حلالم کنید(پست ثابت3)

یکی از دوستای خوبم پیشنهاد تعطیلی وبمو داد......

خیلی بهش فکر کردم ودیدم تعطیل بشه بهتره....

از همتون به خاطر اینکه همراهم بودید تشکر میکنم .....

ببخشید وحلالم کنید خیلی جاها ناراحتتون کردم.............

نظراتتون رومیخونم...........

هروقت وب جدید زدم خبرتون میکنم....

فقط توی این وب یه حسرت دیگه مینویسم (تا یکهفته ی دیگه) وبعددیگه تعطیل.........

امیر دوست داشتم ...... دارم ...... خواهم داشت......مواظب خودت باش.............

چه شد......(پست ثابت2)

امیر(پست ثابت1)

گـــناهش پــــآیِ تـــو...

بـــ ه هــــیچ عشقـــ ی

دیگــــر ایــــمان ندآرم

کــــآفـر شده اَم...

چرت نویس

کــــــــــــــــــــــــــــاش می دانستی و می فهمیدی که برای داشــــــتـــــــــنـــــــــت……. دلــــــــــــــــــــی را به

دریا زدم

که از آب واهــــــــــــــــــــــــــــــــــــمــــــــــــــــه داشـــــــــــــــــــــت

-----------------------

 

میخک است دیگر :
بعضی وقتا تو دعوا فقط باید نگاه کنی سکوت کنی!
فحشاشو بده و بهونه هاشو به جون بخری!
تموم که شد بغلش کنی و آروم در گوشش بگی
با من نجنگ ..
من دوست دارم..

 

----------------------------

اگر روزی رسیدی که من نبودم
تمام وصیتم به تو این است
” خوب بمان ”
از آن خوب هایی که من عاشقش بودم..!

شاید انسان هاااا

به آخر خط رسیدم

 اینجا آخر خط است

 دلم می خواهد یک دل سیر بمیرم!

 حال خوشی ندارم

 دل خوشی ندارم از این دنیا و آدم های به ظاهر آدمش!

 من هیچ کس نیستم

 من هیچ چیزی ندارم حتی برای باختن

 من،من هستم

 تنها

 تنهای تنها

 شکسته ام

 کمرم شکسته اما

 کسی تکیه گاه من نیست

 غرور من به لجن کشیده شد

 وقتی دیگران با هم بودند

 و من با نگاه های سرد آن ها تحقیر شدم

 من یک روز خواهم مرد با تمام آرزوهایم

 با تمام عقده هایم

 من عاقبت دق خواهم کرد...

چقدر همه جا بوی شهوت می آید




 خیابان بوی گند شهوت می دهد


 چقدر آدم ها بوی حیوان می دهند


 انگار مردان هوس باز شهر در کمین نشسته اند


 آماده ی حمله و جفت گیری درست مثل یک حیوان وحشی


 و چه زنانی که از این بابت فاحشه نام خواهند گرفت


 و چه مردان بی ناموسی که نشان افتخار خواهند گرفت


 به بهای ویرانی یک فرشته


 پس قبل از آن که خود را قدیس فرض کنی و بخواهی او را فاحشه خطاب کنی


 به یاد بیاور که او هم روزی فرشته بود

خدانگهدار

حسرت-214

سلام دوستای عزیزم

احتمالااین آخرین حسرتی هستش که میخونید مگه این که امیر برگرده....

بازم از همتون تشکر میکنم در اولین فرصت آدرس وبلاگ جدیدموبهتون میدم

ادامه نوشته

امیر نوشت :


این روزها ساکت که بمانی…


می رود به حساب جواب نداشتنت


عمرا اگر بفهمند داری جان میکنی


تا احترامشان را نگه داری …..

 

از حال من مپرس که بسیار خسته ام 

 

یوقتایی  فقط حسرت میخوری ، حسرت فرصتهای از دست رفته 

یوقتایی هم مجبوری حرص بخوری ، حرص فرصت های نداشته 


همین یوقتها از زندگی برای من مونده و بس ...


خودم رو سرگرم کار کردم که این حسرت ها و حرص ها از یادم بره 

ولی دریغا ...

هر جا برم همین که بخوام کاری بکنم این تضاد لعنتی میاد سراغم


******

میخک نوشت: 

اینا برای من جواب نشد...... مرسی که ساکت موندی و جواب تلفنمو ... ندادی تا احتراممو نگه داری!!!!!  در مورد فرصتهاو حسرتها و حرص ها مقصر خودتی.... من به گذشتت کاری ندارم .... به رابطه ی خودم و تو کار دارم...... توی این یکسال و 5 ماه که با هم بودیم حتی یکی از کارایی که گفتیو ثابت نکردی ولی من هرکاری ازم خواستی انجام دادم جز مورد آخر که واقعا نتونستم...... به چکاری خودتو سرگرم کردی؟؟؟؟؟ منم مثل تو خودمو سرگرم میکنم ببینم چه لذتی داره.....گفتم اگه عاشقمی باید محرم اسرارت باشم سنگ صبورت باشم.....نه این که ....... بگذریم تو هزارتا قسم خوردی برام تا آخر عمر همه چی رو به جون میخری ولی کنارم میمونی..... گفتم طلاق نمیگیرم گفتی به امید یک درصد می مونی... گفتم شاید ماهی یکبار ببینمت گفتی راضی هستی..... هزاران حرف دیگه...... سنگ انداختم قبول کردی ..... منو راضی کردی عاشق خودت کردی ......بعدش وقتی دیدی عاشقت شدم غیب زدنهات شروع شد..... دروغ گفتنهات..... بیخیال امیر..................... بیا با خودت و با من روراست باش...............  با خیال راحت وبلاگهات رو آپ کن ,وقتی وارد ایمیلهات میشی بزار چراغت روشن باشه..... با اینکه دارم اتیش میگیرم... دارم میسوزم و مینویسم....... فقط بغضمو قورت میدم......  ولی راحت باش ...... هروقت حس کردی واقعا میتونی باهام روراست باشی ... میتونی راحت بگی امروز با فلانی بودم و فلان کارو کردم (حتی چت....)  هروقت حس کردی ............   اونموقع بیا سراغم ....... نمی خوام مزاحم آسایشت باشم.... نمی خوام کنه باشم......

فقط مواظب باش خیلی  زود دیر میشه.......

امیر

منتظرم

حسرت- شکست-تمام

آخ که چقدر دلم براش تنگ شده..........

آغوشش...........

دستای گرم و مهربونش..........

نگاهاش.......

صداش..............

بدجوری دلم هواشو کرده...............

داره چکار میکنه؟؟؟؟؟؟

اصلا منو دوست داره؟؟؟؟؟؟؟؟

به یادمه؟؟؟؟؟؟؟؟

حالش خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدایا کاری کن یه روزی یه جایی بدجوری هوای منو بکنه و مثل الان من فقط مجبور باشه بغضش رو قورت بده و.......

حالا که اینطور میخواد دیگه مزاحمش نمیشم ........

بالاخره به هدفش رسید........

آره دل ساده و احمق من بشین و به حالت خودت گریه کن.....

برای دومین بار شکسته شدی..........

ضربه ی این دومی بدتر بود ...............

تنهاتر از قبل شدی........ دلشکسته تر........ داغونتر.......

جسمت...... روحت....... مالت.......... همه و همه به فنا رفتن........

میخوام یه زندگی جدید رو شروع کنم.......

هنوز تصمیم قطعی نگرفتم ولی می دونم از این دوراه یکیشو انتخاب میکنم

1-به زندگیم ادامه میدم مثل قبل با این تفاوت که فقط آرینو بزرگ میکنم و منتظر مرگ میمونم وبس

2-به زندگیم مثل قبل ادامه میدم و آرینو بزرگ میکنم ولی با یه تفاوت بزرگ .... آره با همه دوست میشم و خوش میگذرونم تا غمهامو فراموش کنم.........