وقتي كليد گم ميشود!!!!
فرانسه
در این کشور درها معمولا قفل نیستند، بنابراین دستگیره در را می
چرخانند و در را باز می کنند. بعداً ماموران یک کلید یدکی درست می کنند یا قفل را
عوض می کنند.
آمریکا بلافاصله f.b.i تعداد 194 نفر از مظنونین القاعده را دستگیر و تعدادی از ایرانیان را اخراح می کند و در بازوجویی اعضای القاعده تعدادی بمب و موشک و نارنجک و تانک نفربر و موشک ضد موشک در خانه های آنها پیدا می کنند، اما کلیدی پیدا نمی شود.
آلمانحتما یک کلید یدکی در جیب هلموت کهل است، آن را از او می گیرند.
بلژیک ابتدا مسئول مربوطه به ماموران نامه می نویسد و این خبر را می دهد، بعد موضوع طی نامهای به وزارت کشور و وزارت امور خارجه خبر داده می شود، بعد نامه هایی برای پارلمان اروپا نوشته می شود. بعد از نه ماه نامه نگاری کلید خودش پیدا می شود.
انگلستاندر انگلستان هیچ وقت هیچ کلیدی گم نمی شود، مگر اینکه از دهها سال قبل در مورد آن تصمیم گرفته شده باشد.
کلمبیا رئیس جمهور از قاچاقچیان می خواهد کلید را پس بدهند، آنها هم از او می خواهند قول بدهد دیگر درها را قفل نکنند.
واتیکانپاپ از خداوند می خواهد جای کلید را نشان بدهد، بعد هم یک کلید ساز می آورند و در را باز می کنند.
ایتالیاگم شدن در این کشور طبیعی است، بنابراین در را می شکنند و خسارت آنرا به برلوسکونی می دهند.
افغانستان با یک توپ 106 در را از جا می کنند و در این ماجرا تعدادی از نیروهای آمریکایی و القاعده هم به قتل می رسند.
عراقچند ساعت منتظر می مانند تا عملیات استشهادی انجام شود، در جریان عملیات در هم باز می شود و می بینند صدام آنجا نیست.
سوئیس برای انتخاب بین باز کردن در یا باز نکردن آن رفراندوم برگزار می کنند.
روسیهیکی از دزدهایی که وزیر شده است، با یک سنجاق در را باز می کند.
نام ايران
واژهٔ ایران
(به پارسی باستان «آئیریانا»، به پارسی میانه: ، تلفظ با یای مجهول: ĒRĀNŠAHR)، و برگرفته از کلمه «آریانام خَشَترام» و به
معنای «سرزمین آریاییان» است که در گذر زمان به ایرانشهر و سپس در دورهٔ ساسانی به ایران تبدیل
شدهاست.
واژهٔ «آریا» در زبانهای
اوستایی، پارسی باستان و سانسکریت به ترتیب به شکلهای «اَیریه» ، «اَریه»، «آریه» به کار رفتهاست. همچنین
در زبان سنسکریت «اریه» به معنی سَروَر و مهتر و «آریکه» به معنی مَردِ شایستهٔ
بزرگداشت و حرمت است و آریایی به زبان اوستایی «ائیرین»[پ ۶] و به زبان پهلوی و پارسی دری «ایر» خوانده
میشود و ایرج به زبان آریاییاست.ایر در
واژه بهمعنی «آزاده» و جمع آن «ایران» بهمعنی «آزادگان» است.
«ایران» در واژه به معنی «سرزمین آریاییان»
است و مدّتها پیش از اسلام نیز نام بومی آن ایران، اِران، یا ایرانشهر بود. ،
البته از ۶۰۰ سال پیش از میلاد تا ۱۳۱۴ (۱۹۳۵) در میان اروپاییان با نام «پرشیا» شناخته
میشد. که در سال ۱۳۱۴ در شرف تأسیس جامعه ملل با درخواست رسمی رضاشاه پهلوی همان نام بومی
کشور (ایران) در عرصهٔ جهانی هم به کار برده
شد. نام «پرشیا» همچنان برابر نام ایران است و در زبانهای اروپایی به دلیل سابقه
تاریخی - فرهنگیاش کاربرد دارد، اما در اخبار سیاسی بیشتر نام ایران به کار برده
میشود.
یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت.وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ ۵۰۰۰ دلار داره.
کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره.. و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته.
کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت وماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.
خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت ۵۰۰۰ دلار + ۱۵٫۸۶دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد.
کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت :” از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم” و گفت ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که ۵۰۰۰ دلار از ما وام گرفتید؟
ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین 7۵۰٫۰۰۰ دلاری رو برای ۲ هفته با اطمینان خاطر و با فقط ۱۵٫۸۶ دلار پارک کنم؟!
مرگهای عجیب !!
آلن پينکرتون موسس آژانس کارآگاهي آمريکا( 1819، 1884) هنگام نرمش صبحگاهي به زمين خورد و زبانش لاي دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقارياي ناشي از اين زخم درگذشت.
يزادورا دانکن رقاص آمريکايي ( 1878، 1927) هنگامي که در اتومبيل بود، شال گردن بلندش به چرخعقب اتومبيل گير کرد و گردنش شکست و خفه شد.
الکساندرپادشاه يونان(۱۸93 192۱) يک ميمون خانگي گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت.
مردی، اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بینندهای را به خود جلب میکرد. همه آرزوی تملک آن را داشتند.
باديهنشین ثروتمندی پیشنهاد کرد که اسب را با دو شتر معاوضه کند، اما مرد موافقت نکرد.
حتی حاضر نبود اسب خود را با تمام شترهای مرد باديهنشین تعویض کند.
باديهنشین با خود فکر کرد: حالا که او حاضر نیست اسب خود را با تمام دارایی من معاوضه کند، باید به فکر حیلهای باشم.
آقايون چطور نيمرو درست ميكنن؟
خانمها چطور نیمرو درست میکنن؟
۲- توی ماهیتابه روغن میریزن
۳- اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنن۴- تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن
۵- چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن.
آقایون چطور نیمرو درست میکنن؟
تعجب خدا....
So you would like to Interview me? “God asked”
به كجا چنين شتابان؟
گون از نسیم پرسید
دل من گرفت ز این جا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟
همه ارزو یم اما
چه کنم که بسته پایم
به کجا چنین شتابان؟
به هر ان کجا که باشم
به جز این سرا سرا یم
سفرت بخیر! اما تو و دوستی خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را
نوبل
آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند!
زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامهها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است.
آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را میخواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد: "آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مرگ آور ترین سلاح بشری مرد!"
آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟
سریع وصیت نامهاش را آورد. جملههای بسیاری را خط زد و اصلاح کرد.
پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزهای برای صلح و پیشرفتهای صلح آمیز شود.
امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزههای فیزیک و شیمی نوبل و ... میشناسیم.
او امروز، هویت دیگری دارد.یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی استگاهي يك تغيير كوچك...
تست روان شناسي
روی ميز
صبحانه شما اين ميوه ها گذاشته شداند، كه يكی را بايد انتخاب كنيد:
۱. سيب
۲. موز
۳. توت فرنگی
۴. هلو
۵. پرتقال
خبر بد
مرد ثروتمندی مباشر خود را برای سرکشی اوضاع
فرستاده بود. پس از مراجعه پرسید:
-جرج از خانه چه خبر؟
چرا نبايد به هتل 5 ستاره برويم؟؟؟؟
پیشخدمت: چه میل دارید؟ آب میوه؟ سودا؟ شکلات؟ مایلو (شیر شکلات)؟ یا قهوه؟”
شما: لطفا یک چای”
نکات طلایی از زبان مدیران موفق امروز
به نقل از مجله موفقیت : همه ما سرعت را دوست داریم. ما وقت مطالعه نداریم. امروزه جهان چنان به سرعت پیش می رود و تغییر می کند که درست همان موقع که ما داریم چیزی یاد می گیریم می بینیم جهان از بعضی جهات تغییر کرده است. بنابراین ما در هر حوزه ای اطلاعات کم حجم ولی مفید و روشنی لازم داریم که چکیده کلام را به ما بگوید و تا قبل از رسیدن اطلاعات جدید بعدی ما را به سطح جدیدی از آگاهی و عمل برساند.
در حوزه کسب و کار، آن چه مسلم است این است که همه دوست دارند شرکت یا موسسه شان جزو موفق ترین ها باشد. سهام شرکتشان دست به دست بچرخد و سرمایه گذاران برای آن سر و دست بشکنند و هر سال شرکتشان ترقی کند. تولید بیشتر، تولید بهتر و برتر، فروش بالا و محبوبیت در بین مشتریان، همگی از آرزوها و خواسته های یک مدیر است.
یک مدیر موسسه یا شرکت و یا تیم فوتبال... همه خواهان پیروزی هستند اما آیا پیروزی فقط با کار بیشتر ممکن است؟ یا ثروت و سرمایه بیشتر، یا تجهیزات و امکانات پیشرفته تر؟ یا فقط با نیروهای تحصیل کرده؟ خیر. امروز، در همه کشورهای جهان ساعت ها کلاس درسی با موضوع مدیر و مدیریت برگزار می شود و در موسسات و دانشگاه ها تعریف های مختلف از مدیریت عنوان می شود.
اما آن چه که تمام مدیران موفق دنیا به اتفاق آرا بر آن تاکید دارند اهمیت نیروی انسانی است. موفق ترین مدیران امروز جهان بیش از هر چیز از اهمیت ارتباط موثر با کارکنان و توشیق کار تیمی و ایجاد محیط کار سرشار از انرژی، نوآوری و خلاقیت سخن می گویند. هیچ میزان سرمایه یا پیشرفته ترین دستگاه های تکنولوژی نیم تواند جای رابطه درست بین مدیر و کارکنان را بگیرد و نقشی بیشس از آن در موفقیت شرکت یا موسسه ایفا کند. در این جا ده راهبرد کلیدی برای مدیریت موفق را از زبان بهترین مدیران جهان می خوانید.