سخنرانی استیو جابز در دانشگاه استنفورد
سی ساله بودم هیأت مدیرهی اپل مرا از شركت اخراج كرد. چه جوری یك نفر
ميتواند از شركتی كه خودش تأسیس ميكند اخراج شود؟ خیلی ساده. شركت رشد
كرده بود و ما یك نفری را كه فكر ميكردیم توانایی خوبی برای ادارهی شركت
داشته باشد استخدام كرده بودیم. همه چیز خیلی خوب پیش ميرفت تا این كه بعد
از یكی دو سال در مورد استراتژی آیندهی شركت من با او اختلاف پیدا كردم و
هیأت مدیره از او حمایت كرد و من رسماً اخراج شدم.
من امروز خیلی خوشحالم كه در مراسم فارغالتحصیلی شما كه در یكی از بهترین
دانشگاههای دنیا درس ميخوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغالتحصیل
نشدهام. امروز ميخواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی
نیست و سه تا داستان است.
اولین داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بی ربط زندگی است:
من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در كالج رید ترك تحصیل كردم ولی تا حدود
یك سال و نیم بعد از ترك تحصیل تو دانشگاه ميآمدم و ميرفتم و خب حالا
ميخواهم برای شما بگویم كه من چرا ترك تحصیل كردم. زندگی و مبارزهی من
قبل از تولدم شروع شد. مادر بیولوژیكی من یك دانشجوی مجرد بود كه تصمیم
گرفته بود مرا در لیست پرورشگاه قرار بدهد كه یك خانواده مرا به سرپرستی
قبول كند. او شدیداً اعتقاد داشت كه مرا یك خانواده با تحصیلات دانشگاهی
باید به فرزندی قبول كند و همه چیز را برای این كار آماده كرده بود.