welcome to my solitude`s hut
درود و عرض ادب به یاران دیرینم
سال ۱۴۰۴ هم از راه رسید و خوشحالم که هنوز در خدمت دوستان و دختران گلم هستم . یزدان پاک را شکر !
لازم دونستم سری بزنم و عرض تبریک و شادباشی داشته باشم خدمت اوندسته از یاران که هنوز غرق در فضای مجازی فعلی نشده اند و گهگاه گذری و نظری بر کوچه پس کوچه های این دیار کهن دارند .
براتون سالی خوش ، سالی سرشار از موفقیت و فرداهایی روشنتر از امروزها آرزو دارم !
به امید صلح و دوستی و آرامش
درود
به تمامي دوستاي قديمي و همراهانم توو اين فضاي قديمي
امشب از فرط دلتنگي
گذرم افتاد به كوچه پس كوچه هاي خاطره بر انگيز دهكده ي نيم متروك بلاگفا
وارد شدم و افسوس خوردم بر هزاران خاطره ي نه چندان ديرين
روزگاري كه مردمون اين وادي
هنوز گرفتار وايبر و لاين و واتس اپ و تلگرام و اينستا و .. نشده بودن
انصافاً كه چه روزاي با صفايي بود
مينوشتيم و نظر ميدادن و محفلي گرم ميشد
يادش بخير ..
خلاصه كنم
دلم گرفته بود و بيشتر گرفت
واسه چند تايي كه حضورشون هنوز توو ذهنم پررنگ مونده كامنتي فرستادم با اميد به اينكه روزي بخوانند و يادي كنند
دوستتون دارم
سال ٩٦ با تمام فراز و فرودهاي خواسته و ناخواسته و حوادث تلخ اجتماعي كه داشت بالاخره به پايان رسيد
و اينك آغازي نو
حلول بهار و مقدم جناب نوروز رو خدمت همگي شما عرض تهنيت دارم
اميدوارم سال جديد براي همه تون سالي سرشار از شادي و شادكامي باشه
تنتون سالم و دلتون شاد و ايام بكام
دوستتون دارم 😍😘
| من از پاییز دانستم خزان آغاز زیبایی است و هر رنگی دل انگیز است اگر چه رنگ رنجوری است در پاییز به من پاییز می گوید بهار با طراوت را اگر نیکو نمی داری اگر قدرش نمی دانی سرانجامش به پاییز است اگر از آن لطافت ها گریزانی اگر محزون و حیرانی سرانجامش چنین ، رنگی است من از پاییز دانستم ز هر فصلی نشاط و لذت و شادی ست ز هر فصلی ،هوای تازگی جاری ست ز هر فصلی ،هوا بوی خدا دارد من از پاییز دانستم که هر رنگی دل انگیز است و هر رنگی ز اسرار خداوندی است اگر آبی ، اگر سبزی اگر سرخی،اگر زردی . . . من از پاییز دانستم صفای زندگی تنها ، جوانی نیست و هر فصلی حکایت از زمان خویش می خواند ز هر فصلی صفای زندگانی هست من از پاییز دانستم ز هرفصلی صفای زندگی پیداست اگر نیکو اگر زشت است هوای زندگی رنگی است سیاهی رافراری ده سراسر زندگی رنگی است هوای زندگی سبز است صفای زندگی آبی نگاه عشق بس زیبا سراسر زندگی نیلی من از پاییز دانستم خزان آغاز زیبایی است اگر چه رنگ او زرد است حضور زندگی ، جاریست حضور زندگی جاریست |
|
همه حرفام به خدا از عشق و از سخاوته
با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته
عشق من بی کسیو شب با تو پایون میگیره
همه رگهام از حرارت نگات خون میگیره
با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته
تو گمون کردی بری خاطره هاتم میمیره
روزهای رفته برام رنگ سیاهی میگیره
اگه صد بهارو پاییز واسه تو گریه کنم
نمیتونم که تو رو همیشه از یاد ببرم
من همون عاشقتم تا که چشام بارونی
همه ناله های من ازاون نگاهت دوریه
با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته
عشق من بی کسیا شب با تو پایون میگیره
همه رگهام از حرارت نگاهت خون میگیره
با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته

یلداتون پیشاپیش مبارک 
امشب دلم از دنيا گرفته است ...
روزي كه ابرها خورشيد را پوشانده اند
و حتي سايه ات هم همراهيت نمي كند
سالروز تولد توست
تولدت مبارك اميرعباس ...
هر چه زیبایی و خوبی
که دلم تشنه اوست
مثل گل ، صحبت دوست
مثل پرواز کبوتر
می و موسیقی و مهتاب و کتاب
کوه ، دریا ، جنگل ، یاس ، سحر
این همه یک سو ، یک سوی دگر
چهره همچو گل تازه تو
دوست دارم همه عالم را لیک
هیچ کس را نه به اندازه تو