فاطمه‌معصومه علیهاالسلام، و نقشه راهی برای زندگی

علم حقیقی از نوع محفوظات و محتاج قلم و کاغذ نیست. تفاوت اساسی که میان معرفت دینی با محفوظات و نوشته‌ها وجود دارد، آن است که معرفت از سنخ عمل است. به عبارت دیگر هر کس بیشتر حفظ داشته باشد، عالمتر و با معرفت‌تر نیست، بلکه ملاک اصلی، عمل است یعنی هرکس بهتر و بیشتر به دانسته‌های خود عمل کند، عالمتر و با معرفت‌تر می‌باشد. از امام صادق علیه السلام چنین روایت شده است:


لَا یَقْبَلُ اللَّهُ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَةٍ وَ لَا مَعْرِفَةَ إِلَّا بِعَمَلٍ فَمَنْ عَرَفَ دَلَّتْهُ الْمَعْرِفَةُ عَلَى الْعَمَلِ وَ مَنْ لَمْ یَعْمَلْ فَلَا مَعْرِفَةَ لَهُ أَلَا إِنَّ الْإِیمَانَ بَعْضُهُ مِنْ بَعْضٍ (کافی؛ ج1، ص44)

«خدا عملی را قبول نمی‌کند مگر با معرفت، و معرفتی وجود ندارد مگر با عمل، پس هر کس معرفت پیدا کند،‌ آن معرفت او را به عمل سوق می‌دهد و هر که عمل نکند،‌ اساساً معرفتی ندارد. آگاه باشید که ایمان جزئی به هم پیوسته و به هم مرتبط است».

یکی از احتیاجات اساسی ما شناسایی راه درست زندگی و به دست آوردن نقشه‌راهی است که از کوچکترین تا بزرگترین مسائل را به کمک آن بتوانیم به روشنی ببینیم و راه کسب این معرفت نیز عمل است.


علم در وجود انسان حالتی نو به نو ایجاد می‌کند و محتاج مراقبت دائمی است، همچنانکه خود علم نیز ما را مراقبت می‌کند. هیچ یک از این توصیفات را در مورد علم کتابی یا عمل محفوظاتی نمی‌توانیم سراغ بگیریم. از اینجاست که می‌توانیم بگوییم که علم موجودی زنده است.

در حقیقت علم حقیقی موهبتی الهی است که از راه دعا و رعایت تقوا به دست می‌آید و باعث تغییرات در جان شخص عالم می‌شود و حالت خشیت را ایجاد می‌کند(سوره فاطر، آیه28).

گناهان باعث خرابی و اشکال در علم حقیقی می‌شوند. در نتیجه عمل کردن به دانسته‌های فعلی، باعث ایجاد علم جدید نیز می‌شود و اگر کسی به علم خود عمل نکند،‌ آن علم از او پر می‌کشد. در این باره از امام صادق علیه السلام روایت شده است که:

الْعِلْمُ مَقْرُونٌ إِلَى الْعَمَلِ فَمَنْ عَلِمَ عَمِلَ وَ مَنْ عَمِلَ عَلِمَ وَ الْعِلْمُ یَهْتِفُ بِالْعَمَلِ فَإِنْ أَجَابَهُ وَ إِلَّا ارْتَحَلَ عَنْهُ (کافی،‌ج1، ص44)

«علم همراه با عمل است پس هر کس بداند عمل می‌کند، و هر کس عمل کند علم می‌یابد، و علم به سمت عمل فرا می‌خواند. تا به سخن علم، عمل شود و اگر چنین نشود،‌ آن علم از او جدا می‌شود».

ارتباط مستمر با قرآن و اهل بیت علیهم السلام باعث می‌شود تا حساب آنچه را که تا کنون "علم" می‌پنداشتیم از ایمان و معرفت حقیقی جدا کنیم و بدانیم که برای "دانستن" نیاز به "عمل کردن به دانسته‌های فعلی" داریم و علم را باید از راه کاربستن آن سراغ بگیریم.


از سخنان خاندان وحی اینگونه می‌فهمیم که بجای آنکه خود را برای کسب معرفت از راه‌های عجیب و دشوار، خسته کنیم باید با مراقبت از خود، شرایط کسب معرفت را فراهم کنیم. این مراقبت تقوا نام دارد. با رعایت تقوا، معرفت خود به خود به سراغ ما خواهد آمد و بالعکس اگر به داشته‌های فعلی خود عمل نکنیم، معرفت قبلی از ما رخت برخواهدبست و در اینصورت تبدیل به موجودی پر از "محفوظات" و پر از "ادعا" ولی بدون "معرفت" خواهیم شد و از آن به خدا پناه می‌بریم.



فاطمه معصومه علیهاالسلام از معدود امامزادگانی است که توسط امام معصوم توصیه به زیارت ایشان شده و این بانو یکی از عوامل اساسی نزول برکات برای شهر قم بوده‌ و هست. ایشان الگوی خوبی برای کسب علم حقیقی از راه مراقبت از خود و عمل به دانسته‌ ها می‌باشند و تفکر برای شروع کسب معرفت در زندگی از بهترین کارهایی که در روز وفات فاطمه معصومه علیه السلام می‌توان انجام داد.

میلاد خورشید و قمر

فصل شقایق آمد

دلها چه عاشق آمد

گل ریز چون محمد(ص)

همراه صادق(ع) آمد

پیامبر گرامی اسلام را آنگونه که بود، بشناسیم

در عصری به سر می بریم كه از لحاظ ظلمت با جاهلیت اولی تفاوتی ندارد جز این كه آن جاهلیت، بسیط و كهنه بود اما جاهلیت عصر مدرن جاهلیت پیشرفته است. اگر در آن جاهلیت با شمشیر و هجو و خاكستر و خار و شكمبه شتر به جنگ نبی اكرم صلی الله علیه و آله می آمدند، در این جاهلیت نیز با كاریكاتور و كتاب و ماهواره و اینترنت و انواع و اقسام دروغ پردازی ها آن هم با رنگ و لعاب زیبا و جذاب و پشت سر قیافه های جذاب و ادكلن و كراوات زده و حق به جانب ، به جنگ پیامبر اخلاق و خوبی ها می آیند.

ما مسلمان ها در مقابله با این هجمه دنیای غرب علیه نباید منفعل شویم، این دنیای اسلام است كه حق دارد غرب را در اخلاق به چالش بكشد و در زمینه حقوق بشر و مسائل خانواده و حقوق زنان از آنها به پرسشگری بپردازد ، این غربیها هستند كه به تمام دنیا باید پاسخگو باشند. پس ما نباید بنشینیم تا اینكه آنها هجمه ای كنند و شبهه ای طرح نمایند و ما از روی انفعال پاسخی مطرح كنیم كه آن هم در هیاهوی رسانه ای آنها گم شود!

نكته دیگر این كه وقتی دشمنان اسلام و پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله، دین اسلام و پیامبر آن را متهم به خشونت و اموری از این قبیل می نمایند ما نباید در مقابل به انفعال افتاده و برای دفع این تهمت تا آنجا پیش برویم كه بعضی از مسلمات احكام اسلامی را زیر سۆال ببریم و در یك كلام از افراط و تفریط پرهیز نماییم.

دین اسلام دین اعتدال است پیامبر بزرگوار این دین نیز در عین این كه « رحمةٌ للعالمین » (1) است دستور قتل برخی از معاندان را نیز صادر می فرمود (2) و به طور مختصر باید بگوییم: پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله دارای مقام جمع الجمعی بود و در آئینه بودن نسبت به صفات حق تعالی مرآت تامی بودند كه ذات كبریایی را بدون هیچ دخل و تصرفی منعكس می نمودند و همانطور كه ذات مقدس خداوند هم متصف به رحمت می شود و هم متصف به غضب ، نبی مكرم اسلام صلی الله علیه و آله نیز از هر دو برخوردار بودند گرچه رحمت خداوند بر غضبش سبقت دارد لكن همین نیز در پیامبر ما منعكس بود و جنبه رحمت او بارزتر از جنبه قهر و غضب بود لكن این گونه نبود كه هیچ قهر و غضبی در كار نباشد بلكه همانطور كه خود خداوند ارحم الراحمین است در موضع عفو و رحمت (3) ایشان هم در موضع عفو و رحمت «‌ رحمة للعالمین » بودند، « رۆوف و رحیم » (4) بودند و همانطور كه خداوند اشدّ المعاقبین در موضع انتقام و عذاب است (5) ایشان نیز به جای خود اهل قهر و غضب بودند و اساسا اگر كسی در هیچ موردی غضب نكند از سیرت انسانی خارج است یعنی كسی پیدا شود كه حتی برای خدا نیز غضب نكند و به خاطر خدا نیز هیچ گاه ناراحت نشود. این نه تنها كمال نیست بلكه از بزرگترین عیوب نیز می باشد.

در واقع مسأله این است كه اولیاء خدا و در رأس آنان نبی مكرم اسلام صلی الله علیه و آله هیچ گاه برای شخص خودشان و امور شخصی‌شان غضبناك نمی شدند و تصمیمی از روی غضب نمی گرفتند و دستور قتل صادر نمی فرمودند. اما آنجا كه پای دین خدا در میان می آمد و حق و حقوق خداوند مطرح می شد، ممكن بود حكم قتل نیز صادر نمایند و این حكم قتل نیز به حكم « و ما ینطق عن الهوی » (6) در واقع حكم خود خداوند بوده است .

پی نوشت ها:

1-انبیاء /107 .

2- وسائل ، كتاب النكاح ، باب 78 ، ح10 .

3 و 5- ابتدای دعای افتتاح .

4- توبه /128 .

6- نجم /3 .

7- كافی ج1ص449 .

عرض تسلیت به مولای منتظَر

صد شاخه گل محمدی با صلوات

تقدیم امام عسکری در عتبات

جز حضرت مهدی نبود نایب او

آغاز امامتش درود و صلوات

« آجرک الله یا بقیه الله»

جو جامعه پر شده است از اختناق و وحشت. شیعیان از جانب حکومت وقت در مضیقه و محدودیت هستند. منزل امام حسن عسکری (علیه السلام) شش سال است که در کنترل و محاصره‌ی نیروهای خلیفه قرار گرفته است.

امام علیه السلام توسط معتمد عباسی مسموم شده و در بستر بیماری است. طبیبان دربار به دستور خلیفه‌ی ظالم زمان، برای کنترل امام شیعیان در منزل آن حضرت اقامت دارند و از سلامت ایشان قطع امید کرده اند.

تنها راه ارتباط با امام، عثمان بن سعید (ره) صحابی خاص امام عسکری (علیه السلام) است که به صورت ویژه با حضرت در ارتباط است.

نیمه شب هشتم ربیع سال 260 ه.ق وخامت حال امام به اوج خود می‌رسد.  فرزند پنج ساله‌اش (ارواح العالمین له الفداء) را به نزد خود می‌خواند.

فرزند دور از چشم مأموران و جاسوسان نظامی خود را به بالین پدر رسانده و ایشان را در مهیا شدن برای نماز صبح مساعدت می‌فرماید.

امام عسکری (علیه السلام) نماز صبح را اقامه می کند. آخرین وصیت‌های خود را به فرزندش اعلام نموده و در آغوش فرزند جان به جان آفرین تسلیم می‌فرماید.

خبر شهادت امام در سطح شهر می‌پیچد. شیعیان بدون در نظر گرفتن حضور مأموران حکومتی راهی بیت امامشان گردیده و آماده‌ اقامه‌ی نماز بر پیکر مطهر ایشان می‌شوند.

همگی منتظرند ببینند چه کسی بر پیکر مطهر حضرت اقامه‌ی نماز می کند. زیرا می‌دانند فقط معصوم می‌تواند بر معصوم نماز بخواند.

جعفر بن علی که با ترغیب خلیفه‌ی غاصب وقت و کمک اطرافیان سعی دارد خود را تنها جانشین امام معرفی کند برای نماز خواندن و اغفال شیعیان مهیا می شود.

چون می خواهد تكبیر گوید، كودكى گندم گون با گیسوانى مجعّد و دندان‌هاى پیوسته بیرون می آید و رداى جعفر بن علىّ را گرفته و می فرماید:« اى عمو! عقب برو كه من به نماز گزاردن بر پدرم سزاوارترم.»

جعفر با چهره‏اى رنگ پریده و زرد عقب می رود. آن كودك پیش می آید و بر امام نماز می گزارد و ایشان را كنار آرامگاه پدرش به خاك می سپرد.

پس از این دوران فرزند زهرای اطهر (سلام الله علیها) از دیدگان پنهان می شود و دوران غیبت صغری آغاز می گردد و تا سال 329 هـ.ق به طول می انجامد و از آن پس غیبت کبری آغاز می شود.


امام موسی کاظم علیه السلام می فرمایند:

« إِذَا فُقِدَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعِ، فَاللَّهَ اللَّهَ فِی أَدْیَانِكُمْ، لَایُزِیلُكُمْ عَنْهَا أَحَدٌ؛ یَا بُنَیَّ، إِنَّهُ لَابُدَّ لِصَاحِبِ هذَا الْأَمْرِ مِنْ غَیْبَةٍ حَتّى‏ یَرْجِعَ عَنْ هذَا الْأَمْرِ مَنْ كَانَ یَقُولُ بِهِ، إِنَّمَا هِیَ مِحْنَةٌ مِنَ اللَّهِ- عَزَّ و جَلَّ- امْتَحَنَ بِهَا خَلْقَهُ، لَوْ عَلِمَ آبَاۆُكُمْ و أَجْدَادُكُمْ دِیناً أَصَحَّ مِنْ هذَا، لَاتَّبَعُوهُ ».

«هنگامی که پنجمین فرزندم از نظرها غایب شد، مواظب دین خود باشید تا کسی شما را از آن خارج نکند. برای صاحب این امر غیبتی خواهد بود که گروهی از عقیده مندان به او از اعتقادشان دست برمی دارند و این غیبت، آزمونی است که خداوند با آنْ بندگانش را می آزماید».الکافی . ج 2 . ص 145


اللهم عجل لولیک الفرج!

«ایمان کهنه» و «ایمان نو» به خاتم پیامبران

غم های آسمان همه گشته به ما نزول

از داغ حضرت حسن و ثامن و رسول(ص)


غروب رحمت نبوی، پرواز کرامت علوی و خزان روضه رضوی تسلیت باد!


بیست و هشتم صفر روزی است که به یادبود از دست دادن پیامبر صلی الله علیه و آله محزون می‌شویم؛ اما نکته مهمتری نیز در این میان است که آیا به حقایقی که درباره حضرت رسول صلی الله علیه و آله باور داریم فکر هم می‌کنیم؟

 
فرصتی برای تأمل

مشغله‌های زندگی یکی پس از دیگری ظاهر می‌شوند و گویا هیچگاه تمامی نمی‌یابند. در این میان، این عمر ماست که به سرعت در حال گذر است و اگر به دست خود وقتی برای تفکر به مسائل اساسی زندگی خود باز نکرده باشیم،‌ همواره مشغولیتی جدید برای ما وجود خواهد داشت که ما را سرگرم کند.

برای روشن شدن این مسأله که میان حقایقی که به زبان می‌آوریم و حقایقی که بر اثر تأمل به جان ما نشسته است تفاوت وجود دارد، در ابتدا لازم است که قدری از باورهای دینی خود را بگوییم و بنویسیم. اگر از دیگران هم این سوال را کرده باشیم، خواهیم دید که گفته‌های ما درباره دین بسیار شبیه به گفتار بقیه و گاه حتی شبیه گفتار افراد کم سن و سال است. این در حالی است که چه بسا همه آن گفته‌ها و نوشته‌ها حق و بجا بوده باشد اما رنگی از کهنگی و کلیشه‌ای بودن روی آنها نشسته است.

ادامه نوشته

راز زیارت اربعین

باز دگر باره رسید اربعین

خون حسین جوش زند از زمین

شد چهلم روز عزای حسین

جان جهان باد فدای حسین


 با فرا رسیدن اربعین حسینی شور غیر قابل وصفی شیعیان و دوستداران حضرت ابا عبدالله علیه السلام را در بر می گیرد. راز و رمز این همه دلدادگی و تکاپو برای زیارت کردن سید الشهداء علیه السلام در روز اربعین چیست؟ این کشش و میل درونی فراتر از یک سفارش معمولی از سوی بزرگان دینی است. که سفارشات بزرگان بر بسیاری از اعمال مستحب و حتی واجب بسیار است اما داستان اربعین و زیارت امام حسین علیه السلام در روز بیستم صفر حساب دیگری دارد. چرا در میان زیارات مخصوصی که برای امام حسین صلوات الله علیه وارد شده است زیارت اربعین جایگاه ویژه ای دارد. درباره اربعین سۆالات دیگری نیز مطرح است: اینکه چرا بزرگان دینی به زیارت اربعین این قدر توصیه کرده اند؟ نقش اربعین در تداوم قیام عاشورا چیست؟ 

 


چرا به زیارت اربعین توصیه شده است؟

 در قرآن توصیه شده است که مۆمنان ایام الله را یاد آور شوند تا این روزهای بزرگ الهی فراموش نشود. اربعین در تداوم واقعه کربلا است؛ از این رو برای پاس داشتن روز عاشورا که از اعظم ایام الله است در روز اربعین عاشقان حسینی با حرکت امام حسین علیه السلام تجدید عهد می کنند و این تجدید عهد را در بهترین وجه خود یعنی رفتن به زیارت کربلا ابراز می نمایند.

از این روست که در روایت امام حسن عسکری علیه السلام، زیارت کردن امام حسین علیه السلام در روز اربعین را از علائم مۆمن دانسته اند. امام حسن‏ عسكرى علیه السلام فرموده است: پنج چیز از نشانه‏هاى مۆمن است. گزاردن پنجاه و یك ركعت نماز واجب و نافله و زیارت اربعین‏ و انگشتر در دست راست كردن و پیشانى بر خاك ساییدن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم.   [1]

ادامه نوشته

بد حجاب بي دين نيست، ولي...

بد حجاب بي دين نيست، ولي فردي است كه يكي از اساسي ترين اصول و احكام اسلامي را رعايت نمي كند. او درواقع خود را بالاتر از خدا دانسته و احكام و دستورات خدا را طبق سليقه خود انتخاب كرده؛ به آن هايي كه خوشش مي آيد عمل مي كند(مثلا نماز،روزه و ...) و به آن هايي كه خوشش نمي آيد، عمل نمي كند و در واقع در برابر دين اسلام كه همان تسليم است،‌خود را برتر مي داند و مصداق اين آيه از قرآن كريم است كه «نؤمن ببعض و نكفر‌ ببعض». به بعضي از آن ايمان دارد و منكر قسمت ديگري از آن است و اين در حالي است كه نماز و روزه ابعاد فردي دارد ولي حجاب ابعاد اجتماعي بسيار گسترده و عميقي دارد و مي تواند در تحكيم يا سست كردن خانواده ها مؤثر باشد.

السلام علیک ایتها الشهیده الصغیره

پنجم صفر، سالروز شهادت حضرت رقیه( سلام الله علیها)، تسلیت باد.

شمشیر حق در محراب

سلام بر امام صبور گریه ها و رکوع ها!

حضرت امام علی بن الحسین علیهما‏السلام، چهارمین پیشوای شیعه و ششمین آفتاب عصمت است كه در بحرانی ترین شرایط تاریخ اسلام عهده دار امر امامت گردید و قافله اهل ولایت را از ظلمات دوران حكومت بنی امیه به سلامت عبور داد و شیعه را از اضمحلال و نابودی مصون داشت.  در روزگاری كه همه صداها خاموش شده بود و امویان دارهایی را كه ریخته بودند نمی شستند تا درس عبرتی باشد برای همه آنان كه هنوز نفسی در سینه دارند و زمزمه ای زیر لب!

آری، امام سجاد علیه ‏السلام در چنین روزگاری که اجازه نداشت در میان یارانش و در جمع پیروانش حضوری بایسته و علنی داشته باشد، و در روشنایی روز ندای حقیقت را بر فراز منبر جدش رسول الله صلی الله علیه وآله باز گوید، قافله سالار راهیان کوی دوست شد و در دل شب با دعا و نیایش، عالی ترین رموز دینداری و حق جویی را به یارانش ابلاغ كرد. و با راز و نیازهای شبانه اش، صحیفه ای از معارف و رهنمودها و عبرتها و درسها تدارك دید و با خلوت خویش جمع امویان را متشتت ساخت و آرامش آنان را برهم زد!

او براستی محراب نیایش را به میدان رویارویی با سیاستها و تبلیغات و تعالیم امویان مبدل ساخت محراب و از دعا كه نرمترین شیوه گفتاری است حربه ای برنده علیه دشمنان دین و منكران ولایت پدید آورد.  به گونه ای که هر گاه صدایش به نیایش بلند می شد، همه دردها و رنجهایی كه از سوی غاصبان خلافت و دشمنان ولایت بر خاندان عصمت رفته بود، دوباره مجسم می گردید در نوای گرم دعاهایش پیام توحیدی رسول خدا صلی الله علیه وآله و صلایت امیرالمومنین و رنجهای حسن بن علی و مظلومیتهای حسین سالار شهیدان كربلا علیهم ‏السلام، موج می زد.

به طور كلی می توان محورهای عملیاتی امام سجاد علیه ‏السلام را بدین گونه شرح داد:


ادامه نوشته

امان از دل زینب(س)

هر وقت سیلی خوردی، بگو:{ یا زهرا(س)}

هر وقت دستت را بستند، بگو:{ یا علی(ع)}

هر وقت بی یاور شدی، بگو:{ یا حسن(ع)}

هر وقت آب خوردی، بگو:{ یا حسین(ع)}

هر وقت شرمنده شدی، بگو:{ یا ابا الفضل(ع)}

اما هر وقت تشنه شدی، آب نخوردی، شرمنده شدی، بی یاور شدی، دستت را بستند و سیلی خوردی، بگو:{ امان از دل زینب(س) ...}

 

سلام بر محرم

باز باران با ترانه

می خورد بر بام خانه

یادم آید کربلا را

دشت پرشور و بلا را

گردش یک ظهر غمگین

گرم و خونین

لرزش طفلان نالان

زیر تیغ و نیزه ها را

با صدای کودکانه

اندرین صحرای سوزان

می دود طفلی سه ساله

پر زناله، دل شکسته، پای خسته

باز باران، قطره قطره

می چکد از چوب محمل

آه باران!

کی بباری بر تن عطشان یاران

تر کنند از آن گلو را؟!

تقرب قربان

بارالها! مقدر فرما نفسانیت ما ذبح شود به پای ربانیت تو، آمین!

عید رهایی از بند شیطان مبارک!


اعیاد اسلامی علاوه برای ایجاد نشاط روحی در میان امت، فرصت‌هایی را برای مسلمین ایجاد می‌کنند که باید قدردانشان بوده و به راحتی آن‌ها را از دست ندهیم. در این مجال به بیان پنج فرصت طلایی که در این روز برایمان فراهم می‌گردد اشاره می‌کنیم.

فرصت اول: نزدیکی به خدا

فرصت دوم: بهره‌گیری از تفریحات سالم

فرصت سوم: صله رحم

فرصت چهارم: عیادت از بیماران

فرصت پنجم: دلجویی از فقرا و درماندگان

عید قربان از اعیاد بزرگ مسلمین به شمار می‌رود و عبادت خداوند سبحان در آن منزلتی بس بلند دارد. مسلمانان در این روز می‌توانند برای خود فرصت‌سازی نمایند و کارهایی که شاید در دیگر ایام سال کمتر توان انجام آن را به دلیل مشغله های کاری و فکری دارند انجام دهند. از جمله آنکه فرصتی را برای تفریحات سالم و در کنار خانواده بودن قرار دهند، به دیدار نزدیکان و آشنایان به ویژه پدران و مادران بشتابند، به عیادت بیماران رفته و یا از حال فقرا و مساکین دلجویی نمایند. این همه اگر با نیت قرب الی الله انجام شوند ارزشی بسیار داشته و در طریق سیر الی الله یاری رسان فرد خواهند بود.