حکایت انتظار

اگر مومن باشید باقیمانده خدا برای شما بهتر است.                        ( هود ایه 86)

حکایت انتظار

سال ها برای دیدن امام زمان(عج) دویده بود.هرکاری که بگویی انجام داده بود .داشت ناامید می شد که به او گفتند :فلان جا می توانی امام زمانت را ببینی.

مرد با چشم گریان به پارچه ی سفید روی جنازه خیره بود،حضرت خطابش کرد :چرا این گونه دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمل می شوی؟مثل این باشید تامن به دنبال شما بیایم این بانویی است که در دوره ی کشف حجاب رضاخان  هفت سال از خانه بیرون نیامد تا مبادا چشم نامحرم به او بیفتد.

اگر ...

بیا وگر نه دراین انتظار میمیرم

اگر که بی تو بیاید بهار میمیرم

شنیده ام که تو با بهار میآئی

درانتظار تو من تابهار میمیرم

به روی گونه من اشک سالهاجاریست

به زیر پای همین آبشار میمیرم

نیامدی وخدا شاهداست من هرروز

درانتظار تو چندبار میمیرم

تمام دلخوشی من همین بود روزی

که دررکاب تو باافتخار میمیرم

پروردگار

می دانم هراز گاهی دلت تنگ می شود.

همان دلهای بزرگی که جای من در آن است

آنقدر تنگ میشود که حتی یادت می رود من آنجایم.

دلتنگی هایت را از خودت بپرس.

و نگران هیچ چیز نباش!

هنوز من هستم. هنوز خدایت همان خداست! هنوز روحت از جنس من است!

اما من نمی خواهم تو همان باشی!

تو باید در هر زمان بهترین باشی.

نگران شکستن دلت نباش!

میدانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند.


و جنسش عوض نمی شود …

و میدانی که من شکست ناپذیر هستم

و تو مرا داری

برای همیشه!

چون هر وقت گریه میکنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد

چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای

چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،

صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام!

درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!

دلم نمی خواهد غمت را ببینم

می خواهم شاد باشی

این را من می خواهم

تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا.

من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم)

و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود

نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد.

شبها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟

اما، نه من هم دل به دلت بیدارم!

فقط کافیست خوب گوش بسپاری!

و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن!

پروردگارت

باز هم جمعه شد

باز هم جمعه شد و غصّه ی من تازه شده درد این بی خبری بی حد و اندازه شده باز هم جمعه شد و چشم به ره مانده شدم باز از دوری تو خسته و درمانده شدم باز هم جمعه شد و از تو خبر نشنیدم باز از بی خبری های دلــــم نالــیدم باز هم درد فراقـت کـمرم را خم کرد باز دوری تو چشمان مرا پر نم کرد باز هم جمعه شد و چشم به در منتظرم شاید آورد صبا از مه رویت خبرم

منظور از کشته شدن شیطان بدست آن حضرت چیست ؟

منظور از کشته شدن شیطان بدست آن حضرت چیست ؟ ما در روایات مى خوانیم شخصى در مورد

جمله ((یوم الوقت المعلوم )) که در آیه مذکور آمده از امام صادق علیه السلام سؤ ال کرد، امام علیه

السلام فرمود: وقتى که قائم ما (عج ) ظهور کند و به مسجد کوفه بیاید، در این مسجد، شیطان به حضور

آن حضرت مى آید و زانو به زمین مى زند و مى گوید:

ادامه نوشته

نشانه های دلبر

حضرت رضا(علیه السلام) در روایت دیگری، در پاسخ اباصلت هروی که از ایشان پرسید: «نشانه‏های قائم شما هنگام ظهور چیست؟» می‏فرماید: نشانه‏اش این است که در سنّ پیری است، ولی منظرش جوان است، به گونه‏ای که بیننده می‏پندارد چهل ساله یا کمتر از آن است. نشانه دیگرش آن است که به گذشت شب و روز پیر نشود تا آنکه اَجَلش فرا رسد. نویسنده ارجمند کتاب مکیال المکارم، در بخش چهارم کتاب خود، جمال و زیبایی حضرت مهدی‏(روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه) را یکی از ویژگی‏های آن حضرت می‏شمرد و می‏نویسد:
ادامه نوشته

پناه منی

مرا به غیر تو نبود پناه مهدی جان

که من گدایم و هستی تو شاه مهدی جان

در انتظار تو شاها گذشت عمر عزیز

نگشت حاصل من غیر آه مهدی جان

شها فقیرم و مسکین و بر سر راهت

نشسته ام به امید نگاه مهدی جان

من عاشقم که ببینم جمال تو آیا

بود به سوی جناب تو راه مهدی جان؟

بحق حرمت اجداد خود نما نظری

ز مرحمت به من رو سیاه مهدی جان

خمید پشت من که از بار معصیت شاها

نموده ام همه عمر اشتباه مهدی جان

السلام علیک یا بن الرسول الله

یاد امام

فرا رسیدن ماه اشک و غم و اندوه را به همه ی عزاداران سیدوسالار شهیدان تسلیت میگم.

 

انچه منتظران را در کسب معرفت امام و پیروی از ان بزرگوار یاری می دهد و پایداری در راه انتظار را به دنبال دارد پیوستگی و ارتباط مداوم با ان طبیب جان هاست.

به راستی وقتی ان امام مهربان امت ،همیشه وهمه جا شیعیان خود نظر دارد و لحظه ای انها را از یاد نمی برد ایا رواست که دلدادگان روی او به دنیا و تعلقات ان سرگرم شوند و از ان عزیز غافل و بی خبر بمانند؟

 

راه و رسم دوستی و محبت ان است که در همه حال او را برخود و دیگران مقدم بدارند.

 

وقتی بر سجاده ی دعا می نشینند از او اغاز نمایند و برای سلامتی و فرج ان حضرت دعا کنند که ان بزرگوار خود فرموده است :

 

"برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید که فرج شما در همان است."

همواره باید زمزمه کنیم:

 

"اللهم کن لولیک الحجه بی الحسن صلواتک علیه و علی ابائه فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا."

 

"خدایا برای ولی خود،حجه بن الحسن که درود تو بر او و خاندانش باد در این ساعت و در همه ساعات سرپرست و نگهبان و رهبر و یاور و راهنما و دیده بان باش تا ان زمان که او را در زمین خود با میل و رغبت جای دهی و برای مدتی طولانی او را در زمین بهره مند سازی."

 

منتظر حقیقی ، در هنگام صدقه دادن ،ابتدا سلامتی وجود شریف امام خود را در نظر می گیرد و به هر بهانه دست توسل به دامن پر مهر او می زند و به اشتیاق ظهور مبارک او و دیدن جمال بی مثالش ناله سر می دهد.

 

"عزیز علی ان اری الخلق و لا تری"

 

"سخت است بر من که همه را ببینم و تو دیده نشوی!"

 

از زیباترین جلوه های یاد امام مهدی (عج) در زندگی منتظران ظهورش ان است که هر روز با او تجدید عهد کرده و پیمان وفاداری ببندند و استواری خود را بر ان عهد اعلام کنند.

در فرازی از دعای عهد چنین می خوانیم :

 

"اللهم انی اجدد له فی صبیحه یومی هذا و ما عشت من ایامی عهدا و عقدا و بیعه له فی عنقی لا احول عنها و لا ازول ابدا اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه و الذابین عنه و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه و الممتثلین لاوامره و المحامین عنه و السابقین الی ارادته و المستشهدین بین یدیه."

 

"بار خدایا من در بامداد این روز و تمام دوران زندگیم ،عهد و پیمان و بیعتی را که از ان حضرت بر گردن دارم با او تجدید می کنم ،که هرگز از ان عهد و بیعت بر نگردم و بر ان پایدار بمانم .بار خدایا مرا از یاران و کمک کاران ان حضرت و مدافعان از حریم مقدس او و شتاب کنندگان به سوی او برای انجام خواسته هایش و اطاعت کنندگان از دستوراتش و حمایت کنندگان از وجود شریفش و سبقت جویان به سوی خواسته اش و شهیدان در رکاب حضرتش قرار بده."

 

اگر کسی این عهد را بخواند و از عمق جان به مضامین ان پایبند باشد،هرگز به سستی گرفتار نمی شود و در تحقق ارمان های امام خود و زمینه سازی برای ظهور ان بزرگوار لحظه ای از پای نمی نشیند و به راستی که شایسته ی حضور در میدان یاری ان ذخیره الهی خواهد بود.

 

 

 

 

مهدی می اید

عید گذشتتون مبارک .

با اجازه سارا جون دوست عزیزم میخوام از مطالب وبلاگ قشنگ استفاده کنم.

مهدی می اید و کلمه انتظار از واژه نامه حذف خواهد شد

تو اگر بیایی از گرمای نگاهت نرگسهای دشت میرویند

و دستان خسته ام باغبان نهال عشق میشوند.

تو اگر بیایی برهوت زندگی به ظهور لاله حضورت اباد میشود.

اگر او بیایدلحظه ای از او چشم بر نخواهم داشت چنان به او خیره خواهم شد

تا عذاب سالهای جدایی و خستگی با نگاه هجران از تنم بیرون رود.

 چه خوش است

ان دم که به عالم برسد از کعبه صدایش...

یا ابا صالح مهدی ادرکنی...

 

انتظار...

آقا بيا تا زندگي معنا بگيرد

شايد دعاي مادرت زهرا بگيرد

آقا بيا تا با ظهور چشمهايت

اين چشمهاي ما كمي تقوا بگيرد

آقا بيا تا اين شكسته كشتي ما

آرام راه ساحل دريا بگيرد

آقا بيا تا كي دو چشم انتظارم

شبهاي جمعه تا سحر احيا بگيرد

پايين بيا، خورشيد پشت ابر غيبت

تاقبل از آن كه كار ما بالا بگيرد

آقا خلاصه يك نفر بايد بيايد

تا انتقام دست زهرا را بگيرد

مناظره

ز در درای و شبستان ما منور کن

امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:

منم که زمین را از عدالت لبریز می کنم،چنان که از ستم اکنده شده است.

*************

می خواست با امام عسکری مناظره کند.

خیال می کرد امام کم می اورد پیش سوالهایش.

نشست روبه روی امام ،کنار یک پرده.هنوز شروع نکرده بود که باد امد و پرده کنار رفت.پسری پشت پرده بود،سوال های نپرسیده مرد را یکی یکی ردیف کرد ،دهان مرد باز مانده بود ،پسر بچه همه را جواب داد ،پرده افتاد.

با صدای امام به خود امد :چرا نشسته ای ؟مگر امام بعد از من ،جوابت را نداد؟!

خدایا دل شکسته ام

 

خدایا ‚هنگامی که غرش رعد اسای من در بحبوحه ی طوفان حوادث محو می شد و به کسی نمی رسید ،هنگامی که فریاد استغاثه ی من در میان فحش ها و تهمت ها و دروغ ها ناپدید می شد...تو ای خدای من ناله ضعیف شبانگاه مرا می شنیدی و بر قلب سوخته ام نور می تافتی و به استغاثه ی من لبیک می گفتی.

خدایا‚ تو در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی ،تو در تنهایی انیس شب های تار من شدی،تو در ظلمت ناامیدی دست مرا گرفتی و هدایت کردی ،در ایامی که هیچ غقل و منطقی قادر به محاسبه نبود تو بر دلم الهام کردی و به رضا و توگل مرا مسلح نمودی .

خدایا‚ تو را شکر می کنم که مرا بی نیاز کردی تا از هیچ کس و از هیچ چیز انتظاری نداشته باشم.

خدایا ‚عذر می خواهم از این که در مقابل تو می ایستم و از خود سخن می گویم و خود را چیزی به حساب می اورم که تو را شکر کند و در مقابل تو بایستد و خود را طرف مقابل به حساب اورد.

خدایا، ان چه می گویم از قلبم می جوشد و از روحم لبریز می شود.

خدایا ‚دل شکسته ام ،زجر کشیده ام ،ظلم دیده ام ،از همه چیز ناامید و از بازی سرنوشت مایوسم ،در مقابل اینده ای تیره و مبهم و تاریک قرار گرفته ام .تنها تو را می شناسم ،تنها به سوی تو می ایم ،تنها با تو راز و نیاز می کنم.

خدایا ،دل شکسته ای با تو راز و نیاز می کند ،زجر کشیده ای که وارث هزارها سال مصیبت و شکنجه است ،ظلم زده ای که تا اعماق استخوان هایش از شدت درد و رنج می سوزد ،ناامیدی که در افق سرنوشت جز ظلم و حرمان و تاریکی نمی بیند و جز اینده ای مبهم و تاریک سراغ ندارد.

 

همه حرف دلم

حرف ها دارم اما... بزنم یا نزنم ؟

با توام ٬ باتو! خدایا! بزنم یانزنم؟

همه حرف دلم باتوهمین است که"دوست..."

چه کنم؟ حرف دلم رابزنم يانزنم ؟

عهد كردم دگر ازقول وغزل دم نزنم

زيرقول دلم آيابزنم يا نزنم؟

گفته بودم كه به دريا نزنم دل اما

كو دلي تاكه به دريا بزنم يا نزنم؟

از ازل تابه ابد پرسش آدم اين است:

دست برميوه حوا بزنم يا نزنم ؟

به گناهي كه تماشاي گل روي تو بود

خار درچشم تمنا بزنم يا نزنم ؟

دست بردست همه عمردراين ترديدم :

بزنم يا نزنم؟ ها؟ بزنم يا نزنم؟

قیصر امین پور

دلتنگم اقا جان...بیا

ترجمه نامه 31

...

ضرورت اخرت گرایی

ای پسرم !من تو را از دنیا و تحولات گوناگونش و نابودی و دست به دست گردیدنش اگاه کردم .و از اخرت و انچه برای انسان ها در انجا فراهم است اطلاع دادم ‚ و برای هر دو مثال اوردم ‚تا پند پذیری ‚و راه و رسم زندگی بیاموزی .همانا داستان ان کس که دنیا را ازمود چونان مسافرانی است کا در سر منزلی بی اب و علف و دشوار اقامت دارند و قصد کوچ کردن به سرزمینی را دارند که در انجا اسایش و رفاه فراهم است.

پس مشکلات راه را تحمل می کنند و جدایی دوستان را می پذیرند و سختی سفر و ناگواری غذا را با جان و دل قبول می کنند تا به جایگاه وسیع و منزلگاه امن و با ارامش قدم بگذارند و از تمام سختی های طول سفر احساس ناراحتی ندارند و هزینه های مصرف شده را غرامت نمی شمارند و هیچ چیز برای انان دوست داشتنی نیست جز ان که به منزل امن و محل ارامش برسند.

اما داستان دنیا پرستان همانند گروهی است که از جایگاهی پر از نعمت ها می خواهند به سرزمین خشک و بی اب و علف کوچ کنند ‚پس در نظر انان چیزی ناراحت کننده تر از این نیست که از جایگاه خود جدا می شوند و ناراحتی ها را باید تحمل کنند.

معیارهای روابط اجتماعی

ای پسرم ‚نفس خود را میزان میان خود و دیگران قرار ده ‚پس انچه را که برای خود دوست داری برای دیگران نیز دوست بدار ‚و انچه را که برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند .ستم روا مدار ان گونه که دوست نداری به تو ستم شود ‚نیکوکار باش ان گونه که دوست داری به تو نیکی کنند و انچه را که برای دیگران زشت می داری برای خود نیز زشت بشمار و چیزی را برای مردم رضایت بده که برای خود می پسندی .

انچه نمی دانی مگو ‚گرچه انچه را می دانی اندک است‚انچه دوست نداری به تو نسبت دهند درباره ی دیگران مگو‚بدان که خود بزرگ بینی و غرور ‚مخالف راستی و افت عقل است ‚نهایت کوشش را در زندگی داشته باش و در فکر ذخیره سازی برای دیگران مباش .انگاه که به راه راست هدایت شدی در برابر پروردگارت از هر فروتنی خاضع تر باش.

تلاش در جمع اوری زاد و توشه

بدان راهی پر مشقت و بس طولانی در پیش روی داری ‚و در این راه بدون کوشش بایسته و تلاش فراوان و اندازه گیری زاد و توشه و سبک کردن بار گناه موفق نخواهی بود.بیش از تحمل خود بار مسئولیت ها بر دوش منه که سنگینی ان برای تو عذاب اور است .

اگر مستمندی را دیدی که توشه ات را تا قیامت می برد ‚و فردا که به ان نیاز داری به تو باز می گرداند کمک او را غنیمت شمار و زاد و توشه را بر دوش او بگذار و اگر قدرت مالی داری بیشتر انفاق کن‚و همراه او بفرست زیرا ممکن است روزی در رستاخیز در جست و جوی چنین فردی باشی و او را نیابی.

به هنگام بی نیازی اگر کسی از تو وام خواهد غنیمت بشمار تا در روز سختی و تنگدستی به تو بازگرداند ‚بدان که در پیش روی تو گردنه ها ی صعب العبور وجود دارد که حال سبکباران به مراتب بهتر از سنگین باران است و ان که کند رود حالش بدتر از شتاب گیرنده می باشد و سرانجام حرکت بهشت و یا دوزخ خواهد بود پس برای خویش قبل از رسیدن به اخرت وسائلی مهیا ساز و جایگاه خود را پیش از امدنت اماده کن”زیرا پس از مرگ عذری پذیرفته نمی شود ”و راه بازگشتی وجود ندارد.

نشانه های رحمت الهی

بدان خدایی که گنج های اسمان و زمین در دست اوست به تو اجازه ی درخواست داده و اجابت ان را خود بر عهده گرفته است .تو را فرمان داده که از او بخواهی تا عطا کند ‚درخواست رحمت کنی تا ببخشاید و خداوند بین تو و خودش کسی را قرار نداده تاحجاب و فاصله ایجاد کند و تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و در صورت ارتکاب گناه در توبه را مسدود نکرده است ‚در کیفر تو شتاب نداشته و در توبه و بازگشت بر تو عیب نگرفته است.

در انجا که رسوایی سزاوار توست رسوا نساخته و برای بازگشت به خویش شرایط سنگینی مطرح نکرده است.در گناهان تو را به محاکمه نکشیده است و از رحمت خویش ناامید نکرده بلکه بازگشت تو را از گناهان نیکی شمرده است.هر گناه تو را یکی و هر نیکی تو را ده به حساب اورده است و راه بازگشت و توبه را به روی تو گشوده است .

هر گاه او را بخوانی ندایت را می شنود و چون با او راز دل گویی راز تو را می داند ‚پس حاجت خود را با او بگوی و انچه در دل داری نزد او بازگوی ‚غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن تا غم های تو را بر طرف کند و در مشکلات تو را یاری کند.

شرایط اجابت دعا

و از گنجینه های رحمت او چیزهایی را درخواست کن که جز او کسی نمی تواند عطا کند ‚مانند عمر بیشتر ‚تندرستی بدن و گشایش در روزی .سپس خداوند کلیدهای گنجینه های خود را در دست تو قرار داده که به تو اجازه ی دعا کردن داد.پس هرگاه اراده کردی میتوانی با دعا کرده درهای نعمت خدا را بگشایی تا باران رحمت الهی بر تو ببارد.

هرگز از تاخیرهای اجابت دعا ناامید مباش ‚زیرا بخشش الهی به اندازه ی نیت است گاه در اجابت دعا تاخیر می شود تا پاداش درخواست کننده بیشتر و جزای ارزومند کامل تر شود‚گاهی درخواست می کنی اما پاسخ داده نمی شود زیرا بهتر از انچه خواستی به زودی یا در وقت مشخص به تو خواهد بخشید‚یا به جهت اعطا بهتر از انچه خواستی دعا به اجابت نمی رسد ‚زیرا چه بسا خواسته هایی داری که اگر داده شود مایه ی هلاکت دین تو خواهد بود پس خواسته های تو به گونه ای باشد که جمال و زیبایی تو را تامین و رنج و سختی را از تو دور کند ‚پس نه مال دنیا برای تو پایدار ‚و نه تو برای مال دنیا باقی خواهی ماند.

ضرورت واقع نگری در زندگی(ارزش های گوناگون اخلاقی)

به یقین بدان که تو به همه ی ارزوهای خود نخواهی رسید و تا زمان مرگ بیشتر زندگی نخواهی کرد ‚و بر راه کسی میروی که پیش از تو می رفت ‚پس در به دست اوردن دنیا ارام باش و در مصرف انچه به دست اوردی نیکو عمل کن زیرا چه بسا تلاش بی اندازه برای دنیا که به تاراج رفتن اموال کشانده شد‚پس هر تلاشگری به روزی دلخواه نرسید و هر مدارا کننده ای محروم نخواهد شد.نفس خود را از هر گونه پستی باز دار ‚هر چند تو را به اهدافت رساند‚زیرا نمی توانی به اندازه ی ابرویی که از دست می دهی بهایی به دست اوری.

برده ی دیگری مباش که خدا تو را ازاد افرید ‚ان نیک که جز با شر به دست نیاید نیکی نیست و روزی تو را به سوی هلاکت به پیش راند ‚و اگر توانستی ک بین تو و خدا صاحب نعمتی قرار نگیرد ‚چنین باش ‚زیرا تو روزی خود را دریافت می کنی و سهم خود بر می داری و مقدار اندکی که از طرف خدای سبحان به دست می اوری بزرگ و گرامی تر از مال فراوانی است که از دست بندگان دریافت می داری ‚گرچه همه از طرف خداست .

انچه با سکوت از دست می دهی اسان تر از ان است که با سخن از دست برود چرا که نگهداری انچه در مشک است با محکم بستن دهانه ی ان امکان پذیر است و نگهداری انچه که در دست داری پیش من بهتر است از ان که چیزی از دیگران بخواهی و تلخی ناامیدی بهتر از درخواست کردن از مردم است .شغل همراه با پاکدامنی بهتر از ثروت فراوانی است که با گناهان به دست اید.مرد برای پنهان نگه داشتن اسرار خویش سزاوار تر است.

چه بسا تلاش کننده ای که به زیان خود می کوشد ‚هر کسی پرحرفی کند یاوه می گوید ‚و ان کس که بیندیشد اگاهی یابد .به نیکان نزدیک شو و از انان باش ‚و از بدان دور شو و از انان دوری کن .بدترین غذاها لقمه ی حرام و بدترین ستم ها ‚ستمکاری به ناتوان است.

جایی که مدارا کردن درشتی به حساب اید به جای مدارا درشتی کن ‚چه بسا که دارو بر درد افزاید و بیماری درمان باشد‚و چه بسا ان کس که اهل اندرزنیست اندرز دهد و نصیحت کننده دغل کار باشد.هرگز بر ارزوها تکیه مکن که سرمایه ی احمقان است و حفظ عقل پند گرفتن از تجربه هاست و بهترین تجربه ان که تو را پند بیاموزد .

پیش از انکه فرصت از دست برود و اندوه به بار اورد از فرصت ها استفاده کن ‚هر تلاش گری به خواسته های خود نرسد و هر پنهان شده ای باز نمی گردد .از نمونه های تباهی نابود کردن زاد و توشه ی اخرت است .هر کاری پایانی دارد  به زودی انچه برای تو مقدر گردیده خواهد رسید ‚ هر بازرگانی خویش را به مخاطره افکند.

چه بسا اندکی که از فراوانی بهتر است نه در یاری دادن انسان پست چیزی وجود دارد و نه در دوستی با دوست متهم ‚حال که روزگار در اختیار توست اسان گیر و برای ان که بیشتر به دست خطر نکن ‚از سوار شدن بر مرکب ستیزه جویی بپرهیز.

ترجمه نامه 31

ضرورت توجه به معنویات

ادامه نامه:

پسرم!در وصیت من درست بیندیش ‚بدان که در اختیار دارنده ی مرگ همان است که زندگی در دست او ‚و پدید اورنده ی موجودات است‚همو می میراند و نابودکننده  همان است که دوباره زنده می کند‚و ان که بیمار می کند شفا نیز می دهد.بدان که دنیا جاودانه نیست و ان گونه که خدا خواسته است برقرار است ‚از عطا کردن نعمت ها و انواع ازمایش ها و پاداش دادن در معاد ‚و یا انچه را که او خواسته است و تو نمی دانی.

اگر در باره ی جهان و تحولات روزگار ‚مشکلی برای تو پدید امد ‚ان را به عدم اگاهی ارتباط ده ‚زیرا تو ابتدا با نااگاهی متولد شدی و سپس علوم را فرا گرفتی ‚و چه بسیار است انچه را که نمی دانی و خدا می داند ‚که اندیشه ات سرگردان و بینش تو در ان راه ندارد ‚سپس انها را می شناسی .پس به قدرتی پناه بر که تو را افریده ‚روزی داده ‚و اعتدال در اندام تو اورده است .بندگی تو فقط برای او باشد و تنها اشتیاق او را داشته باش و تنها از او بترس.

بدان پسرم!هیچ کس چون رسول خدا صلی الله علیه و اله از خدا اگاهی نداده است ‚رهبری او را پذیرا باش و برای رستگاری راهنمایی او را بپذیر.همانا من از هیچ اندرزی برای تو کوتاهی نکردم و تو هر قدر برای خودت کوشش کنی و به اصلاح خویش بیندیشی همانند پدرت نمی توانی باشی .پسرم بدان اگر خدا شریکی داشت پیامبران او نیز به سوی تو می امدند و اثار قدرتش را می دیدی و کردار و صفاتش را می شناختی ‚اما خدا خدایی است یگانه ‚همانگونه که خود توصیف کرد ‚هیچ کس در مملکت داری او نزاعی ندارد ‚نابود شدنی نیست وهمواره بوده است.

اول هر چیزی است که اغاز ندارد ‚و اخر هر چیزی است که پایان نخواهد داشت ‚برتر از ان است که قدرت پروردگاری او را فکر و اندیشه درک کند.حال که این حقیقت را دریافتی ‚در عمل بکوش ان چنان که همانند تو سزاوار است بکوشد ‚که منزلت ان اندک ‚و توانایی اش ضعیف و ناتوانی اش بسیار و اطاعت خدا را مشتاق و از عذابش ترسان و از خشم او گریزان است‚زیرا خدا تو را جز به نیکوکاری فرمان نداده و جز از زشتی ها نهی نفرموده است.

 

ترجمه نامه 31 از نهج البلاغه

این نامه رو امام علی (ع) به امام حسن مجتبی (ع) نوشته اند و شامل قسمتهای مختلفی هست از جمله:

مراحل خود سازی

پسرم !همانا تو را به ترس از خدا سفارش می کنم که پیوسته در فرمان او باشی ‚و دلت را با یاد خدا زنده کنی ‚و به ریسمان او چنگ زنی ‚چه وسیله ای مطمئن تر از رابطه تو با خدا ست .اگر سر رشته ی ان را در دست بگیری ؟

دلت را با اندرز نیکو زنده کن ‚هوای نفس را با بی اعتنایی به حرام بمیران .جان را با یقین نیرومند کن ‚و با نور حکمت روشنایی بخش ‚و با یاد مرگ ارام کن .به نابودی از او اعتراف گیر ‚و با بررسی تحولات ناگوار دنیا به او اگاهی بخش ‚و از دگرگونی روزگار و زشتی های گردش شب و روز او را بترسان.

تاریخ گذشتگان را بر او بنما ‚و انچه که بر سر پیشینیان امده است به یادش اور ‚در دیار و اثار ویران رفتگان گردش کن و بیندیش که انها چه کردند ؟از کجا کوچ کرده و در کجا فرود امدند ؟از جمع دوستان جدا شده و به دیار غربت سفر کردند ‚گویا زمانی نمی گذرد که تو هم یکی از انانی!.پس جایگاه اینده را اباد کن‚اخرت را به دنیا مفروش و انچه نمی دانی مگو‚و انچه بر تو لازم نیست بر زبان نیاور و در جاده ای که از گمراهی ان می ترسی قدم مگذار‚زیرا خودداری به هنگام سرگردانی و گمراهی ‚بهتر از سقوط در تباهی هاست.

اخلاق اجتماعی

به نیکی ها امر کن و خود نیکوکار باش و با دست و زبان بدی ها را انکار کن و بکوش تا از بدکاران بدور باشی‚و در راه خدا ان گونه که شایسته است تلاش کن‚و هرگز سرزنش ملامت گران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد.برای حق در مشکلات و سختی ها شناکن ‚شناخت خود را در دین به کمال برسان ‚خود را برای استقامت در برابر مشکلات عادت ده ‚که شکیبایی در راه حق عادتی پسندیده است .

در تمام کارها خود را به خدا واگذار ‚که به پناهگاه مطمئن و نیرومندی رسیده ای ‚در دعا با اخلاص پروردگارت را بخوان ‚که بخشیدن ومحروم کردن به دست اوست ‚و فراوان از خدا درخواست خیر و نیکی داشته باش .وصیت مرا به درستی دریاب و به سادگی از ان نگذر‚زیرا بهترین سخن ان است که سودمند باشد.بدان !علمی که سودمند نباشد فایده ای نخواهد داشت ‚و دانشی که سزاوار یادگیری نیست سودی ندارد.

ادامه دارد...