کجاست همنفسی؟؟
یک نفر ادم را
اجازه هست؟؟؟
روپشت بوم خونه هااسمتوفریادبزنم؟
اجازه هست که هرنفس ترانه بارونت کنم؟
ماه وستاره روبازم فدای چشمونت کنم؟
اجازه هست که خنده هات قلبموازجابکنه؟
بهت بگم عاشقتم،دوست دارم یه عالمه
اجازه هست نگاهتو،توخاطرم قاب بکنم؟
چشمی که بدخواهمونه،به خاطرت خواب بکنم؟
اجازه فریادبزنم:توقلبمی تابه ابد؟
بدون اگه رسوابشم به خاطرت خوبه،نه بد!
اجازه هست دریاباشم،کویرروپیمونه کنم؟
توصدف دلم بشی،من تودلت خونه کنم؟
اجازه هست....؟؟
محو اندوه شقایق.
پرسه در رویای شب
در سکوتی مطلق از
قانون درد
رفتن از خود
هجرت از آینه تا...
یک قبیله درد
در چشمان مرد!!!
نام شاعر خواهر گلم فاطمه
نوشته ی دله من
به هر بهونه تیغ روی دست میکشم.
دارم به اخر میرسم.
از چی بگم
از چی بگم
...................
نوشته ای از خودم.
من هنوووزم
گاهی یواشکی خواب تو را میبینم
یواشکی نگاهت میکنم
صدایت میکنم...
بین خودمان بماند
اما من
هنوز تو را
یواشکی دوست دارم !
برایم مهم نیست
برايم مهم نيست چه ميشود...
به همه ي باورهايم سوگند...
هيچ چيزبرايم مهم نيست
يک کلام!!!
من...
دست از...
دوست داشتنت نميکشم
واين نهايت خوشبختي!!!
گيرم که تمام دنيابگويند ما مال هم نيستيم!!!
مابه درد هم نميخوريم!!!
گيرم براي زير يک سقف رفتن...
عشق...آخرين معيار اين جماعت باشد!!!
گيرم دوست داشتن بدون سندحرام باشد
عجيب باشد!!!
باورنکردني باشد!!!
من اما...
گير اين گيرهانيستم!!!
من تا ابد...
گيرچشمان توام!!!
گير دوست داشتنت!!!
ميبوسمت...
ميخواهم همه بدانندکه...
من براي دوست داشتنت
براي لمس دستانت...
براي غرق شدن در آغوشت
ازهيچ کس اجازه نميگيرم...
حتي خودت