آقای لحظه به لحظه ی مان

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام آقای لحظه به لحظه ی مان .

                 لحظه به لحظه ی مان...

                     لحظه به لحظه ی مان...

                          لحظه به لحظه ی مان...

                              لحظه به لحظه ی مان...

 

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمة وابیها و امها وبنیها سرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک

مرا محب کن لا اقل آقا...

سلام آقا ...

رک بگویم ؟

نه رک نمی گویم نیازی نیست بگویم وقتی

وقتی آمده ام خواهش کنم آنقدری از محبتت را نسیبم کنی که فقط دلم برایت تنگ بشود و خریدارت هم بشوم ... .

قسم می خورم بعد از آن دگر جز خودت و خودم را برای خودت هیچ چیز دیگر نخواهم ... .

سختی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام آقای من آقای بزرگ

گاهی از این که تنهایتان گذاشته ام رنج برده با اشک عذر خواسته ام اما در تمام روز هایی که فراموشتان کرده ام نمرده ام .

آقا عذر می خواهم که از تمام روزهایی که به یادتان نبوده ام جان در کرده ام

اما آقا ، جانم از دریچه ی روزهایی که به یاد شما نبوده ام سالم نگذشت

دلم سالم عبور نکرد

روحم خسته شد

جانم به کما رفت

و دلم مرد

در تمام روزهایی که به یاد شما نبودم دلم مرد.

آقا آنقدر ها هم ساده نبود به یاد شما نبودن .

عجل علی ظهور فی قلوبنا...

 

 

اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم

 

اللهم صل علی فاطمة وابیها امها و بعلها و بنیها وسرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک

 

می توانم خوشحال باشم

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام آقا

تولدتان را اگر هرروز تمدید کنیم

می توانم خوشحال باشم که

در این کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

اگر هر روز باکاسه ای شیر بیاییم در خانه ی پدر یتیمی مان

می توانیم انتقام سیلی زهرا بگیریم

البته اگر ...

آقا اگر یک روز صبح که بیدار میشوم تا شب یادم نرود کاسه ی شیر را بیاورم

و مانده هنوز تا انتقام سیلی زهرا بگیریم

و خاک بر سرم

امروز عاشورا بود...

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمة ابیها و امها و بعلها وبنیها وسرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک

...

سیاه روتر از آنم كه جرات كنم به سپیدارها نزدیك شوم، بی مایه تر از آنم كه داراییم كفاف خریدن یك شاخه لبخند را برای لبانت بدهد.

دلم هر جایی تر از آن است كه بتواند شبی، ساعتی یا حتی به قدر چند جمله ای با تو خلوت كند. اما شكسته تر از آنم كه به انكسارم رحم نكنی، و تكیده تر از آنم كه راضی بشوی استخوان هایم زیر بار بی‌اعتنایی ات خرد شود، و دست خالی تر از آن كه دست رد به سینه ام بزنی!

چه آرزوهایی برایم در سر داشتی و به بارور شدنم چه امیدها كه نبسته بودی! چه خاطره هایی شیرین داشتم از هم صحبتی با تو و چه جام هایی از نور ناب نوشیده بودم از كلامت!

چرا عقب افتادم از قافله ات؟ چرا جا ماندم از كاروانت؟ چه شد كه تا به خود جنبیدم، وسط صحرا زمین گیر خفت خود شدم و دیگر از تو حتی سوسویی هم پیدا نبود؟

تقصیر كه بود؟

من؟ ... آری! این من بودم كه خودم را برابر وسوسه ابلیس باختم، من بودم كه بریدم، من بودم كه كم آوردم و آن وقت چشم گشودم و دیدم كارم دارد به جای باریك تر می كشد!

منی كه تو را در بهاری ترین سپیده بی ابرترین قله ها یافته بودم، حالا از قعر پاییزی ترین غروب های پست‌ترین دره ها، صدایت می زنم و باور كن ایمان دارم كه انعكاس هق هق و بازتاب های "های هایم" به گوشت می رسد و تو با این كه می شنوی ... نه، نباید با پایان بردن این جمله به سوی تو تیر اتهام اندازم، باید به خودم نشتر اعتراف بزنم .

باز هم این منم كه اشكم بی بهره از اضطرار است و ضجه ام خالی از اصرار! زیرا نمی شود گداختگی دلی به چشمت بیاید اما قدمی برای تسلایش برنداری، نمی شود تب و تاب را و پریشانی را ببینی و برای دستگیری، پا پیش ننهی، نمی شود سرانگشتی به ضریح توسلت، دخیل بزند و تو از گره گشایی دریغ كنی!... تو داری شبانه، گوشه گوشه این دریای توفانی را می كاوی.

بادبان‌هایی به بلندای قامتت افراشته و هزاران ریسمان ناگسستنی برای نجات آویخته ای و پیشانیت تا به بیكران ها می تابد، اما باید پنجه غریق هم از میان گرداب بیرون آمده باشد تا تو خودت را برسانی و بیرونش بكشی!

اگر تو را فراموش كرده باشد، حق داری سراغش را نگیری و بگذاری بازیچه التهاب امواج شود، حق داری!...

ولی بیا و به حق آن نان و نمكی كه سر سفره كرامتت خورده‌ام، لحظه ای از این غفلت زدگی من درگذر تا برایت بگویم: وقتی آدم دارد غرق می شود، اضطراب، فریادش را در گلو خفه می كند!

كسی كه یك عمر در عرشه كشتی تو زیسته و به ناز و نعمت عاطفه ات خو كرده، وقتی ببیند خودش با پای خودش به میان ورطه پریده، واقعاً رویش نمی شود چیزی طلب كند. حتی اگر آن خواهش، رها كردنش از تباهی باشد، به خودش اجازه نمی دهد به تو اعتراض كند، به درگاهت شكوه كند، عریضه بنویسد یا دست تظلم بر آورد! احساس می كند مجبور است با رنجش كنار بیاید و بغضش را ته نشین حنجره اش كند و با این حال از شرح حال و روزش برای تو سر باز زند...!

اما خوب كه گوش می سپارم، انگار نجوای تو از میان هیاهوی بوران، حرف دیگری دارد! تو می گویی: "می دانم كه زلال دلبستگی ات به من را گل آلود كرده ای، خبر دارم موریانه‌های نافرمانی چه بر سر كلبه سر سپردگی‌ات آورده اند، از هر طپش و ضربانی كه قلبت دارد، قصه كسالت و یاست را شنیده ام. اما آخرش چه؟ مگر غیر از خانه من پناهگاهی پیدا می كنی؟ مگر جز من كسی هست كه زیر سایه اش، آوارگی‌ات را از یاد ببری؟ مگر نزدیك تر از من عزیزی پیدا می كنی یا دلسوزتر از من، رفیقی را می شناسی؟ مگر نمی دانی كه من سرچشمه حیاتم و هر چه سوای من سراب مردگی است؟ پس چه می گویی؟! دست بر دست نهادن و به من پناهنده نشدن چه فایده ای برایت دارد؟...

بیا برای یك بار هم كه شده، دلت را به دریای مهر من بزن و همه آن چه تاكنون كرده ای به كناری بگذار و بی آن كه به گذشته ات فكر كنی، از ژرفای ضمیرت مرا بخوان! آن وقت می بینی كه همان دم، سبكبال در آسمان آغوشم پروازت می دهم و تو می توانی تا همان قله های بی ابر، دیده در دیده من اوج بگیری..."

درمانده ام  آقا

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام آقا

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمةوابیها و امها و بعلها و بنیها وسرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک  

رمز مطلب برداشته شد

ادامه نوشته

تخریبچی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

گفته بودم :درسپاهتان تخریبچی ماهری میشوم اگر در این دنیای مین گذاری شده معبر بزنم به خویش.

والمری ها منفجر شدند آقا کمک.

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمة وابیها و امها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک

 

عجل علی ظهور

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

...

 

عجل علی ظهور .

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

 

 

اللهم صل علی فاطمة وابیها و امها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک

 

ادامه نوشته

دردا که تو مردی از آینده ای

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

هنوز هوا سرد است من از چه می توانم بنویسم وقتی سوژه ی همه ی شاعران یا گنجشک های هر سال سیم های برق است

یا کودکان هر روز خیابان

من از چه بنویسم وقتی زمین انقدر سرد است با عابران که اگر حتی خورشید هم ذوب شود خواب شب را از چشم هایش نمی توان گرفت

من از چه بنویسم وقتی این جا پر است از شاعرانی که شاید هنوز عاشقند فقط شاید

وتازه که من خیلی دیر رسیدم و قلم ها همه شد این دوربین های دیجیتالی و لحظه ها همه وصال

حالا من از چه بنویسم ؟

از دلتنگ ترین صحنه ای که از تمام دوربین ها که هیچ از تمام نگاه ها جاماند ؟

من چگونه بنویسم

وقتی زمین پر شد از تمام دست های به هم رسیده

با دست های تشنه که هیج

با نگاهی که لب به لب است و باز تشنه چگونه و از چه بنویسم ؟

ای کاش تو افسانه بودی

افسانه بودی در دهان مردمِ یک قوم ،یک ملت ،یک دنیا و تو نبودی

کاش افسانه بودی

مثل جومونگ و دونگی و چه میدانم شاید توشیشان

دردا که تو مردی از آینده ای

نه افسانه ای از پیشینیان

برای زمان بزرگ شدن انسان

ای کاش افسانه بودی تو را نقل می کردیم و آه می کشیدیم و می رفتیم پی کارمان .

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمة و ابیها وبعلها و بنیها سرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک

آقااا

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام آقا

صدای غفلت می دهد زوزه ی پاییزی که از از کربلا گذشته و گرد یخ بسته ی سکوت را توی شهر مردگان زمان می ریزد

بغض با ترانه ها راهی نمی شود

ودلت از گمبد و گل دسته ی باغی با منظره ی پنجره فولاد هم برمی گردد در کنج این خراب آباد

 

انقدر درد تکرارم می کند که سوز را می فهمم

اینجا سکوت هست

اینجا لبهایم پر از آواز سکوتند و من لب به لب

آه آقا

دلتنگم دلتنگم دلتنگم برای دلی که نباشد و من در پی اش آنجایی باشم که باشد

که باشد

که به تحقیق باشد

برای شما باشد

آقااااااااا

آقااااااااا

دلگیرم و آنقدر پر از حقارت تن که سرم از شرم چنان افکنده است که گمان نمیکنم تاب باشد برای سر خوردنِ واژه هایم از این سینه تااااااااا همه ی علاقه ای که مرا عاشق می کند

مرا جان می دهد برای برای شما بودن و بس

همین آقا همین

مگر من از دنیا چه می خواهم ؟

مگر دست این دنیا چقدر خالیست که یگانه خواهش من در تمام سطح زمین جا نمی شود

مگر چه می شود ؟چه می شود این سرا پا تن سرا پا جان شود فقط برایتان

همین همین آقا جان همین ...

مولای من

آقای من

چرا هستمو نیستم

چرا اینجا هستم و یک پارچه در دنیای یاد شماهم که شده نیستم ؟

چراااااااااااااا؟

چرا مولای من

چرا دلم نیست دلی که تارش از خون و پودش از عشق به تکه تکه شدن برای شماست

چراااااااااا؟ چرا آقا ؟

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم

اللهم صلی علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها سرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک

درد بودن و نبودن

 

 

چه دردی دارد ...

        بودنت و ندیدنم

               نبودنم و دیدنت ...

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمةو ابیها وبعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک

ا ن س ا ن ی ت

بسم رب الحسین (ع)

آقا سلام

وقتی دست مهربانیتان را رها کنیم معلوم است که چه سبز چه زرد مثل برگی خوشک می ریزیم

وقتی به وفایتان جفا کنیم از فرط شرمساری هم که شده زرد می ریزیم

و زمان از روی نعش انسانیتمان چه ساده می گذرد

و های و هویمان بدل می شود به خش خش عمری زمان زده

همین .

وقتی دست مهربانیتان را در دست بگیریم چه سبز چه زرد بر بلندای عشقتان جاودانه ماناییم

وقتی به وفایتان جان بسپریم

به قیمت زمان هم از انسانیت خود نمی گذریم .

... .

 

آقا یه پیامک گفت :

"مثل ستاره باش نه خورشید که مردم سرشونو بالا کنن تا ببیننت نه اینکه ازت فرار کنن "

و دلم را شکست

این روز ها خورشید کمتر در آسمان است و ما نمی فهمیم زمستان با ابرهای دلگیرش که بیاید هم قانع می شویم به بخاری و چراغ ...تازه با پرداخت هزینه اش از سهم انسانیتی که شاید فروخته ایم.

 تمام زندگیمان همین دو سطر شده.

(انگار عادت کرده ایم به سانسور)

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه (آمین)

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

هدف

خدایا کمک کن ظهور آقا یک هدف بشه برامون دیگه کافیه این آرزو

یا صادق آل محمد (ص)

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام مولای من

کجای این تاریکی ماتم گرفته اید و از کدام داغ این عزا فغان سر می دهید ؟از داغ رفتن صادق خاندان تان یا از داغ جفای شیعیان به وفایتان؟

پناهگاه دل ماتم گرفته ی تان امشب کجاست ؟شاید در سکوت سوت و کور بقیع غوغا کرده اید

آه این همه غربت دل سنگ را آب می کند فغان که ما هنوز نرم نشده ایم تا تف دیده شویم برای قیامتان

مولای من مولای من مولا جان

 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد آخر تابع له علی ذالک و شایعت و بایعت و تابعت

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها و بنیها وسرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک

عید فطر مبارک

بسم الله ...

  

إِنَّ صَلاتي‏ وَ نُسُکي‏ وَ مَحْيايَ وَ مَماتيلِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ

 

 

غیرت

اعوذ بالله من النفس و الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

درباره اسم حضرت علی(ع) چه احساسی داری ؟

واسه ما ایرانیا کم کمش این نام یه تقدس والا  داره که بی قید به هر حس و حال و هوایی که داریم اگه بپرسن دوست دارید شیعه ی واقعی حضرت باشی بی درنگ بی تأمل دوست داریم .

حب علی (ع) رو داریم داریم داریم

شیعه کشی میانمار این روزا  به گوشت رسیده یا تو نت به چشمت ؟

شیعه های عراق رو که هر چند وقت یک بار با یه بمب گذاری می کشن دیدی؟

شیعه های افغانستان رو چی؟

کجای ایران زندگی می کنی ؟جایی که هستی امنیت داری ؟ شب با خیال راحت سرتو زمین نه رو متکا می ذاری؟

اما شیعه هایی هستن که تو آمریکا بهشتِ برین یه عده احساس امنیت ندارن

زنای شیعه ای تو اروپا تو قلبِ گفت وگوی تمدن ها هستن که با آزادی با امنیت نمی تونن تو خیابون قدم بزنن

می دونی چرا ؟چرا ؟ چرا ؟

تا حالا از خودت پرسیدی چرا ؟

آخه ما یه آقا داریم که که سپر بلا مون شده

که بی بی سی هر قدر تیر و ترکش اتهام داره به اون می ندازه

که صدای آمریکا هر قدر دلش می خواد به اون تهمت می زنه

آخه آقا امام خامنه ای رو داریم از سال 68 تا حالا می شه 23 ساله که هر کس هر چی دلش خواسته به شخص اول مملکتمون ایرانمون ایران آریایی مون گفته

مسلمون نیستی آزاده باش چه طور غیرتمون اجازه می ده یه بیگانه به شخص اول وطنمون ...

هر اسمی رومون می ذارن بیاید نذاریم کسی احساس هم بکنه که ما وطن فروشیم

بیا سرمون و بالا بگیریم و بگیم غیرت داریم

نسبت به اهل کوفه چه احساسی داری ؟

تو تصورت چه آدمایی بودن ؟

شنیدی می گن لبنانیا از ایرانیا بدشون میاد ؟

همین لبنانیا که با لببک خامنایی (خامنه ای ) حزب الله رو راه انداختند همین لبنانیا

فهمیدی چی می خوام بگم ؟

آره عزیز دلم اگر تو امامت رو عزیز نداری اون عزتش رو از دست نمی ده تو عزت به دست نمیاری

می گفت:« یه عده جرأت نداشتن جلو امام خمینی نفس بکشن اما حالا دارن جولون می دن ...»

امام علی(ع) حجت خدا بودن معصوم بودن اومدن دستشو بستن زنشو جلو چشمش تو کوچه ها کتک زدن اما سکوت کرد فاتح خیبر ،حجت خدا با این که یک تنه حریف بود سکوت کرد

قربونت برم سید علی که حجت خدا هم نیست ادعا ی خیبر گشایی هم نداشتن ؛در برابر ما ، ما که ایرانی هستیمو باهاشون نیستیم سکوت می کنن

آره امام خمینی می تونستن سکوت نکن چون همت داشتن باقریو زین الدینو چمرانو خرازیو متوسلیانو... داشت

بهشتی داشتن بهشتی که انقدر ازشون مطمئن بودن که بذارن تا لحظه ی شهادت مظلوم بمونه

اگه رگ غیرتی برات مونده بهش بربخوره آخه امام خامنه ای تنهاست .

 

خدایا مارو سرباز پای رکاب امام خامنه ای کن که به آقا بگیم مولایم آماده ایم عجل علی ظهور

 

اگه با حرفام مخالفی برو تو ادامه مطلب اگر هم با حرفام موافقی برو تو ادامه مطلب

ادامه نوشته

پیروان مسیح(ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام آقای من ؟

این روزا خودم نیستم

کیم ؟ کجام ؟نمی دونم

اگه خودم بودم اوضاع خیلی بهتر بود خیلی راحت تر احساس می کردم به شما نزدیکم

دیروز شنبه رفتم کلیسا شمع روشن کردم و دعا هم کردم

اما ... من دنبال یه چیز دیگه بودم

این که از خونه رفتم بیرون پر از حکمت بود اما نمی دونم حکمتش بر میگشت به رفتن به کلیسا یا به رفتن زیارت شهید خرازی به شهید گفتم تولد امام حسین(ع) اومدم امروزم روز تولد امام حسن(ع) و اومدم حالا دیگه حاجتمو بدید دیگه ...

البته هدفم این بود برم ببینم سطح تفکر یه مسیحی چه حده

مسیح رو با پیروان ظاهرش شخصی دیدم فراموش شده

اما در گلزار شهدا دیدم که برای آمدنتان قیام کرده اند .

ودیدم که پیروان مسیح آنهایند، آنها پیروان آدم(ع) و نوح(ع) و ابراهیم خلیل الله و موسی کلیم الله و عیسی پسر مریم روح الله

چه این که دیدم عیسی برای بشارت پادشاهی خدا آمده بود    

و قیام کنندگان تو پیش پای خداوند قائم شدند

که چنین قیامی تنها آن پادشاه را سزاست .

 

ل.میگه: منظورت رو نمی فهمم

می گم: یعنی پیرو کسی بودن به دنبال کردن هدف اونه نه به نام و به نشانی و شهدا در مسیر اون هدف بودند .

بعضی در جامعه ی امروز دم از امام خمینی(ره) می زنند اما رهبری بخوانیم امامت امام خامنه ای (مد ظله) رو نمی پذیرند و البته برگردیم به یاران آن امام که پیروانش علی (ع) را پس از سال ها پذیرفتند اما در جریان صلح با معاویه سر از تسلیم باز زدند

 

قطعا پیروی امام زنده سخت تر است از تحلیل آن امام که رفت و باب هوای مان را به نامش باز می کنیم

 

پ.ن : رفقا ما انسانیم و اگر مسلمان هستیم نباید در هرم قدرت صهیونیست ها جا بشیم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه (آمین)

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



خجالت نامه...

 

بسم الله...

سلام آقا

ممنونم باورم نمیشه این همه توجه باورم نمـ...

آقا چقدر مشکل دارم چه طور می تونم ادعای ایمان داشته باشم وقتی لحظه به لحظه شمارو از حال خودم از کارای خودم آگاه نمی بینم .

آقا ببخش ببخش ببخش

دیروز راستش بغضم خیلی سنگین بود و نمیتونستم جلوی اشکامو بچه بازی دلمو بگیرم .

اما...

بگذریم از این که همه چیز تقصیر من بودو من صابونی بودم وگرنه ...

(دیروز مامانم خواهرم عازم جمکران بودن و به دلایل کاری نمی تونستم برم و بغض و گریه... اشکامو پاک نکرده بودم(رجوع به پست قبل)  که مامان زنگ زدن زود آماده بشمو با دو خودمو برسونم به مسجد محلو من هم عازم آقا...)

آقا نامه ای رو که برای چاه عریضه نوشتم ننداختم تو چاه آخه واسه خوندن خودم بهتره :

بسم ا...الرحمن الرحیم

سلام آقای من سلام

من همونیم که یهو خواستیدمو یهو اینجوری بدون آمادگی* پاشدم و اومدم .الحمدلله شما همونی هستید که من همیشه می خواستمو ... این حرفا که مهم نیست .

آقا واسه چاه عریضه و شکایت نامه می نویسم پس شکایت کنم ؟

آقا من شاکیم ، از جسمم شاکیم که با شما راه نمیاد   از دستم از دلم از ذهنم شاکیم که با شما راه نمیاد.

آقا من از دنیا شاکیم که شما انقدر تنهایی ،شما تنها ، ما تنها و... خدا تنها ؛خوب آقا تورو خدا بیاید یه کاری کنید ما آدم بشیم تا شما از تنهایی در بیاید .آقا به خدا فقط دلم می خواد آدم بشم و آرامش و قرار دنیارو بذارم واسه شما دلم می خواد همه چیزم که هیچ همه چیز هممون رو بذارم واسه شما بعد شما بیاید و همان کِیْ شود که انتقام سیلی زهرا بگیریم . آقا نمی خوام یار صابونی باشم نه من نه هیچ کدوم بچه ها .

آقا بچه ها خیلی گناه دارن خیلی گناه دارن یکم بیشتر هواشونو...

ببخشید مولا ببخشید آقا ببخشید ، آخه کی بهتر از خود شما حواسش بهمه هست کی بهتر از شما میدونه ... آقا تورو خدا یه کاری کنید که آدم شیم که بدونیم شما حواستون هست که ما خودمونو ازتون جدا نبینیم .آقا تورو خدا مارو اصلاح کنید .

ل. گفت آروم بگم تو رو خدا بیاید که تازنده ام حکومت عدل مطلق رو ببینیم . دیگه دلم نیومد بگم مشکل ماییم که هنوز تحمل عدل نداریم ؛ دیگه دلم نیومد بگم یه عده از این ماها که همچین خودشونو نسپردن به شما و خدا بعدا که بیاید چی می گن که نباید بگن و ... خلاصه از این حرفا که ... از این حرفا که شما رو گذاشته اون دور پشت پرده ی غیبت که نه پشت پرده ی گناه های ما ...

 

آقا خدا به حضرت موسی گفتن : موسی نمک آشت رو هم از ما بخواه و نکه نفسمونم خدا نمیده** من موندم پس از کی بخوام؟

شما هم که واسطه ی فیض خدایید و دیگه همه چیز باید از زیر نظر شما بگذره حالا من بیام یه سری خواسته ی دنیایی ردیف کنم و سال بعد بیام بگم آقا منو از اونا نجات بدید؟ هرچند که شما و خدا طبق صلاح عطا می کنید ولی ...

آقا جانم  همه ی حاجتم واسه همه اول معرفته دوم معرفته سوم معرفته آخرم معرفته

یعنی معرفت تا آخرش ، معرفت تا تهش ، از اون معرفتا که آدمو پابند خودتون می کنه ، از اونا که 0 تا 100 رو می ده دستتون آقا خواهش می کنم معرفت رو بهمون عطا کنید .

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

راستی برای فرج هم زیاد دعا کنید

چه کنیم از آقامون یاد گرفتیم دیگه .

30/4/91                         2:18

خجالت نامه :

*م. اگه آقا گفتن بیا برا قیام این جوری هستی که سریع کفشاتو بگیری دستت و بدویی

**شکر این نعمتا رو گذاشتی واسه کِیْ؟

پ.ن :

       راستی تو اگه قرار بود از یه سری سختی بگذری( 7کوه و 7 دریاو 7...)بازم واسه دیدار آقا ...

       بیا به خودمون بیایم بیا یه جوری بشیم که بگیم ان الصلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه (آمین)

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

وضعیت دلم وخیم است

بسم الله ...

سلام

می خواستم قهر کنم

و بغض

و برای اینکه بغضم نشکند سکوت

با قرآن و آب و حرص و طمع از خانه بیرونشان کردم

تاراهی جمکران و قم و تو شوند

و حالا با تو ....

آقا قهرم قهرم قهرم

قهر قهر قهر تا روزِ...

و کسی دستی بر دلم کشید تا این بچه را خر کند و گفت آقا این جا هم هست هست هست

ولی من این جوری که زانو هایم را بغل کرده ام ، اینجوری که بغض کرده ام وگریه میکنم همین جوری یتیمانه قهر می کنم

ولی

با تمام خوبیتان

با تمام بزرگیتان

با تمام آقایی تان  

کسی ،چیزی ، احساسی ته دلم می گوید :

اگر آقا با تو قهر کرده باشد چی ؟

آنوقت حال و هوای بچگی از سرم می افتد و قهر نمی کنم اما سکوت چرا .

(وضعیت دلم وخیم است .

وسکوتم ترس دارد.

التماس دعا .)

آقا سلام امروز جمعه نیست...

اقا سلام امروز جمعه نیست

اما دل از شما و عطر نرگستان پر است

اقا سلام در کوچه های مبهم زمان

از بوی نرگستان کدام لحظه با خبر است



اقای من سلام شما از کجای این دیار

سر میزنید به ایتام روزگار

وقتی زمان خفته در گناه خویش

از غیبت غریب پرورد گار



اقا سلام نگاه کنید که دل

در بطن یاس و نرگستان مانده است

تن را ببینید که در پس دنیای شیشه ای

پروانه وار از رسیدن وا مانده است



آقا ی من نگاه کن که چشمهای عاشقان

سر چشمه اند لیک هر لحظه تشنه اند

یک بار هم آسمان را رها کنید

آلاله های انتظار در زمین فراوان ترند



اقا سلام امروز جمعه نیست

اما دلم به وسعت خورشید جمعه در غروب

اقا سلام دست مرا هم بگیرید

این دست سر شار از خلاء لحظه های خوب



آقا سلام این جمعه هم قول میدهم که از خدا

با ضجه مویه کنم و ظهور را التماس

لیک هر دفعه فقط بغض میکنم

در خواهش لحظه لحظه ی عطر یاس



اقا سلام امروز جمعه نیست ...



السلام علیک یا اباصالح المهدی ...

 

پ.ن :

هرچه خواستم بنویسم چشم یاری کرد دستم نه .

آقا این شعر را هر دو به خاطر می آوریم .

از نویسنده وب یادی از آفتاب تشکر میکنم که شعرم رو از وبلاگشون سرچ کردم .

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه (آمین)

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

شما شبیه ...!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام مولایم آقایم

و شما بیشتر شبیه این هستید که کسی هست در کنارم انقدر که خیالم از بودنش راحت باشد

و این که وقتی هست همه چیز آن جور است که باید باشد

همه چیز آن جور است که باید باشد یعنی ،یعنی این که من دلشوره ندارم

من شادم

من بی دلهره ام و انقدر می دوم می پرم می پرم تا یک هو خودم را رها می کنم رها رهای رها

بی آنکه ظن نبودنت مرا زمین بزند

 

و شما بیشتر شبیه این هستید که چشم هایم را که باز می کنم آنقدر خیره و ذوق زده می مانند که ...

که فکر می کنم خوابم و اگر از آسمان هم زمین بپرم زمین دردش نخواهد گرفت

که فقط می خواهم کسی نیش گونم بگیرد که بگویم آآآآی ی ی ی

و نه من بیدارم !!!

­ـ خدا تو این بودی !؟ همین حقیقتی که ...

و چشم هام چشم هام که خوشکشان زده و هرگز دلم نمی خواهد از نگاه خدا جا بماند!

و شما بیشتر شبیه این هستید که، شبیه این که نفسم بند می آید از بودنت از دیدنت از نفس کشیدنت  

و یک جور هایی

مثل بچه ها پشت میز کار دستی نشستن و بازی بازی بال و پر افکار بی هوده را چیدن ،آنقدر که هیچ چیز نماند و تازه بفهمیم خدا یعنی همین که هیچ چیز نماند و تو دلت آرام باشد .

همین .

اما آقا جان

آقای خوب

آقای من

ببخش ببخش ببخش که شما بیشتر شبیه آرامشید

نه شبیه این دل شوره های من .

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه (آمین)

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



پیش به سوی ظهور...

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام آقا

امشب آمدم در کوچه پس کوچه های شهر قدم بزنم چشم چرانی کنم تا علمدار های تو را ببینم که پرچم امامتت را ریسه می کنند بر درو دیوارهای قد کشیده ،دوده گرفته ،زنگارزده . در شهری که آیینه هایش جز تصویر ماشین هایی که به سرعت از کنار هر چیزی می گذرند ندیده .

دیدم اینجا دور از جان شهرِدین و دنیامان نه که کوفه باشد ولی آقا خوب بعضی ها انقدر سرشان از دنیا پر است که دلم خوش می شود به این که وقتی آمدید نسبت آن هایی که شمارا تصور کرده اند و حالا با تصورشان توفیق دارید به آن هایی که تصور نکرده اند و شما هر که می خواهید باشید باشید بیشتر است .

امشب فقط خواستم بیایم و یبن الحسن خوش آمدید بشنوم و بغض بترکانم

مهدی بیا مهدی بیا بشنم و بروم

بروم با بغضم تنها شوم و یک چیز هایی در دلم هست که بی خیال نمی توانم این جا بنویسم ولی ...

...

وقتی می خواستم از وخامت اوضاعم بگویم می گفتم همه چیزم را همه ی دارو ندارم را از دست داده ام خوب آقا قربانتان بشوم شما هم از همین ها می خواهید دیگر .

امشب دارایی هایم را لیست می کنم و همین جا نذر می کنم از همه شان بگذرم که بگویم آقایم از همه چیزم گذشتم .

آقا امشب همینجا همه چیز را می گذارم و می گذرم پیش به سوی ظهور.

اموال منقول و غیر منقول عبارتند از :

1-       یک کوله بار تقریبا n ساله از گناه با تلاش مضاعف و البته استغفار و توبه هم داشته ام ولی خوب کوله بارم به اندازه ی هرکه در n سال دیده ام هم حساب شود ؛ حساب کتاب دقیقش برای امشب و خدایی که بی حساب می بخشد راستش دستم نیست .

2-       یک دل مخروبه دارم که با چشم و گوش و دهان و دستان و پاهایم هماهنگ شده .

3-       و یک عقل که به حکم انسانیت خدا داد و حالا بر اثر یک سری حوادث انقدر رفته در کماو برگشته یا برنگشته که چیزی اش باقی نمانده .

4-       یک ذهن دارم که شرمنده ام آقا هم خیلی هواییست هم خیلی وبال .

5-       و یک تن چموش ،که نه که بگویم خدارا بنده نیست نه، بد بخت فلک زده گیر یکی افتاده که همچین احوالش مساعد نیست از این رو یکم ریپ می زند و گرنه آقا هُلش بدهید تا کوه های قاف هم با خودتا می آید فقط همین استارتش خوب کار نمی کند.

6-       و یک چیزِ یک جوریی که نمیدانم کجاست که دنیا و مافیها دل زده اش کرده و همه چیز برایش بی ارزش و بی اهمیت مینماید جز شما و آمدنتان وهمان هدفی که دارید که هرچه بهش فکر می کنم عقلم به جایی نمی رسد که آخر چیست ولی خوب در بست شمارا قبول دارم و حالا با همین انقدری که میدانم شما فرزند همان آقایی هستید که خدا فرمود : نزدیک است خودت را هلاک کنی از این که کافران ایمان نمی آورند .

 

همین آقا همه ی این چیز ها به جز قلم آخری را خودم کسب کرده ام البته به این قلم آخری هم یکم مشکوکم حالا هرچه نوشته ام و هرچه ننوشته ام از مال و امول همه را می گذارم وسط البته تا فردا شاید طول بکشد خلاصی از زیر بارشان ولی آقا خوب با یک احساس عاریه که نمی توان میلادتان را تبریک گفت می توان ؟

میلادتان مبارک باشد سرورم .

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه (آمین)

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

یکی بیاید بدزدد و ببردش

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

سلام مولای من

باغبان گفت :روحش دردی دارد که دلش را آزار می دهد .

گفتم : خوب راه حلش چیست ؟

باغبان راه هایی را می گفت .

می گفتم :نه یک راه حل بهتر

گفت : دلم نمی خواهد برایش تلاش کنم یکی بیاید بدزدد و ببردش

گفتم :راه حل خوبیست ولی وقتی تو چهار چشمی مواظبش هست و همه ی حواست به اوست چگونه دزدی می تواند بیایدو بدزدد و ببرد ؟

آقا وقتی تمام حواسمان گرم این زندگی و گناهانمان است چگونه می توانی بیایی

چگونه خدا می تواند تو را بیارد .

گاهی حوصله ی یک دوست خوب را نداریم

از همان دوستانی که یادمان می آورند گناه نکنیم و مدام می گویند :

غیبت !؟ نه این حرف را نزن

آرایش !؟ شاید آقا بخواهد نگاهت کند مانعش نشو

نگاهت لایق دیدار اوست نه این همه قبح

دلت جای یاد خداست نه هر کسی و هر خیالی

و ...

و گاهی به دوستانمان یاد می دهیم از ما دروغ بخواهند ٰ، یا غیبت بخواهند و یا اسباب دوزخ بخواهند

چرا چنین شده ام ؟

وجدان تنها دوستم بود که از این که هر بار ردش می کردم از من خسته نمیشد ولی این روزها که شما نمی آیید گاهی وجدانم نمی داند وقتی دلی را شکستم گناه بود یا نه ؟

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد ما احاط بهی علمک

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه (آمین)

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد ما احاط بهی علمک

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

بسم الله

 

 

وقتی اخم های دلم را دستی گره می زند

دستی هم دهانم را می دوزد

کسی چشم های دلم را می بندد گویی که نمی دانم چه میشود

بغضی می آید

واشک دست می کشد به سرم

یتیم نوازی می کند .

آقا...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام غریبه

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

غریبه ی سرزمین پارس

ما که سال هاست همه با هم غریبه شده ایم

خوشا که تو آشنای این سرزمین هستی

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

یک روز خواهیم آمد...

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

آقای من سلام

ایستگاه حرف های خودمانیست

گرچه بسیار جاهلم اما می دانم می دانم هر روز ندای هل من ناصر ینصرنی سر می دهید و هر روز در کرب بلایی که هستید عاشورایی را میدان دارید که عجل لولیک الفرج گویان لبیک می دهیم ی ز ی د را بی آنکه خم به ابرویمان بیاید و بی آنکه بدانیم نواده رسول الله را مقابله می کنیم

نواده ی رسول الله را...

آقایم این حرف هارا نمی زنم چون نمی خواهم مثل آقا بیا آقا بیا و اللهم عجل لولیک الفرج و الهی عظم البلا آنقدر تکراری شود که یزید زمان هم همنوا با تمام کوفیان و یاران حقیقی بخواند :

که اینجا کربلاست و امروز عاشورا

ولی

احساس می کنم باز هم اشتباه می کنم و من آنقدر باید به گوش زمان بخوانم که زمین و زمان ، دوست و دشمن با ناله هایم هم نوا شوند و  هر کس از هر زمان که فرج می خواند و داستان حسین (ع) می داند بفهمد و بداند و بداند که اینجا کربلاست و درست همین امروز عاشوراست .

شاید باوری از ماوراء انتظارمان سر زند و تو را میان این مهلکه ای سنگین از عمق روزهای رفته و روزهای مانده هل من ناصر ینصرنی گویان بیابیم و در محضرت ظهور کنیم

 می دانم که هر روز برای فرجمان دعا می کنید

یک روز خواهیم آمد ...

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیت و النصر و جعلنا من انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یده

آمین به حق محمد واله طاهرین

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

من و تو

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

من نمی آیم یا تو ؟

من مانده ام یا تو ؟

تو هستی یا من ؟

... .

مارا برای کربلا آفریده اند

چه بخواهیم

چه نخواهیم

چه بدانیم

چه ندانیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم

بهت

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

باز می خواهد سکوت کنم

شرم داغی که در سینه ام غلیان دارد را می گویم.

 اما صدای هلهله ی کوفیان ز دور دست این کربلا عاشورایی به پا کرده که بیا و ببین .

و من آنقدر مبهوتم که گمان نمی کنم به این سادگی باشد کربلا و عاشورا و این حرف های اسطوره ای

 

... .

امروز خوابم برد

خواب ! آنهم در این کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

 

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

هیچکس ته فنجان قهوه ی تلخش پی آرزوی شیرین آمدنت نیست

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

امشب مادرم با تو حرف می زد

و آرزوی شیرین آمدنت

و اسم تو که می آید همه ی حرف های دل یکی می شود

حرف همه ی دل ها هم یکی می شود

اما نگاهمان برای آمدنت یکی نیست

دنیای بدی شده

انقدر کار های جورو ناجور سرمان ریخته که هیچ چیز با آمدنت جور در نمی آید

دنیا برای نیامدنت با تمام این چیز های نا جور یکی شده

 

................................................... .

این نامه را فقط برای خودتان نوشتم ولی سبکش سبک شده

آقایم برایتان می خوانیم :

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

و برایش بخوانیم :

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

؟

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

پر از حرف و دردو ناله ام

و تو آنقدر خوبی که صدای سکوتم را می شنوی

امروز یادتان افتادم و اینکه بیا بیا گل نرگس و این حرف های قدیم ، تا مرز روزگاری که فهمیدم آمدنتان را باید فهمید و این ناله ها همان نامه ها است و ...

............................ .

امروز برگشتم به قبل تمام روزها

و با خود از شما یاد کردم

و با تمام وجود مملو شدم از التماس حالا با همه ی التماس هایم دستان خالیم برای گفتن عجل لولیک الفرج هم نیازمند یاری شماست.

آقایم شما برایش دعا کنید و بخوانیم :

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم