منطقی و طبیعی را در افکار عمومی بی‌پاسخ گذاشته‌اند که در مقابل ادعای «یکسویه» حریف، واقعیت دو سویه چیست؟ و در حالی که می‌دانند و به تجربه دریافته‌اند، طرف مقابل اهل ادعاهای یکسویه است چرا در اعلام واقعیت دو سویه پیشدستی نمی‌کنند تا به جای خود، حریف را در موضع انفعال قرار دهند؟!
بدیهی است که مردم به تیم هسته‌ای مذاکره‌کننده کشورمان اعتماد و اطمینان دارند و دیدگاه و نظر آنان را به همان اندازه قابل قبول می‌دانند که ادعای حریف را فریبکارانه و به دور از صداقت تلقی می‌کنند.
3- «مذاکره» در عرف شناخته شده سیاسی، عرصه معامله است و معامله، میدان «بده و بستان» است. وقتی کار به مذاکره می‌کشد، هر یک از دو سوی مذاکره، در مقابل امتیازی که می‌دهند، امتیاز می‌گیرند و پایان مذاکره هنگامی است که طرفین، از مجموعه «داده‌ها» و «گرفته‌ها» به نقطه «توافق» می‌رسند.
بنابراین، برای ارزیابی دقیق یک توافقنامه باید مجموعه آنچه «داده‌ایم» را با مجموعه آنچه «گرفته‌ایم» مقایسه کنیم و تنها در این صورت است که می‌توان توافق به دست آمده را «مثبت» یا «منفی» ارزیابی کرد.
مسئولان محترم کشورمان در ارزیابی خود از توافقنامه ژنو و یا متن اخیر موسوم به برنامه اقدام مشترک - JPA - از «داده‌ها» کمتر سخن می‌گویند و بیشتر به «گرفته‌ها» اشاره می‌کنند تا آنجا که رئیس‌جمهور محترم در اظهاراتی که- با عرض پوزش- اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد، اعلام می‌کند «توافق ژنو، یعنی تسلیم قدرت‌های بزرگ جهان در مقابل ملت ایران»! اما، وقتی به متن توافقنامه مراجعه می‌شود، آنچه «داده‌ایم» در مقابل آنچه «گرفته‌ایم» نه فقط قابل مقایسه نیست، بلکه بسیار کم‌اهمیت‌تر و ناچیزتر از آن است که با واژه «برد- برد» کمترین تناسبی داشته باشد، چه رسد به این که، توافقنامه یاد شده را «تسلیم قدرت‌های بزرگ جهان در مقابل ملت ایران» بدانیم. قدرت‌های بزرگ جهان صدالبته که بارها طی سی و چند سال گذشته، به اجبار- و نه به اختیار- در مقابل ملت ایران سر تسلیم فرود آورده‌اند اما در تمامی این موارد، ایستادگی و استقامت ملت ایران کارساز بوده است که فهرست آن نیز به درازا می‌کشد و شرح مبسوط و جداگانه‌ای می‌طلبد.
آیا توافقنامه ژنو که اجرای آن از امروز آغاز می‌شود، در این فهرست جای دارد؟! متأسفانه شواهد موجود حکایت دیگری دارند و این بیم جدی هست که حریف در مقابل برخی از کوتاه آمدن‌های ما، گام‌های بیشتری به جلو بردارد. به عنوان مثال، اوباما در توضیح توافقنامه ژنو تصریح کرده بود که در گام اول 6 ماهه، مبلغ 7 میلیارد دلار از دارایی‌های بلوکه شده ایران آزاد خواهد شد ولی در متن اعلام شده اخیر، این مبلغ به 4/2میلیارد دلار، آن هم در هشت قسط تنزل یافته است! و یا برنامه تحقیق و توسعه- R&D- ایران در توافق اولیه به رسمیت شناخته شده بود، اما در توافق جدید، حریف حتی نصب یک سانتریفیوژ در بخش روزمینی نطنز که مخصوص تحقیق و توسعه است را نپذیرفت! و موارد دیگری که سرنوشت راکتور آب سنگین اراک، افزایش فراقانونی مداخلات آژانس، پذیرش تلویحی بازرسی‌ها در سطحی بسیار فراتر از پروتکل الحاقی و... از جمله آنهاست و نیاز به تجدیدنظر و پیشگیری ضروری و به‌موقع مسئولان محترم دارد.

حسین شریعتمداری

سید علی خمینی:  رابطه با آمریکا اصالت ندارد

حجت‌الاسلام سید‌علی خمینی در جمع مردم شهرستان جهرم با بیان اینکه برخی گمان می‌کنند ارتباط با قدرت‌های جهانی سبب عزت می‌شود، خاطرنشان کرد: از ابتدای انقلاب شکوهمند اسلامی مساله ارتباط با آمریکا مطرح بوده اما در این زمینه یک نگاه‌ افراطی و تفریطی وجود دارد.وی با بیان اینکه در نگاه جاهلی، قدرت و ثروت سبب عزت می‌شود، گفت: در دوران شاه کوچک‌ترین سیاست‌های کشور نیز توسط خارجی‌ها تصمیم‌گیری می‌شد و ما معتقدیم عزت به ارزش‌های انسانی بوده و رابطه با آمریکا اصالت ندارد. به گزارش تسنیم، حجت‌الاسلام خمینی با بیان اینکه در بحث ارتباط با آمریکا معیار ما ارزش‌ها و احکام اسلامی است، گفت: اگر حکم به ایستادگی باشد در این زمینه ما جنگ بدر و احد را داریم.



اقدام غیر‌قابل توجیه موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره)

حجت‌الاسلام حمید رسایی، نماینده مردم تهران در سایت شخصی خود نوشت: روزنامه جمهوری اسلامی چند روزی است که با درج آگهی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) کتابی فقهی از شیخ یوسف صانعی را تبلیغ می‌کند. بنابر این تبلیغ که این روزنامه از طرف موسسه تنظیم و نشر آثار امام آن را به چاپ می‌رساند، شیخ یوسف صانعی به عنوان مرجع عالیقدر تقلید معرفی می‌شود. به نظر می‌رسد این اقدام، رفتاری سیاسی و در راستای تطهیر کسانی است که در فتنه و کودتای سال 88 نقش جدی داشته‌اند تا زمینه بازگشت آنها به مناسبات سیاسی و اجتماعی فراهم شود. معلوم نیست موسسه تنظیم و نشر آثار امام بر چه اساسی با اختصاص بودجه بیت‌المال به ترویج کتاب شخصیتی رو آورده که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با توجه به عملکرد سیاسی و فقهی این فرد، سال 88 اعلام کرد که او صلاحیت عنوان مرجعیت را ندارد. در اطلاعیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به تاریخ 12 دی‌ماه 88 در پاسخ به سؤال برخی از فضلا و مدرسین حوزه علمیه قم درباره وجود شاخصه‌های مرجعیت در عملکرد شیخ یوسف صانعی آمده بود: «با توجه به پرسش‌های مکرر مومنان، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بر اساس تحقیقات به عمل آمده در یک سال گذشته و پس از جلسات متعدد به این نتیجه رسیده است که ایشان فاقد ملاک‌های لازم برای تصدی مرجعیت است».



برخی رفتارهای روحانی در خوزستان پوپولیستی بود

صادق زیباکلام، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و استاد دانشگاه تهران درباره اولین سفر استانی رئیس‌جمهور و دولت یازدهم به استان خوزستان به تسنیم گفت: فکر می‌کنم جنبه‌هایی از رفتارهای آقای روحانی در سفر به استان خوزستان، یادآور رفتارهای پوپولیستی آقای احمدی‌نژاد بود و بنده ترجیح می‌دادم رفتارهای پوپولیستی کمتر می‌شد. این استاد دانشگاه تصریح کرد: بعضی از اقدامات آقای روحانی یادآور رفتارهای پوپولیستی احمدی‌نژاد بود که بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت تا رسیدگی به وضعیت مردم در استان‌ها. به علاوه بخشی از سخنان رئیس‌جمهور در جمع مردم اهواز مبنی بر اینکه مقاومت مردم ایران در برنامه هسته‌ای باعث شده غربی‌ها به زانو دربیایند، نیز یادآور ادبیات پوپولیستی احمدی‌نژاد بود. زیباکلام با بیان اینکه این سخنان اصلا درست نبود چون واقعیت نداشت، گفت: بنابراین کاش ایشان تا همین مقدار هم به سمت پوپولیسم نمی‌رفت.