هـَمیـטּ......
قـِصـﮧ اَمـ ڪوتـآه بـود..
بــﮧ سَر رِسیـد..
ڪَلاغ جـآטּ..
تـو هـَمـ بـُرو..
شـآیـَد جـآیـے دیگـَر..
قـِصــﮧ ای زیبـآ مـُنتـَظِرَت بـآشَد

درد...

برای بعضی دردها نه می توان
گریـه کرد نه می توان فریـاد زد
برای بعضی دردها فقط می توان
نگـاه کرد لبخند زد و
بی صدا شکست
رفت...

ازعشقم؟نه
ازبابام؟اینم نه
اهااول ازمامانم...
مامانی؟یادته ازدستم عصبانی میشدی میگفتی ایشالاجوون مرگ شی؟
دیدی تو جوونی رفتم؟
یادته میگفتی خیرنبینی؟
دیدی از زندگیم خیرندیدم؟
دیدی دعات گرفت؟
پ حالاواسه چی گریه میکنی دادمیزنی میگی توروخداپاشو؟
صداتومیشنوم مامان ولی نمیتونم جوابتوبتوبدم...
بابا؟بابای همیشه عصبانیم؟
توروخدادیگه بخاطرمن گریه نکن...
بخاطرمنی که ارزشی واست نداشتم...
صدام نزنین که بیدارشم...بخدانمیتونم...واسه همیشه خوابیدم...
یه چیزی بگم؟
به این زودی خاکم نکنید...دوباره غسلم بدیداخه من دلم هنوز خونه...
عشقم بیشترین حرفوباتودارم...
ولی حرفای دلموهیچ کس نفهمید
فقط یه روز مورچه ها میفهمن...
روزی که زیرخاک گلموبه تاراج میبرن...
عشقم گریه نکن نبینم اشکاتو...
من خیلی دوست داشتم ولی باورنکردی
فقط یه خواهش ازت دارم...
به مرده شوربگوناخوناشوکوتاه کنه...
بدنم زخمیه...
تو که بهم رحم نکردی...
لااقل اومداراکنه...
به قول خودت رفتنی باید رفت...
منم رفتم...
حرف اخرم...
غریبه...
توای که بعد من جامومیگیری... مراقب عشقم باش...
تنهاش نذار
ﺩﯾﮕــــﺮﺣﺎﻟــــﻢ ﺍﺯ ﮐﻠﻤــــﻪ ﯼ
“ ﻋﺰﯾــــﺰﻡ ” ﻭ “ﻋﺸﻘــــﻢ” ﺑﻬــــﻢ ﻣﯽ ﺧــــﻮﺭﺩ . . .
ﻣــــﻦ ﺭﺍ ﻫﻤــــﺎﻥ “ ﺑﺒﯿــــﻦ” ﺻــــﺪﺍ ﮐــــﻦ !
" ﺑــــﯽ ﺭﯾﺎﯾــــﯽ " ﺷــــﺮﻑ ﺩﺍﺭﺩ ,
ﺑــــﻪ " ﺭﯾــــﺎ ﮐــــﺎﺭﯼ " . . .
بعضی چیزا رو نمی شه نوشت
بعضی چیزا رو نمی شه گفت
بعضی چیزا رو فقط می شه احساس کرد
بعضی بغضا رو نمی شه شکست
بعضی بغضا رو فقط باید قورت بدی
بعضی دردا رو نمی شه فریاد زد
بعضی دردا رو فقط می شه اشک ریخت
كاشــــ ميشـد انگشتـــ را تا ته حلقــ فرو كـــرد.!.
و بعضیـــ دلبستگيــها را يكجــا بالا آورد.!.
در جوابـــ دوستتــــ دارمــــ بعضيها.!.
مرسیــــ همــــ زياد استــــ ...!!!
بَهــاے سَنگیـــنــے دادم
تــا فَهمـــیـدم
ڪـَســے را ڪـہ “قـَـصـد” مــانـدن نـَـدارد
بــایـد راهــے ڪـَــرد !
بی قرارم ..!
می خواهم بروم ...
می خواهم بمانم ...
دارم در ترانه ای مبهم زاده می شوم ...
امروز هم اگر کسی صدایم کرد بگو خانه نیست ..!
تا کجای قصه ها باید ز دلتنگی نوشت؟