تموم
الان حس میکنم میزون ترم ...
من بدونه عشق نمیتونم ازدواج کنم ...
نمیتونم کنار کسی که عاشقش نیستم زندگی کنم ...
+ :)
الان حس میکنم میزون ترم ...
من بدونه عشق نمیتونم ازدواج کنم ...
نمیتونم کنار کسی که عاشقش نیستم زندگی کنم ...
+ :)
و دیگـر زندگـی نکرد ...
مــــــــن ، هنــوز هـم ...
با یــاد چشمـانت سیـانـور مینوشـم ...
به همیــن آرامـی ...
میمیــرم ...
(فـروغ ا.ف)
:)
خیلی سخته ...
که آدم یکیو دوس داشته باشه ... اما بپیچونتش ... بخاطر خودش ... بخاطر دیگران ... بخاطر همه ...
پیچوندم یکیو ... :)
دلم درد داره ... حس میکنم دارم خفه میشم ...
عزیزم منو ببخش ... خیلی خیلی دوستت دارم ... باب میلم بودی ... اما من باید با یکی دیگه ازدواج کنم ...
:)
گفت اسمت میشه اسم دخترم ... گفت اگه نشد بازم بیا .. حتی اگه من با کسی بودم ... بیا بگو که برگشتی تا باز دنیارو بریزم بپات ...
از همه سخت تر دیدنه اشک یک مرد ِ ... شکستن غرورش ... التماس کردناش ... اونم کسی که کسیه واس خودش ... کسیه که تو اولین نفری که داره التماست میکنه ...
بغضم گرفت ...
داشتم منفجر میشدم ...
واسه همه شــــر بود ... واسه من مظلوم و بی دست و پا ... :)
منو ببخش ... هیچوقت نمیخواستم تو این شرایط ببینمت ...
قرار نبود اذیت بشی ... خواستم دورت بزنم که عاشقت شدم ...
خواستی دورم بدی که عاشقم شدی ...
۲تا لاشی که به هم رسیدن و حس کردن میتونن پاک باشن ...
یعنی عادت کردم به نیومدن ...
ادامه مطلب از اوضاع این اوخر میگم .
به دوستام فقط رمز میدم ، کامنت بدید واسه رمز
:)
حالم خوبه ...
فقط بعضی وقت ها حوصلم سر میره ... از بودن ... از موندن ... از ساختن ... و از سوختن ...
بالاخره دیپلم گرفتم :) احتمالا اگه بشه مهر میرم دانشگاه ... بد نیست یه هدفی واسه وقت کشی داشته باشیم :)
حس میکنم دارم میزنم تو خط لاشی بازی ...
نمیتونی درک کنی ... یه چیزایی دیدم که نمیتونی ببینی ...
تحت درمانم ... دعا کن خوب بشم ... اگه خوب نشم بزرگتــــــــــــرین آرزوم رو از دست میدم ... :)
نفرین و دعا های خیلیا پشت سرمه ...
اما کاش میفهمیدن من خودم هم اشتباهی بودم ... چه برسه ساختن زندگی های بقیه ... هه ...
خیلی خوبه آدم عاشق باشه ... دلش به یکی خوش باشه ...
با قول و قرارهای یکی وقت بگذرونه ... شبا خوابشو ببینه ...
اما فاجعس ... که تهش بدونی به هیچجا نمیرسی ... مثل آسمون ... دوسش دارم ... میخوامش ...
اما مال من نمیشه ... بیخیــــــــــــــــال ...
من بزرگتر از ایناشم پشت سر گذاشتـــم باو :)
اگه بدونی چه چیزاییو از دست دادم که میترکی از خنده ...
جدیدا دارم به یه چیزی فکر میکنم ... به یه پسره ... دوسته قدیمیه ... صمیمیه ...
میگیم میخندیم ... اما یادش نیست که یه زمانی منو اون خاص بودیم / جفت شیش تاس بودیم ...
وقتی واسه چند مین میبینمش به خودم میگم خاک تو سرت که بهش نگفتی دوسش داری ...
که یهو ترکش کردیو بعد از چند ماه رفتی سراغش دیدی لش شده ...
تقصیر من بود ... میدونم .. نمیخواد تو دیگه نصیحت کنی ...
{ شهرام شکوهی - دل دیوونه }
رو نــِروه ...
دیگه حوصله حرف زدن هم ندارم ... اونقد که اگه حرف مفت بشنوم درجا میگم خفه شو جان آقات ...
باور کن ...
تموم شد ... تموم شدم ... رفت تا سانس بعدی /.
be name khoda :
mamnoon az in edeye mahdoodi ke be yadam boodand :)
herroein be maanie badi nist . be manie zane ghaHremane ...
zane ghahreman :) ....
bikhy ...
dige maghzam nemikeshe vase neveshtane sher o dastan ...
daram yek hesse no va taze ro tajrobe mikonam .... :)
khoda kone masir ro eshtebah narafte basham ... chon daram zendegi mikonam ...
vaziat hanooz hamoon vaziate.moshkela 4barabar ...
ama kenaresh ye eshgh be vojood umade ...
:)
rooza ba bado khoobesh babe meyl migzare ...
vali ...
:)
hamin ...
خیلی وقته چیزی ننوشتم ... نام نویسنده تغییر داده شد ...
هــروئین ... به قول بعضیا ... هروئین منی تو نری یهو تو / ندی بهم اون حــــــــس غریبو .... لعنتی ...
حالم خوب است ... از آن خوب هایی که مادربزرگم گفت و مــُرد ...
خیلی چیـــزا رو فهمیدم ... راجب خودم ... حالا بعد تعریف میکنم ... همین دیگه...
بدرود تا درودی دیگـــــــــــر !!
ﺷﺎﺯﺩﻩ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ: ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﺩﻡﻫﺎ ﮐﺠﺎ ﺑﮕﺮﺩﻡ؟
ﺭﻭﺑﺎﻩ : ﺗﻮ ﺗﺨﺖ ﺧﻮﺍﺑﺸﻮﻥ، ﮐﻨﺞ ﻏﻢ ﻫﺎﺷﻮﻥ ...
ﺷﺎﺯﺩﻩ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ: ﻫﻨﻮﺯ ﺳﺮﮔﺮﺩﻭﻥ ﺭﯾﺸﻪﻫﺎﺷﻮﻥ
ﻫﺴﺘﻨﺪ؟
ﺭﻭﺑﺎﻩ: ﻫﺴﺘﻨﺪ ... ﺟﻤﻌﻪﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ
ﺷﺎﺯﺩﻩ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ: ﺁﺩﻡﻫﺎ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ!!!!
ﺭﻭﺑﺎﻩ: ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺁﺩﻡﻫﺎ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ، ﺍﯾﻦ ﺭﺍ
ﺁﺩﻡ، ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺟﻤﻌﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﻫﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ
ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ، ﻣﯿﻔﻬﻤﺪ ..
:)
اگر گلم بودي ،
اگر حتا به بهانه سرفه كردن يك بار اداي بغض كردن در مي آوردي ،
اگر با كنايه هم به من مي فهماندي كه گاهي ،
فقط گاهي به من فكر مي كني ،
هرگز اين سفر را شروع نمي كردم...
" شازده کوچولو "
edame matlab :
میگویند مردی که به سکس فکر نکند سالم نیست
واقعا یعنی مرد انقدر مضخرف است؟
من اعتراف میکنم یک مرد ناسالمم
حالا عزیزم بیا پیش من بخواب
پریود که نیستی؟
..........................
بچه ها شرمنده که اینجا از نوشته های رک استفاده میکنم اما بعضی چیزها را که میشه دید وقی باز گو نشن میشن بغض و اگر از شرشون راحت نشی خفت میکنن.هر کسی حق اینو داره که از نوشته های من و از شخصیت من بدش بیاد و من این حق و ازش نمیگیرم.فقط لازمه بعضی حرفها زده بشه ، پرده ها زده بشه و دنیا از شکل باکرگی در بیاد تا شکل لخت این جامعه را بشه دید.
تلخ نوشت های فروغ اسماعیلی فر
ادامه مطلب هم هست یه چیزایی
خسته ام.گیجم یا نعشه نمیدانم.خستگی از تک تک استخوان هایم فریاد میزند.فریادی که خودم هم حس میکنم.سردی و تاریکی درونم را نمیتوانم دیگر مخفی کنم.روزی هزار قرص جورواجور می اندازی بالا تا فراموش کنی چرا اینجایی.تا فراموش کنی چی شد که اینجا ایستا
دی.اما درست شبی که انتظارش را نداری
کسی می آید و دوباره به تو یاد آوری میکند که هستی و چگونه شد که اینجا ایستاده
ای.سیگار میخواهی اما بغض راه نفست را بسته و نمیگذارد به این سیگار لعنتی پک
بزنی.فریاد میخواهی و حوصله ی توضیح دادن به آدمها را نداری.مجبوری عقب بروی و با
سر به دیوار بکوبی.باز دندانهایت را روی لبانت بگذاری و فشار بدهی و طعم گس خون را
در دهانت حس کنی.خسته ای از این زندگی.خسته ام از این زندگی.من در خوابم به لطف
دیازپام.لطفی کنید هر وقت مرگ درب خانمان را زد بگویید محکم تر بزند.گوشهایم سنگین
است ، دستهایم بی رمق و چشمهایم کم سو.اصلا در را باز میگذارم بگویید بیاید
تو.غریبه که نیست.......
14/7/91
03:31
تلخ نوشت های فروغ اسماعیلی فر

+ حالم خوبه...فقط بعضی وقتا یه کم دلم میگیره...یه کم تنها میشم...یه کم بغض میکنم...همش یه کم..زیاد نیست...
+ زود به زود پیج فیسبوک رو آپ میکنم...اینارو از اونجا میذارم اینجا ...
+ 8 دی هم تولد فروغ فرخزاد بود...دوسش دارم
+ ادمین یه پیج رپی شدم ... پرا استاتوس های زدبازی ... :)
+ فردا میرم تهران ... برا 3/4 روز ... حالم بهتر میشه وقتی از این خونه بزنم بیرون ...
+ خدا داره گناهامو کم میکنه چون اینروزا زجر زیاد میکشم..مریض رو دستمه...خوابو ازم گرفته...
+ موزیک وب...هیچی ندارم بگم...
+ ادامه مطلب 2تا متن برا دخترا و پسراس...خوشتون میاد ؟!
تلخ نوشت های فروغ اسماعیلی فر
ادامه مطلب : طولانی
معشوقه ای در کلیسا هم آغوشی کرد
جرم است؟
علی کاندومی در جیبش بود
جرم است؟
دختری سفیدی خشک شده ای بر شالش پیدا بود
جرم است؟
مادرپریودم باز هم داد
گرسنه بود
جرم است؟
خواهرم سینه هایش را به حراج دستان هرزه گذاشت
نیاز بود
جرم است؟
ذهن باکره ام امروز خود ارضایی کرد
دیگر باکره نیست
جر......؟