حلقه محدودیت
خسته شدم از دور زدن این دایره محدودیتی که دورم پیجیدن
هیچ راه فراری نیست
انتهای این راه ابتدای دور جدیده
اگه راهی هم باشه بعدش سقوط و تاریکی و فنا است
برای رسیدن به آرزوم برای باز شدن ی پنجره جدید از زندگی باید تحمل کنم
اما من هر روز دارم بزرگو بزرگ تر میشم
این جا برام خیلی تنگ وتاریکه
میترسم از روزی که این حلقه گلومو بگیره
محدودیتی که فقط شکافی عمیق در من ایجاد کرد
من برای رهایی از اون مرز های قرمز خودم رو پاک کردم
هر چه محدود تر شدم آزادی های دیگه ای برای خودم ساختم گناه تمام وجودمو گرفته
عذاب وجدان داره واسم کمرنگ میشه
از همه بیزارم از دوستای کمرنگو دورنگ
از آدمای سیاه
از کسایی که هستن ولی درواقع نیستن
نمیدونم شاید من خیلی آرمان گرام
شاید زندگی همینه ادماهمین جورین
حس می کنم تنهام تنهایییییییییییییییییی تنهااااااااااا خالیییییییییی خالی حتی واسه گفتن هم چیزی ندارم فقط ای کاش این مه لعنتی میذاشت تا بن بست این بی کسیو ببینم این تنهاییو با تمام وجود حس میکنم
سلام
می خوام از این به بعد متن های خودمو بنویسم
پس اگه میشه در مورد نوشته هام بهم نظر بدین
tanX
اینجا هوا سرد است
سرد است
اینجا همه چیز رنگ سردی به تن گرفته است
گله ای نیست
من نقش بستم بر یخ
با آنکه از همه رانده شدم آغوش سرد یخ مرا در خود پذیرفت
وجودم را فرا گرفت
و تکه ای از بلورش را در قلبم به یادگار گذاشت تا ابد
هر روز به من نزدیک تر شد
انگاه که نقش روحم بر کالبدش منطبق گشت
نا گاه اتشی شعله کشید
تنها داشته ام آب شد
من ماندم وتکه ای از بلور یخ در قلبم
(خودم)
شب
کاش سکوت شب در وجودم طنین انداز میشد
سکوتی لبریز از آرامش
ومرا بی هیچ کوله باری از این نور منعکس شده از سیاهی تا انتهای دل شب میکشاند
ان جا که دیگر همه یک رنگ از سیاهی اند
ولی دل بریدن از این سراب انگاه امکان میپذیرد که من انقدر عاری ازبیگانگی با خود باشم که تنهاسیاهی ارامش از وجودم بگذرد نه این سراب نور
اینه ای در برابر نور وشیشه ای در برابر سیاهی باشم
از ان به بعد
دیگر این آرامش است که به من جرئت بودن را خواهد داد
(خودم)
واقعیات زندگی
یه زمانی توو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که : تو اجازه بگیر
برو بیرون منم 2دقیقه دیگه میام!
بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو.....
من که حلالشون نمی کنم!!!!!
دست مخترع کولر درد نکنه چون:
اگه به ما بود الان
یا میگفتیم مشیتِ خدا در اینه که هوا گرم باشه و حتما یه حکمتی
هست،باید تحمل کرد و نباید تو کارِ خدا دخالت کرد!!
یا اینکه یه دعا ساخته بودیم و میگفتیم باید
روزی 70 بار از روش خوند تا خنک شد...!
اگرم میخوندیم و خنک نمیشدیم،میگفتن با اخلاص نخوندیو
فقط بنده های واقعی و با تقوا خنک میشن ...
سلامتی پنگوئن که یه ذره قد داره، اما بازم لاتی راه میره ....
يادش به خير زماني كه راهنمايي بوديم يه دبير داشتيم هر موقع از دست
ما عصباني ميشد ميگفت: گوساله ها خجالت بكشيد من جاي پدرتون
هستم!
بزرگترین حرف های کینه توزانه با این جمله توجیه میشه : ” به خاطر
خودت میگم “
***
دقت کردین وقتی با ماشین هستیم
احساس میکنیم گم شدیم اول ضبط ماشین رو کم میکنیم!!!
***
دیشب پشت چراغ قرمز یه دختره خشگل و ناز توی یه سانتافه بود ...
براش دست تکون دادم ، اونم همینکارو کرد و بوسم برام پرت کرد !
خلاصه عشق وصفا و صمیمیت .. خيلي خوشگل داشت پا ميداد
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
فقط تنها ایرادی که داشت این بود که سنش حدودِ 4 یا 5 سال بود
***
همیشه یه احمقی پیدا میشه که ماشینشو جلوی پارکینگ خونه ت پارک
کنه .. حتی اگه خونه نداشته باشی !!!
رفتم دنبالِ خواهرم از دانشگاه بيارمش
برگشتنه گشت بهمون گير داده ، ميگه خانوم كى باشن؟
منم با حالت عصبانى ميگم خواهرمه! مشكلى هست؟
بعد يهو خواهرم ميگه :
جناب سروان دروغ ميگه !!!
دوست دخترشم ؟؟؟؟
ميگم دروغ ميگه به خدا جناب سروان ؟
يارو هم مدارك ماشينُ گرفت گفت بيا كلانترى معلوم ميشه!!
به خواهرم ميگم مرض دارى مگه!!!!
ميگه بريم كلانترى بعد بابا اينا بيان دنبالمون مامورِ ضايع بشه يه ذره
بخنديم؟؟؟))
***
یه بار رفته بودم درمانگاه آمپول بزنم،
یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود خیلی تازه کاره!
همینجوری که سرنگو گرفته بود توی دستش،لرزون لرزون اومد سمت من
و گفت:
"بسم الله الرحمن الرحیــــم"
منم که کپ کرده بودم از ترسم گفتم:
"اشهد ان لا اله الا الله"!
هیچی دیگه...
انقدر خندید که نتونست آمپولو بزنه و خدارو شکر یکی دیگه اومد زد ..!
***
برای من سس نریز !!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
(دکتر شریعتی در فلافلی)
***
تو مترو داري اس ام اس مي دي بايد بابغل دستيت حتمن مشورت كني
!!
چون اونم در جريانه كامل...بالخره دوتا عقل بهتر كار مي كنه !!!
***
به منشیه میگم برو تو پروگرام فایل , میگه کامپیوترو روشن کنم ؟ ....نه ,
چند تا سوراخ پشت کیس گذاشتن , از اونجا سعی کن به یاری خدا وارد
میشی
***
متأسفانه یا خوشبختانه، نگاه کردن به پر شدن دانلود از نگاه کردن به
منظرهی دشتهای پیچیده در باد لذیذتر است
***
خلاصه ی شرایط و ضوابط گارانتی اجناس در ایران
.
.
.
.
.
.
به هر دلیلی اگر خراب بشود شامل گارانتی نمی شود ..!
تنم را به قطرات باران می سپارم
می گویند باران رساناست
love
جــآے
خــآلیـَـ تــــو رآ...
آنقـَدر
بـــآ چـَـشمهآیـَم آبـــ ـخوآهم
دآد.....
ڪــﮧ
بـــــآز
ڪـِنــآرَم
ســـَبز شــَوے...
باران

سلام باران
با آنکه زاده ابری سیاه و دلتنگ هستی
اما چه با طراوت و روح انگیزی!
با دیدنت فهمیدم میتوان از
دل سیاهی سفیدی نیز طلوع کند
همانطور که از شب روز زاده میشود
پس ایمان دارم از دل این دلتنگیهای امروزم
نظارهگر فردایی روشن خواهم بود
یه کاغذ یه خودکار

دستم
به تو که نمی رسد،
فقط حریف واژه ها می شوم !
گاهی،
هوس می کنم،
تمام کاغذهای سفید روی میز را،
از نام تو پرکنم …
تنگاتنگ هم،
بی هیچ فاصله ای !!
از بس،
که خالــی ام از تو …
از بس،
که تو را کـم دارم …
آخر مگرکاغذ هم،
زندگی می شود ؟
هنوز هم گاهی دلتنگ میشوم، نه برای تو... برای آن
کسی که فکر میکردم تو بودی...
بگو سرگرم چي بودي که اينقدر ساکت و سردي
خودت آرامشم بودي خودت دلواپسم کردي
ته قلبت هنوز بايد يه احساسي به من باشه
چقدر بايد بمونم تا يکي مثل تو پيدا شه
تو
روز و روزگار من بي تو روزاي شادي نيست
تو دنياي مني اما به دنيا اعتمادي نيست
سلام اي ناله
بارون
سلام اي چشماي گريون
سلام روزاي تلخ من
هنوزم دوستش دارم
سلام اي بغض تو سينه
سلام اي آه آيينه
سلام شبهاي دل کندن
هنوزهم دوستش دارم
نمي دوني تو اين روزا چقدر حالم پريشونه
دلم با رفتنت تنگ و دلم با بودنت خونه
خرابه
حال من بي تو نمي تونم که بهترشم
تو دستاي تو گل کردم بذار با گريه پرپرشم
يه بي نشونم تو اين خزون
منو از خودت بدون
يه بي قرارم يه نيمه جون
منو از خودت بدون
سلام اي بغض تو سينه
سلام اي آه آيينه
سلام شبهاي دل کندن
هنوزهم دوستش دارم
