خدایا....................
دوست دارم..
خدایا....................
دوست دارم..
♥خاطرات خیلی عجیبن♥
♥گاهی اوقات می خندیم♥
♥به روزایی که گریه می کردیم♥
♥گاهی گریه می کنیم به♥
♥یاد روز هایی که می خندیدیم…♥
☂مـــن هنـــوز☂
☂گاهـــی☂
☂یـواشکـی خــواب تـو را مــی بیـنم☂
☂یـواشکـی نگــاهـت مـــی کنــم☂
☂صـــدایــت مـــی کنــم☂
☂بیـن خـودمـان بـاشـد☂
☂امــا هنــــــوز☂
☂تـــو را☂
☂یـــواشکـــی دوســت دارمـــ...
یک نظر بر یار کردم ، یار نالیدن گرفت
یک نظر بر ابر کردم ، ابر باریدن گرفت
یک نظر بر باد کردم ، باد رقصیدن گرفت
یک نظر بر کوه کردم ، کوه لرزیدن گرفت
تکیه بر دیوار کردم ، خاک بر فرقم نشست
خاک بر فرقش نشیند ، آنکه یار از من گرفت
رنگ زردم را ببین ، برگ ِ خزان را یاد کن
با بزرگان کم نشین ، اُفتادگان را یاد کن
مرغ ِ صیاد تو اَم ، افتاده ام در دام ِ عشق
یا بکش یا دانه ده ، یا از قفس آزاد کن ، از قفس آزاد کن
ابر اگر از قبله خیزد ، سخت باران می شود
شاه اگر عادل نباشد ، مُلک ویران می شود
یک نصیحت با تو دارم ، تو به کس ظاهر مکن
خانه یِ نزدیک دریا زود ویران میشود
یار ِ من آهنگر است و دم ز خوبان می زند
دم به دم آتش به جان مستمندان می زند
طاقت هجران ندارد ، قلب پاکش نازکست
گه به آب و گه به آتش ، گه به سندان میزند

بگردید بگردید در این خانه بگردید
در این خانه غیبی غریبانه بگردید
یکی مرغ چمن بود که جفت جفت دل من بود
جهان لانه ی او نیست پی لانه بگردید
یکی ساقی مست است پس پرده نشسته است
قدح پیش فرستاد که مستانه بگردید
نوایی نشنیده است که از خویش رمیده است
به غوغا مخوانید خموشانه بگردید
چه شیرین و چه خوشبوست کجا خوابگه اوست؟
پی آن پر نوش چو پروانه بگردید
بر آن عشق بخندید که عشقش نپسندید
در این حلقه ی زنجیر پو دیوانه بگردید
در این کنج غم آباد نشانش نتوان دید
اگر طالب گنجید به ویرانه بگردید
کلید در امید اگر هست شمایید
درین قفل کهن سنگ چو دندانه بگردید


تو رفتى
اما…
همه چیز را
در آغوش من جا گذاشتى…!!!
گاه دلتنگ می شوم...
ددلتنگ تر از همه دلتنگی ها...
گـ ــوشـہ اے مـے نشیــنم...
و حـ ـسرتــ هـ ـا را مـ ـے شمــ ـارم...
بـاختـن هـ ـا را و صـ ـداے شکـستن هـ ـا را...
نمـ ـے دانم من كـ ـدام امید را نـا امید کـ ـردم....
کـ ـدام خـ ـواهش را نشنــیدم...
و بــہ کـ ـدام دلـتنگے خـندیدم..
کـ ـہ این چــنین دلــ تنـگم!!!!

وقتی...
سایه ام زانو بغل گرفته بود !!!
طاقت نیاوردم .. گفتم حداقل تو دیگر ادای تنهایی منو درنیار
گفت ادا نیست ... لطفا دیگه تنهام بزار ...

برای دوست داشتنت
محتاج دیدنت نیستم...
اگر چه نگاهت آرامم می کند
محتاج سخن گفتن با تو نیستم...
اگر چه صدایت دلم را می لرزاند
محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم...
اگر چه برای تکیه کردن ،
شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین
است!
دوست دارم بدانی ،
حتی اگر کنارم نباشی
...
باز هم ، نگاهت می کنم
...
صدایت را می شنوم و به تو تکیه می کنم
همیشه با منی ،
و همیشه با تو هستم، هر جا که باشی...


سلام دوستایه گلم 
امروز30اذرروزه تولدمه
میخوام واسه خودم جشن بگیرم 
اول از همه یلدارو به همه دوستایه 
گلم تبریک میگم

یلداست ، بگذاریم هر چه تاریکی هست
هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد
امشب بیداری را پاس داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست . . .
شب یلدا مبارک
وبعدشم تولدمو به خودم تبریک میگم 
الانم نوبته رقصیدنه دوستامه 




تولد.. تولد.. تولدم مبارک
حالا نوبته کیکمه

واییییییی چه خوشمله

ودراخرم نوبته کادوهامه




واییییییی چقد خودمو تحویل گرفتماا
امیدوارم با نظرایه زیباتون منو
خوشحال کنین ...
ممنون ....


میان همهمه برگ های خشک پاییز فقط تو ماندی که هنوز از بهار لبریزی
روزهای آخر پاییزت پر از خش خش آرزوهای قشنگ !
پیشاپیش یلدا مبارک

این متنو مخصوص برایه یه دختره بی شخصیت نوشتم که لیاقتش خیلی
بدتر از ایناست ولی بازم مهم نیست
اهاای خانومی که ادعایه ازدواج کردی اهاای خانومه سبک مغز ارزشت
خیلی پایینه فقط اینو بدون بیکار نیستم برم وبلاگت فحش بدم چون مثله تو
نفهم نیستم خیلی ادمه بی ارزشی خودتو
خیلی بد خراب کردی چون همه شناختنت
متاسفم برات که با دروغ کاراتو پیش میبری امیدوارم چوبشو بخوری مطمئن باش خدا نشونت میده ...
به امید اون روزی که خدا جوابه
بدیوتهمت زدنو به اینجور ادما نشون بده
ایشالله...
ﺧﺪﺍ ﻗﺴﻤﺖ " ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ " ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺪﺍﺩ ...
ﺷﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ ...
ﺗﻮ ﺭﺍ
ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ
" ﺩﻋﺎ" ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ

درگوشم گفت :
دیگه بسه..
بارانم از اشکهایت خجالت
میکشه...
ღღ❤ღღ❤ღღ❤ღღ❤ღღ❤ღღ❤ღღ
☂چترها را بايد بست.َ☂
زير باران بايد رفت.
فكر را، خاطره را، زير باران بايد
برد.
با همه مردم شهر ، زير باران
بايد رفت.
دوست را، زير باران بايد ديد.
عشق را، زير باران بايد جست.
زير باران بايد بازي كرد.
زير باران بايد چيز نوشت، حرف
زد.
نيلوفركاشت

حـتی بـه کسـانـی که آن را از تـو گـرفـتـنـد ...
مـحـبـت کن!
بـه آنـهـایـی که دلــت را شـکسـتـنـد ...
دعـا کن !
بـرای آنـهـآیـی که نـفـرینت کردند ...
و بخند ...
/ که خدا هنـوز آن بـالـا با توسـت /...



ساکت!
یه کف مرتب به افتخارش...!!
چه با احساس منو گذاشت و رفت

چشم هایم را میبندم...
و زبانم را گاز میگیرم
ولی...
حریف افکارم نمیشوم
چقدر دردناک است
فهمیدن....

چقدر از جهانت را میگرفت؟؟؟

برای بعضـــی دردـهـآ نهــ میتوان گریــــــه کَــرد
نهــ میتوان فریــــــآد زد
برای بعضـــی دردـهآ
فقـــط میتوان نگاه كرد
لبخند زد وبی صـــــدا شکست ...


.
.
.
پسر کوچولو : میشه با پسرای دیگه بازی نکنی ؟
آخه من دوست دارم ...

آنکس که میگفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد
رهگذری بود که روی برگ های پاییزی راه میرفت واین صدای:
خش خش برگ ها..............................
همان آوازی بود که من گمان میکردم میگوید:
دوستت دارم.....................................

گفتم خدایا سوالی دارم
چرا هر موقع من شادم همه با من می خندند،
ولی وقتی غمگینم کسی با من نمیگرید؟
گفت: خنده را برای جمع آوری دوست
و غم را برای انتخاب بهترین دوست آفریدم . . .

پرسيدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهي كشيدوگفت:كه ماه محرم است.گفتم: كه چيست محرم؟باناله
گفت:ماه عزاي اشرف اولادآدم است ...
.
.
.
دل را اگر از حسين بگيرم چه كنم
بي عشق حسين اگر بميرم چه كنم
فردا كه كسي را به كسي كاري نيست
دامان حسين اگر نگيرم چه كنم
.
.
.
السلام اي وادي کربلا
السلام اي سرزمين پر بلا
السلام اي جلوه گاه ذوالمنن
السلام اي کشته هاي بي کفن
.
.
.

من از تمام آسمان یک باران را میخواهم...
از تمام زمین یک خیابان را...
و از تمام تو...
یک دست که قفل شود در دست من...
