تلخ منم ...

تلخ منم ،
هم‌چون چای سرد
که نگاهش کرده باشی ساعات طولانی و ننوشیده باشی .
تلخ منم ؛
چای یخ ...
که هیچ‌کس ندارد هوس‌اش را

 

 

{ سیدعلی صالحی }

 

تو به اندازه کافی خوبی ...

http://www.axgig.com/images/71920543046799860012.jpg

سالِ تازه مبارک ...

http://www.axgig.com/images/31653686389091772917.jpg

 

http://www.axgig.com/images/11538364864308518253.jpg

 

سلام
سلام علاقه‌یِ خوبم
علاقه جانِ من
خوبی !

حال می‌کنی در این بهارِ بی‌هم
در این اوضایِ بلبشویِ دوزار
در این دلتنگی‌هایِ مُدام
هِی گفتن‌هایِ همیشه
حال می‌کنی در این روزهایِ بی‌همِ بیهوده !

شوخی کردم
نرنج علاقه‌یِ عزیزم
ما که بی‌همی نداریم
ما که لحظه‌هایِ بی‌خیال نداریم
ما پُریم از  خواب‌هایِ ناز بر شانه‌هایِ  دلخوری‌هایِ هم
ما که پریم از گفتگوهایِ همه‌چی
از عصر‌هایِ چای وُ
داد وُ فریاد

نگران ِ گوش‌هایِ همسایه نباش!
بگذار آن‌ها هم دلخورهاشان را هوار کشند
شاید روزی به خیالِ  شادی‌ برسند

راستی؛
سالِ تازه مبارک
سلام
می‌دانی هنوز دوستت دارم!

بخند!
منم خنده‌ام گرفت
بیا باهم بخندیدم
این روزها خنده سخت است
که سخت نباشد علامت تمسخر  است!
بیا علاقه‌یِ خوب
بیا به‌هم بخندیم
من به تو،
تو به من
بگذار دنیا به تمسخر ماهم شده بخندند
آن‌قدر که پوزخندِ‌شان خنده شود وُ قهقه‌هاشان
گریه‌هایِ بغض‌هایِ چندساله‌شان

بیا علاقه‌یِ خوب
بهار شده است
بیا در آغوشِ هم
کمی گریه کنیم
تا بخندیدم.

راستی
سالِ تازه مبارک
سلام.
می بوسمت ...

{ افشین صالحی }

چه خبری خوش تر از این ...

بهار آمد ...
چه خبری خوش تر از این ..
چه حسی بالاتر از این که سوز و سرمای زمستان دل انگیز؛ با آن غروب های زود هنگامش، رفت...
پاییز عاشق کش و زمستان بی بدیل رفت و جایش را به بهار داد.
چه لذتی بالاتر از این شکفتن های بسیار.
خدا را نگاه کن...
کمی سرت را رو به آسمان بگیر، تا ببینی خدا تمام رحمتش را روی سر تو می ریزد...
گاهی خدا و مهربانی هایش باران می شود... گاهی شکوفه... گاهی می شود رعد و برق های بهاری.
همه این ها نشانه است... که تو رد پای مهربانی خدا را بگیری و به منزل دوست برسی.
کاری هم نداریم که هر کدام از ما با این نو شدن ها، یک قدم به دنیای ابدی مان نزدیک تر شده ایم.
اما خوب است، لحظه ی تحویل سال به یاد آن روزی باشیم که دوست داریم، خداوند تمام گناهان ما را ببخشد.
ببخشد و در رحمتش را به روی ما باز کند.
پس ببخشید تمام دل گیری های زمانه را.
هم دنیا را ببخشید، و هم مردمانش را.
دل های شما جایگاه مهربانی خداست.
با لجاجت های کودکانه مان جای عشق و محبت را... جای دوستی ها را، آنقدر تنگ نکنیم که عشق، مجبور شود از خانه ی دل ما کوچ کند.
بیاید به جای سبزه های گره زده ی عید، نفرت های گذشته را به رودخانه بسپاریم.
بیاید یک بار هم که شده گره گشای دل خودمان باشیم.
آن کسی که روزگاری دوست داشته ایم را، هنوز دوست بداریم... حتی اگر امروز دلش در خانه ی دیگری می تپد.
بیایم چشم هایمان را باز کنیم. ما با عشق پا به این دنیا گذاشته ایم. نقابی که روزگار روی چهره هامان گذاشته را برداریم.
مطمئن باشید یک روزی... یک جایی... آن کسی که انتظارش را داشتید؛ عاشق همین چهره ی ساده و بی نقاب شما می شود...
با همین یک دوست و همسفر عاشق، می شود به جنگ تمام جاده های بی انتهای دنیا رفت.
نفرت ها را دور بریزید.
بگذارید دل هایتان کمی نفس بکشد.
بیاید یک بار با این بهار، جوانه بزنیم.
شاید این جوانه، روزی تا آسمان خدا رفت.
باشد که رستگار شویم ....


{ علیرضا اسفندیاری }

کنارم باش

دوست دارم دستم به اونی که دوستش دارم برسهوبگیرمش،

کلی کتکش بزنم و

یهو وسط کتک بزنم زیر گریه و بگم:

 

آخه دیوونه! دلم واست تنگ میشه اینقدر از من دور نباش

 

سر بر شانه ی حوصله که بگذارم ...

http://www.axgig.com/images/49680919855890722942.jpg

به من دل ببند
ما هنوز عمقِ سبزِ بهاران را نزیسته ایم
ما هنوز به اوجِ شعر
به لحظه ی نفس گیرِ رسیدن
نرسیده ایم ..
دوستم داشته باش
سر بر شانه ی حوصله که بگذارم
تو را کنارِ هر واژه
به صراحت ، می‌‌سرایم ..

{ نیکی‌ فیروزکوهی }

 

بغض گلدان لب پنجره ...

بغض گلدان لب پنجره را چلچله‌ها می‌فهمند

حال بی‌‌حوصله‌ها را خود بی‌حوصله‌ها می‌فهمند

کفنِ مشهدی و ترمه‌ی یزدی و گلاب کاشان...

بیش از این‌ها غمِ بم را گسل زلزله‌ها می‌فهمند

دور یعنی : نرسی ! هی بروی... هی بروی... هی بروی...

معنی فاصله را جاده و پای‌آبله‌ها می‌فهمند

طرح قلیان دلم را صفوی یا قجری نقش کنید

آه جانسوز مرا شاه همین سلسله‌ها می‌فهمند

خواستم تا گره‌ای باز کنم با غزلم ... باز نشد !

کوری بغض مرا گنگ‌ترین مسأله‌ها می‌فهمند ..

{ رضا احسان پور }

تخصص ..

تنها چیزی که در زندگی ام 
به صورت تخصصی بهش تسلط دارم ،
انتخاب آدم های اشتباه برای دوست داشتنه ...

{ وودی آلن }

دوست داشتن که فاصله نمی شناسد ..

http://www.axgig.com/images/22739420749499732076.jpg

دوست داشتن که فاصله نمی شناسد

هی‌ می‌‌آید و نمی رود
همین است که آدم دلش می‌‌خواهد
هر روز ، یک دل‌ سیر ترانه گوش کند ..

{ امیر وجود }

  خیلیییی دوستت دارم       

می‌توانی، می‌توانم، می‌شود؛ نه! شک نکن...!

خوبــِ مـــن! حیف است حال خوبــمـــان را بــد کنیم
راه رود جاری احساسمـــان را سد کنیمـــ

عشـق، در هر حالتــی خوب استــ؛ خوبــِ خوبــِ خوبــ
پس نبــاید بــا "اگر" یا "شـاید" آن را بــد کنیمـــ

دل بــه دریا مـــی‌زنم مـــن... دل بــه دریا مـــی‌زنی؟
تــا تــوکّل بــر هر آنچه پیش مـــی‌آید کنیمـــ

جای حسرت خوردن و مـــاندن، بــیا راهی شـویمـــ
پایمـــان را نذر راه و قسمـــتــِ مـــقصـد کنیمـــ

مـــی‌تــوانی، مـــی‌تــوانمـــ، مـــی‌شـود؛ نه! شـک نکن
بــاورم کن تــا "نبــاید" را "فقط بــاید" کنیمـــ

زندگی جاریستــ؛ بــسم الله... از آغاز راه ...
نقطه‌های مـــشـتــرک را مـــی‌شـود مـــمـــتــد کنیمـــ

آخرش روزی بــهار خنده‌هامـــان مـــی‌رسد
پس بــیا بــا عشـق، فصـل بــغضمـــان را رد کنیمـــ


شـعر از: رضا احسان‌پور