تقديم به بهترينم ♥

خیابان عشق

 

هر کسی برای خودش خیابانی دارد…


کوچه ای…


کافی شاپی..


و شاید عطری…


که بعد از سالها… خاطراتش گلویش را چنگ میزند!

قهوه عاشقانه

انجمن عاشقانه ی کلبه ی عشق


به اندازه ی نوشیدن یک فنجان قهوه ی تلخ بمان


بمان و تحمل کن


من نگران بعد رفتنت نیستم


من نگران خاطرات شیرین لحظه های با تو بودنم


که همه را با رفتنت تلخ میکنی


پس بمان و با نوشیدن یک فنجان قهوه


کام خود را برای مدتی هرچند


کوتاه تلخ کن


و بدان مدتها کام


که نه زندگی من را تلخ کردی


ومن تلافی جز تعارف یک فنجان قهوه ی تلخ به تو نداشتم…

دوست داشتن يعني:


دوســــت داشتنـــ یعنیـــــ

اونــــــــــیِــًٍ که صد دفعهـٌٍ ناراحتشـــٌٍ میکنیــــــٌٍِ

هربـآٌٍر میگــــهـٌٍ ::

اینـــٌٍ دفعـهـ آخریهـٌٍ کهـٌٍ میبخشمـــتــٌٍ .

وبا اخم میاد تو بغلتــ و عاشقانهـٌٍ میچسبهــٌٍ بهتـــ !

اینجا در قلب من حد و مرزی

برای حضور تو نیست

به من نگو که چگونه بی تو

زیستن را تمرین کنم

مگر ماهی بیرون از آب

می تواند نفس بکشد؟؟؟

مگر می شود هوا را از

زندگیم برداری و من

زنده بمانم؟؟؟

بگو معنی تمرین چیست؟؟؟

بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟؟؟

بریدن از خودم را؟؟؟

بيچاره احساسم...

آرامتــر تكــانـش دهیــد...


مـَـرگ مَغـــزی شُــده...بــایـد زودتـــر دفــن شــود...


چیـــزی بــَرای اِهـدا هـــم نــدارد...


اِحســـاسَـــم استــــ !


تــــا همیـن دیــروز زنـده بـــود


خـــــودمــ دیـــدمــ ،


كِســـی لِهــــش كــــــرد و رَفــتـــــ..!

یکی "بهتر از من"

پیدا کرد!!

در حالی که"به صد تا بهتر از او"

گفتم:

"یکی" دارم....!!


اغوش

ﺁﻏـــــــﻮﺵ ﮐﺴـــﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺑﺩار ؛
ﮐـــﻪ ﺑـــﻮﯼ "ﺑـــــﯽ ﮐﺴـــﯽ" ﺑﺪﻫﺪ ،

ﻧــﻪ ﺑــــﻮﯼ

"ﻫــــﺮﮐﺴـــﯽ"



√ Like

درد دارد!

درد دارد! کسی تنهایت بگذارد


که به جرم با او بودن....


همه تنهایت گذاشتند
برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

امروز عشق به من رو كرد


امروز دوباره عاشق شدم
تکيه دادم به شانه هاي مردانه ات
موهايم را نوازش مي کردي
...
مرا که مي شناسي
رويا زياد مي بافم
راستـــــي
دلم براي عطر تنت تنگ شده بود
پيراهنت را جا گذاشتي
براي بردن آن هم نمي آيي؟

تو چی میدونی از من؟

تو چی میدونی از من؟

نه. واقعا چی میدونی از بیچارگی ها و درماندگی هایی که به خاطرت میکشم؟

از همون اولش سنگ هاتو باهام واکندی.

بهم فهموندی هر وقت تو بخوایی من باید باشم ولی این دلیل نمیشه هر وقت من بخوام تو هم باید باشی.

گفتی باید آزاد باشی و من کاری به کارت نداشته باشم.

گفتی هر وقت عشقت کشید باهام مهربون میشی و هر وقت هم نه که نه.

دیگه جای حرف نداره.

جای بحث نداره.

آره. منم که با همه وجودم میخواستمت و هر روز عشقم بهت بیشتر میشه مثل بنده حلقه به گوشت فقط گفتم چشم. چشم.

حالا تو طبق همون قانون همیشگی بی خیال من شدی.

رفتی که هر وقت دلت خواست برگردی یا شایدم حالا حالا ها برنگردی.

تکلیف من چی؟

پس من؟

من هیچی. من باید خفه خون بگیرم چون خودم به این قانون تن دادم.

من بیچاره به خاطر تو سه بار از مسئولیت هام کنار گذاشته شدم.

به خاطرت هنوزم که هنوزه بعد از دوازده سال مردم حرف پشت سرم میزنند.

تو هم که عین خیالت نیست.

دنبال عیش و نوش خودتی.

چمیدونم. لحو ولعب. هرچی هرکی اسمشو میذاره. اصلا چه فرقی میکنه اسمش چی باشه!

مهم اینه من دارم از درون و بیرون ذوب میشم و یه روزی میرسه که فقط استخوان هام تنها چیزی هست که ازم باقی میمونه.

و تو برای خودم هم تره خرد نمیکردی چه برسه بخوایی واسه استخوان هام خرد کنی.

تقصیر خودمه. میدونم. حالا هم که حالاست میگی برو. میگی مگه من شروعش کردم. میگی مگه فقط من یکیم.

آخه لامسب چی بت بگم!؟

من خواستنم که دست خودم نیست.

تک تک ژن هام با تو زندگی میکنند.

جواب اونا رو چی بدم؟!

اگه یه روز فقط واسه یه ثانیه کوچکترین ذره از وجودم بفهمه تو منو نمیخوای که کل بدنمو خبر میکنه و اون وقته که من از کار میفتم. واسه همیشه.

میدونم که هیچ کدوم از این حرف هام روت اثری نمیذاره ولی من میگم.

حد اقل واسه این که خودم خالی شم.

ببین. دقت کن. دلت میاد این گوسفند های بی چاک و دهن هرچی دلشون میخواد راجع به پیوند منو تو بگن؟

تو که میگم, عین خیالت هم نیست.

بار همه بدبختی های این زخم زبون ها رو شونه منه.

آخه چرا! چطور خدا توانایی خلق چنین موجود بی احساسی رو داشته؟!

ببین. بیا و یه بار هم که شده بذار فکر کنم دارم یه خواب خوش میبینم.

واسه یه مدت کم باهام خوب شو.

اصلا خوب نشو. وانمود کن که خوبی.

اینطور دیگه هرکی هرچی دلش خواست بهم نمیگه.

اینطوری متلک هاشون اینقدر توشون جمع میشه تا باد کنند بترکند.

آخه چرا؟ من چی ندارم که فکر میکنی بقیه دارند؟

تو حتی منو شبیه خودت کردی ولی بازم ازم خوشت نیومد.

پس چرا؟ آخه چرا؟

دیگه داره خوابم میگیره.

همه بدنم از سرما درد میکنه ولی دردش داره یواش یواش لذتبخش میشه.

هوا خیلی سرده ولی خواب تو این هوا خیلی میچسبه.

میدونی که کدوم خوابو میگم؟

خواب مرگ!

من زنم...

من زنم...

دستانم ظريف است...

دنيايم كوچك است

اغاز زمين با من بود...

من سيب را چيدم...

ادم بي تقصير بود...

چون...

من زنم...

احساسم قوي..............

دستانم ضعيف...................

پشتكارم قوي........................

پشتم ضعيف............................

قلبم شكستني *حالت گرفتني *چكش خوار

دستانم را كه ميگيري...

لحظه هايم مانند ضربان قلبم تند ميشود

من زنم...

سيب چيدم...

شايدم گندم...

مرا به خاطر بسپار...

من زنم...


هفته ديگه تولدمه.....

هفته ديگه يعني ۲۵/۱۲/۹۱ تولدمه..

امسال برعكس سالهاي گذشته حسي ندارم

يعني خوشحال نباشم ناراحتم نيستم....

يعني ديگه خودمم نميدونم خوشحالم يا ناراحت....

ديگه هر مزه تلخ و شيريني يكي برام حساب ميشن...

                                                              تولدمه اما....

                                                         تسليت ميگم ب خودم

روز ميلاد همان روز كه عاشق شده بود                         مرگش با ميلاد برابر شد و رفت

فرصتی نمانده است


بیا همدیگر را بغل کنیم

 

فردا

 

یا من تو را میکشم

 

یا تو چاقو را در آب خواهی شست

 

همین چند سطر

 

دنیا به همین چند سطر رسیده است
به اینکه انسان

 

کوچک بماند بهتر است

 

به دنیا نیاید بهتر است

اصلا

 

این فیلم را به عقب برگردان

 

آن قدر که پالتوی پوست پشت ویترین

 

پلنگی شود

 

که میدود در دشتهای دور

 

آن قدر که عصاها

 

پیاده به جنگل برگردند

 

و پرندگان

 

دوباره بر زمین...

 

زمین...

نه!
به عقبتر برگرد

 

بگذار خدا

 

دوباره دستهایش را بشوید
در آینه بنگرد

 

شاید


تصمیم دیگری گرفت...

شاید هنوز


امیدی به عبور رهگذری غریب از کوچه های متروک باشد

 
شاید هنوز


امیدی به تابش برقی در چشم های همسایه باشد


شاید هنوز


قاصدکی به سوی دست های من پرواز کند


ببین !!!!!!!


دست هایم هنوز به انتظار آن قاصدک گشوده است...

اونکه میگفت جونش به جونت بسته است 

حالا داره به خنده هات میخنده 

اونکه میگفت بدون تو میمیره 

دروغ میگه دلش جنس کویره 

دروغ میگه تو گوش نده به حرفاش 

نگو میخوای هنوز بمونی باهاش 

خیال نکن بدون اون میمیری 

بذار بره نباشه جون میگیری

13529000211 تقدیر

در جوانی پیریم؛
 

  گیج و گنگ و خسته،
 

  در پی تقدیریم.

 

  مغزمان زنگیده،
 

  قلبمان سنگیده،
 

  چشممان خشکیده،
 

  در سکوتی مبهم،
 

  عاقبت میمیریم.

تقدير

دوست داشتن را نه می نویسند نه میگویند ، ثابت می کنند .

گیرم که از حصار کوتاه دلم ساده می پری ، با دیوار بلند خیالم چه می کنی ؟

 خواستی دیگه نباشی ، آفرین ، چه با اراده ، لعنت به دبستانی که تو از درس هایش فقط تصمیم کبری را آموختی .

 توی زندگی هر کسی یکی هست که مثل "هیچکس" نیست .

میدونی بهشت کجاست ؟ یک فضای چند وجب در چند وجب ! میان بازوهای کسی که دوستش داری .

چه تلخ است علاقه ای که عادت شود ، عادتی که باور شود ، باوری که خاطره شود و خاطره ای که درد شود .
 زلالترین شبنم شادی را بر لبانت آرزو دارم ، نه برای امروزت ، برای فردای هر روزت .

این روزها یکرنگ که باشی چشمشان را می زنی ! خسته می شوند از رنگ تکراریت ، این روزها دوره ی رنگین کمان است .

 هوای فاصله سرد است ، من از کلاف دلم برایت خیال گرم می بافم .

 انصاف نیست دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم های تکراری را روزی هزار بار ببینی و آنقدر بزرگ باشد که نتوانی آن کس را که دلت میخواهد حتی یک بار ببینی !

هنوزم هستي براي من...

[تصویر:  58533963662345462831.jpg]

حالا تو ايت قصه يخي بي تو من منتظرم

توي كفر لحظه ها بي تو من بي خبرم

:-S


عاشقانه چون مرگ صدايم كن

مرا در ابهام نامت ارام كن

درگلويم شعري از نيمه شب

در چشمانت شعري از افتاب

اخرين برگ پاييزم

تو بيايي يا نه خواهم رفت

ميدانم با تو بودن خواب است

((از خواب بيدارم نكن))

زنــــدگــــی بـــه مـَــن آمـــوخـــتـــ

آدَمـــ هـــا نــــه دُروغــــ می گــــویــَـنـــد ,

نــــه زیــــر ِ حــَــرفـــشـــان مـــی زَنــَـنــَـد ...!!

اگــَــر چـــیـــزی مـ ــــی گـــویــَـنـــد ...

صـــرفـــاً " احـــســـاســشـــان " دَر هــَـمـــان لـَــحـــظـــه اســـتـــ ...!! ...

نـــــــــبـــایـَــد رویــَـشـــ حـــســـابـــ بــاز کـــرد

[تصویر:  vevv6rkirog3cpetc28a.jpg]

 

ღ دلــم "گــرفــتــه" ღ  



[تصویر:  67505875815499396120.jpg]


خــــــــــــــدايــــــــــــــــــــــــــــــــا



اگــــــــــه اونـــــــــــــا تـــــــــو اونــــــ روزايــــــــ قشــنـگــــــــــ بـــــهم داديـــــــــــــ


ديـــگــــه چـــرا تـــو ايــــن روزايـــــــ جـــــهــــــنــــــمـــــــي ازمـــــــ گــــرفـتـيـشــــ ؟


چرا ؟


مـنـو مـيـبيـنـي ؟


دارمـــــــــــ ميــــميــــرمــــــــــ ؟


دارمـــــــ ذره ذره آبـــــــــــ مـيـشم


تـــــــــا كيـــــــــــــــــــــــــ


بـــــس كـــــــن


تــاوان كـــدوم كـــــارمـــــو دارمــــــ پـــــس مـــيــدمـــــــــ ؟

[تصویر:  04742790949074405327.jpg]


13531728701 جای من اینجا نیست

جای من اینجا نیست

 

جای من گُم شده است

 

من از این همهمه ی اهل زمین بیزام

 

دلِ من می خواهد جایی باشم

 

که در آنجا نباشد هیچ ردّی

 

از آدمها

 

که بخواهند

 

که درکم نکنند

 

یا که تَرکم بکنند

 

یا دلم را بشکنند

 

سرزمینش سرسبز

 

چشمه هایش پر آب

 

و درختانی داشته باشد سر به فلک

 

و در آنجا نوازش بدهند گوشم را

 

جیک جیکِ گنجشک ها

 

غُورغُور قورباغه

 

شُرشُر آبِ روان

 

و هزاران صدای دیگر

 

و من با سازِ خودم

 

نوازش بدهم گوش طبیعت را

 

و چه کیفی دارد

 

تک و تنها در آنجا باشم

 

خانه ام کلبه ای از چوب درختان باشد

 

و چراغ شبهایم مهتاب

 

و ستاره های چشمک زن شب

 

نقاشی کنند

 

صفحه ی سیاهِ شبهایم را

لبخند بزن عکاس مدام این جمله را تکرار میکند ...

i died

you went away

took my heart

i dropped a tear

and....

and died that night

i loved you

STABY....

روي قبرم....

روي قبرم بنويسيد كبوتر شد و رفت

زير باران غزلي خواند دلش تر شد و رفت

چه تفاوت كه چه خوردست غم دل يا سم

انقدر غرق جنون بود كه پرپر شد و رفت

روز ميلاد همان روز كه عاشق شده بود

مرگش با ميلاد برابر شد و رفت

او كسي بود كه از غرق شدن ميترسيد

عاقبت روي تن ابر شناور شد و رفت

هر غروب از دل خورشيد گذر خواهد كرد

عاشقي ساده كه يك روز كبوتر شد و رفت


جاذبه چشمات کشته مارو

کشف کردمت ...!!

جاذبه ی چشم های تو ...

زمین را

از رو

برده است !!

گناهه ب خدا گناهه

لمسِ تن تو

شهوت است و گناه


حتی
اگر خدا عقدمان را ببندد….
داغیِ لبت ،
جهنم من است

حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند
هم آغوشی با تو ،
هم خوابگیِ چرک آلودی ست
حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد…..
فرزندمان،
حرام نطفه ترین کودک زمین است
حتی اگر تو مریم باشی
و من روح القدس
حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم ،
یک
بوسه
یک نگاه حتی ـ حرامم باد

اگر تو عاشقم نباشی

.....

به زخمهایم می نگری ... ؟!

درد ندارند دیـــــــــــــــگر ...

روزی که رفتـــــــــــــــی ،

مرگ تمام درد هایم را با خودش بـــــــــــــــرد !

مرده ها درد نـــــــــــــــمی کشند ... !

حرف آخرم این اســـــــــــــــت ...

برنگرد دیـــــــــــــــگر !!

زنده ام نـــــــــــکن ... !