پست ثابت
خوشا دلی که در عالم الهه ای دارد


زنبیل گذاشتن به سبک تایلندی

واقعا یه معذل بزرگ هستش
بچه که دنیا میاد دست ننه بابا رو میشه!!!!!!!

بون شرح!!!!!!!!!

خانومااا تاج سرن

ادامه مطلب هم قشنگه
که دنیا با تمام وسعتش برایم تنگ میشود

میشد شادی ام را به کوچه ها بریزم
با صدای بلند از ته دل بخندم
و هیچ ماشینی برای سوار کردنم ترمز نکند
من از زن بودن در این سرزمین گاهی سخت گله میکنم......
کاش میدانستی در این کویر تنهایی.....
تو را داشتن حس خیس باران است.....
بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو
بوی یاس جانماز ترمه ی مادربزرگ
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بته های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه ها
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
بوی باغچه ، بوی حوض ، عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم

میدونم با تاخیره
ولی وقت نداشتم
فقط به افتخار بچه هایی که می اومدن سر میزدن آپ کردم
عیدتون مبارک
ایشاا... سال خوبی داشته باشید
خیلی خیلی خوشحالم
کارشناسی حسابداری قبول شدم هم آزاد هم دولتی
ایشا.. روزی شما
باورم نمیشه![]()
آخه من اصلا درس نخوندم
خدایاااااااااااااااااااااااااااااااا شکرت![]()
آی کبوتر که نشستی روی گنبد طلا
تو که پرواز میکنی تو حرم امام رضا
من کبوتر بقیع ام با تو خیلی فرق دارم
سرمو به جای گنبد روی خاک ها میزارم
خونه قشنگ تو کجا و این خونه کجا
گنبد طلا کجا قبرهای ویرونه کجا
اونجا هر کی می پره طائر افلاکی میشه
اینجا هر کی می پره بال و پرش خاکی میشه
اونجا خادما با زائر آقا مهربونن
اینجا زائرا رو از کنار قبر ها می رونن
تو که هر شب میسوزه چلچراغا دور و برت
به امام رضا بگو غریب تویی یا مادرت
کی میگه تو غریبی غریب که عاشق نداره
روز و شب این همه عاشق رو خاکت سر میزاره
غریب اونه که تو بقیع شمع و چراغی نداره
نه ضریح و نه حرم حتی رواقی نداره
مجبور شدم به هر کسی رو بزنم / در محضر هر غریبه زانو بزنم
تحقیر شدم ، چون که فراموشم شد / یک سر به ضامن آهو بزنم
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تعطیل است
و بچسبانی پشت شیشه افکارت
........ باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بزاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال سوت بزنی
در دلت بخندی به تمام افکاری که
پشت شیشه ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خود بگویی:
بگذار منتظر بمانند......
حسین پناهی