آيا امام حسين عليه السلام‌ را شيعيان به شهادت رسانده‌اند؟!!

از جمله پیامک هایی که معمولا در دهه اول محرم و روز اربعین میهمان تلفن های همراه می شود این سخن ظاهراً حکیمانه است:

"منتظران مهدی به هوش که حسین را متظرانش کشتند"

این سخن تهمتی بیش نیست و یکی ازنقشه های شوم وهابیت برای تخریب شیعیان و سم پاشی در اهداف قیام امام حسین علیه السلام است.

آنان که کمر همت به قتل مولا بستند منتظرش نبودند! بلکه دشمنان قسم خورده امام حسين عليه السلام و پدر بزرگوارشان امیرالمومنین علیه السلام بودند و بهترین شاهد بر شیعه نبودن آنها سخنان امام حسين عليه السلام در ظهر عاشورا می باشد که وقتی از آنها می پرسد که:

برای چه می خواهید من را بکشید؟ آیا من حرام خدا را حلال کرده ام و مرتکب گناهی شده ام؟
آنها در پاسخ مولا گفتند "بغض لابیک" بخاطر کینه و نفرتی که از پدرت داریم تو را میکشیم.

حالا من می پرسم که کدام شیعه از امیرالمومنین عليه السلام نفرت دارد؟!!
بيشتر آنان منتظر سیدالشهداء نبودند. بلکه مردماني بودند که امامشان شمر و یزید و معاویه بود و در یک کلام پیروان عمربن خطاب بودند و بس.

از معروف‌ترين افرادي كه نامشان در تومار قاتلين امام حسين عليه السلام آمده عمر بن سعد بن أبي وقاص و شمر بن ذي الجوشن و شبث بن ربعي و حجار بن أبجر و حرملة بن كاهل و سنان و...هستند و در اين بين نمي‌توان حتي يك نفر معروف به شيعه أهل بيت عليهم السلام را يافت. تمام افراد نام برده شده در تاریخ نه به تشيع که حتی به دوستي امير المؤمنين عليه السّلام نیز معرفی نشده اند.

قاتلین امام، منتظر قتل امام بودند نه منتظر وجودش. آنان در انتظار، براي حضور نبودند، در انتظار براي جنگ و خون و نزاع بودند.

کینه کجا و انتظار کجا؟ پیرو معاویه بودن کجا و منتظر امام بودن کجا؟ خانه‌ی دل آنان از پای‌بست ویران بود، کجا میتوانستند منتظر امام باشند؟! در آن خانه‌های ویران، قلبشان مالامال از نفاق بود. قلب پر نفاق حتی ادعای انتظارش هم بوی نفاق می‌دهد، به گونه‌ای که هر کودکی آن را خواهد فهمید. از چه رو مي‌گوئي امام را منتظرانش كشتند؟

افرادی که دانسته و ندانسته بر اين طبل مي‌كوبند و این ادعای وهابیت را با نیت خیرخواهانه برای دیگران می فرستند، نه انتظار را شناخته‌اند و نه دشمنان امام حسين عليه السلام را.

افسوس به اين ناداني كه نشسته‌ايم تا يكي حرفي پرطمطراق بگويد و ما بدون توجه به محتوای، آن را براي اين و آن بفرستيم! افسوس بر اين فرهنگ غني!

به نقل از وهابي پژوهي

امام حسین (ع) علم غیب یا شهادت!!!

شبهه:

آيا حسين بن علي ـ رضي الله عنه ـ علم غیب داشت و از شهادتش در كربلا آگاهي داشت؟ اگر معتقد هستید كه علم غیب داشت، با توجه به آيه شریفه

"وَأَنفِقُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَةِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ"

 «و در راه خدا انفاق کنید و [با ترک انفاق ]خود را به هلاکت نیندازید و نیکی کنید، بی گمان خدا نیکوکاران را دوست می دارد.» ( سوره بقره آیه ۱۹۵)

چرا به کربلا رفتند و خود را به کشتن دادند؟

پاسخ:

اوامر الهی بر دونوع است:

ادامه نوشته

از خیال پردازی تا واقعیت

محرم امسال هم که تموم شد.

تو مجلس عزاداری وقتي براي امام حسين(عليه السلام) گريه مي‌کنيم، معمولا تو دلمون میگیم : «مردم اون زمان چقدر نامرد بودند. اگه من اون موقع بودم تا پاي جان براي امامم مي‌جنگيدم. »

بعضی وقتا تو فکر و خيالمون خودمونو جاي حُر میذاریم و میگیم:

ادامه نوشته

شب عاشورا بود ....شب پایداری ...شب وفاداری

سیدالشهدا علیه السلام میان خیمه و همه دوستداران ، گرداگردش را فرا گرفته بودند. کلام دلنشین مولا در حال بارش بود : ماندن در این دشت و ایستادن کنار ما بس دشوار و سخت خواهد بود ، بیعت از گردنتان برداشتم . هر کس می خواهد از تاریکی شب استفاده کند و خود را از این کارزار برهاند ... .

دل در دل یاران مولا نبود . سخنان امام حسین علیه السلام دل ها را به آتش می کشید و کسی نمی دانست پس از این چه کسی می ماند و چه کسی می رود . اندکی بعد

ادامه نوشته

شبهه وهابیت بر عزاداری

در مکه و مدینه مبلغین وهابی کتاب های زیادی بر ضد شیعه پخش می کنند و یکی از شبهاتی که مطرح می کنند این است که :

اگر چنان که شیعیان ادّعا می کنند نوحه سرایی و زدن به سر و سینه پاداش بزرگی دارد پس چرا آخوندها  سر و صورت خود را خونین نمی ‌نمایند؟

چکیده ی پاسخ:

باید گفت: ملاک، عمل فقیه نیست بلکه فتوای اوست.

پاسخ تفصیلی ما فتوای فقیه را ملاک عمل خود قرار می دهیم.ممکن است فقیه بگوید: امروز که روز اول ماه رمضان است باید روزه بگیرید ولی می بینیم خودش روزه نیست ٠

شاید  ایشان مریض است؛ حال اگر عمل فقیه حجت باشد آیا ما هم از ایشان باید پیروی کرده وافطار کنیم ؟

خیر چون عمل فقیه ملاک و حجت نیست ممکن است مسافر باشد یآ مریض باشد.

پس دیدیم در محدوده واجبات و الزامیات عمل فقیه حجت نیست چه برسد به مستحبات که دیگر الزامی وجود ندارد. ما که نگفتیم به سر وسینه زدن واجب است و هر که نزد در آتش جهنم است بلکه توفیقی است که ممکن است شخصی داشته باشد و شخص دیگری نداشته باشد.

آخوندهای سنی

این سوال در مورد آخوندهای سنی هم مطرح می شود که آیا آنها استحباب نماز شب را قبول ندارند و مردم را به این کار دعوت نمی کنند؟ اگر چنین است پس آیا تمام آخوندهای سنی نماز شب می خوانند؟

یا اینکه

ادامه نوشته

آیا لعن یزید بن معاویه ، جایز است ؟

به طور کلی لعن بر دشمنان بر چه اساس است؟

آیا یزید توبه کرده است یا نه؟ و اگر کرده باشد، آیا می توان او را لعن کرد؟


پاسخ :

1- لعن نوعی نفرین کردن و نشانه جدا بودن و دوری مسیر طرفین ( حق و باطل ) از یکدیگر است.

قرآن کریم در بیش از 2۸ آیه از لسان خداوند یا فرشتگان یا مومنین دشمنان ایشان را لعن می کند :
1- إنّ الله لعن الکافرین وأعدّ لهم سعیرا (الاحزاب64)

ادامه نوشته

خاطره ایت الله صافی از اعجاز گِل عزاداران حضرت امام حسين (ع)

آیت الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی می گوید این معجزه را چندین بار از زبان آیت الله بروجردی شنیده‌ام که تعریف می‌کردند:

"هیاتی بود در بروجرد که افراد این هیئت سر تا پای خود را گِل‌آلود می‌کردند و با این شکل و شمایل به عزاداری در مصیبت حضرت سید الشهدا علیه السلام می‌پرداختند.

ادامه نوشته

قاتل واقعی امام حسین علیه السلام

فَلْینْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ
انسان باید به غذای خویش بنگرد! «عبس/24»


راز قتل امام حسین علیه السلام در آیه کریمه یاد شده نهفته است!
خواهید پرسید چرا و چگونه؟

پاسخ را با یک سوال آغاز می کنیم:
چرا خداوند متعال خطاب به ابنای بشر می فرماید: انسان باید به غذای خویش بنگرد؟
در این نگریستن چه رازی نهفته است که حضرت باری تعالی در خطابی امر گونه و به تعبیر اهل اجتهاد نزدیک به وجوب انسان را بدان فرا می خواند؟

ادامه نوشته

گل نرگس

السلام علیک یا اباصالح المهدی

حضرت پيامبر (صلی الله عليه و اله و سلم) فرمودند:

"امامان بعد از من دوازده نفرند که نُه نفر از آنها از تبار فرزندم حسين(عليه السلام) است که نهمين نفرشان قائم است اين دوازده تن اهل بيت و عترت من هستند. گوشت آنها گوشت من و خون آنها از خون من است." (کشف الغمة، ج3، ص294)

ادامه نوشته

امام مهدی(علیه السلام) در کلام امام حسین(علیه السلام)

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

میلاد سرور آزادگان جهان مبارک باد

وجود مقدس امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف)، در روايات و زيارت ها به عنوان «خونخواه شهيد کربلا» معرفي شده اند و شیعیان همراهی با آن امام منصور برای گرفتن انتقام خون حسین(عليه السلام) و یارانش را یکی از آرزوهای بزرگ خود می دانند و در یک کلام نام حسین(عليه السلام) و مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) برای شیعیان یادآور یک حکایت ناتمام است، حکایتی که آغازگر آن حضرت اباعبدالله الحسین(عليه السلام) و پایان بخش آن حضرت بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است.

در هر حال از آنجا که در اذهان شیعیان این دو وجود مقدس از نزديكي و ارتباطی جدایی ناپذیر برخوردارند. از همین رو  

ادامه نوشته

خداشناسی از دیدگاه امام حسین (ع)

قال امام حسين (علیه السلام): «أيُّها النّاس! إِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ ذِكرُهُ ما خَلَق العِبادِ إِلا لِيَعرِفُوهُ... [مَعرِفَةُ اللهِ] مَعرِفةُ أهلِ كُلِّ زَمانٍ إِمامَهُمُ الَّذى يَجِبُ عَلَيهِم طاعَتُهُ» ( علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 26، ص 260)
«هان اي مردم! همانا خداوند كه بزرگ باد ياد او، بندگان را نيافريد مگر براي اين كه او را بشناسند... [و شناخت خدا] اين است كه اهل هر زماني، امام خويش را كه بايد از او فرمان برند، بشناسند.»
فلسفة آفرينش انسان، رسيدن به مقام معرفت خداست، اما اين معرفت حاصل نمي شود، مگر به معرفت امام و حجت عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ چراكه امام آينة تمام نماي حق و واسطة شناخت خداست.
در روايت فوق، مردي از امام حسين (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مي پرسد: «پدر و مادرم فدايت! معرفت خدا چيست؟» حضرت در پاسخ، معرفت خدا را، همان معرفت امام عصر و زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) معرفي فرمودند. (فرهنگ جامع سخنان امام حسين (ع)، ص 604)
بدين سان از منظر حسيني، «تنها راه خداشناسي» در عصر و زمان ما «مهدي شناسي» است؛ چراكه او جلوه تام و تمام حق و آينه دار صفات جمال و جلال الهي است. پس هرآن كه ارادة «خداشناسي»، چاره اي جز «مهدي شناسي» ندارد.
آري، خدا را فقط از نگاه و منظر معصوم مي توان شناخت.

اللهم عجل لولیک الفرج

 

گل در آتش

السلام علیک یا فاطمه الزهرا

گل را ديدند در گلستان

مايه شادابي و زيبايي باغ

حاصل لحظه لحظه وقت گذاري باغبان برايش

و گل وقتي شكوفا مي شود و خوشبو

هر رهگذر حواس پرتي را هم متوجه شكوه خود مي كند

گل را ديده ايد در گلستان پروانه افتخار مي كند به طواف دور او

و بلبل پيش اوست كه لب مي گشايد و ترانه مي سرايد

و خار- غافل از از اين كه خار است و جايش اينجا نيست-زير سايه خنك گل مي آرامد

و اين همه حاصل لحظه لحظه نگهداري و مراقبت باغبان است از گل

كه مزدي نمي طلبد جز نگاه پر نشاط ديدگان ما

و باغبان آخرين پس از 23 سال خون دل و رنج و مشقت طاقت فرسا

لب باز كرد و فرمود : "من از شما هيچ اجر و مزدي طلب نمي كنم جز مودت و دوستي با اهلبيت من"

و مودت را محبتي معنا كردند كه بروز دادني و نشان دادني نمي باشد

و وجدان پاك طينتان آيا از وجود مقدس يگانه دخترش كسي را شايسته تر براي واژه اهلبيت مي شمارد

همان بانو كه پيامبر اكرم (ص) در توصيفش فرمود « فاطمه زهرا گل است »

آري گل را ديديد در گلستان

مگر نبايد دوستش بداريم و دورش بگرديم و نگهداريش كنيم

و مگر نه اينكه گل عمرش كوتاه است وتا هست بايد احترامش كرد و بزرگش شمرد

به احترام باغبان و عرق نشاني هاي لحظه لحظه اش

كه اگر چنين كنيم از عطر و بوي گل سرمست مي گرديم

مگر نبايد حواست را جمع كني كه گل ظريف است و لطيف

تاب طوفان و دود و خاكستر ندارد

آه ذهنم پر از سوال است

چرا فقط هيجده سال؟

چرا كسي دلش نسوخت براي آن گنجينه ي علم ، معدن حكمت ، مظهر عبادت و بندگي

چرا كسي دلش نسوخت براي مهربان مادر جوان و شوي مظلومش

و چرا كسي دلش نسوخت براي دل اندوهگين باغبان و لحظه لحظه خون دل هايش

چرا آتش و دود و تازيانه

چرا دفن شبانه

گل را ديدند در گلستان آتش زده

كجاي عالم با گل اينگونه رفتار مي كنند؟

حسن حائري

اسطوره سازی ؟

پرسش شماره ۷ :

بعضی ها می گویند : "یکی از تحریفاتی در واقعه عاشورا بکار می رود اسطوره سازی است که به عنوان مثال بیان میشود حضرت زهرا با چشمان گریان در کنار قتلگاه حاضر شدند و حتی شمر لعین هم صدای ایشان را شنید و ... در حالی که آن حضرت در بهشت حضور دارند و غم و اندوه در بهشت راه ندارد ! و یا اینکه امام حسین ( عليه السلام ) برای حضرت علی اصغر ( عليه السلام ) از کوفیان آب درخواست کرد  در حالی که العیاذ بالله حضرت با این کار خود به ذلت و خواری افتاده اند ! " ما چگونه می توانیم تحریف ها را از واقعیت ها جدا کنیم ؟

پاسخ :

 گريه هاي حضرت زهرا سلام الله عليها بر شهادت و مصيبت امام حسين (عليه السلام) در احاديث و كلام معصومين عليهم السلام ذكر شده و تحريف بشمار نمي رود. حضور حضرت زهرا سلام الله عليها در قتلگاه يا كنار دختر امام حسين (عليه السلام) در مسير اسارت در مقاتل و كتب تاريخ ذكر شده و منافاتي با بودن ايشان در بهشت ندارد . خداوند به چهارده نور مقدس معصومين عليهم السلام مقاماتي داده كه مي توانند به همه جا نظر كرده و حاضر باشند و رسيدگي امور بنمايند .

مسئله آب خواستن حضرت سيدالشهدا (عليه السلام) براي حضرت علي اصغر (عليه السلام) در كتاب هاي معتبر مقتل نقل شده كه اين خود نشانه ديگري از مظلوميت حضرت امام حسين (عليه السلام) است و اين موجب ذلت و خواري كه تصور مينمايند نيست بلكه اوج مظلوميت آن حضرت و شقاوت دشمنان ايشان است . آن حضرت با قدرت الهي كه داشتند ميتوانستند در چشم به هم زدني همه دشمنان را از بين ببرند ولي صبر كردند و آن همه مصيبت را در راه خدا پذيرفتند و مظلومانه به شهادت رسيدند و هم و غم ايشان نجات مردم و هدايت گمراهان بود چرا كه ايشان چراغ هدايت و كشتي نجات هستند.

اين اسناد مظلوميت امام حسين (عليه السلام) كه در تاريخ ثبت شده نه تنها تحريف نيست بلكه واقعيت و صحيح است.

برای مطالعه بیشتر درباره وقایع اتفاق افتاده در روز عاشورا و مصیبت های امام حسین علیه السلام می توانید به کتاب های معتبر:

لهوف تالیف سید ابن طاووس

نفس المهموم (در کربلا چه گذشت؟) تالیف شیخ عباس قمی

اشک روان بر امیر کاروان تالیف شیخ جعفر شوشتری

که همگی دارای ترجمه فارسی هستند مراجعه کنید.

 

هفت سین قرآنی

 

1- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم. ( یس/58)

" از جانب پروردگار [ی] مهربان [ به آنان] سلام گفته می شود."

این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا ، چنان روح انسان را در خود غرق می کند و به او لذت ، شادی و معنویت می بخشد ، که با هیچ نعمتی برابر نیست ، آری شنیدن ندای محبوب ، ندایی آمیخته با محبت و آکنده از لطف ، سرتا پای بهشتیان را غرق سرور می کند ، که یک لحظه ی آن بر تمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد.

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده : " در همان حال که بهشتیان غرق در نعمتهای بهشتی هستند نوری بر بالای سرایشان آشکار می شود ؛ نور لطف خداوند که بر آنها پرتو افکنده است.

پس ندایی بر می خیزد که "سلام بر شما ای بهشتیان" ، نظر لطف خداوند چنان بهشتیان را مجذوب می کند که از همه چیز جز او غافل می شوند ، و همه نعمتهای بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می سپارند.

2- سلامٌ علی نوح ٍ فی العالمین . ( صافات /79)

" درود بر نوح در میان جهانیان."

چه افتخاری از این برتر و بالاتر که خداوند بر حضرت نوح علیه السلام ، سلام می فرستد ، سلامی که در میان جهان و جهانیان باقی می ماند و تا دامنه قیامت گسترده می شود ، سلام خدا توأم با ثناء جمیل و ذکر خیر بندگانش در قرآن کریم ؛ کمتر سلامی به این گستردگی و وسعت درباره کسی دیده می شود ، به خصوص اینکه لفظ " العالمین" معنی وسیعی دارد که نه تنها همه انسانها ، بلکه عوالم فرشتگان و ملکوتیان را نیز در برمی گیرد.

3- سلامٌ علی اِبراهیم . ( صافات/109)

" درود بر ابراهیم."

در آیات پیش از این آیه ، به چگونگی بشارت دادن فرزندی بردبار و پراستقامت بر حضرت ابراهیم ، و جریان دستور ذبح اسماعیل -  فرزند ایشان - و تسلیم بودن هر دوی آنها بر این امر به میان آمده است ک پس از یاد آوری این قضایا ، خداوند می فرماید: سلام بر ابراهیم [ آن بنده مخلص و پاک باد.]

4- سلامُ عـَلی موُسی و هارون . (صافات/120)

" درود بر موسی و هارون."

درآیات پیش از این آیه ، خداوند ضمن آیاتی ، جریانات حضرت موسی و هارون را نقل می فرماید:

- ما این دو برادر و قوم آنها را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم . ( صافات/115)

- ما آنها را یاری کردیم تا آنها بر دشمنان نیرومند خود پیروز شدند . ( صافات/116)

- ما به آن دو ، کتاب آشکار دادیم . ( صافات/117)

- ما آن دو را به راه راست هدایت نمودیم . ( صافات/118)

- ما ذکر و یاد خیر آنها را در اقوام بعد باقی وبرقرار ساختیم . ( صافات /119)

و بعد از یادآوری موارد فوق خداوند برآن دو سلام می رساند.

سلامی از ناحیه پرودگار بزرگ و مهربان.

سلامی که رمز سلامت در دین و ایمان در اعتقاد و مکتب، و در خط و مذهب است.

سلامی که بیانگر نجات و امنیت از مجازات و عذاب این جهان و آن جهان است.

5- سلامُ علی آلِ یاسین . ( صافات/130)

" درود بر پیروان الیاس" (1)

خداوند می فرماید: ما نام نیک الیاس را در میان امت های بعد جاودان کردیم.( صافات /129)

امتهای دیگر ، زحمات این انبیاء بزرگ ( الیاس و سلاله ی او ) را که در پاسداری خط توحید، و آبیاری بذر ایمان منتهای تلاش و کوشش را به عمل آوردند ، هرگز فراموش نخواهند کرد ، و تا دنیا برقرار است یاد و مکتب این بزرگ مردان فداکار زنده و جاویدان است.

تعبیر به " ال یاسین" به حای" الیاس" یا به خاطر این است که ال یاسین لغتی در واژه " الیاس" بوده و هر دو به یک معنی است ، و یا اشاره به الیاس و پیروان او است که به صورت جمعی آمده است.

6- سلامٌ عـَلیکُم طِبتُم فادخـُلوُها خالدین . ( زمر/73)

" ... سلام برشما ، خوش آمدید ، در آن درآیید [ و] جاودانه [ بمانید]

در این آیه ، خداوند می فرماید که بهشتیان وقتی به بهشت می رسند ، در حالی که درهای آن گشوده شده است ، در این هنگام نگهبانان بهشت ، آن ملائک رحمت به آنها می گویند : سلام بر شما ، گوارا باد این نعمتها بر شما ، داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید.

7- سلامُ هیَ حتّی مَطلَعِ الفـَجر. ( قدر/5)

" [ آن شب] تا دم صبح ، صلح و سلام است . "

این آیه ، در توصیف شب قدر است . آن شبی است که قرآن درآن نازل شده و عبادت و احیاء آن معادل هزار ماه است ، خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می شود و رحمت خاص الهی شامل بندگان می گردد و فرشتگان و روح در آن شب نازل می گردند.

پی نوشت :

 (1)  در تفسیر قمی در ذیل آیه اتدعون بعلا آمده كه قوم الیاس ( علیه السلام ) بتی داشتند كه آن را بعل می نامیدند / (و در كتاب معانی به سند خود از نوح قادح از امام صادق ( علیه السلام ) از پدرش از پدران بزرگوارش از علی ( علیهم السلام ) روایت كرده كه درباره آیه سلام علی آل یس فرمود : یس رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) است / و آل یس ما هستیم / مؤلف : و از كتاب عیون از امام رضا ( علیه السلام ) نظیر این حدیث روایت شده /  و البته این دو روایت بر این مبنی صحیح است كه ما آیه را به صورت آل یس بخوانیم ، همچنان كه در قرائت نافع و ابن عامر و یعقوب و زید این طور قرائت شده

 

 اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) سه بار پیاپی فرمودند:

"خدايا جانشينان مرا مورد رحمت خود قرار بده"

پرسيدند: اي پيامبر خدا جانشينان شما چه کساني هستند؟

فرمودند: "کساني که حديث و سنت مرا تبليغ مي‌کنند و آن را به امتم مي‌آموزند ."

     
امالي صدوق ص 152 و جامع احاديث شيعه جلد 1 ص234
 
 میلاد با سعادت رحمه العالمین حضرت پیامبر
(صلی الله علیه و اله و سلم) و امام صادق (علیه السلام)مبارک باد
 

اجتهاد در مقابل نصّ توسط عمر!(به بهانه روز نهم ربیع الاول روز به درک واصل شدن عمر بن خطاب)

اشاره:
از نظر اسلام آن‌چه كه از آيات قرآن و گفتار پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ صريح و روشن است، همان را بايد پيروي كرد،‌ و اگر در برابر آن، توجيهاتي كنيم و آن را اجتهاد بناميم، كه اجتهاد در برابر نصّ است،‌ و چنين اجتهادي قطعاً باطل است، و چنين اجتهادي، همان بدعت است كه سر از كفر و گمراهي در مي‌آورد.
ولي اجتهاد صحيح عبارت از آن است كه صحّت دليل حكم موضوعي،‌ از نظر دلالت،‌ روشن نيست، مجتهد با توجّه به قواعد اجتهاد،‌ حكم آن موضوع را استنباط مي‌نمايد، چنين اجتهادي، از مجتهد جامع شرائط، براي مقلّدينش حجّت خواهد بود، اينك با توجّه به اين اشاره، به مناظرة زير توجه كنيد:
ملكشاه سلجوقي،‌ مجلسي تشكيل داده بود، خودش و وزيرش خواجه نظام‌الملك در آن مجلس حاضر بودند، بين يك نفر از علماي برجستة اهل تسنّن به نام عبّاسي با يكي از علماي برجستة شيعه به نام علوي در حضور علماي ديگر،‌ اين مناظره، رخ داد:
علوي: در كتاب‌هاي معتبر شما آمده كه عمربن‌خطّاب، در بعضي از احكامي كه در عصر رسول خدا‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ از احكام قطعي اسلام بود، تصرّف كرد و آن‌ها را تغيير داد.
عبّاسي: كدام احكام را تغيير داد.
علوي: به عنوان مثال:
1ـ نماز تراويح كه در ماه رمضان انجام مي‌شود و نافله است،‌ عمر گفت آن را به جماعت بخوانند [1] با اين‌كه نماز نافله را نبايد به جماعت خواند، چنان‌كه در عصر رسول خدا ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ چنين بود. (مگر مانند نماز استسقاء كه در عصر پيامبرـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ با جماعت خوانده مي‌شد)

2ـ ويا عمر دستور داد كه در اذان به جاي جمله حَيَّ عَلي خَيْرِ الْعَمَلِ جملة و الصَّلوة خَيْرُ عَلَي النَّوْم گفته شود.[2]
3و4ـ و يا اين‌كه حجّ تمتّع و مُتعة‌ نساء (ازدواج موقّت) را حرام كرد.[3]
5ـ و يا اين‌كه سهم مؤلّفةُ القلوب را در موارد مصرف زكات، حذف نموده با اين‌كه سهم آن‌ها در آيه 60 سورة توبه تصريح شده است، و احكام ديگر (كه در اين‌جا به پنج نمونه اكتفا شد)
ملكشاه: آيا براستي،‌ عمر اين احكام را تغيير داده است؟
خواجه نظام‌الملك:‌ آري اين امور در كتب معتبر اهل تسنّن ذكر شده است.
ملكشاه: پس چگونه ما از اين افرادي كه بدعت گذاشته‌اند، پيروي مي‌كنيم؟!
قوشچي[4]: اگر عمر حجّ تمتّع يا متعه زنان و يا جملهحَيّ عَلي خَيْرِالعمل را در اذان منع كرد،‌ اجتهاد كرده است، و اجتهاد كه بدعت نيست!![5]
علوي: آيا در برابر سخن صريح و روشن قرآن ويا گفتار صريح پيامبر‌‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ، مي‌توان، سخن ديگري را مطرح كرد؟ آيا اجتهاد در برابر نصّ، جايز است؟ اگر چنين باشد، و هر مجتهدي چنين حقّي داشته باشد، در طول زمان، بسياري از احكام اسلام، تغيير خواهد يافت، و جاودانگي اسلام از بين مي‌رود، مگر نه اين است كه قرآن مي‌فرمايد:
ما آتاُكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مانَهاكُمْ‌عَنْهُ فَنْتَهُوا :
هر آن‌چه را كه رسول خدا‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ فرمود، آن را بگيريد، و آن‌چه را نهي كرد، آن را ترك نمائيد (حشر ـ 7)
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لامُؤْمِنَةٍ اِذا قَضَي اللّهُ‌ وَ رَسوُلُهُ اَمْراً اَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ اَمْرِهِم :
هيچ مرد و زن با ايماني حق ندارد، هنگامي كه خدا و پيامبرش، ‌امري را لازم بدانند، اختياري از خود (در برابر فرمان خدا) داشته باشد(احزاب ـ 36)
مگر نه اين است كه پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ فرمود:
حَلاُلُ مُحَمَّدٍ حَلالُ اِلي يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ حَرامُ مُحَمَّدٍ حَرامُ اِلي يَوْمِ الْقِيامَةِ : حلال محمّد‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ تا روز قيامت، حلال است،‌ و حرام او تا روز قيامت، حرام مي‌باشد.[6]
نتيجه اين‌كه: هرگز نبايد احكام صريح اسلام را،‌عوض كرده و تغيير داد حتّي شخص پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ نمي‌تواند اين كار را بكند،‌ چنان‌كه در قرآن(سورة حاقه آيه 44 تا 47)، حتّي در مورد شخص پيامبرـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ مي‌خوانيم:
وَ لو تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الاَقاوِيلِ لاَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ‌ثُمَّ لَقََطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ ـ فَما مِنْكُمْ مِنْ اَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ : هر گاه او (پيامبر) سخني دروغ بر ما مي‌بست، ما او را با قدرت مي‌گرفتيم ـ سپس رگ قلبش را قطع مي‌نموديم ـ و احدي از شما نمي‌توانست مانع شود و از او حمايت كند.[7]
________________________________________
[1] . صحيح بخاري، ج 2، ص 251ـ كامل‌ابن اثير،‌ ج 2، ص 31.

[2] . شرخ زرقاني بر موطأ مالك، ج 1،‌ ص 25.

[3] . تفسير فخر رازي، ذيل آيه 24، سوره نساء.

[4] . قوشچي از علماي معروف اهل تسنّن است كه او را امام‌‌ ‌المتكلمين مي‌خوانند.

[5] . شرح تجريد قوشچي، ص 374.

[6] . مقدّمه دارمي، ص 39 ـ اصول كافي، ج 1، ص 69.

[7] . اقتباس از كتاب جستجوي حق در بغداد (مقاتل بن عطيّه بكري) ص 127 تا 129
  

به نقل از سایت http://www.13rajab.ir

 

اللهم العن ابابکر و عمر و عثمان و معاویه

 و عایشه و حفصه و هند و ام الحکم

 

حضرت زكريا عليه السلام و امام حسين عليه السلام

بسياري از مفسّران قرآن كريم معتقدند كه آيه "كهيعص" (آيه اول سوره مريم) از حروف رمزي و مقطّعه در قرآن است (كه تاويل و تفسير آنها را كسي غير از خدا ، پيامبر خدا و امامان معصوم نمي داند) و به ماجراي كربلا و شهادت امام حسين (علیه السلام) اشاره دارد. دليل اين مفسران بر ارتباط آيه «كهيعص» با ماجراي كربلا، روايتي بسيار معروف از «سعد بن عبدالله قمي» است كه در كتب روايي از جمله «كمال‌الدين وتمام النعمة» مرحوم شيخ صدوق و «احتجاج»‌ مرحوم طبرسي آمده است. و از كتاب‌هاي متأخر نيز مي‌توان به «تفسير البرهان» سيدهاشم بحرانى، «بحار الانوار» علامه مجلسي، «تفسير نور الثقلين»، «تفسير اثني عشري»، «تفسير جامع» و «تفسير نمونه» اشاره كرد كه اين روايت در آن‌ها ذكر شده است.

    سعد بن عبدا الله قمي حکایت نمي كند که روزی متجاوز بر چهل مسئله مشکل را طرح کرده و تنظیم  نمودم تا پاسخ آنرا از سرور و مولایمان امام حسن عسكري (عليه السلام) دريافت نمایم. از شهر قم به همراه دوستان حرکت نمودیم تا به منزل ایشان رسیدیم و اجازه ورود خواستیم همین که وارد شدیم دیدم مولایمان همچون ماه شب چهارده در گوشه ای از اتاق نشسته و کودک خردسالی را که چون ستاره ای درخشان می درخشید را روی زانو نشانده بود. امام حسن عسكري (عليه السلام) اشاره فرمودند و ما جلو رفتیم و نشستیم. امام پس از شنیدن سخنان و مسائل ما به فرزندشان – امام زمان عليه السلام -  اشاره کردند و فرمودند: ای فرزندم؛ جواب شیعیان خودت را بده. پس آن حضرت لب به سخن گشود و تمام سوالات ما را یک به یک جواب دادند و ما همگی مات ومبهوت بودیم که چگونه کودکی به این سن وسال می تواند در همه علوم و فنون شناختی کافی داشته باشد و با بیاني شیوا به همه سوالات پاسخ دهد به طوری که همه را قانع كند! پس از آن امام حسن(عليه السلام) متوجه من شدند و فرمودند: ای سعد بقیه سوالاتی را که داشتي از فرزندم مهدی بپرس ؛ ومن بقیه سوالات را پرسیدم و از آن جمله عرضه داشتم: یابن رسول الله معنی و تفسیر"کهیعص" که در قران آمده چیست؟

    حضرت مهدي (عج الله تعالي فرجه الشريف) در حالی که روی زانوی پدر نشته بود فرمود: این حروف از خبرهای غیبی است که خداوند بنده خویش زکریا (عليه السلام) را از آن مطلع ساخت و سپس داستان آن را بر پیامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بيان نمود. ماجرا از اين قرار است كه حضرت زكريا از پروردگارش درخواست كرد كه "اسماء خمسه طيبه" را به وي بياموزد. خداوند متعال، جبرئيل امين را بر او فرو فرستاد و آن اسماء را به او تعليم داد. حضرت زكريا هنگامي كه نام‏هاي محمد (صلی الله و علیه وآله سلم)، علي (علیه السلام)، فاطمه (سلام الله علیها) و حسن (علیه السلام) را ياد مي‏كرد، اندوه و ناراحتي‌اش بر طرف مي‏شد و گرفتاريش از بين مي‏رفت. امام هنگامي كه از حسين(علیه السلام) ياد مي‏كرد، بغض گلويش را مي‏فشرد و مبهوت مي‏شد. یک روز زكریا (عليه السلام) به خداوند گفت: خداوندا مرا چه می شود؟ زمانی که نام محمد (صلی الله و علیه وآله سلم)، علی (عليه السلام)، فاطمه (سلام الله عليها) و حسن (عليه السلام) را بر زبان می آورم و متوسل به این 4 اسم می شوم ، دلم آرام و قرار می گیرد و خوشحال می شوم. ولی زمانی که یاد حسین (عليه السلام) می افتم بي اختيار اشکم سرازیر می گردد و نفس بلند از سینه بر می کشم! خدا وی را از داستان شهادت امام حسین (عليه السلام) با خبر ساخت و فرمود: «کهیعص».

        ك : اشاره به كربلا

         ه : منظور شهادت (هلاك) امام حسین (ع) ، فرزندان و یارانشان

        ی : اشاره به یزید ملعون (لعنت الله علیه)

         ع : منظور عطش امام حسین (ع) و یارانش

      ص : اشاره به صبر و استقامت امام حسین و یارانش

    حضرت زکریا (عليه السلام) که این داستان را شنید ، سه روز از عبادتگاه خویش بیرون نیامد و در این مدت از ملاقات و دیدار با خلق دوری جست و به گریه و زاری برای امام حسین (عليه السلام) مشغول شد و با این سخنان به مرثیه سرایی پرداخت: خداوندا آیا بهترین از جمیع آفریدگانت - رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) - به سوگ فرزند خویش داغدار و اندوهگین خواهد شد!؟ آیا این مصیبت برای وی رخ خواهد داد!؟ خداوندا آیا جامه های این مصیبت را بر پیکر علی و فاطمه خواهد پوشاند!؟ سپس از خدای متعال خواست كه او را نیز فرزندی كرامت فرماید تا مایه روشنی چشمش بوده و مانند حسین (عليه السلام) شهادت نصیبش گردد. خداوند نیز دعایش را مستجاب كرد و حضرت یحیی (عليه السلام) را نصیب ایشان نمود. یحیى (عليه السلام) هم همچون امام حسین (عليه السلام) شش ماهه به دنیا آمد. همچنین سر هر دو مظلومانه بریده شده و در طشت و طبقى پیش طاغوت زمانشان نهاده شد.

یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین به ظهور الحجه

برگرفته از وبلاگ آفتاب مهربانی 

برتری کربلا بر مکه

السلام علیک یا اباعبد الله الحسین علیه السلام

عن الصّادق عليه السلام انّ ارض الكعبة قال مَن مِثلى و قد بنى بيت اللّه على ظهرى ياتينى النّاس من كل فجّ عميق و جعلت حرم اللّه و امنه ، فاوحى اللّه اليها كفّى و قرّى ما فضل ما فضّلت به فيها اعطيت ارض كربلا الّا بمنزلة الّا برّة غمت فى البحر فحملت من مأ البحر و لولا تربة الحسين عليه السلام ما فضّلتك و لولا ما ضمّنة كربلا لما خلقتك و لا خلقت الذّى افتخرت به فقرىّ و استقرّى و كونى دنيا متواضعا ذليلا مهيمنا غير مستنكف و لا مستكبر لارض كربلا والّا مسخنده و هويت بك فى نار جهنّم .

امام صادق عليه السلام فرمودند: مكه سخن گفت به كرامت هاى خداوند تفاخر نمود و گفت : كيست مانند من و حال آنكه خانه خدا روى من بنا شده و مردم از اطراف به جانب من مى آيند، چون مكّه تفاخر نمود وحى شد، كه اى مكّه بجاى خود باش ، نيست فضل خانه كه سبب فضل تو است در جنب فضل كربلا، مگر به مانند سوزنى كه در دريا فرو برند، پس چه اندازه آب از دريا برمي دارد و اگر خاك كربلا نبود تو را فضيلت نميدادم ، و اگر آن شخص (امام حسين عليه السلام ) كه در آنجا مدفون است نبود نه تو را و نه خانه را خلق مى كردم پس بجاى خود باش و تواضع و خشوع نما، و تكبّر مكن بر كربلا و الّا تو را به جهنّم خواهم انداخت . (خصائص الحسينيه ص 327) .

و قال على بن الحسين عليه السلام اتّخذ اللّه ارض كربلا حرما قبل ان يتّخذ مكّة حرما باربعة عشرين الف عام و انّها تزهر لاهل الجنّة كالكوكب الدّرى .

امام سجّاد عليه السلام فرمودند: خداوند زمين كربلا را حرم قرار داد 24 هزار سال قبل از آنكه مكّه را حرم قرار دهد، و آن زمين ميدرخشد براى مردم بهشت مانند ستاره درخشان (بحار الانوار ج 10- تحفة الزّائر) .

و عن ابى جعفر عليه السلام قال خلق اللّه كربلا قبل ان يخلق الكعبة باربعة عشرين الف عامٍ و قدّسها و بارك عليها فما زالت قبل ان يخلق اللّه الخلق مقدّسة و مباركة و لاتزال كذلك و جعلها اللّه افضل الارض فى الجنّة .
و امام باقر عليه السلام مى فرمايد: خداوند كربلا را خلق كرد 24 هزار سال قبل از آنكه كعبه را خلق نمايد و آن زمين را مقدس نمود و بركت داد و قبل از آن خلق ننموده بود مقدّسى و مباركى مانند آن زمين و خداوند زمين كربلا را در بهشت افضل زمينها قرار داده است . (كشكول النور ج 1 ص 14).

هر آنكس عارف حقّ شد بسر شور و نوا دارد
هر آن دل پر ز ايمان شد هواى كربلا دارد
شنيدى كربلا، امّا نديدى اصل معنا را
هر آنكس ديد آنرا صد هزاران مدّعا دارد
بيا بين از شميم درگهش جانها شود زنده
بهر صبحى به از جنّت نسيم جان فزا دارد
گلستان على در كربلا گشته خزان يكسر
كه بهر ديدنش دلها همه شوق لقادارد
بيا در كربلا بنگر، جلال شاه مظلومان
ببين اين بارگه بى شك تجلّى خدا دارد
با گر آرزو دارى ، تهى كن عقده دل را
نگر آن شه به زوّارش چه سان مهر و وفا دارد
چه گوئيم اى عزيزان از مزار زاده زهرا
كه خاكش برترى بر كعبه و ارض و سماء دارد

http://behar.ir

اکنون كه كسي از واقعه عاشورا زنده نيست پس امام زمان(علیه السلام) از چه كسانی انتقام خواهد گرفت؟

پرسش شماره ۶

در دعاي ندبه مي خوانيم "كجاست انتقام گيرنده خون شهيد كربلا"حالا سوال اين است كه در زمان کنونی كه كسي از واقعه عاشورا زنده نيست پس حضرت ولي عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از چه كسي انتقام خواهند گرفت؟

پاسخ:

امام حسین (علیه السلام) مظلومانه کشته شد و خداوند حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را که از فرزندان آن حضرت و وارث خون آن شهید مظلوم است را، خونخواه حضرتش قرار داد و او را  "منصور" نام نهاده است چنان چه در قرآن کریم آمده است: "و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولّیه سلطاناً فلا یسرف فی القتل انه کان منصوراً " (سوره اسراء، آیه ۳۳)؛ و آن کس که مظلوم کشته شده، ما برای ولیّ او حکومت دادیم پس در کشتن اسراف نمی کند، که او را جانب ما منصور است.

در کتاب ینابیع المودّة از امام رضا (علیه السلام) روایت شده است که این آیه در شان امام حسین (علیه السلام) و حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نازل شده است. ( ینابیع الموده ص ۵۱۰)

امام باقر (علیه السلام) فرمود:"هنگامی که جدم حسین (علیه السلام) کشته شد فرشتگان به درگاه الهی صدا به گریه و ناله بلند کردندو عرضه داشتند الها آیا غفلت می ورزی از کسانی که برگزیده تو و فرزند برگزیده ات و بهترین خلق را به قتل رسانیده؟ پس خدای عزوجل به آنها وحی فرمود که ای ملائکه من آرام باشید به عزت و جلالم سوگند که حتما از آنها انتقام خواهم گرفت هرچند که پس از مدت ها باشد. سپس خداوند عزوجل برای فرشتگان از روی امامن از فرزندان حسین (علیه السلام) پرده برداشت و ملادکه خوشحال شدند و متوجه شدند که یکی از آنها ایستاده نماز می خواند . و خداوند فرمود:به این قائم از آنها انتقام می گیرم." (مکیال المکارم ج ۱ ص ۹۲؛ علل الشرایع ص ۱۶۰ )            

و باز از امام محمد باقر (علیه السلام) روایت است که:"حسین (علیه السلام) مظلوم کشته شد و ما اولیاء و وارث خون او هستیم، و قائم ما خون خواهی حسین (علیه السلام) خواهد کرد؛ پس هر کس که به کشتن آن حضرت راضی بوده است به قتل می رساند تا آنجا که خواهند گفت: او در کشتار اسراف می کند!" (ینابیح المودة، ج۳، ص ۳۴۳ ؛ المحجة، ص ۱۲۸)
و از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: "منظور از و من قتل مظلوماً، حسین بن علی (علیه السلام) است که مظلومانه کشته شد و ولی او حضرت قائم (عج) است و اما منظور از اسراف در کشتار، این است که غیر قاتل را بکشند."(تفسیر جامع، ج۴، ص ۱۲۰؛ تفسیر برهان، ج۲، ص ۴۱۸)
عبد السلام بن صالح هروی روایت کرده که به از امام رضا (علیه السلام) عرض کردم چه می گویید درباره حدیثی که از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود : "هرگاه قائم (علیه السلام) قیام کند نوادگان قاتلان امام حسین (علیه السلام) را به خاطر کارهای پدرانشان به قتل خواهد رساند."؟ حضرت فرمودند: "درست است، سپس عرض کردم پس قول خدای تعالی که می فرماید: «و لا تزر وازرة وزر اخری» (سوره انعام، آیه ۱۶۴) "هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نخواهد کشید."، معنایش چیست؟ ایشان فرمودند: خداوند در تمام گفتارهایش راست فرموده، ولی فرزندان قاتلان حسین (علیه السلام) به فعل پدرانشان راضی بوده و به آن افتخار می کنند و هر کس به کاری راضی باشد، مثل آن کس است که آن را انجام داده است، و چنانچه کسی در شرق عالم کشته شود و دیگری در غرب عالم به این قتل راضی و خشنود باشد، نزد خدای متعال با قاتل شریک خواهد بود. از این رو، حضرت قائم (عج) آن ها را می کشد چون از کردار پدرانشان راضی هستند ." (عیون اخبار الرضا، ص ۱۵۱، تفسیر البرهان ، ج ۲ ، ص ۴۱۸).

در آخر نیز یادآوری می کنم که با توجه به مضمون و مفاد روایات و ادعیه ای که امام زمان (عج) را با لقب منتقم یاد کرده اند، به خوبی روشن می شود که انتقام گیری آن حضرت از ستمگران و متجاوزان به حقوق انسان ها و مستکبران خواهد بود که به خاطر منافع خود، همه هستی و سرمایه های مادی و معنوی عالم را نابود می کنند و در مقابل، آن حضرت با عموم مردم جز به شیوه عفو و رحمت و بخشندگی رفتار نخواهد کرد.
برای مطالعه بیشتر در این مورد می توانید به کتب زیر مراجعه کنید:

 مهر بیکران، محمد حسن شاه آبادی، انتشارات مسجد مقدس جمکران 

 عصر زندگی، محمد حکیمی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی

تحفة الشیعه٬ سید حسن موسوی ارومی

به نقل از وبلاگ "آشنای غریب" http://www.agh14.blogfa.com

یا رب الحسین بحق الحسین اشفع صدر الحسین بظهور الحجة

 

آيا عزادارى براى امام حسين(علیه السلام)، در زمان امامان معصوم(علیهم السلام) سابقه‏داشته است؟

پرسش شماره ۵

آيا عزادارى براى امام حسين(علیه السلام)، در زمان امامان معصوم(علیهم السلام) سابقه‏داشته است؟

پاسخ:

بلى، در اينجا تنها به ذكر نمونه‏هاى اندكى از آنچه كه در تاريخ نقل شده، بسنده مى‏كنيم:

۱- عزادارى بنى‏هاشم در ماتم سيدالشهدا؛
از امام صادق(علیه السلام) روايت شده است: «پس از حادثه عاشورا هيچ بانويى از بانوان بنى‏هاشم، سرمه نكشيد و خضاب ننمود و از خانه هيچ يك از بنى‏هاشم دودى كه نشانه پختن غذا باشد، بلند نشد تا آنكه ابن زياد به هلاكت رسيد. ما پس از فاجعه خونين عاشورا پيوسته اشك بر چشم داشته‏ايم»نگا: امام حسن و امام حسين(علیهما السلام)، ص ۱۴۵

۲-  عزادارى امام سجاد(علیه السلام)؛
حزن امام سجاد(علیه السلام) بر آن حضرت به صورتى بود كه دوران زندگى او، همراه با اشك بود. عمده اشك آن حضرت بر مصايب سيدالشهداء(علیه السلام) بود و آنچه بر عموها، برادران، عموزاده‏ها، عمه‏ها و خواهرانش گذشته بود تا آنجا كه وقتى آب مى‏آوردند تا حضرت ميل كند، اشك مبارك‏شان جارى مى‏شد و مى‏فرمود: چگونه بياشامم در حالى كه پسر پيامبر را تشنه كشتند؟!بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۱۴۵. و مى‏فرمودند: «هرگاه شهادت اولاد فاطمه زهرا(س) را به ياد مى‏آورم گريه‏ام مى‏گيرد».خصال، ج ۱، ص ۱۳۱
امام صادق(علیه السلام) به زراره فرمود: «جدم على بن الحسين(علیه السلام) هرگاه حسين بن على(علیه السلام) را به ياد مى‏آورد، آن قدر اشك مى‏ريخت كه محاسن شريفش پر از اشك مى‏شد و بر گريه او حاضران گريه مى‏كردند».بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۰۷

۳-  عزادارى امام محمد باقر(علیه السلام)؛
امام باقر(علیه السلام) در روز عاشورا براى امام حسين(علیه السلام) مجلس عزا برپا مى‏كرد و بر مصايب آن حضرت گريه مى‏كردند. در يكى از مجالس عزا، با حضور امام باقر(علیه السلام) كميت شعر مى‏خواند، وقتى به اينجا رسيد كه: «قتيل بالطف ...»، امام باقر(علیه السلام) گريه زياد كرده، فرمودند: «اى كميت! اگر سرمايه‏اى داشتيم در پاداش اين شعرت به تو مى‏بخشيديم؛ اما پاداش تو همان دعايى است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره حسان بن ثابت فرمودند كه همواره به جهت دفاع از ما اهل‏بيت(علیهم السلام)، مورد تأييد روح‏القدس خواهى بود».مصباح المتهجد، ص ۷۱۳

۴- عزادارى امام صادق(علیه السلام)؛
امام موسى كاظم(علیه السلام) مى‏فرمايد: «چون ماه محرم فرا مى‏رسيد، ديگر پدرم خندان نبود؛ بلكه اندوه از چهره‏اش نمايان مى‏شد و اشك بر گونه‏اش جارى بود، تا آنكه روز دهم محرم فرا مى‏رسيد. در اين روز مصيبت و اندوه امام به نهايت مى‏رسيد. پيوسته مى‏گريست و مى‏فرمود: امروز، روزى است كه جدم حسين بن على(علیه السلام) به شهادت رسيد».امام حسن و امام حسين(علیه السلام)، ص ۱۴۳

۵-  عزادارى امام موسى كاظم(علیه السلام)؛
از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است كه فرمود: «چون ماه محرم فرا مى‏رسيد، كسى پدرم را خندان نمى‏ديد و اين وضع ادامه داشت تا روز عاشورا: در اين روز پدرم را اندوه و حزن و مصيبت فرا مى‏گرفت و مى‏گريست و مى‏گفت: در چنين روزى حسين را كه درود خدا بر او باد، كشتند».حسين، نفس مطمئنة، ص ۵۶

۶- عزادارى امام رضا(علیه السلام)؛
گريه امام رضا(علیه السلام) در حدى بود كه فرمودند: «همانا روز مصيبت امام حسين(علیه السلام)، پلك چشمان ما را مجروح نموده و اشك ما را جارى ساخته است».بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۴
دعبل خدمت حضرت رضا(علیه السلام) آمد. آن حضرت درباره شعر و گريه بر سيدالشهدا(علیه السلام) كلماتى چند فرمودند؛ از جمله اينكه: «اى دعبل! كسى كه بر مصايب جدم حسين(علیه السلام) گريه كند، خداوند گناهان او را مى‏آمرزد. آنگاه حضرت بين حاضران و خانواده خود پرده‏اى زدند تا بر مصايب امام حسين(علیه السلام) اشك بريزند».
سپس به دعبل فرمودند: «براى امام حسين(علیه السلام) مرثيه بخوان، كه تا زنده‏اى تو ناصر و مادح ما هستى، تا قدرت‏دارى از نصرت ما كوتاهى مكن». دعبل در حالتى كه اشك از چشمانش مى‏ريخت، قرائت كرد:
أفاطم لوخلت الحسين مجد لاو قد مات عطشاناً بشط فرات‏
صداى گريه امام رضا(علیه السلام) و اهل بيت آن حضرت بلند شد.بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۵۷

۷- عزادارى امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛
بنابر روايات، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زمان غيبت و ظهور بر شهادت جدّشان گريه مى‏كنند. آن حضرت خطاب به جد بزرگوارشان سيدالشهدا(علیه السلام) مى‏فرمايند:
«فلئن اخرتنى الدهور و عاقنى عن نصرك المقدور، و لم اكن لمن حاربك محاربا و لمن نصب لك العداوة مناصبا فلاندبنّك صباحا و مساء و لابكين لك بدل الدموع دما، حسرة عليك و تأسفاً على ما دهاك»؛ بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۳۲۰
«اگر روزگار مرا به تأخير انداخت و دور ماندم از يارى تو و نبودم تا با دشمنان تو جنگ كنم و با بدخواهان تو پيكار نمايم؛ هم اكنون هر صبح و شام بر شما اشك مى‏ريزم و به جاى اشك در مصيبت شما خون از ديده مى‏بارم و آه حسرت از دل پر درد بر اين ماجرا مى‏كشم».
در سوگ تو با سوز درون مى‏گريم ‏از نيل و فرات و شط، فزون مى‏گريم‏
گر چشمه چشم من، بخشكد تا حشر از ديده به جاى اشك، خون مى‏گريم‏

 اللهم عجل لولیک الفرج

 

امام حسین علیه السلام همتای قرآن

 قرآن‌ سیدالکلام‌ است، (1) و امام‌ حسین‌ سید الشهداست. (2)

 در صحیفه‌ی‌ سجادیه‌ درباره‌ی‌ قرآن‌ می‌خوانیم: ‹‹و میزان‌ القسط›› و امام‌ حسین‌ (ع) می‌فرماید: ‹‹امرت‌ بالقسط›› (3)

قرآن‌ موعظه‌ی‌ پروردگار است؛ (موعظه‌ من‌ ربکم) (4)و امام‌ حسین‌ (ع) در عاشورا فرمود: عجله‌ نکنید تا شما را به‌ حق‌ موعظه‌ کنم. ‹‹ لا تعجلوا حتی‌ اعظکم‌ بالحق›› (5)

 قرآن‌ مردم‌ را به‌ رشد هدایت‌ می‌کند؛ (یهدی‌ الی‌ الرشد) (6)و امام‌ حسین‌ (ع) نیز می‌فرماید: من‌ شما را به‌ دو راه‌ ارشاد دعوت‌ می‌کنم‌ ‹‹ادعوکم‌ الی‌ سبیل‌ ارشاد›› (7)

 قرآن‌ عظیم‌ است؛ (والقرآن‌ العظیم) (8)و امام‌ حسین‌ (ع) نیز سوابق‌ عظیمی‌ دارد. ‹‹عظیم‌السوابق›› (9)

قرآن‌ حق‌ و یقینی‌ است؛ (و انه‌ لحق‌ الیقین) (10) ودر زیارت‌ امام‌ حسین‌ (ع) نیز می‌خوانیم: آنقدر صادقانه‌ و خالصانه‌ عبارت‌ کردی‌ که‌ به‌ درجه‌ی‌ یقین‌ رسیدی. ‹‹حتی‌ اتاک‌ الیقین›› (11)

قرآن‌ مقام‌ شفاعت‌ دارد؛ ‹‹نعم‌ الشفیع‌ القرآن›› (12) و امام‌ حسین‌ (ع) نیز مقام‌ شفاعت‌ دارد. ‹‹وارزقنی‌ شفاعه`‌ الحسین›› (13)

در دعای‌ چهل‌ و دوم‌ صحیفه‌ سجادیه‌ درباره‌ی‌ قرآن‌ می‌خوانیم‌ که‌ پرچم‌ نجات‌ است؛ ‹‹علم‌ نجاه`›› و در زیارت‌ امام‌ حسین‌ (ع) نیز می‌خوانیم‌ او نیز پرچم‌ هدایت‌ است، ‹‹انه‌ رایه`‌الهدی››(14)

قرآن‌ شفادهنده‌ است؛ (و ننزل‌ من‌ القرآن‌ ما هو شفاء) (15) و خاک‌ قبر امام‌ حسین‌ (ع) نیز شفاست. ‹‹طین‌ قبر الحسین‌ شفاء›› (16)

قرآن‌ منار حکمت‌ است، (17) و امام‌ حسین‌ نیز باب‌ حکمت‌ الهی‌ است. ‹‹السلام‌ علیک‌ یا باب‌ حکمه`‌ رب‌ العالمین›› (18)

قرآن‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر می‌کند؛ ‹‹فالقرآن‌ آمر و زاجر››(19) و امام‌ حسین‌ نیز فرمود: هدف‌ من‌ از رفتن‌ به‌ کربلا امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر است. ‹‹ارید ان‌ آمر بالمعروف‌ و انهی‌ عن‌ المنکر››(20)

قرآن‌ نور است؛ (نوراً مبینا) (21)و امام‌ حسین‌ نیز نور است. ‹‹کنت‌ نوراً فی‌ الاصلاب‌ الشامخه`››(22)

قرآن‌ برای‌ تاریخ‌ و همه‌ی‌ مردم‌ است؛ ‹‹لم‌ یجعل‌ القرآن‌ لزمان‌ دون‌ زمان‌ و لاللناس‌ دون‌ الناس›› (23)و درباره‌ امام‌ حسین‌ (ع) نیز می‌خوانیم‌ که‌ آثار کربلا از تاریخ‌ محو نخواهد شد. ‹‹لا یدرس‌ اثره‌ و لایمحی‌ اسمه›› (24)

قرآن‌ کتاب‌ مبارکی‌ است؛ (کتاب‌ انزلناه‌ الیک‌ مبارک) (25)و شهادت‌ امام‌ حسین‌ (ع) نیز برای‌ اسلام‌ سبب‌ برکت‌ و رشد است‌ ‹‹اللهم‌ فبارک‌ لی‌ فی‌ قتله›› (26)

در قرآن‌ هیچ‌ انحرافی‌ نیست؛ (غیر ذی‌ عوج) (27) و درباره‌ی‌ امام‌ حسین‌ (ع) نیز می‌خوانیم: لحظه‌ای‌ از حق‌ به‌ باطل‌ گرایش‌ پیدا نکرد. ‹‹لم‌ تمل‌ من‌ حق‌ الی‌ الباطل›› (28)

 قرآن، کریم‌ است؛ (انه‌ القرآن‌ کریم‌ (29)و امام‌ حسین‌ نیز دارای‌ اخلاق‌ کریم‌ است. ‹‹و کریم‌ الخلائق›› (30)

قرآن‌ عزیز است؛ (انه‌ لکتاب‌ عزیز) (31)و امام‌ حسین‌ فرمود: هرگز زیر بار ذلت‌ نمی‌روم‌ ‹‹هیهات‌ منا الذله`›› (32)

قرآن‌ ریسمان‌ محکم‌ است؛ ‹‹ان‌ هذا القرآن... العروه`‌ الوثقی›› (33)و امام‌ حسین‌ نیز کشتی‌ نجات‌ و ریسمان‌ محکم‌ است. ‹‹ان‌ الحسین‌ سفینه`‌النجاه`‌ و العروه`‌الوثقی›› (34)

قرآن‌ بینه‌ و دلیل‌ آشکار است؛ (جائکم‌ بینه`‌ من‌ ربکم) (35)و امام‌ حسین‌ نیز اینگونه‌ است‌ ‹‹اشهد انک‌ علی‌ بینه`‌ من‌ ربک›› (36)

قرآن‌ را باید آرام‌ و با تانی‌ تلاوت‌ کرد؛ (و رتل‌ القرآن‌ ترتیلا)(37) و زیارت‌ قبر امام‌ حسین‌ را نیز باید با گام‌های‌ آهسته‌ انجام‌ داد. ‹‹و امش‌ بمشی‌ العبید الذلیل›› (38)

تلاوت‌ قرآن‌ باید با حزن‌ باشد؛ ‹‹فاقروه‌ و بالحزن›› (39) و زیارت‌ امام‌ حسین‌ (ع) نیز باید با حزن‌ باشد. ‹‹و زره‌ و انت‌ کئیب‌ شعث›› (40)

آری، حسین‌ (ع) قرآن‌ ناطق‌ و سیمایی‌ از کلام‌ الهی‌ و همتای قرآن است.

 

نوشته محسن قرائتی

تنظیم شده توسط آقامیری

پی‌نوشت‌ها:

1- مجمع‌ البیان، ج‌ 2، ص‌ 361.

2- کامل‌ الزیارات.

3- جامع‌ الاحادیث‌ شیعه، ج‌ 12 ص‌ 481.

4- یونس، 57.

5- لواعج‌ الاشجان، ص‌ 26.

6- جن، 1.

7- لواعج‌ الاشجان، ص‌ 128.

8- حجر، 87.

9- بحار، ج‌ 98، ص‌ 239.

10- الحاقه، 51.

11- کامل‌ الزیارات، ص‌ 202.

12- نهج‌الفصاحه، جمله‌ 662.

13- زیارت‌ عاشورا.

14- کامل‌ الزیارات، ص‌ 70.

15- اسراء، 82.

16- من‌ لا یحضر، ج‌ 2، ص‌ 446.

17- الحیاه`، ج‌ 2، ص‌ 140.

18- مفاتیح‌الجنان.

19- نهج‌البلاغه، خطبه‌ 182.

20- مقتل‌ خوارزمی، ج‌ 1، ص‌ 188.

21- نساء، 174.

22- کامل‌ الزیارات، ص‌ 200.

23- سفینه`‌البحار، ج‌ 2، ص‌ 413.

24- مقتل‌ مقرم.

25- مقتل‌ خوارزمی، (این‌ سخن‌ از رسول‌ خدا (ص) است)

27- زمر، 28.

28- فروع‌ کافی، ج‌ 4، ص‌ 561.

29- واقعه، 77.

30- نفس‌المهموم، 7.

31- فصلت، 41.

32- لهوف، 54.

33- بحار، ج‌ 92، ص‌ 31.

34- پرتوی‌ از عظمت‌ حسین، 6.

35- انعام، 157.

36- فروع‌ کافی، ج‌ 4، ص‌ 565.

37- مزمل، 4.

38- کامل‌ الزیارات.

39- وسائل، ج‌ 4، ص‌ 857.

40- کامل‌ الزیارات.

فضیلت زیارت حضرت امام حسین علیه السلام

یکی از حیرت انگیزترین موضوعات دینی از نظر آثار و اجر، موضوع زیارت است. زیارت ائمه معصومین علیهم السلام بر اساس روایات شیعی دارای نتایج خیره کننده ای در دنیا و آخرت است. در این میان کربلا و زیارت حرم مطهر سیدالشهدا حضرت امام حسین علیه السلام رنگ و بوی دیگری دارد.  
"بدانكه فضيلت زيارت امام حسين عليه السلام از حيطه بيان بيرون است و در اخبار بسيار وارد شده كه معادل حجّ و عمره و جهاد بلكه بالاتر و افضل است بدرجات و باعث مغفرت و خفّت حساب و رفع درجات و اجابت دعوات و موجب طول عمر و حفظ بدن و مال و زيادتى روزى و برآمدن حاجات و رفع هموم و كربات است و ترك آن سبب نقصان دين و ايمان و ترك حقّ بزرگى از حقوق پيغمبر صلى الله عليه و آله است و كمتر ثوابى كه به زائر آن قبر شريف رسد آن است كه گناهانش آمرزيده شود و آنكه حق تعالى جان و مالش را حفظ كندتا او را به اهل خود برگرداند و چون روز قيامت شود حق تعالى او را حافظتر خواهد بود از دنيا .
و در روايات بسيار است كه زيارت آن حضرت غم را زايل مى كند و شدّت جان كندن و هول قبر را برطرف مى كند و آنكه هر مالى كه در راه زيارت آن حضرت خرج شود حساب مى شود براى او هر درهمى به هزار درهم بلكه به ده هزار درهم و چون رو به قبر آن حضرت برود چهار هزار ملك استقبال او مى كنند و چون برمى گردد مشايعت او مى نمايند و آنكه پيغمبران و اوصياء ايشان و ائمّه معصومين و ملائكه سَلامُ اللّه عَلَيهِم اَجمعين به زيارت آن حضرت مى آيند و دعا براى زوّار آن حضرت مى كنند و ايشان را بشارتها مى دهند و حق تعالى نظر رحمت مى فرمايد بسوى زائرين امام حسين عليه السلام بيش از اهل عرفات و آنكه هر كسى در روز قيامت آرزو مى كند كه كاش زوّار آن حضرت بود از بس كه مشاهده مى كند از كرامت و بزرگوارى ايشان در آن روز و روايات در اين باب بى حدّ است." 
مفاتح الجنان. باب هفتم

ياري امام حسين عليه السلام و امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف

امام مهدي عليه السلام در خَلق و خُلق شبيه جدش امام حسين عليه السلام مي‌باشد او مانند جدش حسين عليه السلام علم و قدرت و شجاعت و سازش ناپذيري و بيعت نكردن با ظالمان مي‌باشد. به دنبال برپايي حق و عدالت در سراسر جهان است. ياد امام مهدي عليه السلام تسكين بخش دل امام حسين عليه السلام و يارانش در شب عاشورا است و ياد امام حسين عليه السلام، امام مهدي عليه السلام را در شب و روز نالان قرار داده است. او كه هر روز جد غريبش را ياد مي‌كند و در سوگ او ماتم مي‌گيرد و در انتظار روز عاشورايي است كه دستور قيام به او داده شود و كار نيمه تمام جد غريبش را در برپايي دولت كريمه اهل بيت عليهم السلام به پايان برساند.
براي اين‌كه پيوند ميان اين دو را فراموش نكنيم؛ در شب ميلاد امام زمان عليه السلام، شب قدر و در دعاي ندبه از حسين عليه السلام ياد مي‌كنيم و شعار سپاهيان حضرت مهدي عليه السلام «يا لثارات الحسين» است و حضرت مهدي عليه السلام با ياد او قيام خود را آغاز مي‌كند از طرف ديگر در زيارت عاشورا، در ميلاد امام حسين عليه السلام و در تعزيت روز عاشورا ياد حضرت مهدي عليه السلام را فراموش نمي‌كنيم و از خدا مي‌خواهيم ما را از ياوران آن امام منتظر براي خونخواهي آن امام شهيد قرار دهد.
در روايتي مي‌خوانيم:
حضرت سيد الشهدا عليه السلام در كربلا رو به اصحاب و ياوران خود كرد و فرمود:
"جدم رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: فرزندم حسين عليه السلام در سرزمين كربلا غريبانه، تنها و با لب تشنه به شهادت مي رسد هر كسي او را ياري دهد همانا مرا و فرزندش حضرت مهدي عليه السلام را ياري كرده است."
( معالي السبطين، ج1، ص208 ـ رياض القدس، ج1، ص263)

اما براي ما كه در كربلا حاضر نبوديم و نتوانستيم جان خود را فداي سالار شهيدان كنيم حالا چگونه مي‌توانيم در زمرة ياري گران آنان باشيم؟ در پاسخ مي‌توان گفت، ياري كردن را مي‌توان به ياري قلبي و زباني و عملي انجام داد.

 ياري قلبي
ياري قلبي يعني ما در دل خواهان ياري امام حسين عليه السلام باشيم و بگوييم اگر ما آن زمان حاضر بوديم آن امام غريب را ياري مي‌كرديم. امام رضا عليه السلام به ابن شعيب مي‌فرمايد: اي فرزند شبيب اگر خوشحال مي‌شوي ثواب كساني را كه در راه امام حسين عليه السلام به شهادت رسيده‌اند را ببري هر وقت او را ياد كردي بگو «يا ليتني كنت معهم فافوز فوزاً عظيما» اي كاش با آنان بودم و به آن رستگاري عظيم مي‌رسيدم.
(بحار الانوار، ج44، ص286)

اما ياري قلبي وقتي حاصل مي‌شود كه ما امامان عليهم السلام و جايگاه آنان را به درستي بشناسيم و بعد از شناخت درست، وليّ نعمت بودنشان را مورد تصديق و پذيرش قرار دهيم. شناخت قلبي منتهي به محبت قلبي مي‌شود و به دنبال محبت و علاقه ياري قلبي به وجود مي‌آيد.

ياري زباني
ياري زباني مرحله‌اي بالاتر از ياري قلبي است يعني انسان آن‌چه را در دل به آن عقيده‌مند است بر زبان جاري كند اگر امام حسين و امام زمان عليهم السلام را در دل قبول دارد، بوسيله زبان عقيده قلبي خود را بيان كند و در پرتو اظهار زباني وليّ نعمت خويش را ياري كند. ما مي‌توانيم با برپايي مجالس ياد اهل بيت عليهم السلام در ميلاد‌ها و شهادت‌ها و در روزهايي كه منسوب به آنان است و با خواندن زيارت‌ها و دعاهاي منسوب به آنان به ياري زباني آنان برخيزيم.

یاري عملي
كامل ترين ياري وقتي حاصل مي‌شود كه انسان بعد از ياري قلبي و زباني، با رفتار خويش در عمل، ياري‌گر امام خود باشد و اگر انسان با كردار خويش، خود را در مسير بندگي پروردگار متعال قرار دهد و با رفتار خود ديگران را به اين مسير هدايت كند به بهترين صورت امام حسين و امام عصر عليهم السلام را ياري كرده است. هشام بن حكم در اوايل سنين جواني وقتي كه تازه بر صورتش مو روييده بود بر امام جعفر صادق عليه السلام وارد شد. امام عليه السلام او را بالاتر از همه بزرگان اصحاب خويش در كنار خود جاي دادند و وقتي ديدند اين كار بر سالخوردگان سنگين و گران آمده است هشام را اين‌گونه معرفي فرمودند: «هذا ناصرنا بقلبه و لسانه ويده» اين شخص با قلب و زبان و رفتار خود ياور ما است
. (بحارالانوار، ج10، ص295، ح4)

در پايان يادآور مي‌شويم كه اگر مي‌خواهيم ياري كننده امام حسين عليه السلام و امام مهدي عليه السلام در اين زمان باشيم؛ بهترين كار زنده نگاه داشتن ياد آن دو امام بزرگوار در همه جا با بيان زندگي و رفتار و هدف‌ها و فضايل آنان است و بهترين راه براي اين كار نشان دادن فضايل آنان در رفتار و كردار است كه اين بهترين شيوه تبليغ است تا زينت و مايه سرافرازي آنان باشيم نه مايه سرافكندي و شرمساري آنان. به اميد آن‌كه پروردگار انسان‌ها ما را از ياوران حضرت مهدي عليه السلام براي برپايي دولت نور و عدالت و برچيدن بيداد و ستمگري قرار دهد.

یا رب الحسین بحق الحسین اشفع صدر الحسین بظهور الحجة

آیا اشک ریختن برای امام حسین (علیه السلام) باعث پاک شدن گناهان می شود؟

پرسش شماره ۴

آیا اشک ریختن برای امام حسین (علیه السلام) باعث پاک شدن گناهان می شود؟

پاسخ :

در باره فضليت و ثواب اشك ريختن بر مصيبت امام حسين (علیه السلام) و اولاد و اصحاب ايشان روايات فراواني نقل شده است بطوريكه ترديدي در اين مورد باقي نميگذارد و ما در پاسخ به يك روايت اكتفا مي كنيم . امام صادق (علیه السلام) ميفرمايد :‌ "من بكي او ابكي او تباكي وجب له الجنه" ( كسي كه بر مصيبت امام حسين (علیه السلام) گريه كند يا مردم را بگرياند و يا تظاهر به گريه كند بهشت بر او واجب مي شود ) حداقل برداشتي كه از اين روايت مي توان داشت اين است كه :

۱ – گريه بر مصيبت امام حسين(علیه السلام) و اصحاب ايشان باعث آمرزش گناهان مي شود .

۲ – گريه بر اين مصيبت به قدري مهم است كه حتي ريا در آن هم باعث آمرزش گناهان مي شود در حالي كه ريا باعث باطل شدن هر عملي مي شود به جز گريه بر مصيبت حضرت امام حسين (علیه السلام).

تذکر: باید دقت داشت که خداوند قسم یاد کرده که از عدم رعایت حق الناس نمی گذرد مگر آنکه صاحب حق رضایت دهد و این پاک شدن گناه مربوط به حق الله است نه حق الناس.

 

رسيدگي به اعمال انسان هايئ كه در اين جهان براي امام حسين (علیه السلام) عزاداري كرده اند چگونه است ؟

پرسش شماره ۳

رسيدگي به اعمال انسان هايئ كه در اين جهان براي امام حسين (علیه السلام) عزاداري كرده اند چگونه است ؟

پاسخ :

پاسخ اين سوال را نمي توان داد زيرا محاسبه اعمال در قيامت توسط خداوند صورت مي گيرد آنهم بر اساس عدل الهي ، فقط مي توان به چند نكته كه بزرگان به ما تذكر داده اند اشاره كرد :

۱ – گريه و اقامه عزاي حسيني باعث آمرزش گناهان مي شود .

۲ – خداوند قسم ياد كرده كه از حق الناس نمي گذرد مگر آن كه صاحب حق رضايت دهد .

۳ – ائمه معصومين (علیهم السلام) همواره به ما تذكر داده اند كه داشتن ولايت اميرالمومنين (علیه السلام) و يا گريه بر مصيبت امام حسين (علیه السلام)‌ بايد جلوي گناهان را بگيرد نه آن كه ما را به انجام گناه جسور كند .

مگر شهادت امام حسین و اصحاب ایشان چه تاثیری در زندگی ما دارد که هر ساله برای ایشان عزاداری می شود؟

پرسش شماره ۲

مگر شهادت امام حسین ( علیه السلام ) و اصحاب بزرگوار ایشان چه نتیجه و تاثیری در زندگی ما دارد که هر ساله بیان می شود و این چنین برای ایشان عزاداری می شود ؟

پاسخ :

چه بخواهيم و چه نخواهيم خداوند كاري كرده كه نام حسين (عليه السلام) و نور امام حسين (عليه السلام) خاموش نشود . به قول مرحوم اصفهاني "تا خداوندي خدا برجاست  بيرق شاه كربلا برپاست"

همه هستي بر امام حسين (عليه السلام) عزادار و گريان است مگر كساني كه دل و فطرت صحيح ندارند و قساوت قلبشان را گرفته باشد .

ذكر هر ساله امام حسين (عليه السلام) و تجديد عزاي ايشان باعث همه خوبي ها و خيرات و بركات دنيوي و اخروي است .

احاديث فراواني از امامان عليهم السلام رسيده در اهميت عزاداري و گريه بر حضرت سيد الشهدا (عليه السلام) . امام حسين (عليه السلام) هميشه زنده و حي است مصيبت كربلا و عاشورا هميشه نو و تازه و براي انسان هاي با وجدان شيرين و با حلاوت .

امام صادق (عليه السلام) در زيارت امام حسين (عليه السلام) در شب نيمه شعبان فرمودند:"اشهد انك قتلت و لم تمت بل بل برجاء حياتك حييت قلوب شيعتك . ." شهادت مي دهم كه تو كشته شدي ولي نمردي بلكه به اميد حيات تو قلب هاي شيعيانت زنده است .

عزاداري و گريه و ماتم سيدالشهداء و تكرار آن موجب حيات دل ها و بقاي دين و رمز سعادت و نيك بختي است ، خداوند ما را به اين عبادت بزرگ و مداومت و تكرار آن موفق بگرداند .

آيا انتخاب امام حسين (علیه السلام) اختياري بوده است يا از روی جبر ؟

پرسش شماره ۱

آيا انتخاب امام حسين (علیه السلام) اختياري بوده است يا از روی جبر ؟

پاسخ :

مسيري كه امام حسين (علیه السلام) انتخاب كردند قطعا بر اساس اختيار بوده است نه بر اساس جبر، اگر بر اساس جبر بود خداوند چنين مقام و پاداشي به آن حضرت نمي داد. روايات رسيده از ائمه معصومين (علیه السلام) نيز بر اين مسئله تاكيد داد به عنوان مثال مرحوم علامه مجلس (ره)‌ در بحارالانوار روايتي را نقل ميكند كه در زير به صورت خلاصه به قسمتي از آن اشاره مي كنيم :

« جبرئيل در شب عاشورا بر امام حسين (علیه السلام) نازل شد و عرض كرد: كه خداوند تو را بر انتخاب شهادت در فردا و يا زنده ماندن آزاد گذاشته است كه اگر بخواهي فردا زنده بماني تمام اين دشمنان را بر مي گردانم و تو و همراهانت به سلامت خواهي ماند و اگر بخواهي كه شهيد شوي به شهادت خواهي رسيد و خاندانت را به اسارت مي برند و خداوند تاكيد فرموده كه در انتخاب هر حالت مقام و منزلت تو در نزد من تغييري نميكند. امام حسين (علیه السلام) فرمودند: خداوند كدام حالت را بهتر دوست دارد؟ جبرئيل فرمود : اين كه تو شهيد شوي. امام حسين (علیه السلام)‌ نيز با اختيار كامل شهادت را كه مورد رضاي خدا بود انتخاب نمودند. »

مختصری از زندگینامه امام حسین (علیه السلام)

نام: حسین

لقب معروف: سیدالشهدا

کنیه: اباعبدالله

پدر و مادر: علی علیه السلام ، فاطمه زهرا سلام الله علیها

وقت و محل تولد: سوم شعبان سال ۴ هجرت در مدینه

وقت و محل شهادت: روز عاشورای سال ۶۱ ه.ق در کربلا و در سن ۵۷ سالگی

مرقد شریف: کربلا واقع در کشور عراق

دوران زندگی: در چهار بخش:

۱- عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم (حدود ۵/۶ سال)

۲- ملازمت با پدر (حدود ۵۰ سال)

۳- ملازمت با برادر بزرگوارشان امام حسن علیه السلام (حدود ۱۰ سال)

۴- مدت امامت:۱۰ سال

عاقبت دشمني با امام حسين (ع)‌ در اين دنيا

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از ويژه نامه دفاع مقدس همشهري، عبد بطّاط خبرنگار و عکاس جنگي عراقي داستان غم انگيز عاقبت شوم سرتيپ عراقي که عزادارن امام حسين(ع) را در حسينيه آبادان به توپ بست، را منتشر کرد.

عبد بطّاط خبرنگار و عکاس جنگي عراقي بوده است که در سال‌هاي جنگ به همراه يگان‌هاي ارتش عراق به عکاسي مي‌پرداخته است.

او در سال 1994 با سرتيپ فوزي السعد در بغداد ملاقاتي داشته است که مطالب زير حاصل آن ديدار است.

سرتيب فوزي السعد فرمانده توپخانه مستقر در السيبه بود. او مسئول به توپ بستن حسينيه آبادان در شب عاشورا است. وقتي دستور آتش‌ توپخانه از بغداد آمد، سرتيب احمد علوان سرپيچي کرد. او همان روز با يک جيپ به عقبه منتقل شد و به زندان افتاد.
ادامه نوشته