کاش...

کاش...

کاش باران ببارد...

کاش باران بیاید...

کاش با باران باشم...

کاش باران بگیرد …

کاش باران بگیرد و شیشه بخار کند…

کاش با حضور باران من همه ی دلتنگیهایم را روی شیشه باران زده  “ها”  کنم…

و با گوشه ی آستینم همه را یکباره پاک کنم … و خلاص…

بزن باران...

بزن باران بزن دیوانه ام کن
بزن باران بزن ویرانه ام کن
بزن باران که احساسم کند درد
بزن باران بزن نم نم ولی سرد
بزن باران که چترم را باد برده
بزن باران بزن عشقم مرا از یاد برده
بزن باران که ناودان ها بخوانند یکصداآواز شرشر
بزن باران بزن گم کرده ام راز تظاهر
بزن باران که خاک کوچه ها را غم گرفته
بزن باران که بازم ردپاها را هوای نم گرفته
بزن باران بزن این دم کمی لب خنده باشم
بزن باران،که داند بیت بعدی زنده باشم؟

بازم باران....


خیلـــی ها بــاران را نمــی فهمند

نمـــی فهمند باید خیس شـد تا سبکــــ شد

نمی فهمند کــه شیشه عینکــشــان باید نمناکـــــــ شود

نمــی فهمند کـــه با بــاران باید خندید

به بـــاران باید عشق داد

با بـــاران باید عشق کـــرد

و شــایــد بــاران خیلــی ها را نمــی فهمــد

بازم یه باران دیگه

شعر باران


مي توان در قاب خيس پنجره

چك چك آواز باران را شنيد

مي توان دلتنگي يك ابر را

در بلور قطره ها بر شيشه ديد

مي توان لبريز شد از قطره ها

مهربان و بي ريا و ساده بود

مي توان با واژه هاي تازه تر

مثل ابري شعر باران را سرود

مي توان در زير باران گام زد

لحظه هاي تازه اي آغاز كرد

پاك شد در چشمه هاي آسمان
زير باران تا خدا پرواز كرد.

شعر باران

وای ؛ باران باران

شیشه ی پنجره را بَاران شست.

از دل من اما ،

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران باران

پرمرغان نگاهم را شست.

«حمید مصدق»

سال نو مبارک

سال نو مبارک


نكته ‌‌هاي کوتاه

نكته ‌‌هاي کوتاه

 

- کودکان شوخي شوخي به قورباغه ها سنگ ميزنند ولي قورباغه ها جدي جد ي مي ميرند .

 

- مي گويند شيشه ها احساس ندارند , اما وقتي روي شيشه بخار گرفته نوشتم  (....)  آرام آرام گريست .

هر کسي ممکنه اشتباه کنه ..ولي نکته مهم اينه که وقتي اشتباه ميکني کسي نفهمه

همه دوست دارن برن بهشت..ولي هيشکي نميخواد بميره

وقتي يه کار درستي ميکني هيچ کسي يادش نميمونه...
وقتي يه کار اشتباه ميکني ..هيچ کسي فراموشش نميکنه

مي دوني دوست يعني چي؟ د ، و ، س ، ت :
د: داشتن

و:اونيکه

س:ستايش کردنش

ت:تمومي نداره

آجیل شب عید 92

اي پسته تو ميخندي و من گريانم /

ازقيمت بالاي تو من حيرانم /

اي پسته تو سرور هر آجيلي /

روياي خريدني هر زنبيلي /

يارب چه كنم پسته گران گرديده /

آنقدر گران قيمت جان گرديده /

هركس كه خرد كمي ازاين كهنه متاع /

افزوني ثروتش عیان گرديده ......

برگرفته از یه وبلاگ که آدرسشو گم کردم!

من به یادت هستم.................

من به یادت هستم.................

خاطرم نیست تو از بارانی.....

یا که از نسل نسیم.....

یا که اهل کوچه....

هرچه هستی گذرا نیست هوایت، بویت، رویت...
تو مرا یاد کنی یا نکنی...
من به یادت هستم..

داستان‌های باورنکردنی کما

داستان‌های باورنکردنی کما

"کما" حالتی است که در آن فرد هوش و حواسی ندارد اما همچنان بدنش کار می کند. به نوعی می توان این حالت را یک بیهوشی بسیار قوی دانست که در اثر ضربه های سخت به سر ایجاد می شود.

به گزارش باشگاه خبرنگاران تصادف و آسیب های مغزی در کنار خود کما را به همراه دارند که باعث می شود فرد مصدوم چند روزی را در میان زندگی و مرگ بگذراند. این حالت ممکن است برای بسیاری تنها یک مدت خاص باشد و پس از آن همه چیز به روال عادی بازگردد اما برای عده ای کما می تواند نقطه تحول باشد

چند داستان جالب ولی واقعی از کما رفتن را در ادامه مطلب بخونید

ادامه نوشته