می سوزم

بی تو روزهای من ؛ستوه و تنهایی؛بعد از تو پنجره غمگین است
بی تو چه میماند ؛غوغای خاطره ها و سرود سوگ من
بی تو خاطره هاو سراب دیدارت
بی تو سال من قرنی ؛ساعتم سالی است
شاید بعد ازمن خاطره ها میماند
بی تو هر آوازی یاد تو و دردپاییز است
بی تو فصل پاییز است
و این بی تو بودن.. می سازم وشاید می سوزم .........

بغض

حتي عكستم ندارم كه بذارم رو به روم

اونقدر نگاش كنم تا بشكنه بغض گلوم

خيلي وقته از تو دورم كاش صدامو بشنوي

كاش طلسم پر غروره اين سكوتو بشكني

اونقدر دلم گرفته كه ميخوام گريه كنم

اين علاقه ي شديدو به تو من هديه كنم

تورو با غريبه ديدم بگو اون يار تو نيست

اين همه دروغ ميدونم كار چشماي تو نيست 

چه كردم با دل تو كه اينجور نگروني

گناهي نكردم اما منو اينجور ميسوزوني

نميدونم كه چجوري خيال كنم كه تورو ندارم

آخه تو سنگ صبوري بي تو من دووم نميارم

برام سخت جدايي بي تو دنيايي ندارم

زندگيم تيره و تاره بي تو فردايي ندارم ...

ه دنبال تو می‌گردم


تو ای تنها تر از تنها به دنبال تو می‌گردم

تو ای پیدا و نا پیدا به دنبال تو می‌گردم

رها از عالم خاکی به دور از هر چه ناپاکی

و همچون عاشقی شیدا به دنبال تو می‌گردم

من آن مجنون صحرا گرد تنها در بیابانم

که حتی در بیابان‌ها به دنبال تو می‌گردم

تو را می‌جویم‌ای زیباترین گلواژه هستی

تو ای عالم‌ترین معنا به دنبال تو می‌گردم

تو را در قلب انسان‌های عاشق پیشه معصوم

و در هرجای این دنیا به دنبال تو می‌گردم

و هر جایی که ردی از قدم‌های تو می‌بینم

سری هم می‌زنم آن جا به دنبال تو می‌گردم

و گاهی هم خودم را بی‌سبب گم‌ می‌کنم

ز بس پی‌در پی از هرجا به دنبال تو می‌گردم "


 غم بی همزبانی

مرا در بیستون بر خاک بسپارید که تا شبها

                                                        غم بی همزبانی را برای کوهکن گویم

بگویم عاشقم،بی همدمم،دیوانه ام،مستم

                                                      نمی دانم کدامین حال و درد خویش گویم

از آن گمگشته من هم نشانی آور ای قاصد

                                                     که چون یعقوب نابینا سخن با پیرهن گویم

تو می آیی به بالینم ولی آندم که در خاکم

                                                   خوشامد گویمت اما در آغوش کفن گویم.

به تومدیونم

واسه اینکه ازتودورم به تومدیونم

واسه کشتن غرورم به تومدیونم

توکه حرمتوشکستی پای عهدت ننشستی

واسه چشای خیسم به تومدیونم

اینکه ازغم می نویسم به تومدیونم

اینکه بی جونم وسردم

اینکه بی روحم وزردم

پی آرامشی که بردی ومن پی اش می گردم به تومدیونم

به تومدیونم که غرورم وشکستی عین شیشه

به تومدیونم که کشتی دلموواسه همیشه

 به تومدیونم منودادی به بی بها ،بهانه

به تومدیونم واسه بغض عمیق این ترانه

به تومدیونم شکستی حرمت شب و  من وماه

به تومدیونم کم آوردی ورفتی اول راه

به تومدیونم عزیزم واسه این حال مریضم

اگه مثل برج سنگی جلوی چشات  می ریزم

 به تومدیونم به تومدیونم به تومدیونم

به تومدیونم غرورم وشکستی عین شیشه

به تومدیونم که کشتی دلموواسه همیشه

 آدما از ادما زود سیر میشن

آدما از عشق هم دلگیر میشن

آدما رو عشقشون پا میذارن

آدما آدمو تنها میذارن

منو دیگه نمی خوای خوب میدونم

تو کتاب دلت اینو میخونم

یادته اون عشق رسوا یادته

اونهمه دیوونگی ها یادته

تو میگفتی که گناه مقدسه

اول و اخر هر عشق هوسه

آدما اخ ادمای روزگار

چی مونه از شماها یادگار

دیگه از بگو مگو خسته شدم

من از اون قلب دو رو خسته شدم

نمی خوای بمونی توی این خونه

چشم تو دنبال چشمای اونه

همه حرفای تو یک بهونه س

اون جهنمی که میگن این خونس

گل نـــازم حلالـــم کن

مي روم بـــا زخــم پايــم ، مي روم

                                   مي روم بـــا دردهــايم ، مي روم

 

        در قـفــس ديگــر نمي بـيــني مـرا

                                   بـا قـفـس ، در بنـدهـايم مي روم

 

        خسته ام،در خواب شيرين تو  هَـم

                                  شــايد از امشـب نيـايم ، مي روم

 

        تكّــه هـــاي چـيـني قــلــب مـــرا

                                  دفن کن امشـب برايـم ، مي روم

 

        يــادگــارم اشـك هــاي بـي امــان

                                   يك كمي هم خنده هايم،مي روم

 

        مــن تــو را با خــاطرات خــوب تـو

                                    مي سپـارم با خـدايم ،

                                                            مي روم .

افسوس

هنوزم چشمای تو مثل شبای پر ستاره س

       هنوزم دیدن تو برام مثل عمر دوباره س

           هنوزم وقتی می خندی دلم از شادی می لرزه

                     هنوزم با تو نشستن به همه دنیا می ارزه

 

اما افسوس تو رو خواستن دیگه دیره دیگه دیره

اما افسوس با نخواستن دلم آروم نمی گیره نمی گیره

 

تا گلی از لب ایوون تو پژمرد و فروریخت

      شبنمی غمزده از گوشه ی چشمان من آویخت

                  دوری بین من و تو دوری ماهی و دریاس

                             دوری بین من و تو دوری ماه و تماشاس

 

اما افسوس تو رو خواستن دیگه دیره دیگه دیره

اما افسوس با نخواستن دلم آروم نمی گیره نمی گیره

 

آرزوهای برباد رفته

و امشب شاید آخرین باران بهاری و بیشتر شب آرزوهاست که مرا به خیال تو گره زد...

هرچند این بار قطره های اشک برقطره های اندک باران پیشی گرفت ..

خدای من چه پیوندی ست میان باران تو و باران من و خاطرات ...

امشب شب آرزوهاست .نگاهت به آسمان باشد

كه بهترين آرزوهایم را به یاد آرزوهای برباد رفته ام به دست

فرشتگا ن سپرد ه ام.............

دلم برات تنگ شده

سلام سلامی به تو که نمی دانم خلوتت را چه کسی بر هم می زند؟؟؟؟سلام به تو که نمی دانم قلبت برای چه کسی می تپد؟؟؟سلام به تو که نمی دانم شانه هایت تکیه گاه کیست؟؟

و چه دلخراش است تنهایی و بی خبری و چه سخت است در اوج نزدیکی و هم آغوشی از هم دور بودن و چه بی رحم است زمانه!

برنگرد ؛
که بر نمی گردی تو هیچوقت
نمی خواهی داشته باشمت ، نترس
فقط بیا
در خزان خواسته هام
کمی قدم بزن
تا ببینمت
دلم برای راه رفتنت تنگ شده است...

باور کن که مرده ام