...
ضرورت اخرت گرایی
ای پسرم !من تو را از دنیا و تحولات گوناگونش و نابودی و دست به دست گردیدنش اگاه کردم .و از اخرت و انچه برای انسان ها در انجا فراهم است اطلاع دادم ‚ و برای هر دو مثال اوردم ‚تا پند پذیری ‚و راه و رسم زندگی بیاموزی .همانا داستان ان کس که دنیا را ازمود چونان مسافرانی است کا در سر منزلی بی اب و علف و دشوار اقامت دارند و قصد کوچ کردن به سرزمینی را دارند که در انجا اسایش و رفاه فراهم است.
پس مشکلات راه را تحمل می کنند و جدایی دوستان را می پذیرند و سختی سفر و ناگواری غذا را با جان و دل قبول می کنند تا به جایگاه وسیع و منزلگاه امن و با ارامش قدم بگذارند و از تمام سختی های طول سفر احساس ناراحتی ندارند و هزینه های مصرف شده را غرامت نمی شمارند و هیچ چیز برای انان دوست داشتنی نیست جز ان که به منزل امن و محل ارامش برسند.
اما داستان دنیا پرستان همانند گروهی است که از جایگاهی پر از نعمت ها می خواهند به سرزمین خشک و بی اب و علف کوچ کنند ‚پس در نظر انان چیزی ناراحت کننده تر از این نیست که از جایگاه خود جدا می شوند و ناراحتی ها را باید تحمل کنند.
معیارهای روابط اجتماعی
ای پسرم ‚نفس خود را میزان میان خود و دیگران قرار ده ‚پس انچه را که برای خود دوست داری برای دیگران نیز دوست بدار ‚و انچه را که برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند .ستم روا مدار ان گونه که دوست نداری به تو ستم شود ‚نیکوکار باش ان گونه که دوست داری به تو نیکی کنند و انچه را که برای دیگران زشت می داری برای خود نیز زشت بشمار و چیزی را برای مردم رضایت بده که برای خود می پسندی .
انچه نمی دانی مگو ‚گرچه انچه را می دانی اندک است‚انچه دوست نداری به تو نسبت دهند درباره ی دیگران مگو‚بدان که خود بزرگ بینی و غرور ‚مخالف راستی و افت عقل است ‚نهایت کوشش را در زندگی داشته باش و در فکر ذخیره سازی برای دیگران مباش .انگاه که به راه راست هدایت شدی در برابر پروردگارت از هر فروتنی خاضع تر باش.
تلاش در جمع اوری زاد و توشه
بدان راهی پر مشقت و بس طولانی در پیش روی داری ‚و در این راه بدون کوشش بایسته و تلاش فراوان و اندازه گیری زاد و توشه و سبک کردن بار گناه موفق نخواهی بود.بیش از تحمل خود بار مسئولیت ها بر دوش منه که سنگینی ان برای تو عذاب اور است .
اگر مستمندی را دیدی که توشه ات را تا قیامت می برد ‚و فردا که به ان نیاز داری به تو باز می گرداند کمک او را غنیمت شمار و زاد و توشه را بر دوش او بگذار و اگر قدرت مالی داری بیشتر انفاق کن‚و همراه او بفرست زیرا ممکن است روزی در رستاخیز در جست و جوی چنین فردی باشی و او را نیابی.
به هنگام بی نیازی اگر کسی از تو وام خواهد غنیمت بشمار تا در روز سختی و تنگدستی به تو بازگرداند ‚بدان که در پیش روی تو گردنه ها ی صعب العبور وجود دارد که حال سبکباران به مراتب بهتر از سنگین باران است و ان که کند رود حالش بدتر از شتاب گیرنده می باشد و سرانجام حرکت بهشت و یا دوزخ خواهد بود پس برای خویش قبل از رسیدن به اخرت وسائلی مهیا ساز و جایگاه خود را پیش از امدنت اماده کن”زیرا پس از مرگ عذری پذیرفته نمی شود ”و راه بازگشتی وجود ندارد.
نشانه های رحمت الهی
بدان خدایی که گنج های اسمان و زمین در دست اوست به تو اجازه ی درخواست داده و اجابت ان را خود بر عهده گرفته است .تو را فرمان داده که از او بخواهی تا عطا کند ‚درخواست رحمت کنی تا ببخشاید و خداوند بین تو و خودش کسی را قرار نداده تاحجاب و فاصله ایجاد کند و تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و در صورت ارتکاب گناه در توبه را مسدود نکرده است ‚در کیفر تو شتاب نداشته و در توبه و بازگشت بر تو عیب نگرفته است.
در انجا که رسوایی سزاوار توست رسوا نساخته و برای بازگشت به خویش شرایط سنگینی مطرح نکرده است.در گناهان تو را به محاکمه نکشیده است و از رحمت خویش ناامید نکرده بلکه بازگشت تو را از گناهان نیکی شمرده است.هر گناه تو را یکی و هر نیکی تو را ده به حساب اورده است و راه بازگشت و توبه را به روی تو گشوده است .
هر گاه او را بخوانی ندایت را می شنود و چون با او راز دل گویی راز تو را می داند ‚پس حاجت خود را با او بگوی و انچه در دل داری نزد او بازگوی ‚غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن تا غم های تو را بر طرف کند و در مشکلات تو را یاری کند.
شرایط اجابت دعا
و از گنجینه های رحمت او چیزهایی را درخواست کن که جز او کسی نمی تواند عطا کند ‚مانند عمر بیشتر ‚تندرستی بدن و گشایش در روزی .سپس خداوند کلیدهای گنجینه های خود را در دست تو قرار داده که به تو اجازه ی دعا کردن داد.پس هرگاه اراده کردی میتوانی با دعا کرده درهای نعمت خدا را بگشایی تا باران رحمت الهی بر تو ببارد.
هرگز از تاخیرهای اجابت دعا ناامید مباش ‚زیرا بخشش الهی به اندازه ی نیت است گاه در اجابت دعا تاخیر می شود تا پاداش درخواست کننده بیشتر و جزای ارزومند کامل تر شود‚گاهی درخواست می کنی اما پاسخ داده نمی شود زیرا بهتر از انچه خواستی به زودی یا در وقت مشخص به تو خواهد بخشید‚یا به جهت اعطا بهتر از انچه خواستی دعا به اجابت نمی رسد ‚زیرا چه بسا خواسته هایی داری که اگر داده شود مایه ی هلاکت دین تو خواهد بود پس خواسته های تو به گونه ای باشد که جمال و زیبایی تو را تامین و رنج و سختی را از تو دور کند ‚پس نه مال دنیا برای تو پایدار ‚و نه تو برای مال دنیا باقی خواهی ماند.
ضرورت واقع نگری در زندگی(ارزش های گوناگون اخلاقی)
به یقین بدان که تو به همه ی ارزوهای خود نخواهی رسید و تا زمان مرگ بیشتر زندگی نخواهی کرد ‚و بر راه کسی میروی که پیش از تو می رفت ‚پس در به دست اوردن دنیا ارام باش و در مصرف انچه به دست اوردی نیکو عمل کن زیرا چه بسا تلاش بی اندازه برای دنیا که به تاراج رفتن اموال کشانده شد‚پس هر تلاشگری به روزی دلخواه نرسید و هر مدارا کننده ای محروم نخواهد شد.نفس خود را از هر گونه پستی باز دار ‚هر چند تو را به اهدافت رساند‚زیرا نمی توانی به اندازه ی ابرویی که از دست می دهی بهایی به دست اوری.
برده ی دیگری مباش که خدا تو را ازاد افرید ‚ان نیک که جز با شر به دست نیاید نیکی نیست و روزی تو را به سوی هلاکت به پیش راند ‚و اگر توانستی ک بین تو و خدا صاحب نعمتی قرار نگیرد ‚چنین باش ‚زیرا تو روزی خود را دریافت می کنی و سهم خود بر می داری و مقدار اندکی که از طرف خدای سبحان به دست می اوری بزرگ و گرامی تر از مال فراوانی است که از دست بندگان دریافت می داری ‚گرچه همه از طرف خداست .
انچه با سکوت از دست می دهی اسان تر از ان است که با سخن از دست برود چرا که نگهداری انچه در مشک است با محکم بستن دهانه ی ان امکان پذیر است و نگهداری انچه که در دست داری پیش من بهتر است از ان که چیزی از دیگران بخواهی و تلخی ناامیدی بهتر از درخواست کردن از مردم است .شغل همراه با پاکدامنی بهتر از ثروت فراوانی است که با گناهان به دست اید.مرد برای پنهان نگه داشتن اسرار خویش سزاوار تر است.
چه بسا تلاش کننده ای که به زیان خود می کوشد ‚هر کسی پرحرفی کند یاوه می گوید ‚و ان کس که بیندیشد اگاهی یابد .به نیکان نزدیک شو و از انان باش ‚و از بدان دور شو و از انان دوری کن .بدترین غذاها لقمه ی حرام و بدترین ستم ها ‚ستمکاری به ناتوان است.
جایی که مدارا کردن درشتی به حساب اید به جای مدارا درشتی کن ‚چه بسا که دارو بر درد افزاید و بیماری درمان باشد‚و چه بسا ان کس که اهل اندرزنیست اندرز دهد و نصیحت کننده دغل کار باشد.هرگز بر ارزوها تکیه مکن که سرمایه ی احمقان است و حفظ عقل پند گرفتن از تجربه هاست و بهترین تجربه ان که تو را پند بیاموزد .
پیش از انکه فرصت از دست برود و اندوه به بار اورد از فرصت ها استفاده کن ‚هر تلاش گری به خواسته های خود نرسد و هر پنهان شده ای باز نمی گردد .از نمونه های تباهی نابود کردن زاد و توشه ی اخرت است .هر کاری پایانی دارد به زودی انچه برای تو مقدر گردیده خواهد رسید ‚ هر بازرگانی خویش را به مخاطره افکند.
چه بسا اندکی که از فراوانی بهتر است نه در یاری دادن انسان پست چیزی وجود دارد و نه در دوستی با دوست متهم ‚حال که روزگار در اختیار توست اسان گیر و برای ان که بیشتر به دست خطر نکن ‚از سوار شدن بر مرکب ستیزه جویی بپرهیز.