پست موقت و فوری
ثبت نام در سایت http://tibf.net
بنا بر تجربه سالهای قبل ظرفیت زود تکمیل میشه پس عجله کنید :)
-------------------------------------
بعد نوشت: ظرفیت تکمیل شد
ثبت نام در سایت http://tibf.net
بنا بر تجربه سالهای قبل ظرفیت زود تکمیل میشه پس عجله کنید :)
-------------------------------------
بعد نوشت: ظرفیت تکمیل شد
یعنی ما تو قبر هم که بریم نکیر و منکر رو که نمیبینیم! یه برگ پاسخنامه با یه دفترچه سوالات رو میذارن جلومون و کنکور شب اول قبر رو ازمون میگیرن! :دی
خب لامصبا شما که دارین کنکور کارشناسی رو برمیدارین چرا واسه ما کنکور دکترا گذاشتین پس؟! هان؟
تازه کیک و ساندیسم بهمون ندادن! :(
******************************************************************
دیدن دوباره دوستان وبلاگی برای من و ماری واقعا لذت بخش بود. ممنون از همگی :)
چه زود فرصت ها تموم شدن! خوب که نگاه میکنی میبینی که بََََََََََََله! چقدر زمان از دست دادی، کاش این کارو میکردی و اون کار رو نمیکردی!
کاش به جای اینکه شبانه روز دنبال عقربه های ساعت سگ دو بزنی، یک لحظه وامیستادی! با خودت فکر میکردی چند وقته صدای پرنده ها رو گوش نکردی؟ یا روی برگهای خشک راه نرفتی! یا چند وقته با عشقت نرفتی پیاده روی بدون دلیل!؟
یا هزار تا دلخوشی قشنگ دیگه، که دنیا رو هم باهاشون نمیشه عوض کرد!
*******************************************************
پ. ن : دوس دارم قبل از اتمام سال یه قرار وبلاگی کوچیک داشته باشیم به صرف عصرونه، برای تجدید دیدار دوستان :) زمان و مکان هم متعاقبا به گوش دوستان خواهد رسید البته! ;)
چند روزیه به همه مشکوکم،
اول از همه باید از پدرم توضیح بخوام چرا کف اشپزخونه رو شطرنجی سرامیک کرده و از کی فراماسون شده!
بعد برم سراغ همسایمون آقای عظیمی که جانباز 30 درصده و فقط چشم چپش میبینه، ببینم اون تو کدوم رده اس!
بعد خونه خاله اینا که پلاکشون 66 بود رو چک کنم ببینم چند تا نماد فراماسونری دیگه دارن!
به پسرداییم هم مشکوکم، تازگیا که نقشه کشی قبول شده زیاد از پرگار و گونیا استفاده میکنه!
تازه بماند میدون انقلاب و بانک تجارت و ....
پ.ن.1: به اصرار یکی از دوستان مستند(!) arrival رو دیدم، اگه وقت کنم راجع بهش حرف زیاد دارم :)
پ.ن.2: خیلی حال میکنم با اینایی که میشینن فیلم میبینن که یه هرم یا ابلیسک یا چشم چپ پیدا کنن و بگن فیلمش ماسونیه! سوژه ان به خدا! :دی خدا از ما نگیرتشون!
وقتی ادم به چیزی عادت میکنه سخت میتونه ازش دل بکنه ، مخصوصا اگه ازش خاطرات تلخ و شیرین فراوونی داشته باشه...
بعد از کلی دودل بودن بالاخره دلم طاقت نیاورد و برگشتم تا بنویسم، خونده بشم و بخونم...
تا باز خاطرات تلخ و شیرینی رو بسازم،
و با دوستانی همراه بشم که نظیرشون تو دنیای واقعی کمتر گیر میاد :)
نمیدونم شروعش رو باید کی دونست، وقتی اولین بار دیدمت؟ وقتی اولین بار توجهمو جلب کردی؟ اولین بار که برخورد داشتیم؟ اولین بار که دعوا کردیم؟ شاید هم اولین قهر و آشتیمون؟ یا ابراز عشقم، خواستگاریم، جواب مثبت تو یا ....
برای من اما شروعش پیشتر از این حرفاست و بیشتر از این 6 سال. این 6 سالی که همش خاطره های تلخ و شیرینه که میشه ازش یه نسخه مثنوی هفتاد منی و 4-5 تا حسین کرد شبستری درآورد!
خوشحالم که بالاخره شرعی و قانونی(:دی) به هم رسیدیم!
چه حس خوبیه تو رو داشتن... قول میدم خوشبختت کنم ماری عزیزم...
---------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.1: چون خیلی از دوستان وبلاگی، کم و بیش در جریان رابطه ما بودن، دوست داشتم از این طریق یه جورایی اطلاع رسانی کنم، پیشاپیش پذیرای تبریکات صمیمانه شما نیز هستیم! :دی
پ.ن.2: این فقط یه اطلاع رسانی بود، پس احتمالا باز هم خاموش میشویم...
3000 میلیارد تومان، یعنی 40 هزار تومان را جرینگی کف دست هر ایرانی بریزید...
3000 میلیارد تومان، یعنی یک وعده غذای 3500 تومانی، برای 854 میلیون گرسنه در کل جهان...
3000 میلیارد تومان، یعنی تامین غذای مردم سومالی برای 273 سال...
3000 میلیارد تومان، یعنی 20هزار واحد آپارتمانِ 150 میلیون تومانی...
3000 میلیارد تومان، یعنی...
پ.ن.1: بقیه اش رو شما بگید! یه حساب سرانگشتی کنید تا بفهمید 3هزار میلیارد یعنی چی!
پ.ن.2: اگه من از امروز روزی 200 میلیون تومان حقوق بگیرم و یک قرونش رو هم خرج نکنم 45 سال دیگه 3هزار میلیارد تومان پول جمع خواهم کرد!
بعضی عکس ها در تاریخ ماندگار میشوند! فکر میکنم این عکس هم از همان عکس هاست...

ایستاده از راست به چپ: حسنی مبارک، معمر قذافی، علی عبدالله صالح و عبدالله بن علی
به امید سقوط همه دیکتاتور های جهان... هرچند طبق قانون پایستگی دیکتاتوری، یک دیکتاتوری هیچ گاه از بین نمیرود، فقط حاکمش عوض میشود!
پیش صاحب نظران ملک سلیمان باد است///بلکه آنست سلیمان که ز ملک آزاد است
آن که گویند که بر آب نهاده است جهان///مشنو ای خواجه که تا در نگری بر باد است
هرنفس مهر فلک بر دگری می افتد///چه توان کرد که این سفله چنین افتادست
دل بر این پیرزن عشوه گر دهر مبند...
کاین عروسیست که در عقد بسی داماد است...

یکی از تفریحات سرگرم کننده ما در اون زمان دیدن تصاویر 3 بعدی بود، این نوع تصاویر بین سال های 70 تا 75 قسمتی از همه مجلات معتبر رو در بر میگرفت و از اون زمان هم کم کم از رونق افتاد. اما از همون زمان همیشه واسه من سوال بود که چجوری میشه یه تصویر 3بعدی مثل این ها ساخت....؟

ما آدما وقتی میخوایم بگیم یه جا خیلی قشنگه براش تعبیر بهشت رو بکار میبریم، از مسیر اسالم به خلخال(1 و 2) بگیر تا تنگ بستانك تو ایران خودمون. یا حتی جزایر عجیب و غریب و بکر مثل موریس و بورابورا یا شهرها و دهکده هایی مثل هان جو تو چین و جیپس لند تو استرالیا و ...
اما بهشت واقعی جاییه که آدم هاش از فرشته ها هم بالاتر باشن! این دنیا میتونه خیلی قشنگتر از هر بهشتی باشه، اگه ما آدم ها زشتش نکنیم....
************
یادم هست یه وبلاگی بود که راجع به ادم های خوب شهر مینوشت، خیلی دید قشنگی داشت. گاهی که از ادمایی که میدیدم خسته میشدم، وقتی اون وبلاگ رو میخوندم اروم میشدم، میفهمیدم هنوزم راننده تاکسی هایی هستن که برای اون پول خردی که ندارن بهت پس بدن ازت حلالیت بخوان، یا پسر جوونی که تو گرمای تابستون جاشو تو صف نون به پیرزنی میده که نای وایسادن نداره، خودش هم میره ته صف.
اینا رو که میخوندم جون میگرفتم. اینا یعنی هنوزم یه رگ و ریشه ای از آدمیت تو وجودمون هست، یعنی ما هنوز آدمیم...
************
دیروز یه دوستی یه لینکی واسه من فرستاد که...
خودتون ببینید:
ابراهیم مهران راد، فوق دیپلم پرستاری و 15 سال نچشیدن طعم غذا + گزارش تصویری
پ.ن: خانم "شیرین جافر" از همینجا و دورادور دستتون رو میبوسم...
بنابراین متن پست فعلا خلاصه میشود در چند لینک زیر:
چه نوع وبلاگی را ترجیح میدهید؟
*********
تشکر بسیار از همه دوستان حاضر در تولدم
نقاشی فاخته و نقاشی صفرونیم به مناسبت تولدم
بی رودرواسی بگم! من بر خلاف خیلی از دوستان وبلاگی کاملا مخالف موسوی و کروبی بودم (دلایلش فعلا بماند)، یه جاهایی ازشون حمایت کردم که اونم به اعتراضاتم به سیاست های دولت فعلی برمیگشت.
انیمیشن پالاگوس، جزیره ای در حال انقراض رو ببینید، کاری از علی درخشی شرکت کننده در جشنواره پویا نمایی تهران 1389.
کارگردان: علی درخشی
تهیه کننده : محمد ابوالحسنی
فیلم نامه: علی درخشی
پویا نما: مهران ایرانلو
تدوینگر: امیر استادی
صدا: محمدرضا علیمردانی
موسیقی: هوتن پورزکی
جناب وزیر علوم 4 روز پیش اعلام کردن طرح تفکیک جنسیتی از امسال اجرا میشه!
حالا من فقط نگران این پسرای دانشجویی ام که اخر ترم دربه در دنبال همکلاسی خوش خط میگردن واسه جزوه! با توجه به اینکه از هر 100 تا پسر یکی خوش خطه، و جمعیت متوسط یک کلاس 30 نفره، خب مشخصه که جزوه هیچ پسری رو نمیشه گرفت! تازه اگه پسر خوش خطی هم پیدا بشه مطمئننا جزوه اش ناقصه، و تازه اگه کامل هم باشه از کجا معلوم جزوه اشو بده؟!!!
خلاصه اینکه با توجه به نیاز بیش از 80% دانشجویان پسر به جزوه در پایان هر ترم ، با اجرای این طرح شاهد کاهش چشمگیر فارغ التحصیلان پسر خواهیم بود! به همین دلیل، و فقط در راستای رشد علمی کشور ما با این طرحتون مخالفیم آقا! :دی
پ.ن: دو روز دیگه کلاس مختلط هم میشه جزو نوستالوژی هامون...
یک شخصیت را در نظر بگیرید، و به سوالات پاسخ بدین، جناب غول پس از چند سوال شخصیت مورد نظر رو حدس میزنن! :)
امتحان کنید، جالبه.
لوکیشن: داخل مترو خط 1، زمان: شنبه ساعت 4 بعد از ظهر، مترو تقریبا شلوغ، هوا بسیار گرم، بوی شدید عرق، دخترکی که به زور میخواهد فال بفروشد، یک مگس سمج که معلوم نیست چطور وارد مترو شده است...
چند پسر جوان کمی آن طرفتر، در حال شوخی و خنده اند. یکی با جسارت و خنده شروع به تعریف کردن تجاوز رخ داده در خمینی شهر میکند، بقیه با صدای بلند میخندند.
-----
یکی از مقامات: این ها که مورد تجاوز واقع شده اند آدم های علیه السلامی نبودند!
یکی دیگر از مقامات: اگر این خانم ها حجاب اسلامی را رعایت کرده بودن مورد تعرض واقع نمیشدند!
و ده ها اظهار نظر کارشناسی دیگر از مسئولان!
----
وقتی به علی(ع) خبر دادند که در مرز های اسلامی(نه در داخل!) خلخال از پای زنی یهودی کشیده اند (نه تجاوز به زنان مسلمان)، ایشان فرمود اگر مردی از غصه این واقعه بمیرد بر او ملامتی نیست!
کاش آنقدر پاک بودیم، که همگی از غصه این حادثه میمردیم...
میخواستم یه چیز دیگه بنویسم ولی ذهنم درگیر یه چیزیه که تا ننویسم راحت نمیشم! عهد کردم پست سیاسی نذارم، ولی خب این یکی خداییش زور داره دیگه!
طرف مهندس عمرانه، معاون وزیر راه بوده، بعدم معاون بنیاد مسنضعفان، بعد اومده تو شهرداری، بعد رئیس سازمان تربیت بدنی شده و بعد سازمان شیلات! آخه عمو جان! خداییش دیگه تورو چه به وزارت نفت!
[میان نوشت:خب از کشوری که نمایشگاه کتابش تو مصلاست و نماز جمعه اش تو دانشگاه از این بیشتر انتظار نمیره!]

:::::::::::::::::::
اوایل انقلاب که بدلیل تغییر حکومت خیلی از شغل های حیاتی کشور خالی مونده بود بحث تخصص یا تقوا(تعهد) داغ بود، از دکتر چمران پرسیدند به نظر شما تخصص مهمتره یا تقوا؟
جواب داد:
میگویند تقوا از تخصص لازم تر است، آن را میپذیرم...
اما... آن کس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد، بی تقواست...
همه اینا رو گفتم که بگم در حل حاضر یک دلیل دیگه هم به دلایلم برای ننوشتن اضافه شده! مهم ترین دلایل یکی همینه که فعلا لذتی از وبلاگ نویسی نمیبرم، و دیگه اینکه پایان نامه ارشدم تو مرحله حساسیه و باید بیشتر براش وقت بذارم! اما خب، همیشه دلایل دیگه ای هم هست!
معلوم نیست وقتی سرم خلوت شد هوس کنم همینجا بنویسم یا جای دیگه، ولی اگر قرار به نوشتن تو خونه جدیدی باشه حتما خبرتون میکنم.
پ.ن.1: تو این مدت سعی میکنم لااقل دورخوانی ها رو برم!:)
پ.ن.2: اصلا فکر نکنید این یک خداحافظیه! چون ممکنه همین فردا بازم بنویسم! فقط یه جورایی گفتم از این تریبون اعلام کنم چرا فعلا نمینویسم! :دی
شیخ دستور داد کودک را از دوسمت بکشند، هر کس در این کشاکش برنده شد کودک از آنِ اوست!
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
پ.ن: کودک آنقدرکشیده شد تا نصف شد!
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
نتیجه اخلاقی: دلیلی نداشت یکی از این دو زن مادر کودک باشند!
روز مادر مبارک.
بعد نوشت: این پست همه چیز تا نگاه را از دست ندهید!
«آدم گرسنه "کتاب" را "کباب" میخواند»
آنوقت:
بیست و چهارمین نمایشگاه بین المللی کباب تهران با حضور دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران در روز سیزدهم اردیبهشت ماه افتتاح میشود!
175 میلیارد تومان میزان فروش کباب در نمایشگاه بین المللی کباب تهران!
برگزاری نمایشگاه کباب تهران، در بخش های کباب عمومی، کباب دانشگاهی(!) و کباب کودکان!
سرانه استفاده از کباب در ایران تنها 18 دقیقه!
آنوقت انتشارات قدیانی هم با 1800 عنوان کباب در بخش کباب کودکان بهترین میشود!
و از همه مهمتر طرح هدیه امانی کباب خواهد بود! فک کن!
"هدیه امانی کباب ، پیش به سوی جامغه ای کباب خور..."
::::::::::::::::::::::::::::::::::
پ.ن: پ.ن در اینجا مخفف پایان نامه است!
به این پست دوست عزیزم سارا (وبلاگ در به در) سر بزنید! کلی کباب امانی دارند! :دی
دهه نود هم بروز شد...
تازگی ها مد شده دوستان فیس بوکی از یک سری application یا بازی در محیط فیس بوک استفاده میکنن که یه جورایی آدمو تو فکر فرو میبره! این برنامه ها خارج از فیس بوک هستن ولی امکان ارتباط با فیس بوک رو دارن و مثلا از شما تعدادی سوال راجع به دوستانتون میپرسن (برنامه آینه) یا از شما میخوان که بگین تو دوستانتون کدوم یکی خوش ظاهرترن (برنامه best looking ) و...
استفاده از این برنامه ها به خودی خود مشکلی نداره و منم قصد استفاده از اونا رو داشتم که با پیغام زیر مواجه شدم:
"خسرو شاهانی در خانه بستری بود. آخرین روزهای عمرش به دیدن اش رفتم. خیلی
خوشحال شد و گفت:
چه انتظاری از من دارید؟
خودم بنویسم؟
خب وقتی تو نمایشگاه یک رمان فارسی خوب نیست چیکا میشه کرد جز معرفی قدیمی ها؟
3- کمدی سیاه(پیتر شفر)
4- دوباره اون آهنگو بزن سم، از این آب ننوشید (وودی آلن)
5-مهمانسرای دو دنیا (اریک امانوئل اشمیت)

کتاب هایی که تو این بخش معرفی میکنم ممکنه خیلی جدید نباشن، اما من تو همین نمایشگاه خریدمشون!
معرفیشون میکنم تا اگه تونستین و باسلیقه تون جوربود تهیه کنین...
2- ترکیب بندی در عکاسی (هارالد مانته)

کتاب هایی که تو این بخش معرفی میکنم ممکنه خیلی جدید نباشن، اما من تو همین نمایشگاه خریدمشون!
معرفیشون میکنم تا اگه تونستین و باسلیقه تون جوربود تهیه کنین...
1- دی اکسید شوکران : سعید نوری

پس بی مقدمه میرم سراغ آدرس دادن به کسانی که با منطقه آشنا نیستند!
اگه با مترو میاید: شما باید یه طوری خودتونو برسونین مترو بهشتی. پس کار زیاد سختی ندارین! از مترو هم وقتی پیاده شدین بیاین سمت خیابون بهشتی-شرق، بعد میاین تو خیابون قنبرزاده و کمی جلوتر که رفتین این کارواش رو میبینین، قرار دورخوانی 50 متر جلوتر داخل بوستان لاله ست.
اگه با اتوبوس میاید: میتونید از هر جای شهر که هستید با اتوبوس خودتونو به مترو بهشتی برسونید و بعدبیاید سر قرار! حتما میخواید بپرسید چه خط هایی و از کجا ها به مترو بهشتی اتوبوس دارن! اینجا میتونید لیست کامل اتوبوس هایی که مترو بهشتی ایستگاه دارن رو ببینین!
با تاکسی و ماشین شخصی هم که آدرس دادن نداره! ولی به هرحال اگه مشکلی داشتین میتونین از نقشه هایی که براتون گذاشتم استفاده کنین!
مطابق سال های قبل شما با پرداخت 20000 تومان، به اندازه 40000 تومان حق خرید خواهید داشت!
برای ثبت نام به اینجا مراجعه کنید و بعد از دریافت کد رهگیری به یکی از شعب بانک صادرات مراجعه کنید و با پرداخت 20000 تومان کارت خرید 40000 تومانی را دریافت کنید.
نزدیک ترین شعب بانک صادرات را بر روی نقشه از اینجا بیابید!
خب اگر کتاب نخواستید باز هم بگیرید! ما قول میدهیم به جایتان خرید کنیم! :دی
====> ظرفیت ثبت نام تکمیل شد! کسایی که اسم نوشتن میتونن تشریف ببرن بانک صادرات واسه تحویل کارت!
پ.ن1: دورخوانی کتاب شانزدهم اردیبهشت ماه ، در ساعت ۱۰ صبح برگزار میشود. محل قرار درب شرقی نمایشگاه ، مقابل خیابان خرمشهر ( آپادانا )
پ.ن2: دوستان کتاب های امانی که دستشونه یادشون نره! من قصد دارم تو نمایشگاه کتابامو هدیه کنم! :)
ادامه مطلب هم برای کسانی که با نظر دادن در بلاگفا مشکل دارند....