











شب تولده منه ببین کنارمن همه
انگار بازم نگاه تو اینجا کنار من کمه
نیستی ولی همه ازم حال تو رو میپرسیدن
به روم نیاوردن ولی از اون نگاه میفهمیدن
شب تولد منه یه بغضی حبسه تو گلوم
تو آرزوی من بودی کی بود رسید به آرزوم
دلم گرفته از همه از این شلوغیو صدا
لحظه رفتن یادته فقط میپرسیــــدم چرا
چقدر خوبه اینجا همه چی سر جاشه
بهترین صدا که شنیدم صدا خنده هاشه
همه چی خوبه کنارمی دست تو دست
در گوشم میگه یعنی بهتر از تو هست
همه خوشحالیم باهم از تنهایی نمیگیم
دل خوش داریم با هم
چقدر قه قهه میزنی به نظرم مستی
اینارو گفتم الکی مثلا هستیم
الکی مثلا هنوز دستاتو دارم
شبه تولدمه ها هنوز عکساتو دارم
چقدر خوب بود همه چی مگه غمم داشتیم
ها… مگه چیزی کمم داشتیم
راستی مثل اون قدیما هنوز درارو میکشنی
همه جا رنگیه سرو صدارو میشنوی
زیاد حرف نمیزنم یه افســـرده مریض
دیگه حس خوندم نیس هنوز صدامو میشنوی
شمع ها رو فوت کنم الان به عشق کی بگو
اون که کنار من به فکر یه عشق دیگه بود
همه شادن دارم دورمو نگاه چه شلوغه
عکسای سلفیمو نبین این خنده ها دروغه
الان چه حالی داری تو کجا با کی نشستی
یا تو بغلشی یا مثه همیشه مستی
چی دارم میخونم تو که کنارمی هنوز
چقدر خوشحالیم الکــی مثلا هستی
شب تولده منه ببین کنارمن همه
انگار بازم نگاه تو اینجا کنار من کمه
دلم گرفته از همه از این شلوغیو صدا
لحظه رفتن یادته فقط میپرسیــــدم چرا
حس کسیو ندارم همش درگیر میشم
با خاطرات بدت چیو تبریک میگن
اصلا چند سالم شده برام فرق نمیکنه
یه نگاهتو به همه چی ترجیح میدم
چشام خشک شد به درا آخه معرفتت کجاست
راستی الان یکی دیگه همه کس شماست
الان پیش اونی دم به ساعت چکت میکنه
دلت گیر کرده پیشش حالا اون نفس شماست
تو که خوبه حالت این دفعه من خورد شدم
مثل خودتم دیگه مغرور شدم
مثل خودتم ها از این به بعد راحت میخوابم
تو بالا هایی من پایین شهر خورد شدم
صدامو میشنوی دیگه هم رنگت نیستم
دیگه بازیچه ی اون دل سنگت نیستم
بهت فکر نمیکنم حتی شب تولدم
الکی مثلا دیگه دلتنگت نیستم
الکی مثلا دیگه دلتنگت نیستم

میگویند بهار و نوروز است
همه به فکر نو شدن هستند
گاه با لباس و گاه با خانه تکانی .....
مگر با لباس هم میشود نو شد ؟؟؟؟؟
پس دل چی ؟؟؟
دلی که در نبود کسانی تبدیل به متروکه ای شده است
همانند خانه قدیمی که تنها تار عنکبوت
فراعت و بی کسی خانه را فریاد می زند
پس چه کسی دل را نو کند؟؟؟
دلی را که پاتوق شادی بود
نمی دانست....
نمی دانست روز بارانی تنهایی قدم زدن چیست؟؟؟
نمی دانست دستان تنها در سفیدی برف زمستان چیست؟؟؟
نمیدانست اولین تبریک از زبان تو چه حسی دارد
آری نمیدانست
تو یادش دادی ....
یادش دادی حسی به نام عشق را....
یادش دادی واسه واسه یه چیزی شور بزنه
اما ندونه واسه چی ....
ندونه دلیل بهونه هاش فقط و فقط تو هستی
ندونه دلیل اشکای بدون پلک زدن را
تو بودی دلیلش
آری تو بودی ....
تو بودی یادش دادی
ولی الان کجایی؟؟؟
الان کجایی که نشنوم تبریک رو از زبون دیگرون؟؟؟
الان کجایی که ندونم دستات محبت دستای یکی دیگرو طلب کرده
الان کجایی که نشنوم جسمت را در آغوش غریبه ای گرم می شود
کجایی ببینی میخوان با ظرف شیرینی و آجیل و نام عید منم شاد باشم
بی تو؟؟؟؟؟؟
یادته امسال میگفت مگه میشی باشی و تنها بمونم؟؟
پس کجایی؟؟؟کجاییی بی وفا؟؟؟
هستی و من تنهام
هی.....
سال نو میشود ولی دل من همان است
باز همان است و کهنه و کهنه از گرد و خاک تنهایی
ولی هنوزم برای شنیدن حرف بسیار دارد
حرف از بی وفایی تو
آری تو ....
تویی که لبخندت در سال جدید مال دیگریست
به هر حال نیستی ولی .......
عیدت مبارک
Ehsan yazar
دوراهـی سخـتـیـه ..........
وقـتـی نـمـیــدونـی مـحـرمشی یا مـزاحـمش
وقــتــی نـدونـی مـرحـم زخـمـاشی یا نـمـک مـی پاشی روشون
وقـتـی نـدونـی بـایـد بـخـاطـرش بـجـنـگـی یـا کـنـار بکشـی
دوراهـیـه ســخـتـیـه ......!!!
وقــتــی بـعـد از روزهـا انـتـظـار
نـدونـی "مونــدنـت" رو مـیـخـواد یا "رفــتـنـت " رو .......
سلام دوستان
امیدوارم منـو بـبخشین که یه مدت بـیـنـتـون نبودم
باز اومدم با یه دل سیر واسه نوشتن
اینبار شما بگین حرفای دلمو چطور بگم
غمگین بگم؟
یا ......
تنهاییمو چطور داد بزنم؟
بازم منو دلم واستون مینویسیم و
امیدوارم این دل نوشته هام لایق باشه که وقتتونو میزارین واسشون
منتظر نظرات گرمتون هستم
ehsanyazar

قسمـم رنگ چشـــا ت بود
ولــی تو، هــوس میدیدی
وقـتی مـحـتـاج تو بودم
رفـتـی و نـفس بریدی
حالا ایـنـجـا، تـک و تـنـهـا
!!!قسمـم بـغـض گـلـومه
مـیشکنـم بـغـضـو تـوچشمـام
!!! دیـگه پای آبـرومه
تو برام چـیـزی نذاشتی
غـیـر چـنـدتـا عـکس پاره
دل بکن از مـهـر چشمـام
حالا که دل بی قـراره
آیینه پرسید: که چرا دیر کرده است ؟
نکند دل دیگری او را اسیر کرده است ؟
خندیدم و گفتم : او فقط اسیر من است
تنها دقایقی چند تاخیر کرده است.
آیینه به سادگیم خندید و گفت:
احساس پاک ، تو را زنجیر کرده است
گفتم : از عشق من چنین سخن مگوی
گفت: خوابی ! سالها دیر کرده است
در آیینه به خود نگاه می کنم آه
عشق تو عجیب مرا پیر کرده است
راست گفت آیینه که منتظر نباش ،
او برای همیشه دیر کرده است...
شاید دگر نباشم او باشد و خدایت
فاصله بین من و تو پر شده از خیانت
شاید دگر نباشم و هرگز تو را نبینم
این دل بی طاقت من با جان و دل فدایت
دلیل این احساس تنهایی تو هستی
دلیل این دردهای بی درمان تو هستی
باشد برو شاید دلت از غم رها شد
اما بدان در قلب من تنها تو هستی
رفتی تو از کنارم ..از این دل شکسته
کی بود که بعد از این دل به پای تو نشسته
شاید دگر نباشم با این دل شکسته
به پای حرف های دلم فقط خـــــدا نشسته....

کاش میشد لــحظه ای پرواز کرد
حرفهای تازه را آغاز کرد
....
چقدر خوش بودیم کنارهمو وقت حالیمون نبود
انقدر پر بودیم
از شادی
دیگه غم جایی مون نبود
دیگه آدما مثل ِ تو
نیستن کنارم بشینن
همه از دور
میبینن
میخوان به بازیم بگیرن
هـنــــو ز ا و ن ر و ز فــرامــوشم نمـــــیشـــه
کـه با دست
قشنــگــت روی شیشه
کشـــیدی عکس قـــلـبــی
و نوشتی
واسه امروز و فردا و همیشه


چه میدانیم شاید
"تنهایی"
بزرگترین هدیه
خدا باشد
میخواهد بهمان
بفهماند بنده من کسی لیاقت تو را
ندارد..........
6996669999996669999996669966666669966666999996666699666666996
6996699999999699999999666996666699666699666669966699666666996
6996669999999999999996666699666996666996666666996699666666996
6996666699999999999966666669969966666996666666996699666666996
6996666666999999996666666666999666666699666669966669966669966
6996666666669999666666666666999666666666999996666666699996666
شمارهاي بالا را انتخاب كنيد
F3
را بزنيد بعد
شماره ی 9 یا 6 را
بزنيد.
امیدوارم خوشتون بیاد .

اینجا من هستم!
نیمکتی چوبی و چتری که بسته است!
دلم تنگ نیست
منتظر بارانم که قطره هایش بهانه ای باشد
برای نمناک بودن لحظه هایم و اثبات بی گناهی چشمانم...