شعار سال

الهم صل علی فاطمة و ابيها و بعلها و بنیها
ایام فاطمیه بر کاربران عزیز تسلیت باد
رهبری انقلاب: اگر غلطی از اسراییل سربزند تل آویو و حیفا را با خاک یکسان میکنیم

الهم صل علی فاطمة و ابيها و بعلها و بنیها
ایام فاطمیه بر کاربران عزیز تسلیت باد
رهبری انقلاب: اگر غلطی از اسراییل سربزند تل آویو و حیفا را با خاک یکسان میکنیم
درج به مناسبت عروج پاسدار اسلام ذبیح الله رجبی
بیت اول شعر زیر از مقام معظم رهبری است
رندانه آخر ربودی جامی زخم خانه دل
رنگین چو برگ شقایق خونین چو افسانه دل


وبلاگ ایثار گران خلخال این واقعه را به خانواده پاسدار شهید وهمرزمان وملت ایثارگر تسلیت عرض می نماید
رندانه آخر ربودی جامی زخم خانه دل
رنگین چو برگ شقایق خونین چو افسانه دل
اخبار می گوید از درد جان داده مردی و فردا
تشییع خواهد شد اما بر موجی از شانه دل
آنقدر مستی که گویا از مولا سر تر هستی
شاید که شمعی نهفته در کنج ویرانه دل
شیرینترین زهرهارا دنیا به کام تو می داد
انگار سیری ندارد از زهر پیمانه دل
یک شب غزل می نوشتی یک شب عطش می سرودی
من سالهل می شنیدم نحوای مستانه دل
کم کم بسوزم بمیرم تا پختگی را ببینم
می خواست زیبا بمیرد در عشق پروانه دل
دوردنه اشک گلها رفتی و سقای دل رفت
با رشک می گوید زبانم رفتی زکاشانه دل
محجوب بود جامم پیمانه ای بی تکلف
چون بغض می رفت و می رفت جانم چو پروانه دل
گر ساغر ومی به هم دوخت جانان و چم ترت را
با ناله هایت سحر یافت راهی به میخانه دل
مبهوت هرقطره اشکم که از هر گوشه چشمت آمد
شاهد به فال نگاهش بردست مستانه دل
مختوم گشت شعرم واحسرتا از نگاهت
عشق تو مهرت اما سوزانده پروانه دل
دلدار زیبا گزین است دلخواه او بهترین است
با آتش او چه زیباست پرهای پروانه دل
فکه شلمچه هویزه در چشمهای تو جاریست
اروند خون می برد از سردشت تا بانه دل
اخبار می گوید از درد جان داده مردی و فردا
تشییع خواهد شد اما بر موجی از شانه د
دانه به دانه نشانه بردند ازاین میانه
حالا به حیرت رسیده تسبیح صد دانه دل
آن می که نوشیدی اما در ابتدای جوانی
آیا دوایی نکرد از دردی زغم خانه دل
مستی به جایی رساندی در بزم یاران خوش دل
گویا جوابت نمی داد جامی زپیمانه دل
آخر بگو جان ما را رمز نهان خانه ها را
شاید که ما هم بگیریم دری چو در دانه دل
مارا یقین گشته اما شاید خطا گفته باشیم
یاران به تو قبطه خوارند در وضع سامانه دل
دیگر بساطی نمانده جزشرم رویی برایم
ما را سکوتی به شاید هم شان شاهانه دل
آن شب که با کوله باری از غم صدایت شنیدم
دانستم آخر بگیری کامی ز پیمانه دل
در خس خس ناله هایت حس غریبی هویدا
با خنده های نگاهت آتش به سامانه دل
در ماندنت حکمتی بود تا آشنایان بدانند
سرخی خون رفیقان روشن به کاشانه دل
چون رفتی و ما به زندان درگیر نفس و هواییم
چون بودی با دل و جان جویای دردانه دل
اینک که در زیر نعشت مرثیه ها می سراییم
بینم که در رفتنت نیز بشکفته گل خانه دل
نام بلندت به دوران ماند به شه نامه عشق
تابیده در مطلع شعر جامی زمیخانه دل
در د آشنایی چو مجنون آیینه جلوه حق
تفسیر ومعنا نمودی جانانه دردانه دل
هر شب جدا از رخ مه می سوختی عاشقانه
از بی نصیبی نشاید نالش ز پیمانه دل
اکنون که بایار و دلبر پیوسته ای جاودانه
حرفی بگو با نکته ای رمزی زپویانه دل
ای آنکه مردانه رفتی راه علی آشقانه
ما را زخاطر نبر هان هی چان دیوانه دل
با عرض سلام خدمت تمامی دوستداران شهدا.
عشق یعنی معامله میان عاشق و معشوق
عشق یعنی جنگ تن به تن با نفس
عشق یعنی وداع شب عملیات،
وصیت نامه نوشتن ،دنیارا سه طلاقه کردن
عشق یعنی تشنگی به هنگام نبرد
عشق یعنی تشنگی وخستگی بسیجی هادرخیبر
عشق یعنی کانال کمیل یعنی غرب دجله و آخرین لحظات باکریها
عشق یعنی آرام گرفتن بر روی سیم خاردارها
عشق یعنی بدنهای پاره پاره شهدا
عشق یعنی تکه دستهای لهیده از تن جدا
عشق یعنی ذکر حسین به هنگام جان دادن
عشق یعنی سبقت برای شهادت
عشق یعنی پاوه،طلائیه،شلمچه،فکه،مجنون،اروند،دجله،چزابه و...
عشق یعنی غروب مناطق جنگی
عشق یعنی نقطه غروب جوانانی که برای همیشه رفتند
و در دفاع از شرافت اسانی به دیار گمنامان شتافتند
برگرفته از : نظرات یکی از مشاهده کنندگان محترم وبلاگ
شهیدآقا مهدی باکری فرمانده لشگر ومصطفی مولوی در جمع اعضای واحد شهدای کربلا از لشگر ۳۱عاشورا محل تصویر(جنوب جاده اهواز به سوسنگرد)
روز وصل دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران یاد باد
این زمان در کس وفاداری نماند
زآن وفاداران و یاران یاد باد
گر چه یاران فارغند از یاد من
از من ایشانرا هزاران یاد باد
==
رزمنده اییم و دم ز غم جبه ها زدیم
مثل حسین سر به سر نیزه ها زدیم
پیر خمین را همه لبیک گفته اییم
دست طلب به دامن روح خدا زدیم
گر کربلا نرفته ایی اینجا طواف کن
ما طعنه بر تن شش گوشه ها زدیم
ما تشنه اییم تشنه ی یک قطره از فرات
مردیم،بس که ساقی خود را صدا زدیم
پروانه ایی که پرش سوخت می پرد
ما بوسه بر پر پروانه ها زدیم
شمر زمانه، بترس از حضور ما
با عشق کربلا به زمین بلا زدیم
آل زیاد و آل امیه فنا شدند
ما بر صفوف کفر عجب ضربه ها زدیم
تا زنده اییم گوش به فرمان رهبریم
ما پنجه ها به دامن این مقتدا زدیم
تحت لوای قائم ال محمدیم
رزمنده اییم سر به سر نیزه ها زدیم
بمناسبت شروع امامت آقا ولی عصر
آقا بیا تدارک اطعام با بسیج
پرچم زدن به گوشه هر بام با بسیج
گرچه پر است دام زبعد حضورتان
خنثی نمودن خطر دام با بسیج
کرببلا مجال شما با سران کفر
یکسر نمودن خطر شام با بسیج
گرجه شهبد را تو عیسی ابن مریم است
آقا قبور قطعه گمنام با بسیج